https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

               چشم و دل را پرده میبایست امّا از عفاف
                                                                                           چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود
شبهه: بعضی با تمسک به شعر فوق، ادعا نموده اند که بین حجاب و عفاف رابطه ای نیست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نیست. گاه همین مطلب با تمسک به حجاب و پوشش زنان روستایی و زنان شالیزار شمال کشور توجیه میشود که آنها حجاب کامل ندارند، ولی عفیف هستند.آیا ادعای مذکور صحیح است؟
پاسخ: حجاب در کتاب‌های لغت به معنای پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب میگویند؛ چون مانع ورود اغیار و بیگانگان در یک حریم و محیط خاص میگردد.


بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛ بنابراین، دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد. قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.


وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.

ادامه »

کلیدواژه ها: رابطه ی حجاب و عفاف

موضوعات: حجاب و عفاف
   پنجشنبه 20 اسفند 1394نظر دهید »

مفهوم حجاب چیست و از نظر قرآن و حدیث، حجاب و پوشش اسلامی دارای چه ابعاد و اقسامی است؟

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است(1). استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است(2). این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیله ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد(3).


در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.


بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

ادامه »

کلیدواژه ها: مفهوم و ابعاد حجاب

موضوعات: حجاب و عفاف
   چهارشنبه 19 اسفند 1394نظر دهید »

بشر با وجه به اهمیتی که برای سلامت خود قائل است، به سلامت جامعه هم ارزش می‌نهد و بیماری جامعه را بیماری خود می‌داند؛ هم‌چنان‌که تلاش می‌کند برای حفظ و تأمین سلامت خود از بسیاری از امور بپرهیزد و یا از واکسن‌های پیش‌گیری و داروهای گوناگون استفاده کند، برای سلامت جامعه هم باید نهایت سعی و کوشش خود را به کار گیرد و جامعه را از مبتلا شدن به بیماری‌های اخلاقی و روانی پرهیز دهد تا دیگر افراد جامعه به رشد، تعالی و سعادت برسند.


بدحجابی از مسائلی است که سلامت فرد و جامعه را تهدید می‌کند. پوشش نامناسب پی‌آمدها و آثار جبران ناپذیری در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد وامنیت جامعه دارد که گاه مسیری انحرافی و بازگشت ناپذیری پدید می‌آورد.
فرهنگ هر جامعه‌ای از جنبه‌های گوناگونی تشکیل یافته است. جنب‌های هنجاری فرهنگ جامعه، از ارزش‌ها و قواعد خاص رفتاری تشکیل می‌شود. هنجارها نشان می‌دهند که چه چیزی ارزش و ضد ارزش است؛ مانند شیوه‌های پوشش برگرفته از فرهنگ آن جامعه. تلقی بد از بدحجابی، باور به ارزشی بودن حجاب و پوشش و قضاوت درست درباره حجاب، در زندگی اجتماعی و فرهنگی تأثیر بسزایی می‌گذارد.

فرهنگ، مجموعه پیچیده‌ای است که دانش، معتقدات، هنر، اخلاقیات، قانون، رسم و هر استعداد و عادت دیگری را که بشر به عنوان عضو جامعه کسب می‌کند، شامل می‌گردد. و تمامی مظاهر و شئون زندگی یک ملت را فرهنگ آن ملت تشکیل می‌دهد.


بنابراین، رفتارهای اجتماعی معجونی از آن‌چه جامعه از علم و دانش، باورها و مسائل اخلاقی کسب می‌کند و قوانینی است که از دین و آیین افراد سرچشمه می‌گیرد. در کنار این‌ها، برخی رسوم و عادات اجتماعی، در طول زمان سهم بسیاری در شکل‌گیری فرهنگ آن جامعه دارند که هسته اصلی حیات اجتماعی را به وجود می‌آورند و در الگوهای رفتاری و هنجارهای فردی و اجتماعی بسیار تأثیرگذارند.

ادامه »


موضوعات: حجاب و عفاف
   سه شنبه 18 اسفند 1394نظر دهید »

«… قُلْ لا اَسْئلکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلاَّ الْموَدَّةَ فیِ الْقُربی…»
«(ای رسول ما به امت) بگو من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که مودت و محبت مرا در حق خویشاوندان منظور دارید…».سوره‌ی شوری، آیه 23.
غاصبین خلافت در تثبیت اقتدار خویش اقدام به سرکوبی مخالفان خود نمودند و حتی از خشنونت و تهدید نسبت به اهل‌بیت رسول‌الله دریغ نورزیدند.


در رابطه با حمله و ورود وحشیانه به خانه‌ی حضرت زهرا علیهاالسلام و تهدید به آتش زدن منزل آن بزرگوار، حتی شعرا و مورخان اهل سنت سخن گفته‌اند.
محمد حافظ ابراهیم که اهل سنت است در کنفرانس شعرای مصر در سال 1918 میلادی در قصیده‌ی «عمریة» خود در مقابل اهل سنت این اشعار را سرود که با تشویق و قدردانی حاضرین مواجه شد:
- «… و سخنی هست که عمر به علی گفته
- چه ارجمند شنونده‌ای و چه بزرگ گوینده‌ای!


- که اگر دست فرمانبری (و بیعت) ندهی، خانه‌ات را (بی‌پروا) می‌سوزانم
- و نمی‌گذارم در آن زنده بمانی، هر چند دختر پیامبر برگزیده در آن باشد
- هیچ کس جز عمر چنین سخنی را بر زبان نمی‌آورد
- آن هم در برابر شهسوارِ دودمان عدنان و پشتیبانان او…»

در کتاب الامامة والسیاسة این واقعه چنین نقل شده است: ابوبکر در صدد جستجوی کسانی برآمد که از بیعت با وی خودداری ورزیده بودند، وی با خبر شد که آنان، نزد علی علیه‌السلام در خانه‌ی فاطمه علیهاالسلام گرد آمدند. ابوبکر، عمر بن خطاب را به سوی آنان فرستاد. عمر آمد و آنان را صدا زد، ولی آنان از خانه‌ی فاطمه علیهاالسلام خارج نشدند، در این هنگام، عمر آتش و هیزم طلبید و گفت: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، یا از خانه بیرون می‌آیید و الا این خانه را با هرکس که در آن است، خواهم سوزانید، به او گفته شد، ای اباحفص (کنیه عمر بود) در این خانه، حضرت فاطمه دخت رسول خداست، عمر گفت: حتی اگر چه او در خانه باشد. همه از خانه خارج شدند و بیعت کردند، جز حضرت علی علیه‌السلام  و عمر گمان کرد که علی علیه‌السلام می‌گفت: من سوگند یاد کرده‌ام که از خانه خارج نشوم و قبا بر دوش نیفکنم تا قرآن کریم را جمع‌آوری نمایم.


در این هنگام حضرت فاطمه علیهاالسلام بر در خانه ایستاد و فرمود: قومی بدتر از شما نمی‌شناسم که برای دیدن کسی آمده باشند، شما جنازه‌ی رسول خدا را که در دست ما بود، رها کردید، و به مسأله‌ی خلافت برای خودتان پرداختید، بدون اینکه در این امر (خلافت) با ما مشورت کنید و حق ما را در آن رعایت کنید.

ادامه »

   دوشنبه 17 اسفند 13941 نظر »

اسلام ملاک فضیلت و برتری انسان را (چه مرد و چه زن) تقوا و پرهیزگاری می‌داند: «ای گروه مردم! ما شما را به صورت مرد و زن آفریدیم و شما را قبیله‌ها و ملتها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. به راستی، نزد خدای، گرامی‌ترین شما کسی است که پرهیزکارتر باشد.» [1] .
خداوند متعال در این آیه شریفه فقط تقوا و پرهیزگاری را ملاک برتری انسان قرار داده است و از مفهوم آیه چنین استفاده می‌شود که زن و مرد از هر لحاظ برابر و مساوی‌اند.
«هر مرد و زن با ایمان که کردار شایسته و نیک داشته باشد، هر آینه، او را به زندگی پاکیزه، زنده می‌داریم و به بهتر از آنچه که در دنیا انجام می‌دادند، پاداششان می‌دهیم.» [2] .
در این آیه شریفه، زن مانند مرد به حساب آمده است و در انجام دادن وظایف دینی با مردان، برابر و شریک است و اگر با ایمان بمیرد، در آخرت از نعمت بهشت و زندگی پاکیزه برخوردار می‌شود.
در مورد حسن رفتار و سلوک مردان نسبت به همسران، خداوند می‌فرماید: «با همسران خود به طور شایسته رفتار کنید.» [3] .
دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه زهرا علیهاالسلام به همراه عده‌ای از زنان در جنگ اُحد به کمک مجروحین رفت و شخصاً به مداوای آنان پرداخت.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از زنان، همچون مردان بیعت می‌گرفت و آنان را مانند مردان، در ردیف اصحاب خویش جای می‌داد.

منبع:

[1] یا ایهاالناس! انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا. ان اکرمکم عند الله اتقیکم. (حجرات/ 13).
[2] من عمل صالحاً من ذکر او اُنثی و هو مؤمن، فلنحیینه حیوةً طیبةً و لنجزینهم أجرهم بأحسن ما کانوا یعملون. (نحل/ 97).
[3] و عاشروهن بالمعروف. (نساء/ 97).

زن در چشم و دل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، ص 5.

کلیدواژه ها: ملاک برتری انسان
   شنبه 8 اسفند 13943 نظر »

مراد از اهل‌بیت در آیه تطهیر (سوره احزاب/33) پنج تن آل عباست در این خصوص قول پیامبر که از منابع اهل سنت نیز نقل شده است کافی است که فرمود: «این آیه درباره من و علی و حسن و حسین و فاطمه نازل شده است .میبدی نقل می‌کند که: «رب‌العالمین منت می‌نهد بر مصطفی عربی که خواست ما و حکم ما آن است که اهل‌بیت تو پاک باشند از هر چه آلایش خلقیت است و اوساخ بشریت تا «از خانه به کدخدای ماند همه چیز». الطیبات للطیبین والطیبون للطیبات و در همان تفسیر از قول ام‌سلمه آورده است: چون آیه تطهیر نازل شد «فارسل رسول الله الی فاطمة و علی والحسن والحسین فقال هؤلاء اهل بیتی در تفسیر روض‌الجنان هم می‌خوانیم: «رسول -علیه‌السلام- حسن‌علیه‌السلام را بر دست راست‌خود نشاند و حسین را بر دست چپ و علی را و فاطمه را در پیش روی، آن گه گلیمی خیبری بر ایشان افکند و گفت: اللهم لکل نبی اهل و هؤلاء اهلی، در حال خدای تعالی این آیت فرستاد «.. انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا» .
با وجود قدر و شان عظیم ام‌سلمه و تایید نیک‌نهادی او توسط پیامبر از همراهی با پنج تن منع می‌شود ولی جبرئیل با حسن قبول «انت منا» با نورانیتی مضاعف به ملکوت پرواز می‌نماید و در آسمانها می‌نازد و فخر می‌کرد و می‌گفت: «من مثلی وانا فی السماء طاووس الملائکة و فی الارض‌من اهل بیت محمد» یعنی چون من کیست که در آسمان رئیس فرشتگانم و در زمین از اهل‌بیت محمد خاتم پیغامبرانم؟» .

پرتوی از فضایل حضرت زهرا در تفسیر روض الجنان و کشف الاسرار

محمود خسروانی‌شریعتی

 

   شنبه 8 اسفند 1394نظر دهید »

قال أبومحمد العسکری علیه‌السلام:
حضرت امرأه عند الصدیقه فاطمه الزهراء علیهاالسلام فقالت: ان لی والده ضعیفه و قد لبس علیها فی أمر صلاتها شی‌ء و قد بعثتنی الیک أسألک فاجابتها فاطمه علیهاالسلام عند ذلک فثنت فأجابت ثم ثلثت الی أن عشرت فأجابت ثم خجلت من الکثره فقالت: لا أشق علیک یا ابنه رسول‌الله. قالت فاطمه: هاتی و سلی عما بدا لک أرأیت من اکتری یوما یصعد الی سطح بحمل ثقیل و کراه مأة ألف دینار یثقل علیه؟ فقالت: لا فقالت: اکتریت أنا لکل مسألة بأکثر من ملأ ما بین الثری الی العرش لؤلؤا فأحری أن لایثقل علی. سمعت أبی صلی الله علیه و آله یقول….
و قالت فاطمه علیهاالسلام: یا أمه الله ان سکله من تلک الخلع لأفضل مما طلعت علیه الشمس ألف ألف مرة و ما فضل فانه مشوب بالتنغیص و الکدر.
امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمود:
زنی نزد حضرت صدیقه، فاطمه‌ی زهرا علیهاالسلام آمد و گفت: مادر توانایی دارم که مجهولی در ارتباط با نماز دارد مرا فرستاده تا از شما باز بپرسم. حضرت، پاسخ سؤال آن زن را داد. آن زن دوباره سؤال کرد حضرت پاسخ این سؤال را هم دادند. سپس برای بار سوم و همینطور تا اینکه ده بار سؤال از وی و پاسخ از حضرت، تکرار شد آن زن از کثرت سؤالات خود شرمنده شد و گفت: ای دختر رسول خدا، من شما را در سختی نیفکنده باشم؟ حضرت فرمود: تو بیا و هر سؤالی که داری مطرح کن آیا اگر کسی را یک روز برای به پشت بام بردن بار سنگینی اجاره کنند و کرایه‌اش صد هزار دینار باشد بر او سخت و دشوار خواهد بود؟ آن زن گفت: نه. حضرت فرمود: به من برای پاسخگویی به هر سؤال بیش از فاصله زمین تا عرش پر از لؤلؤ داده شده و در نتیجه، برای من قطعاً سخت نیست.
صدیقه‌ی‌کبری افزودند: از پدرم شنیدم که می‌فرمود:… (در اینجا صدیقه کبری در مقام ارزش عالمان و پاداش ارشاد مردم، توسط آنان، سخنی را از پیامبر نقل فرمودند که برای ارشاد به عالمان چند صد هزار پارچه‌ی خلعتی می‌دهند.)
حضرت زهرا علیهاالسلام پس از نقل این سخن پیامبر، فرمودند: ای کنیز خدا، یک رشته از آن پارچه‌های خلعتی ارزشش میلیون برابر بالاتر از آنچه است که خورشید بر آن می‌تابد….

 بحارالأنوار. ج 2. ص 3. ح 3. به نقل از تفسیر امام حسن عسکری علیه‌السلام.

کلیدواژه ها: ثواب ارشاد مردم
   جمعه 7 اسفند 1394نظر دهید »

عن محمود بن لبید قال:
لما قبض رسول‌الله صلی الله علیه و آله کانت فاطمه علیهاالسلام تأتی قبور الشهدا و تأتی قبر حمزه و تبکی هناک فلما کان فی بعض الایام أتیت قبر حمزه فوجدتها علیهاالسلام تبکی هناک فأمهلتها حتی سکت فأتیتها و سلمت علیها و قلت: یا سیده النسوان قد و الله قطعت أنیاط قلبی من بکائک فقالت: یا أباعمر لحق لی البکاء فلقد أصبت بخیر الاباء رسول‌الله صلی الله علیه و آله و اشوقاه الی رسول‌الله ثم أنشأت. تقول:

اذا مات میت قل ذکره
و ذکر أبی قد مات و الله أکثر

قلت: یا سیدتی انی أسألک عن مس.له تتلجلج فی صدری قالت: سل قلت: هل نص رسول‌الله صلی الله علیه و آله قبل و فاته علی علی علیه‌السلام بالامامه؟ قالت: واعجباه أنسیتم یوم غدیر خم؟ قلت: قد کان ذلک و لکن أخبرنی بما أسر الیک قالت: أشهد الله تعالی لقد سمعته یقول: «علی خیر من أخلفه فیکم و هو الامام و الخلیفه بعدی و سبطای و تسعه من صلب الحسین أئمه أبرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیین و لئن خالفتموهم لیکون الاختلاف فیکم الی یوم القیامه».
قلت: یاسیدتی فما باله قعد عن حقه؟ قالت: یا أبا عمر لقد قال رسول‌الله صلی الله علیه و آله مثل الامام مثل الکعبه اذا تؤتی و لا تأتی- أو قالت مثل علی- ثم قالت: أما و الله لو ترکوا الحق علی أهله و اتبعوا عتره نبیه لما اختلف فی الله اثنان و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتی یقوم قائمنا التاسع من ولد الحسین و لکن قدموا من أخره الله و أخروا من قدمه الله حتی اذا الحدوا المبعوث و أودعوه الجدث المجدوث اختاروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم تبالهم اولم یسمعوا الله یقول: «و ربک یخلق ما یشاء و یختار ما کان لهم الخیره» بل سمعوا ولکنهم کما قال الله سبحانه: «فانها لاتعمی الأبصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور»

ادامه »

   جمعه 7 اسفند 1394نظر دهید »

عن ابن‌مسعود قال: جاء رجل الی فاطمه علیهاالسلام فقال: یا ابنه رسول‌الله هل ترک رسول‌الله عندک شیئا تطر فینیه؟ فقالت: یا جاریه هات تلک الحریره فطلبتها فلم تجدها فقالت: و یحک أطلبیها فانها تعدل عندی حسنا و حسینا فطلبتها فاذا هی قد قممتها فی قمامتها فاذا فیها: قال محمد النبی: لیس من المؤمنین من لم یأمن جاره بوائقه و من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلا یوذی جاره و من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او یسکت. ان الله یحب الخیر الحلیم المتعفف و یبغض الفاحش الضنین السئال الملحف. ان الحیاء من الایمان و الایمان فی الجنه و ان الفحش من البذاء و البذاء فی النار.
ابن‌مسعود می‌گوید: شخصی نزد حضرت فاطمه علیهاالسلام آمد و گفت: ای دختر رسول خدا، آیا چیزی از پیامبر نزد شماست که به من تحفه دهید حضرت فرمود: ای کنیز، آن نگاشته‌ی بر حریر را بیاور. کنیز به دنبال نگاشته رفت ولی آن را نیافت. حضرت زهرا فرمود: شگفتا از تو پیدایش کن؛ چون آن حریر، ارزشی معادل حسن و حسین برای من دارد. کنیزک گشت و پیدایش کرد. و دید به هنگام روفتن آن را روفته است در حریر چنین نوشته شده بود: پیامبر فرمود: کسی که همسایه‌اش از شر او در امان نیست از مؤمنین نخواهد بود. و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایه‌ی خویش را آزار نمی‌دهد. و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید که یا سخن خوب بگوید وگرنه ساکت باشد. خداوند انسان خیرمند بردبار عفیف را دوست دارد و بدگوی بخیل بسیار درخواست کننده‌ی مصرّ را دشمن می‌دارد. حیاء از ایمان و ایمان جایش در بهشت است و فحش از زشتگویی است و زشتگویی جایش در آتش است.

فاطمه‌الزهرا علیهاالسلام بهجه قلب المصطفی صلی الله علیه و آله، ص 275، به نقل از دلائل الامامه، ص 1.

 

   جمعه 7 اسفند 1394نظر دهید »

1 ... 159 160 161 ...162 ... 164 ...166 ...167 168 169 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو