مترجم سایت

 

 

 تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبا بر اقتدار و آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم ، چون اذن شهادت رهبرم.

چفیه ای که بر دوش رهبرمان است ! فریاد می دارد که جنگ تمام نشده …!

و همه ی ما در این فضای مجازی افسران این جنگ نرم هستیم !

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

فانوس کوثر بلاگ

اشتراک گذاری این مطلب!

کلیدواژه ها: رهبر عزيزم

موضوعات: رهبر عزيزم
   شنبه 2 اردیبهشت 139675 نظر »

سندي بن شاهك، به دستور هارون الرشيد، سمي را در غذاي آن حضرت گذارد و امام (عليه السلام) از آن غذا خورد و اثر آن در بدن مباركش كارگر افتاد و بيش از سه روز مهلتش نداد.

 

 

وقتي امام به شهادت رسيد، سندي گروهي از فقها و بزرگان بغداد را بر سر جنازه اش آورد و به ايشان گفت: به او نگاه كنيد، آيا در وي اثري از ضربه شمشير يا اصابت نيزه مي بينيد؟ گفتند: ما از اين آثار چيزي نمي بينيم و از آنها خواست كه بر مرگ طبيعي او شهادت دهند و آنها نيز شهادت دادند!آن گاه جسد شريف آن حضرت را بيرون آورده و آن را بر جسر (پل) بغداد نهادند و دستور داد كه ندا دهند: اين موسي بن جعفر است كه مرده است، نگاه كنيد.

 

 

عابران به او نگاه مي كردند و اثري از چيزي كه نشان دهنده كشتن او باشد، نمي ديدند. يعقوبي در تاريخش مي گويد: پس از آن كه امام كاظم (عليه السلام) مدت درازي را در زندان هاي تاريك هارون الرشيد گذراند، به ايشان گفته شد: چطور است كه به فلان كس نامه اي بنويسي تا درباره تو با رشيد صحبت كند؟

 

 

امام فرمود: پدرم به نقل از پدرانش حديثم كرده: «خداوند به داود (عليه السلام) سفارش كرده كه هر گاه بنده اي، به يكي از بندگان من اميد بست، همه ي درهاي آسمان به رويش بسته مي شود و زمين زير پايش خالي مي گردد.»

 

 

در مدت زندان آن حضرت، اقوال مختلفي وجود دارد. آن حضرت، چهار سال يا هفت سال يا ده سال يا به قولي چهارده سال در زندان به سر برده است.

 

منبع:

پرتوي از سيره و سيماي امام موسي كاظم (عليه السلام)
محمدعلي خادمي كوشا

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 2 اردیبهشت 13962 نظر »

ابرهای حکمت ازلی بر خورشید پرده کشیدند و خورشید پشت ابر پنهان ماند، اما حیات در جریان اسث؛ چون خورشید نورافشان است و نور حیات بخشش از پس ابر، به زمین جان می بخشد و همه ی دل های سبز را به رویش می خواند.

 

 

بهار که هر سال بارویشی به عمق خلقت روی می نمایاند، گرمی از تابش خورشید می گیرد و باران که زندگی را میان خلق قسمت می کند، به یاری گرمای خورشید جاری می شود.

 

 

حضور خورشید از روشنی روز آشکار است. خورشید هست، اگر چه در پس پرده ی ابر، و ما لبریزیم از انتظار رؤیت خورشید. لبریزیم از جست و جوی او، او میان ماست.او روشن ترین آیه ی حضور خدا، پاک ترین نمونه ی آفرینش، زلال ترین حضور روشن، در میان ماست و چشم های ما ناتوان از دیدن اوست.

گویی غیبت پرده ای است که بر چشم های ما کشیده اند و گاه گاه پرده از دیدگان آسمانیان و ملکوتیان برمی دارند تا خورشید را ببینند، زهی شکوه! خوشا سعادت آن آسمانیان که تو را دیده اند!ای موعود! حضورت را به روشنی حضور خورشید پشت ابر درمی یابیم و بر تیرگی دل خویش می نالیم و اسارت مان در بند جسم خاکی را اندوه می خوریم. خوشا حضور تو یابن حبیب الله! و خوشا زمینی که قدمگاه توست! کاش می دانستم که کجا را برای ماندن برگزیده ای و قدم سعادت بر کدام خاک می نهی؟ای نسیم سحر! آرامگه یار کجاست؟ ما همیشه در حسرت دیدار پیامبر سوخته ایم و شکایت به سوی حق برده ایم، همیشه در حسرت بودن و نشستن در حضور مولای مان، امامی از تبار نور، سوخته ایم و در عطش شنیدن صدای ملکوتی اش تشنه مانده ایم؛ اما آتش این حسرت را به زلال زیارت او خاموش و این عطش سوزان را به خیال دیدار او سیراب کرده ایم.

 

او که شاید از دریچه ی چشم ما گذر کرده باشد، بی آن که او را بشناسیم و به پایش درافتیم.ای عزیز! چه سخت است، همه ی خلق را دیدن و تو را ندیدن چه سخت است صدای همه را شنیدن و از تو صدایی نشنیدن.  چه سخت است فراق تو، به جانم سوگند که دوری تو از ما نه به معنای جدایی و جدایی ات از ما نه به معنای دوری است. بامایی و در میان ما و ما در سوز فراق تو.

 

قسم به خدای آسمان و زمین که تو بر حقی و وجود، آمدن و ظهورت بر حق است. مگذار که آتش حسرت دیدار تو بیش از این قلبم را بسوزاند. مگذار چشمم بیش از این در راه بماند، روی بنما و وجودم از یاد ببر و با جرعه ای از جام وصالت، عمری مستی حضورت را به من بچشان.آیاخواهد آمد روزی که به دیدار تو جان تازه بیابیم و دل از نور معرف لبریز سازیم؟ آیا امروز به فردایی که سیمای تو را به چشم بنگریم خواهد رسید؟ آیا آن روز که به جویبار رحمت درآییم و از چشمه ی زلال تو سیراب شویم خواهد آمد؟.یابن احمد! آیا به سوی دیدارت راهی هست  برای آنان که دل را به امید دیدارت زنده می دارند و به خیال روی تو زنده می مانند؟صحن و سرای دیده بشستم، ولی چه سود؟ کاین گوشه نیست در خور خیل خیال تو .

 

منبع:

 امام زمان( عج) در آیینه دعا

زارعان


 

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: منتظران
   جمعه 25 فروردین 1396نظر دهید »

استاد توفیق ابوعلم، در کتاب «فاطمه زهرا(سلام الله علیها)» درباره زینب (سلام الله علیها) می نویسد:«هر کس تاریخ زندگانی و مبارزات عقیله بنی هاشم، زینب(سلام الله علیها)، را به دقت بررسی کند، با ما هم عقیده خواهد شد که نهضتی که حسین (علیه السلام) علیه کفر و ارتداد بر پا کرد، اگر زینب(سلام الله علیها) نمی بود و وظایف سنگین خود را پس از شهادت برادر انجام نمی داد و زمام امر را در مراحل اسارت خانواده پیغمبر در دست نمی گرفت این چنین سامان نمی یافت و آن رستاخیز خونین به چنین نتیجه مطلوب نمی رسید.

 

 

آری خلود و جاودانگی نهضت حسینی تنها در گرو همت عالی این بانوی بزرگ است که در واقع حلقه اتصال و پیوند آن فاجعه بلا با قرون و نسلهای آینده شده است.

 

 

یزید امر را بر مردم مشتبه ساخته و وارونه جلوه داده بود. او چنین وانمود می کرد که لشکری که به کارزار کربلا اعزام داشته، برای قلع و قمع گروهی از خوارج عراق است و آن سرها که حضورش آوردند سرگردنکشان و شکنندگان عصای مسلمین است،

 

 

 

لیکن در همین اوضاع و احوال بود که زینب(سلام الله علیها) دهان خونین به سخن گشود و مردم کوفه و شام را از حقیقت حال آگاه ساخت و به آنان اعلام کرد که اینک خود و این زنانی را که از کربلا تا شام در اسارت آورده اند، جز دختران و خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیستند و با این کار ننگ و رسوایی این جرم فجیع را بر دامان پلید یزید و یارانش ثابت و جاودانه کرد.

 

 

زینب (سلام الله علیها) ضمن سخنان بلیغی که در کوفه و شام در مجلس یزید ایراد کرد پرده از روی کار کنار زد و افکار خفته و بی خبر را بیداری و هوشیاری داد و حقیقت را که یزید و یارانش بیهوده می کوشیدند تا از دیده و اندیشه مسلمین پنهان کنند و بر آن جنایت هولناک پرده اشتباه افکنند بر ملا و آشکار ساخت.

 

 

آری، زینب(سلام الله علیها) تنها کسی بود که مسئولیت نگاهداری عیال و اولاد حسین (علیه السلام) و یاران او را به عهده گرفت تا آن گاه که ایشان را از این سفر پر مخاطره به مدینه باز گردانید»

 

 

 

منبع:

فضایل و خصایص زینب کبری(سلام الله علیها)
عباس عزیزی

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 23 فروردین 13961 نظر »

أُحـاجُّ النـّاسَ يـَوْمَ الْقـِيامَةِ بِسَبْعٍ: إِقامِ الصَّلاةِ وَ ايتاءِ الزَّكاةِ وَالاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْقِسْمِ بِالسَّوِيَّةِ وَالْعَدْلِ فِي الرَّعِيَّةِ وَ اِقامِ الْحُدُودِ.
روز قيامت در مورد هفت چيز از مردم بازخواست مي كنم: اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهي از منكر ، تقسيم بيت المال بطور مساوي ، رعايت عدالت در ميان مردم و اجراي حدود الهي.

 

 


 بحارالانوار ، ج 41 ، ص 106.

منبع:

الگوهاي رفتاري علي عليه‌السلام(يكهزار سخن از حضرت علي عليه السلام )

مجيد پورطباطبايي

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 21 فروردین 13961 نظر »

روز جمعه سیزده ماه رجب سال سی از عام الفیل بود که فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف در حالیکه درد زایمان او را سخت رنج میداد در برابر خانه کعبه ایستاد و سر به آسمان بلند کرد و گفت: پروردگارا به تو و پیامبرانت و کتب نازل شده و گفته های جدّم ابراهیم خلیل که بنا کننده خانه کعبه است ایمان آورده ام.

 

 

 

پس به حق این خانه و بنیانگذار آن به حق فرزندی که در شکم دارم و با من سخن می گوید و با سخنانش دلم را آرامش می بخشد و مونس من شده و یقین دارم که او از آیات جلال و عظمت توست، ولادتش را بر من آسان کن، ناگهان دیوار خانه کعبه شکاف برداشت و فاطمه داخل خانه شد و دوباره به قدرت حقتعالی دیوار به هم پیوست.

 

 

این حادثه از مسائل مورد اتفاق فرق مختلف اسلامی است، به همین جهت محدث حافظ حاکم نیشابوری می گوید: «وَقَد تَوأتَرَتِ الأخبارُ فأطمَهَ بِنت أسَدٍ وَلَدَت أمیرالمؤمنینَ عَلیّ بن أبیطالِب کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ فی جَوفِ الکَعبَهِ». این به تواتر رسیده که فاطمه دختر اسد، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام را در داخل کعبه بدنیا آورد.

 

 

چهار روز بعد، فاطمه علیها السلام که در حالیکه نوزاد کعبه را در آغوش داشت و به این همه شکوه و عزت می بالید از همان موضعی که داخل شده بود خارج شد و گفت: «فَلَمّا أَرََدْتُ أن أخرُجَ هَتَفَ بیِ هاتِفٌ، یا فاطِمَهُ سَمِیّه عَلِیّاً فَهُوُ عَلِیُّ وَاللهِ العَلیّ الأعلی یَقُولُ: إنَّی شَقَقْتُ إسمُهُ مِن إسمی و أدَّبْتُهُ بِأدَبی وَ وَقَّفتُهُ عَلی غامِضِ عِلمی وَ هُوَ الَّذی یَکسِرُ الاصنامَ فی بَیتی وَ هُوَ الّذی یُؤذِّنُ فَوقَ ظَهرِ بَیتی و یُقَدّسُنب و یُمَجِّدُنی، فَطُوبی لِمَن أحَبَّهُ وَ أطاعَهُ وَ وَیلٌ لِمَن أبغَضَهُ وَ عَصاهُ ».

 

 

همینکه خواستم از خانه بیرون آیم هاتفی از غیب مرا ندا داد که ای فاطمه نام این فرزند را علی بگذار به درستی که منم علیّ اعلی نام او را از نام خود برگزیدم و او را به آداب خودم ادب نمودم، او را به علوم مخفی و مشکلم آگاه ساختم.

 

 

اوست که بتها را در خانه من می شکند و همه را به زیر خواهد انداخت، و اوست که مرا به عظمت و مجد و بزرگواری یاد خواهد کرد. پس خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و دستوراتش را اطاعت کند و وای برکسی که بغض او را در دل داشته باشد و با او مخالفت کند.

منبع:

حضرت علی علیه السلام

کاظم ارفع

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 21 فروردین 1396نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 974

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

کاربران آنلاین
  • رضوانی
  • مدرسه دماوند
  • مدرسه علمیه فاطمیه شهرکرد
  • ریاحی
  • چشمه
  • مدرسه علمیه امام خمینی ره رباط کریم
  • حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت
  • وفائی نژاد
  • خادم الزهرا(س)
  • شعبانی
  • نسیم دوست
  • پورمهدي اميري
  • ساجدي
  • صالحي
  • رضوی
  • سليمي بني
  • رمضاني
  • اعظم ستاری
  • سياحي‌
  • جمالی
  • اشرف نی ساز
  • پشتیبانی کوثر بلاگ
  • مدرسه علمیه جلالیه معصومیه آستانه
  • نرجسیه سنجان
  • زینبیه چهار محال و بختیاری
  • ویدا بخشی نژاد
  • حوزه سید الشهدا
  • مریم چنانی لطیفی
  • پژوهش موسسه آموزش عالی حوزوی الزهراء اهواز
  • زهرا حیدری نکو رفتار
  • معاونت فرهنگی – تربیتی مدرسه علمیه حضرت معصومه (س)
  • طیبه فائضی
  • نجمه نوری
  • سهیلا رنجبریان
  • فرزانه قدیمی کورکا
  • سکینه عابدی لیچائی
  • مرضیه احمدی کماچالی
  • زینب نوروزی لشکامی
خبرنامه

گروه تفسير و علوم قرآني سطح سه

کوثر نت