https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

امام حسن مجتبی (ع)، یکی از 12 امام معصوم ما شیعیان است. ایشان زادهٔ ۱۵ رمضان ۳ هجری قمری که به روایت تاریخ یعقوبی حسن بن علی سه بار مسموم شد و سرانجام در تاریخ 28 صفر در سال 50 هجری دارفانی را وداع گفتند.

 

 

 


لاله‌اى بود که با داغ جگر سوخته بود
آتشى در دل سودا زده افروخته بود
شرم دارم که بگویم تن مسموم تو را
خصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود . . .

 

عکس پروفایل شهادت امام حسن مجتبی (ع)

 

 

 


هَر كَسى كه “كرَمَش” بيشْتَر استْ
پس شُلوغىِ سرَش بيشتَر است…

مَن بِه قرْبانِ “كَريمى” بِشوَمْ ،
كه گِدا دورْ و بَرَش بيشتَر است…

 

ادامه »

   پنجشنبه 2 شهریور 1402نظر دهید »

خالق بزرگ جهان به خلق جهانش مشغول بود و گل وجود آدمي چون خميري به يد قدرت الاهي در انتظار … و بالاخره انسان پس از چهل روز، صلاحيت حضور در جمع مخلوقين را دريافت کرد.

 

 



همه ساله بيستم صفر، سفره دل حسيني ها گشوده و در حسينيه ها باز مي شود و مشک هاي پر اشک سقا به دنبال جان هاي تشنه ي تازه از اسارت برگشته مي گردد تا سيرابشان سازد. اين روز عظيم معروف به اربعين است. اربعين يا چهلم در تاريخ شيعه فقط يکبار اتفاق افتاد و آن بازگشت اسرا از شام بود که مصادف شد با حضور صحابي بزرگ، جابر بن عبدالله انصاري بر مزار سالار شهيدان. اين تقارن در اربعين واقعه عاشورا واقع شد و از آن پس جابر، اولين زائر امام حسين ـ عليه السلام ـ نام گرفت و زيارت اربعين هم به او تعليم داده شد. اين واژه بهانه اي شد تا گشتي به تاريخ انسان بزنيم و سرّ اين عدد را کشف کنيم. عددي که در خيلي جاها به چشم مي خورد از خلقت تا قيامت اين عدد همراه آدمي هست حتي عرف امروز مراسم چهلم را جزو فرهنگ پذيرفته است. آيا تا به حال از خود پرسيده ايم که چرا در ميان انبياء و امامان هيچ کدام از ايشان حتي پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مراسم اربعين ندارد، اما امام حسين ـ عليه السلام ـ اين چنين مراسمي دارد و هم زيارت مخصوصه؟!! و آيا اربعين پيامي دارد که از آن بي خبريم؟ پس لازم است از اول سرگذشت انسان شروع و بگرديم تا سري در سرّ خدا در آوريم.

خدا و اربعين
خالق بزرگ جهان به خلق جهانش مشغول بود و گل وجود آدمي چون خميري به يد قدرت الاهي در انتظار … و بالاخره انسان پس از چهل روز، صلاحيت حضور در جمع مخلوقين را دريافت کرد. از آن پس به مادران مأموريت داده شد که فرزندان آدم را در رحم خود نگهداري و پس از تکميل، تحويل عالم خاکي بدهد. و قرار شد که سير تکاملي هم چهل روزه باشد. يعني از هر مرحله اي به مرحله ديگر و از شکلي به شکل ديگر چهل روز طول بکشد تا آماده زندگي چندين ساله در کره خاکي باشد. بشر از وقتي پا به عرصه وجود نهاد کتابچه ي راهنما در دست داشت به او ياد دادند: هر چيزي را تا ديد، لب نزند به هر چيزي نگاه نکند. چون انسان هر غذايي را مي خورد تا چهل روز آثارش باقي است.

انسان و اربعين
انسان، گاه چنان خويش را در نور مي بيند که انگار از نور پديد آمده است و تا چهل روز در نور است، و گاه خود را در تاريکي مطلق مي بيند و تا چهل روز در سياهي. بعد ها مي فهمد که آن نورانيت و شادابي چهل روزه معلول تناول طعام حلال و پاک بوده است و اگر خداي نکرده لبي از مي، نجس کند تا چهل روز در تاريکي است و حتي نمازش هم نمي تواند نجاتش دهد. نمازي که نورانيتش ترديد نيست براي شراب خوار، فقط ظلمت است.با سپري شدن دوره کوتاه مدت آدم ـ عليه السلام ـ در بهشت، پا به دنيا گذاشت. و هنوز چند صباحي از هبوط اش نگذشته بود که قابيل بر هابيل قد برافراشت و در جنگي نا برابر و خصمانه کاري کرد که نبايست اتفاق مي افتاد. هابيل کشته شد پدر در غم پسر چهل شبانه روز گريست و اين اولين عزادار و اولين اربعين بود که تاريخ ثبت کرد. پاداش اين اشک و صبر فرزندي به نام هبه الله نصيب آدم ـ عليه السلام ـ شد.

انسان ها پس از يکديگر آمدند و آمدند … تا جمعيت جهان به قدري زياد شد که حرفها در دلها اثر نکرد نوح ـ عليه السلام ـ با آن همه عظمت هر قدر تلاشش مضاعف مي شد، کمتر نتيجه مي گرفت. آن گاه در پي بي ثمر ماندن تبليغ اش، خداوند تا چهل سال مرد ها را عقيم کرد و زنان را نازا.و کم کم آژير خطر نواخته شد و تنها عده کمي از مردم در کشتي نشسته و نجات پيدا کردند. نا اهلان قوم نوح با پسرش که در جهالت خود غرق بودند و کوچکترينشان چهل ساله بود، در آب غرق شدند. دريايي از آب، که به ظاهر آب بود، اما قهر خدا بود. و باز هم تکرار ـ آن قدر تکرار مي شد که تا اين انسان خاک نشين، عرش نشان شود. بار ديگر نبوت يونس پيامبر شد، امتحانش را پس داد و چهل روز در شکم ماهي زنداني شد. در آن جا بود که ذکر يونسيه را تعليم اش دادند. از آن پس انسان ياد گرفت اگر چهل روز ذکر يونسيه را بخواند، از ظلمت به نور مي رسد. همانطور که يونس آن ذکر را گفت و نجات يافت نبي ديگري اربعين ديگري را به يادگار گذاشته است. داود ـ عليه السلام ـ به نقل از علي ـ عليه السلام ـ مورد خطاب و نداي خدا قرار گرفت. اي داود تو خوب عبدي هستي اگر از بيت المال برداشت نمي کردي و از دست رنج خود مي خوردي. اين سخن بر داود سنگين آمد تا چهل روز گريست تا خداوند آهن را در اختيارش قرار داد.موسي کليم الله هم يک اربعين را تجربه کرد. او ابتدا سي روز روزه گرفت و در پايان مناجاتش خطاب رسيد ده روز ديگر بايد صبر کني و آن را به چهل روز رساني. وي براي گرفتن رسالت رفته بود اما قومش با هارون سر ناسازگاري نهاده و گوساله پرست شدند. با عبور از گذار پر مخاطره ي انسان اين بيم مي رود که نکند روزي من هم دچار ظلمت شوم؛ که خاتم پيام رسانان، آخرين نسخه را چنين داده اند:

هر کس چهل روز خويش را براي خدا خالص کند، سرچشمه حکمت و عرفان از وجودش، به جوش آيد و بر زبانش جاري شود. از اين پس چله نشيني ها رونق گرفت و جويبار حکيمان پر آب و جاري شد. البته اين راه بي همرهي خضر قطعا تاريک و ظلمات است به همين خاطر دو راهنما براي انسان گذاشتند. در برون و درون انسان دو چراغ هدايت تعبيه شد. عقل از درون و امام ـ عليه السلام ـ از برون، ناظر انسان شد. اين راهنماي بيروني همچنان با انسان هست تا گام به گام او را به جنت رهنمون کند. راهنماي بيروني هر آن چه زيبنده اين راه است را در سبد بشر به يادگار نهاده است که نام او حديث است. بايد ها، نبايد ها، شايسته ها و غير آن، همه و همه در اين سبد وجود دارد پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمودند: هر کس از سخنان ما چهل سخن حفظ کند (و به کار گيرد) کنت له شفيعا. شفاعتش مي کنم. چيزي نيست که نگفته باشند حتي درباره انار خوردن فرموده اند: انار بخوريد (ميوه اي بهشتي) انار در قلب شما نورانيت مي آورد و تا چهل روز شيطان را کر مي کند. ربا را از زندگي دور کنيد که ربا، با چهل بار عمل زشتي که از بردن نامش عرق شرم بر جبين مي نشيند، برابري مي کند. بي ترديد انسان در کوران زندگي به لحاظ خواهش هاي نفساني و نداشتن سد سکندري، به چاله هايي مي افتد که نياز به نردبان ترقي دارد کار نيک غذاي روح و زشتکاري فرسايش آن است. گناه در زندگي انسان مثل خوره، دار و ندار آدمي را از بين مي برد. طعام، قوت بدن و اطعام خورش روح است. هر دو نياز انسان است حال اگر با گناه حرماني پديد آمد و دشت سرسبز به کوير تبديل شد، اين جا است که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نسخه پيچيده اند که: چهل بار سوره توحيد، بخوانيد تا خداوند گناهان شما را ببخشد.سوره توحيد باراني است که روح در آن شسته مي شود.

پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و اربعين
آدمي در افتان و خيزان زندگي است که رشيد مي شود و تا صبر و حوصله، و گذشت زمان نباشد اين مهم به منزل مقصود نمي رسد. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به سفارش خداوند به غاري براي عبادت رفتند و چهل روز لب فرو بسته و به دستور خداوند طعام و خوراک مي خورد و پس از گذشت چهل روز غذايي بهشتي آوردند و ميل نمودند که فرمودند : ثمره آن غذاي بهشتي، فاطمه ـ سلام الله عليها ـ شد. و حضرت با تمام جمال و کمال، و جواني که داشتند با زني با کمال و متمکن ازدواج کردند. گرچه همسرش به لحاظ سني از حضرت بزرگتر بود اما جواني 25 ساله با زني چهل ساله به راحتي کنار هم زندگي خوبي را شروع کردند.

پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در سن چهل سالگي بود که به غار حرا رفت و با پرونده اي عظيم به نام دين، به خانه برگشت و اين خديجه بود که درک مي کرد پيامبر چه انبان پرقيمتي بر دوش دارد. به شوي خويش گفت: قدري استراحت فرما. ملحفه اي بر وي انداخت. حضرت رسول هم با انديشه اي ژرف و شيرين به خواب نوشين فرو رفت. خستگي سفر، چشمانش را بر هم گذاشت اما قلبش را نه. پيامبر در دل پرونده اي را مرور مي کرد که سرنوشت انسان هاي پيرامونش در آن ثبت شده بود. برخي از صحنه هاي دهشت انگيز و پر مخاطره که خواب را از هر آدم بيداري سلب مي کند. خاطراتي چون واقعه عاشورا. پر حزن و اندوه و اشک. واقعا اين چه عزايي است که تاريخ نمونه اش را سراغ ندارد. آن جا که آسمان و زمين و خورشيد و کوه ها و دريا ها و فرشتگان چهل روز بر اين واقعه اشک بريزند، تکليف همه روشن است.

آفتاب به هنگام طلوع و غروب چنان سرخ مي شد که چون سيلاب خون از ديدگان خورشيد مي چکيد.و آخرين حجت خدا در زيارت خويش بفرمايد: گريه بر تو اي حسين؛ هر صبحگاه و شام گاه باد که به جاي اشک، خون بايد گريست.-بالاخره بنا بر قول و قرار آن چه بود اتفاق افتاد. چون دين بر عهده امامان يکي پس از ديگري انجام گرفت.و امام حسين ـ عليه السلام ـ را در عصر عاشورا با لبان تشنه شهيد کردند. به راستي در ميان اين همه وقايع مهم چرا عدد «چهل» اين قدر خود نمايي مي کند؟ سرّ اين مطلب چه چيزي مي تواند باشد؟ به نظر مي رسد که اين عدد در عالم تکوين نشان از رسيدن هر پديده اي به مرحله تکامل است نظام هستي بر اساس قرار دادي که خداوند تنظيم کرده است مي­بايست مسير هدايت را به گونه اي طراحي کرد که موجودات پس از عبور از دالان «چهل» به آن هدف اصلي برسند.

منبع:

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ، در اربعين با اربعين

 

   چهارشنبه 1 شهریور 1402نظر دهید »

هرچه به اربعین حسینی و نزدیک شدن پیاده روان به کربلا می رسیم به ویژه دراین سال سخت بیماری کرونا که شرعا وعقلا وقانون نمی توان در پیاده روی زیارت اربعین حسینی  در کربلا حضور پیداکرد، حسرت و دلتنگی جا افتادگان ازاین قافله حسینی بیشتر می شود و پیوسته پرسیده می شود که ما در کجای این قافله قرار می گیریم؟ در پاسخ باید گفت: جاماندگان به چند گروه تقسیم می شوند:

 

 

 

گروه اول؛ کسانی اند که ازفضیلت زیارت سید الشهداء و به وجوب یا استحباب آن آگاهی دارند تمکن مالی وجسمی هم دارند ولی بی اعتنای از آن می باشند وعمداً زیارت را ترک می کنند این ها مصداق بارز این احادیث اند:

۱-عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ فِيمَنْ تَرَكَ زِيَارَةَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ قَالَ «إِنَّهُ قَدْ عَقَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَقَّنَا وَ اِسْتَخَفَّ بِأَمْرٍ هُوَ لَهُ ۰۰۰: حلبی می گوید به امام صادق(ع)عرض کردم:کسی که قدرت بر رفتن زیارت امام حسین(ع) دارد ولی ترک می کند چه حکمی دارد؟ امام (ع)فرمودند: چنین شخصی عاق رسول خدا وعاق ما اهل بیت می شود و حق ما اهل بیت را سبک شمرده است :تهذیب الاحکام،ج۶،ص۲۵).

 ۲-عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ  روایت می کند که امام صادق(ع)فرمود: «لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ يَزُرِ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَكَانَ تَارِكاً حَقّاً مِنْ حُقُوقِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِأَنَّ حَقَّ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَرِيضَةٌ مِنَ اَللَّهِ تَعَالَى واجبه علی کل مسلم:  اگر کسی همه عمر خود رابه حج بگذارد ولی امام حسین(ع) را زیارت نکند، حقی ازحقوق رسول الله(ص) را ترک کرده است؛ زیراحق امام حسین(ع) از جانب خدااست که برهر مسلمانی واجب است:همان))

۳-امام صادق(ع)فرمود: (حَقٌّ عَلَى‏ الْغَنِیِ‏ أَنْ‏ یَأْتِیَ‏ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع فِی السَّنَهِ مَرَّتَیْنِ وَ حَقٌّ عَلَى الْفَقِیرِ أَنْ‏ یَأْتِیَهُ فِالسَّنَهِ مره:برغنی وتوانگر است که سالی دو بار وبرفقیر است که سالی یک باربه زیارت امام حسین(ع) برود: کامل الزیارات ص ۲۹۳)

4 -قال الصادق ( ع ): من لم یأت قبر الحسین ( ع ) و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة .
 امام صادق ( ع ) فرمودند: کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود: .کامل الزیارات ، ص 193))

گروه دوم؛ کسانی اند به دلیل ناتوانی جسمی و مشکل کاری توفیق تشرف ندارند ولی ازنظر مالی کمک می کنند تا زائرین سیدالشهداء راحت سفر زیارتی را بگذرانند و یا هزینه زائر را می دهند که آن شخص به زیارت سید الشهدا برود این گروه همان اجر وثوابی را می برند که زائرین می برند چرا که در روایت آمده است :

صفوان جمال ازامام صادق(ع) پرسیدم: ((… فما لمن جهزالیه ولم یخرج لعله؟قال :یعطیه الله بکل درهم انفقه من الحسنات مثل حیل احد ویخلف علیه اضعاف ما انفق،ویصرف عنه من البلاءمما قدنزل فید فع ویحفظ فی ماله: کسی که به دلیل عذری خود نمی تواندبه زیارت برود ولی هزینه سفر دیگری می دهد که به زیارت برود چه ثوابی. دارد؟امام(ع)فرمودند:در مقابل هریک درهمی که خرج کرده خداوند متعال به قدرکوه احد ازحسنات به وی دا ده  وچند برابر هزینه ای را که متحمل شده برایش باقی  می گذارد ونیز بلاهایی که که نازل شده را از وی دور می کند وهمچنین مال و دارایی وی راحفظ و نگه داری می فرماید: کامل الزیارات باب ۴۴).

گروه سوم؛ کسانی اند که توان مالی وجسمی ندارند یا به دلیل مشکل بیماری کرونا نمی توانند به زیارت اربعین حسینی بروند ولی قلبشان پر می کشد برای زیارت سیدالشهداء(ع) اینان همین که همسوی با زائران کوه دوست اند همان اجر وثواب زایران را دارند.

چراکه عطیه بن عوفی درروز اربعین به هنگام زیارت تربت سیدالشهداء(ع) آنهم درحالی که جابر می گفت: ((سلام بر شما ای ارواحی که در راه حسین(ع) فدا شدید و شهادت می دهم که شما نماز را به پاداشتید و زکات را پرداختید و امر به معروف و نهی از منکر نمودید و با ملحدان جهاد کردید و خدا را آن قدر عبادت کردید تا به مرحله یقین رسیدید و قسم به کسی که حضرت محمد(ص) را به نبوّت و حق مبعوث کرد، ما در آنچه شما وارد شدید و عمل کردید، شریک هستیم.)

(عطیه می گوید: به جابر گفتم: ما چگونه در ثواب آنها شریک هستیم، در حالی که ما نه به وادی فرود آمدیم و نه از کوهی بالا رفتیم و نه شمشیر زدیم، ولی این گروه میان سر و بدن های شان جدایی افتاده و فرزندانشان یتیم شده اند و همسرانشان بیوه گشته اند؟

جابر گفت: ای عطیه! از حبیب خود رسول خداشنیدم که فرمود: اگر کسی گروهی را دوست داشته باشد، با آن گروه محشور خواهد شد و کسی که کار گروهی را دوست بدارد، با آنان در کار آنان شریک خواهد شد و قسم به آن کس که محمد (ص) را به پیامبری مبعوث کرد، نیّت من و نیّت یاران بر آن چیزی است که امام حسین(ع) و اصحاب او بر آن گذشته و رفته اند. بحارالانوار، ج 37، ص 190.بشارة المصطفی، ص 125).

منبع: ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/سید محمدتقی قادری

   چهارشنبه 1 شهریور 1402نظر دهید »

از روز تیغ تا امروز، چهل بار آفتاب داغ بر کربلا تابیده و صحرا غمین شده اسـت. رخ بـه سوی محبوب داری و از جان درود میدهی: «درود بر تـو اي ولی خدا… درود بر تـو اي دوستدار و محبوب و برگزیده خدا، درود بر بنده خالص و فرزند بنده خاص خدا، درود بر حسین علیه السلام….» فرزند ولی خدا، فرزند امیرالمؤمنین «علیه السلام» اینک درکنار یاران مدفون اسـت و علی اکبر نزدیک‌ترین فرد بـه اوست.

 

 

 

پیکر مطهر قمر بنی هاشم، حضرت اباالفضل العباس علیه السلام آن دورتر بـه خاک شده اسـت. هرکدام همانجا کـه موقع شهادت بر خاک افتادند. کاروان از شام برمی‌گردد. زینب خودش رابه گودال قتلگاه میرساند. زنان و کودکان مثل همـه چهل روز گذشته زجه میزنند. اشک‌هاي فرزندان امام حسین «علیه السلام» سرازیر شده اسـت. «السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات. درود بر اسیر اندوه‌ها و کشته آب چشمان…»

 

 

 

و اینک پس از قرن‌ها تـو هستی کـه باید شهادت دهی. تـو کـه بـه اربعین رسیده‌اي و میخواهی با اربعینی‌ها هم‌نوا شوی: «پروردگارا! گواهی می دهم کـه آن حضرت ولی تـو و فرزند ولی توست. برگزیده تـو و فرزند برگزیده توست…» این شهادت دادنی سخت اسـت. شهادتی کـه بار وظیفه‌ات را سنگین‌تر می کند. تـو کـه بـه مقام معرفت، هرچند معرفتی کوچک و شناختی در وسع و اندازه خودت رسیده‌اي…

 

 

 

تـو کـه امام و ولی و پیشوایت را شناخته‌اي، نمی تواني حتی پس از قرن‌ها نسبت بـه این واقعه بی‌تفاوت باشی. پس می گویی: «گواهی میدهم کـه تـو بـه عهد خدا وفا کردی ودر راه خدا جهاد کردی تا هنگام شهادتت فرا رسید… پروردگارا! مـن تـو را گواه می گیرم، کـه مـن دوست آن حضرت و دوست دوستداران او هستم…» تا آنجا کـه روز بلند می شود، ادامه میدهی و زیارت را تا آخر می خوانی:

 

 

 

«صلوات الله علیکم و علی ارواحکم و اجسادکم و شاهدکم و غائبکم و ظاهرکم و باطنکم. آمین رب العالمین. درود خدا بر شـما باد و بر جسم جان پاک شـما، حاضر و غایب شـما، بر ظاهر و باطن شـما…» اجابت رابه پروردگار عالمیان می‌سپاری. زیارتی دل چسب از راه دور یا نزدیک خوانده‌اي و قلب را جلا داده‌اي. قبول باشد.

 


 

متن احساسی در مورد روز اربعین
دخترک لبه دامن را روی مچ لاغر پایش می‌اندازد. نمی خواهد بابا «علیه السلام» اثر حلقه‌هاي اسارت را ببیند. دارند بـه خانه برمی‌گردند اما دخترک خانه را آن قدر دور و خودش را آن قدر خسته و ناتوان میبیند کـه رسیدن بـه آن برایش ناممکن می نماید. فرات نزدیک اسـت اما حالا دیگر حتی آب هم نمی خواهد. پریشان اسـت. شاید اگر او و دیگر بچه‌ها آب نخواسته بودند، حالا عمو عباس «ع» این جا بودو برایش پناه میشد.

 

ادامه »

   چهارشنبه 1 شهریور 1402نظر دهید »

السلام علیك یا اباعبدالله

دیباچه عشق و عاشقی باز شود،

دل ها همه آماده پرواز شود،

با بوی محرم الحرام تو حسین،

ایام عزا و غصه آغاز شود.

 

 

 

 

 

 

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_


دلم هوای حرم کرده است میدانی


دلم هوای دورکعت نماز بالاسر

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت «احلی من العسل» دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش‌گوشه یک غزل دارد

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانۀ خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد

 

شب جمعست هوایت نکنم میمیرم

یا اباعبدالله
مداوای ما تویی

 

ادامه »

   سه شنبه 31 مرداد 1402نظر دهید »

هرچند روایت خاصی در پیاده روی برای زیارت اربعین حسینی وجود ندارد ولی زمینه های وجود دارد و همین موجب سنت شدن پیاده روی در روز اربعین حسینی توسط علمای بزرگ شده است چرا که:

 

 

 

اولا: در باب فضیلت زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام آمده است که اگر زیارت ((ماشیا:پیاده)) باشد وشخص باپای پیاده به زیارت تربت سید الشهداء برود از آجر مضاعف بر خوردار خواهدبود ازهمین رو ابن قولویه درباب (49)کامل الزیارات ده حدیث درفضیلت زیارت  اورده که درهمه آنها عنوان ((ماشیا)) آمده است ازجمله آنها این روایت ((ان کان ماشیا کتب الله له بکل خطوه حسنه  و محی عنه سیئه…:اگراین زیارت پیاده انجام بگیرد خداوند متعال برای هرگامی که زائر برمی دارد.یک حسنه می نویسد وبرای هرگامی  ازگناهش می گذرد))

ثانیا: درهمین باب (49) ازکتاب کامل الزیارات یکی ازاداب زیارت را(پابرهنه بودن زائر) دانسته است، ازهمین رو در روایت آمده است هنگامی که زائر به تربت سیدالشهدا نزدیک شد، پس ازانجام غسل زیارت از آب فرات، ازآنجا تاحرم را ((پابرهنه )) برود. ازهمین رو امام (ع) می فرمایند: ((وعلق نعلیک و امش حافیا: نعلین را ازپا درآورده و پابرهنه به جانب‌ حرم نما))

ثالثا: هرچند برخی از اهل رجال و حدیث شناس  در روایت امام حسن عسکری(ع) که یکی ازنشانه های مومن را زیارت اربعین دانسته اند؛ ازنظر سند و دلالت شبهه کردند که ازنظر سند این روایت مرسل است و ازنظر دلالت هم  منظور زیارت اربعین، زیارت چهل نفر ازمؤمنین  است. ولی همه قبول دارند که امام صادق(ع) به صفوان جمال تعلیم داده است روزاربعین خود را به کربلا رسانده زیر قبه امام حسین علیه السلام زیارتنامه اربعین بخواند

رابعا: هرچند دراین که بازماندگان واهل بیت سیدالشهداء(ع) دراربعین اول به کربلا رسیدند اثباتا و نفیا موافقین و مخالفین بزرگی دارد و محل اختلاف است. ولی در این که جابر وعطیه دراربعین اول به کربلا آمدند و تربت سید الشهدا علیه السلام را زیارت کردند مورد اتفاق همه محققین وتاریخ نگاران است.

علماء پیشین و گذشته چون شیخ انصاری و میرزاحسین نوری(ره) درجمع  بین زیارت (ماشیا،حافیا: پیاده وپا برهنه) و خواندن زیارتنامه اربعین زیرقبه سیدالشهداء علیه السلام و زنده نگه داشتن نام و یاد اهل بیت یا جابر به عنوان اولین زائر تربت حسيني زیارت پیاده روی دراربعین سیدالشهداء علیه را سنت کرده اند و چون این سنت خالصانه و بدون هیچ حاشیه بوده است نه تنها با گذشت زمان بسیار طولانی ازبین نرفته است بلکه اگر در روز تاسیسش زائرین سی نفر بوده اند، ولی امروز تعدادان ان به بیست وپنج میلیون نفر، واگردیروززایرین اربعین محدود به مردم عراق بوده است، امروز  جهانی و بین المللی شده است و ازسراسر جهان دراین همایش خالصانه حضور دارند

منبع:پایگاه اطلاع رسانی بلاغ/ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی

   سه شنبه 31 مرداد 1402نظر دهید »

سیدالشهدا(ع)از هر فرصت مناسبی برای تربیت دینی و اخلاقی دوستداران خود استفاده کرده است. حضرت بعضی از افراد نیازمند را مستعد تعلیم معارف می‌دید و از این فرصت استفاده می‌کرد. نقل است:

 

 

 

 

 

مردى از انصار خدمت امام(ع) آمد تا درخواستی کند. حضرت فرمود: «آبروى خود را نگهدار و حاجت خود را در نامه‌اى نوشته بیاور که خواسته‌ات را به خواست خدا برآورده سازم». او نوشت: «فردی 500 دینار از من طلب دارد و با اصرار آن را مى‌خواهد، به او بفرما به من مهلت دهد». چون امام(ع) نوشته را خواند، وارد منزل شد و کیسه­اى که هزار دینار داشت، بیرون آورد و به او فرمود: «با 500 دینار آن بدهى خود را بپرداز و با 500 دینار دیگر زندگى خود را بچرخان».

امام حسین(ع) با استفاده از این فرصت نیکو، نکته اخلاقی بسیار مهمی را به آن شخص آموزش داد و فرمود:

جز نزد یکى از این سه نفرحاجت مبر: دیندار، جوانمرد یا داراى شرافت خانوادگى. دیندار، دین خود را (با برآوردن حاجتت) حفظ مى­کند. جوانمرد، از مردانگى خود شرم مى­کند (که پاسخت را ندهد)، اما آنکه شرافت خانوادگی دارد، مى­فهمد با رو انداختن به او از آبروى خود گذشتى، از این رو در حفظ آبرویت مى‌کوشد.

امام حسین(ع) ضمن آموزش آبروداری و صیانت از کرامت انسانی به مخاطب، گروه­های انسانی قابل رجوع هنگام نیاز را معرفی نمود.

منبع:روش‌های امام حسین(ع)در تربیت اخلاقی پیروان/فرج‌الله میرعرب

   سه شنبه 31 مرداد 1402نظر دهید »

چنانچه معروف است دختری از دختران امام حسین (ع) در کودکی در کربلا حضور داشت. صحنه های عطش، غارت خیمه ها را با دو چشم خود دید. رقیه سه ساله نیمه شب در خرابه شام در کنار رأس پدر غریبانه جان داد.

 

 



شناسنامه حضرت رقیه (علیهاالسلام)
حضرت رقیه فرزند امام حسین علیه السلام است . بر اساس نوشته‏ های بعضی کتاب‏های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیش‏تر همسر امام حسن مجتبی (علیه‏السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه‏السلام) به عقد امام حسین (علیه‏السلام) درآمده است. در مورد تاریخ تولد حضرت رقیه چیزی معلوم نیست.
در تعداد دختران امام حسین و نامهای آنها اختلاف وجود دارد. آنچه از منابع بدست می آید امام حسین علیه السلام دارای چهار دختر بنامهای فاطمه کبری، فاطمه صغری، سکینه و رقیه بوده است.
اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است. در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است. اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و… اختلاف است.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_


لهوف سید ابن طاووس و حضرت رقیه (س)
یکی از کتاب‏های کهن که در زمینه حضرت رقیه مطالبی نقل نموده، کتاب اللهوف از سیدبن طاووس است. وی می‏ نویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه ‏السلام) اشعاری در بی وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب (علیهاالسلام) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه‏ السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید [و خویشتن دار باشید.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_


سن حضرت رقیه (س) و تاریخ شهادت ایشان
تاریخ شهادت: 5 صفر سال 61 هجری قمری
مشهور این است که ایشان سه یا چهار بهار بیشتر به خود ندیده و در روزهای آغازین صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_


چگونگی شهادت و مرقد مطهر حضرت رقیه (س)
بعد از واقعه عاشورا دشمن تمام کسانی را که زنده مانده بودند ، اسیر کرد. میان این اسرا، یک دختر کوچک هم دیده می ‏شد. این دختر کوچک رقیه بود. رقیه دختر امام حسین علیهاالسلام که حالا بعد از شهادت پدرش به همراه عمه ‏اش زینب و اسرای دیگر به طرف شام می ‏رفت.
از داخل خرابه های شام، صدای یک کودک به گوش می ‏رسید. تمام کسانی که در میان اسرا بودند، می ‏دانستند که این صدای رقیه دختر کوچک امام حسین است. رقیه از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می ‏گرفت. گویا خواب پدرش را دیده بود. در این حال یزید، دستور داد سر امام حسین علیه‏ السلام را به رقیه نشان بدهند. وقتی حضرت رقیه علیهاالسلام سر بریده پدرش امام حسین علیه‏ السلام را دید، با فریاد و ناله خودش را روی سر بریده پدرش انداخت و همان جا، از دنیا رفت.
مرقد مطهر حضرت رقیه علیها السلام در سوریه نزدیک به قبر حضرت زینب علیها السلام است.

منبع:پایگاه بلاغ

   سه شنبه 31 مرداد 1402نظر دهید »

اربعین
در فرهنگ اسلامی و در معارف عرفانی، عدد چهل جایگاه خاصی دارد. چلّه نشینی برای اجابت دعا یا رسیدن به مقامات سلوک و عرفان معروف است. همچنین حفظ کردن چهل حدیث، حفظ اخلاصِ در چهل صباح (روز)، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن، چهل شب چهارشنبه، و بسیاری از این نمونه ها.

 

 

 

 

در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین روز شهادت حسین بن علی(ع) گفته می شود که مصادف با بیستم ماه صفر است. در این روز دوستداران آن حضرت مراسم سوگواری را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی برپا می کنند و باعزاداری بر مصیبت بزرگ سید و سالار شهیدان و خاندان با وفایش به تعظیم شعائر دینی می پردازند.

نخستین اربعین
در چهلمین شامگاه شهادت سید و سالار شهیدان دو عاشقِ دلباخته حضرت ـ جابر بن عبداللّه انصاری و عطیه عوفی ـ به عشق زیارت تربت سیدالشهدا(ع) برمزار آن امام همام و یاران نیک کردار و وفادارش حاضر شدند و قبور امام و یارانش را زیارت کردند. این امر، شروعی برای تکریم و پاسداشت اربعین حسین(ع) و اصحابش و اولین اربعین حسینی بود.

رمز تداوم
تکریم و پاسداشت اربعین و احیای خاطره غمبار عاشورا رمز تداوم شور عاشورایی در زمان های بعد بوده. و همین ویژگی سبب احیای تشیع و سیره راستین ائمه اطهار علیهم السلام شده است.

قتلگاه
هنگام حرکت کاروان، اسرا به عمر سعد گفتند: شما را به خدا، ما بر کشتگان مان عبور دهید. چون اسیران بدن های پاره پاره شهدا را مشاهده کردند که در زیر سم اسبان لگدکوب شده فریاد برآوردند و به فغان و ناله پرداختند و نقل می کنند که در این هنگام اهل خیام خود را از بالای شتران بر شهدا و کشتگان شان افکندند.

دراین بین زینب علیهاالسلام بر کنار جنازه برادر قرار گرفته، دست های خود را زیر آن پیکر مقدس برد و به طرف آسمان بالا آورد و گفت: «خداوندا این قربانی را از ما قبول کن». سپس رو به مدینه فرمود: «ای رسول خدا، ای آنکه ملائکه زمین و آسمان بر تو درود می فرستند، این حسین توست که اعضای او را پاره پاره کرده اند و سر او را از قفا بریده اند. این حسین توست که جسد او در صحرا افتاده و بادها بر او می وزند و خاک بر او می نشانند.

بوی عطر
پس از رفتن قافله کربلا، صحنه عجیبی بر صحرای کربلا مستولی شد. اجساد مطهر اهل بیت رسول خدا(ص) و یاران امام(ع) غرقه درخون روی زمین افتاده بودند و بر آنها خاک نشسته بود. منظره ای بسیار دردآور بود. از بدن های مطهر آنان نور به آسمان می تابید و نسیمی که بر آن اجساد عزیز می گذشت عطر خوشی می افشاند. در آن میان پیکر سید جوانان بهشت به گونه ای بود که از مشاهده آن حتی دل سنگ پاره می شد. انوار الهی از آن بدن مطهر ساطع و بوی عطر از پیرامون آن پیکر مقدس به مشام می رسید.

خطبه ای دندان شکن
زینب ای شیرازه ام الکتاب
ای به کام تو، زبان بوتراب
ای بیانت سر به سر توفان خشم
نوح می دوزد به توفان تو چشم


آنگاه که زنان کوفه با مشاهده احوال کاروان حسینی زاری می کردند و گریبان خود چاک می زدند و مردان کوفی به همراه آنان می گریستند، حضرت زینب بر سر مردم نهیب زد که «خاموش باشید!» آنگاه پس از ستایش خداوند و درود بر رسولش فرمود: «ای مردم کوفه، ای جماعت نیرنگ و افسون و بی بهرگان از غیرت و حمیّت، اشک چشمتان خشک مباد و ناله هایتان آرام نگیرد، مَثَل شما مَثَل آن زنی است که تار و پودِ تافته خود را درهم ریزد و رشته های آن را از هم بگسلد. شما سوگندهایتان را دست آویز فساد و نابودی خود قرار دادید».

کلامی نورانی
در میان وِلوِله اهل کوفه، امام زین العابدین(ع) با اشاره مردم را به سکوت دعوت کرد. آنگاه پس از حمد و ثنای الهی و درود بر جد گرامی اش فرمود: «ای مردم هر کس مرا می شناسد، می داند که من کیستم و آنکه مرا نمی شناسد بداند که من علی فرزند حسین هستم که او را در کنار فرات با کامی خشکیده و عطشناک و بدون هیچ گناهی، از دم شمشیر گذراندند. من فرزند آن کسی هستم که پرده حریم حرمت او را دریدند و اموال او را به غارت بردند و افراد خانواده او را به زنجیر اسارت کشیدند.

ای مردم، شما را به خدا سوگند، آیا به خاطر دارید که به پدرم نامه ها نوشتید و او را دعوت کردید، ولی با او نیرنگ باختید؟ با او پیمان بستید و بیعت کردید، ولی او را تنها گذاردید و با او به پیکار برخاستید. شما را نابودی باد! چه بد توشه ای برای خود اندوختید و رأی شما چه زشت و ناپسند بود.

مادر عاشور
کربلا می مرد اگر زینب نبود
شیعه می پژمرد اگر زینب نبود
بدون شک نام زینب، بانوی صبور و پرصلابت و خطیب قاطع و افشاگر، تداعی گر نام و یاد عاشورا و اربعین است. او مادر عاشورا است که زندگی اش با ماجرای جانسوز و همیشه جاوید کربلا گره خورده و تبیین کننده اهداف نهضت عاشورا است.

ترویج دین اگر چه به قتل حسین بود
تکمیل دین به موی پریشان زینب است
وصال خون
پس از مدتی که اهل بیت علیهم السلام در شام بودند، به دستور یزید، «نعمان» وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهی مردی امین آنان را روانه مدینه منوره کرد.

اهل بیت به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهی جاده عراق و مدینه رسیدند در این هنگام از امیر کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد چون به کربلا رسیدند، جابربن عبداللّه انصاری را دیدند که با تنی چند از بنی هاشم و خاندان پیامبر برای زیارت امام حسین(ع) آمده بودند، همزمان با آنان به کربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زاری کردند. زینب در میان جمع زنان گریبان چاک می زد و با صدایی حزین که دل ها را جریحه دار می کرد، می گفت: «وا اَخاهُ ! واحسیناهُ! وا حَبیبَ رَسولِ اللّه ِ و ابن مکَةَ و منی و ابنَ فاطمة الزهراء و ابن علیٍ المرتضی. آهٍ ثم آهٍ». بدین صورت خاندان داغدیده رسالت تا سه روز برای عزیزان خود سوگواری کردند و پس از آن عازم مدینه شدند.

دفن شهد
هنگامی که امام و یارانش به شهادت رسیدند، عمر سعد بر کشته های سپاه خود نماز خواند و آنها را به خاک سپرد و پیکر پاک شهیدان را به همان حال رها کرد.

پس از سه روز، قبیله بنی اسد جهت خاک سپاری شهدا به سوی قتلگاه روانه شدند. نخست تصمیم داشتند پیکر امام را دفن کنند ولی پیکر او و سایر شهدا را که سر بر بدن نداشتند نشناختند. مانده بودند که چه کنند. ناگاه دیدند سوار ناشناسی نزد آنان آمد و گفت: برای چه به اینجا آمده اید؟ گفتند: برای دفن این اجساد مطهر آمده ایم، ولی بدن ها را نمی شناسیم. همین که آن سوار ـ که کسی جز امام سجاد(ع) نبود ـ این جمله را شنید، با صدای بلند گریه کرد. سپس به آنها فرمود: من شما را راهنمایی می کنم. سپس شروع به شناسایی اجساد نمود و به کمک بنی اسد آنها را به خاک سپردند.

خطبه شور
خطبه یعنی اعتراض آتشین
خطبه یعنی درد زین العابدین
خطبه یعنی تشنگی آموختن
در کنار آب لب را دوختن


خطبه شورانگیز و افشاگر امام سجاد(ع) لرزه بر یزید می اندازد و امام پس از تحمل رنج ها و سختی های فراوان لب به سخن می گشاید تا تمام آمال یزید و یزیدیان نقش بر آب شود. آن حضرت می فرماید: «ای مردم، خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است: به ما علم، بردباری، سخاوت، فصاحت و شجاعت ارزانی داشت و محبت ما را در قلوب مؤمنان نهاد و ما را بدین ویژگی بر دیگران برتری داد که پیامبر بزرگ اسلام، امیرالمؤمنین علی(ع)، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا، حمزه و امام حسن و امام حسین دو فرزند بزرگوار رسول اکرم را از ما قرار داد. ای مردم من فرزند مکه و منایم؛ من فرزند زمزم و صفایم؛ من فرزند کسی هستم که حجرالاسود را با ردای خود حمل و در جای خود نصب فرمود؛ من فرزند حسین شهید کربلایم؛ من فرزند علی مرتضی و فرزند محمد مصطفی و پسر فاطمه زهرایم؛ من فرزند آنم که در خون خود آغشته شد و پسر اویم که فرشتگان در ماتم او گریستند».

ورود به مدینه
کاروان آل البیت به جانب شهر مدینه رهسپار شدند. بشیر بن جذلم می گوید: به آرامی می رفتیم تا به شهر مدینه نزدیک شدیم. حضرت سجاد(ع) فرمود تا بار از شتران برداشته، خیمه ها را برافراشتند و اهل حرم در آن خیمه ها فرود آمدند. امام مرا طلبید و فرمود: خدای تعالی پدرت جذلم را رحمت کند که شاعری نیکو بود. آیا تو را نیز از شعر بهره ای هست؟ عرض کردم: آری یابن رسول اللّه . فرمود: هم اکنون وارد شهر مدینه شو و خبر شهادت اباعبداللّه (ع) و ورود ما را به مردم ابلاغ کن.

بشیر می گوید بر اسب خویش سوار شدم و با شتاب وارد شهر مدینه شدم و به جانب مسجد نبوی رفتم. چون بدانجا رسیدم با صدایی رسا اشعاری را که در همان لحظه سروده بودم خواندم. سپس رو به مردم کردم و گفتم این علی بن الحسین(ع) است که با عمه و خواهرانش در بیرون شهر فرود آمده اند و من فرستاده اویم که شما را از ماجرایی که بر آنان رفته است آگاه سازم. وقتی این خبر را به مردم رساندم در مدینه هیچ زنی نماند مگر این که از خانه خود، در حالی که زاری می کرد و می گریست بیرون آمد. من مانند آن روز را به یاد ندارم که گروه بسیاری از مردم یک دل و یک زبان گریه کنند.

مدینه آشنای غم
اهل بیت علیهم السلام در روز جمعه ـ هنگامی که خطیب سرگرم خواندن خطبه نماز جمعه بود ـ وارد مدینه شدند و مصائب حسین(ع) و آنچه را بر او وارد شده بود برای مردم بازگو کردند.

داغ ها تازه شد و باز حزن و اندوه آنان را فرا گرفت و در سوگ شهیدان کربلا نوحه سرایی کرده می گریستند. این نوحه سرایی ها و گریستن ها سرآغازی برای پیدایش موجی عظیم و جاودانه برای احیای دین اسلام و آثار آن، و براندازی ستم در جهان شد که تا هم اکنون ادامه دارد.

ندامت
اهل عراق پس از شهادت امام حسین(ع) تأسف خوردند و از آنچه کرده بودند و منجر به شهادت امام شده بود پشیمان شدند. آنان دریافتند که خطای بزرگی مرتکب شده اند و پی بردند که این گناه از آنها بخشیده نمی شود و این لکه ننگ از دامان آنها شسته نمی گردد، مگر اینکه کشندگان آن حضرت را کیفر دهند و آنها را به قتل برسانند، یا خود دراین راه کشته شوند و همین حقیقت انگیزه قیام های متعدد بعد از عاشورا شد.

ادامه »

   یکشنبه 29 مرداد 1402نظر دهید »

1 ... 11 12 13 ...14 ... 16 ...18 ...19 20 21 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو