مترجم سایت

 

 

 تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبا بر اقتدار و آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم ، چون اذن شهادت رهبرم.

چفیه ای که بر دوش رهبرمان است ! فریاد می دارد که جنگ تمام نشده …!

و همه ی ما در این فضای مجازی افسران این جنگ نرم هستیم !

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

فانوس کوثر بلاگ

اشتراک گذاری این مطلب!

کلیدواژه ها: رهبر عزيزم

موضوعات: رهبر عزيزم
   شنبه 6 خرداد 139677 نظر »

حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه

 

 

 

 

نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه

 

 

 

 

روزه، با کیفیتی که دارد در حقیقت، روح معنوی و ایمانی انسان را تقویت ،و اراده او را در اجتناب از معاصی و گناه ،قوی و نیرومند می گرداند.

 

 

 

 

ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذیرفته شده

 

 

 

رمضان ماه خودسازی و تزکیه است. 

 

 

 

 

از نتایج بارز روزه، برانگیختن حس همدردی نسبت به مستمندان و همنوعان تنگدست است، آنانکه زندگی آسوده ای دارند و رنج فقر و طعم گرسنگی و تشنگی را نچشیده اند .

 

 

ممکن است از حال مستمندان غافل بمانند ، روزه وسیله ای است که آنان را از غفلت می رهاند و رنج مستمندان را به یاد آنان می آورد تا به دستگیری فقیران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: رويدادهاي قمري
   شنبه 6 خرداد 1396نظر دهید »

وقتی دانستیم امام زمان علیه السلام از تمام حالات و حوادث آگاه است و به موهبت الهی همه چیز را می داند، از گذشته و آینده با خبر است، حتی خطورات ذهنی و امور قلبی را می فهمد و از اسرار نهفته در دلها و رازهای پنهان در باطن ها مطلع می باشد، خود این باور و اعتقاد، انگیزه موثری برای خود سازی و تزکیه است تا از گناهان فاصله بگیریم و به نیکی ها بگرویم.

 

 

 

 

زیرا مسلما افکار ناپسند و رفتار زشت، او را می آزارد و قلب مطهرش را مکدر می سازد، چنانکه کارهای نیک و نیات پاک، وی را خرسند می گرداند. انسان معتقد به اهل بیت علیهم السلام و شخص باورمند به حضرت صاحب الزمان علیه السلام هرگز اندیشه خیانت و فکر معصیت در سر نمی پروراند و در پی هوی و هوس، دامن به گناه نمی آلاید. چون از یک طرف می داند اعمال و افکار او به ائمه علیهم السلام عرضه می شوند و امام زمانش، از کارهای ظاهری و انگیزه های درونی وی اطلاع دارند، از سوی دیگر یقین دارد زشت کاری ها و پلیدی ها، موجب رنجش خاطر و آزردگی مولایش می باشند.

 

 

بدین خاطر می کوشد که هیچ گاه مرتکب گناه نشود و گرد شهوات ناروا نگردد. خداوند در آیه 105 سوره توبه فرموده است: و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون (ای پیامبر، به مردم) بگو: عمل کنید، بزودی خدا و پیامبرش و مومنان، کردار شما را می نگرند.

بر اساس مطالبی که از اهل بیت علیهم السلام پیرامون این وحی قرآنی بیان شده، مومنان که همردیف خدا و رسولش قرار گرفته و ناظر اعمال مردم اند، امامان معصوم علیهم السلام و جانشینان راستین پیامبر می باشند.

 

 

 

در تفسیر برهان، بعد از این آیه، از حضرت صادق علیه السلام گزارش گردیده که درباره کلمه مومنون فرمودند: هم الائمه. ایشان (که نظاره گر اعمال مردمان هستند و در قرآن، کنار خدا و پیامبر قرار گرفته، کردار و رفتار همگان را می بینند) امامان معصوم علیهم السلام می باشند.

عبدالله بن ابان که نزد حضرت رضا علیه السلام، موقعیتی داشت، گوید: به امام علیه السلام عرضه داشتم: برای من و خاندانم در پیشگاه الهی دعا کنید. حضرت علیه السلام فرمودند: مگر من دعا نمی کنم؟

 

 

سوگند به خدا کارهای شما در هر بامداد و شامگاه بر من عرضه می شود. عبدالله گوید: من این مطلب را بزرگ شمردم (و پذیرش این حقیقت که هر صبح و شب، تمام اعمال، بر امام علیه السلام ارائه گردد، برایم گران آمد. آن گاه به خاطر آنکه این واقعیت را از قرآن بیابم و در پذیرش ان نلغزم) به من فرمودند: مگر تو کتاب خدا را نمی خوانی؟! آنجا که فرموده است: (ای پیامبر به مردم) بگو: عمل کنید، بزودی خدا و پیامبرش و مومنان کردار شما را می بینند. سپس حضرت رضا علیه السلام فرمودند: به خدا قسم آن مومن، علی بن ابی طالب علیه السلام است.

 

 

 

از بیان هشتمین جانشین رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) استفاده می شود مومنان در این آیه، امامان معصوم اند که یکی از آنها امیر مومنان علی علیه السلام و دیگری حضرت رضا علیه السلام می باشند. این بزرگواران شاهد اعمال مردم بوده و تمام کارهای افراد، از ریز و درشت، زشت و زیبا، پنهان و آشکار، همه بر آنان عرضه می گردد.

بنابر این زمان حضرت حجه بن الحسن علیه السلام، از تمام نیات و رفتار ما آگاهند و خوبی ها و بدی هایمان به ایشان ارائه می گردد. بدیهی است هیچ انسان متعهد و باورمندی برخود نمی پسندد که در گزارش اعمالش به امام زمانش، زشتی و پلیدی باشد و از اینکه در حضور حجت خدا و زیر نگاه ولی عصرش، دست به آلودگی بزند و مرتکب گناه شود، شرم می کند.

 

 

خصوصا اگر متوجه باشد که زشت کارهایها، قلب مولایش را می آزارد و باعث اذیت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و ناراحتی ائمه علیهم السلام می گردد. چنانکه از سماعه روایت شده که گفت: حضرت صادق علیه السلام می فرمودند: چرا شما پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) را ناخرسند و اندوهناک می سازید؟!

 

 

 

مردی عرضه داشت: چگونه ما رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را می آزاریم و ناراحت می نمائیم؟! امام علیه السلام فرمودند: آیا نمی دانید که کارهای شما بر آن حضرت عرضه می شود و وقتی در پرونده اعمالتان، گناه و نافرمانی خدا را مشاهده کند، افسرده و آزرده خاطر می گردد.

پس مراقب باشید به پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) بدی روا نداردید و او را ناراحت نسازید، بلکه (با اعمال خوب و رفتار نیکتان) خرسند و شادمانش نمایید.

 

 

ابوبصیر گوید: از حضرت صادق علیه السلام درباره این آیه توضیح خواستم و پرسیدم: مومنان (که در این گفتار آسمانی، همردیف خدا و پیامبر، ناظر اعمال مردم اند) چه کسانی می باشند؟ امام علیه السلام فرمودند: من عسی ان یکون غیر صاحبکم چه فردی ممکن است باشد، غیر از صاحب شما؟

 

 

یعنی امام و صاحب امر شما، همان مومنی است که در روحی الهی، نظاره گر کارهایتان معرفی شده است. نتیجه آنکه امروز تمام اندیشه و کردار ما، زیر چشم صاحب و مولایمان  حضرت بقیه الله علیه السلام است، زشتی هایمان او را آزرده خاطر می سازد، که ناخرسندی او، ناخشنودی پرودگار می باشد، و نیکی هایمان وی را مسرور و خرم دل می گردند، که مسرت او رضایت رحمان بوده لطف ربوبی و پاداش الهی را به ارمغان می آورد.

 

منبع:

امام زمان علیه‌السلام بهار دلها

جمال‌الدین حجازی

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396نظر دهید »

از ابتدای جوانی، آثار عظمت و جلالت و انوار فضایل از سیمای مبارکش می درخشید، بخشش نبوی از وجودش فراوان می ریخت، در مجد و شرافت و بزرگواری، رسول کریم صلی الله علیه وآله را به یاد می آورد. به تمام خصال خیر پیچیده شده بود و بر قلّه مناقب ایستاده بود. زبان از وصفش ناتوان و دشمن چاره ای جز خضوع در برابر فضایل فراوان و بی مانندش ندارد.

گواه ما، اعتراف دشمن مکّار و سرسخت اهل بیت علیهم السلام - یعنی معاویه - است. روزی از سردمداران و دولت مردان حاضر در جلسه پرسید: سزاوارترین مردم برای این امر (خلافت) کیست؟ گفتند: تو هستی. معاویه گفت: نه، سزاوارترین مردم برای حکومت، علی بن الحسین علیهما السلام است که جدّش رسول خدا صلی الله علیه وآله است و شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و بزرگ منشی ثقیف را داراست.

 

 

 

ما تردید نداریم که حضرت علی اکبرعلیه السلام جامع تمام فضایل و بالاتر از همه، دارای مقام عصمت و به دور از اخلاق ناروا بود، به شهادت پدرش، که از باطن افراد آگاه است، او جامع صفات خصال محمّدی صلی الله علیه وآله و آیینه تمام نمای آن حضرت است، همان گونه که در زیارت اول رجب و زیارتی که ابوحمزه از امام صادق علیه السلام روایت نموده، آمده است.

اقرار معاویه دلیل آن است که حضرت علی اکبرعلیه السلام درآن هنگام بین مردم شام و سایر شهرها به داشتن محاسن اخلاق و قداست الهیه کاملاً معروف بوده، در غیر این صورت دلیلی ندارد معاویه به صلاحیت فردی برای خلافت در حضور مسؤولان کشور اعتراف کند که از جهت تدبیر، درایت و صفات حمیده و توان مدیریت برای مردم ناشناخته است.

 

 

 

معاویه می دانست که تمامی فضایل علی اکبرعلیه السلام از اجداد مطهرش می باشد؛ امّا خود را به غفلت زد و به خاطر غرض های پنهانی اش، دیگران را هم در آن فضایل دخالت داد، که موارد زیر از آن جمله است:

1 - می خواست خلافت را از امام حسین علیه السلام که از جانب پیامبرصلی الله علیه وآله و امیر المؤمنین علیه السلام، که نصّ بر امامت بود، بگرداند و شخص دیگری را در برابر امام حسین علیه السلام، که مرجع امّت در مسایل علمی و گرفتاری ها و حلّ و فصل مشکلات بود، عَلَم کند.

2 - می خواست ارزش شرایط خلافت را، که در سه امر علم، عصمت و نصّ منحصر بود، تغییر دهد؛ زیرا او هیچ یک را نداشت؛ (بلکه از جانب اهل بیت مورد لعن واقع شده بود).

3 - می خواست فضیلتی را برای قوم خود اثبات کند، تا هم طراز قبایلی چون بنی هاشم و ثقیف گردد؛ امّا موفّق نگردید. همگان می دانستند خاندان امیه از زمان جدّشان - عبد شمس - هیچ فضیلت و احترامی نداشتند.

 

 

 

عبد شمس فقیر بود و برادرش هاشم کفالت او را عهده دار گردید. امیه نیز ده سال برده عبد المطلب بود؛ زیرا شرط بسته بودند که اسب هر کس در مسابقه برنده شود، صد شتر، ده بنده، ده کنیز و یک سال بندگی دیگری را نموده و موی جلوی سرش را بتراشد. پس هنگامی که اسب عبد المطلب برنده شد، او پاداش های مسابقه را گرفت و در میان قریش تقسیم کرد و خواست موی جلو سر امیه را بتراشد؛ ولی عوض آن ده سال بندگی عبد المطلب را پذیرفت و در این مدّت، امیه از بردگان وی محسوب می گردید.

و امّا درباره حرب جدّ معاویه؛ عبد المطلب وی را برای پسرش زبیر اجیر گرفت و ظرف هاشم را که در آن طعام می داد، رهن او داد. ابوسفیان نیز بسیار حریص و بخیل بود، به طوری که مخارج زنش - هند - را نمی داد و او برای زندگی خود و فرزندانش، به ناچار از مال او دزدی می کرد. این است وضعیت دودمان بنی امیه! چگونه با هاشم قابل مقایسه است؟!

 

 

هاشم آن بزرگواری که سقایت زائران کعبه را عهده دار بود و خوان طعامش هیچ گاه در آسایش و سختی ها و قحطی برچیده نمی شد. عبد المطلب نیز، به «شیبه الحمد» شهرت یافته بود؛ زیرا فراوان مورد مدح و ستایش مردم قرار می گرفت. او پناه قریش در سختی ها و فریادرس آنان بود. او شریف، سید و بزرگ آنان بود و در اوج کمالات قرار داشت. او از حکیمان و بردباران بود.

سنّت هایی را مقرر نمود که اسلام نیز آنها را تأیید کرد: زنان پدر را بر پسر حرام نمود؛ گنجی یافت و خمس آن را صدقه داد؛ مقدار دیه را صد شتر اعلام نمود؛ طواف خانه خدا را هفت دور قرار داد؛ و احکامی دیگر چون؛ بریدن دست دزد، تحریم خمر، اجرای حدّ زنا، جلوگیری از عریان طواف نمودن، تحریم خوردن حیوانی که قربانی بت شده، و نیز تحریم تقسیم شتران به وسیله تیر (نوعی قمار در زمان جاهلیت).

به سبب جود و بخشش فراوانش، او را «فیاض» می گفتند؛ تا آنجا که از سفره او هر پیاده و غریبی می خورد، آن گاه مانده سفره را به کوه ابوقیس می بردند تا پرندگان و سایر حیوانات بخورند. به خاطر جلال و مجدش، از خانه وی تا کعبه را برایش فرش می کردند؛
 برای هیچ کس از افراد قریش چنین تشریفاتی برگزار نمی شد؛ در جایگاه عظمت او، کسی همنشین او نمی گردید؛ جز نوه او، پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله.

 

 

عبد المطلب از اوصیا بود و کتاب آسمانی پیامبران را می خواند؛ پیوسته در جلسات قریش، وعده به ظهور پیامبری از صلب خود را می داد و فرزندان و قوم خود را سفارش می کرد که به او ایمان آورند و از او پیروی کنند.

ابوطالب سید بطحا، رئیس و پناه قریش، که بعد از پدر وارث ابهّت و مجد و عظمت او گردید، محبوب مکّه و فرمانش مطاع بود.

شگفت اینکه در شب میلاد فرزندش امیرالمؤمنین علیه السلام، هنگامی که قریش برای تضرّع نزد بت ها به کوه ابوقیس رفتند تا مشکل حلّ شود، کوه به خود لرزید و بت ها فرو ریخت. پس تحیر آنان بیشتر گردید و برای رفع درماندگی، نزد ابوطالب رفتند؛ زیرا او مانند پدرش عبد المطلب پناه بی پناهان بود، و از او خواستند چاره کار کند، او دست ها را به سمت آسمان بالا برده و با تضرّع به درگاه خدای سبحان عرض کرد: «الهی! أسئلک بالمحمّدیه المحموده والعلویه العالیه والفاطمیه البیضاء، أن تفضلّت علی تهامه بالرأفه والرحمه»؛ «ای خدای من! به حقّ محمّد محمود و علی عالی و فاطمه درخشنده، رأفت و رحمت خود را بر اهل مکّه تفضّل فرما».

به برکت این اسمای طیبه کریمه، بلا و پریشانی از آنان رفع گردید و قریش مقام این اسما را پیش از ظهور و آشکار شدن صاحبانشان شناخت. اعراب این نام های مبارک را می نوشتند و در مشکلات و سختی ها، به وسیله آن دعا می نمودند

 

 

 


و خدای تعالی نیز سختی را از آنان برمی داشت؛ در حالی که حقیقت آن اسمای مبارک را نمی شناختند.

امّا درباره اشرف مخلوقات و علّت غایی خلقت، که متکوّن از نور قدس خداوند است، پیامبر عظیم اسلام، حضرت محمّدصلی الله علیه وآله زبان از بیان وصف ایشان گنگ و لال است.

آری علی اکبرعلیه السلام شاخه ای از این شجره طیبه است، که اصلش ثابت و شاخ و برگش به آسمان سرکشیده، او وارث این فضایل و محامد است، او جمال نبوی و هیبت خلافت الهیه را داراست.

 

 

منبع:

بدرقه جان حضرت علی اکبر علیه السلام

واحد پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمکران

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 17 اردیبهشت 13961 نظر »

امام باقر علیه‌السلام فرمود: پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام، برادرش محمد بن حنفیه شخصی را نزد امام سجاد علیه‌السلام فرستاد و توسط او پیام داد که من با شما سخن محرمانه‌ای دارم. ساعتی تعیین کن تا با هم صحبت کنیم.
امام سجاد علیه‌السلام پس از دریافت پیام، با پیشنهاد عمویش محمد حنفیه موافقت کرد و در جای خلوتی (در مکه) با هم به صحبت نشستند. در آن جلسه گفتگوی آنها به این ترتیب بود:

 


محمد حنفیه: ای برادرزاده! می دانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله، امامت بعد از خود را به امیرمؤمنان علی علیه‌السلام، و بعد از او به امام حسن علیه‌السلام، و بعد از او به امام حسین علیه‌السلام وصیت نمود. پدر شما (امام حسین) رضوان خدا بر او، کشته شد ولی وصیت نکرد. من عموی شمایم و با پدرت از یک ریشه می باشیم و پسر علی علیه‌السلام هستم، اکنون با این سن و سبقتی که بر شما دارم، نسبت به شما که جوان هستید، به مقام امامت نزدیکتر و مناسبتر می باشم. بنابراین در موضوع وصایت و امامت با من ستیز نکن (و بگذار زمام امور رهبری را من بر عهده بگیرم).
امام سجاد: ای عمو! از خدا بترس و ادعای چیزی که از آن تو نیست نکن. من تو را موعظه می کنم، مبادا راه جاهلان را بپیمایی!

 


ای عمو! پدرم (صلوات خدا بر او) قبل از حرکت به سوی عراق، به من وصیت فرمود و ساعتی قبل از شهادتش در مورد وصایت (و امامت) با من عهد بست. اینک سلاح پیامبر صلی الله علیه و آله نزد من است. در این وادی قدم نگذار که می ترسم عمرت کوتاه و حالت پریشان گردد. همانا خداوند مقام امامت و وصایت را در نسل حسین علیه‌السلام مقرر فرمود. اگر می خواهی این موضوع را بفهمی (و کاملاً برای تو اتمام حجت شود و روشن گردد) بیا با هم کنار کعبه نزد حجرالاسود برویم و در آنجا محاکمه‌ی خود را نزد خدا ببریم و از درگاه الهی بخواهیم تا امام بعد از امام حسین علیه‌السلام را معین کند.

 


محمد حنفیه با پیشنهاد امام سجاد علیه‌السلام موافقت کرد و با هم کنار کعبه، نزدیک حجرالاسود رفتند. امام سجاد علیه‌السلام به محمد گفت: نخست تو در درگاه خدا تضرع کن و از خدا بخواه تا این حجرالاسود سخن بگوید و گواهی دهد.
محمد حنفیه به راز و نیاز پرداخت. سپس از حجرالاسود خواست تا سخن به امامت او بگوید، ولی جوابی از حجرالاسود نیامد.
امام سجاد: ای عمو! اگر تو امام بودی، حجرالاسود جواب تو را می داد.
محمد حنفیه: ای برادرزاده! اکنون تو دعا کن و از خدا بخواه. امام سجاد علیه‌السلام به راز و نیاز با خدا پرداخت. سپس به حجرالاسود رو کرده فرمود: از تو می خواهم به آن خداوندی که پیمان پیامبران و اوصیاء و همه‌ی مردم را در تو قرار داده (همه باید نزد تو آیند و به پیمان خود با خدا وفا کنند) وصی و امام بعد از امام حسین علیه‌السلام را به ما خبر ده.

 

 


ناگاه حجرالاسود، آن چنان جنبید که نزدیک بود از جای خود کنده شود. خداوند آن حجر را به سخن درآورد و آن حجر با کمال فصاحت به زبان عربی شیوا گفت:
خدایا! مقام وصایت و امامت بعد از حسین بن علی علیه‌السلام به علی پسر حسین علیه‌السلام، فرزند فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده است.
آنگاه محمد حنفیه بازگشت، و پیرو امام سجاد علیه‌السلام شد و امامت او را پذیرفت.»

منبع:

نگاهی بر زندگی امام سجاد علیه السلام

محمد محمدی‌اشتهاردی

 

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: كربلا
   سه شنبه 12 اردیبهشت 13961 نظر »

ابوالفضل العباس ( علیه السّلام ) با نهضت بزرگ اسلامی که برادرش سرورآزادگان و سیدالشهداء امام حسین ( علیهالسّلام ) آغاز کرد ، همگام و همراه شد.

 

نهضت عظیمی که از بزرگترین نهضتهای جهانی و پرثمرترین آنها برای ملتهای روی زمین به شمار می رود .

 

 

 

این نهضت ، سیر تاریخ را دگرگون کرد ، همه عالم را تکان داد ، انسان مسلمان را آزاد نمود و گروههای ملی مسلمان را به سرپیچی از حکومت ظلم و ظالم ستیزی ، برانگیخت .

 

 

قمر بنی هاشم و افتخار عدنان در این نهضت ، فعالانه شرکت کرد و نقشی مثبت ایفا نمود ، در تمام مراحل آن با برادرش حسین ( علیه السّلام ) همکاری کرد ، تمام اهداف و خواسته های رحیمانه و خیرخواهانه اش را برای محرومان و ستمدیدگان ، دانست و به آنها ایمان آورد .

 

 

عباس( علیه السّلام ) ، برجسته ترین عضو این نهضت درخشان بود . مطیعانه ملازمت برادر را پی گرفت ، خواسته های او را برآورد ، بازوی توانمند او گشت ، به گفته اش ایمان آورد ، مواضع و آرمانهایش را تصدیق کرد و در سیر جاودانه اش از مدینه به مکه و سپس به سرزمین کرامت و شهادت ، از برادر جدا نشد .

 

 

در هر موقف و موضعی از نهضت امام حسین ( علیه السّلام ) عباس همراه و شریک او بود .

 

منبع:

 زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام )

باقر شریف قرشی

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: كربلا
   دوشنبه 11 اردیبهشت 1396نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 975

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

کاربران آنلاین
  • حضرت زینب(س) کرمان
  • مدرسه علمیه امام حسن مجتبی(ع)
  • نرجس خاتون(س) شاهین شهر
  • مدرسه علمیه فاطمیه شهرکرد
  • چشمه
  • قانعی زارع
  • مرکز تخصصی تفسیر شاهين شهر
  • الزهرا واوان
  • ترنم گل
  • مدیریت استانی لرستان
  • آقای کیانی
  • رضوی
  • سه شنبه ها
  • hosna
  • عابدی
  • عمریسٺ دخیلم بہ ضریحے ڪه ندارے
  • ميرزايي
  • شبتاري
  • بهار
  • پرهون
  • الهیه
  • کانون پژوهش مدرسه الزهرا س بافق
  • معاونت فرهنگی – تربیتی مدرسه علمیه حضرت معصومه (س)
  • راضیه رضایی
  • معاونت پژوهش حوزه علمیه کوثر فردیس
  • راضیه میرزایی سردره
  • ثریا
خبرنامه

گروه تفسير و علوم قرآني سطح سه

کوثر نت