تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبا بر اقتدار و آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم ، چون اذن شهادت رهبرم.

چفیه ای که بر دوش رهبرمان است ! فریاد می دارد که جنگ تمام نشده …!

و همه ی ما در این فضای مجازی افسران این جنگ نرم هستیم !

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

فانوس کوثر بلاگ

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: رهبر عزيزم

موضوعات: ولايت و رهبري
   پنجشنبه 29 تیر 139677 نظر »

 امام صادق علیه‎السلام فرمود:

کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته‎اند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه‎ای که او را بازداشته از او پذیرفته می‎شود.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: امام صادق, شهادت
   پنجشنبه 29 تیر 1396نظر دهید »

تعطيلات تابستان براي دانش آموزان فرصت مغتنمي است
تعطيلات تابستاني براي بچه ها خوب و دوست داشتني است اما براي پدر و مادرها نگراني هايي به همراه دارد: اينکه چه طور به بچه ها کمک کنيم تا تابستان خوبي را پشت سر بگذارند و ضمن استراحت ورفع خستگي 9ماه تحصيل تجربه هايي هم بياموزند و براي سال تحصيلي جديد آماده شوند و يا اينکه چه طور مي توان از اين تعطيلات به بهترين شکل استفاده کرد؟ به هر حال تعطيلات سه ماهه تابستاني آن قدرها هم کم نيست که بتوان آن را بدون برنامه ريزي گذراند و در عين حال بچه ها هم خيلي تمايل دارند در اوقات فراغت شان فعاليت هاي جدي انجام دهند. توصيه هايي را درباره فعاليت هاي مناسب براي تعطيلات تابستاني بخوانيد.

 


1-نوشتن خاطرات تابستاني


بهتر است با شروع تعطيلات يک دفتر 100 يا 200 برگ براي فرزندتان تهيه کنيد و از او بخواهيد کارهايي که هر روز انجام مي دهد را در آن بنويسيد. به او جايزه مي دهيد. او کم کم به اين فکر مي افتد که کارهاي مثبتي انجام دهد تا چيزي براي نوشتن دردفتر و دريافت جايزه داشته باشد. شما با يک تير دو هدف زده ايد، اول اينکه او اوقاتي را صرف نوشتن خواهد کرد که اين کار مهارت نوشتن و دقت و تمرکز او را بالا مي برد و دوم اينکه او براي ساير اوقاتش نقشه هايي خواهد کشيد.

 

 


2-عضويت در يک باشگاه ورزشي

در فصل تابستان باشگاه هاي زيادي براي انواع ورزش ها ثبت نام مي کنند. با شناسايي يکي از اين باشگاه هاي معتبر مي توانيد از مزاياي آن براي فرزندتان بهره مند شويد. اين کار موجب بالا بردن سلامت جسمي و رواني، افزايش مهارت هاي اجتماعي مانند مهارت هاي ارتباطي و پرکردن اوقات فراغت مي شود.

 

 


3-در صورت امکان يک کار نيمه وقت

هيچ چيز بدتر از بزرگ کردن يک فرزند راحت طلب که همه چيزش را والدينش بايد در اختيارش بگذارند، نيست. کودک بايد ياد بگيرد که براي موفقيت تلاش لازم است و همچنين قدر و ارزش پولي که پدر و مادرش به دست مي آورند را بداند. يک کار نيمه وقت حتي اگر هفته اي يک يا دو روز باشد، براي او در نظر بگيريد. بهتر است بابت اين کار دستمزد هم دريافت کند تا احساس بي حوصلگي و بي انگيزگي به او دست ندهد.

4-هنرعکاسي

عکاسي هنرخوبي است و امروزه در اغلب خانه ها دوربين عکاسي پيدا مي شود. اگر در منزل دوربين عکاسي داريد، به فرزندتان طرز کار با آن را بياموزيد و او را تشويق به عکاسي از سوژه هاي مختلف کنيد. عکاسي کردن مي تواند به افزايش دقت و تمرکز و نيز گسترش دايره تفکر و ديد او نسبت به محيط اطراف کمک زيادي کند و با کودکتان اين کار لحظه هاي شاد و به يادماندني تعطيلات تابستاني را براي هميشه ثبت مي کند.

 


5-تمرين آشپزي

فرزند شما چه پسر باشد و چه دختر، لازم است آشپزي را ياد بگيرد. پس از او بخواهيد حداقل هفته اي يک بار يک وعده غذايي را تهيه کند. به او آموزش دهيد و يا از او بخواهيد که از کتاب آموزش آشپزي بياموزد. آشپزي سالم را به او بياموزيد و به او ياد بدهيد با سالم ترين روش طبخ و با استفاده از سبزي ها وحبوبات غذاي مقوي و خوش مزه درست کند.
6- کتاب، يار مهربان
براي فرزندتان کتاب هاي مورد علاقه اش را تهيه کنيد و يا او را عضو کتابخانه عمومي محل کنيد. با کتاب خواندن اطلاعات و آگاهي او افزايش خواهد يافت و دامنه لغاتش بيشتر مي شود.
7-ثبت نام در کلاس هاي هنري
اگر فرزندتان علاقه مند به هنر خاصي است و يا استعدادي در زمينه نقاشي، طراحي، خوش نويسي و ديگر هنرها دارد، حتماً او را در اين کلاس ها ثبت نام کنيد. اجازه بدهيد تا در اين تابستان استعدادهاي دروني اش شکوفا شود. او را تشويق به ادامه کار کنيد و البته انتظار نداشته باشيد با ثبت نام در يک کلاس نقاشي مهارت زيادي به دست بياورد. همين اندازه که به اين هنرها علاقه جدي نشان دهد کافي است که به او فرصت هاي بيشتري براي پيشرفت داده شود.
8-يادگيري يک زبان خارجي
يادگيري يک زبان خارجي را براي فرزندتان تبديل به نوعي آموزش اجباري نکنيد بلکه اين کار را يک تفريح برايش بدانيد. کافي است او نسبت به فوايد يادگيري يک زبان خارجي آگاهي پيدا کند. بدون شک علاقه او به مراتب بيشتر خواهد شد. اگر احساس کند اين يادگيري به نوعي تکرار همان درس هاي مدرسه است، ممکن است کمي مقاومت نشان دهد.
9-داستان نويسي
از فرزندتان بخواهيد هفته اي يک داستان کوتاه بنويسد. او را تشويق به انجام اين کار کنيد. مي توانيد به او سوژه بدهيد و بگوييد در مورد اين اتفاق يا درمورد آينده خودت يک داستان بنويس. او را وادار به فکر کردن کنيد. او را از نظر ذهني درگير در کنار هم قراردادن وقايع و اتفاقاتي کنيد که بايد با مهارت در کنار هم قرار گيرند تا داستاني را به وجود بياورند.
10-بازديد از موزه
يک تفريح يک روزه و بازديد از يک موزه مي تواند تجربه اي جالب و مفيد و آموزنده باشد. موزه جايي براي آشنايي با فرهنگ ها و تاريخ گذشتگان و معاصران است. سعي کنيد در تابستان شرايطي را فراهم آوريد تا تمام موزه هاي شهر را ببيند.

 


11-سينما و تماشاي فيلم
يکي ديگر از برنامه هايي که مي توان براي پر کردن يک روز تابستان تدارک ديد، تماشاي فيلم در سينما است. بچه ها سينما را دوست دارند، به ويژه اگرفيلم مربوط به گروه سني خودشان و شاد و پرهيجان باشد. تماشاي چنين فيلمي آنها را براي مدتي راضي خواهد نمود.
12-بادبادک بازي
بادبادک بازي يکي از شيرين ترين و دوست داشتني ترين تفريحات بازي مورد علاقه بچه هاست. به فرزندتان ياد بدهيد که با استفاده از چوب، حصير،کاغذ شابلن خياطي، چسب و چند متر نخ يک بادبادک زيبا بسازد. در اولين گردش بيرون از خانه در مکان هاي مناسب آن را به آسمان بفرستيد و از داشتن روزي خاطره انگيز و پر هيجان لذت ببريد. به جز ساخت يک بادبادک، ساخت کاردستي هاي ديگر هم مي تواند ضمن تقويت خلاقيت و افزايش اعتماد به نفس بچه ها، مهارت هاي ديگرشان را نيز بيشتر کند. از فرزندتان بخواهيد با مقواها، کاغذها، جعبه ها و ساير لوازم و وسايلي که لازم نداريد و به کار نمي آيد، کاردستي تهيه کند و وسايلي که مي سازد را دراتاق خودش استفاده کند و يا به دوستانش هديه بدهد.
منبع:روزنامه سلامت شماره 228 /س

نويسنده:فرزانه فولادبند

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: اوقات فراغت
   پنجشنبه 15 تیر 13961 نظر »

همانطور که با دیدن اولین جوانه و آمدن پرستوها، متوجه رسیدن بهار میشویم، میتوانیم شروع فصل تابستان را هم با جمله معروف مامان..حوصله ام سر رفته.. علامت گذاری کنیم. تعطیلات تابستانی اصولا برای همه، به غیر از صبورترین، خلاق ترین و بگذارید صادقانه بگوییم، ثروتمندترین والدین، دردسری بزرگ به شمار میرود.
والدین بدون اینکه متوجه شوند، برای هرچه بهتر گذشتن تعطیلات و با تهیه کتاب و لوازم سرگرمی، غذا خوردن در رستوران، خوردن بستنی و دعوت از دوستان فرزندانشان و از سفرهای داخلی گرفته تا پیک نیکهای کوچک و بزرگ و کلاسهای تقویتی و تفریحی، پول زیادی خرج میکنند.

 


این مشکل برای افرادی که به تنهایی از فرزندان خود نگهداری میکنند، ابعاد بسیار بزرگتری دارد. بر خلاف خانواده هایی با هردو والد، که پدر و مادر میتوانند با استفاده جداگانه از مرخصیهای خود و همچنین تقسیم وقت، این دوره را ساده تر بگذرانند، پدران و مادران مجرد، مجبور هستند امور کار و زندگی و تعطیلات را به بهترین شکل ممکن سر و سامان دهند.
بنا به نظر کارشناسان، برنامه ریزی برای کل تابستان بسیار موفقتر از برنامه ریزی روزانه است. این شیوه ذهنی آسوده تر برای والدین به همراه خواهد داشت و کودکان نیز میدانند که چه برنامه هایی در انتظارشان است و با علاقه بیشتری خود را با والدین همراه میکنند.

 


اما نباید فراموش کنید که این برنامه ریزی باید با مشورت اعضای خانواده انجام شود، تصمیمات آمرانه و خودخواهانه همواره موجب اختلاف خواهد شد. در ضمن برنامه های ساده و ارزان میتوانند به اندازه تفریحات پرخرج جذاب و مفرح باشند، نکته مهم این است که قصد ما از اجرای آنها رفع تکلیف نباشد و همه با خوشی و خوبرویی در آنها شرکت کنیم.
اگر بتوانید با چند تن از دوستان و اقوام برنامه ریزی کنید که علاوه بر استفاده از نظرات و پیشنهادات یکدیگر در امر برنامه ریزی، کاری کنید که همواره چند بزرگتر همراه بچه ها باشند و در عین حال باقی والدین زمانی برای رسیدگی به امور دیگر داشته باشند، تابستانی بسیار بهتر از سالهای پیش در انتظارتان خواهد بود.
● در اینجا چند روش جالب برای برنامه ریزی تابستان که توسط والدین واقعی-نه کارشناسان- اجرا و توصیه شده اند میپردازیم:
▪ من و دخترم قبل از شروع تابستان جدولی با ۴۰ خانه (یا به تعداد روزهای تعطیل) تهیه میکنیم و در هر خانه چیزی برای یکدیگر مینویسیم که در هر روز باید اجرا شود. این کار میتواند رسیدگی به امور ساده روزمره، یک فعالیت مفرح یا کاری خنده دار باشد.صبح هر روز، یک شماره را انتخاب میکنیم و کاری که در خانه مربوط به آن نوشته شده را انجام میدهیم. این کار برای ما به یک رسم تابستانی محبوب تبدیل شده است.

 

 

 


▪ عروسکهای کاغذی. یک کاغذ A۴ معمولی را به ۴ قسمت تقسیم کنید و به بچه ها بگویید در هر قسمت تصویر یکی از شخصیتهای محبوب داستانی خود را با ماژیک نقاشی کنند. سپس نقاشیها را بریده و یک عدد نی برای دستگیره، به پشت آنها بچسبانید. سپس میتوانید داستانها را با این عروسکهای کاغذی نمایش دهید. پشتی مبل و پیشخوان آشپزخانه محل مناسبی برای نشستن و نمایش دادن است. حسن این کار این است که نه تنها کودکان توجه فراوانی از دیگران دریافت میکنند و نمایش دادن در پرورش خلاقیت، جسارت و حافظه آنها بسیار موثر است، بلکه داستانها و شخصیتها، بسیار متعددند و این کار میتواند یک سرگرمی پایان ناپذیر باشد.
▪ در روزهایی که بسیار گرم یا بارانی است، به پیک نیک خانگی میرویم. با یک ملحفه چادر میزنیم، غذای خود را که شامل خوراکیهای پیک نیکی مانند ساندویچهای کوچک، شیرینیهای خانگی و نوشیدنیهای ساده است، در جایی غیر از محل معمول میخوریم. تلویزیون را تا بازگشت از پیک نیک روشن نمیکنیم و در عوض با چراغ قوه به اکتشاف در خانه، زیر مبلها و داخل پارکینگ میپردازیم.
▪ مادر من در ابتدای تابستان مرا به بازار میبرد، تعدادی تی-شرت ساده ارزان و مقداری دکمه، روبان، پولک، رنگ پارچه و اکلیل برایم میخرد تا من در تعطیلات این تی-شرتها را به میل خود تزئین کنم. این یکی از بهترین تفریحات من است.
▪ برای کوچکترها یک برنامه اکتشافی ترتیب میدهم. فهرستی از چیزهایی که در خانه یا حیاط وجود دارند، مانند یک سنگ پهن، یک برگ گرد، یک مداد آبی و… تهیه میکنم و به آنها میدهم تا بگردند و پیدایشان کنند. هر مورد جایزه کوچک و یافتن تمام موارد هم یک جایزه بزرگتر دارد.

 

 


▪ هدف اصلی من این است که آنها را در ساعات اولیه صبح با فعالیتهایی چون رفتن به پارک، شنا، دوچرخه سواری و خرید (پیاده) حسابی خسته کنم تا ساعات عصر بتوانند با تماشای فیلم، بازیهای نشسته مانند مونوپلی و مانند آن سرگرم شوند و من هم به کارهایم برسم یا استراحت کنم.
▪ من برای هر یک از سه فرزند نوجوانم یک دوربین یک بار مصرف میخرم و از آنها میخواهم که از جالبترین صحنه ها و آنچه واقعا برایشان جذاب است عکس بگیرند. سپس عکسها را چاپ کرده و با کمک یکی از اعضای هنرمند خانواده، بهترین آنها را-بدون دانستن اینکه عکس متعلق به کدام یک از بچه هاست- انتخاب میکنیم و جایزه ای اساسی به او میدهیم.

 

 


اهمیت جایزه کمک میکند تا بچه ها به جای اینکه به سرعت فیلم دوربین را تمام کنند، وسواس به خرج داده، بیشتر اوقات خود را به گشت و گذار و یافتن سوژه جالب بگذرانند و گاهی تا پایان تابستان به عکاسی ادامه دهند.

منبع:

http://rasekhoon.net

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: اوقات فراغت
   پنجشنبه 15 تیر 1396نظر دهید »

فراغت در دعای امام سجاد(علیه السّلام)

در فرهنگ و انديشه اسلامى، اوقات فراغت با بیهودگی و معطّلی یا آلودگی و روزمره گی همسو نیست، بلكه فراغت، فرصت دوباره‌ای برای تلاش و فعالیت‌های فكری و جوشش شناخت و بینش است كه در آن گرچه فعالیت‌های ظاهری فیزیكی تعطیل می‌شود، كوششي دروني و سفر به ديار قرب و قرار الهى، با پاكی‌نیّت و تابناكی اندیشه آغاز می‌گردد. سوغات این سفر نیز تا هفته‌ها و ماه‌ها و گاه سال‌های بسیار، روشنی‌ بخش شب‌ها و روزهای زندگی خواهد بود. از این‌رو، امام سجاد(علیه السّلام) از پیشگاه پروردگار پر مهر چنین درخواست می‌كند:
خدایا! اگر براي ما فراغتي از كارها مقدّر فرموده‌اى، آن را سالم قرار ده كه در آن، گناهی ما را در نیابد و خستگی به ما روی نیاورد، تا فرشتگان و نویسندگان بدی‌ها، با پرونده‌هایی خالی از بیان گناهانمان، از سوی ما بازگردند و نویسندگانِ نیكی‌ها، به خاطر نیكی‌هایی كه از ما نوشته‌اند، شادمان شوند.[1]

 

 

 


اوقات فراغت و كاركردهای آن

اوقات فراغت، می‌تواند لحظات زیبا و زرّین زندگی هر جوان باشد كه متفاوت از دیگر اوقات، سبب رضایتِ درونی و افزایش شادكامی او شود. فراغت، جوان را از تكرار و يكنواختي نجات مي‌دهد و با جدا شدن از روزمرگى، زمینه‌ساز سلامت او شده، خستگي‌هاي روحى، آسيب‌هاي روانى، افسردگی‌ها، غم‌ها، تلاطم‌ها و درگیری‌های متعدد و متفاوت جسم و جانش را برای دقایقی از او دور می‌كند.
در فرهنگ عمید درباره تعریف اوقات فراغت این‌طور آمده است: فراغت در فارسی به معنای آسودگی و آسایش از كار و شغل است. فرد در این اوقات می‌‌خواهد به اشتغالی بپردازد كه با كمال میل به آنها علاقه‌نشان می‌دهد؛ خواه به منظور استراحت و خواه برای ایجاد تنوّع.
اوقات فراغت، كاركردهایی دارد كه بعضی از آنها عبارتند از:

 


1. رفع خستگى: یكی از كاركردهای اساسی اوقات فراغت، رفع خستگى و تأمين استراحت جوان است. كار مداوم، بدون زماني براي رفع خستگى، موجب پایین آمدن بازده كار و صدمه دیدن سلامت روانی می‌شود. البته باید توجه داشت كه هدف از این اوقات، بطالت نیست، بلكه زمانی است كه فرد به تمددّ اعصاب می‌پردازد و نتیجه آن، افزایش بازده اوست.
پس از انجام كار در طول مدتی مشخص، جوان نیاز دارد اوقاتی را صرف تفریح سالم كند. بي‌ترديد تفريح‌هاي سالمي چون كوهنوردى، شنا، اسب‌سواری و مانند آن كه از سوی اسلام نیز تأیید شده است، در برطرف شدن خستگی جوان مؤثر است و به بازده كار او كمك می‌كند.

 


2. شكوفایی استعدادها: استعدادهای انسان اگر در زمینه و شرایط مساعدی قرار گیرد، به فعل تبدیل می‌شود. ازاین‌رو، شناسایی این زمینه‌ها در زندگی جوان بسیار حیاتی است. اوقات فراغت، یكی از این موقعیت‌های بسیار مناسب است كه جوان می‌تواند با بهره‌گیری از آن، به شناسایی و تقویت استعدادهای خود بپردازد.

 


3. رشد اجتماعى: اوقات فراغت جوان افزون بر تأثیراتی كه بر شخصیت او دارد، به رشد اجتماعى وي نيز كمك مي‌كند. شركت جوان در فعاليت‌هاي اجتماعى، سبب بهبود روابط او با دیگران می‌شود و به پیشرفت او از نظر اجتماعی یاری می‌رساند. بسیاری از پیشرفت‌های جوان با پیشرفت اجتماعی او پیوند تنگاتنگ دارد؛ زیرا اگر جوان بهترین و ارزنده‌ترین استعدادها را نیز داشته باشد، تا زمانی‌كه توانایی ارائه آنها را در سطح اجتماع نداشته باشد، ‌چندان موفق نخواهد بود.

 

 


جوانی و فراغت

تا چشم برهم بزنى، او رفته است؛ درست مثل یك ثانیه. شاید هم از ثانیه سریع‌تر می‌رود. به هر حال گذشتنش را احساس نمي‌كنى. انگار نمی‌رود، بلكه می‌دَوَد. همه به دنبالش هستند. سعی می‌كنند او را بگیرند. آرزو دارند او را زندانی كنند، ولی یك روز كه جلوی آینه می‌ایستند، مي‌بينند اي واى، او رفته است. او همین‌طور است. گفتم كه، از دست همه فرار می‌كند. حالا دیگر حتماً می‌دانی درباره چه كسی حرف می‌زنم. بله، جوانی را می‌گویم.
این جوانی شیطان و بازیگوش كه از دست همه می‌گریزد. گاهی فكر می‌كنم جوانیِ هركس، یك دونده است؛ دونده‌ای كه فقط در مسابقات دو سرعت شركت می‌كند و همیشه هم پیروز است. جوانی هركس، در انتهای مسیر می‌ایستد و به صاحبش می‌خندد. انگار به او می‌گوید: «ديدي هر چقدر دنبالم دويدي مرا نگرفتى!»
و آن وقت تو ديگر حوصله بحث با او را ندارى؛ آهي مي‌كشى، عصايت را بلند مي‌كني و مي‌گويى: «جوانی كجایی كه یادت به خیر…!» شاید هم از پشت عینك به خیابان نگاه كنی و با حسرت به بچه‌های كوچك چشم بدوزی كه شاد و پر نشاط به هر سو می‌دوند… .

 

 


ولی نباید بگذاریم جوانی این كارها را بكند؛ چون همه چیز می‌تواند تغییر نماید. مگر تو كه نوجوان هستى، چند روز پيش كودك نبودى؟ پس چرا كودكی‌ات به تو نمی‌خندد؟! كودكی معمولاً با خاطرات رنگارنگ به در خانه‌ات می‌آید و تو را شاد می‌كند، ولي اين جوانى، بس كه مغرور است، دلش می‌‌خواهد همه به او افتخار كنند، برایش كف بزنند و… .
خیلی دلم می‌خواهد این جوانی سر به هوا و بازیگوش را تنبیه كنم. فكر می‌كنی چه تنبیهی برای او مناسب است؟ صدایت را نمی‌شنوم؛ كمی بلندتر بگو!
آها… حالا شنیدم. باشد… پس اگر تو هم موافق هستى، بیا همین‌جا، همین الان، برای این جوانی شیطان و بازیگوش یك لایحه بی‌برو و برگرد تصویب كنیم تا دیگر نتواند از زیرش در برود و قالمان بگذارد:
1. هر چیزی و هر كاری سرجای خودش و به وقت خودش. درس جای خود، گردش و تفریح جای خود، مطالعه آزاد و اينترنت و سفر و موبايل بازى… هم سر جای خودش.
2. وقت تلف كردن ممنوع! به هر شكل و از هر راه و به هر عنوانى.
3. درس خواندن لازم است، ولی كافی نیست. پس مطالعه آزاد، آزاد و ضروری است.
4. همه زندگی كه درس خواندن و كلاس رفتن و كار نیست. پس تكلیف استراحت و اوقات فراغت چه می‌شود؟ پس یك برنامه‌ریزی اساسی برای اوقات استراحت و فراغت الزامی است.
البته به تشخیص خودش و انتخاب خودش (جوانی را می‌گویم). اجازه تغییر و جابه‌جایی در برنامه‌ها را دارد، اما اجازه حذف برنامه‌ها را ابداً! این را هم بگویم: آى! جوانى! با توأم. اوقات فراغت را دست‌كم نگیر. مي‌تواني خيلي كارهاي بزرگ و مهم و اساسي را در اين اوقات انجام دهي كه شايد مواقع ديگر نتوانى.
خوب… حالا دیگر می‌شود نگران نبود. یا بهتر بگویم، كمتر نگران جوانى بود. بله. جوانى… همانی كه یك روز، همه ما، بدون استثناء آرزوی بازگشتنش را آه خواهیم كشید… .

 


فراغت در سنگر

نمی‌دانم شما چقدر با فرهنگ جبهه و روحیات و فعالیت‌های بچه‌های جبهه و دفاع مقدس آشنا هستید. اما می‌دانم هستند كسانی‌كه شاید حتی به ذهنشان هم خطور نمی‌كند كه این بروبچه‌ها هم، برای خودشان اوقات فراغتی داشته‌اند و توی این اوقات فراغت هم، حالی و عالمی خوش.
شاید برایتان جالب باشد كه بدانید جوانان و در كل بچه‌های دوران دفاع مقدس، با آن همه تك و پاتك و حمله و دفاع و آموزش و عملیات و …، چطور اوقات فراغتی هم داشتند؟ و اصلاً توی این فراغت‌ها چطور فعالیت می‌كردند؟ آن هم با آن امكانات محدود و ساده و… . پس اگر تمایل دارید، نیم‌نگاهی به این گزارش‌ها بیندازید تا گل از گلتان بشكفد و به بچه‌های جبهه برای فراغتشان هم آفرین بگویید.
یكی از رزمنده‌ها می‌گوید:[2] تا جایی كه من یادم می‌آید و در جبهه شاهد بودم، بچه‌ها اوقات فراغت خودشان را به این نحو می‌گذراندند:

 


1. گفت‌وگوهای دسته‌جمعی بعد از صرف نهار یا شام كه بیشتر حول خاطرات دور می‌زد.
2. انتقال تجربيات خود به دوستان و برادران هم‌رزم از راه گفت‌وگو و آموزش‌هاي غيررسمى. مثلاً اگر كسی نقشه‌خوانی خوب می‌دانست یا كسی ردیابی ستارگان را بلد بود یا با قطب‌نما حسابی كار كرده بود، بی‌دریغ این دانش خود را در اختیار همه می‌گذاشت.
3. بحث در زمينه‌هاي عقيدتى، اخلاقي و سياسى، مثل ابراز نگرانی بچه‌ها از وضع بدحجابی و… .
4. مشاعره بین بچه‌های علاقه‌مند كه بیشتر اشعار عرفانی در سطح فهم خود را بیان می‌كردند.

 


5. توسل به پیشوایان معصوم(علیه السلام)، از راه مداحی و خواندن ادعیه مثل دعاهای كمیل، سمات، ندبه و… .
6. كُشتی گرفتن بچه‌هایی كه با هم ندارتر بودند به اصطلاح؛ و تماشای دیگران.
7. شستن ظروف و واكس زدن پوتین بچه‌ها بدون اینكه كسی آگاه شود.
8. فوتبال و والیبال و دیگر ورزش‌های نشاط‌آور با توجه به موقعیت‌های خاص استراتژیك منطقه.
9. مطالعه كه در صدر اوقات فراغت بچه‌ها قرار داشت. از خواندن قرآن گرفته تا كتاب‌هاي مختلف عقيدتى، عرفانى، سیاسی و نشریات و روزنامه‌های در دسترس.
10. بازدید از ویرانه‌های ناشی از جنگ و گشت در منطقه.
11. نامه، وصیت‌نامه، خاطره، گزارش و… نويسى.

 


12. نظافت، اعم از نظافت اسلحه یا شست‌وشوی لباس پس از استحمام و نظافت كلی و هفتگی سنگر.
13. شركت در كلاس‌هایی كه از طرف گردان و گاه لشكر دایر می‌شد.
14. خلوت و تنهايى؛ قدم زدن و تفكر. به‌ویژه در زمان‌های خاص، مثل قبل و بعد از عملیات، موقع غروب آفتاب و صبح.
15. مصاحبت با پیرمردان سنگر و استفاده از تجارب و خاطرات آنها.
16. اختصاص هر وقت و هر لحظه برای شنیدن سجایای اخلاقی امام از راه نوار كاست یا ویدئو و یا به‌وسیله برادران روحانی گردان كه از اساتید خود بعضاً شنیده بودند و… .
رزمنده دیگری چنین ادامه می‌دهد:
حدود چهار سالی كه در جبهه بودم، اوقات فراغت من و دوستان به این نحو می‌گذشت كه عرض می‌كنم:
1. رفتن به كوه و دشت اطراف مقرّ؛
2. گرفتن جانوران و آوردن آنها به اردوگاه برای نمایش؛
3. خلوت كردن با خود و خدا و یادآوری و محاسبه؛
4. شنا و آبتنی در رودخانه؛
5. عكس یادگاری گرفتن؛
6. سربه سر هم گذاشتن به بهانه اینكه كی از چی بدش می‌آید؛
7. گذاشتن مراسم ترحیم ساختگی كه در آن، هر یك از بچه‌ها نقش اقوام و خانواده را بازی می‌كردند برای به اصطلاح ادخال سرور؛
8. برقراری مسابقات بین بچه‌ها، نظير مسابقات تيراندازى، دو، كارداندازي به دشمن فرضى، پرتاب وسيله‌اي به‌عنوان نارنجك براي خوب شدن نشانه‌گيرى، بازوبسته كردن سلاح برای كسب سرعت عمل و امثال آنها؛
9. دعوت از بچه‌ها به چادر یا سنگری كه در همسایگی هم بودند. عیادت دوستان و آشنایانی كه در همان منطقه یا اردوگاه بودند. دعوت امام جماعت به سنگر یا چادر؛
10. مصاحبت با افراد باتجربه، صحبت با بزرگ‌ترها در مورد عملیات‌های گذشته و اوضاع آن زمان‌ها؛

 

 

 


11. نوشتن خاطرات و كشیدن نقاشی در مورد جنگ و شهید؛
12. راه‌انداختن تئاتر و نمایش و دیدن فیلم‌های تهیه شده؛
13. شركت در مراسم دینی و انجام فرایض و مستحبّات، خواندن نماز قضا، دعا، ذكر و مصيبت و سينه‌زنى؛
14. خواندن كتب مختلف، به‌ویژه استفتائات امام‌خمینی(ره)؛
15. شركت در كارهاي اجتماعي نظير شستن ظروف غذاي دسته‌جمعى، شركت در نظافت و احداث توالت‌های صحرایی و…؛
16. گشت‌وگذار در شهرهای جنگ‌زده مجاور و… .
و كلی برنامه‌های دیگر كه بچه‌های آن روزگار برای پركردن اوقات فراغتشان انجام می‌دادند، مثل شكار كبك، خوردن فالوده و نوشابه‌هاي صلواتى، دیدار مجروحان، آموزش كمك‌های اولیه، تكواندو، تنیس، خطاطى، آموزش زبان‌هاي عربى، انگلیسی و… آن‌هم چطور و با كدام امكانات؟ فكر كنید… امكاناتی مثل برگ نخل، هسته خرما، میوه كاج، سنگ، پوكه‌های توپ و فشنگ، سیم، یونولیت، كتاب، كاست، روزنامه، كاغذ و قلم ساده، كارتن خالى، چفیه و كمربند، قوطی كمپوت، لبا‌س‌های پاره، طناب، نایلون، قابلمه، نی و فلوت، توپ پلاستيكى، گردو، كوبلن، و… .
و حالا فكر كنید من و شما، بله، من و شما، امروز چقدر امكانات و البته امنیت و زمان داریم و چه كارهایی كه می‌توانیم در اوقات فراغتمان بكنیم و خودمان خبر نداریم!

 


تابستان

دارد می‌آید… دارد شروع می‌شود… چیزی نمانده كه از راه برسد… گوش‌هايت را كه كمي تيز كنى، صداي پايش را مي‌شنوى. می‌دانی از چه حرف می‌زنم؟ می‌دانی می‌خواهم چه بگویم؟ مي‌دانم كه تو هم منتظرش هستى. مي‌دانم كه هزار و يك برنامه برايش رديف كرده‌اى؟ از روزی كه می‌آید، بی‌وقفه؛ تا روزی كه می‌رود…
بله؛ از فصل خواب‌های طولانی صبح تا لنگه ظهر برای بعضی‌ها، خمیازه‌های كشدار بعدازظهرها برای بعضی‌ها، و برعكس، فعاليت‌هاي بی‌وقفه بي‌حساب و كتاب و بي‌ استراحت و جوان از پا درآر، برای بعضی‌ها؛ و شاید از فصل برنامه‌ریزی‌های ناب و سودمند و هدفمند و اصولی برای عده‌ای دیگر.
من كه از اول گفتم مي‌دانى. تابستان را می‌گویم، با تمام ثانیه‌به ثانیه و دقیقه به دقیقه و ساعت به ساعت و روز به روز و هفته به هفته و ماه به ماهش… سه ماه تمام… شوخی نیست. سه ماه تمام كه به حساب عمرمان اضافه خواهد شد: «آی جوون! بپا سه ماه عاطل و باطل و هدر رفته و مایه شرمندگی رودست عمر و جوونیت نمونه كه بعداً پشیمون می‌شی‌ها… از ما گفتن…».

 


پنجره‌ای رو به تابستان

یكی رو وا می‌كنم، سرده؛ پس زمستونه. شاید اون یكی باشه. نه، باد می‌یاد؛ پاییزه… از وقتی یادم میاد، دنبال پنجره‌ای بودم رو به تابستونی با نشاط. پنجره‌ای كه تابستونش زود نگذره. پنجره‌ای كه تابستونش این‌قدر پُر از كلاس و سردرگمی نباشه. پنجره‌ای كه وجود تابستونش رو حس كنم. پنجره‌اي كه وقتي بازش كنى، ببيني هوا خوبه و بپري با دوستات هوا خورى… اما بین این‌همه پنجره، چه زود پنجره تابستون رو گم كردم!

 

 


اوقات فراغت؛ دیروز و امروز

صدای جیرجیرکها فضا را پر كرده است. پدر و مادرها به زور هم شده سعی می‌كنند بچه‌هایشان را بخوابانند. فقط كافی است چند لحظه صبر كنید تا صدای خروپفشان بلند شود. … آرام‌آرام دستی كه به زور سرتان را به بالش چسبانده بود، شُل خواهد شد. پاورچین‌پاورچین از خانه خارج و وارد كوچه می‌شوید.‌می‌بینید در بقیه خانه‌ها هم قصه همین بوده… زحمت نكشید. هر چقدر هم تلاش كنید چند نفری پیش از شما زیر درخت توت پیر كوچه نشسته‌اند. در همان زمان كه صحبتش را می‌كنیم، پديده‌اي بود به نام لوله‌هاي آب ِشهردارى. چیزی كه در این لوله‌ها جریان داشت، در واقع آب تصفیه نشده‌ای بود كه برای آبیاری گل و گیاه و پركردن حوض و… استفاده می‌شد.
این لوله‌ها همه‌جا بودند. سر جوی‌های بزرگ، كنار درخت‌ها، و حوض‌ها… كنار جوی‌ها…
باز هم خودتان انصاف بدهید؛ هوا گرم بود؛ جوی هم كه بزرگ، آب هم كه بود. فقط چیزی لازم بود تا جلوی آب را می‌گرفت و استخری مجّانی و… .
اما حكایت الان فرق می‌كند. حالا دیگر بالای شهر و پایین شهری وجود ندارد. هر بچه‌ای كه دست توی جیبش می‌كند، چند اسكناس سبز كف دستش به شما چشمك می‌زند. وقتی كه آلاسكا به بستنی عروسكی تبدیل می‌شود، چندان عجیب نیست كه در كوچه‌های چهار متری بن‌بست هم كافی‌شاپ و كافی‌نت و كلاس آموزش رایانه ببینید.
دیگر خیلی از دیوارهایی كه زمانی روی آنها نوشته شده بود: لعنت بر كسی‌كه اینجا آشغال بریزد، به دیوار یك خانه فرهنگ تبدیل شده است. دیگر زندگی شیرین شده. سرظهر كه می‌شود، پدر و مادرتان دیگر به‌جای به زور خواباندنتان، شما را روانه استخر می‌كنند. دیگر تابستان می‌آید و كمبود وقت… كلّی تفریح؛ آن هم از نوع سالم…
شما خیلی مهم شده‌اید…

 


كم كردن تنبلى

خوب، گمانم حالا دیگر هم من و هم شما متوجه شدیم كه اوقات فراغت به معنای «بیكاری» نیست. من و شما در اوقات فراغت مي‌توانيم كارهاي متعددي انجام بدهيم كه يك فرق اساسي با بقيه كارهاي ما دارد و آن هم اين است كه هدف اين فعاليت‌هاي فراغتى، با بقیه كارهای ما متفاوت است. در واقع، هدف از فعالیت‌هایی كه ما در اوقات فراغتمان انجام می‌دهیم، كسب آرامش و لذت روانی است. ما كاری را نه از روی اجبار، بلكه با میل و رغبت و نه به خاطر منافع مادی صرف انجام می‌دهیم. این لحظات به خود اختصاص دارند و مرتبط با اهداف، خواسته‌ها و آرزوها و تمایلات شخصی ما هستند.
خوب جوان! این یعنی چه؟!
يعنى… يعنى… بله… درست حدس زدید؛ يعنى با كمي همت و ذوق و علاقه به خرج دادن، در اوقات فراغت خودت می‌توانی كارهایی بكنی و به نتایج بزرگ و ارزشمندی برسی كه شاید خودت هم فكرش را نمی‌كردی كه یك روز بشود از اوقاتی كه به نظر كوتاه، بی‌ثمر، یا كسالت‌آور بار می‌آیند، این‌طور به نفع خود، بهره‌برداری كرد. اگر بناست آخر كار، كسی برنده این بازی سرنوشت‌ساز «من و اوقات فراغت» باشد، تنها چاره كار، همین بهره‌برداری از این اوقات است؛ البته به شرط رعایت اعتدال و دوری از افراط و تفریط. با یك برنامه‌ریزی اساسی و به موقع و روكم كن، چطورى؟ موافقى؟
می‌خواهیم روی بطالت و كسالت و بی‌حوصلگی را كم كنیم؛ با همین برنامه‌ها… يا على!

 

پی نوشت ها :

[1]. صحیفه سجادیه، ترجمه: غرویان، ج 1، دعای یازدهم، ص 63.
[2]. نك:‌سيدمهدي فهيمى، فرهنگ جبهه (اوقات فراغت)، ج 1، 1384.

برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
منبع : http://www.hawzah.net

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: اوقات فراغت
   پنجشنبه 15 تیر 13961 نظر »

بقیع تنها یک گورستان نیست، بلکه گنجینه تاریخ اسلام است.
قبور چهار امام معصوم شیعیان(  امام حسن بن علی علیهما السلام‌ - امام زین العابدین علی بن الحسین علیهما السلام‌ - امام محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام‌ - امام جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام‌ )

 

 

 

 

و نیز قبور همسران، دختران، برخی فرزندان، اصحاب، تابعین و عمه‌های پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و نزدیک به ده هزار نفر از شخصیت‌های نامدار تاریخ اسلام در آنجا واقع است.
بقیع با این همه عظمت، در عین حال غریب و مظلوم است. هر زائری که به مدینه می‌رود، با اولین نگاهش به این گورستان، از شدت حزن و اندوه، اشک از دیدگانش سرازیر و بی‌اختیار سر به دیوار گذارده و بر مظلومیت اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌گرید. اشکی که در درون قطرات مرواریدگونه آن، بغض و خشم هدف‌داری نهفته است که اگر حاجی بتواند همان‌جا فریاد برمی‌آورد که چرا با اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و افتخارات اسلام این‌گونه برخورد می‌شود؟
مردم در همه‌جای دنیا از افتخارات ملی خود تجلیل و تمجید می‌کنند و حتی برای سربازان گمنامشان، سنگ نشان و یادبود درست می‌کنند، اما در بقیع حتی از گذاردن سنگی معمولی بر روی قبور آنان دریغ می‌نمایند.

 

 

 

 


هر حاجی با خروج از مدینه، کوله‌باری از غم و اندوه را بر دوش کشیده و با بازگشت به میهن خود، مظلومیت اهل‌بیت علیهم السلام را فریاد می‌کند و نسل‌به‌نسل این مظلومیت به دیگران منتقل می‌گردد و به انتظار روزی به‌سر می‌برند که این شام سیه به پایان رسیده و بقیع به پایگاهی برای شناخت و گسترش فرهنگ اهل‌بیت علیهم السلام و اصحاب و یاران رسول‌خدا صلی الله علیه و آله تبدیل گردد.

 

 

 


پیشینه قبرستان بقیع به دوران قبل از اسلام می‌رسد، لیکن در اسناد به روشنی مشخص نیست که قدمت آن به چه تاریخی مربوط است و از چه زمان مردمان مدینه جنازه درگذشتگان خود را در این گورستان به خاک می‌سپرده‌اند؟
منابع تاریخی گواهی می‌دهد که پیش از هجرت، مردم مدینه اجساد مردگان خود را در دو گورستانِ «بنی‌حرام» و «بنی‌سالم» و گاهی نیز در منازل خود دفن می‌کردند. گزارش منابع تاریخی گواه آن است که با هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان گردیده و به مرور زمان و با دفن اجساد تعدادِ زیادی از صحابه و تابعین و نیز همسران و دختران و فرزندان و اهل‌بیت رسول‌اللَّه صلی الله علیه و آله، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شد.  و رفته رفته گورستان‌های پیشین، به حالت متروکه در آمد و از میان رفت.  در روایت آمده است که: رسول‌اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم به دستور خداوند، کنار این قبرستان حضور می‌یافت و به مدفونین آن سلام می‌کرد و برای آنان از خداوند آمرزش می‌طلبید. قیع را از آن رو «بقیع الغرقد» نامیده‌اند که نوعی درخت خاردار در آنجا می‌روییده و نامش «غرقد» بوده است.  سپس آن درخت از میان رفت امّا نامش ماندگار شد.
برخی نیز گفته‌اند: بقیع غرقد نام زمینی است که نوعی درخت بلندِ توت آن را پوشانده باشد .

 

 

 


بقیع تا یکصدسال پیش، دیوار و حصاری نداشت، اما اکنون با دیواری بلند محصور گشته و از گذشته تاکنون مسلمانان از هر فرقه و مذهبی، پس از زیارت پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم به اینجا آمده، اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگر آرمیدگان در این گورستان را زیارت می‌کرده‌اند.
قبور امامان معصوم علیهم السلام و تعداد دیگری از دفن‌شدگان در بقیع نیز دارای قبّه و سایبان بوده، که در حمله وهابیان تخریب گردید و هم‌اکنون این قبرستان، بدون سقف و خاکی است و تنها برخی از قبور آن با دیوارهای سنگ‌چین‌شده مشخص و نسبت به دیگر قبرها ممتاز است.

منبع:

تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد/ علی قاضی‌عسکر

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: رويدادهاي قمري
   دوشنبه 12 تیر 1396نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 979

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

کاربران آنلاین
  • حوزه علمیه باقرالعلوم (ع)
  • فانوس
  • ★نــقطــه پـــرواز☆
  • پشتیبانی کوثر بلاگ
  • آستان جانان
  • سیده مهتا میراحمدی
  • راضیه میرزایی سردره
خبرنامه

گروه تفسير و علوم قرآني سطح سه

کوثر نت

 
فراخوان شهادت امام صادق (علیه السلام)