از حقایق مستفاد از قرآن مجید آن است كه: ملائكه به شكل انسان در مى آیند و مجسم و ممثل مى شوند. و تا خود را نشان نداده اند، حتى انبیا هم نمى دانند كه آنها هستند، ما كیفیت آن را نمى دانیم اما در حقیقت ملائكه مى توانند به شكل انسان درآیند و از آن خارج شده و به خلقت اولى خود برگردند.

مرحوم شهید مطهرى در بیان “ملك “عبارت خوبى دارد؛ او از ملائكه به “نیروهاى با شعور ” تعبیر مى كند.

صفحات: 1· 2

کلیدواژه ها: قرآن مجید

موضوعات: قرآن و ادعیه
   سه شنبه 13 مرداد 1394نظر دهید »

تمرين مکالمه قرآني

اشاره:
در راستاي آموزش و گسترش فرهنگ قرآني در ميان اقشار مختلف جامعه تا کنون گامهاي متعددي برداشته شده است. به کار گيري شيوه فراگيري مکالمه هاي قرآن در اين ميان از جايگاه ويژه اي برخوردار است. آنچه در ذيل مي خوانيد نمونه اي از يک مکالمه قرآني است که مناسب فضاي درس و مقام تعليم و تعلّم است.

ادامه »


موضوعات: قرآن و ادعیه
   سه شنبه 13 مرداد 1394نظر دهید »

مولا مهدی عجل الله تعالي در آینه قرآن

آنچه می خوانید نگاهی گذرا و عالمانه به موضوع مهدویت در قرآن کریم است که توسط استاد فقید آیت الله معرفت (ره)نگارش یافته است.

ادامه »


موضوعات: قرآن و ادعیه
   سه شنبه 13 مرداد 1394نظر دهید »


ابوالقاسم علي بن حسين موسوي (355 – 436 ق) ملقّب به «مرتضي»، « شريف» و «علم الهدي» از چهره‌هاي علمي و ادبي تشّيع است كه در……

 بغداد پس از درگذشت شيخ مفيد در سال 413 ق ، تا گاهِ وفاتش، رياست سادات علوي و پيشوايي شيعيان را بر عهده داشت. وي كتابهاي بسياري دارد؛ از جملة آن كتابها يكي غرر الفوائد و درر القلائد است كه آن را بيشتر به نام امالي مي شناسند . شريف مرتضي احاديثي را كه دانشمندان در تأويل آنها با يكديگر همسخن نيستند، برگزيده و با همان روشي كه به تأويل آيات پرداخته، در تفسير و تأويل آنها كوشيده و عقيدة همفكران عدلي مذهب خويش را روشن ساخته است .
بخشي از مجلس نخستين امالي به تأويل يك حديث, اختصاص دارد كه ترجمه آن را براي خوانندگان گرامي مي‌آوريم:
از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم روايت كرده‌اند كه فرمود: «مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ ثُمَّ نَسِيَه لَقِيَ اللهُ – تَعَالَي – وَ هُوَ اَجذَم؛ يعني: هر كس قرآن را فرا گيرد و سپس آن را فراموش كند، بريده دست خداوند بلند مرتبه را ديدار خواهد كرد».(1)
ابوعبيده مسلم بن سلاّم ، در كتاب غريب الحديث خود در مقام تفسير اين عبارت گفته : «اجذم» به معناي بريده دست است. وي سخن متلمّس را گواه عقيدة خويش گرفته است: “و ما كنت إلاّ مثل قاطع كفّه بكفٍ له اخري فاصبح اجذما”
يعني : «من تنها و تنها بسان كسي بودم كه دست خويش را با دست ديگرش بريده و در نتيجه اجذم (بريده دست)شده است«.
عبدالله بن مسلم بن قتيبه ، ابو عبيد را در تفسيرش از اين حديث خطاكار دانسته و گفته: اجذم هر چند به معناي بريده دست است، ولي اين معنا با اينجا نمي سازد؛ زيرا يقيناً كيفرهاي خداوند متناسب با گناهان و به اندازة آنهاست و دست، در فراموشي قرآن، دخالتي ندارد.
از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم روايت كرده‌اند كه فرمود: «مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ ثُمَّ نَسِيَه لَقِيَ اللهُ – تَعَالَي – وَ هُوَ اَجذَم؛ يعني: هر كس قرآن را فرا گيرد و سپس آن را فراموش كند، بريده دست خداوند بلند مرتبه را ديدار خواهد كرد».
بنابراين چگونه آن را در اين كار، كيفر دهند! وي سخن خداوند بلند مرتبه را كه مي فرمايد: «اَلَّذِينَ يَأكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُوم الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيطَان مِنَ المَسَّ بقره/275 »، گواه گرفته و گمان برده تأويل آيه اين است كه ربا را چون بخورند، در شكمشان سنگيني شود و در اندرون آنان افزون گردد و در نتيجه برخاستن آنان به سان كساني باشد كه به افسون شيطان، ديوانه شده و به هنگام برخاستن ، افتان و خيزان‌اند و تعادل ندارند . او همچنين روايتي از پيامبر صلي الله عليه و آله را گواه آورده كه فرمود: «رَأيْتُ لَيْلَةً أُسْرِيَ بِي قَوماً تُقْرَضُ شِفَاهُهُمْ ، وَ كُلَّمَا قُرِضَتْ وَفَت . [فَقُلْتُ : يَا جَبْرَئيِل مَنْ هَولاء؟] فَقَالَ لي جَبْرَئيِلُ : هَؤُلاءِ خُطَبَاءُ اُمَّتِك ، تُقْرَضُ شِفَاهُهُم لأنَّهُم يَقُولُونَ مَا لاَ يَفْعَلُونَ”
يعني:در شبي كه مرا سير مي‌دادند( شب اسراء ) گروهي ديدم كه لبانشان را مي‌بريدند و هر چه مي‌بريدند باز به جايش لب مي‌روييد . [پس گفتم : اي جبرئيل، اينان كيستند؟]جبرئيل به من گفت كه اينان خطيبان امّت تواند .

 

چون سخناني مي‌گويند كه خود بدان عمل نمي‌كنند ، لبانشان را مي‌برند». ابن قتيبه [سرانجام ]گويد: واژة «اجذم»در روايت تنها و تنها به معناي « مجذوم» (جذامي)است و چون جذام (خوره)اندامهاي انسان را بريده و جدا مي‌سازد ، رواست كه جذامي را «اجذم» بنامند و »جذم« به همان معناي بريدن است .
شريف مرتضي- كه خداوند از او خشنود باد- گويد:هر دو تن بر خطا رفته و از راه درست، بسيار دور افتاده اند؛ هر چند كه لغزش ابن قتيبه بيشتر و زشت تر است؛ زيرا وي براي اشتباه خود، دليل آورده و دليل آوردنش، او را به لغزشهاي بسيار گرفتار ساخته است . ما اينك معناي حديث را روشن مي سازيم :
اما معناي حديث ، براي كسي كه با شيوه‌هاي سخن گفتن تازيان [عربها]،كمترين آشنايي داشته باشد ، آشكار است كه تنها هدف پيامبر كه فرموده «چنين كسي بريده دست محشور مي گردد »، اين است كه خواسته در وصف آن كس، مبالغه كند و بگويد : كمال وي از كَفَش مي‌رود و زيور و جمالي را كه بر اثر قرآن به دست آورده، از دست مي‌دهد و فراموش كننده قرآن را به «اجذم» (بريده دست)مانند ساختن ، تشبيهي نيكو و شگفت آور است؛ زيرا دست از اندامهاي ارجمندي است كه بسياري از كارها انجام نمي‌پذيرد و به بسياري از سودها دست نمي‌يابند، مگر به وسيلة آن . بنابراين كسي كه از دست بي بهره گردد ، كمالي را كه پيش از اين داشته از دست مي‌دهد و سودها و برخورداريهايي كه دست خود را ابزار رسيدن به آنها قرار مي‌داد ، از كَفَش مي‌رود .
حالت كسي كه قرآن را پس از به خاطر سپردن ، فراموش كرده و از دست داده اين چنين است؛ زيرا او از تن پوش زيبايي كه بر تن داشته و پاداشي كه سزاوار آن بوده ، بي بهره مي‌گردد .
________________________________________
پي نوشت:
* مسند احمد بن حنبل ،ج 5 ، ص284و 285 و سنن ابو داود،ج1، ص 339 .

منبع:
مجله بينات، شماره 13


موضوعات: قرآن و ادعیه
   سه شنبه 13 مرداد 13942 نظر »

“سجین و علیین ” یك حقیقت عجیب در قرآن مجید مى باشند. ما در ابتدا آیات آن دو را نقل و سپس بررسى مى كنیم :

“کلا ان كتاب الفجار لفى سجین و ما ادراك ما سجین كتاب مرقوم ویل یومئذ للمكذبین … 

كلا ان كتاب الابرار لفى علیین و ما ادراك ما علیون كتاب مرقوم یشهده المقربون

یعنى : “حقا كه كتاب بدكاران در یك نوع زندان سخت و سجین است . و چه مى دانى سجین چیست ؟

آن كتابى است نوشته شده . در آن روز واى بر تكذیب كنندگان … حقا كه كتاب نیكوكاران در علیین است ،

و چه مى دانى علیین چیست ؟ كتابى است كه نوشته شده ، و مقربان درگاه حق به مشاهده آن مقام ، نائل شوند”

توجیه این آیات فقط با تجسم عمل است. باید چنین گفت كه اعمال بد به صورت آجرهایى درمى آید و از آن آجرها،

زندانى تشكیل مى شود سخت و تنگ. “سجین ” كتابى است نوشته شده ولى این كتاب از حروف و كلمات ، به وجود نیامده است.

بلكه حروف و كلمات آن ، اعمال مجسم شده اند كه به مانند مصالح ساختمانى درآمده و “سجین “را به وجود آورده اند.

با این توجیه ، مطلب كاملا روشن مى شود. نظیر آنكه بگوییم : آجرها در ساختمان است و ساختمان از آجرها به وجود آمده است .

“كتاب فجار"یعنى : اعمال مجسم شده آنها در سجین است . و سجین كتابى است نوشته شده و به وجود آمده از اعمال.

المیزان “كتاب ” را مجازات حتمى معنا كرده و “سجین “را محل عذاب دانسته است ؛ یعنى : مجازات حتمى فجار در سجین خواهد بود.

ولى آن بعید به نظر مى رسد؛ زیرا كتاب مرقوم بودن ، توجیه نمى شود.

مطلب در “علیین ” نیز همان است كه اعمال نیك مبدل به مصالح ساختمانى مى شود. و مقام والایى را تشكیل مى دهد.

بنابراین “كتاب “یعنى اعمال نیكوكاران در علیین است . و “علیون “همان مقام و كتاب مجسم است كه از اعمال خوب نوشته شده.

و بندگان مقرب در آن حاضر مى شوند. مسأله تجسم اعمال یك مسأله حتمى و ضرورى در قرآن مجید است .
________________________________________
*سوره مطففین ، آیه 7 - 10 و 18 - 21.

منبع:
نگاهى به قرآن، قرشى ، سید على اكبر


موضوعات: قرآن و ادعیه
   سه شنبه 13 مرداد 1394نظر دهید »

سوره اي براي انفاق

 

وَ يُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مُسکيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُريدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکُورًا(1)
و طعام را در حالي که خود دوستش دارند به مسکين، يتيم و اسير مي خورانند جز اين نيست که شما را براي خدا اطعام مي کنيم و از شما نه پاداشي مي خواهيم نه سپاسي.»

ادامه »


موضوعات: قرآن و ادعیه
   سه شنبه 13 مرداد 1394نظر دهید »

معجزه تکرار در آیات قرآن مجید


یکی از شبهاتی که پیوسته از سوی مخالفان درباره بخشهای قرآن مطرح شده تکراری بودن برخی

مطالب یا آیات از(اعم از تکرار الفاظ آیه یا معنای آن) و ناسازگاری تکرار، با فصاحت و بلاغت

است این شبهات را می‌توان دردو دسته کلی طبقه‌بندی کرد:

ادامه »


موضوعات: قرآن و ادعیه
   یکشنبه 11 مرداد 1394نظر دهید »


بسم الله الرحمن الرحیم


اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا

فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَ

لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ

الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ

انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ

إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى

الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

ترجمه
خداست که معبودى جز او نیست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبک او را فرو

مي ‏گیرد و نه خوابي گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست

کیست آن کس که جزبه اذن او در پیشگاهش شفاعت کند آنچه در پیش روى آنان

و آنچه در پشت‏ سرشان است مي ‏داند و به چیزى از علم او جز به آنچه بخواهد

احاطه نمي ‏یابند کرسى او آسمان ها و زمین را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار

نیست و اوست والاى بزرگ. در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار

شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دست

اویزى استوار که آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.

خداوند سرور کسانى است که ایمان  آورده اند آنان را از تاریکی ها به سوى

روشنایى به درمي ‏برد و[لى] کسانى که کفر ورزیده ‏اند سرورانشان [همان

عصیانگران=]طاغوتند که آنان را از روشنایى به سوى تاریکی ها به در مي ‏برند

آنان اهل آتشند که خود در آن جاودانند.

آیه الکرسی دومین آیه بزرگ قرآن
در آیه الکرسی نظرات مختلفی مطرح است که آیا آیه الکرسی همان آیه 255 سوره مبارکه بقره می باشد و یا آیات 256 و 257 هم به آن اضافه شده و بزرگترین آیه قرآن را تشکیل میدهد (آیه 282 به نام دین در همین سوره بلندترین میباشد)
در مجموع آیه 255 سوره بقره اختصاص یافته به نام آیه الکرسی.

آیه الکرسی یعنی چه؟
تعریف کرسی در آیه ای که به آیه الکرسی معروف شده است
کرسی از ریشه ( ک- ر – س ) گرفته شده و به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم می باشد و نیز کرسی را تخت هم می گویند که بر آن می نشینند که در این زمینه می توان برای کرسی سه معنی آورد
1) علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا ی آسمان را در برمی گیرد.
2) جسم بزرگ کیهانی: کرسی را همان یک جسم و جرم بزرگ کیهانی تصور کرد که تمام اجزائی که در آسمان و زمین … است در آن جای می گیرد که از حضرت علی عليه السلام نقل شده است که آسمان وزمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارندکه چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند
3) قدرت و سلطنت الهی: کرسی را همان جهان هستی است که این جهان تمام تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود
4) عرش: درلغت همان کرسی است که عرش در لغت فارسی به معنی رکن واساس هرچیز و یا سقف خانه گفته می شودبنا براین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی وعرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند.

شأن نزول آیه الکرسی
در قرآن کریم آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل می شد دارای علت و سببی بود که به اذن
خداوند توسط فرشتگان برای رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم فرستاده می شد که در مجموع به آنها شأ ن نزول می گویند.
و سبب نزول آیه الکرسی درسوره بقره احتمالا این بوده که قوم یهود معتقد بود ند که خداوند تبارک وتعالی پس از خلقت آفرینش آسمانها و زمین و… خسته شده و برای رفع خستگی روی کرسی نشست که آیه مبارک آیه الکرسی بر رد عقاید منحرف کننده قوم یهود نازل شد.
رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم در هنگام خواندن آیه الکرسی تبسم می کرد ند و می فرمودند : آیه الکرسی گنج بزرگ و رحما نی است که زیر عرش (همان کرسی) به من نازل شدو نیز در روایت آمده است که هنگام نزول آیه الکرسی هزار فرشته تا رسیدن به حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم این آیه مبارک وعظیم را همراهی می کرد.

آیه الکرسی منشأ خیر وبرکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و خداوند می فرماید: این آیه عظیم الشأن و با برکت را به بندگانم هدیه می کنم وبه همین دلیل است که پیغمبر عزیر ما به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.

اهمیت آیه الکرسی
در اهمیت و فضیلت این آیه همین بس که از پیامبر گرامی اسلام صلي الله عليه و آله وسلم نقل شده است که از ابی بن کعب سؤال کرد و فرمود: کدام آیه برترین آیه کتاب اللَّه است؟ عرض کرد: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ، پیامبر صلي اله عليه وآله و سلم  دست بر سینه او زد و فرمود: دانش بر تو گوارا باد، سوگند به کسی که جان محمد ص در دست او است این آیه دارای دو زبان و دو لب است که در پایه عرش الهی تسبیح و تقدیس خدا میگوید.


موضوعات: قرآن و ادعیه
   پنجشنبه 1 مرداد 1394نظر دهید »

1 2 ...3 ...4 5 6 8

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو