https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

جهنم چیست:خدای تو به هیچ کس ظلم نمی کند. هرچه کرده است به او تحویل می دهد

در دنیایی که امروز در آن زندگی می کنیم و با آن درگیر هستیم، با بی عدالتی ها و ظلم هایی روبرو هستیم که ما را به ستوه می آورند… اما همه دل خوشیمان به این است که آخرتی وجود دارد که در آن جا به هیچ کس ظلمی نمی شود.

خدای سبحان در آیه 54 سوره مبارکه یس به نکته مهمی از نیازهای انسان اشاره می فرماید که در دنیا کمتر کسی به آن عامل است. می فرماید: امروز به هیچ كس ستم نمی شود (فَالْیَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا).

نه از پاداش كسى كاسته می شود و نه كیفر كسى افزون می گردد و حتى به قدر یك سر سوزن كم و زیاد و بیدادگرى و ظلم و ستم وجود ندارد.

سپس به بیانى می پردازد كه در حقیقت دلیل روشن و زنده اى براى عدم وجود ظلم در آن دادگاه بزرگ است می فرماید: شما جز آنچه را عمل می كردید جزا داده نمی شوید (وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ).

ظاهر این تعبیر بدون آنكه چیزى در تقدیر گرفته شود این است كه جزاى همه شما همان اعمال خودتان است، چه عدالتى از این بهتر و برتر؟!

در آیه 7 سوره مبارکه زلزال می فرماید: فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ این یک مساله است. هر کاری بکنی، ولو یک ذره در قیامت خواهید دید.

لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا(کهف،49) هرچه که کرده اند حاضر می یابند. می بینند.

وَلَا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا(کهف، 49) خدای تو به هیچ کس ظلم نمی کند. هرچه کرده است به او تحویل می دهد.؛ هیچ چیز از شمارش جا نمی ماند…

در آیه 30 سوره مبارکه آل عمران می فرماید: یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا قیامت یک روزی است که هرکسی هرچه از کار خیر کرده را در برابر خودش حاضر می یابد. در ادامه می فرماید: وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ آنچه که بدی کرده را هم در برابر خودش می یابد. تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا دوست دارد و آرزو می کند که خدایا بین من و عمل بدی که کرده ام هزار فرسخ فاصله باشد.

به عبارت دیگر: اعمالى كه از نیك و بد در این عالم انجام می دهید در آنجا همراه شما خواهد بود، همان اعمال تجسم می یابد، و در تمام مواقف محشر و بعد از پایان حساب، همدم و همنشین شماست ، آیا محصول اعمال كسى را به او تحویل دادن بر خلاف عدالت است؟ و آیا نفس اعمال را تجسم بخشیدن و قرین او ساختن ظلم است؟

و از اینجا روشن می شود كه اساسا ظلم در آن صحنه مفهوم ندارد و اگر در اینجا در میان انسانها گاهى عدالت است و گاهى ظلم، به خاطر آن است كه توانائى این را ندارند كه اعمال هر كس را به خود او تحویل دهند.

جمعى از مفسران چنین تصور كرده اند كه جمله اخیر مخصوص بدكاران و كفار است كه به قدر اعمالشان كیفر مى بینند، و شامل مؤمنان نمی شود، چرا كه خداوند بیش از اعمالشان به آنها پاداش می دهد. ولى با توجه به یك نكته این اشتباه برطرف می گردد و آن اینكه: در اینجا سخن از عدالت در پاداش و كیفر است و گرفتن جزاى استحقاقى، این منافات ندارد كه خداوند براى مؤمنان از فضل و رحمتش هزاران هزار بیفزاید كه آن مساله تفضل است و این مساله استحقاق .
تغییر نعمت و نقمت؛ تفضّل و استحقاق
نعمت بر اساس استحقاق نیست؛ بلکه از روی تفضل و لطف است؛ ولی یقینا کیفر بر اثر استحقاق است؛ ممکن نیست ذات اقدس خداوند بی گناهی را کیفر کند؛ ولی ممکن است خداوند، تفضلا کسی را متنعم سازد. به عبارت دیگر، تغییر نعمت ، سبب طلب می کند؛ ولی تغییر نقمت، سبب نمی خواهد؛ سببش همان لطف و رحمت الهی است چون ممکن نیست کاری بدون سبب رخ بدهد.

گاهی سبب، لطف خداست و گاهی هم استحقاق قابل، زمینه قبول را فراهم می کند. آیه مزبور می فرماید: خداوند نعمتی را که داد هرگز نمی گیرد یا کم نمی کند؛ اما اگر مردم، اخلاقشان را عوض کنند؛ مثلا، اگر شاکرند، کفران نعمت کنند و اگر متواضع، سخی و مطعم هستند، متکبر، مستکبر و بخیل شوند و ترک اطعام کنند، در این صورت ذات اقدس اله هم مسیر نعمت خود را برمی گرداند. و خداوند هم شنواست و هم آگاه است. می داند چه فرد یا جامعه ای، اخلاق و اوصاف نفسانی خود را دگرگون کرده و چه فرد یا جامعه ای اخلاق و اوصاف نفسانی خود را دگرگون نکرده اند و این به عنوان سنتی الهی ذکر شده، یعنی سنت ذات اقدس اله بر این است که نعمتی را که به فرد یا گروهی داده از آنها نمی گیرد؛ مگر این که آنان در اوصاف نفسانی خود تغییری ایجاد کنند.

در سوره «رعد» همین مطلب به زبان دیگری بیان شده است: « لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ » (سوره رعد، آیه 11).

اگر خداوند بخواهد چیزی را حفظ کند، ماموران الهی، همه اطراف آن شی ء را احاطه کرده اند. آنگاه می فرماید: اگر خداوند نعمتی را به قومی عطا کند، هرگز آن نعمت را تغییر نمی دهد؛ مگر این که آن قوم، مسیر اخلاق خود را دگرگون کنند. به این ترتیب قرآن برای قوم، ملت و جامعه جایگاه ویژه ای قرار داده است. ممکن است فردی که در جامعه زندگی می کند، اخلاقش را عوض کند؛ ولی مادامی که جامعه صالح است، ذات اقدس خداوند، نعمت را از آن جامعه نمی گیرد و این هم لطف مجدد الهی است.

www.agame.com/games/new

منبع: tebyan.net


موضوعات: راه نجات
   پنجشنبه 5 آذر 1394نظر دهید »


کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم ‏های سرخ، از عطش‏های پرپر شده.

این آتشیادها، چهل روز چون اسبان تاخته ‏اند بر پیکر صبر آنان.

بازماندگانِ حادثه تیغ و تاول، رسیده ‏اند به نقطه ‏ای از آغاز؛ به نگاه‏های در خون شناور، به گلوهای بریده شده در دلِ تشنگیِ دشت.

کاروانِ اربعین، با خطبه‏ های گریه، از شام رسوا برگشته است و تصاویر جراحت، در سوزنده‏ ترین بیان قاب می‏شود و در سوزنده ‏ترین بیابان.

بغل بغل شعله ریخته می‏ شود در صحرا.

دوبیتی‏ های پرلهیب، سطح مصیبت ‏زده دشت را گلگون‏تر می ‏کند. اکنون چهل روز از آن سیل عطش، سپری شده است. قافله‏ای زخم خورده، وارد سرزمین چهلمین روز می‏شود.

اینان اربعین را با خود آورده ‏اند؛ با نقل خاطرات قطعه قطعه شده. دنیای ادب نیز گل و ستاره آورده است که به پای سربلندی‏شان بریزد.

سلام بر استواری غیرقابل ترسیم شما! سلام بر آن گام‏های شکیباتان که جاده‏ های دراز شام را خسته کرد!

هر سال، چشمان غمبار اربعین که می‏ آید، اطراف ما پر می‏ شود از هیئت‏های مذهبی التماس و دسته دسته گل‏های اشک.

هر سال اربعین، از لابه‏ لای واژه‏ های مذاب مداحان، دل‏های آسمانی شما دیده می‏شود و علم‏های ما از هوش می‏روند.

لباس‏های مشکی تقویم، بوی قتلگاه می‏گیرند.

اربعین! به یاد روشنیِ شما شمع‏ گونه می‏ سوزیم و گریه سر می‏ دهیم برای فاصله‏ های خود و زجرهای شما.

خوشا زندگی در این گریستن و مردن‏های پیاپی!

خوشا گریستن برای داغ‏های زینب علیهاالسلام ، برای مصیبت‏های سجاد علیه‏السلام ، برای بی‏تابی بچه‏ های آسمان!

سلام بر اربعین که عاشورایی دیگر از گریه را برای ما به راه می‏ اندازد!

من برای گریستن، به آغوشت محتاجم.

آويني


www.digikala.com

   پنجشنبه 5 آذر 1394نظر دهید »

حجةالاسلام قاضی زاهدی گلپایگانی می‌گوید: من در تهران از جناب آقای حاج محمدعلی فشندی که یکی از اخیار تهران است، شنیدم که می‌گفت: من از اول جوانی مقید بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن‌قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیة اللّه روحی فداه مشرف گردم. لذا سال‌ها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می‌شدم.

در یکی از این سال‌ها که عهده‌دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آن‌که حجاج به عرفات بیایند، برای زوّاری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریباً عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمناً متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه‌هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آورده‌ای؟ مگر نمی‌دانی ممکن است سارقان در این بیابان بیایند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا که آمده‌ای، باید تا صبح بیدار بمانی و خودت از اموالت محافظت کنی. گفتم: مانعی ندارد، بیدار می‌مانم و خودم از اموالم محافظت می‌کنم.

آن شب در آنجا مشغول عبادت و مناجات با خدا بودم و تا صبح بیدار ماندم تا آن که نیمه‌های شب دیدم سید بزرگواری که شال سبز به سر دارد، به در خیمه من آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: حاج محمدعلی، سلام علیکم. من جواب سلام را دادم و از جا برخاستم. ایشان وارد خیمه شدند و پس از چند لحظه جمعی از جوان‌ها که تازه مو بر صورتشان روییده بود، مانند خدمتگزار به محضرش رسیدند. من ابتدا مقداری از آنها ترسیدم، ولی پس از چند جمله که با آن آقا حرف زدم، محبت او در دلم جای گرفت و به آنها اعتماد کردم. جوان‌ها بیرون خیمه ایستاده بودند ولی آن سید داخل خیمه تشریف آورده بود.
ایشان به من رو کرد و فرمود: حاج محمد علی! خوشا به حالت! خوشا به حالت! گفتم: چرا؟ فرمودند: شبی در بیابان عرفات بیتوته کرده‌ای که جدم حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین (علیه السلام) هم در اینجا بیتوته کرده بود. من گفتم: در این شب چه باید بکنیم؟ فرمودند: دو رکعت نماز می‌خوانیم، در این نماز پس از حمد، یازده مرتبه قل هو اللّه بخوان.
لذا بلند شدیم و این عمل را همراه با آن آقا انجام دادیم. پس از نماز آن آقا یک دعایی خواندند که من از نظر مضامین مانند آن دعا را نشنیده بودم. حال خوشی داشتند و اشک از دیدگانشان جاری بود. من سعی کردم که آن دعا را حفظ کنم ولی آقا فرمودند: این دعا مخصوص امام معصوم است و تو هم آن را فراموش خواهی کرد. سپس به آن آقا گفتم: ببینید آیا توحیدم خوب است؟ فرمود: بگو. من هم به آیات آفاقیه و انفسیه بر وجود خدا استدلال کردم و گفتم: من معتقدم که با این دلایل، خدایی هست. فرمودند: برای تو همین مقدار از خداشناسی کافی است. سپس اعتقادم را به مسئله ولایت برای آن آقا عرض کردم. فرمودند: اعتقاد خوبی داری. بعد از آن سؤال کردم که: به نظر شما الآن حضرت امام زمان (علیه السلام) در کجا هستند. حضرت فرمودند: الان امام زمان در خیمه است.

محمد علی فشندی

سؤال کردم: روز عرفه، که می‌گویند حضرت ولی عصر (علیه السلام) در عرفات هستند، در کجای عرفات می‌باشند؟ فرمود: حدود جبل الرحمة. گفتم: اگر کسی آنجا برود آن حضرت را می‌بیند؟ فرمود: بله، او را می‌بیند ولی نمی‌شناسد.
گفتم: آیا فردا شب که شب عرفه است، حضرت ولی عصر (علیه السلام) به خیمه‌های حجاج تشریف می‌آورند و به آنها توجهی دارند؟ فرمود: به خیمه شما می‌آید؛ زیرا شما فردا شب به عمویم حضرت ابوالفضل (علیه السلام) متوسل می‌شوید.
در این موقع، آقا به من فرمودند: حاج محمدعلی، چای داری؟ ناگهان متذکر شدم که من همه چیز آورده‌ام ولی چای نیاورده‌ام. عرض کردم: آقا اتفاقاً چای نیاورده‌ام و چقدر خوب شد که شما تذکر دادید؛ زیرا فردا می‌روم و برای مسافرین چای تهیه می‌کنم.
آقا فرمودند: حالا چای با من. از خیمه بیرون رفتند و مقداری که به صورت ظاهر چای بود، ولی وقتی دم کردیم، به قدری معطر و شیرین بود که من یقین کردم، آن چای از چای‌های دنیا نیست، آوردند و به من دادند. من از آن چای دم کردم و خوردم. بعد فرمودند: غذایی داری بخوریم؟ گفتم: بلی نان و پنیر هست. فرمودند: من پنیر نمی‌خورم. گفتم: ماست هم هست. فرمودند: بیاور، من مقداری نان و ماست خدمتشان گذاشتم و ایشان از نان و ماست میل فرمودند.
سپس به من فرمودند: حاج محمدعلی، به تو صد ریال (سعودی) می‌دهم، تو برای پدر من یک عمره به جا بیاور. عرض کردم: اسم پدر شما چیست؟ فرمودند: اسم پدرم «سید حسن» است. گفتم: اسم خودتان چیست؟ فرمودند: سید مهدی. من پول را گرفتم و در این موقع، آقا از جا برخاستند که بروند. من بغل باز کردم و ایشان را به عنوان معانقه در بغل گرفتم. وقتی خواستم صورتشان را ببوسم، دیدم خال سیاه بسیار زیبایی روی گونه راستشان قرار گرفته است. لبهایم را روی آن خال گذاشتم و صورتشان را بوسیدم.
پس از چند لحظه که ایشان از من جدا شدند، من در بیابان عرفات هر چه این طرف و آن طرف را نگاه کردم کسی را ندیدم! یک مرتبه متوجه شدم که ایشان حضرت بقیة اللّه ارواحنافداه بوده‌اند، به خصوص که اسم مرا می‌دانستند و فارسی حرف می‌زدند! نامشان مهدی (علیه السلام) بود و پسر امام حسن عسکری (علیه السلام) بودند.
بالاخره نشستم و زارزار گریه کردم. شرطه‌ها فکر می‌کردند که من خوابم برده است و سارقان اثاثیه مرا برده‌اند، دور من جمع شدند، اما من به آنها گفتم: شب است و مشغول مناجات بودم و گریه‌ام شدید شد.
فردای آن روز که اهل کاروان به عرفات آمدند، من برای روحانی کاروان قضیه را نقل کردم، او هم برای اهل کاروان جریان را شرح داد و در میان آنها شوری پیدا شد.
اول غروب شب عرفه، نماز مغرب و عشا را خواندیم. بعد از نماز با آن که من به آنها نگفته بودم که آقا فرموده‌اند: «فردا شب من به خیمه شما می‌آیم؛ زیرا شما به عمویم حضرت عباس (علیه السلام) متوسل می‌شوید» خود به خود روحانی کاروان روضه حضرت ابوالفضل (علیه السلام) را خواند و شوری برپا شد و اهل کاروان حال خوبی پیدا کرده بودند، ولی من دائماً منتظر مقدم مقدس حضرت بقیة اللّه روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء بودم.
بالاخره نزدیک بود روضه تمام شود که کاسه صبرم لبریز شد. از میان مجلس برخاستم و از خیمه بیرون آمدم، ناگهان دیدم حضرت ولی عصر (علیه السلام) بیرون خیمه ایستاده‌اند و به روضه گوش می‌دهند و گریه می‌کنند، خواستم داد بزنم و به مردم اعلام کنم که آقا اینجاست، ولی ایشان با دست اشاره کردند که چیزی نگو و در زبان من تصرف فرمودند و من نتوانستم چیزی بگویم. من این طرف در خیمه ایستاده بودم و حضرت بقیة اللّه روحی فداه آن طرف خیمه ایستاده بودند و بر مصائب حضرت ابوالفضل (علیه السلام) گریه می‌کردیم و من قدرت نداشتم که حتی یک قدم به طرف حضرت ولی عصر (علیه السلام) حرکت کنم. بالاخره وقتی روضه تمام شد، حضرت هم تشریف بردند.
برگرفته از: آثار و برکات حضرت امام حسین (ع)، ص23، قضیه 5.

 ( منبع: گناه شناسی )

en.farsnews.com

   پنجشنبه 5 آذر 1394نظر دهید »


آيه‌ي 54 سوره‌ي مباركه‌ي مائده مي‌فرمايد: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! هر كس از شما از آيين خود باز گردد، به خدا زياني نمي‌رساند، خداوند در آينده جمعيّتي را مي‌آورد كه آن‌ها را دوست دارد و آن‌ها نيز او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر كافران نيرومندند، آن‌ها در راه خدا جهاد مي‌كنند و از سرزنش كنندگان هراسي ندارند اين فضل خدا است كه به هر كس بخواهد و شايسته ببيند مي‌دهد و فضل خدا وسيع و خداوند دانا است.

درباره‌ي اين‌كه آيه‌ي فوق اشاره به چه اشخاصي مي‌كند و منظور از اين ياروان اسلام چه كساني هستند كه خدا آن‌ها را به اين صفات ستوده است، در روايات اسلامي و سخنان مفسران بحث بسيار ديده مي‌شود.

بر اساس سيره‌ي قرآن كريم هميشه يك مفهوم كلّي و جامع را بيان مي‌شود كه شامل مصاديق مختلفي خواهد بود، و از طرف ديگر براي جلوگيري از سوء استفاده‌ي منحرفين كه احياناً مصاديق انحرافي را داخل در آن نكنند؛ در روايات اسلامي براي اين آيه مصاديقي نقل شده است كه اين‌ها رسالت بزرگ حمايت از دين را با اين صفات به دوش مي‌كشند و اين مصاديق نخست حضرت علي ـ عليه السلام ـ و دوم حضرت مهدي (عج) و سوم قوم سلمان فارسي كه منظور ايرانيان است بيان شده است، علّامه بحراني در تفسير «البرهان» مي‌فرمايد: كساني كه به ناحق، حق آل محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را غصب كردند و از دين برگشتند، خداوند در آينده قومي را مي‌آورد كه آنها خدا را دوست دارند و خداوند آن‌ها، را. اين آيه در مورد حضرت قائم (عج) و اصحاب او و كساني كه جهاد مي‌كنند و از هيچ چيزي هراس ندارند نازل شده است.[1]

مصداق كامل در اين آيه در زمان ما، وجود مقدس امام زمان (عج) است؛ زيرا: 1 ـ ارتداد در دوره‌ي امام زمان (عج) شديدتر از دوره ي امام علي ـ عليه السلام ـ است 2 ـ همچنين «اذلّة علي المؤمنين« و «اعزة علي الكافرين» و «يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومة لائم»، مصداق كامل‌تر اين مسائل در زمان حضرت و دوره‌ي غيبت او و زمان ظهورش مي‌باشد.

اما در مورد آيه‌ي 45 سوره‌ي قصص: «وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُر …» ما اقوامي را در اعصار مختلف خلق كرديم كه زمان‌هاي طولاني بر آن‌ها گذشت، اين آيه به دنبال داستان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ و فرعون از هنگام مخفي بودن ولادت حضرت موسي ـ عليه السلام ـ كه از اول سوره‌ي قصص شروع مي‌شود، تا زمان پرورش وي در كاخ فرعون و سپس فرار آن حضرت و غيبت طولاني و برگشتن او در ميان بني‌اسرائيل و مبارزه با فرعون و هلاكت فرعون و نزول تورات است، و در نهايت نكاتي را متذكر مي‌شود از جمله اين که اين آيه اشاره به غيبت طولاني انبياء مي‌كند كه موجب شد آثار انبيا و هدايت آن‌ها از قلب‌ها و انديشه‌هايشان محو شد.

شيخ صدوق در «اكمال الدين» در مقدّمه‌ي كتاب مي‌نويسد كه: وجود مقدس امام عصر (عج) امر فرمودند كه: من كتابي را تأليف كنم و در آن داستان غيبت انبياي سابق را بنويسم تا مردم متذكر شوند و نسبت به غيبت آن حضرت شك و شبهه نكنند. شيخ بعد از بيان مطالبي، از غيبت حضرت ادريس شروع مي‌كند تا به غيبت حضرت موسي ـ عليه السلام ـ مي‌رسد، و بعد رواياتي در مورد غيبت حضرت موسي ـ عليه السلام ـ نقل مي‌كند و آن را شبيه غيبت امام زمان (عج) معرفي مي‌كند و طبق داستان سوره‌ي مباركه‌ي قصص كه در مورد حضرت موسي ـ عليه السلام ـ است آن را تطبيق به غيبت طولاني امام عصر (عج) مي‌كنند.

بديهي است كه ذكر آيه‌ي یاد شده به دنبال داستان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ ، و اشاره به غيبت طولاني آن حضرت دارد كه در روايات فوق تصريح به غيبت آن حضرت و طول انتظار بني اسرائيل و شدت بلاي آنها در آن زمان شده است.[2]در ادامه‌ي همين بحث شيخ صدوق نقل مي‌كند كه ابي بصير مي‌گويد: من از امام صادق ـ عليه السلام ـ شنيدم كه فرمود: سنّت‌هاي پيامبران ـ عليهم السلام ـ در مورد غيبتشان دقيقاً در مورد قائم كه از خانواده‌ي ماست، واقع خواهد شد.[3]

بنابراين، غيبت حضرت امام زمان (عج) مي‌تواند مصداقي براي اين آية شريفه باشد.

=====================================
پي نوشت ها:
[1]. بحراني، سيد هاشم، تفسير البرهان في تفسير القرآن، قم، انتشارات بعثت، 1415 ق، ج2، ص 315.
[2]. ابوجعفر محمد بن علي معروف به شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، بيروت، انتشارات مؤسسه‌ي علمي مطبوعات، 1412ق، ج1، ص146.
[3]. منبع قبلي، ج 2، ص 324.

منبع:andisheqom.com

   پنجشنبه 5 آذر 1394نظر دهید »

براى توضيح جواب اين سؤال، به اين مطالب توجه كنيد:
1. امام حسین (علیه السلام)، زنده کننده دین خدا
فداكارى‏ هاى امام حسين عليه‏ السلام، دين را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دين اسلام، ويژه و حائز اهميت است. اين فداكاری ها را بايد زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دين اسلام است. گرامی داشت روز عاشورا و اربعين، در حقيقت زنده نگه داشتن دين اسلام و مبارزه با دشمنان دين است.
2. منحصر به فرد بودن مصیبت امام حسین (علیه السلام)
مصيبت حضرت امام حسين عليه‏ السلام، براى هيچ امام و پيامبرى پيش نيامده است. مصيبت امام حسين عليه‏ السلام، از همه مصيبت‏ ها بزرگ‏تر و سخت‏ تر بود. اگر عامل ديگرى هم در كار نبود، همين عامل كافى است كه نشان بدهد چرا براى امام حسين عليه‏ السلام بيش از امامان ديگر و حتى بيش از پيامبر اسلام‏ (صلی الله علیه و آله و سلم) عزادارى می كنيم و مراسم متعددى برپا می كنيم.
3. روز یادآوری مصائب آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم)
در ماه محرم سال 61ق. امام حسين عليه‏ السلام، فرزندان، خويشان و ياران آن حضرت را كشتند و اسيران كربلا را به كوفه و شام بردند و همين اسيران داغ ديده، روز اربعين شهادت امام حسين عليه‏ السلام و يارانش، به كربلا رسيدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجديد شد و آن روز، روز سختى براى خاندان پيامبر بود.
4. مقابله با دشمنان امام حسین (علیه السلام) و دشمنان دین خدا
دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسين عليه‏ السلام، قصد نابود كردن دين اسلام را داشتند. دشمنان امام حسين عليه‏ السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلى فراموش شود و حتى كسانى را كه براى زيارت امام حسين عليه‏ السلام می آمدند، شكنجه می كردند و می كشتند. در زمان متوكل عباسى، همه قبرهاى كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن براى زيارت قبر امام حسين عليه‏ السلام، منع كردند. شيعيان هم براى مقابله با اينها، از هر مناسبتى استفاده می كردند كه يكى از اين مناسبت‏ ها، روز اربعين است.
5. زیارت اربعین، از نشانه های مومن
يكى از نشانه‏ هاى مؤمن، زيارت امام حسين عليه‏ السلام در روز اربعين است. از حضرت امام حسن عسكرى عليه‏ السلام روايت شده است كه علامت‏ هاى مؤمن پنج چيز است؛ پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه‏ روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشانى بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن‏ و يكى از وظايف شيعيان را اهتمام به زيارت اربعين بر شمرده‏ اند.
مفاتيح الجنان،صفحه 545

   پنجشنبه 5 آذر 13941 نظر »

منظور از فتح بزرگی که در سوره نصر بیان شده فتح مکه است، پس از این فتح بود که گروه های مختلف فوج فوج به اسلام روی آوردند.

خداوند در این آیه خطاب به حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند: زمانی که به این فتح و پیروزی رسیدی خداوند را تسبیح کرده و استغفار کن.

منظور از این حمد ستایش و تسبیح خداوند است، حمد و ستایش خداوند موجب گشایش در کارها شده و زمینه بالا رفتن و اوج گرفتن امت را فراهم می کند.

در اینجا منظور از استغفار، استغفار حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) برای امت است، امت اسلامی، امتی هستند که در آخر الزمان همانطور که در روایت های مختلف و آیات از جانب رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و خداوند وعده داده شده درگیر فتنه ها و آسیب های مختلف می شوند و برای اینکه بتوانند این آسیب ها را پشت سر بگذارند لازم است که حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) از ایشان حمایت کند.

حمایت حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) برای عبور از این گردنه های سخت استغفار ایشان برای امت است، زیرا بدون استغفار حضرت برای امت، امت هرگز پاک و طاهر نمی شود و امتی که پاک نباشد نمی تواند گردنه های سخت و فتنه های طاقت فرسا را پشت سر بگذارد.

دعا و استغفار حضرت برای امت تنها به صدر اسلام محدود نمی شود بلکه کسانی که در عصر حاضر و دوران های مختلف هستند می توانند به حضرت متوسل شده تا حضرت برای آن ها از خداوند طلب استغفار کند.

همانطور که در سوره نصر بیان شده استغفار حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) برای امت موجب بخشیده شدن آنان می شود، در ادامه آیه بیان شده که خداوند نسبت به انسان های توبه کار و کسانی که بر ایشان طلب استغفار شده بخشنده و مهربان است.

متأسفانه امروز وهابیت توسل به دامان حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت(علیهم السلام) را شرک می دانند، وقتی توسل شرک باشد طلب استغفاری هم در کار نیست و زمانی که استغفار صورت نگیرد امت به راحتی نخواهد توانست از فتنه های مختلف عبور کند و در نتیجه در فتنه های مختلف ذوب شده و از مسیر حق منحرف می شود.

منبع : خبرگزاری رسا، میرباقری، سید محمد مهدی

   چهارشنبه 4 آذر 1394نظر دهید »

آیا می توان زیارت عاشورا را برای رسیدن به حوائجی مانند: کسب توفیقات معنوی، قدرت مخصوص برای ترک گناه و تسلط بر نفس، طی الارض، امداد غیبی، رؤیت ملائکه و بهشت و جهنم در خواب، تقاضای علم لدنی، باخبر شدن از اوضاع برزخی اموات در خواب، رؤیت ائمه(علیهم السلام) در خواب و بیداری، خواند؟

این ها که عنوان شد همه حاجت هستند؛ حال اگر برای خدا باشد حاجتی اخروی و اگر برای دنیا باشد حاجتی دنیوی اند و در زیارت عاشورا می توان حاجات دنیوی و اخروی را در نظر گرفت.
مقصود از توجه در خواندن زیارت عاشورا چیست؟

در خواندن زیارت، در واقع انسان به دیدار کسی می رود نه به دیدار در و دیوار و ضریح و گنبد؛ پس اگر بتوان در زیارت فقط به یاد مزور حقیقی مثلاً امام حسین علیه السلام بود زیارت واقعی و توجه مورد نظر واقع شده است.
آیا صحیح است که خواندن زیارت عاشورا فقر می آورد؟

اولا، البته انسان هرگونه فکر کند ممکن است گرفتار نتایج آن نیز بشود لذا در دستورات شرعی آمده است که همیشه فالِ خوب بزنید و تفأُل بد در اسلام مکروه است زیرا ممکن است سبب نتایج ناگوار شود. همچنین فرموده اند: به خداوند متعال گمان خوب و حُسن ظن داشته باشید که او با همان گمانِ شما با شما رفتار می کند؛ ثانیاً ائمه اطهار علیهم السلام در روایات درباره این زیارت، نتایج و ثمرات بسیاری بیان فرموده اند که همه آنها مخالف این سخن است که «خواندن زیارت عاشورا فقر می آورد».
آیا زیارت عاشورای غیر معروفه، ثواب زیارت عاشورای معروفه را دارد؟

زیارت عاشورای غیر معروفه نیز مورد توصیه بزرگان قرار گرفته است؛ البته در آداب آن، غسل برای هر مرتبه خواندش قید شده است.
آیا در شرایط خواندن زیارت عاشورا رفتن به پشت بام و یا فضای باز، شرط شده است؟

رفتن به پشت بام سبب فضیلت زیارت است و لزومی ندارد؛ اگرچه در برخی روایات، رفتن به پشت بام وارد شده است.

منبع : خبرگزاری فارس، جاودان، محمد علی

کلیدواژه ها: زیارت عاشورا
   چهارشنبه 4 آذر 13941 نظر »

در فراز «السلام عَلَیک یا ثارَاللهِ وَ ابْنَ ثارهِ» از زیارت عاشورا امام حسین(علیه السلام) با عنوان خون خدا و پسر خون خدا معرفی شده، یعنی خون سیدالشهدا و امام علی که به ناحق ریخته شده و تا کنون تقاص آن خون گرفته نشده است.

خداوند جسم نیست و خون ندارد و خونی که در رگ های انسان جاری است در لغت عربی به آن «دم» گفته می شود، بنابراین «ثار» به معنای خون نیست بلکه به معنای حق خونخواهی و تقاص است، یعنی فردی که به ناحق کشته می شود اولیای دم و وارثان او حق دارند انتقام بگیرند و این حق برای آن ها محفوظ است.

از میان امامان شهید، حضرت علی(علیه السلام) و سیدالشهدا(علیه السلام) با شمشیر به شهادت رسیده اند و خون آن ها به زمین ریخته شده است، بنابراین حق خونخواهی آن ها باقی مانده است و خداوند خونخواه امام حسین(علیه السلام) است.

گرچه ابن مجلم پس از قتل امیرمؤمنان(علیه السلام) قصاص شد و مختار قیام کرد و قاتلان سیدالشهدا را به سزای اعمال خویش رساند، اما زمانی که آن امامان معصوم به شهادت رسیده اند ضربه بزرگی به مکتب حق وارد شد و تا کنون جبهه حق تقاص خود را از جبهه باطل نگرفته است.

در فراز «وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ» وتر به این معنای است فردی مورد ظلم و جنایت واقع شده باشد و هنوز انتقام خون آن گرفته نشده است.

در این دنیا گاهی انتقام فرد ظلم شده گرفته می شود و گاهی هم قصاص و خونخواهی این فرد تا روز قیامت باقی می ماند.

زمانی می توانیم ادعا کنیم تقاص سیدالشهدا(علیه السلام) گرفته شده است که دین و آیین خدا بر جهان حاکم شود و این خوانخواهی با ظهور امام زمان(عجل الله تعالی) محقق می شود.

با ظهور امام زمان(عجل الله تعالی) و با تشکیل دولت حق در جهان انتقام خون سیدالشهدا(علیه السلام) و امام علی(علیه السلام) گرفته می شود؛ بنابراین در روایات و ادعیه مختلفی حضرت مهدی(عجل الله تعالی) به عنوان انتقام گیرنده قیام عاشورا و خون به ناحق ریخته امام حسین(علیه السلام) معرفی شده است.

منبع : محدثی، جواد، خبرگزاری رسا

   چهارشنبه 4 آذر 1394نظر دهید »

پرچم عزت عالمین دست حضرت عباس(علیه السلام) است. گره هایی که به دست اباالفضل العباس(علیه السلام) باز می شود به دست هیچ پیامبری باز نخواهد شد. حضرت عباس(علیه السلام) این مقام را به خاطر این به دست آورد که عبد بود. در زیارت حضرت آمده «السلام علیک ایها العبد الصالح».

عباس(علیه السلام) رنگ خدا دارد. هر که عبد عباس باشد عبد خدا هم خواهد بود. قمر بنی هاشم؛ قمر شمس وجود حسین(علیه السلام) بود. در جنگ صفین حضرت ابوالفضل(علیه السلام) به دستور امیرالمؤمنین(علیه السلام) با نقاب به میدان جنگ رفت و جنگ نمایانی داشت. طوری که مالک اشتر به امیرالمؤمنین(علیه السلام) گفت: این جوان کیست که به میدان فرستادی؟ اگر بار دیگر به میدان جنگ برگردد ما پیروز جنگ خواهیم شد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور داد نقاب از چهره بردارند. و همه دیدند که عباس (علیه السلام) بود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: عباس(علیه السلام) را ذخیره عاشورا قرار داده ام.

منبع : خبرگزاری فارس، صدیقی، کاظم

   چهارشنبه 4 آذر 1394نظر دهید »

1 ... 179 180 181 ...182 ... 184 ...186 ...187 188 189 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو