
پدر، بر تو سلام
![]()
بعد از شهادت یاران و نزدیکان امام نوبت به جانبازی فرزند وی حضرت علی اکبر(ع) رسید. او که ریشه اش از خاندان نبوت بود، در خلق و خوی شباهت زیادی به پیامبر اکرم(ص) داشت و این خصلت دلبستگی امام و دیگران را به وی دو چندان می کرد. امام حسین(ع) فرمود: هرگاه دلمان برای پیامبر تنگ می شد علی اکبر را نظاره می کردیم. بنابراین وداع او برای رفتن به میدان به امام بسیار گران آمد. در لشکر دشمن هماوردی برای علی اکبر یافت نشد و او خود را به قلب دشمن زد و با نبردی سنگین تعداد زیادی از آنان را نابود ساخت. شدت حمله تاب و تحمّل را از آن حضرت گرفت و به سوی پدر روانه اش کرد، بلکه با قطره آبی عطش خود را فرونشاند و دوباره به رزم ادامه دهد. هنگامی که علی اکبر نزد پدر آمد و از تشنگی سخن گفت، امام حسین(ع) زبانش را مکید و انگشتری رسول خدا(ص) را در دهانش نهاد و او را به طرف میدان بازگرداند. حضرت علی اکبر(ع) پس از مبارزه ای سخت پدر را مورد خطاب قرار داد و فرمود: پدر جان سلام بر تو، این جدّم رسولخداست که با جامی پر از آب مرا سیراب کرد، به طوری که بعد از این تشنگی نخواهم دید.(15)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
15. بحار، ج 45، ص 44.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » 
نفرین امام
![]()
امام حسین(ع) در تمام منزلگاهها که توقف می نمود هرکجا موقعیتی پیش می آمد به موعظه سپاه دشمن می پرداخت و آنها را از جنگ باز می داشت، حتی در ملاقاتی با عمر سعد سعی نمود او را از این گمراهی نجات دهد و هر وعده ای که ابن زیاد به او داده بود را به بهترین وجه برآورده کند، امّا سخنانش بر قلب قسی او اثری نبخشید و هربار به بهانه ای واهی از نصایح امام سرباز زد. امام حیسن(ع) که سخت دلی او و سست پیمانی لشکرش را دید، احتمال هرگونه تعرضی را به خیام حرمش داد. بنابراین فرمان داد اطراف حرم خندقی کنده و از هیزم پرکنند و سپس آتش بزنند.
زمانی که آتش زبانه کشید فردی از لشکر دشمن سوار اسب شد و به سوی خیام امام جلو آمد و گفت: ای حسین، پیش از آتش آن دنیا به خود آتش زدی! حضرت فرمود: کذبت عدو اللّه دروغ گفتی ای دشمن خدا، گمان داری تو به بهشت می روی و من به دوزخ، پس روی به قبله آورد و فرمود: خدایا او را به آتش دنیا بسوزان قبل از آنکه به آتش آخرت گرفتار آید. نفرین امام در مورد او به اجابت رسید. پای اسب به سوراخی رفت و تعادلش به هم خورد و در حالی که پای آن ملعون در رکاب اسب گیر کرده بود به اینطرف و آنطرف کشیده شد و نهایتاً به خندق آتش افتاد.(13)
لجاجت و قساوت دشمن در کارزار کربلا چنان شد که به تذکرات و سخنرانی های امام گوش نمی دادند و هنگام خطابه امام همهمه می کردند تا صدای آن حضرت به گوش دیگران نرسد، و چنانچه مورد مؤاخذه امام واقع می شدند گفته هایش را تصدیق نمی کردند و به تکذیب آن می پرداختند. به سخن امام که فرمود: آیا امروز در شرق و غرب عالم فرزند دختر پیامبری غیر از من می شناسید. اعتنایی نکردند و با جسارت تمام در مقابل او و خاندانش اسب می راندند، رجز می خواندند و هتاکی می کردند. عبداللّه بن حصین از لشکر ابن سعد به آواز بلند فریاد زد: ای حسین از این آب فرات که می بینی چون شکم ماهی موج می زند قطره ای نمی چشی تا هلاک گردی. آن حضرت از شنیدن این سخن دیده اش گریان شد و فرمود: «اللهم امته عطشانا؛ خدایا او را تشنه بمیران.» در آن حال اسب رمید و برزمینش زد. او برخاسته و بدنبال اسب می دوید و در حالی که تشنگی بر او غالب شده و فریاد العطشش بلند بود، هرچه آب به او رساندند نتوانست آن را بخورد و با تشنگی به هلاکت رسید.(14)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
13. همان، ص 69.
14. نفس المهموم ص 152، روضة الشهداء، ملا حسین کاشفی، ص 269.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » 
محل شهادت
![]()
کاروان امام حسین(ع) در کنار دهکده ای به نام «عقر» توسط حر و لشکریانش متوقف شده بود، امام از حر خواست آنها را مقداری جلوتر ببرد تا در کنار فرات رسیدند. اسب امام در این مکان ایستاد و دیگر از جایش حرکت نکرد امام حسین(ع) از نام این سرزمین پرسید؟ همراهان گفتند: اینجا را ماریه و به قولی کربلا گویند. چشمان امام از اشک پر شد و فرمود: خداوندا از غم و اندوه به تو پناه می برم، این جا محل ریختن خونهای ماست، بارها را باز کنید و شتران را بخوابانید و خیمه ها را بپا کنید.»(12)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
12. ینابیع الموده، ج 2، ص 161.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » 
چشمه آب
![]()
عبیداللّه بن زیاد دورادور جریان جنگ و مقابله با امام حسین را از طریق ابن سعد و دیگر سرداران برگزیده اش کنترل می کرد: عمر سعد بنا بر خواسته او سوارانی انتخاب نمود و بر فرات گمارد تا نگذارند امام و اصحابش از آب استفاده کنند. این بزرگترین بی رحمی در حق امام و فرزندانش بود. اولین محاصره و بستن آب روز ششم محرم اتفاق افتاد. تشنگی، خاندان و اصحاب امام را آزار می داد و آنها را سخت تحت فشار قرار داده بود. در این هنگام امام حسین(ع) به بیرون خیمه آمد، سنگی برداشت و به اندازه 19 قدم به طرف قبله حرکت نمود و آن جا چاه آبی خوشگوار هویدا گشت، همگی از آن نوشیدند و پس از آن آب چشمه خشک گردید و از بین رفت. این خبر به گوش ابن زیاد رسید، به عمر سعد نوشت، شنیده ام حسین بن علی چاه حفر می کند و خود و یارانش از آن می نوشند. از این کار ممانعت کن و اوضاع را بر آنها تنگ گیر. پس از این فرمان، عمر سعد عمربن حجاج را با پانصد سوار فرستاد و جلو آب را گرفتند و نگذاشتند امام دیگر از آب استفاده کند.(11)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
11. همان، ص 224.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » 
احسان به دشمن
![]()
نیکی و احسان به انسانها از خصائص بزرگان دین است. آنها حتی در رویارویی با دشمنان و معاندان رفتاری پسندیده داشتند و دیگران را به رعایت این عمل ترغیب نموده اند. بخششهای سخاوتمندانه رسول خدا(ص)، از خود گذشتگی های علی(ع) در جنگها و چشم پوشی و بخشش امام حسن(ع) در برخوردهای سخیف مخالفان، مظهر اخلاق و رفتار الهی در مکتب حیاتبخش اسلام است. امام حسین(ع) که در خاندانی پاک، سخاوتمند و با فضیلت پرورش یافت در مواجهه با لشکر دشمن، زیباترین و پسندیده ترین روش را برگزید. بطوری که نکات آموزنده و تربیتی آن تا ابدیت الگو و سرمشق انسانهای آزاده قرار خواهد گرفت.
در منزل «ذوحسم» که امام و یارانش فرود آمدند، لشکر حر بن یزید ریاحی با هزار سوار رسید. ابن زیاد فرمان داده بود امام حسین(ع) را هرکجا دیدند محاصره کرده و از رفتن وی به کوفه جلوگیری کنند. امام حسین(ع) که حر و لشکریانش را تشنه یافت. ابتدا دستور داد او و افرادش و حتی اسبهایشان را سیراب کنند و پس از آن به «علی بن طمان محاربی» که از دشمنان بود و تازه از راه رسیده بود و از همه تشنه تر بود آب داد امام او را کمک کرد تا آب نوشید زیرا از شدت تشنگی نمی توانست از لب مشک آب بنوشد.(10)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
10. مقتل الحسین، ص 218.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » 
یاری فرشتگان و جنیان
![]()
حمایت پروردگار و امدادهای غیبی در اکثر نبردهای مسلمین آنها را بر دشمن فائق گرداند، در جنگ بدر که رسول خدا(ص) و یارانش به جنگ با کفار پرداختند بیش از سه هزار فرشته آنها را یاری داده تا دشمن را شکست دهند و با پیروزی از میدان جنگ بیرون آیند. «در روزی که امام حسین(ع) از مکه حرکت نمود، گروهی از فرشتگان آن حضرت را ملاقات کرده و گفتند: ای حجت خدا ذات مقدس باریتعالی در بسیاری از جنگ ها به وسیله ما، جدت رسول خدا(ص) را یاری نمود. اینک برای یاری تو آمده ایم. امام حسین(ع) به آنها فرمود: وعدگاه من و شما زمین کربلاست که من در آنجا کشته می شوم. علاوه بر فرشتگان جمعی از جنیان نزد امام آمده و گفتند: ما از شیعیان و یاران تو هستیم، اگر فرمان دهی تمام دشمنانت را نابود خواهیم کرد. امام حسین(ع) در حق آنها دعا کرد و فرمود: به خدا قسم قدرت ما بر کشتن آنها بیش از شماست. لکن می خواهیم حجت بر همه تمام گردد تا کسانی که هلاک می شوند و یا به سعادت می رسند هر دو از روی دلیل و آگاهی باشد.»(9)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
9. همان، ص 68.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » 
مقامات عالی
![]()
خداوند متعال برای اهل بیت(ع) مقاماتی مهیا دیده که با دفاع از حق و شهادت در این راه بدان خواهند رسید.
مسلم اسرار این مطلب را کسی جز پروردگار نمی داند. هر فعلی که از طرف ائمه اطهار انجام می پذیرد اعم از سکوت، مبارزه،قیام و قعود طبق برنامه خاصی است که از جانب خداوند بدانها رسیده است. و این مسئله با اختیار و تصمیم آن بزرگان منافاتی نداشته و آنها برای اطاعت از پروردگار عالم به انجام تکلیف همت می گمارند و از سرنوشتی که برایشان مقدر شده سرباز نمی زدند و قبول هرگونه مصیبت در راه خدا را سبب تقرب به حق و رسیدن به درجات عالیه ای می دانستند که خداوند برای آنها مهیا نموده است. امام حسین(ع) با قیام جاودانه خویش از توطئه ها و حیله های دشمن پرده برداشت و دینداری و شجاعت را در بین مسلمانان احیاء کرد و با نثار خون خویش درس ایستادگی در برابر ظلم را با کمی افراد و تجهیزات به دیگران آموخت. آن حضرت از شهادت خویش آگاه بود و مطالبی که در مدت حرکتش از حجاز تا عراق بر زبان راند گویای این حقیقت است.
در سرزمین ثعلبه هنگام ظهر امام حسین(ع) اندکی خوابید و وقتی بیدار شد فرمود: در خواب هاتفی را دیدم که می گفت: شما به شتاب می روید و مرگ شما را با شتاب به بهشت می برد. علی اکبر(ع) که چنین سخنی را از پدر شنید گفت: پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ امام حسین(ع) فرمود: آری به خدا قسم ما بر حق هستیم. علی اکبر عرضه داشت در این صورت ما از مرگ باکی نداریم و امام حسین(ع) که از استقبال فرزندش شاد شده بود بیان داشت: فرزندم خدا به تو جزای خیر دهد.(8)
اینگونه خبر از آینده دادن مختص اولیاء الهی است و از مصادیق آن می توان وجود مقدس اباعبداللّه (ع) را نام برد. امام علاوه بر این مورد، بارها در مسیر حرکت به سوی کربلا و خصوصاً شب عاشورا همراهان را از اتفاقاتی که در پیش دارند آگه نمود. در مبارزه نابرابر سپاهیان کفر با امام شهیدان اگرچه دشمن مستانه در شیپور پیروزی دمیدامّا فتح واقعی از آن امام حسین(ع) و یارانش بود. امام پیروزی را در مبارزه ظاهری و کشت و کشتار نمی دانست، بلکه آن را در رسیدن به هدفهای مقدسی می دانست که به خاطر آنها قیام کرده و شهادت را انتظار می کشید.
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
8. لهوف، ص 70.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » 
تربت مبارک
![]()
واقعه شهادت سیدالشهداء یکی از اسرار خلقت است که قضایای غمبار آن در اندیشه و کلام پیامبران و اوصیاء الهی ساری و جاری بوده به طوری که آنها با بیان گوشه هایی از این حماسه جاوید همواره مغموم و محزون بودند. آدم ابوالبشر بر غمش گریست و ابراهیم خلیل پس از آنکه به قدرت الهی صحنه کربلا را مشاهده نمود قلبش پر از اندوه شد و اشک از دیدگانش فرو ریخت. «زمانی که امیرالمؤمنین(ع) همراه یارانش عازم نبرد صفین شدند از کربلا عبور کردند. پس در آن سرزمین توقف نموده و با صدای بلند فرمودند: اینجا را می شناسید؟ و آنگاه با دست خود به جایی اشاره کرده و فرمودند: آنجا محل نزول آنهاست و سپس جای دیگری را نشان داده و بیان نمودند: اینجا جایی است که خون آنها ریخته خواهد شد و باز فرمود: چه مبارک تربتی هستی که گروهی از خاک تو بر می خیزند و به محشر می آیند و بدون حساب به بهشت داخل می شوند و آنگاه اشک از دیدگان مبارکش جاری شد و افرادی که در خدمتش بودند نیز گریستند.»(7)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
7. مقتل الحسین، علامه مقرم، ص 25.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » 
آدم (عليه السلام) گریست
![]()
در تفسیر آیه 37 سوره بقره نقل می شود: هنگامی که آدم کلماتی نورانی را دید که بر ساق عرش نوشته شده از جبرئیل پرسید این کلمات چیست؟ جبرئیل گفت: اینها اسامی رسول خدا و خاندان بزرگوارش می باشد، بدانها متوسل شو و خدا را بخوان. آدم چنین گفت: یا حمید بحق محمّد یا عالی بحق علی… و آنگاه خدا را به این نامها قسم داد. به نام حسین که رسید قلبش از اندوه گرفت و اشک از چشمانش سرازیر شد. علت این گریه و اندوه را از جبرئیل پرسید و او گفت: “حسین” فرزند تو به مصیبتی بزرگ مبتلا می گردد که تمامی مصائب در برابر آن کوچک است. آدم پرسید آن مصیبت کدام است؟ جبرئیل گفت: حسین تشنه و غریب و تنها کشته می شود و یار و یاوری ندارد، ای آدم اگر او را ببینی در حالی که می گوید: آه از تشنگی و آه از بی یاوری و از شدت تشنگی بین او و آسمان دود حائل می شود و هیچکس جواب نمی دهد مگر با شمشیر و شربت مرگ!(5)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
5. لهوف، سید بن طاووس، ص 23.
جنبه های غیبی عاشورا
نظر دهید » << 1 ... 198 199 200 ...201 ...202 203 204 ...205 ...206 207 208 ... 798 >>