
يکی از دستورات دلپذير و تربيتی اسلام، اين است که اگر کسی به شما خوبی کرد، به بهتر از آن جواب دهید. اين کار موجب گسترش نيکی ميان افراد جامعه و توسعه فرهنگ محبت و اخلاق نیک میشود. رفتار امام حسين(ع)، يکی از جلوههای آشکار اين سخن است. أَنس بن مالک میگويد:

نزد امام حسين(ع)بودم، کنيزکی در حالی که دستهای ريحان به دست داشت، وارد شد و آن را تقديم امام نمود. حضرت فرمود: «تو را به خاطر خداوند آزاد کردم». با تعجب پرسيدم: «کنيزکی برای شما دستهای ريحان آورد و به شما سلام کرد. شما او را آزاد کرديد!؟». امام(ع) فرمود: «خداوند اينگونه ما را ادب کرده است؛ زيرا فرموده است: وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسيبا؛ هر گاه کسی به شما تحيت و درود گفت و سخن یا رفتار خوشایندی با شما داشت، شما نيز جواب او را به همان يا بهتر از آن بگوييد؛ و جواب بهتر اين کنيز، آزادی اوست».
رفتار کریمانهتری نیز در زندگی سیدالشهدا(ع) وجود دارد که گذشت از حقوق شخصی و اخلاق عفو مدارانه را آموزش میدهد:
یکی از خدمتکاران امام حسین(ع) جنایتی در محدوده حقوق شخصی حضرت مرتکب شده بود که مستحق مجازات و اجرای حدّ بود. حضرت حکم کرد که شلاق بخورد. آن خدمتکار که حضرت را میشناخت، پس از شنیدن حکم، حضرت را به آیه 134 سوره آلعمران توجه داد و گفت: «وَالکاظِمینَ الغَیظ»؛ یعنی اهل تقوا کسانی هستند که خشم خود را فرو میخورند. امام(ع) فرمود: «رهایش کنید». آن خدمتکار فرصت را مناسب دید و گفت: سرور من! «والعافِینَ عَنِ النّاس؛ متقین از گناه مردم میگذرند». حضرت فرمود: «تو را عفو کردم». آن غلام ادامه داد: «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ خدا نیکوکاران را دوست میدارد». حضرت فرمود: «أنتَ حُرٌّ لِوجهِ اللهِ و لَكَ ضِعفُ ما كُنتُ أُعطِيكَ؛ تو در راه خدا آزادی و تو را دو برابر [حقوقی] که تا کنون به تو پرداخت میکردم، میدهم».
این رفتار امام حسین(ع)، زندگیساز و درسآموز است تا اگر زیردستی یا کارگری حقی از ما را ضایع کرد، اگرچه از نظر قانون میتوانیم او را مجازات کنیم؛ ولی بر اساس قرآن و روش تربیتی اهلبیت:، رضای خدا را در گذشت، نادیده گرفتن خطا و نیکی کردن به خطاکار برگزینیم؛ رفتاری که برای خطاکار بسیار سازنده است.
زمانی سرش در گریبان بماند
پس آنگه به عفو آستین برفشاند
به دستان خود بند از او برگرفت
سرش را ببوسید و در بر گرفت
بزرگیش بخشید و فرماندهی
ز شاخ امیدش برآمد بهی
منبع:روشهای امام حسین(ع)در تربیت اخلاقی پیروان/فرجالله میرعرب
نظر دهید » 
تاکید سیره قولی وعملی ائمه اطهار علیهم السلام بر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام بر مستحب مؤکد و یا به عنوان فریضه ازاین جهت است که زیارت چند فلسفه مهم عملی و ایمانی به دنبال داشته و در ساختن انسانیت انسان نقش کلیدی دارد

1-(سنخیت پیداکردن زائر با مزور)
نخستین اثرعملی زیارت آنست که اگر زائر زیارت همراه با اداب و شرایط انجام دهد زیارت مزور وصاحب قبه آنچنان زائر راپیش می برد و او را ازنظر روحی و باطنی دگرگون می کند و وصل به مزو ر می کند متحد با وی می سازد زائر از جنس وسنخ مزور می شود و تکرار وجود آن حضرت می گردد، چراکه زائر هر گام به تربت سیدالشهدا ء نزدیک می شود می داند درصورتی می تواند به حقیقت وماهیت زیارت راه پیداکند.
2-(زیارت تجدید عهد ومیثاق بامزور)
دومین اثرعملی و فکری زیارت زيارت، تجديد عهد با «خط امامت»، ميثاق با «خون شهيد»، پيمان با «محور توحيد» و بيعت با «رسالت» و «وحى» است. امام هشتم شيعيان جهان، در مورد عهد و پيمانى كه هر امامى بر گردن رهروان خود دارد، فرموده است: «…لِكُلِّ إِمَام عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهشِيعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ، فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ وَ تَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: (سائل، ج15، 338) براى هر امامى به گردن شيعيان و هوادارانش پيمانى است; از جمله وفا به اين پيمان، زيارت قبور آنان است. پس هر كس از روى رغبت و پذيرش، آنان را زيارت كند، امامان در قيامت شفيع ايشان خواهند بود)).
بر اساس همين وفاى به عهد است كه شيعه همواره در احياى نام و ياد و زيارت قبور اولياى دين، چه رنج ها كه كشيده و چه شهيدها كه داده است و اكنون نيز اين خط ايثار و شهادت دوام دارد و زيارت ادامه همين خط است و تبرّك و توّسل و استشفا و استشفاع، فيض گيرى از آن معنويات است، كه سيره و روش گذشتگان صالح ما نيز همين بوده است. خصیصه نورانی سید الشهداء را بشناسد و در خودش نهادینه کند.
با توسّل به ارواح مطهّر پيشوايان معصوم(عليهم السلام) است كه زيارت معنا پيدا مى كند و قبولى اعمال عبادى ما، بدون «استشفاع» و «توسّل» و بدون عرض ارادت و «مودّت» به آستان اقدسشان، بى ثمر و قاصر از وصول به هدف است و اشرف انبيا حضرت محمّد مصطفى(صلى الله عليه وآله) در اين باره چنين فرموده است: «…وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّد بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ عَبْداً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً مَا قَبِلَ اللَّهُ ذَلِكَ مِنْهُ حَتَّى يَلْقَاهُ بِوَلايَتِي وَ وَلايَةِ أَهْلِ بَيْتِي:(بحار، ج15، ص172): سوگند به آنكه جان محمّد در دست اوست، اگر بنده اى در روز قيامت، عمل هفتاد پيغمبر را بياورد، خدا آن را از وى نمى پذيرد تا اينكه با «ولايت» من و «ولايت» اهل بيت من، خدا را ملاقات نمايد.))
3-(زیارت ارتباط زنده بازنده است)
از آن جا که روح (نفس) انسان موجودی مجرد است و فنا و نابودی در آن راه ندارد، پس هرگز با مرگ نابود نمی شود، بلکه از جهانی کوچک به جهانی وسیع تر انتقال می یابد. در حقیقت روح از زندان تن رها می گردد. بنابراین، حتی هنگامی که زائر تربت و محل دفن بدن شخصی را زیارت می کند و با او ارتباط برقرار می سازد، این ارتباط از نوع ارتباط زنده با زنده است.
شیخ الرئیس ابن سینا می گوید: “زائر که با وجود مادی و روحی خویش به سوی مزور می رود از نفس مزور استمداد می طلبد تا خیری را تحصیل یا زیانی را دفع کند. نفس مزور نیز به جهت جدا شدن از عالم ماده و مشابهتی که با عقول مجرد یافته است، منشأ اثر فراوان و کامل تری خواهد بود. و چون زائر با جسم و جان سراغ مزور رفته است هم بهره های مادی می برد و هم فوائد روحی:(رسائل ابن سینا، ق338) با توجه به این معنا از زیارت، حیات و ممات مزور برای زائر یکی خواهد بود و او را حاضر و شاهد خواهد دانست.
روایات بسیاری اشاره یا تصریح به این معنا دارد که حیات و ممات معصوم (ع) یکی است. رسول خدا (ص) می فرماید: “کسی که پس از مرگ و وفات مرا زیارت کند؛ مانند کسی است که مرا در حال حیات ملاقات کرده است و من در هر دو حال شاهد بر او هستم و شفاعت او در روز رستاخیز بر عهده من است (کامل الزیارات، ص45) همچنین دور و نزدیک برایش تفاوت نخواهد داشت. رسول اکرم (ص) می فرماید: ” هر کس مرا پس از مرگم زیارت کند؛ مانند کسی است که در زمان حیاتم به سوی من شتافته است و اگر نتوانستید، درود و سلام برایم بفرستید این صلوات شما به من می رسد (سفینه البحار،ج3، ص 518) این که در برخی از زیارت نامه ها به حیات مزور اعتراف می شود، به خاطر این است که زائر متوجه باشد که با زنده حرف می زند و زنده ای را زیارت می کند. ازهمین رو در اذن دخول حرم مطهر می خوانیم: (يَرَوْنَ مَقَامِي، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي، وَ يَرُدُّونَ سَلامِي).
منبع:ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/ سید محمدتقی قادری
نظر دهید » 
اجر و فضیلت زیارت امام حسین (ع) با توجه به احادیث و روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه هدی (ع)، از اندازه و شمارش فراتر است و پاداش آن در روایات و احادیث چنین بیان شده است: برابر با انجام فریضه حج و عمره و پیکار و جهاد در راه خدا و حتی افضل از آن است.

افزایش طول عمر، سلامتی جسم و مال و روزی است. از بین رفتن غم و اندوه و راحتی جان کندن و بر طرف شدن هول و وحشت قبر است.
قرار گرفتن در میان فرشتگان از هنگام عزیمت به سوی مرقد شریف امام (ع) تا هنگام بازگشت به منزل و کاشانه. برخورداری از دعای خیر ائمه طاهرین (ع) است.
در گزیده ای از کتاب فضیلت زیارت امام حسین می خوانیم :
آن که از خداوند نیکی بخواهد . امام صادق ( ع ) فرمود : کسی که خدا خیر خواه او باشد ، محبت امام حسین ( ع ) و شوق زیارتش را در دل او می اندازد . و کسی که خدا بدخواه او باشد ، کینه و بغض زیارت امام حسین ( ع ) را در دل او می نهد .
با امام حسین ( ع ) محشور می شود :
علی بن معمر به نقل از برخی از یاران ما گفت : به امام صادق عرض کردم : شنیدم که فلان کس به شما عرض نموده ؛ من ۱۹ بار به حج رفته ام و ۱۹ بار نیز به عمره .
به او فرمودید : به یک حج و به یک عمره دیگر برو . در این صورت خداوند پاداش زیارت قبر امام حسین ( ع ) را برای تو می نویسد . فرمود : کدام یک برای تو دوست داشتنی تر است ؟
۲۰ حج و ۲۰ عمره را انجام دهی و یا آن که با امام حسین ( ع ) محشور شوی ؟ گفت : نه ، بلکه دوست دارم با امام حسین ( ع ) محشور شوم . فرمود : پس اباعبدالله ( ع ) را زیارت کن .
نظر دهید » 
یکی از فقرات زیارت عاشورا این دعاست که خداوند متعال مارو همنشین اهلبیت قرار بده در دنیا و آخرت من میخواستم رد بشم بحثرو اما نکاتی داره «اَنْ يَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ»؛ یعنی یک معنا اینکه…

با اینکه بیوفا شدهام با وفا ببخش
آقا ما گاهی شمارو فراموش میکنیم، گاهی یادمون میره، اما شما ببخشید
این بار محض خاطر زهرا مرا ببخش
آقاجان:
خوبی نکردهام که تو خوبی کنی ولی
آقا بیا و جان عزیزت شما ببخش
بد کردهایم یوسف در چاه فاطمه
یا ایّها العزیز دل ما مرا ببخش
یابنالحسن…
شیعیان بحرین روضه میگرفتند هر مجلسی به عهدة یکی از شیعیان بود مخارج و هزینههاشُ تأمین میکرد، یکی از این بازاریهایی که ورشکست کرده بود در یه جلسهای بهش گفتن مجلس بعدرو تو خرج بده، قبول کرد چون خجالت کشید بگه ندارم، از مجلس اومد بیرون گریه میکرد، خانمش گفت چته چرا گریه میکنی؟ گفت این مجلس ابیعبداللهرو قبول کردم ولی چیزی نداریم صبح روزی که قرار بود اون شب روضه بگیره از شهر خارج شد گریه میکرد میگفت آقا آبروم داره میره، المستغاث بک یا صاحب الزمان؛ گریه میکرد متوسل شد به امام زمان همینطور که داشت میرفت، یه وقت سید عربی در هیئت حجازیون به اسم صداش زد سلام کرد قربون سلام کردنت بریم پسر فاطمه فرمود: برو تو بازار مغازة چندم به اون حاجی بگو بگو اون وجوهاتی که امروز کنار گذاشتی به شما بده گفت آقا اگه گفت کی گفته بگم کی؟ فرمود: برو اگه سؤال کرد بگو سید مهدی فرموده، نشناخت آمد تو بازار بحرین در مغازه سلام کرد صداش زد اومد گفت امروز من یه آقاییرو زیارت کردم آدرس شمارو به من داده فرموده اون وجوهاتُ سهم ما که کنار گذاشتی امروز به من تحویل بدی، خدایا من به کسی نگفتم این از کجا میدونه آمد جلوتر گفت اون آقایی که آدرس بهت داده نگفت کیه صدا زد: چرا فرمود: سید مهدی، تا گفت سید مهدی بازاریه تاجره شروع کرد گریه کردن گفت خوشا به سعادتت پسر فاطمهرو زیارت کردی یابن الحسن….
نظر دهید » 
به تو از دور سلام؛
زیارت امام حسین علیه السلام و زیارت اربعین از مهمترین اعمالی است که در کتب ادعیه بر خواندن آنها در روز بیستم صفر تأکید شده است.

نشانه مومن پنج چیز است و یکی از آنها زیارت اربعین و قبر سیدالشهدا (ع) است.
پیاده روی اربعین ضمن آداب و نکاتی که به همراه دارد، روز اربعین نیز، دارای اعمال و آدابی است که از زیارت قبور شهدای کربلا، زیارت اربعین آغاز و دیگر اعمال این روز است.
یکی از این آداب سفر به حرم سیدالشهدا (ع) و ۷۲ شهید کربلاست که روایات بسیاری نیز درباره زیارت قبور شهدا بیان شده است.
از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است:
بجاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نافله)، زیارت اربعین (امام حسین)، انگشتر به دست راست نهادن، پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.
زیارت امام حسین علیه السلام و زیارت اربعین از مهمترین اعمالی است که در کتب ادعیه بر خواندن آنها در روز بیستم صفر تأکید شده است.
در مجموع کتابهای مفاتیح الجنان، اقبال الاعمال و زادالمعاد آداب و اعمال زیر برای روز اربعین حسینی ذکر شده است:
زیارت اربعین
بيستم صفر؛ روز اربعين و به قول شیخین (شيخ مفيد و شيخ طوسى) روز رجوع حرم (خانواده) امام حسين عليه السّلام از شام به مدينه، و روز ورود جابر بن عبد اللّه انصارى به كربلا براى زيارت امام حسين عليه السّلام است، شيخ طوسى در كتاب تهذيب و مصباح از حضرت حسن عسگرى عليه السّلام روايت كرده:نشانههاى مؤمن پنج چيز است: پنجاه و يك ركعت نماز گذاردن،كه مراد هفده ركعت واجب، و سى و چهار ركعت نافله[مستحب] در هر شب و روز است و زيارت اربعين، و انگشتر به دست راست نمودن، و پيشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام در روز اربعين به دو صورت رسيده:اول: زيارتى است كه شيخ در دو كتاب تهذيب و مصباح از صفوان جمّال روايت كرده،كه صفوان گفت: مولايم امام صادق عليه السّلام درباره زيارت اربعين به من گفت:هنگامىكه قسمت قابل توجهى از روز برآمده،بخوان:
السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِدا مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ ،
سلام بر ولىّ خدا و حبيبش،سلام بر دوست خدا و نجيبش،سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيدهاش،سلام بر حسين مظلوم شهيد،سلام بر آن دچار گرفتاريها و كشته اشكها،خدايا من گواهى مىدهم كه حسين ولىّ تو و فرزند ولىّ تو،و فرزند برگزيده توست حسينى كه به كرامتت رسيده،او را به شهادت گرامى داشتى،و به خوشبختى اختصاصش دادى،و به پاكى ولادت برگزيدى،و او را آقايى از آقايان،و پيشروى از پيشرويان،و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى،و ميراثهاى پيامبران را به او عطا فرمودى،و او را از ميان جانشينان حجّت بر بندگانت قرار دادى،و در دعوتش جاى عذرى باقى نگذاشت،و از خيرخواهى دريغ نورزيد،و جانش را در راه تو بذل كرد،تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند،درحالىكه بر عليه او به كمك هم برخاستند،كسانىكه دنيا مغرورشان كرد،و بهره واقعى خود را به فرومايهتر و پستتر چيز فروختند و آخرتشان را به كمترين بها به گردونه فروش گذاشتند،تكبّر كردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند،تو را و پيامبرت را به خشم آوردند،
نظر دهید » 
روايات، نه تنها زيارت سيّد الشهدا عليه السلام را با فضيلت ترين كار و همانند زيارت خدا و پيامبر او توصيف مى نمايند ، بلكه تصريح مى كنند كه زيارت ايشان ، بر هر مؤمنِ معترف به امامت اهل بيت عليهم السلام لازم است

ثواب زيارت امام حسين عليه السلام
اين روايات ، نه تنها زيارت سيّد الشهدا عليه السلام را با فضيلت ترين كار و همانند زيارت خدا و پيامبر او توصيف مى نمايند ، بلكه تصريح مى كنند كه زيارت ايشان ، بر هر مؤمنِ معترف به امامت اهل بيت عليهم السلام لازم است و كسى كه بتواند او را در كربلا زيارت كند و خوددارى نمايد ، حقّى از حقوق خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله را ترك كرده و با اين جفاكارى ، مورد عاقّ اهل بيت عليهم السلام واقع مى گردد و بدين سان ، از خير و بركات فراوانى محروم مى شود و از ايمان و عمرش ، كاسته مى گردد .
بركات شگفت انگيز زيارت امام حسين عليه السلام
زيارت سيّد الشهدا عليه السلام ، اگر با آداب و شروط آن انجام شود ، كيميايى است كه جان آدمى و زندگى او را متحوّل مى سازد .
بر پايه روايات اين بخش، زيارت آن بزرگوار ، آثار وبركات بسيارى دارد، از جمله اين كه فرشتگان الهى ، براى زائر امام حسين عليه السلام ، احترام ويژه اى قائل اند و وى ، مشمول دعاى اهل بيت عليهم السلام و فرشتگان است .خداوند متعال ، گناهان زائر امام حسين عليه السلام را مى بخشد ، عمرش را طولانى مى كند ، روزى اش را فراوان مى گردانَد ، غمش را زائل مى سازد ، قلبش را شاد مى نمايد ، گناهانش را به عمل صالح تبديل مى كند و اگر بدبخت باشد ، او را خوش بخت مى نمايد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، براى او شفاعت مى كند و به او نيز اجازه شفاعت كردنِ ديگران داده مى شود ، با حسين بن على عليه السلام محشور مى گردد و در بهشت ، همنشين اهل بيت عليهم السلام خواهد بود و در نهايت ، بايد گفت : فضايل و بركات زيارت امام حسين عليه السلام ، غير قابل شمارش است .
بركات زيارت سيّد الشهدا عليه السلام ، به حدّى است كه نه تنها اهل زمين ، بلكه آسمانيان و فرشتگان مقرّب الهى و ارواح پاك پيامبران و صدّيقان ، پيوسته به زيارت او مى آيند و از بركات مزارش بهره مى برند .
به همين جهت ، توصيف شده كه پيروان اهل بيت عليهم السلام ، حتّى در سخت ترين شرايط ، هر قدر كه مى توانند ، از بركات بى شمار زيارت امام عليه السلام بهره مند شوند .
حكمتِ اين همه فضيلت و بركت؟
مسئله مهم در اين جا ، اين است كه حكمت اين همه فضيلت (ثواب) و بركتى كه براى زيارت امام حسين عليه السلام گزارش شده ، چيست؟ و چرا زيارت ساير اهل بيت عليهم السلام ، حتّى زيارت جدّش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و پدرش امير مؤمنان عليه السلام ـ كه از جايگاه والاترى برخوردارند ـ ، تا اين حد ، مورد توصيه و تأكيد ، قرار نگرفته است ؟
در احاديث اهل بيت عليهم السلام ، ملاكِ توصيه و تشويق به زيارت ، ميزان تأثيرگذارى آن است و بر اين مبنا ، حكمتِ اين همه فضيلت و بركتى را كه براى زيارت امام حسين عليه السلام گزارش شده ، بايد در نقش آن در سازندگى جامعه توحيدى جستجو كرد .
حكمت زيارت سيّد الشهدا عليه السلام ، حكمت تداوم عزادارى براى او و حكمت شهادتش، يكى است .
اصلى ترين دليل استقبال امام حسين عليه السلام ازشهادت ، جهل زُدايى از جامعه اسلامى است . نكته قابل توجّه ، اين است كه اين دليل، ضمن زيارت اربعين امام حسين عليه السلام ، از امام صادق عليه السلام گزارش شده است :
وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ ، لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ ، وحَيرَةِ الضَّلالَةِ .و خونش را به خاطر تو بذل كرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانىِ گم راهى ، بيرون آورد .
بنا بر اين ، حكمت تعيين آن همه فضيلت و بركت براى زيارت امام حسين عليه السلام ، اين است كه زيارت امام عليه السلام همراه با آدابى كه بدانها اشاره خواهيم كرد ، همانند عزادارى هدفمند براى ايشان ، نقشى بى بديل در زنده نگه داشتن مكتب شهادت و فرهنگ اصيل عاشورا ايفا مى كند ، و زمينه ساز حكومت جهانى اسلام به رهبرى خاندان رسالت است ؛ امّا زيارت ساير اهل بيت عليهم السلام ، نمى تواند چنين نقشى را در جامعه ايفا نمايد .
منبع: حدیث نت
نظر دهید » 
رعایت ادب و آداب در هر امری، سبب دست یافتن بهتر به اهداف آن کار است. هر چیزی هم برای خود آدابی دارد. مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب کسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آداب نماز و قرائت و … که شناخت و مراعات آنها، آن امر را موفقیت آمیزتر و عامل را به هدف نزدیکتر می سازد. از جمله برای زیارت هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم ثواب بیشتر دارد، هم زائر را در دستاوردهای معنوی زیارت کامیابتر می سازد و هم تربیت کننده است و مایه ارتباط روحی بهتر می شود.
یعنی برخی آداب، ظاهری است و برخی باطنی. در کتب حدیث هم عنوان آداب ظاهری و آداب باطنی برای برخی از اعمال و سنن مطرح شده است. بی شک همان آداب ظاهری هم به حصول توجه قلبی و آداب باطنی کمک می کند. کیفیت زیارت کردن و جزئیات زیارت خواندن و کم و کیف آن تشرّف و دیدار معنوی را نیز باید از اولیای دین آموخت.

ساختار کتاب
کتاب پیاده تا کربلا: آداب و فضائل زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) دارای بخش بندی و فصل بندی مشخصی نیست. اما می توان سه بخش برای آن مشخص کرد.
بخش اول کتاب با عنوان بصیرت، هشیار و هوشیاری، مشخص شده است. عناوین دیگر این عبارت است از: بصیرت، هشیار و هوشیاری، راهکارهایی برای زیارت با معرفت، توجه و دقت به محتوای زیارتها.
بخش دوم این کتاب با عنوان فضیلت زیارت سید الشهداء علیه السلام، مشخص شده است. برخی عناوین این بخش: فضیلت زیارت سید الشهداء علیه السلام، چهار هزار فرشته، آیا دوست نداری؟، پیام آور خدا، برترین اعمال، جامانده از حج، هر قدم، حق خدا و رسول، دستور به زیارت، زیارت واجب، ایمان ناقص، ادعای شیعه ما!، خیر فراوان.
بخش سوم این کتاب با عنوان سخنانی از امام حسین علیه السلام، مشخص شده است. برخی عناوین این بخش: بلای تدریجی، مالت را بخور!، سخن مناسب، آنچه پسندی، دوستان چهار دستهاند، من از شیعیانم، دانشمند کیست؟، مرگ یعنی خوشبختی، دین زبانی.
ویژگی های اثر
1. پرداختن به مسئله زیارت
2. اهمیت دادن به آداب زیارت معصومین(ع)
3. اهمیت زیارت سید الشهدا و آداب زیارت
4. پرداختن به دو جنبه از زیارت؛ زیارت ظاهری و زیارت قلبی
برشی از کتاب
در صفحه 11 و 12 این کتاب در مورد آداب زیارت و زیارت آگاهانه این مطالب نگاشته شده است:
زیارت آگاهانه آن است که زائر بداند که هدف از زیارت «رسیدن» به حرم نیست، وارد شدن به «حریم» است؛ «بیدار ماندن» در حرم نیست، «بیدار شدن» در حریم است. اگرچه رسیدن زیباست و بیدار ماندن در آن زیباتر. شناخت و معرفت، اساس همه سعادت ها وسربلندی هاست. معرفت، چراغی است که راه را به ما می نمایاند و ما را تا رسیدن به هدف، راهنمایی می کند. از همین روست که زیارت عاشورا بیشتر به تعمق معرفت و شناخت می پردازد، نه بیان فاجعه و ذکر مصیبت.
بنده های که حسین را بشناسد و به گوهر او دست یابد دیگر چه کم دارد تا از خدا طلب کند؟! هیچ! فقط باید دعا کند که از این نعمتی که نصیبش شده محروم نگردد. برای همین است که می گویی: فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ… أَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَه؛ «و از خدا می خواهم که… مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهد». و از ترس آنکه مبادا در راه عشق حسین علیه السلام ثابت قدم نباشی و خدای ناکرده دچار سستی و انحراف شوی، ادامه می دهی که: وَأَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَه…؛ «و گام صدق مرا نزد شما در دنیا و آخرت ثابت گرداند».
مردم از نظر بینش به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول، دیده عقل آنها نزدیک بین است، آینده خود و جهان را نمی بینند و ادراکات آنها در محسوسات خلاصه می شود؛ دسته دوم، جامع نگر و واقع نگرند؛ هم نزدیک را خوب می بینند و هم دور را. ادراکات آنها، در محسوسات خلاصه نمی شود؛ هم خانه دنیا را می بینند و هم خانه آخرت را. دیده بصیرت، در واقع، همان شعور فطری مرموز و ادراک باطنیِ موجود در باطن انسان است که قدرت تشخیص نیک و بد، خیر و شر و حق و باطل را دارد و او را به آینده نگری و پیروی از حق و دوری گزیدن از باطل، دعوت می نماید.
انتشارات قدس کتاب «پیاده تا کربلا: آداب و فضائل زیارت سیدالشهدا (علیه السلام)»، نوشته رحمت پوریزدی را در قطع رقعی و 64 صفحه به چاپ رسانده است.
نظر دهید » 
اگر زائر بخواهد از توفیق زیارتش از بالاترین اجر برخوردار شود و ازنظر روحی لذت کامل ببرد و از نظرعملی نیز تغییر در رفتار پیدا کند، راهکارش آشنایی با آداب زیارت و مؤدب شدن به اين آداب است. هرچند در روايات قريب به سي و دو ادب براي زيارت آمده است؛ ولی دراين يادداشت تنها پنج ادب که رکن اصلی و مادر همه آداب است مورد شرح و تفسیر قرار می گیرد:

یکم؛ معرفت به صاحب قبه
نخستین ادب از آداب زیارت ((معرفت)) زائر به جایگاه و مرتبه قدسی، ملکوتی و غیبی به ((مزور)) و صاحب قبه ای است که تشرف به زیارتش پیدا کرده است. به این معنا زائر به این باور قلبی و معرفتی رسیده باشد که:
اولا؛ صاحب قبه و ((مزوری)) که به زیارتش شتافته از نظر قدسی و ملکوتی دراین جهان از نظر تقرب به خداوند متعال مظهر تجلی اسماء الحسنی و آیینه تمام نمای صفات جمال وجلال الهی است؛ آنهم به گونه ای که((مزور)) هرچند خداوندگار نیست؛ ولی خداوند کار است و بسیاری از کارهای نشدنی به اذن الهی به برکت آنان شدنی می شودکه در توصیف شان در زیارت جامعه آمده است:
(( فبلغ الله بکم اشرف محل المکرمین، واعلی منازل المقربین، و ارفع درجات المرسلین… بکم فتح الله و بکم یختم، و بکم ینزل العیث؟ و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه، و بکم ینفسچ الهم، و یکشف الضر))
ثانیا؛ هر چند صاحب قبه ظاهرا دربین ما نیست و ما او را در برابر مان نمی بینیم و سخن وی را نمی شنویم ولی به حکم آیه مبارکه: ((ولاتحسبن الذین قتلوا فی سیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم يرزقون))
غيب و شهادت؛ ممات و حيات آنان يكسان است همانگونه که درزندگی دنیوی ما را می بینند و سخن ما را می شنوند و برمکنونات قلبی واقف اند وخواسته های مشروع ما را برآورده می کنند درحیات برزخی نیز این گونه اند سلام ما را می شنوند و پاسخ می دهند و خواسته های مشروع رابه هنگام توسل پاسخ می دهند وبرای این که زائر با چنین باوری تشرف به به زیارت پیدا کند به ما آموخته اند به هنگام تشرف اذن دخول خواسته و این گونه بگو:
((اللهم انی اعتقد حرمه صاحب هذالمشهد الشریف فی غیبته ،کمااعتقدها فی حضرته،واعلم ان رسولک وخلفائك عليهم السلم،احياءعندك ير زقون،يرون مقامي ويسمعون كلامي ويرددن سلامي))
بنابراين زايري كه با چنین معرفتی به زیارت می رود که باور دارد بین او و صاحب قبه حجاب و حایلی نیست قطعا از چنین انس مجالستی حظ و لذت روحی در بالاترین ممکن می برد.
دوم: طهارت نفس
دومین ادب از آداب زیارت(طهارت نفس) و(پاکی روحی) زائراست. به این معنا غرض وفلسفه زیارت (اتحاد روحی) زائر با صاحب قبه است و اگر دراین زیارت چنین اتفاقی نیفتد رفتن و نرفتن زیارت مساوی خواهد بود، و اگر بخواهد چنین اتحادی به وجود بیاید، لازمه اش ((سنخیت روحی)) بین زائر و مزور خواهد بود و این سنخیت تنها راهکارش ((طهارت نفس)) و((پاکی روحی)) زائر را می طلبد، چرا که:
اولا؛ صاحب قبه به حکم آیه مبارکه: ((انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا))ونیز زیارت جامعه که در توصیفشان امده است:((عصمکم الله من الزلل وامنکم من الفتن، وطهرکم من الدنس، واذهب عنکم الرجس، و طهرکم تطهیرا: خداوند نگهداشت شما را ازلغزش، و ایمن داشت شما را از فتنه و آزمایشات و پاکتان کرد از چرکی و دور کرد ازشما پلیدی را و بخوبی پاکیزه تان کرد))
ثانیا؛هرچند ازنظرمکانی هیچ تفاوتی بین مکان ها نیست چرا که همه این هامخلوق خدایند ولی اماکن متبرکه به دلیل این که بدن مطهر معصومی چون سید الشهدا را در خود جا داده است متمایز ازهمه مکانها شده و ازطهارت و قداست خاصی برخورداراست ازهمین رو دراذن دخول اماکن متبرکه آمده است:
((اللهم ان هذه بقعه طهرتها، وعقوه شرفتها، ومعالم زکیتها: خدا یا! این نعمتی است که تو پاکش کردی ود رباری است که شرافتش دادی وجایگا ههایی است که پاکیزه اش ساختی: بحار ،ج۹۹،ص۱۱۵))
به دلیل همین طهارت است وقتی صحابه جلیل القدری چون ابو بصیر خواست درحال جنابت بر امام صادق (ع)وارد شود امام (ع)فرمود: (( اما تعلم انه لاینبغی للجنب ان یدخل بیوت الانبیاء: آيا نمي دانی که برای شخص جنب شایسته نیست که درخانه انبیا و اولیا داخل شود؛ راوی می گوید: ابوبصیر برگشت و ما همه وارد به امام شدیم )).
سوم:غسل زیارت
سومین ادب از آداب زیارت ((غسل زیارت))است. غرض وهدف ازاین غسل طهارت نفس وپاکیزگی روحی زائر است تا بتواند بامؤدب شدن به این ادب روحی سنخیت باصاحب قبه پیدا کند؛چراکه زائر، با غسل زیارت می یابد وقتی نمی تواند بابدن کثیف وچرکین پا به قبه معصوم بگذارد وبه وی اذن دخول نمی دهند پس یقین پیدا می کند قلب قفل شده از سنگینی معصیت را،قطعا اذن دخول نمی دهند پس به هنگام غسل کردن می یابد همانگونه که آب جاری قدرت دارد بدن کثیف را نظیف کند و او را آماده ورود به قبه کند غسل توبه درونی نیز می تواند ازاو آدمی جدیدی بسازد که سنخیت واتحاد روحی با صاحب قبه پیدا کند واذن دخول پیدا کند، ازهمین رو در روایت آمده است زائر به هنگام غسل این گونه دعاکند:
((اللهم اجعله لی نورا وطهورا وحرزا،وشفاءمن كل داء وافه وعاهة،اللهم طهر به قلبي واشرح به صدري وسهل به امري؛ خدا با اين غسل را نور و پاکیزگی و نگهبان و شفای از هر درد و افت وعیب قرار بده! با این غسل قلبم را نیز پاک کن و سینه ام را بگشای و کارم را آسان گردان؛ بحار،ج۷،ص ۱۲۹)).
چهارم : پابرهنه به سمت قبه رفتن
چهارمین ادب از آداب زیارت به حکم آیه مبارکه ((فاخلع نعلیک باالوادی المقدس طوی)) آن است زائر کفش را ازپا در آورده و پابرهنه به سمت تربت و قبه سیدوالشهداء(ع)حرکت نماید.
چراکه پا به مکانی خواهد گذاشت که به برکت صاحب قبه مقدس ونورانی است و نمی توان با کفش وارد شد بلکه ازدور باید پابرهنه گام بردارد تا بتوان اذن دخول گرفت.
ازهمین رو در روایت امده است :
۱-ابوصامت از امام صادق(ع) نقل می کند:
« مَنْ أَتَی الْحُسَینَ(ع) مَاشِیاً کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ أَلْفَ حَسَنَهٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیئَهٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَهٍ فَإِذَا أَتَیتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیک وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْی الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیتَ بَابَ الْحَیرِ فَکبِّرِ اللَّهَ أَرْبَعاً»؛[همان]
هر کسی پیاده به زیارت قبر حسین(ع) برود، خداوند برای هر قدمی هزار حسنه نوشته و هزار گناه از او پاک می کند و رتبه اش هزار درجه بالا می رود. پس هرگاه به فرات رسیدی، غسل کن و کفش هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ پس وقتی به درب حَرَم رسیدی، چهار بار تکبیر بگو و کمی راه برو و دوباره چهار بار تکبیر بگو.
حسین بن ثُویر از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود:
«إِذَا أَتَیتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَاغْتَسِلْ عَلَی شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِیابَک الطَّاهِرَهَ ثُمَّ امْشِ حَافِیاً فَإِنَّک فِی حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ بِالتَّکبِیرِ وَ التَّهْلِیلِ»؛[همان]
زمانی که به زیارت ابا عبدالله(ع) رفتی، پس غسل کن در نهر فرات و سپس لباس های پاک بپوش؛ آن گاه با پای برهنه راه برو؛ پس تو در حرمی از حرم خدا و حرم پیامبرش هستی و بر تو باد به تکبیر و گفتن لااله الا الله)).
پنجم: غمگین ومتاثر
پنجمین ادب از آداب زیارت سید الشهدء(ع) که نشان می دهد که زائر خود را درکنار قبه و بارگاه و مزار سید الشهداء علیه السلام می بیند،((غمگین ومهموم)) بودن است، چراکه زائر دربرابر تربتی قرار دارد که صاحب ان دریک روز شاهد به شهادت رسیدن هفتاد دو تن از عزیزانی بود که خود درشب عاشورا در وصفشان فرمود: (( أَمَّا بَعْدُ، فَإنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَابًا أَوْفَی وَلَا خَیرًا مِنْ أَصْحَابِی، وَلَاأَهْلَ بَیتٍ أَبَرَّ وَلَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیتِی؛ فَجَزَاکمُ اللَهُ عَنِّی خَیرَ الْجَزَآء امّا بعد، من حقّاً اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خودم، و نه اهل بیتی نیکوکارتر و با صِله و پیوندتر از اهل بیت خودم سراغ ندارم؛ پس خداوند شما را از طرف من به بهترین جز ابرساند)) وخود نیز باداشتن داغ مرگ چنین عزیزانی درقلب به ((قتل صبر)) به شهادت رسید، زائر چنین قبه ای باید نشان بدهد که تاچه اندازه ومرتبه ای به این صاحب قبه نزدیک است واین امکان ندارد مگر شرایط روحی وی قبل از رسیدن به تربت سیدالشهدا(ع)با رسیدن به تربت متفاوت باشد ازهمین رو در روایت امده است:
((عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا زُرْتَ الْحُسَیْنَ ع فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِینٌ مَكْرُوبٌ أَشْعَثُ مُغْبَرٌّ جَائِعٌ عَطْشَانُ وَ اسْأَلْهُ الْحَوَائِجَ وَ انْصَرِفْ وَ لَا تَتَّخِذْهُ وَطَناً:
امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه خواستی امام حسین علیه السلام را زیارت كنی او را زیارت كن در حالی كه محزون و مكروب ژولیده موی و غبار آلود و گرسنه و تشنه لب باشی و از اباعبدلله علیه السلام حوائجت را بخواه و برگرد و كربلا را وطن خود مگیر.:تهذیب الاحكام/ج6/ص76)
واگر زائری مؤدب به اين آداب شد و با چنین معرفت و شناخت و روحیه بسیار پاک و قلبی شکسته وارد حرم سیدالشهداء شد و گفت:((السلام علیک یا اباعبد الله )) نه با گوش دل و قلب بلکه با گوش سر خواهد شنید که حضرت پاسخ دادند ((وعلیک السلام)) همان گونه که وقتی ابراهیم مجاب گفت((السلام علیک یاجدی یا اباعبدالله))از داخل مزار و تربت شریف صدا بلند شد ((وعلیک السلام یاولدی))
پس هرکس می خواهد ابراهیم مجاب دوم شود نه ازگوش دل، بلکه باگوش سر جواب سلام خودش را ازمضجع و تربت امام علیه السلام بشنود همت کند زیارت با اداب ماثوره ازاهل بیت علیهم السلام انجام دهد.
منبع:ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/سید محمدتقی قادری
نظر دهید » 
عنوان: حماسه و عرفان
تألیف: آیت الله جوادی آملی
تحقیق و تنظیم: محمد صفایی
ناشر: مرکز نشر اسراء
نوبت چاپ: پانزدهم
زبان: فارسی
تاریخ چاپ: تابستان ۱۳۹۸
نوع جلد: شومیز (نرم)
قطع: وزیری
تیراژ: ۵۰۰
شابک: ۰ – ۳۴ – ۵۹۸۴ – ۹۶۴ – ۹۷۸
تعداد صفحات: ۴۲۱
وزن(گرم): ۶۳۰

توضیحات تکمیلی
حماسه و عرفان
آیت الله جوادی آملی
دو مقوله عرفان و حماسه همواره در طول تاریخ از یکدیگر جدا نگاه داشته شده، تا یک دست صدا نداشته باشد. انگیزههای شیطانی فرعونیان و هواهای نفسانی نمرودیان، همواره تلاش میکرده تا بین این دو جبهه متحد شقاق ایجاد کند؛ بلکه کوشیده تا این دو نیروی بالنده را رو در روی یکدیگر قرار دهد تا با نیزه عرفان سینه حماسه را بدرد و با تیر حماسه قلب عرفان را هدف قرار دهد.
بدیهی است هیچیک از این معارف کوچکترین تضادی با یکدیگر ندارند. انگیزه اصلی جهاد و هدف حماسه عارف احیای توحید و اعلای کلمه الله و طرد هرگونه شرک و کفر است. با کاوش در زندگی معصومان (علیهمالسلام)، همیاری سطوت حماسه را با شکوه معرفت مشاهده میکنیم که بارزترین نمونه و عالیترین نمودار این هماهنگی را میتوان در هنگامه عاشورا و قیامت کربلا به نظاره نشست.
کتاب «حماسه و عرفان» مجموعه ارزشمندی است که با همین هدف تنظیم شده، تا ضمن بازشناسی شخصیتهای بینظیر جهان اسلام، جایگاه هریک از عرفان و حماسه و تناسب و ترابط بنیانی آن دو را تبیین نماید. بر این اساس در این اثر با مطالب ژرفی همانند هماهنگی آیین اسلام با فطرت، فضیلت حماسه و عرفان، خصال و ویژگی عارفان، عارفان حماسهساز و حماسهسازان عارف، امیر عارفان و سرآمد حماسهسازان، مظاهر عرفان مظاهر عرفان در حادثهٴ عاشورا، جلوههای حماسی عاشورا، رمز جاودانگی حماسه عاشورا، حماسهٴ امام سجاد (علیهالسلام) در کوفه و شام و… آشنا خواهید شد.
نظر دهید » << 1 ... 12 13 14 ...15 ...16 17 18 ...19 ...20 21 22 ... 798 >>