
اسلام برای حفظِ سلامتِ جامعه و دفع آفاتِ تهدیدکننده و نیز برای تضمین رشد مناسب و درخورِ جامعه ی اسلامی، دو فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر را در نظر گرفته و در درون نظام جای داده است. در نظام اجتماعی اسلام، این دو فریضه در تمام سطوح، مورد نظر و توجّه است:
الف. در سطحِ عموم مردم (امّت)؛
ب. در سطح نخبگان؛
ج. و در سطحِ دولت مردان و کسانی که دارای قدرتِ اجرایی هستند.
در واقع با آن که در اسلام، امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه ی همگانی است و همه در برابر آن مسئول هستند، ولی قشرهایی از جامعه به نحو ویژه مخاطب این دو فریضه اند. در حقیقت این گروه های خاصّ از جامعه ی اسلامی، به خاطر موقعیت ها و توانایی های ممتازی که دارا می باشند، علاوه بر وظیفه ای که همانند دیگر افرادِ مردم دارند به نحو فوق العاده ای، وظیفه مندِ امر به معروف و نهی از منکر می باشند.
1 نظر » 
موضعگیری قلبی
موضعگیری قلبی بخشی مهم از دینداری انسان را تشکیل میدهد و حب و بغض در راه خدا از مهمترین مسائل اصولی اسلام میباشد و داراي مراتبي است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بهترین اعمال حب و بغض در راه خداست.
امام صادقعلیه السلام فرموده است : در عزت مؤمن کافی است که چون عمل زشتی را ببیند، خدا از ناخشنودی قلب او آگاه گردد
مرتبه اول
اظهار تنفر قلبی
مرتبه اول آن است که با شخص معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد برای گناه اوست که این گونه با وی رفتار شده است، مثل اینکه از او روبرگرداند، یا با چهره عبوس ملاقات کند، یا ترک مراوده نماید و از او اعراض کند تا معصیت را ترک گوید.
1 نظر » 
شناخت معروف و منکر، تأثیر، قصد ادامه گناه، نبود مفسده در امر و نهی، موضعگیری قلبی
شناخت معروف و منکر
امر و نهی کننده باید معروف و منکر را بشناسد و بداند که آنچه ترک شده است معروف بوده و یا آنچه انجام گرفته است منکر بوده است. پس اگر چنین علمی نداشته باشد امر و نهی بر او واجب نیست.
1 نظر » 
با توجه به گستره ابعاد زندگی بشر و سرپیچیهای او از احکام عقل و شرع در تمامی صحنههای زندگی، هیچ سازمان و دستگاه گستردهای قادر به اصلاح جامعه و کنترل افراد آن نخواهد بود. به همین علت خداوند با تکلیف قرار دادن امر و نهی اصلاح جامعه را ممکن و آسان کرده است، به گونهای که اصلاح مردم به دست خود آنها در همه جا و حتی در خصوصیترین محیط های زندگی صورت میپذیرد و کمترین هزینهای را هم برای بیتالمال در بر ندارد.و با پاداش و تهدیدی که بر انجام و ترک آن مقرر فرموده است، تحقق این وظیفه را تضمین نموده است.
معروف و منکرهای اخلاقی و اجتماعی
معروفهای واجب اخلاقی
رازداری، عفت، غیرت، عدالت، حقگرایی ، آخرتگرایی، کفرستیزی، مبارزه با گناه، رعایت قانون و حقوق مردم، احترام به مقدسات مذهبی امید به خدا، جواب دادن به سلام دیگران، خودسازی،…
2 نظر » 
حرکت در مسیر هدایت از دو راه امکانپذیر است:
الف) در اثر رشد معنوی و یا توجه به انگیزههای درونی: انسانهایی که در جهت تقویت نیروی ایمان تلاش کردهاند و در صحنه «جهاد اکبر» به موفقیت و پیروزی دست یافتهاند،بسرعت به سوی رفتار شایسته جذب می شوند و همان عامل درونی، آنها را از بدیها بازمیدارد:
انَّ الصَّلوةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ (عنکبوت، آیه 45).
ب) در اثر هدایت و ارشادهای بیرونی: بدیهی است که افراد جامعه را نمی توان به حال خود واگذاشت و نیز نمی توان به این حد بسنده کرد که هر کس خود را اصلاح کند، بلکه امر به معروف و نهی از منکر با توجه به نکات زیر ضروری است:
اول آنکه انگیزههای معنوی در همه افراد به حدّی قوی نیست که آنها را در مسیر صلاح و هدایت قرار دهد و از منکرات باز دارد. بنابر این با «امر به معروف و نهی از منکر» رشد معنوی در افراد بوجود آمده تقویت میشود. از این رو «امر به معروف و نهی از منکر» نه تنها در مواردی به «اجبار»، فراریان از فضیلت را به این سو میکشد و افسار گسیختگان را مهار میکند، بلکه پرتو ایمان و نور معنویت را بر جان انسانهای پاک سرشت میتاباند و رسوبات هوا و هوس را از اعماق جان و فطرت آنها میزداید.
1 نظر » 
انسان، مخلوق تک بعدی نیست تا تنها به یک چیز و یک کار و یک جا و یک نقطه متوجه باشد؛ زیرا وجودش مرکّب از غرایزي است که هر یک او را به سویی میخوانند؛ مثلًا در انسان، هم غریزه میل به غذا هست، و هم میل به ریاست، و هم میل به راحتی و آسایش، و هم میل به نیکوکاری و عبادت، و … همین اختلاف خواهشها و غرائز است که بشر را با اشکالات بسیار روبرو نموده و حوایج او را نامحدود ساخته است. و همینها هستند که او را وادار به کار و کوشش و تحصیل کمال و رفع حوایج میکند. اگر انسان اینها را نمیداشت انسان نمیبود. و اگر این غرایز مختلف نبود، این عزّت و امتیاز و آقایی در میان مخلوقات، نصیب او نمیشد.
ایمان به خدا بهترین وسیلهای است براي سعادتمندي بشر که فقط آن میتواند جلوي جنبشهای نفس انسان بایستد و او را از افراط و تفریط نجات دهد و طمأنینهی قلب به او میبخشد. چنانچه در قرآن مجید میفرماید:
(أَلَا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) سورهی رعد، آیهی 28.
هیچ وسیله دیگر نمیتواند در این نتیجه، جای ایمان قرار بگیرد. و خداست که بهترین راه و روش زندگی را به انسان یاد داده و به هر کار نیکی هدایت فرموده است. و چون همه افراد از حیث ایمان در یک درجه و مرتبه نیستند و میزان تأثیر و تسلط بر نفوس یکسان نیست، باید هر کس مراقب و مواظب خود باشد و با ملاحظه، قدم بردارد و هوای نفس را کوچک و حقیر نشمارد.
2 نظر » 
از دیده گاه اسلام (ازدواج ) یک عمل مقدسی شمرده شده است ، قرآن مجيد ميفرمايد: : مرد را در لباس زن و زن را لباس مرد معرفی می فرماید، یکدیگر را موجب آرامش هم خواند و آن همه امتیازات که برای این دنیا و دنیای ابدی برای هر دو منظور داشت . و در این باره پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله می فرماید: ازدواج کردن یکی از سنّت های من است کسیکه از آن سرپیچی کند از امّت من نیست و در روایت دیگر می فرماید: کسی که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده و در نگهدای نصف دیگرش کوشا باشد و از نافرمانی خداوند هراسان باشد و باز نبی اکرم اسلام صلّی اللّه علیه و آله در روایت دیگر می فرماید: بهترین امّتم ازدواج کرده ها هستند و بدترین آنها عَزَبْها می باشند و اکثر اهل جهنّم عَذَبها هستند.
اسلام با ترک ازدواج مخالف است
امام رضاعلیه السّلام فرمودند: روزی زنی به خدمت امام باقرعلیه السّلام آمد و عرض کرد: من (مُتَبَتَّلَه ) هستم . امام پرسید: منظورت از (تَبَتُّل ) چیست ؟ پاسخ داد: قصد کرده ام که هرگز ازدواج نکنم ! پرسید برای چه ؟ گفت : می خواهم از این عمل ، به فضل و برتری دست یابم . امام فرمود: از این فکرت منصرف شو، اگر در این کار فضیلتی وجود می داشت ، فاطمه زهرا(سلام الله عليها ) برای رسیدن به آن ، از تو شایسته تر بود، زیرا هیچ کس در فضیلت بر او پیشی نگرفته است .
آیا ازدواج مانع از درآمد می شود
بعضی از جوانان به این گمان هستند که اگر ازدواج کنند درآمد و امرار معاش آنها در زندگی کم خواهد شد. جواب این گروه را امام صادق علیه السّلام از قول رسول خداصلّی اللّه علیه و آله چنین می فرماید: (اگر فقیر و ندار هستید ازدواج کنید که خداوند عزیز به فضلش شما را ثروتمند می کند.) و قرآن کریم هم در این باره می فرماید: (ان یکونوا فقراء یغنهم اللّه من فضله )بین غلامان و کنیزان نیکوکار خود ازدواج برقرار کنید، اگر فقیر باشند خداوند آنها را غنی می کند. پس کسی که از ترس فقر ازدواج نکند به درستیکه به خداوند عز و جل بدگمان شده است .
1 نظر » 
در روایات ما وارد شده است که هر کس مقیّد شود صلوات را با «وعجّل فرجهم» بفرستد، این انسان نمیمیرد تا این که امام زمانعلیه السلام را زیارت کند. شما مقیّد باشید در صلواتهایتان «و عجّل فرجهم» نیز باشد و صلوات، بلند فرستاده شود؛ چون جزء شعائر است.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلم هم فرمود: کسی که صلوات را بلند بفرستد نفاقش از بین میرود. این یعنی چه که نفاقش از بین میرود؟ این دو نکته دارد:
نکته اوّل این است: من و شما صلوات ها را با درود بر «آل» میفرستیم. وقتی همه بلند صلوات فرستادند شیعه و سنّی معلوم میشود، که چه کسی شیعه و چه کسی سنّی است. چون شیعه صلوات را با آل میفرستد و غیر شیعه بدون آل میفرستد.


نکته دوّم این است که نفاق های اخلاقی و درونی و باطنی را نیز از بین میبرد، لذا میفرماید: ذکر صلوات را بلند بفرستید خدای ناکرده کسی در ولایت نفاق نداشته باشد سریع و بلند و آزاد اعلان ولایت بکند.
ای خوش آن روز که رخ بنمایی
دل و جان همه را بربایی
ای فروزندهتر از ماه درآی
یوسف فاطمه از چاه درآی
منبع : چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی علیه السلام/حسین گنجی
2 نظر » 
غفلت و روزمرگی، زندگی انسانها را احاطه کرده است. دلدادگی به معشوقهای آنی و فانی، دلها را اسیر خویش ساخته، خدا و توجّه به آن، غریبترین چیزی است که انسان به دنبالش بگردد. غرب در اوهام ترقی و پیشرفت، معنویت را قربانی کرده و مسلمانان هم، به ظاهرِ غرب فریفته شده هر روز در فکر الگوگیری غلط از غرب افتادهاند. ادامه این راه، چیزی نیست جز رفتن در منجلاب فساد و غفلت از مسائل معنوی و انسانی.
خداوند متعال که همیشه انسانها را به ذکر و یاد خویش دعوت نموده است و در میان مخلوقاتش، بندهای را قرار داده که دائماً به ذکر او مشغول است، هدفش دوری انسانها از غفلت و بیراههروی بوده است.
یاد خدا، آرامش دلهاست و انسانها همه به دنبال آرامش هستند، امّا راه را کج رفتهاند و خویش را با معبودهای ساختگی، تسکین موقت دادهاند.
داراي جهاتي است:
جهت اوّل: آرامش واقعی در پرتو یاد و توجّه واقعی خدای عالمیان حاصل میشود و به خاطر همین است که خداوند در قرآن کریم، کثرت هیچ امری را نخواسته است؛ جز ذکر و یاد خودش. از این رو در قرآن کریم امر کرده است به یاد خودش:
اُذْکُرُونِی»؛ «مرا یاد کنید»
جهت دوم: اینکه خداوند عالمیان همان طور که یاد خودش را از ما خواسته است، یاد اولیای خویش و خوبان درگاهش را هم از ما خواسته است:
«وَاذْکُرْ عَبْدَنا أَیوبَ»؛ «یاد کن بنده ما ایوب را».
«وَاذْکُرْ عِبادَنا إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحاقَ وَیعْقُوبَ»؛ «بندگان ما را، ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن».
خود انبیاء هم که دائماً در ذکر و یاد خدا بودند، یاد ولی خدا و خوبان درگاه الهی را نیز، یاد خدا میدانستند و همواره بر آن یاد، اصرار میکردند. در جریان یعقوبعلیه السلام که دائماً یاد یوسفعلیه السلام را زنده نگه داشته بود و زبانش به یوسف یوسف، زمزمه داشت، توبیخ پسران را میبینیم:
«قالُوا تاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یوسُفَ حَتَّی تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکِینَ»؛ «گفتند: به خدا تو آنقدر یاد یوسف میکنی تا در آستانه مرگ قرار گیری، یا هلاک گردی!»
جهت سوم: اینکه خداوند همان طور که ذکر خویش و خوبانش را واجب کرده و امر فرموده، بر ذکر نعمت هم تأکید دارد:
«وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیکُمْ»؛ «نعمتهای خدا را بر خودتان یاد کنید».
بعد هم اشارهای میکند که این نعمت، نان و پنیر و سبزی و … نیست؛ بلکه باید افق دید را بالا برد و از چیزهای زمینی فاصله گرفت.
و در بیان این امر میفرماید:
«یاقَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیآءَ»؛ «ای قوم نعمت خدا را یاد کنید هنگامی که در میان شما پیامبران را قرار داد».
و در آیه شریفه دیگر بالاترین نعمت را ذکر میکند که مأمور به ذکر و یاد آن هستیم:
«الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی»؛ «امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم».
امروز که ولایت و امامت، به طور رسمی اعلان شد؛ نعمت تمام شد، یعنی تا حالا نعمت داشتید امّا کامل نبود، پس نعمت کامل خدا، امام است و خدا چه اصراری دارد بر یاد این نعمت.
برای تأکید روایتی را که در مورد آیه «ثُمَّ لَتُسَْلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» وارد شده است را میآوریم، که امام صادقعلیه السلام در سؤال شخصی که پرسید، نعیم چیست؟ امام فرمودند: نعیم (که در مورد آن از شما سؤال میشود) ما اهل بیتعلیهم السلام هستیم.
2 نظر » << 1 ... 169 170 171 ...172 ...173 174 175 ...176 ...177 178 179 ... 798 >>