https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

هدایت دیگران و بازداشتن آنان از انحراف، یکی از بزرگ‌ترین وظایف انسان است. برخی می‌پندارند این مهم را تنها یک دانشمند یا عالم دینی باید انجام دهد، در حالی که چنین نیست و همه اعضای جامعه اسلامی باید برای انجام آن بکوشند. چه بسا با یک رفتار سنجیده یا سخن منطقی، آینده روشنی برای یک فرد یا خانواده و در نتیجه، جامعه رقم بخورد.


همه روزه، حوادث گوناگونی رخ می‌دهد که اگر افراد در آن مسئله پا در میانی کنند، ممکن است به راه‌های تاریک کشیده نشود. بسیار اتفاق می‌افتد که پس از رخ دادن حادثه‌ای، انسان خود را ملامت می‌کند که چرا در راه صلح و سازش و هدایت دیگران گامی برنداشته است. پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این باره می‌فرمایند:


لَانْ یَهْدِیَ اللَّهُ عَلی یَدَیْکَ رَجُلًا خَیرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْه الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ.
اینکه خداوند به دست تو، شخصی را هدایت کند، از همه چیزهایی که خورشید بر آن طلوع و غروب می‌کند، برای تو بهتر است.

منبع:

با پیامبر مهربانی

ابو‌سجاد اسحاقی


موضوعات: گنجینه معرفت
   دوشنبه 15 آذر 1395نظر دهید »

- هنگامی که فرستاده‌های مأمون برای حرکت دادن حضرت رضا (علیه السلام) از مدینه به خراسان به مدینه آمدند، حضرت رضا (علیه السلام) برای وداع به مسجد النبی کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و مکرر با قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وداع می‌کرد و بیرون می‌آمد و نزد قبر باز می‌گشت، و هر بار صدایش به گریه بلند بود.



محول سجستانی می‌گوید: به حضور امام رضا(علیه السلام) رفتم و سلام کردم و جواب سلام مرا داد، آن حضرت را در رفتن به سفر خراسان، مبارکباد گفتم، فرمود: به دیدار من بیا زیرا از جوار جدم خارج می‌شوم و در غریبی از دنیا می‌روم و در کنار قبر هارون مدفون می‌گردم، من همراه حضرتش به خراسان رفتم، تا این که از دنیا رفت و در کنار قبر هارون به خاک سپرده شد.



-امیه بن علی می‌گوید: من در آن سالی که حضرت رضا (علیه السلام) در مراسم حج شرکت کرد و سپس به سوی خراسان حرکت نمود، در مکه با او بودم و فرزندش امام جواد (علیه السلام) (که پنج سال داشت) نیز با او بود، امام (علیه السلام) با خانه‌ی خدا وداع می‌فرمود و چون از طواف خارج شد، نزد مقام رفت و در آن جا نماز خواند، امام جواد (علیه السلام) بر دوش موفق (غلام آن حضرت) بود که او را طواف می‌داد، و نزدیک حجر اسماعیل، امام جواد (علیه السلام) از دوش موفق به زیر آمد و مدتی طولانی در آن جا نشست.
موفق گفت: فدایت شوم برخیز.



امام جواد (علیه السلام) فرمود: نمی‌خواهم از جایم برخیزم، مگر خدا بخواهد و آثار اندوه در چهره‌اش آشکار شد.

موفق نزد حضرت رضا (علیه السلام) رفت و گفت: فدایت گردم، حضرت جواد (علیه السلام) در کنار حجر اسماعیل نشسته و بلند نمی‌شود.
امام هشتم (علیه السلام) نزد فرزندش آمد و فرمود: عزیزم برخیز.
حضرت جواد (علیه السلام) عرض کرد: «چگونه برخیزم با این که خانه‌ی خدا را به گونه‌ای وداع نمودی که دیگر نزد آن بر نمی‌گردی!».
امام رضا (علیه السلام) فرمود: «حبیب من برخیز» آن گاه حضرت جواد (علیه السلام) برخاست و با امام رضا (علیه السلام) به راه افتاد.


 


 - امام رضا (علیه السلام) هنگام خروج از مدینه خانواده و بستگان خود را به دور خود جمع کرد و به آن‌ها فرمود: هم اکنون برای من گریه کنید، تا من صدای گریه‌ی شما را بشنوم .
سپس دوازده هزار دینار بین آنها تقسیم کرد و به آنها فرمود: «من دیگر هرگز به سوی اهل بیتم باز نمی‌گردم».
سپس دست پسرش جواد (علیه السلام) را گرفت و به مسجد برد و دستش را بر قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نهاد، و او را به قبر مطهر چسبانید و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سپرد، و حفظ او را به برکت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از خدا خواست.



حضرت جواد (علیه السلام) به امام هشتم نگریست و گفت: «به خدا سوگند به سوی خدا می‌روی».
سپس امام هشتم (علیه السلام) به تمام خدمتکاران و وکلا دستور داد تا از حضرت جواد (علیه السلام) اطاعت کنند، و با او مخالفت ننمایند، و به آنها فهماند که حضرت جواد (علیه السلام) جانشین او است.

 منبع:

سوگنامه آل محمد (ص)

محمد محمدی اشتهاردی

 

   سه شنبه 9 آذر 1395نظر دهید »

 

اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!

یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.

یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.

 

   شنبه 6 آذر 1395نظر دهید »

زندگی نامه شهیده ناهید فاتحی کرجو شهید شاخص
ناهید فاتحی كرجو در چهارمین روز از تیرماه سال1344 در شهر سنندج در میان خانواده ای مذهبی و اهل تسنن به دنیا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمری بود و مادرش سیده زینب، زنی شیعه، زحمتكش و خانه دار بود كه فرزندانش را با عشق به اهل بیت(علیه السلام) بزرگ می كرد.



ناهید كودكی مهربان، مسئولیت پذیر و شجاع بود كه در دامان عفیف مادر، با رشد جسم، روح معنوی خود را پرورش می داد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت می برد كه به پدرش گفته بود: «اگر از چیزی ناراحت و دلتنگ باشم و گریه كنم، چشمانم سرخ می شود و سرم درد می گیرد. اما وقتی با خدا راز و نیاز كرده و گریه می كنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتی جسمی احساس می كنم، بلكه تازه سبك تر و آرام تر می شوم.»



با شروع حركت های انقلابی مردم ایران، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شركت در راهپیمایی ها و تظاهرات ضدطاغوت در جرگه دختران مبارز كردستان قرار گرفت.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیری های ضدانقلاب در مناطق كردستان، همكاری اش را با نیروهای ارتش و بسیج و سپاه آغاز كرد. شروع این همكاری، خشم ضدانقلاب به خصوص گروهك كومله را كه زخم خورده فعالیت های انقلابی این نوجوان و سایر دوستانش بود، برانگیخت.



ناهید علاوه بر همكاری با بسیج و سپاه بیشتر وقتش را به خواندن كتاب های مذهبی و قرآن و انجام فعالیت های اجتماعی می گذراند.اوایل زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مركزی شهر سنندج مراجعه كرد. اما از ساعت مراجعتش خیلی گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش می رود و بعد از ساعت ها پرس وجو پیدایش نمی كند. خبری از ناهید نبود! انگار كه اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهید در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهایی همه جا دنبال او می گشت. تا اینكه بالاخره از چند نفر كه ناهید رامی شناختند و او را آن روز دیده بودند شنید كه: چهارنفر، ناهید را دوره كرده، به زور سوار مینی بوس كردند و بردند!
بعد از ربوده شدن ناهید، خانواده او مرتب مورد تهدید قرار می گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه می فرستادند كه: اگر بازهم با سپاه و پیشمرگان انقلاب همكاری كنید، بقیه بچه هایتان را هم می كشیم.
چندماهی بعد خبری در شهر پیچید كه دختری را در روستاهای كردستان با دستانی بسته و سری تراشیده به جرم اینكه «این جاسوس خمینی است!» می چرخاندند. این خبر در مدت كوتاهی همه جا پخش شد و نگرانی های مادر را به یقین تبدیل كرد. او خود ناهید بود. این ویژگی كه برای كومله و ضدانقلاب اتهام بود برای ناهید افتخار محسوب می شد.


 

یك روستایی دیده های خود را از آن اتفاق این گونه تعریف می كند: «آنها سردختری را تراشیده بودند و او را در روستا می گرداندند. كومله ها به آن دختر نوجوان می گفتند: آزادت نمی كنیم مگر اینكه به خمینی توهین كنی!»
اما بصیرت، ایمان، شجاعت و انگیزه های معنوی توامان با شناخت اهداف انقلاب اسلامی این دختر نوجوان دلیر، شیربچه كردستان رابر آن داشت كه جان فدای آرمان كرده و هرگز علیه امام و رهبر خود زبان باز نكند.
… 11 ماه از ربوده شدن او می گذشت كه پیكر مجروح و كبودش را با سری شكسته و تراشیده در سنگلاخ های اطراف روستای هشمیز پیدا كردند.
وقتی پیكر مجروح و بی جان او را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسیار بی تابی می كرد سیده خانم كه خود زنی قوی و سرپرست خانواده بود چندین بار از هوش رفت.
پیكر صدمه دیده و آغشته به خون ناهید اگرچه دیگر صدایی برای فریاد زدن و جانی برای فدا كردن در راه انقلاب نداشت اما كتابی مصور از ددمنشی ضدانقلاب بود. او همواره حلقومی برای هزاران فریاد مظلومیت و ایستادگی است.



خانواده شهید نوجوان ناهید فاتحی كرجو، صلاح ندیدند وی را در سنندج دفن كنند و برای رهایی از آزار و اذیت ضد انقلاب و برخورداری از امنیت اجتماعی، جسد او را برای تدفین به تهران منتقل و در قطعه شهدای انقلاب بهشت زهرای تهران دفن كردند.
چند سال بعد، مادر كه برای یافتن دختر نوجوانش از هیچ كوششی دریغ نكرده بود ، از اندوه فراق همیشگی و شهادت مظلومانه او بیمار شد و تاب زندگی بدون ناهید را نیاورد.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی زنان شهید


موضوعات: شهدا
   جمعه 5 آذر 1395نظر دهید »

ما بسيجى مى‌مانيم



ما مى‌خواهيم وارث كربلا باشيم و از خون نامه شهيدان و آرزوهاى مردان حماسه، پاسدارى كنيم



بسیج باید زمینه های حکومت عدل  الهی و جهانی امام زمان (عجل الله تعالی) را آماده سازد




و ما، بسيجى هستيم و بسيجى مى‌مانيم… .

بسیجی دارای روحیه شهادت طلبی است



بسیجی مـعــنـی صــبــر و قـناعت
                                            بسیجی مکتــبـش نــور و شــهادت
بسیجی اسوه اش چمران و همت
                                             بسـیـجــی معنی ایثـار و غــیرت
بسیجی شور و عشق است و رشادت
                                             بسیجی رهـــسپار اســت با ولایت



موضوعات: شهدا
   چهارشنبه 3 آذر 1395نظر دهید »

در کربلا کسانی بودند که رویش کردندمثل زهیربن قین که  اصلاً ارتباطی با امام(علیه السلام) نداشته و طرفدار عثمان بوده است. اما وقتی امام حسین (علیه السلام) برای او پیام دعوت فرستادند،زمانیکه کاروان آنها در مسیر مکه به کربلا تقریباً همسفر بودند، و زهیر سعی می‌کرد فاصله‌اش را با کاروان امام حسین (علیه السلام) حفظ کند و حتی پس از دریافت دعوت امام (علیه السلام)، نمی‌خواست آن را بپذیرد  همسرش او را از رد دعوت امام حسین (علیه السلام) نهی کرد و‌‌ او رفت پیش امام حسین (علیه السلام) و از یاران باوفای ایشان شد.

و حر بن ریاحی از اولین کسانی بود که آب را  بروی امام حسین (علیه السلام) و خانواده و یارانش بست ولی در آخرین لحظه برگشت پیش امام (علیه السلام) و یارانش شد و از اولین کسانی بود  که به شهادت رسید و آن هایی که ادعای مسلمانی میکردند مثل شمر که چند با پای پیاده به مکه رفته بود و حتی نمازهای نافله اش ترک نمیشد آنطور امام حسین (علیه السلام) را سر می برد و ایشان را از دین خارج شده میشمارد و آنها به شهادت میرساند.

یا مثل عبیدا.. بن حُرّ جُعفی که حتی امام (علیه السلام) برایش پیام فرستادند و او با کراهت پذیرفت نزد ایشان برود و وقتی هم ایشان را دید، گفت: من از کوفه بیرون نیامدم، مگر اینکه با شما ملاقات نکنم.

   دوشنبه 1 آذر 1395نظر دهید »

اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسین‌بن‌علی(علیه‌السّلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسل‌های بعد، از دستاورد شهادت استفاده‌ی زیادی نخواهند برد…



اگر زینب‌کبری(سلام‌اللَّه‌علیها) و امام سجّاد(صلوات‌اللَّه‌علیه) در طول آن روزهای اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهای متمادی که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگری نکرده بودند و حقیقت فلسفه‌ی عاشورا و هدف حسین‌بن‌علی(علیه السلام)و ظلم دشمن را بیان نمیکردند، واقعه‌ی عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمیماند.


از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره‌ی اربعین حسینی

 

 

   شنبه 29 آبان 1395نظر دهید »

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)




اربعين سيد الشهدا عليه السّلام مصادف با روز بيستم صفر است، شيخ طوسى در كتاب تهذيب و مصباح از حضرت حسن عسکرى عليه السّلام روايت كرده: نشانه هاى مؤمن پنج چيز است: پنجاه و يك ركعت نماز گذاردن، كه مراد هفده ركعت واجب، و سی و چهار ركعت نافله [مستحب] در هر شب و روز است، و زيارت اربعين، و انگشتر به دست راست نمودن، و پيشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام در روز اربعين به دو صورت رسيده: اول: زيارتى است كه شيخ در دو كتاب تهذيب و مصباح از صفوان جمّال روايت كرده، كه صفوان گفت: مولايم امام صادق عليه السّلام درباره زيارت اربعين به من گفت: هنگامیكه قسمت قابل توجهى از روز برآمده، بخوان:




السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ ،


سلام بر ولىّ خدا و حبيبش، سلام بر دوست خدا و نجيبش، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش، سلام بر حسين مظلوم شهيد، سلام بر آن دچار گرفتاري ها و كشته اشك ها، خدايا من گواهى میدهم كه حسين ولىّ تو و فرزند ولىّ تو، و فرزند برگزيده توست حسينى كه به كرامتت رسيده، او را به شهادت گرامى داشتى، و به خوشبختى اختصاصش دادى، و به پاكى ولادت برگزيدى، و او را آقايى از آقايان، و پيشروى از پيشرويان، و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى، و ميراث هاى پيامبران را به او عطا فرمودى، و او را از ميان جانشينان حجّت بر بندگانت قرار دادى، و در دعوتش جای عذرى باقى نگذاشت، و از خيرخواهى دريغ نورزيد، و جانش را در راه تو بذل كرد، تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند، درحالی كه بر عليه او به كمك هم برخاستند، كسانیكه دنيا مغرورشان كرد، و بهره واقعى خود را به فرومايه تر و پست تر چيز فروختند، و و آخرتشان را به كمترين بها به گردونه فروش گذاشتند، تكبّر كردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند، تو را و پيامبرت را به خشم آوردند،

ادامه »

   شنبه 29 آبان 1395نظر دهید »

بسم الله الرحمن الرحیم

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(۵۵)

خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده‌اند و اعمال صالح انجام داده‌اند وعده داده که حتما آنها را خلیفه روی زمین خواهد کرد،
همانگونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین و آیینی را که برای آنها پسندیده پا برجا و ریشه‌دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل می‌کند. آنچنانکه تنها مرا می‌پرستند و چیزی را برای من شریک نخواهد ساخت و کسانی که بعد از آن کافر شوند فاسقند.

از آنجا که در آیات قرآن سخن از اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده آیه مورد بحث همین موضوع را پیش میگیرد و نتیجه این اطاعت را که همان حکومت جهانی است بیان می‌کند.از مجموع این آیه چنین برمی‌آید که خداوند به گروهی از مسلمانان که دارای این دو صفت هستند (ایمان و عمل صالح) سه نوید می‌دهد.1- حکومت و خلافت روی زمین.2- نشر آیین حق به طور اساسی و ریشه‌دار در همه جا (که این مطلب از کلمه تمکین استفاده می‌شود).3- از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنی که نتیجه این سه برنامه این خواهد شد که با نهایت آزادی خدا را بپرستند و فرمانهای او را گردن نهند و هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند.بدیهی است که محصول تمام زحمات رسولان و تبلیغات پی‌گیر آنها و نمونه‌ی کامل حاکمیت توحید و امنیت کامل و عبادت خالی از شرک در زمانی تحقق می‌یابد که مهدی موعود علیه‌السلام سلاله‌ی انبیاء و فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) اسلام ظاهر شود. مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه می‌گوید:از اهل بیت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )روایت شده است که این آیه درباره‌ی مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

منبع:

سیمای مهدویت در قرآن

محمدجواد مولوی‌نیا.


موضوعات: قرآن و ادعیه
   شنبه 22 آبان 1395نظر دهید »

1 ... 149 150 151 ...152 ... 154 ...156 ...157 158 159 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو