
| « زاهد کیه؟ من یا تو... | شگفت از زنی كه جز قرآن نمیگفت! » |

کتاب جلوش باز است و او سرش را فرو كرده توى آن و ابروهایش را در هم كشیده. مطلب باریك و حساس است، اما نمى داند چرا حواسش یك دفعه مى رود پى جعبه اى كه پس اندازشان را آن جا مى گذارند.
صفحات: 1· 2
فرم در حال بارگذاری ...


لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است