https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

بسیاری از آیات الهی که برخی رقم آن را 128 آیه و برخی دیگر تا 250 آیه ذکر کرده اند، به اطلاق و عموم و یا به طور خاص، بر امام حسین علیه السلام تطبیق شده و یا یکی از افراد مورد نظر در آیه امام حسین علیه السلام بوده اند. مواردی مثل آیه مباهله، آیه تطهیر، آیه ذوالقربی، آیه اطعام  و آیات سوره فجر که سوره فجر را سوره آن حضرت نامیده اند. امام صادق علیه السلام ضمن بیان این معنی، حضرت را صاحب «نفس مطمئنه» معرفی کرده و می فرمایند: « سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید که سوره حسین بن علی است و در آن راغب باشید. خداوند متعال شما را مورد رحمت خود قرار دهد.»

 

 

ابو اسامه که در مجلس حاضر بود، گفت: چگونه این سوره مخصوص حسین علیه السلام گردید؟ امام علیه السلام فرمود: «آیا این سخن خداوند متعال را نمی شنوی که [می گوید]: «یا ایتها النفس المطمئنة»، همانا حسین را قصد می کند که دارای نفس مطمئنه و راضی است و اصحاب او از آل محمد در روز قیامت از خداوند راضیند و خداوند نیز از آنان راضی است.

سبک زندگی امام حسین علیه السلام
سیره اخلاقی و رفتاری سیدالشهداء (علیه السلام) نشان دهنده روح بلند او و تربیت در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی (علیه السلام) و تجسم قرآن کریم در عمل و اخلاق اوست. مهمان نواز و بخشنده بود، به خویشاوندان رسیدگی می کرد، سائلان را محروم نمی گذاشت، به فقیران می رسید، برهنگان را پوشانده و گرسنگان را سیر می کرد، بدهی بدهکاران را می داد، بر یتیمان شفقت و مهربانی داشت، ضعیفان را کمک و یاری می کرد، صدقاتش فراوان بود و مالی که به دستش می رسید میان تهیدستان تقسیم می کرد. بسیار عبادت خدا می کرد و روزه می گرفت، بیست و پنج بار پیاده به سفر حج رفت، شجاعتش زبانزد همگان بود، در میدان نبرد استوار و بی باک بود، اراده ای نیرومند و روحیه ای والا داشت، هرگز ذلت و حقارت را نمی پذیرفت، مرگ را بر زندگی ذلیلانه ترجیح می داد، غیرتمند بود، صراحت لهجه و صلابت در بیان حق داشت، حلم و بردباری و تحملش بسیار بود، کریم و بزرگوار بود و با کمترین بهانه ای غلامان و کنیزان خویش را آزاد می کرد، شبها انبان غذا به درخانه محرومان می برد، متواضعانه با فقیران و مساکین همنشین و هم غذا می شد. امر به معروف و نهی از منکر را دوست داشت و از خلافها و جنایتهای ظالمان بشدت انتقاد می کرد، جوانمرد و با فتوت و اهل گذشت بود، کینه بدی کننده را به دل نمی گرفت، اهل عفو بود، بزرگی روح و کرم او همه را شیفته رفتارش می ساخت، خانه اش پناهگاه و مرکز امید درماندگان بود، اهل شب زنده داری بود، در شب و روز هزار رکعت نماز می خواند، در ماه رمضان ختم قرآن می کرد، پولها و بخششهایی را که معاویه می فرستاد می گرفت و میان فقرا تقسیم می کرد، سالی یک بار نصف همه دارایی خود را در راه خدا به نیازمندان صدقه می داد، ثروت را ذخیره نمی کرد.

 

 

 

امام حسین علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
نقطه آغازین ارتباط از تولد هر دو امام در ماه شعبان شروع می شود. جالب این که سوم شعبان، روز میلاد امام سوم شیعیان می باشد و پیشوای دوازدهم نیز دوازده روز بعد، در نیمه شعبان، دنیا را به وجود نورانی خویش نور باران کرده است. زاد روز امام حسین علیه السلام باید به یاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، بود و در روز میلاد حضرت حجت عجل الله تعالی باید سیدالشهدا را یاد کرد؛ در دعای هریک از این دو معصوم، جمله هایی را زیر لب زمزمه می کنیم که یاد دیگری را در دل زنده می کند.

 

 

شیعیان در سوم شعبان، روز میلاد سالار شهیدان، یاد فرزندان آن حضرت را در دل ها زنده می کنند؛ چرا که در توقیع مبارکی که از امام حسن عسکری علیه السلام برای «قاسم بن علاء همدانی» آمده، در زادروز امام حسین علیه السلام تصریح شده که: «خداوندا! من تو را به مقام مولود این روز می خوانم. او پیش از آن که چشم به دنیا بگشاید و پیش از آن که تولد یابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هرکس در آن بود و زمین و هرکس بر روی آن بود، بر او گریه کرد … او که در عوض شهادتش، ائمه علیهم السلام از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد. فوز و رستگاری با او در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصیای از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپری شدن غیبت او می باشد.»

منبع حوزه نت

   چهارشنبه 27 اسفند 1399نظر دهید »

ماه شعبان براى انسان به سوى خدا یکى از ماههاى سال است و براى آن جایگاه بزرگ و پر فضیلتى در احادیث و روایات اسلامى از سوى پیشوایان دینى گزارش شده است.

 

 


زیرا اولاً شخصیتهاى بزرگ و ارزشمند که از ستارگان آسمان ولایت و امامت به شمار می‌آیند در ماه شعبان دیده به جهان گشوده‌اند مانند ولادت با سعادت حضرت اباعبداللّه الحسین(علیه السلام) که در روز سوم ماه شعبان اتفاق افتاده و نیز در روز چهارم این ماه ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل(علیه السلام) رخ داده، در روز پنجم آن ولادت حضرت سجاد(علیه السلام) مى باشد همچنین در پانزده شعبان ولادت پر برکت قطب عالم امکان حضرت ولى اللّه الأعظم مهدى موعود اتفاق افتاده است که خداوند به وسیله او به هر مظلومى از اولیاء و انبیاء و اصفیاء خویش از زمانى که پدر ما آدم(علیه السلام) به زمین آمده، وعده نصرت فرموده و وعده داده که زمین را پس از آنکه از ظلم و ستم و بى عدالتى پر شده، از عدل و داد پر کند.

ثانیاً طبق برخى روایات نیمه این ماه شب قدر به شمار آمده که پیشوایان دینى به احیاء و شب زنده دارى آن سفارش و تأکید کرده‌اند.

 

 


ثالثاً ماه شعبان ماه بسیار شریفى بوده و منسوب به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم ) است.
فضیلت ماه شعبان از نگاه احادیث و روایات رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: “رجب شهر اللّه و شعبان شهرى و رمضان شهر امّتى” رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است.
همچنین فرمودند: “شعبان شهرى رحم اللّه من أعاننى على شهرى” شعبان ماه من است خدا بیامرزد کسى که مرا به ماه من اعانت کند.
و نیز در حدیثى دیگر پیامبر مى فرماید: “ماه شعبان ماهى است که اعمال انسانها بالا می‌رود در حالیکه مردم از آن غفلت مى کنند.
 حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم ) مى فرمود: شعبان ماه من است پس روزه بدارید براى دوستى و محبت پیامبر خود و براى تقرّب و نزدیک شدن به پروردگار، به حق آن خدایى که جان على بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد مى کنم که از پدرم حسین بن على(علیه السلام) شنیدم که او نیز از پدرش امیرالمؤمنین(علیه السلام) شنیده است که مى فرماید: “هر کس روزه بدارد ماه شعبان را براى محبّت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تقرّب به سوى خدا، خدا او را دوست دارد و او را به کرامت و بزرگوارى خود در قیامت نزدیک گرداند و بهشت را بر او واجب نماید.

 

 


هر که در هر روز این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار مرتبه در ماههاى دیگر استغفار کرده است.
 همچنین فرمود از بهترین اعمال در این ماه تصدّق و استغفار.
هر که در این ماه صدقه دهد خداوند او را تربیت کند.
 روزه ماه شعبان به خصوص در پنجشنبه ماه ثوابى بسیار دارد، روایت شده که در هر پنجشنبه ماه شعبان آسمانها را زینت مى کنند، پس ملائکه عرض مىکنند: خداوندا روزه داران این روز را بیامرز و دعاى آنها مستجاب مى شود.
 همچنین پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده :هر که روز دوشنبه و پنجشنه شعبان را روزه دارد حقتعالى 20 حاجت دنیوى و 20 حاجت اخروى او را برآورده مىسازد.
 در این ماه صلوات بر محمّد و آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار سفارش شده.

 

 



در مجموع این ماه انجام نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهى از منکر، صدقه بر فقرا و مساکین، نیکى به پدر و مادر و همسایگان و اصلاح بین بستگان سفارش بسیار شده است. منبع انسانی دات آی آر 


موضوعات: رويدادهاي قمري
   یکشنبه 24 اسفند 1399نظر دهید »

نهم ربیع الاول، سال روز آغاز امامت امام دوازدهم شیعیان، امام زمان، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است. رویدادی که در سال 260 هجری قمری رخ داد و از جهت تاریخی، شباهت فراوانی با بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و واقعه غدیر خم دارد؛ به گونه ای از که می توان آن را دوازدهمین و آخرین غدیر امامت و ولایت دانست.

 

 

 

 

و چون این روز در اهمیت و جایگاه تاریخی، مرتبه ای همانند بعثت و غدیر دارد، می طلبد که در آداب و رسوم و فرهنگ اجتماعیِ جوامع شیعی، به این روز به عنوان روز عید و جشن و شادی و سرور، توجهی ویژه شود و حال که این روز به عنوان عید امامت و مهدویت تعطیل رسمی نیست، حداقل همانند عید بعثت و غدیر و سال روز میلاد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و نیمه شعبان، به عنوان روزی مهم از سوی دولت مردان، هیئت های مذهبی و اصناف و گروه های گوناگون مردمی مورد توجه قرار گرفته و مناسب شأن آن، مورد تکریم و احترام قرار گیرد.

تکریم و پاس داشت این روز، همانند جشن های انتظار در نیمه شعبان، باعث ایجاد فضای امید و نشاط و آینده نگریِ مقدس خواهد شد و بلکه ظرفیت ها و استعدادهای این روز برای ایجاد امید و نشاط بیش تر از جشن نیمه شعبان است؛ بدان جهت که نیمه شعبان، سال روز میلاد امام موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است و نهم ربیع الاول، سال روز آغاز امامت و ولایت ایشان.

فعلیت ولایت و امامت آن امام غائب، تاریخ بشر را نسبت به ظهور نزدیک تر ساخته و پاس داشت آن در چارچوب مبانی فرهنگ دینی می تواند این روز را _ که سال روز آغاز دوران غیبت نیز هست _ به دوران ظهور نزدیک تر سازد.

نهم ربیع الاول، نه تنها می تواند عیدی مهم برای شیعه باشد، بلکه شایسته ترین عید و جشن برای شیعه است؛ درست همان گونه که محرم و صفر (عاشورا و اربعین و 28 صفر) محزون ترین مناسبت های شیعه هستند. چراکه این هفته مصادف با سخت ترین مصائب اهل بیت علیهم السلام هم چون حمله به خانه اهل بیت علیهم السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و پس از آن، دهه جشن ها و شادی های نبوی فرا می رسد. زیرا روز دهم ربیع الاول، سال روز ازدواج پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و خدیجه کبری علیها السلام است؛ دوازده تا شانزدهم این ماه، سال روز ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به قبا و مدینه در سفر تاریخی هجرت می باشد و 17 ربیع الاول نیز سال روز میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام صادق علیه السلام است.

پس نهم ربیع الاول، در مرز دو دوره عزاداری شیعه و دهه جشن های نبوی است و می تواند نقطه عطف فرهنگی شیعه از حزن مقدس به شادی آسمانی باشد.

این اثر _ که از معدود آثاری است که به این موضوع در حیطه معارف مهدوی می پردازد _ تلاش می کند تا به جای مطالب حماسی و احساسی، قرائتی علمی و تحلیلی درون دینی از رویداد نهم ربیع الاول ارائه دهد و اهتمام دارد تا رویداد نهم ربیع الاول را از زوایای گوناگون نظری، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مورد بازشناسی قرار دهد؛ تا هم مبانی و خاستگاه این رویداد بررسی شود، هم پاس داشت آن، مورد اثبات و تأکید قرار گیرد و هم در مقام تعریف فرهنگ سازیِ جشن مقدس نهم ربیع الاول، مسئولیت ها و رسالت های شیعیان در قالب آئین ها و شعائر فرح افزا معرفی گردد و کارکردها و چرایی و چیستی آن شعائر معرفی شود. تا در نهایت دانسته شود که نهم ربیع الاول، مهم ترین روز در پیوند شیعه مهدی باور و امام غائب است و شیعیان نباید از این روز غفلت ورزند.

   چهارشنبه 8 بهمن 1399نظر دهید »

آیا می شود خداوند را به زبانی ساده اثبات کرد؟

 

 

 

برای اثبات وجود خداوند براهین متعددی اقامه شده است که بعضی برای همه قابل فهمند و بعضی نیاز به تاملات دقیق فلسفی دارند یکی از براهین همه فهم و در عین حال متقن و قوی برای اثبات خداوند، برهان نظم است. این برهان از دو مقدمه تشکیل می شود:

1- در هر گوشه ای از جهان، آثار نظم و حساب و قانون و هدفمندی به چشم می خورد.

2- هر دستگاهی چنین باشد، سازنده ای عالم و عاقل دارد.

هر یک از این دو مقدمه را با ذکر دلایل و شواهد ثابت می کنیم:

مقدمه اول:

هر بیننده ای با اندک تاملی در دنیای اطراف خود پی به وجود نظم عظیم در عالم هستی می برد. کشف و اکتشافات در علوم نیز به این امر کمک می کنند. برای مثال به چند نمونه اشاره می کنیم:

1-   کره زمینی که در آن زندگی می کنیم با تمام عظمتی که دارد در مقابل مرکز منظومه شمسی یعنی قرص خورشید، به اندازه ای کوچک است که اگر یک میلیون و دویست هزار کره زمین را روی هم بگذارند، تازه به اندازه قرص آفتاب می شود. از سوی دیگر منظومه شمسی ما، جزئی از یک کهکشان عظیم بنام راه شیری است. جالب است بدانیم در کهکشان ما بیش از یکصد میلیارد 000/000/000/100 ستاره وجود دارد که خورشید تنها یکی از ستاره های متوسط آن محسوب می شود. از سوی دیگر در این جهان بزرگ، آنقدر کهکشان وجود دارد که از حساب و شماره بیرون است و هر قدر تلسکوپهای نجومی عظیمتر و مجهزتر می شوند، کهکشانهای تازه ای کشف می شود. بر اساس نظریه نیوتون مبنی بر جاذبه عمومی، قانون جاذبه عمومی به ضمیمه قوه گریز از مرکز به تمام سیارات حکمفرماست و در هر یک از سیارات، این دو قوه به طور متعادل وجود دارد و… و همین نیوتون معروف است که می گوید: «درباره آفریدگار جهان و خداوند هرگز شک نکنید زیرا معقول نیست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور، به تنهایی رهبر وجود باشد….بلکه همه این امور حتما باید از مبدأی سرچشمه گرفته باشد که دارای علم و حکمت و اراده است.» 

 

 

 2-   به گفته دانشمندان اگر قشر خارجی کره زمین ده پا ضخیم تر از آنچه هست می بود، اکسیژن یعنی ماده اصلی حیات وجود پیدا نمی کرد یا اگر عمق دریاها چند پا بیشتر از عمق فعلی بود، کلیه اکسیژن و کربن زمین جذب می شد. اگر هوای محیط زمین، اندکی از آنچه هست رقیق تر می بود اجرام سماوی و شهابها دائما به سطح زمین می رسیدند و هر گوشه آنرا مورد اصابت قرار می دادند.

    کوچکترین ذره عالم، یعنی اتم، خود ساختمانی بسیار شگفت آور دارد که شرح این شگفتیها مجال جداگانه ای می طلبد.

بخاطر وجود این همه آیه و نشانه در عالم هستی است که خداوند در قرآن مجید می فرماید:( ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب، مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و رفت شب و روز نشانه های روشنی برای صاحبان خرد و عقل است). 

 

مقدمه دوم:

تردیدی نیست که هر انسان فهیمی با مشاهده نظم و دقت پی به وجود ناظم می برد و هرگز آنرا ناشی از تصادف نمی داند. برای روشن تر شدن مطلب از راه حساب احتمالات مسأله را تبیین می کنیم.

کتاب صد برگی را در نظر بگیرید که اوراقش به هم ریخته است. این کتاب را به نابینایی می دهیم تا اوراق آنرا به صورت تصادفی مرتب کند، روشن است که اولین برگی که به عنوان برگ شماره 1 بر می دارد، احتمال 1 بودن آن یک درصد است. آنگاه برگ دوم را بر می دارد، احتمال اینکه این برگه شماره 2 باشد، یک در 99 است و لذا احتمال اینکه ایندو برگ به ترتیب 1 و2 باشند، حدود یک در ده هزار است.  سپس برگ سوم را بر می دارد، احتمال شماره 3 بودن آن یک در 98 است و لذا احتمال اینکه به ترتیب برگ های 1 تا 3 را برداشته باشد، حدود یک در یک میلیون است. و همینطور تا پایان کار در پایان احتمال اینکه کل کتاب به ترتیب چیده شده باشد یک در یک با 200 صفر روبروی آن است!

 

 

حال شعری زیبا با مضامین بسیار عالی و تشبیهات بسیار لطیف را در نظر بگیرید، آیا هیچ کس به خود اجازه می دهد که بگوید احتمال دارد طفل خردسالی با مدادش صفحه ای را خط خطی کرده باشد و این شعر را پدید آورده باشد؟!

وقتی در مورد یک کتاب یا یک شعر نمی توان حضور ناظم را نادیده گرفت آیا امکان دارد جهان هستی با این همه نظم و دقتی که دارد تصادفا و از روی اتفاق پدید آمده باشد و هیچ ناظم و مدبری نداشته باشد؟!

بنابر این برهان نظم با زبان ساده و گویای خود برهانی متقن و محکم برای اثبات خداوند است.

منبع:حوزه نت


موضوعات: راه نجات
   سه شنبه 11 آذر 1399نظر دهید »

انواع هجرت
چهار نوع هجرت داریم؛ اول هجرت مکانی. دوم هجرت معنوی (هجرت از گناه) است، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث در این باره فرمود: بالاترین هجرت کنار گذاشتن کار زشت است.

 

روزی نوجوان یهودی که خیلی پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را دوست می داشت، بیمار شد و پیامبر به عیادت او رفت، فرمود می خواهی مسلمان شوی و به من ایمان آوری؟ عرض کرد: بله، نگاهی به پدرش کرد، پدرش با این کار مخالفت نکرد، پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود شهادتین را برایش گفت و او نیز تکرار کرد، پیامبر از این اتفاق بسیار خوشحال شد. این یک هجرت معنوی است.

 

 

هجرت دیگر اعتقادی است؛ اینکه فردی عقیدۀ باطلی دارد و آن را کنار بگذارد. سید حمیری کیسانی مذهب بود و امام صادق(علیه السلام) را قبول نداشت، امام(علیه السلام) با او صحبت کرد و او هم از عقایدش هجرت کرد، او معتقد به امامت محمد حنفیه بود.

 

 

«هجرت دیگر هجرت علمی است؛ اینکه کسانی وارد عرصه های علمی اعم از حوزه و دانشگاه می شوند، مصداقی از این هجرت علمی است، مثلاً آیت الله بروجردی به قم آمد و شاگردانی تربیت کرد که یکی از آنها امام خمینی(ره) بود.»

 

 

 

ابراهیم(علیه السلام) به همراه لوط(علیه السلام) به شام آمد، از خدا اولاد خواست و این در حالی بود که همسرش اولاد دار نمی شد، او با هاجر که کنیزه ساره بود وصلت کرد و خدا به او اسماعیل (علیه السلام) را عطا کرد، او همچنان از خدا درخواست می کرد که به من فرزندانی صالح عطا کن، خدا فرزندی صالح به نام اسحاق و نوه ای صالح به نام یعقوب به او عطا کرد. یکی از توفیقات انسان در زندگی داشتن فرزند صالح است.

   دوشنبه 12 آبان 1399نظر دهید »

اهمّیت / فضیلت :
بدان که این ماه، ماه حزن اهل بیت (علیهم السّلام) و شیعیان ایشان است ( مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) . از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است که چون ماه محرّم داخل می شد، پدرم را کسی خندان نمی دید و اندوه و حزن، پیوسته بر او غالب می شد تا روز دهم چون روز عاشورا می شد، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه ی او بود و می فرمود : امروز روزی است که حسین علیه السّلام شهید شده.

 

 

آداب و اعمال :
روز اوّل : اوّل محرّم، اوّل سال(قمری) است و در آن دو عمل وارد است :
۱- روزه : در روایت ریان بن شبیب از حضرت امام رضا علیه السّلام مروی است که هر که در این روز روزه بدارد و خدا را بخواند، خداوند دعای او را مستجاب کند چنان که دعای زکریا را مستجاب نمود.
۲- نماز : از حضرت امام رضا (علیه السّلام) منقول است که حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم روز اوّل محرّم دو رکعت نماز می کرد و چون فارغ می شد، دست ها را بلند می کرد و دعائی را می خواند … ( مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) .

 

 


روز سوم :
۱- روزه : و چنین وارد شده که در آن روز یوسف علی نبینا و آله و علیه السّلام از چاه به در آمد و هر کس آن روز را روزه بگیرد خداوند غصّه و اندوه او را بزداید و مشکل را بر او آسان کند ( المراقبات . ص ۵۵ ) و ( به همین مضامین در مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) .

 

 

 

روز نهم :

تاسوعا؛ روز آمادگی برای شهادت
تاسوعا یعنی روز نهم محرم و یک روز مانده به عاشوراست. در فاصله میان رسیدن شمر در روز نهم تا روز دهم حوادثی اتفاق افتاد که می توانیم آن را آمادگی روانی برای شهادت بخوانیم.

در کربلا تا روز نهم محرم خبری از جنگ نبود. سپاهیان دشمن مانع حرکت آن حضرت به کوفه شده بودند و اصرار می کردند که ایشان با یزید بیعت کند و امام هم نمی پذیرفت. در روز نهم – یعنی تاسوعا - شمر وارد کربلا شد و نامه ابن زیاد را به عمر بن سعد داد که دستور جنگ بود. در ابتدا ابن سعد رغبتی به این کار نداشت اما حاضر نشد که کنار بکشد. به این جنگ راضی شد و خود را بدبخت جاویدان کرد.

 

 

 

 


آداب و اعمال مخصوص روز عاشورا :
روز دهم : روز شهادت اباعبدالله الحسین علیه السّلام و روز مصیبت و حزن ائمّه اطهار علیهم السّلام و شیعیان ایشان است .
بنی امیه لعنه الله علیهم از برای برکت، آذوقه ی سال را در روز عاشورا در خانه ذخیره می کردند؛ از حضرت امام رضا علیه السّلام منقول است که هر که ترک کند سعی در حوائج خود را، در روز عاشورا و پی کاری نرود، حق تعالی (حوائج) دنیا و آخرت او را برآورد و هرکه روز عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه ی او باشد، حق تعالی روز قیامت را روز فرح و سرور و شادی او گرداند و دیده اش در بهشت به ما روشن گردد … ( مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) .
۱- عدم توجه به امور دنیا : شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کاری از کارهای دنیا نگردند و از برای خانه ی خود چیزی ذخیره نکنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و تعزیت امام حسین علیه السّلام را اقامه نمایند و به ماتم اشتغال نمایند به نحوی که در ماتم عزیزترین اولاد و اقارب خود اشتغال می نمایند.
۲- خواندن زیارت عاشورا : زیارت عاشورای آن حضرت را بخوانند و سعی کنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یکدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند: (( أعظَمَ اللهَ اُجَورَ نَا بِمُصَابِنَا بِالحُسَینِ عَلَیهِ السَّلاَمُ وَجَعَلَنَا وَ إِیّاکُم مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیهِ الإِمَامِ المَهدِی مِن آلِ مَحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلاَمُ )) .
۳- گریه و مقتل خوانی : شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند .
۴- امساک از خوردن و آشامیدن : شایسته است که شیعیان در این روز امساک کنند از خوردن و آشامیدن بی آن که قصد روزه کنند و در آخِر روز بعد از عصر افطار کنند به غذایی که اهل مصیبت (می خورند) مثل ماست یا شیر و امثال آنها نه مثل غذاهای لذیذه … .
۵- استحباب لعن بر قاتلان امام حسین علیه السلام : هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کند و بگوید : (( اَللَّهُمَّ العَن قَتَلَهَ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلاَمُ )) (مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) .
…………………………………………………………………………
کتاب شریف (( مفاتیح الجنان )) تألیف محدّث بزرگ حاج شیخ عبّاس قمی رحمه الله می باشد.
کتاب شریف (( المراقبات )) تألیف عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله می باشد.

وقایع :
۱۰ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ شهادت حضرت امام حسین علیه السّلام در سنّ ۵۷ سالگی و اصحاب ایشان علیهم السّلام و وفات دو دختر امام حسین علیهم السّلام در غروب روز عاشورا بعد از فرار از خیمه ها .
۱۱ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ حرکت کاروان اهل بیت علیهم السّلام به سوی کوفه .
۱۲ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ ورود کاروان اسرا علیهم السّلام به کوفه .
۱۴ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ خاکسپاری شهدای کربلا توسّط قبیله ی بنی اسد به راهنمایی امام زین العابدین علیه السّلام .
۱۹ محرّم سال ۶۱ ه.ق ؛ حرکت کاروان اسرا علیهم السّلام به سوی شام .
۲۵ محرّم سال ۹۵ ه.ق ( یا ۱۲ یا ۱۸ ) ؛ شهادت حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السّلام در سنّ ۵۷ سالگی .

منبع : پرسمان

   پنجشنبه 30 مرداد 1399نظر دهید »

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ

خدایا روزی کن مرا در آن فضیلت شب قدر را

 وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الی الیُسْرِ
و بگردان در آن کارهای مرا از سختی به آسانی

واقْبَلْ مَعاذیری

و بپذیر عذرهایم

وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ

و بریز از من گناه و بار گران را

یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین

ای مهربان به بندگان شایسته خویش

 

 

 

اللهم ارزقنی فیه فضل لیله القدر

فضیلت شب قدر

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: ”لیله‌القدر خیر من الف شهر”‌(قدر ،3) یعنی ”شب قدر از هزار ماه بهتر و والاتر است”‌ چرا که در شب قدر قرآن نازل گردید ”انا انزلناه فی لیله القدر”‌(قدر ،1) یعنی ”ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم”‌ و در این شب سرنوشت انسان‌ها رقم می‌خورد و فرشتگان در این شب به زمین تنزل می‌کنند ”تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر”‌(قدر ،4) یعنی ”ملائکه و روح به اذن ذات اقدس پروردگار از (برای) هر امر و فرمانی در (این شب) نازل می‌گردند”‌ و این شب تا صبحگاه سلامت و رحمت است ”سلام هی حتی مطلع الفجر”‌(قدر ،6) ”این شب تا صبحگاه رحمت و تحیت و سلامت است”‌ که ما نیز در این روز از خداوند خواستاریم آن فضیلتی را که شب قدر دارد و با توجه به آیات بالا بیان گردید نصیب ما گرداند.

 

 

و صیر اموری فیه من العسر الی الیسر

منظور از (من العسر الی الیسر) چه می‌باشد؟

منظور از ”من العسر الی الیسر”‌ ”از سختی به سوی آسایش و راحتی”‌ می‌تواند همان وعده خداوند باشد که دو بار در یک سوره مکرر می‌فرماید: ”إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا”‌(انشراح ،6) یعنی ”به درستی که همراه هر سختی آسانی می‌باشد”‌ یعنی انسان هنگامی که سختی بر کار او باشد به حتم در کنار آن آسایش و راحتی خواهد داشت و منظور از راحت بودن عسر و سختی کار شاید صبری باشد که خداوند در تحمل آن کار به انسان می‌دهد تا به آن راحتی و آسایش دست یابد، چرا که خداوند نیز برای بندگانش سختی نمی‌خواهد بلکه آسایش و راحتی را برای آنان می‌خواهد .چنانچه در قرآن می‌فرماید: ”یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ”‌(بقره ،185) یعنی ”خداوند برای شما آسانی و آسایش می‌خواهد و برای شما سختی و مشقت نمی‌خواهد”‌ چرا که خداوند به انسان‌ها به خاطر ضعیف بودنشان در خلقت تخفیف دهد چنانچه می‌فرماید: ”یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِیفًا”‌(نساء ،28) یعنی ”خداوند می‌خواهد بر شما آسان گیرد”‌.

 

 

 

اقبل معاذیری و حط عنی اذنب و العذر یا رئوفا بعباده الصالحین

رابطه پذیرش عذر و بخشش گناهان

همان‌طور که در قسمت قبل دعا توضیح داده شد خداوند برای انسان‌ها آسایش و راحتی می‌خواهد و سختی و مشقت نمی‌خواهد پس باید یقین داشته باشیم که اولاً خداوند عذرهای ما را می‌پذیرد، اما باید این نکته را رعایت کرد و آن این است که هنگامی که از روی جهالت و نادانی گناهی را انجام دادیم سریعاً به سوی خداوند بازگشته و به درگاهش توبه کنیم ”ثم یتوبون من قریب"؛ ”سپس به زودی توبه کنند”‌ که اگر این عمل را انجام دهیم خداوند نیز توبه ما را پذیرفته و گناهان ما را می‌آمرزد ”فاولئک یتوب الله علیهم”‌ ؛ ”پس خداوند توبه آنان را می‌پذیرد”‌ و باید این را بدانیم که هیچ کس جز خداوند نمی‌تواند گناهان ما را بیامرزد ”وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ”‌(آل عمران ،135) یعنی ”و چه کسی غیر از خداوند گناهان ما را می‌آمرزد”‌ و ثانیاً هنگامی که خداوند عذر بنده خویش را بپذیرد به یقین گناه او را می‌آمرزد چرا که وقتی بنده به درگاه خداوند تضرع نموده و بگوید ”رب انی ظلمت نفسی فاغفرلی”‌ یعنی ”خدایا من به خودم ظلم کردم پس مرا ببخش”‌ خداوند نیز در جواب او می‌فرماید: تو را آمرزیدم که ما نیز در این روز از خداوند خواستاریم که به حق آن نظر رحمتی که بر بندگان صالح خود دارد عذر ما را پذیرفته و گناهانمان را بیامرزد.

منبع جامعه المصطفی العالمیه


موضوعات: رويدادهاي قمري
   پنجشنبه 1 خرداد 1399نظر دهید »

شهید مطهری رحمهم الله درباره ساعات آخر عمر حضرت علی علیه السلام می فرماید: شگفت انگیزترین دوره های زندگی علی علیه السلام در حدود 45ساعت؛ یعنی فاصله ضربت خوردن تا شهادت می باشد. انسان کامل بودن علی علیه السلام این جا ظاهر می شود؛ یعنی در لحظاتی که مواجه با مرگ شده است. شگفتی های علی علیه السلام و معجزه های انسانی او در این جا ظاهر می شود. علی علیه السلام در بستر افتاده و ساعت به ساعت حالش وخیم تر می شود و سموم روی بدن مقدس علی علیه السلام بیش تر اثر می گذارد، اصحاب ناراحتند، گریه می کنند، ناله می کنند؛ ولی می بینند لب های علی خندان و شکفته است و می فرماید: «شهادت در راه خدا، همیشه آرزوی من بوده و برای من چه چیز از این بهتر که در در حال عبادت شهید شوم». پر حرارت ترین سخنان علی علیه السلام آن هایی است که در همین 45 ساعت از ایشان صادر شده است.

 

 

علی علیه السلام از دیدگاه ابن ابی حدید
ابن ابی حدید، شارح بزرگ نهج البلاغه و از متفکران برجسته جهان اسلام می نویسد: «امتیازات علی علیه السلام از لحاظ عظمت و جلال و شهرت در آن حدّ اعلاست که شرح کردن و بحث و تفصیل دادن آن ها ناروا و بیهوده است… من چه بگویم در حق مردی که دشمنانش نتوانستند عظمت ها و فضایل او را منکر شوند و همه آنان به برتری شخصیت او اعتراف کردند…؟ من چه بگویم درباره مردی که همه فضیلت ها به او منتهی می شود و هر مکتب و هر گروهی خود را منتسب به او می سازد. آری، اورئیس  همه فضیلت ها است».

 

 

در زلال کلمات مولایمان علی علیه السلام
با مردم به گونه ای معاشرت کنید که اگر مُردید، بر شما بگریند و اگر زنده بودید، با شما دوستی کنند.

چون سرآغاز نعمت به شما رسد، با کم سپاسی دنباله آن را نَبُرید.

کوتاهی سخن، نشانه کمال خرد است.

نفَس های آدمی، گام های او به سوی مرگ است.

خودپسندی، مانع افزایش علم و نعمت می شود.

هر که در مقابل حق بایستد، هلاک شود.

آدم شکیبا، هر چند سختی و گرفتاری اش به طول انجامد، سرانجام پیروز خواهد شد.

سخت ترین گناهان، گناهی است که گناه کار آن را ناچیز و آسان شمرد.

از جمله چیزهایی که گناهان بزرگ را محو می کند، یاری کردن مظلوم و شاد نمودن اندوهناک است.

سلامت بدن، از کمی حسد است.

 

 

در کران بی انتهای وصایای علی علیه السلام
به شما سفارش می کنم که دنیا را مخواهید، هر چند به دنبال شما بیاید و به چیزی از این دنیای گذرا که از شما کناره جسته است، افسوس مخورید.

شما دو فرزندم [حسن و حسین] و همه خاندان و فرزندانم و هر کس را که این وصیت من بدو رسد، با تقوای از خدا و سامان بخشیدن به کارها سفرش می کنم.

درباره یتیمان از خدا بترسید. مبادا که گرسنه بمانند و در جمع و جامعه شما تباه شوند. من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: اگر کسی یتیمی را تا آن جا که بی نیاز شود سرپرستی کند، خداوند به پاداش این کار، بهشت را بر او واجب می کند؛ چنان چه اگر کسی مال یتیم را بخورد خداوند - سوختن در - آتش را بر او واجب می فرماید.

 

 

حرمت قرآن را پاس بدارید. مراقب باشید مبادا کسی در عمل به آن بر شما سبقت بگیرد.

شما را درباره همسایگانتان سفارش می کنم؛ زیرا پیامبر درباره ایشان سفارش فرموده است و آن قدر آن جناب درباره آن ها سفارش می فرمود که ما پنداشتیم همسایه را از همسایه ارث خواهد داد.

شما را درباره نیازمندان و درماندگان سفارش می کنم. ایشان را هم در زندگی و آسایش خویش شریک گردانید.

خدا را، خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مال هایتان و جان هایتان و زبان هاتان، بر شما باد به یکدیگر پیوستن و به بخشیدن. مبادا از هم روی بگردانید و پیوند را بگسلانید.

تو را سفارش می کنم به ترس از خدا و پیوسته در فرمان او بودن و دلت را به یاد او آبادان نمودن و به ریسمان و اطاعتش چنگ زدن؛ و کدام رشته استوارتر از اطاعت خدا میان تو و اوست؟

منبع:حوزه نت

   جمعه 26 اردیبهشت 1399نظر دهید »

«هو شهرٌ دُعيتم فيه إلي ضيافة الله» در اين ماه شما مهمان خدا هستيد. ميهمان بايد کاري کند که صاحب خانه مي‌کند. روزه‌دار، ميهمان خدايي است که «يُطعِمُ ولايُطَعم» اطعام مي کند ولي خود اطعام نمي‌شود؛ پس او هم مي‌تواند «يُطعِمُ ولايُطَعم» باشد. اگر خداي سبحان مي‌بخشد و نمي‌گيرد، انسان هم بايستي در اين ماه خويي پيدا کند که بخشد و نگيرد؛ چون هيچ دستي بهتر از دست بخشنده و هيچ دستي هم بدتر از دست بگير نيست. خوي گدامنشي را خداوند نا پسند دارد و خوي بخشش را مي‌پذيرد. اگر کسي تلاش و کوشش کرد که ديگران در کنار سفرهٴ او به بهشت بروند، دست او دست بخشنده است و اگر کسي تلاش کرد که به برکت ديگران به بهشت برود، او دست گيرنده دارد.

 


يکي از کلمات بلندي که قبل از رسول خدا (ص) کسي نگفته است اين است که : «اليد العُليا خيرٌ من اليد السُفلي» . دست بالايي بهتر از دست زيرين است؛ زيرا انساني که مي‌بخشد دستش بالاست، وقتي مي‌گيرد دستش پايين است. در ضمن دعاهاي شبهاي ماه مبارک رمضان، داشتن چنين روحي بلند را به انسان توصيه مي‌کنند که به خدا عرض کنيد: «خدايا تو که دينت را حفظ مي‌کني و ممکن نيست دست از آن برداري، توفيق بده تا دين تو به دست من زنده شود» نه اينکه ديگران دين تو را زنده کنند و من کنار سفره دين بنشينم. بگذار، نماز و روزه به دست من و با خون من زنده شود که ديگران ميهمان من باشند؛ نه اينکه ديگران بجنگند و خون بدهند و دين را احيا کنند و من نماز بخوانم و روزه بگيرم. «واجعلني ممّن تنتصر به لدينک ولا تستبدل بي غيري» .

 



خداي سبحان عده‌اي را تهديد کرده مي‌فرمايد: من از دينم حمايت مي‌کنم و دست از آن بر نمي‌دارم، شما توفيق اجراي اين فيض را نيافتي به دست ديگري انجام خواهم داد: ﴿إِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَکُمْ ثُمَّ لاَ يَکُونُوا أَمْثَالَکُم﴾ . چنين نيست که اگر ديگران در برابر اسرام صف بستند خداوند دست از اسلام بکشد به طور يقين خدا دينش را حفظ مي‌کند. حال اگر حفظ دين با شما ممکن نشد، و خلوص را از دست داديد، شما را مي‌برد و ديگران را جاي شما مي‌آورد. براساس اين تهديد و تعليم قرآن کريم است که فرموده‌اند: در شبهاي ماه مبارک رمضان بگوييد: خدايا تو که دينت را حفظ مي‌کني، اين توفيق را بده که دين تو به دست من حفظ و زنده شود. اين را دست بخشنده و همّت بلند مي‌گويند.

 



در دعاهاي اين ماه صاحب‌خانه را به ما معرفي کرده‌اند که: «وهو يُطعِم ولا يُطعَم ويُجير ولا يُجار عليه» يا: «يُهلک ملوکاً ويَستخلف آخرين» . سپس به ما گفته‌اند که شما ميهمان چنين خدايي هستيد.

منبع : حکمت عبادات، حضرت آیت الله جوادی آملی


موضوعات: رويدادهاي قمري
   پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399نظر دهید »

1 ... 124 125 126 ...127 ... 129 ...131 ...132 133 134 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو