« دست خدا را می‌دیدیمشهیدی که برای حفظ معبر دهانش را پر از گِل کرده بود !!!! »

نمره بیست

بسمه تعالی

مسوول ثبت نام به قدو بالاش نگاه کردگفت:دانش آموزی؟ جواب داد:بله. گفت میخوایی از درس خوندن فرار کنی؟ ناراحت شد، ساکش را گذاشت رو میز و باز کرد، کتاب هاش رو ریخت روی میز و گفت:((نخیر اونجا درسم رو می خونم.)) بعد کارنامش را نشون داد، همه نمرهاش بیست بود.

منبع:حیات طیبه شماره109


موضوعات: خاطرات شهدا
   چهارشنبه 18 شهریور 1394


فرم در حال بارگذاری ...

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو