https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

فاطمه کلابیّه سراسر نجابت و پاکی و خلوص بود. هنگامی که میخواست پابه خانه علی علیه السلام بگذارد گفت تا دختر بزرگ فاطمه علیها السلام اجازه نفرمایند وارد خانه نمیشوم این نهایت ادب او را به خاندان امامت میرساند روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند.

عروس تازه ابوطالب، به محض آن که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.وهمواره میگفت من کنیز فرزندان فاطمه هستم ( وقتی غمِ زهرا، شد همدم مولا تو آمدی ای گل، در خانه گل ها بر دربِ حریمِ، کاشانه نشستی یعنی که کنیزِ، این خانه تو هستی 

منبع زندگينامه مادر مهتاب حضرت ام البنين عليها السلام

 

   پنجشنبه 15 دی 1401نظر دهید »

السلام اي گوهر درياي عشق ***السلام اي لاله صحراي عشق

❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️

السلام اي مظهر صبر و وفا ***السلام اي زوجه شير خدا

❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️

السلام اي باغبان لاله ها ***اي به حيرانت همه آلاله ها

❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️

خوانده اي خود را كنيز فاطمه عليهاالسلام ***داده اي درس محبت بر همه

❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️❇️

شاعر جعفرزاده

   پنجشنبه 15 دی 1401نظر دهید »

هر انسان با ایمان علاوه بر این که مراقب است به گناهان مبتلا نشود، دوست دارد اگر گناهی در نامه عملش ثبت شد فوراً پاک شود و سیاهی آن باقی نماند.

امام صادق (علیه السلام) میفرمایند «خوش اخلاقی گناه را ذوب میکند همانگونه که تابش آفتاب یخ را آب مینماید» البته بدیهی است هر عملی که گفته میشود گناهان را از بین میبرد باید ملازم با پشیمانی و جبران خطا باشد.

منبع عدالتیان، مهدی، خوشا به حال چه کسی؟


موضوعات: حدیث
   چهارشنبه 14 دی 1401نظر دهید »

تعاليم اسلامى براى آن است كه به انسان حيات و پويايى بخشد و به او روح و بينش و جنبش دهد. بنابراين تعليماتى كه اثر حيات بخشى ندارد و بر عكس مردگى و سكون ايجاد كرده، بشر را از جنبش و حركت باز مى دارد و او را جامد و افسرده مى كند، از اسلام نيست.

احكام اسلامى از تعادل و توازن خاصّى برخوردار بوده، مطابق با روحيات و نيازمندى هاى واقعى او تنظيم شده است. حرف زدن زن و مرد و برخورد آنان در زندگى روزمرّه، بدون اشكال است؛ مانند روابطى كه استاد و دانشجو، كارمندان ادارات و… در سطح جامعه با هم دارند. اسلام مى گويد نه حبس و ركود و نه اختلاط و روابط آزاد؛ بلكه حضور زن در جامعه جايز است؛ البته با حفظ حريم. سنّت جارى مسلمين از زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله همين بوده است كه زنان از شركت در مجالس و مجامع منع نمى شده اند؛ ولى همواره اصل «حريم» رعايت شده است. در مساجد و مجامع، حتى در كوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است. اسلام مى خواهد جامعه عارى از هر گونه نگاه و رفتار هوس آلود وسرشار از كار و فعّاليت و پيشرفت باشد و زن و مرد فارغ از دغدغدهاى شهوانى، به تحصيل و ساير كارهاى زندگى برسند. آيت اللّه «جوادى آملى» درباره ى حدود و روابط اجتماعى زن و مرد مى گويد: در بخش مسائل اجتماعى، قرآن ما را متوجه كرده و مى فرمايد: گاهى تعصّب جاهلى يا رواج فرهنگ ناصواب يا تعصّب خام و مانند آن، به مرد اين چنين تلقين مى كند كه نمى توان با زن در يك مؤسسه همكارى كرد يا زن در جامعه نمى تواند حضورِ فعّال داشته باشد.

قرآن كريم در اين زمينه مى فرمايد: اين گونه از تعصّبات و رسومات جاهلى را كه فرهنگ باطل است، بزداييد. «… و عاشِرُو هُنّ بالمَعْرُوفِ و اِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ…» و اگر خوشتان نمى آيد كه آن ها مانند شما سمتى داشته باشند و در جامعه و صحنه ى سياست و صحنه ى درمان و پزشكى و صحنه ى فرهنگ و تدريس حضور داشته باشند، اين امر را تحمّل كنيد؛ شايد خير فراوانى در اين كار باشد و شما نمى دانيد. اسلام زن را در سايه ى حجاب و ساير فضايل به صحنه مى آورد تا معلّم عاطفه، رقّت، درمان، لطف، صفا، وفا و مانند آن شود. دنياى كنونى حجاب را از زن گرفته است، تا زن به عنوان بازيچه به بازار بيايد و غريزه را تامين كند. زن وقتى با سرمايه ى غريزه به جامعه آمد، ديگر معلّم عاطفه نيست؛ فرمان شهوت مى دهد، نه دستورِ گذشت. شهوت جز كورى و كرى چيزى به همراه ندارد. لذا اسلام اصرار دارد كه زن در جامعه بيايد ولی باحجاب بيايد؛ يعنى بيايد درس عفّت و عاطفه بدهد نه اين كه شهوت و غريزه بياموزد. هر چند هميشه نقش زن در خانواده و حضور مؤثر او از اهمّيّت ويژه اى برخوردار است، زن محور مهر و محبّت خانه و قطب عواطف و احساسات زندگى بوده و شور و نشاط خانه از وجود اوست و مادرى كه چشم اميد جامعه، به نسلى است كه در دامان پاكش پرورش مى يابد. نكته ى ديگر آن كه مفيد بودن زن براى جامعه، منحصر به كار در اداره و يا شركتى نيست؛ بلكه اگر شخصى يكى از مواردى را كه جامعه نيازمند آن است، بر عهده گيرد و ثمره ى تلاش او در راستاى اعتلاى اجتماع باشد، حضور مفيد دارد؛ همانند دانشمندى كه يك عمر مشغول تحقيق و نگارش است، بديهى است پرورش صحيح نيروى انسانى و تربيت درست آن از مفيدترين كارها بوده و كار گشايى آن از مشاغل ديگر بيش تر است. پيشرفت تحصيلى جوانان و بالا رفتن سطح فرهنگ عمومى و كاهش بزهكارى و انحرافات جوانان و اعتياد … همه ى اين ها به طور مستقيم بستگى به كانون خانواده دارد و زن مى تواند محورى ترين نقش را در سلامت خانواده ايفا نمايد.

روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در جمع ياران و اصحابش نشسته بود؛ «اسماء» بنت يزيد انصاريه به نمايندگى از زنان به حضور پيامبر رسيد و پس از ايراد خطبه اى، درباره ى خانه نشينى زنان و برخوردارى مردها از فضيلت جهاد و حج و جمعه و… سؤال نمود. پيامبر صلى الله عليه و آله رو به اصحاب كرد و (در تحسين او) گفت: شما تا كنون زنى به اين فضيلت ديده ايد كه در مسائل دينى اين چنين سؤال كند؟ سپس رو به زن كرد و فرمود: اى زن برگرد به همه ى زن هايى كه تو نماينده ى آن هايى اعلام كن كه مسئوليّت تربيت خانواده و تشكيل خانه، شوهردارى، حسن تبعّل، (كه چشم و گوش شوهر در بيرون به گناه نيفتد و دستش به خيانت باز نشود،) نيك شوهر دارى كردن و حفظ خانواده و به دوش كشيدن اركان آن و حفظ فرزندان و اموال و تامين آبرو، معادل همه ى آن فضايلى است كه بر شمردى.

منبع جوانان و روابط ابوالقاسم مقیمی حاجی


موضوعات: هوسهای زود گذر
   چهارشنبه 14 دی 1401نظر دهید »

بسم الله الرحمن الرحیم

السَّلام عَلَیْکِ یا مُمْتَحَنَةُ اِمْتَحَنَکِ الَّذی خَلَقَکِ قَبْلَ اَنْ یَخْلُقَکِ وَ کُنْتِ لِمَا امْتَحَنَکِ بِه صابِرةً …

سلام بر تو ای فاطمه! ای امتحان شده ای که خالق تو قبل از خلق کردنت، تو را امتحان نمود و تو را بر آن امتحان صابر و شکیبا یافت.

خطبه حضرت زهرا علیها السلام در مسجد مدینه از نظر سند علاوه بر متون شیعه، از جمله در قدیمی ترین کتب اهل سنت نیز آمده است.

پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه، مسجد مدینه همواره مرکز اجتماع مسلمین بود و دختر پیامبر«سلام الله علیهما» که می بیند با رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک است حکومت در اسلام، باز رنگ قبیله ای و نژادگرایانه به خود بگیرد، این خطبه را در آن جا ایراد می فرماید مشهور است که حضرت زهرا علیها السلام با این خطبه می خواهند فدک را مطالبه کنند، ولی با دقت در محتوای خطبه متوجه می شویم، اگر فاطمه علیها السلام حق خود را مطالبه می کند و مسئله فدک را پیش می کشد از آن جهت که فدک را از دست ایشان خارج کرده اند نیست. بلکه حضرت علیها السلام می خواهند از آن طریق، مشکل بزرگی را که پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله بر جامعة مسلمین حاکم شد، گوشزد کنند، و آن فکری است که در مقابل سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله از خود اجتهاد می کند. حضرت فاطمه علیها السلام می خواهند مردم را متوجه این امر نمایند که وقتی اجتهاد در مقابل نص شروع شود، فردا اجتهادهای دیگری در مقابل نص ظاهر می شود که حضرت فاطمه علیها السلام خطر بزرگی را گوشزد کرد که فوق العاده مهم است.

تاریخ می گوید: حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در حالی که جمعی از زنانِ خویشاوندانش اطراف وی را گرفته بودند، روانة مسجد مدینه شد و این اولین بار است که پس از رحلت پیامبرخدا صلی الله علیه و آله به مسجد می آید. نوشته اند: چون به مسجد می رفت راه رفتن او به راه رفتن پدرش پیغمبر صلی الله علیه و آله می ماند. ابوبکر که حالا بر منصب جانشینی پیامبرخدا صلی الله علیه و آله قرار گرفته، با گروهی از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بود، میان فاطمه علیها السلام و حاضران چادری آویختند. دختر پیغمبر نخست ناله ای کرد که مجلس را لرزاند و حاضران به گریه افتادند. سپس لحظه ای خاموش ماند تا مردم آرام گرفتند و خروش ها خوابید، آنگاه سخنان خود را آغاز کرد.

شما در نظر بگیرید انسان بزرگی مثل حضرت صدیقه طاهره علیها السلام به ظاهر رفته است تا به جریانی اعتراض کند که می خواهد تداوم نظام اسلامی را مختل کند، تا مخاطبانش متذکّر شوند که با پیدا شدن ماهیت این جریان چه فاجعة بزرگی به وجود آمده است، ولی می بینید فضای خطبه در چنین اعتراضی خلاصه نمی شود، و حضرت نظر خود را فقط به بُعد سیاسی و اجرایی قضیه محدود نکرده، بلکه تمام ابعاد و جهت های فاجعه - به خصوص ابعاد معنوی - را مورد توجّه قرار داده است و افق های دورِ مسئله را می بیند و نشان می دهد، یعنی به ما می آموزد که در موضع اعتراض نیز چگونه باشیم.

منبع بصیرت فاطمه زهرا علیه السلام در ریشه یابی آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان: شرح خطبه حضرت فاطمه علیها السلام در مسجد مدینه و شرح خطبه حضرت فاطمه علیها السلام با زنان مهاجر و انصار/ اصغر طاهرزاده

   چهارشنبه 14 دی 1401نظر دهید »

اقسام ايمان در قرآن امام صادق (علیه السلام) مي فرمايد: «ايمان در قرآن چهارگونه مطرح گشته است:

 

اقرار زباني

خداوند مي فرمايد: «يا ايهاالذين آمنوا خذوا حذركم…» (اي كساني كه «ايمان آورده ايد با كمال دقت مراقب دشمن باشيد (تا غافلگيرنشويد) و در دسته هاي متعدد يا به صورت اجتماع، (براي مبارزه) به راه افتيد، در ميان شما افرادي (منافق) وجود دارند كه هم خودشان سست مي باشند و هم ديگران را به سستي مي كشانند، اگر مصيبتي به شما برسد مي گويند: خدا به ما نعمت داد كه با مجاهدان نبوديم تا شاهد صحنه هاي دلخراش گرديم. و اگر با خبر شوند كه مومنان واقعي پيروز شده اند و طبعا به غنائمي نيز دست پيدا كرده اند، همچون افراد بيگانه اي كه هيچ ارتباطي ميان آنها و مومنان نبوده، از روي حسرت مي گويند: اي كاش ما هم با مجاهدان بوديم و سهم بزرگي نصيب ما مي شد.)  . امام مي فرمايد: اگر اهل شرق و غرب اين سخن را بر زبان جاري مي ساختند از دايره ايمان بيرون مي رفتند. اما با اين حال چون اقرار زباني كرده بودند خداوند آنها را مومن ناميده و به همين جهت مومنان دعوت مي شوند كه ايمان آورند: «يا ايهاالذين «آمنوا»، «آمنوا» بالله و رسوله كه خداوند به خاطر اقرار زباني آنها را مومن ناميده و به ايشان فرموده ايمان آوريد يعني تصديق هم بنماید.

منبع 

با امام صادق (علیه السلام)در سايه قرآن، سيد عليرضا جعفري


موضوعات: قرآن و ادعیه
   چهارشنبه 14 دی 1401نظر دهید »

لشکر ۴۱ ثارالله، از همان بدو تشکیل تا پایان جنگ تحمیلی، یک فرمانده داشت. سردار حاج قاسم سلیمانی.

ورود سردار شهید سلیمانی به جنگ را می‌توان با لشکر ۴۱ ثارالله تلقی کرد.

او البته در این لشکر یاران و همرزمانی داشت که تا قبل از لحظه شهادتش اغلب از آن‌ها یاد می‌کرد.

این یاران که بودند و چه سرنوشتی پیدا کردند؟

درباره لشکر ۴۱ ثارالله

قبل از اینکه به سرنوشت یاران حاج قاسم بپردازیم، بهتر است درباره لشکر ۴۱ ثارالله بدانیم.

لشکر ۴۱ ثارالله یکی از لشکرهای پیاده‌نظام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که نیروهای آن از استان کرمان تأمین می‌شد.

این لشکر در سال ۱۳۵۹ در قالب یک گردان از نیروهای سپاه پاسداران استان کرمان شکل گرفت، سال ۱۳۶۰ به تیپ ارتقاء پیدا کرد و از سال ۱۳۶۱ با گسترش سازمان آن به ۳ تیپ و یک گردان زرهی، به‌عنوان لشکر ۴۱ ثارالله به فعالیت ادامه داد.

فرماندهی این یگان از بدو تشکیل تا انتهای جنگ ایران و عراق، برعهده شهید حاج قاسم سلیمانی بود.

این لشکر سال ۱۳۸۶ در پی شکل‌گیری سپاه‌های استانی، به سپاه ثارالله استان کرمان تغییر نام پیدا کرد.

لشکر ۴۱ ثارالله در طول جنگ ایران و عراق در عملیات های نصر ۴، کربلای ۱، کربلای ۴، کربلای ۵، بدر، خیبر، والفجر ۱، والفجر ۳ و والفجر ۴، عملیات رمضان، بیت‌المقدس و بیت‌المقدس ۷، فتح‌المبین و طریق‌القدس حضور داشت.

در این گزارش سرنوشت برخی از فرماندهان و شهدایی را می خوانید که با یاری یکدیگر لشکر ۴۱ ثارالله را سر پا نگاه داشتند.

سردار شهید حسین پورجعفری

شهید حسین پورجعفری دستیار و محرم راز سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس، از یادگاران دفاع مقدس و از جانبازان جنگ تحمیلی در سال ۱۳۴۵ در گلباف کرمان متولد شد و بیش از ۴۰ سال تا پای شهادت همراه و همراز سردار سلیمانی گام برداشت.

همرزمان او از سردار پورجعفری به عنوان مخزن اسرار لشکر ۴۱ ثارالله و محرم ترین فرد به سردار سلیمانی یاد می کنند تا جایی که تلفن‌های خاص و قرار ملاقات و برنامه های ویژه ایشان را نیز شهید پورجعفری هماهنگ می کرد.

مجید حسن زاده، مسوول دفتر فرماندهی لشکر ۴۱ ثارالله و از همرزمان و همکاران شهید پورجعفری درباره این شهید می گوید: شهید پورجعفری از سال ۶۱ و عملیات والفجر مقدمانی وارد عرصه مبارزه در جنگ تحمیلی شد و بعد از شرکت در عملیات های مختلف در سال ۶۴ همراه با شهید میرحسینی در منطقه آبی تبور و در برخورد با قایق نیروهای عراقی مجروح و دچار شکستگی کمر شد که بدلیل این مجروحیت سنگین به مدت یک سال و نیم از جبهه دور بود.

وی با اشاره به بازگشت مجدد شهید پورجعفری به جنگ در سال ۶۷ تصریح می کند: بنده با شهید پورجعفری از سال ۶۳ در دبیرخانه لشکر ۴۱ ثارالله تا مدت های مدید همکار بودیم و حتی بعد از جنگ نیز در دفتر فرماندهی لشکر با هم بودیم و همراه با سردار سلیمانی در سال ۷۶ به سپاه قدس رفتیم.

همرزم شهید پورجعفری درباره خصایص فردی این شهید می افزاید: صداقت و محرم راز بودن مهمترین ویژگی شهید بزرگوار پورجعفری بود و باوجود این که سه سال بازنشست شده بود و می توانست در خانه بنشیند و استراحت کند ولی با سردار شهید سلیمانی همراه ماند.

سردار شهید حسین پورجعفری نیز بامداد جمعه ۱۳ دی ماه سال جاری در اقدام تروریستی آمریکا به همراه سپهبد حاج قاسم سلیمانی به شهادت رسیده است.

سردار پاسدار حسین معروفی

سردار پاسدار حسین معروفی متولد سال ۱۳۴۴ در شهر بابک محله هاوشک استان کرمان است.

با آغاز جنگ برادر بزرگترش به دفاع مقدس از وطن برمی خیزد و طی نامه ای از حسین می پرسد که چرا به جبهه نمی آید ؟ او که ۱۷ سال داشت تصمیم می گیرد داوطلبانه به جبهه برود.

اولین مسئولیت سردار معروفی در جبهه ها کمک آرپی.جی زن بود. در عملیات فتح المبین این مسئولیت را به کمک شهید اصغر رحیمی تجربه کرد و به مرور فرمانده دسته و خمپاره‌انداز شد.

او در عملیات خیبر پاسدار رسمی، مسئول پایگاه بسیج، جانشین گروهان و در نهایت فرمانده گردان لشکر ۴۱ ثارالله شد که افتخار همرزمی با حاج قاسم سلیمانی از همان دوران آغاز شد.

این سردار سپاه در دوران پر افتخار دفاع مقدس بیش از دو سال در اسارت نیروهای بعثی و مفقود الاثر بوده است. وی برادر شهید، برادر جانباز ۷۰ درصد و یکی از پر شهید ترین خانواده های شهرستان بم شناخته می شود.

او جزو آزادگان سرافراز انقلاب اسلامی ایران است.

سردار حسین معروفی درباره علت اسارتش می گوید: در تک واگذاری فاو، عملیات خیبر و پاتک دشمن که تا اهواز پیشرفت کرده بود، بنده فرماندهی یکی از گردان‌های لشکر ۴۱ ثارالله را برعهده داشتم و ۳۱ شهریور سال ۶۷ در تک سراسری عراق هم فرمانده گردان بودم که در نزدیک سه راه حسینیه منطقه شلمچه به دست دشمنان اسیر شدم.

حسین معروفی از جمله کسانی است که سردار قاسم سلیمانی از او به عنوان جوانترین فرمانده گردان در لشکر ۴۱ ثارالله یاد می کند.

سردار پاسدار حسین معروفی اکنون فرمانده سپاه نینوای گلستان است.

سردار شهید حاج یونس زنگی آبادی

فرمانده تیپ امام حسین (علیه السلام) لشکر ۴۱ ثارالله کرمان، اول فروردین۱۳۴۰ در «زنگی آباد» به دنیا آمد.

بعد از آغاز جنگ تحمیلی ایران و عراق او به عضویت رسمی سپاه پاسداران درآمد و در پادگان قدس سپاه پاسداران کرمان مشغول به خدمت شد.

شهید حاج یونس در عملیات فراوان از جمله بدر، فتح المبین، رمضان، خیبر، والفجر مقدماتی، والفجر۱، والفجر۳، والفجر۴، والفجر۸، کربلای۱، کربلای۴، کربلای۵ شرکت کرد.

حاج یونس روز پنجم یا ششم عملیات کربلای۵ مورد اصابت ترکش قرار می گیرد و از ناحیه گردن، دست و پا مجروح می شود.

هنگامی که او را با چندین تن از ایثارگران با یک وانت به طرف سه راه مرگ می آورند تا از آنجا با قایق به پشت جبهه انتقال دهند که در همین اثنا منطقه بمباران هوایی می شود و سردار رشید اسلام با اصابت راکت به شهادت می رسد.

شهیدمحمدحسین یوسف الهی

شهید محمد حسین یوسف الهی سال ۱۳۴۰ در شهر «کرمان» متولد شد.

وی از آغاز جنگ عراق علیه ایران در لشکر ۴۱ ثارالله واحد اطلاعات و عملیات به فعالیت می کرد و بعدها به عنوان جانشین فرمانده این واحد انتخاب شد.

حسین یوسف الهی در طول جنگ پنج مرتبه به سختی مجروح شد و بالاخره آخرین بار در عملیات والفجر هشت به دلیل مصدومیت حاصل از بمبهای شیمیایی در بیست و هفتم بهمن ماه سال ۱۳۶۴ در بیمارستان لبافی نژاد تهران به شهادت رسید.

حاج قاسم سلیمانی وصیت کرده در کنار این شهید بزرگوار به خاک سپرده شود.

شهید ذبیح الله دریجانی

ذبیحالله دریجانی دوم خرداد ۱۳۴۰ در روستای «دریجان» از توابع شهرستان «بم» به دنیا آمد.

وی به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت و مدتی در«معاونت پرسنلی لشکر ۴۱ ثارالله» به خدمت خود در جبهه های جنگ ادامه داد تا اینکه بعد از ماه ها جنگ و نبرد و شرکت در عملیاتهای متعدد با اصرار زیاد فرمانده هانش به «معاونت ستاد لشکر پیروز ۴۱ ثارالله» مصوب شد.

شهید ذبیح الله دریجانی در عملیات پیروزمند «والفجر۸» شدیداً بر اثر مواد شیمیایی مجروح شد اما پیش از آنکه بهبودی یابد در جبهه حاضر شد تا اینکه ۳۰ دی ماه ۱۳۶۵ در جریان عملیات «کربلای۵» در منطقه شلمچه به شهادت رسید.

شهید علی عابدینی

علی عابدینی سال ۱۳۴۳ در روستای کورگه استان گیلان به دنیا آمد.

با شروع جنگ تحمیلی عابدینی به جبهه رفت و پس از مدتی «فرماندهی گردان ۴۱۰ غواص لشکر ۴۱ ثارالله» را بر عهده گرفت. و سرانجام دی سال ۱۳۶۵ در شلمچه به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

 

منبع پایگاه خبری «کرمان نو» 

   چهارشنبه 14 دی 1401نظر دهید »

حاج بهرام دریکوند از نیروهای سپاه حضرت ابوالفضل(علیه السلام) لرستان و از جمله همراهان و رفقای شهید سلیمانی:

به خاطر دارم طی یک عملیات داعش در محاصره بین نیروهای مقاومت و ارتش آمریکا قرار گرفت، زن و بچه، پیر و جوان و خلاصه اینکه نیروی زیادی را داعش به همراه داشت که همگی این‌ها در مرز بین سوریه و عراق گیر افتاده بودند، یک ماه تمام در منطقه ماندند و حاضر نبودند همراهان را به جایی بفرستند، به گفته خود داعشی‌ها نه به روسیه اعتماد داشتند و نه به آمریکا و ترکیه، در آخر تصمیم گرفتند که جمعیت همراه (غیر نظامی) را به یونان بفرستند، اما تنها به یک شرط که حاج قاسم قول دهد که از آن‌ها محافظت کند، چرا که تنها به سردار اعتماد داشتند.

سردار ضمانت داد و تا انتهای مسیر راه را برایشان باز گذاشت تا زن و بچه‌ها و برخی افراد سالمند و مریض بتوانند از مهلکه نجات پیدا کنند.این وقت‌ها حاج قاسم قید کشتن داعشی‌ها را می‌زد.

سردار حاج بهرام دریکوند همرزم حاج قاسم : در جنوب حلب شهرک صنعتی وجود داشت که نیروگاه برق نیز در آن منطقه بود، داعش هم در این مکان مستقر شده بود.

در یکی از روزها وقتی با دوربین منطقه را رصد می‌کردم، دیدم که حدود ۹۰ داعشی در یک نقطه جمع شده‌اند، فهمیدم که در حال نماز خواندن هستند، اما به حاج قاسم نگفتم که وقت نماز است، فقط گفتم که چند ده نیروی داعشی در یک نقطه متمرکز شدند که در صورت حمله می‌توانیم تلفات سنگینی را از دشمن بگیریم.

همین که با حاج قاسم مطرح کردم، ساعت را پرسید و گفت الان وقت نماز است، ما برای نماز می‌جنگیم و اگر به داعشی‌ها در حال نماز خواندن شلیک کنیم که دیگر آرمان برای ما معنی ندارد.

   چهارشنبه 14 دی 1401نظر دهید »

یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!

خدایا! از کاروان دوستانم جامانده‌ام…خداوند،‌ای عزیز! من سال‌ها است از کاروانی به جا مانده ام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه می‌کنم، اما خود جا مانده ام…! اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آن‌ها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند…عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است….چگونه ممکن [است] کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟!!

خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران….عزیزم! من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابان‌ها گذارده ام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان می‌روم…کریم، حبیب، به کَرَمت دل بسته ام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمی‌خواهم. مرا به خودت متصل کن…خدایا وحشت همه ی وجودم را فرا گرفته است!! من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن!! مرا به حُرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کرده‌ای، قبل از شکستن حریمی که حرم آن‌ها را خدشه دار می‌کند، مرا به قافله‌ای که به سویت آمدند، متصل کن معبود من، عشق من و معشوق من، دوستت دارم. بار‌ها تو را دیدم و حس کردم، نمی‌توانم از تو جدا بمانم. بس است، بس. مرا بپذیر، اما آنچنان که شایسته تو باشم…


موضوعات: وصیتنامه
   سه شنبه 13 دی 1401نظر دهید »

1 ... 95 96 97 ...98 ... 100 ...102 ...103 104 105 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو