زندگی امام موسی بن جعفرعلیه السلام، به خصوص در منزل مثل روش جدّ گرامیش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله، امام علی علیه السلام و پدران بزرگوارش بود.

 

 

 

او با فرزندان و اهل منزل خود با مهربانی و با محبت رفتار می نمود. در این بخش به روایاتی از کلام امام کاظم علیه السلام اشاره می کنیم که آن حضرت روش زندگی را به شیعیان آموخته و همه را به پیروی و رعایت آنها تشویق می کند.

 

 

 

1- برخورد مساوی و عادلانه با فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل می کند: روزی مردی به همراه دو فرزندش خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله رسید، پیامبرصلی الله علیه وآله که برخوردهای پدر با فرزندانش را زیر نظر داشت، متوجه شد که آن مرد، یکی از دو فرزندش را می بوسید و به دیگری اعتنایی نمی کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از چنین فرق گذاشتن و رفتار ناپسند آن مرد نارحت شد و فرمود: چرا در محبت نمودن نسبت به فرزندان خود به طور مساوی برخورد نمی کنی؟

 

 

 

2- امام موسی بن جعفرعلیه السلام می فرماید: مردی در حالی که فرزندش همراهش بود از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله پرسید، حقّ این فرزند چیست؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: نام نیکو برای او انتخاب کنی و به زیور آراسته اش نمایی، و به کار خوب و مناسبی بگماری.

 

 

 

3- شخصی خدمت امام کاظم علیه السلام رسید و از فرزندش که حرف او را گوش نمی داد، گِله و شکایت نمود، و از امام صلی الله علیه وآله در بهتر تربیت کردن فرزندش کمک و راهنمایی خواست. امام علیه السلام فرمود: فرزندت را کتک مزن، ولی برای تنبیه با او قهر کن، امّا مراقب باش قهر تو طولانی نشود.

 

 

 

منبع:امام موسي كاظم عليه السلام مجموعه زندگي چهارده معصوم عليه السلام/تاليف واحد پژوهش مسجد مقدس جمكران

   شنبه 10 شهریور 1397نظر دهید »

تقریباً همه مسلمانان داستان به امامت رسیدن حضرت علی علیه السلام را می دانند. روزی که پیامبر اکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) هنگام برگشت از سفر حج، نزد یاران خود، حضرت علی علیه السلام را به عنوان جانشین و ولی مومنین اعلام کرد. روایات زیادی درباره عید غدیر و اتفاقی که در آنجا رقم خورد عنوان شده است. بسیاری از علما و تاریخ دانان این واقعه را ثبت نموده و تحلیل کرده اند. اما سوال اینجاست که آیا اطلاعات ما درباره عید غدیر خم کافی است یا خیر.

 

 

در فرهنگ ما مسلمانان شیعه، روزهای پر خیر و برکتی به عنوان عید یاد شده اند. مانند روز عید غدیر خم. در تاریخ هجدهم ماه ذی حجه بود که رسول خدا، حضرت محمد (ص) در راه برگشت از سفرش به خانه خدا، در مکانی به نام غدیر، از همراهانش خواست تا به سخنانش گوش فرا دهند. در آن روز پیامبر اسلام، جانشینی حضرت علی علیه السلام را در جمع خاندان بین هاشم و مسلمانان مکه و مدینه اعلام کرد. و تمام حاضرین با این حضرت پیمان بیعت بسته و امامت را به او تبریک گفتند.

تاریخدانان و علمای زیادی صحت این واقعه را در کتب و نوشته های خود تایید کرده اند. حتی نقل شده است پیامبر اکرم (ص) بعد از معرفی علی به عنوان امام مسلمانان، عمامه از سر خود برداشته به عنوان تاجی بر سر حضرت علی گذاشته اند. و فرموده اند: «عمامه، تاج عرب است»

 

 

 

معنای غدیر چیست؟
معنای لغوی کلمه غدیر در زبان عربی، آبگیر یا گودالی است که در آن آب باران گرد آمده باشد. محلی که واقعه به امامت رسیدن حضرت علی علیه السلام  در آن اتفاق افتاده است، یک گودال بزرگ یا همان غدیر بوده است که به دلیل شکل خُم مانند آن، که شبیه به خُم رنگرزان بوده است، غدیر خُم نامگذاری شده و تا امروز بر سر زبان ها مانده است.

گرچه در مورد عید غدیر بین مسلمان شیعه و سنی اختلافاتی است، اما بنظر می رسد روز زیارت پیامبر (ص) از خانه خدا، جمعه و پس از روز عرفه بوده است. و واقعه غدیر خم که نیز دو روز بعد اتفاق افتاده است در روز یکشنبه هجدهم ذی الحجه ثبت شده است. فتال نیشابوری در دست نوشته های خود آورده است که بعد از گذشت پنج ساعت از روز، حضرت جبرئیل بر پیامبر نازل شد و پیام رسالت را برای او آورد.

 

 

 

چه اتفاقی در مراسم افتاد؟

در نقل قول های مختلف آمده که در روز مراسم غدیر خم، حدود ۱۳۰۰ تا ۱۲۰ هزار نفر حضور داشته اند که البته این اعداد و ارقام در روایات مختلف ، تغییر کرده اند. به نظر می رسد آماری که در نوشته های موجود در پنج قرن اول آمده موثق تر باشد. بیشترین تعداد جمعیتی که در روایات اولیه آمده است هفده هزار نفر بوده و آمار بالاتر مربوط به روایات بعد از آن تاریخ است.

 

 

 

حضرت محمد (ص) که از طرف جرئیل به وی وحی شده بود تا پیام الهی را به گوش مردم برساند، جلوی چشم سران قبائل و مردم مسلمان، دست حضرت علی را در دستش گرفت و به بالا برد، و او را به عنوان جانشین و امام مسلمین معرفی کرد. فرمود: « هرکس من امام او هستم، زین پس علی امام اوست» گفته می شود حتی ابوبکر و عمر نیز در این مراسم با حضرت علی (علیه السلام) دست بیعت داده و امامت به حق او را پذیرفتند.

بین منابع شیعه و سنی درباره عید غدیر اختلافات کمی وجود دارد. دلیل نادیده گرفته شدن دستور پیامبر برای امامت حضرت علی (علیه السلام) ، اتفاقات و اختلافاتی است که پس از مرگ ایشان و بعد از واقعه آن روز بوجود آمده است.

منبع بنیان غدیر


موضوعات: اعیاد
   دوشنبه 28 مرداد 1398نظر دهید »

حسین بن علی‌ النقی(ع) معروف به شاهزاده حسین(ع) از امامزادگان بزرگواری است که مزار مطهرش باوجود بزرگی مقام و بلندمرتبگی جایگاه، گمنام مانده و کمتر فردی از وجود تنها یادگار امام هادی(ع) در ایران و عموی بزرگوار امام زمان(عج) خبر دارد.

 

 

 استان همدان به دلیل برخورداری از قدمت تاریخی، قرار گرفتن در شاهراه ارتباطی شرق و مرکز کشور با غرب و کشور عراق از دیرباز پذیرای سلسله جلیل‌القدر سادات بوده است.

این سادات جلیل‌القدر که حالا مزارشان همچون نگینی بر جای‌جای استان می‌درخشد بنا بر شرایط زمانه و برای فرار از ستم خلفای عباسی، تشرف به زیارت امام رضا(ع) و یا تبلیغ دین به ایران سفر کرده و تعدادی از آن‌ها در همدان سکونت دائمی داشته یا رحلت فرموده‌اند.

امامزادگانی که امروز مزارشان نه‌تنها زیارتگاه مشتاقان که تسلی‌بخش قلب‌های دردمند است؛ پناهگاه دیرینه‌ای که هر انسان خسته از گذر زمان به سایه‌سار امنشان پناه می‌برد.

حسین بن علی‌ النقی(ع) معروف به شاهزاده حسین(ع) یکی از بقعه‌های شریف همدان است که بنا بر گفته علمای علم نسب‌شناسی، نسب ایشان بدون واسطه به امام دهم حضرت هادی(ع) می‌رسد.

بنا بر نظر علمای شیعه، وجود مبارک دهمین پیشوای شیعیان 4 پسر به نام‌های “حسن(ع)، محمّد(ع)، حسین(ع) و جعفر(ع) برای امام هادی(ع) داشته‌اند که حسن(ع) معروف به “زکیّ” امام یازدهم و پدر بزرگوار امام زمان(عج) بوده و مزار مطهرش در سامرا قرار دارد.

محمد معروف به “سید محمد” هم در هشت فرسخی سامرا و نزدیکی قریه “بلد” به خاک سپرده‌شده و بارگاه مطهرش در بین شیعه و اهل سنت از جایگاه رفیعی برخوردار است و کرامات بسیاری از ایشان صادرشده است.

 

 

 

بارگاه مطهر سید محمّد بن علی النقی(ع)

جعفر(ع) فرزند دیگر امام هادی(ع) هم در سامرا و پایین پای ضریح مطهر به خاک سپرده‌شده؛ ضریحی که مدفن امام هادی(ع)، امام حسن(ع)، نرجس خاتون(س) مادر گرامی امام زمان(عج) و حکیمه خاتون(س) عمه امام حسن عسکری(ع) است.

البته در حرم امامین عسکرین(ع) مزار 22 نفر از امامزادگان و اعضای خانواده ائمه هم وجود دارد که یکی از آن‌ها سوسن خاتون(ع) مادر بزرگوار امام حسن(ع) و همسر امام هادی(ع) بوده و دیگری هم جعفر(ع) است و گفته می‌شود حسین(ع) هم در این مکان به خاک سپرده‌شده است.

بنا بر روایات تاریخی و اظهارنظر علمای علم نسب‌شناسی، حسین بن علی‌ النقی(ع) همان شاهزاده حسین(ع) است که مزار مطهرش در کهن دیار هگمتانه قرارگرفته است.

 

اثبات وجود مزار فرزند امام دهم(ع) در همدان از منظر اسناد تاریخی

در زیارتنامه و شجره‌نامه قدیمی منصوب در داخل این آستان مقدس، نسب امامزاده چنین نوشته شده است:

«السلام علیک یابن ائمة الهدی ـ السلام علیک یابن زمزم و صفا ـ السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علی المرتضی ـ السلام علیک یا حسین بن علی النقی».

موافق با مطالب شجره نامه فوق، برخی از پژوهشگران چون مرحوم عندلیب‌زاده معتقد است که شخص مدفون در این بقعه، حسین بن علی النقی (ع) فرزند بلاواسطه امام علی النقی(ع) است.

 

 

ایشان با توجه به شجره نامه قدیمی مزار و اقوال معمّرین و عالمان نسب شناس صاحب‌نظر و بر پایه مطالعات و بررسی هایی که خود در این رابطه انجام داده؛ انتساب مزار را به حسین بن علی النقی(ع) قطعی دانسته و در این‌باره نظر برخی از افراد صاحب تحقیق در زمینه مزارشناسی و نسب شناسی چون مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی و مرحوم آیت‌الله العظمی آخوند ملاعلی معصومی وفسی را هم بدر پژوهش خود آورده است.

مرحوم عندلیب‌زاده به نقل از مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی چنین نوشته است: «از مرحوم علم الهدی ملایری عالم متتبّع و جلیلی که خود از سادات تقوی بوده و کتابخانه‌ای عظیم مشتمل بر نسخه‌های منحصر به فرد داشته است؛ شنیدم که ایشان با اسناد به یکی ازکتابهای قدیمی خطی در علم انساب مدفن جناب حسین بن علی النقی(ع) را در همدان می‌دانست«.

مرحوم آیت‌الله العظمی آخوند هم در این باره گفته است که این امرهیچ استبعادی ندارد؛ زیرا درآن زمان نمایندگان ائمه اطهار(ع) به همدان رفت و آمد داشته‌اند و افرادی از قبیل جناب ابراهیم بن محمد و جناب علی بن ابراهیم بن محمد همدانی، وکیل مخصوص امام هادی(ع) در این شهر بوده‌اند.

مرحوم عندلیب‌زاده در تصریح نگره خود و ردّ نظر برخی از دانشمندان فن انساب چون مرحوم محدّث قمی که معتقدند حسین بن علی النقی(ع)، پیش از پدر بزرگوارشان در سامراء از دنیا رفته است و قبر او نزد مرقد عسکریین است هم می‌نویسد «با توجه به وجود نظایری برای این مسئله، احتمال اینکه امام (ع) دو فرزند به نام حسین داشته باشد، هست.

در تصریح و اثبات این موضوع همین بس که در کتاب خطی «بحر الانساب» ابوالحسن فتونی عاملی از علمای انساب چنین آمده است که «امام هادی(ع) دو فرزند به نام حسین داشت که یکی در سامرا دفن است و دیگری در همدان.»

منبع تسنیم

   شنبه 26 مرداد 1398نظر دهید »

اعمال شب و روز عید قربان

شب دهم از لیالى متبرکه و از آن چهار شبى است که احیاء آنها مَندُوب است و درهاى آسمان در این شب باز است و سنّت است در آن زیارت امام حسین علیه السلام و دعاء یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلىَ الْبَرِیَّةِ که در شب جمعه گذشت .

روز دهم روز عید قربان است و بسیار روز شریفى است و اعمال آن چند چیز است:

اوّل : غسل است که در این روز سنّت مؤ کد است و بعضى از علماء واجب دانسته اند .

دوّم : نماز عید است به همان نحو که در عید فطر ذکر شد لکن در این روز مستحب است که افطار بعد از نماز از گوشت قربانى شود .

ادامه »


موضوعات: مناسبتها
   دوشنبه 21 مرداد 1398نظر دهید »

1. ستایش حق تعالی
ستایش، سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا باز دارد. صنعت هیچ صنعت گری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی دریغ است. اوست که بدایع خلقت را بسرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت… .

 

2. تجدید عهد و میثاق با خدا
پروردگارا! به سوی تو روی آورم و به ربوبیت تو گواهی دهم. اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی، قبل از اینکه چیز درخور ذکری باشم… .

3. خودشناسی
…پیش از هدایت، مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت های بی کرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی و در تاریکی های سه گانه جنینی، سکونتم دادی؛ میان خون و گوشت و پوست و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچ یک از امورم را به خود وانگذاشتی… .

4. راز آفرینش انسان
… مرا برای هدفی عالی؛ یعنی هدایت [و رسیدن به کمال]، موجودی کامل و سالم به دنیا آوردی و آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه کردی و دل های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی… .

5. تربیت انسان در دانشگاه الهی
با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی و نعمت های بی کرانت را بر من تمام کردی و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی تا اینکه فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید و از نظر توان اعتدال یافت. پس حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی… .

6. نعمت های خداوند
آری، این لطف تو بود که از خاک پاک، عنصر مرا بیافریدی و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری، بلکه مرا از نوع وسایل زندگی برخوردار ساختی؛ با اقدام عظیم و مرحمت بی کرانت بر من و با احسان عمیم خود نسبت به من تا اینکه همه نعمت هایت را درباره من تکمیل کردی… .

7. شهادت به بی کرانی نعمت های الهی
الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم و نیز به عزم محکم خود و به توحید صریح و خالصم و به باطن نادیدنی نهادم و به پیوست های جریان نور دیده ام و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی ام و روزنه های تنفسی ام و نرمه های تیغه بینی ام و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب های من پنهان است… .

8. ناتوانی انسان از به جا آوردن شکر الهی
گواهی می دهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمت هایت به جا آورم، نتوانم؛ مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر و ستایش جدید و ریشه دار است… .

9. ستایش خدای یگانه
… من با تمام جد و جهد و توش و توانم، تا آنجا که وسعم می رسد، با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم و اظهار می دارم: حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراث برش باشد و در فرمانروایی، نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد… .

10. خواسته های یک انسان متعالی
خداوندا! چنان کن که از تو بیم داشته باشم؛ آنچنان که گویی تو را می بینم و مرا با تقویت رستگار کن، ولی به خاطر گناهانم، مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!

11. سپاس به تربیت های الهی
خداوندا! ستایش از آن توست که مرا آفریدی و مرا شنوا و بینا کردی و ستایش سزاوار توست که مرا آفریدی و خلقتم را نیکو آراستی؛ برای لطفی که به من داشتی… .

12. نیازهای تربیتی از خدا
[خداوندا!] مرا بر مشکلات روزگار و کشمکش شب ها و روزها یاری فرما و مرا از رنج های این جهان و محنت های آن جهان نجات ده و از شر بدی هایی که ستم کاران در زمین می کنند، نگاه دار… !

13. شکایت به پیشگاه خداوند
خدایا! مرا به که وامی گذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست یا به بیگانه که بر من برآشوبد یا به کسانی که مرا به استضعاف و استثمار کشانند؛ درصورتی که تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟

14. ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی
ای خدای من و ای خدای پدران من؛ ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب و ای پروردگار جبرائیل، میکائیل و اسرافیل و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده اش! ای فرو فرستنده تورات، انجیل، زبور و فرقان…!

15. تو پناهگاه منی
تو پناهگاه منی، به هنگامی که راه ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد و اگر رحمت تو نبود، من اکنون جزو هلاک شدگان بودم و تو مرا از خطاهایم باز می داری و اگر پرده پوشی تو نبود، از رسوایان بودم.

منبع حوزه نت 

کلیدواژه ها: روز عرفه, عید قربان

موضوعات: اعیاد
   شنبه 19 مرداد 1398نظر دهید »

امام محمد بن علی (ع) فرزند امام رضا (ع) نهمین اختر تابناک امامت و ولایت دارای فضایل، معجزات، القاب و کنیه‌های بسیاری است.  امام نهم دارای چهار کنیه است؛آن حضرت به دلیل اینکه تنها فرزند امام رضا (ع) بوده اند کنیه (ابن الرضا) و با توجه به نام تنها فرزند پسرشان امام علی نقی (ع) کنیه (ابوعلی) و در پرتو بندگی خدا کنیه (ابوعبدالله) داشته اند، اما کنیه مشهور آن حضرت (ابوجعفر) بوده است. ابوجعفر در صحیفه فاطمیه الهی که در اختیار امامان بوده و اکنون در نزد امام مهدی (عج) ثبت است به قدری مشهور شده و به کار رفته که جایگزین نام اصلی آن حضرت شده است.

 

 

امام جواد (ع) در پیوند و ارتباط با کنیه جد خویش امام باقر (ع) (ابوجعفر) نامیده شدند ، چون پس از امام پنجم به این کنیه آراسته شدند به ابو جعفر ثانی معروف است. امام رضا (ع) همواره از فرزندشان با کنیه ابوجعفر یاد کرده و حتی در کودکی و خرد سالی  به وی احترام می‌گذاشته وبه جای نام وی کنیه مقدس جد خویش رابرای ایشان به کار برده اند.

 

 

 

بر اساس روایتی از محمدبن ابی عباد؛ امام رضا (ع) هیچگاه نام فرزندش امام محمد تقی (ع) را جز با کنیه نمی‌برد و می‌گفت: ابوجعفر برای من نامه‌ای نوشته است! و من به ابوجعفر نامه نوشته ام در حالی که او هنوز کودکی در مدینه بود امام رضا (ع) او را با تعظیم و کمال احترام خطاب می‌کرد و متن نامه‌های ابوجعفر در نهایت بلاغت و نیکی به امام می‌رسید.

 

 

 

 

شنیدم امام رضا (ع) می‌فرمود: ابوجعفر پس از من وصی و جانشین من در میان خاندانم است. این گونه مناسبات و روابط امام رضا (ع) با فرزند خردسال خویش گذشته از اینکه برای فراهم سازی زمینه امامت آن حضرت بوده است روش درست و مطلوب ارتباطات پدر و فرزندان را نیز آموزش می‌دهد. احترام گذاشتن پدر به فرزند، احترام به دیگران رابه فرزند می‌آموزد و به وی شخصیت می‌دهد و او را برای پذیرش مسئولیت‌های بزرگ آماده می‌کند. هریک از چهار کنیه‌ای که برای امام نهم ذکر شد بیانگر یک ویژگی و فضیلت امام نهم (ع) است.

 

 

 

القابی که برای امام نهم تنها فرزند امام رضا (ع) در تاریخ زندگانی آن حضرت (ع) به کار رفته است گویای فضایل و اوصاف الهی ایشان است و امتیازات این اسوه عالی رانشان می‌دهد.

 

 

 

تقی، جواد، منتجب، مرتضی، مختار، متوکل، متقی، زکی، قانع، نجیب و عالم یازده لقب برای امام نهم است که ابعاد شخصیت بزرگ الهی آن حضرت را آشکار می‌کند؛ جواد و تقی مهم‌ترین و مشهورترین القاب امام نهم است.

حوزه

   جمعه 11 مرداد 1398نظر دهید »

باقر العلوم لقب امام پنجم است. امام باقر(علیه السلام)، در سال 57 هجری در شهر مدینه، دیده به جهان گشود. درباره روز ولادت ایشان بین تاریخ نویسان اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را اول ماه رجب و برخی سوم ماه صفر می دانند. از مهم ترین امتیازات امام باقر علیه السلام که زمان، زمینه آن را فراهم کرد، این است که حضرت بنیانگذار انقلاب فرهنگی و نهضت علمی شیعه و بلکه اسلام شمرده می شود.
 

 

 

شناسنامه امام محمد باقر علیه السلام
امام محمد باقر (ع) در روز جمعه یا دوشنبه یا سه شنبه اول ماه رجب یا سوم ماه صفر سال 57 هجری یا به روایتی دیگر سال 56 هجری، در مدینه به دنیا آمد و در روز دوشنبه هفتم ذی حجه یا ربیع الاول و یا ربیع الاخر سال 114 هجری، در همان شهر بدرود حیات گفت. بنابراین، آن حضرت 57 سال در این جهان زیست . از این مدت چهار سال با جدش امام حسین (ع) و پس از وی 35 سال با پدرش زندگی کرد و هیجده سال بقیه عمرش را به تنهایی به سر برد.

مادر آن حضرت، فاطمه دختر حسن بن علی بود که با کنیه ام عبد الله و بنابر قول دیگر، ام الحسن خوانده شده است. بنابراین امام باقر (ع) از سلاله پدر و مادری هاشمی علوی و فاطمی به شمار می آید. بدین جهت او نخستین کسی است که از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به دنیا آمده است.

کنیه وی را بعضی ابو جعفر و برخی ابو جعفر اول خوانده اند.

آن حضرت القاب بسیاری داشت که از آن میان لقب «باقر یا باقر العلم »از همه مشهورتر است.

 

 

دوران زندگی و سیره سیاسی امام محمد باقر علیه السلام
در دوران امام باقر علیه السلام، حاکمان اموی به دلیل تعارضات داخلی از نهضت عظیم علمی آن حضرت غافل بودند، ولی این به معنای در امان بودن آن امام نیست; بلکه حجم وسیعی از روایات گویای اوضاع خشونت آمیز آن دوره، و ظلم و تجاوز حاکمان وقت نسبت به دین، مسلمانان و امام آنان است، به گونه ای که امام علیه السلام بارها تقیه می کرد و سرانجام نیز بر سر تعارضات مبنایی با نظام خلافت ظالمانه، توسط هشام به شهادت رسید .

میزان اهتمام حضرت باقر علیه السلام به تقیه چنان بود که می فرمود: «التقیة من دینی و دین آبائی و لا ایمان لمن لا تقیة له: تقیه از دین من و دین پدران من است . و کسی که تقیه ندارد، ایمان ندارد .» این امر به دلایل متعددی مانند: حفظ جان نیروهای خودی، حفظ توان اقتصادی خودیها، اجرای برنامه های مهم تر، حفظ ارزشها و … صورت می گرفت و امام با رعایت این اصل، حرکت سری خود در تداوم وظیفه امامت را طی می کرد.

 

سیره علمی و فرهنگی امام محمد باقر علیه السلام
امام باقر(ع) در دوران امامت خویش، با وجود شرایط نامساعدی که بر عرصه فرهنگ اسلامی سایه افکنده بود، با تلاشی جدّی و گسترده نهضتی بزرگ را در زمینه علم و پیشرفت های آن طراحی کرد. تا جایی که این جنبش دامنه دار به بنیان گذاری و تأسیس یک دانشگاه بزرگ و برجسته اسلامی انجامید که پویایی و عظمت آن در دوران امام صادق(ع)، به اوج خود رسید.

امام با برقراری حوزه درس، با کج اندیشی ها، زدودن چالش های علمی، تحکیم مبانی معارف و اصول ناب اسلامی با تکیه بر آیات رهنمون گر قرآن مبارزه کرد و تمام ابواب فقهی و اعتقادی را از دیدگاه قرآن بررسی کرد و به پرورش دانشمندان و فرهیختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمی کمر بست؛ به گونه ای که دانشمندی چون «جابر بن یزید جعفی» هر گاه می خواست سخنی در باب علم به میان آورد ـ با آن توشه ای که از دانش داشت ـ می گفت: «جانشین خدا و میراث دار دانش پیامبران محمد بن علی(ع) برایم این گونه گفت» و به دلیل ناچیز دیدن موقعیت علمی خود در برابر جایگاه امام، از خود نظری به میان نمی آورد.

 

سیره اخلاقی امام محمد باقر علیه السلام
هر چند امام عائله زیاد و زندگی ساده ای داشت، ولی بین مردم به بخشندگی و کرامت مشهور بود. همواره به نیازمند و بی نیاز بخشش می کرد و این رفتار را مایه خرسندی خویش قرار داده بود. در بخشش ها، همیشه شأن و مرتبه افراد را در نظر می گرفت به اندازه ای که نه موجب اسراف و زیاده روی و نه سبب تحقیر و پایین آمدن شأن آنان شود.

امام از شاد کردن دیگران خشنود می شد و از زبان جد بزرگوارش رسول اکرم صلی الله علیه وآله این روایت را برای مردم می خواند که هر کس مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد کند، خدای را خشنود ساخته است

 

رشحاتی از کلام نورانی امام محمد باقر علیه السلام
جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل نموده که فرمود: «زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن زمان، امامشان غایب خواهد شد؛ پس خوشا به حال کسانی که بر امر ما ثابت باشند؛ همانا کم ترین پاداش ایشان، آن است که خداوند خطاب به آنان می فرماید: بندگان من! به سرّ من ایمان آوردید و غیبت حجت مرا تصدیق نمودید؛ پس به بهترین پاداش از سوی من بر شما بشارت باد! بندگان من شمایید از شما می پذیرم و شما را عفو می نمایم و به وسیلة شما، رحمت و باران را بر بندگانم نازل می کنم و برای شما است که از بندگان بلا و عذاب را دور می کنم…. »

شاگردان امام باقر علیه السلام
زراره یکی از یاران و شاگردان ممتاز امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود که بـرجسته ترین مـتکلم و محدث زمان خود به حساب می آمد و محفلی وسیع از شیعیان را در کوفه هدایت می نمود او در علم کلام و مسائل اعتقادی و استدلالی به قدری ماهر بود که متکلمان شیعه،شاگرد مکتب او محسوب می شوند.

زراره یـکی از آن چـهار نفری است که امام صادق(ع) درباره آنها فرموده اند: “مکتب ما و احادیث پدرم را چهار نفر زنده کردند:زاره،ابو بصیر،محمد بن مسلم و برید بن معاویه عجلی “«اربعة نجباء امناء الله علی حـلاله و حـرامه لولا هولاء انقطعت آثار النبوة و اندرست» امام دربارهء آنها فرمودند:"اگر این چهار نفر نبودند کسی از تعالیم دین و مکتب پیامبر (ص) بهره ای نداشت. اینها حافظان دین و امینان پدرم در بیان حلال و حرام دیـن بـودند""ایـن چهار نفر از میان شیعیان مـا نـخستین کـسانی بودند که با مکتب ما آشنا شدند و در روز رستاخیز پیش از دیگران به ما می پیوندند.

این شهر آشوب می گوید: “دانشمندان اسلامی در این باره اتـفاق نـظر دارنـد که در میان شاگردان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) شـش نـفر از همه داناتر بودند و آنها عبارتند از:زراره،معروف مکی،ابو بصیر اسدی،فضیل بن یسار،محمد بن مسلم طائفی،و برید بـن مـعاویه عـجلی “

 

امام باقر علیه السلام از نگاه دیگران
دعا و نیایش به درگاه خداوند و رو آوردن به او در مشکلات و دشواری های زندگی، بی تردید یکی از ریشه دارترین نیازهای روح و جان انسان هاست و نیایش، تأثیر شگرفی در ساختار روحی و معنوی بشر دارد. نیایش با معبود بی همتا در هر جا و هر زمان مطلوب است؛ ولی در لحظه ها و مکان های خاص، مطلوب تر و به اجابت دعا نزدیک تر است. امام صادق(ع) نقل می کند:

«کان أبی إذا طلب الحاجةَ طلبها عِند زَوالِ الشمسِ فاذا ارادَ ذلک قدّم شیئاً فَتَصَدَّقَ به و شمَّ شیئاً مِن طیبٍ و رَاح اِلی المسجِدِ دَعا فی حاجته بماشاءَ؛ راه و روش پدرم بدین سان بود: هر زمان که حاجتی داشت، آن را در موقع زوال خورشید ظهر شرعی طلب می کرد، به این گونه که نخست، چیزی را صدقه می داد و عطر استعمال می کرد و راهی مسجد می شد و در آنجا دعا می کرد و از خداوند بر آورده شدن آن را درخواست می کرد».

امام محمد باقر علیه السلام در شعر و ادب
در پنجمین فصل کتاب امامت، روایت زندگی ات را نوشته اند: نامت محمد است و تصویر محمد صلی الله علیه و آله رسول خدا، در آیینه چشمانت افتاده است.

لقبت باقر است و پهنای علوم دینی را شکافته ای؛ شیعه هنوز از دسترنج کِشته های تو بهره می گیرد.

کُنیه ات ابوجعفر است و تشیع جعفری، در دست تو بزرگ شده است.

خانه ای که در آن نفس کشیدی، عطر و عود نیایش داشت و دامنی که در آن رشد یافتی، نظیر نداشته است.

پنجمین نامه مهر شده وصیت را به تو سپرده اند؛ تو، پنجمین تفسیر قرآن و پنجمین باب ورود به بهشت موعودی.

فصاحت و بلاغت تو اینک به زبان می آید تا جلوی خرافات را بگیرد و در برابر انحراف ها بایستد. شمشیر سخن را آخته ای تا شاخه های بی ثمر را ببری و ریشه های خشک را بزنی.

قرار بسته اند با تو، تا به یاری رمق های مانده در کالبد دین بشتابی و هرزه های روییده بر حاشیه کتاب رسالت را هرس کنی.

صدای تو اینک در شبستان های پرسکوت خدعه ها و نیرنگ ها طنین می اندازد و رؤیای دژخیمانه دین ستیزان را بر می آشوبد.

حوزه

   پنجشنبه 16 اسفند 13971 نظر »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 998

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه