
چهارده قرن قبل قرآن كريم و كلمات معصومين - عليهم السلام - به نكاتي امت مسلمان را توجه داده كه برخي از آنها عملاً در جوامع بشري محقّق شده و در كتب مختلف هم ذكر شده و بعضي از آنها نيز هنوز براي بشر تجربه نشده اگرچه واقعيّت دارد.

در اين بخش به برخي آثار اجتماعي آنها اشاره ميگردد باشد كه زمينه ساز توجه مردم قرار گيرد:
گرچه گناه در پيشگاه خدا از زشتي و پليدي خاصي برخوردار است و ناسپاسي در برابر نعم الهي است و شايسته نيست بنده خدا عصيان الهي را برخود روا دارد، زيرا خداي متعال نعمتهايي را كه در اختيار بشر گذاشته براي اين بوده كه زمينه ساز كمال و رشد او باشد، ولي در هر صورت اگر اين بعد هم در ذهن انسان كمرنگ باشد و انسان سعادت و خوشبختي خود را در دنيا هم بخواهد بايد از گناهان الهي، انساني خود را به دور دارد، چون همانطور كه ميكروبهاي جسمي يك آثار فردي و اجتماعي و معنوي دارند گناهان هم در برابر فرامين الهي يك آثار جسمي، روحي، فردي، اجتماعي خواهند داشت كه به برخي از آنها در اين قسمت اشاره ميشود:

درآمد گناه
1. در اين صورت بيماريهاي جديدي در جامعه بوجود ميآيد (مردم از درمان و شناخت آنها عاجز خواهند بود)
2. در اين هنگام مرگهاي ناگهاني فراوان ميشود.
3. موجب نزول بلاهاي (سيل، زلزله، طوفانها و…) گوناگون ميگردد.
4. زمينه هدايت و سازندگي را از جامعه ميگيرد.
5. خداوند به اين جامعه ياري و نصر نخواهد كرد.
6. دشمن سرسخت اين جامعه است.
7. درآمدها كم ميشود (بركت از زندگي و درآمد ميرود و يا خرجها زياد ميگردد)
8. موجب كاهش باران (مادي و معنوي) خواهد شد.
9. باعث حاكميت ستمگران بر جامعه ميگردد.
10. قحطي ميآورد.
11. سبب خواري و افت شخصيّت مردم ميشود.
12. دعاهاي مردم مخصوصاً نيكان به اجابت نميرسد.
13. حيواناتي كه مردم از آنها بهره (از پوست، گوشت، شير، سواري و…) ميبرند دچار مرگ و مير ميگردند.
14. انديشه، فكر، حافظه، و درايت افراد جامعه افت پيدا ميكند.
15. شناخت مردم نسبت به خدا كم ميشود و در كارها به ديگران متوجه ميشوند.
16. نعمتها تبديل به بلا ميگردد.
آري صدها آثار ديگر فزايندگي فساد در جامعه بوجود ميآيد و در اين گذر به برخي از آنها اشاره شد.
منبع
چشم، نگاه و چشمک/ محمدحسین حق جو
نظر دهید » 
خداي متعال نعمتهاي فراواني در اختيار بشر قرار داده كه اگر انسان بخواهد آنها را بشمارد در اين زمان و مكان محدود دنيا ممكن نيست قرآن نيز ميفرمايد: اگر بخواهيد نعمتهاي خدا را شمارش كنيد توان نداريد.

انسان غرق در نعمتهاي الهي است به گونه اي كه برايش يك حالت طبيعي و معمولي پيدا شده و سپاسگزاري نعمتهاي الهي فراموش نموده است بلكه گاهي از مواقع آن نعمت را در مسير معاصي و گناهان بكار ميبرد و گمان ميكند كه دربرابر آن نعمتها مسئوليتي ندارد در صورتي كه خداي متعال فرمود: در برابر قدرت بينائي، شنوائي و دركتان پرسش خواهيد شد.
از سوي ديگر فكر ميكند نعمتها براي او پيوسته و هميشه خواهد بود در صورتي كه خدا فرمود: اگر سپاسگزاري نعمتها را نمائيد آنها را برايتان محفوظ ميداريم و افزايش ميدهيم اگر ناسپاسي كنيد و در راه غيرالهي بكار ببريد از آنها محرومتان ميداريم.
و نيز در دنيا و آخرت به مشكلات دچارتان ميكنيم. حال آنها كه در برابر نعم الهي سپاسگزار نيستند بلكه آنها را در مسير گناه و معصيت بكار ميبرند حتماً دچار ناراحتيهائي در دنيا و آخرت ميگرداند.
يكي از راههاي تداوم نعمتها و افزايش آنها سپاسگزاري از خداي متعال است و از آن مهمتر بهره گيري از آن نعم در راه اطاعت دستورات الهي و نيز استفاده نكردن در مسير معصيت و گناه است، اين خود بهترين راه براي افزايش و بقاء نعم الهي است.
برخي از نعمتهاي الهي باواسطه به ما بهره ميدهند مانند: زمين، خورشيد، سيارات، اقيانوسها، حيوانات، پرندگان و گياهان و.
برخي نعمتها بدون واسطه ما را بهره ميدهند مانند: چشم و گوش و دست و زبان و عقل و دستگاه گوارش و… يكي از مهمترين كانالهاي درك معلومات و تجربيات است. يكي از پركارترين و فعالترين عضو بدن انسان است بسياري از داشتهاي علمي از طريق چشم بدست آمده است عضوي است كه منتقل كنند بيشترين لذتهاي گوناگون است همين چشم است كه رنگها را به شما تفهيم ميكند و مناظر زيبا را به ذهن منتقل ميكند تا از آنها بهره ببري.اين چشم يك دستگاه ظريف و دقيق و مجهزي است كه انواع و اقسام عكسهاي رنگي، سفيد و سياه، از دور و نزديك، يك بعدي، چند بعدي را ميگيرد كه اگر دقت كنيد در هنگام نگاه كردن حتي كمترين تفاوتها را در ذهن شما ترسيم ميكند و در مواقع لزوم دقيقاً شما را نسبت به منظره زمان گذشته آگاه ميكند و حتي ميتوانيد از آن منظره گذشته هاي دور در حال حاضر نيز لذّت ببريد، متأثر و ناراحت شويد و…

براي اين چشم خداي متعال زمينه هاي گوناگون را قرار داده تا بشر بتواند از آن بهره بري كند، براي دنيا و آخرت خود زاد و توشه شايسته تأمين كند نه اينكه كوله باري از گناه را براي خود تأمين نمايد، كارهايي كه چشم ميتواند انجام دهد فراوان است.
چشم در دو راه
1. مطالعه كتب علمي كه به انسان آگاهي و بالندگي ميدهد.
2. نگرش به پديده هاي هستي كه زمينه ساز سعادت و خوشبختي ميگردد.
3. خواندن قرآن و دعا كه موجب تقرب به خدا ميگردد.
4. خدمت به خلق خدا.
5. نگرش به عالم ملكوت و نيز عالم برزخ دنيوي و…
6. آموزشهاي علمي و كسب موقعيّت اجتماعي و الهي…
الهي.
7. نگاه كردن به پدر و مادر، معلّم و عالم و… كه خود داراي ثواب فراوان است.
8. نگاه عبرت انگيز به افراد شكست خورده و ضربه ديده و…
يكي از كارهايي كه از چشم برميآيد نگاه به مناظر حرام و چشم چراني است كه بدبختي مادي و معنوي خود را در دنيا و آخرت تأمين خواهد كرد.چشم در دادگاه الهي، خداي متعال در موارد گونه گون فرموده كه چشم شما مورد توجه خاص ما و مأموران ما قرار دارد.و نيز در كلام معصومين - عليهم السلام - آمده است كه مؤمنين بايد خيلي مراقب چشمهاي خود باشند:از اعمال چشم و… پرسيده خواهيد شد.
وظيفه انسان در برابر چشم اين است كه او را به مناظر حرام آلوده نكنيد.بسياري از نگاهها پشيماني ببار ميآورد.

اگر مراقبت از چشم (در رابطه با نگاهها) برتريهاي انسان افزوني پيدا ميكند.اگر از ديدگان مواظبت نكني روز قيامت گريان خواهي بود.اگر انسان چشمش را از نامحرم حفظ كند پيامبر خدا - صلي الله عليه و آله - براي او ضمانت بهشت را فرموده است.چشم چراني تيري است زهرآلود از ناحيه شيطان ايمان هدف قرار ميگيرد.كسي كه از نگاههاي بي مورد به مناظر حرام خودداري كند توفيق ديدار عظمت و جلالت الهي را در عالم ملكوت مييابد.اگر نگاهتان را كنترل كنيد زمينه ساز ديدن عجائبي (از جهان ملكوت و ملك) ميشود.جلوگيري از نگاههاي شيطاني (نگاه به مناظر حرام) موجب ميشود خداي متعال طعم ايمان را در دل انسان جلوه دهد.نگاههاي پي در پي موجب ميشود كه شهوت تحريك گردد و خود اين زمينه ساز فتنه و انحراف است.اگر نگاه انسان موجب تحريك شهوت گردد قلب و فكر انسان از تصور و تفكر در عاقبت كارها ناتوان ميگردد.
انسان وقتي نگاهش به سيماي زن يا مردي ميافتد چشمش را ببندد و يا به آسمان متوجه گردد (از ترس قرار گرفتن در گناه) خداي متعال بلافاصله يكي از حوريه هاي بهشتي را به عقد او درميآورد.
كساني را كه از نگاه به نامحرمان خود را حفظ ميكنند روز قيامت همه مردم در حال ارزيابي اعمال خود ميباشند و حال آنكه عذاب اين افراد بر خداست كه او را به آتش عذابش بسوزاند بعد از آنكه در قبر او را عذاب كرد.نگاه به مناظري كه نهي شده موجب تحريك شهوت و رشد مفاسد ميگردد.
نگاه به مناظر حرام موجب ميگردد در قيامت ديدگان انسان پر از آتش گردد مگر اينكه توبه كند. ديدگان و نگاهها كمينگاه شيطان است. از نگاههاي اضافي پرهيز كنيد زيرا شما را به بيهوده گرائي ميكشاند و به غفلت (از خدا، قيامت، آينده، وظيفه) دچار ميگرداند.
منبع چشم، نگاه و چشمک/ محمدحسین حق جو
نظر دهید » 
به گفته یکی از دانشمندان اسلامی، بزرگ ترین پرتگاهی که در راه زندگی جوانان وجود دارد و اغلب سبب سقوط آنان می شود، تند روی در اعمال بعضی از غرایز، به ویژه غرایز جنسی است و هدف برنامه های دینی، تعدیل کردن این خواهش هاست، نه سرکوب آن ها. تعدیل غریزه جنسی نخستین و اساسی ترین پایه تربیت نسل جوان است.
![]()
یکی از طبیعی ترین و اساسی ترین برنامه های دینی اسلام برای تعدیل غریزه جنسی، ازدواج و ارضای این غریزه از راه مشروع و معقول است. ازاین رو، برای نمونه، برخی از آموزه های اسلامی قرآن و حدیث را درباره نفی رهبانیت، ترغیب به ازدواج و استفاده از لذت های مشروع ذکر می کنیم از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل است که: «لا رُهبانیةَ فی الْإسلام؛ رهبانیت و کناره گیری از لذت های جنسی حلال در اسلام نیست».
_ وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً. (روم: 21)و یکی از آیات لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در برابر او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار کرداز پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که: «اَلنِّکاحُ مِنْ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عنه فَقَدْ رَغِبَ مِنْ سُنَّتی؛ ازدواج سنّت من است. پس هر که از آن روی گرداند از سنّت من روی گردانده است».هیچ بنیادی دوست داشتنی تر از ازدواج نزد خداوند عزوجل، ساخته نشده است». بی تردید خداوند برای تداوم نسل انسان و به کمال رسیدن او، انواع نعمت ها و لذت های مادّی و معنوی را آفریده است که یکی از آن ها، لذت های جنسی است.
![]()
لذت جنسی حلال که از راه ازدواج قابل دسترسی است، در حد معقول و اعتدال برای ادامه حیات انسان مورد نیاز است. ازاین رو، در قرآن و احادیث، استفاده از آن مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است. برای نمونه، برخی آیات و روایات ذکر می شود: 1. قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ (اعراف: 32) بگو ای پیامبر صلی الله علیه و آله! چه کسی زینت های خدا را که برای بندگان خویش آفریده ام حرام کرده و از رزق حلال و پاکیزه منع کرده است؟ بگو این نعمت ها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص این ها و نیکوتر از این ها در آخرت برای آنان خواهد بود.از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «إنَّ خَیرَ نِسائِکُم اَلَّتی إذا خَلَتْ مَعَ زَوْجِها خَلَعَتْ لَهُ درعَ اَلْحَیاء وَ إذا خَلَتْ مَعَ غَیرِه لَبِسَتْ مَعَه درع الحیاء. به درستی که بهترین همسران شما آن هایی هستند که وقتی با شوهران خود خلوت می کنند، پیراهن و لباس شرم و حیا را کنار می گذارند و هنگامی که با نامحرم خلوت می کنند، پیراهن و لباس حیا و شرم را به تن می کنند».أکثرُ ما تَلِجُ به اُمتی النار، الاجوفان، اَلْبطنُ وَ الْفَرْج.دو عاملی که بیش تر از همه باعث ورود امت من به آتش دوزخ می گردد، گناهان شکم و شهوت جنسی است.
![]()
_ ثلاث اَخافُهنَّ علی اُمتی مِنْ بَعْدی اَلضَّلالةُ بعدَ الْمَعرِفة و مُضِلاّتُ الْفِتَن و شَهْوةُ الْبطنِ وَ الْفَرْج. پس از خودم، از خطر سه چیز در امتم بیم دارم: خطر گمراهی پس از شناختن حق؛ خطر فتنه ها و آشوب هایی که باعث گمراهی می شود و خطر شهوت ها و خواست های شکمی و جنسی.
بر اساس همین خطرناکی و آسیب پذیری غریزه و شهوت جنسی، در آموزه های دین اسلام به زن و مرد توصیه شده که اندام های جنسی خود را از گناهان حفظ کنند. «وَ الْحافِظینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ» (احزاب: 35). همچنین از امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام نیز سخنان حکمت آمیز فراوانی درباره پیامدهای منفی زیاده روی در شهوت ها ذکر شده که برخی از آن ها عبارتند از: _«اَولُ الشَهوةِ طَربٌ و آخِرُها عَطبٌ؛ آغاز شهوت، شادی و خوشی و آخر آن، خستگی و هلاکت است».
![]()
_ «الانقیاد للشهوة (من) ادواء الدا؛ تسلیم شهوت شدن، بدترین دردهاست».
_«مَنْ تَسرَّعَ إلی الشَّهوات تَسَرّعاِلیه الآفات؛ هر کسی به سوی خواهش های نفسانی سرعت گیرد، به سوی آفت ها گام برداشته است».
_ أعدا عَدُوٍّ لِلْمَرءِ غَضبُه و شَهْوتُه فَمَنْ مَلِکَهُما عَظُمَتْ دَرَجَتُه؛ غضب و شهوت، سخت ترین دشمنان انسان هستند. پس فردی که آن دو را کنترل کند و مالک آن دو گردد، مقام و درجه اش بزرگ می گردد. افزون بر واژه «شهوت» که در آیات و روایات بر آسیب زایی غریزه جنسی دلالت می کند، واژه «عورت» نیز در متون دینی بیانگر آسیب زایی غریزه جنسی است. گرچه برای این واژه در کتاب های لغت معانی مختلفی آورده اند. برای مثال، عورت در مورد اندام جنسی زن و مرد و همچنین برای تمام اندام زن به کار رفته است، ولی همان گونه که از ظاهر برخی آیات قرآن مانند آیه «یقولون إنّ بیوتنا عورة و ما هی بعورة؛ می گویند خانه هایمان بی حفاظ است و حال آن که خانه هاشان بی حفاظ نیست». (احزاب: 14) و نیز از سخن فیّومی در مصباح المنیر و ابن منظور در لسان العرب برمی آید، عورت به معنای چیزی است که در اثر نداشتن حفاظ و پوشش آسیب پذیر باشد. به نظر می رسد سبب استعمال این واژه در لغت و متون دینی در مورد اندام جنسی نیز این است که اندام جنسی در اثر نبود مراقبت و محافظت می تواند منشأ آسیب های گوناگون دینی، اخلاقی، حیثیتی و اجتماعی در انسان گردد. با توجه به این که زنان به دلیل ظرافت و لطافت جسمی و روحی در معرض آسیب های بیش تری هستند، علت کاربرد واژه عورت در برخی روایات در مورد زنان این است که آنان، نسبت به مردان در معرض آسیب پذیری بیش تری هستند.
![]()
البته روشن است بیش تر بودن احتمال آسیب پذیری نسبت به یک جنس خاص یا یک برهه خاص از عمر مثل جوانی، احتمال آسیب پذیری در دیگر موارد را نفی نمی کند. بنابراین، احتمال آسیب زایی غریزه جنسی برای همه افراد، اعم از زن و مرد و در همه دوران عمر، با شدت و ضعف هایی به تناسب موارد وجود دارد. به هر حال چون یکی از مهم ترین اهداف دین اسلام، رشد و تربیت جامع و کامل فرد در ابعاد مختلف جسمی، روحی، اخلاقی، عقلانی، سیاسی، اجتماعی و جنسی است و با توجه به تأثیر تربیت جنسی در تحقّق تربیت جامع، طبیعی است که اسلام برای تربیت جنسی انسان، طرح و برنامه مشخص داشته باشد .
یکی از مهم ترین تدابیر اساسی اسلام برای در امان ماندن از آسیب های غریزه جنسی، تشریع و وضع قوانین متناسب و هماهنگ با ویژگی های طبیعی و تکوینی انسان در دوران مختلف زندگی است. البته هماهنگی بین ویژگی های تکوینی انسان و قوانین تشریعی اسلام، جلوه های گوناگونی دارد که یکی از برجسته ترین آن ها، در ازدواج بروز می یابد؛ زیرا هم زمان با بلوغ و ظهور فعالیت غده های جنسی و به دست آوردن توانایی برای تشکیل زندگی مشترک، در احکام تشریعی اسلام نیز فراوان به ازدواج سفارش شده.
است. بنابراین از نظر اسلام، ازدواج در جلوگیری و مهار زیاده روی های غریزه جنسی، نخستین، طبیعی ترین و بهترین گزینه برای پیش گیری از آسیب زایی آن است.
![]()
استاد شهید مرتضی مطهری در این باره سخن دقیق و جالب توجهی دارند. ایشان می فرمایند:
به عقیده ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگر جلوگیری از تهییج و تحریک آن. انسان از لحاظ حوایج طبیعی مانند چاه نفت است که تراکم و تجمع گازهای داخلی آن، خطر انفجار را به وجود می آورد. در این صورت، باید گاز آن را خارج کرد و به آتش داد، ولی این آتش را هرگز با طعمه زیاد نمی توان سیر کرد. این که اجتماع به وسایل مختلف سمعی و بصری و لمسی، موجبات هیجان غریزه را فراهم کند و آن گاه بخواهد با ارضاء، غریزه دیوانه شده را آرام کند، میسّر نخواهد بود. هرگز بدین وسیله نمی توان آرامش و رضایت ایجاد کرد، بلکه بر اضطراب و تلاطم و نارضایی غریزه با هزاران عوارض روانی و جنایات ناشی از آن افروده می شود. تحریک و تهییج بی حساب غریزه جنسی، عوارض وخیم دیگری نظیر بلوغ های زودرس و پیری و فرسودگی نیز دارد.
افزون بر ازدواج، در آموزه های دینی اسلام، راه کارهای فراوان دیگری نیز برای مهار غریزه جنسی ارائه گردیده است که همانند ازدواج، هماهنگی بین ویژگی های تکوینی انسان و قوانین تشریعی اسلام در آن ها لحاظ شده است.
![]()
برای مثال، امروزه دانشمندان دریافته اند که بین 6 تا 12 سالگی، پیشرفت کودکان از لحاظ جنسی متوقف می ماند. دانشمندان پسیکولوژی (روان تحلیل گری) این دوره را، دوران اختفا می نامند. پس همگام با این ویژگی تکوینی، در بعد تشریعی نیز خداوند اختفای غریزه جنسی را در دستورهای دینی رعایت کرده و با روش های عملی، امکان مخفی ماندن گرایش جنسی را از همان سنین کودکی در انسان فراهم آورده است.
گرچه توصیه های دینی درباره مخفی ماندن غریزه جنسی، دوران های مختلف زندگی را در بر می گیرد، ولی این توصیه ها، به تناسب تفاوت ویژگی های تکوینی انسان گوناگون هستند. برای مثال، چون زنان به گونه ای آفریده شده اند که به طور فطری تمایل بیش تری به خود آرایی و خودنمایی دارند، برای پیش گیری از آسیب زایی غریزه جنسی، زنان در مقایسه با مردان به رعایت حجاب و پوشش بیش تر سفارش شده اند و چون مردان به گونه ای خلق شده اند که در مقابل محّرک های چشمی حساسیت بیش تری دارند، در مقایسه با زنان به کنترل چشم و نگاه بیش تر توصیه شده اند.
به هر حال، آموزه ها و راه کارهای اسلام برای مهار غریزه جنسی و پیش گیری از آسیب زایی آن بسیار گسترده است.
منبع:تاثیر پوشش اسلامی در مهار غریزه جنسی/حسین مهدی زاده
نظر دهید » 
غریزه جنسی، یکی از نیرومندترین غرایز آدمی است که در دوران کودکی نهان است، ولی اندک اندک در دوران نوجوانی و بلوغ آشکار می گردد. شکوفایی این غریزه، کم کم با هزاران تصور و احساس دیگر همراه می شود و پس از مدتی، تقریبا بر وجود آدمی سیطره می یابد. البته این نیرومندی به معنای غیر قابل کنترل بودن آن نیست، بلکه این غریزه را با تقویت اراده و ایمان می توان کنترل کرد.

غریزه جنسی بزرگ ترین نیرویی است که بر جسم و جان جوانان حکومت می کند و نیرومندترین انگیزه ای است که اندیشه و افکار آنان را برمی انگیزاند. جوانان بیش از هر چیزی به ارضای شهوات و لذت جویی فکر می کنند. آتش غریزه جنسی به ویژه در نزد پسران، شعله ورتر می شود و تحریک شهوانی هم چون تصادم امواج با ساحل شروع به مبارزه می کند. عمل این غریزه آن قدر نیرومند است که در واقع مرکز تحریک مستقیم برای تمام آرزوهای اعضای مختلف بدن می گردد. اما بدون تردید غریزه جنسی در انسان واقعیتی است که بدون فایده و حکمت آفریده نشده است. از جمله فایده های غریزه جنسی، آرامش روحی، فراهم کردن زندگی اجتماعی زناشویی و برخورداری انسان از لذت های جنسی مشروع است. غده های جنسی که تأمین کننده نیازهای غریزه جنسی هستند، نه تنها برای حفظ نسل و نژاد وظیفه بزرگی دارند که در تشدید فعالیت های فیزیولوژیکی، روانی و معنوی انسان نیز مؤثرند. از میان مردانی که غده های جنسی آنها برداشته شده است، هیچ گاه انسان ها و دانشمندان بزرگ پیدا نمی شود.

برداشتن غده های جنسی، باعث تغییراتی در حالت های روانی می گردد و شخصیت چنین افرادی رفته رفته فرسوده می شود. زنان نیز پس از بیرون آوردن غدد جنسی افسرده می شوند و قسمتی از فعالیت های فکری و حس اخلاقی خود را از دست می دهند.
در طول تاریخ حیات انسان، در مواجهه با غریزه جنسی، رویکردهای افراطی و تفریطی، ظاهر گشته است. نمونه برجسته رویکرد تفریطی را می توان در برخی محافل مذهبی مسیحی دید. به گونه ای که آمیزش جنسی در بین روحانیان و مقدسان مسیحی عملی پلید به شمار می آید. در مسیحیت، شرط وصول به مقامات روحانی و کلیسایی، آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر می دانند و پاپ از میان چنین افرادی انتخاب می گردد.در مقابل چنین رویکرد تفریطی، رویکرد افراطی گروهی از دانشمندان و فیلسوفان غربی در برخورد با غریزه جنسی است. آن ها منشأ بسیاری از بدبختی های انسان را، محدودیت ارضای غریزه جنسی و سعادت او را، ارضای هر چه بیش تر این غریزه می دانند. دیدگاه های فروید و راسل درباره غریزه جنسی، دو نمونه برجسته از رویکرد افراطی در مواجهه با این غریزه است. در بینش اسلامی، برخورد افراطی و تفریطی با واقعیت های جهان هستی، امری مردود است.

از امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام نقل شده است:
«لاتری الجاهل الاّ مفرطا او مفرّطا؛ جاهل را نمی بینی مگر این که یا دچار افراط و یا دچار تفریط است».
برخوردهای افراطی و تفریطی در رویارویی با واقعیتی به نام غریزه جنسی نیز حاکی از نشناختن غریزه جنسی است. برخلاف دو رویکرد افراط و تفریط گونه با غریزه جنسی در غرب، در فرهنگ اسلامی، رویکردی اعتدالی، همراه با پذیرش واقعیت و شناخت دقیق حقیقت غریزه جنسی دیده می شود؛ به گونه ای که هم شهوت گرایی و برخورد افراطی با غریزه جنسی و هم برخورد تفریطی، یعنی عزلت گزینی، رهبانیت و عدم استفاده مطلق از لذت های جنسی مشروع، در اسلام مردود است. به گفته یکی از دانشمندان اسلامی، بزرگ ترین پرتگاهی که در راه زندگی جوانان وجود دارد و اغلب سبب سقوط آنان می شود، تند روی در اعمال بعضی از غرایز، به ویژه غرایز جنسی است و هدف برنامه های دینی، تعدیل کردن این خواهش هاست، نه سرکوب آن ها. تعدیل غریزه جنسی نخستین و اساسی ترین پایه تربیت نسل جوان است.
یکی از طبیعی ترین و اساسی ترین برنامه های دینی اسلام برای تعدیل غریزه جنسی، ازدواج و ارضای این غریزه از راه مشروع و معقول است.
منبع:تاثیر پوشش اسلامی در مهار غریزه جنسی/حسین مهدی زاده
نظر دهید » 
با بررسی آثار تمدن های مختلف در می یابیم که حجاب از آداب و رسوم دیرینه تمدن های بشری بوده است. نقوشی که از نیاکان به جا مانده، از ارزشگذاری به حجاب در بیشتر اقوام و ملّت ها حکایت می کند. «در نقش هایی که از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی شود و ناامنی از ایشان نیز به نظر نمی رسد».

اسلام نیز با عبارت قرآنی «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ» (احزاب: 59)، به زنان مؤمن می آموزد که با پیروی از حکم پیامبر صلی الله علیه و آله پوشش های بلند (مانند چادر) بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند. از مجموع آیات و روایات اسلامی بر می آید که زن باید خود را از نامحرم پوشیده دارد و از هرگونه رفتار و سخن و لباس و عملی که نظر نامحرم را جلب کند، بپرهیزد تا کسانی که در قلبشان طمع وجود دارد، به آنان تمایل نکنند. امام باقر علیه السلام در هشداری می فرماید: «سخن گفتن با زن نامحرم، از دام های شیطان است».

حجاب سدّی در برابر امیال هوسبازان است و باعث روآوری جوانان به ازدواج می شود. چنانچه بی حجابی و بی عفتی می تواند سبب گریز جوانان از ازدواج گردد. حجاب موجب خشنودی خداوند است؛ زیرا زن با حجاب خویش جلال خود را حفظ می کند و به راستی جمال و جلال زن در حجاب اوست. حجاب وسیله ای برای گسستن بندهای اسارت نفس و رهایی از آن است؛ حجاب نشانگر حیا و پاکی روح و روان زنان است و استقلال فرهنگی و دینی یک جامعه را به نمایش می گذارد و ایمان و اعتقاد زن را به خداوند سبحان نشان می دهد.زن با حجاب در تیررس هواهای نفسانی ناپاکان نیست. بنابراین، محبوب است و محبوب می ماند. زنان با حجاب چون مرواریدی در صدف عفافند که با ارزشند و گران بها. کوتاه سخن اینکه زنان با حجاب تنها بنده خدایند و سبب عزّت و سرافرازی خود و خانواده شان می باشند. ولی اینک در عصری قرار گرفته ایم که در فرهنگ غرب؛ عصر برهنگی و آزادی جنسی نام گرفته است. غربیان و غرب باوران، بی حجابی را جزیی از حقوق آزادی زنان به حساب می آورند. در این حال، سخن از حجاب برای آنان ناخوشایند و گاه به مثابه افسانه ای متعلق به زمان های گذشته است. به راستی کدامین راه برای زنان عزّت آفرین و شخصیت آور است. آیا اگر زنان مانند عروسکی بزک شده به جامعه بیایند و مردان هرزه به آنان چشم بدوزند و حرمت آنان را پایین آورند و زنان درگیر مسابقه خودنمایی شوند شخصیت آنان حفظ می شود یا وقتی که حرمت و احترام خود را در محیط خانواده حفظ کنند و عزّت و شخصیت خویش را پاس دارند؟

اساسا پوشش زنان سبب می شود تمتعات جنسی تنها در خانواده بوده و به حفظ و حراست از کیان اجتماعی و استفاده بهینه از نیروهای فعال آن کمک کند. در مقابل، حضور زنان بی حجاب و بدحجاب دل مردان را سست کرده و ایمانشان را می رباید و چه بسا باعث رکود در فعالیت های اجتماعی شود. حیا و حجاب زن تدبیری است که خود زن با الهامی فطری برای ارج نهادن به خود و جایگاهش به کار می بندد. زن با هوش و فراست می داند که خداوند مرد را مظهر عاشقی و زن را مظهر معشوقیت ساخته است، از این رو، زن با عفت و با حجاب بهتر می تواند مرد را مجذوب خویش ساخته و بر ارج و احترامش بیافزاید. لباس نشانگر حالات روحی، ایمانی و شخصیت افراد است. زنان پوشیده در گوهر عفاف، از درونی پاک و اعتقادی قوی خبر می دهند. زنان دین دار، خود را برای شوهر می آرایند و از هرگونه حرکات و پوشش های جلف و سبک دوری می گزینند. زن به لحاظ فطری، به زینت و آرایش تمایل دارد. اگر این غریزه مهار نشود، می تواند به خاستگاهی برای انحراف تبدیل شود. وقتی اصالت و ارزش انسان ها به لباس باشد، آدمی برای تهیه آن به هرگونه تحقیری تن می دهد و گوهر گران بهای خویش را از یاد می برد. زن بی حجاب و بدحجاب به جای خداپرستی، مدپرستی می کند و ارزش های وجودی خویش را در برابر چشم ها می نهد و خود را بی ارزش می سازد.
منبع:تاثیر پوشش اسلامی در مهار غریزه جنسی/حسین مهدی زاده
نظر دهید » 
هدف از تشریع حجاب اسلامی و فلسفهی حجاب و پوشش چیست؟
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیلهی تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.(سورهی حجرات (49)، آیهی 13).

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند.
از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیهی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ؛ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.(سورهی نور (24)، آیهی 30.)

وَ إِذا سَأَلُْتمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛و هرگاه از زنان رسول متاعی میطلبید از پس پرده بطلبید، که حجاب برای آن که دلهای شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است.(سورهی احزاب (33)، آیهی 53.)
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و زنان سالخورده که از ولادت و عادت بازنشستهاند و امید ازدواج و نکاح ندارند، بر آنان باکی نیست که اگر اظهار تجملات و زینت خود نکنند، نزد نامحرمان جامه های خود را از تن برگیرند و اگر بازهم عفت و تقوای بیشتر گزینند، بر آنان بهتر است و خدا به سخنان خلق شنوا و آگاه است.(سورهی نور (24)، آیهی 60.)

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛ ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادرهای خود فروپوشند که این کار برای این که آنها به عفت و حریت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوسرانان) آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق، آمرزنده و مهربان است.(سورهی احزاب (33)، آیهی 59.)

چون نگاه به نامحرم توسط مردان،منجر به فساد میشود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، به مردان نیز دستور به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر آنان حرام کرده است؛ چنانکه از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:
حُرّم النظر الی شعور النساء المحجوبات بالازواج و غیرهنّ من النساء لما فیه من تهییج الرجال و ما یدعوا التهییج الی الفساد و الدخول فیما لا یحلّ و لا یجمل؛(مجلسی، بحارالانوار، ج 104، ص 34.) نگاه به موهای زنان با حجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمی انگیزد و آنان را به فساد فرا میخواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته. از مجموع آیات و حدیث فوق به خوبی استفاده میشود که هدف و فلسفهی وجوب حجاب اسلامی، ایجاد تزکیهی نفس، طهارت و عفت و پاکدامنی در بین افراد جامعه، و ایجاد صلاح و پیشگیری از فساد است.
منبع:
حجابشناسی چالشها و کاوشهای جدید/ مولف حسین مهدیزاده
نظر دهید » 
چشم و دل را پرده میبایست امّا از عفاف
چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود
شبهه: بعضی با تمسک به شعر فوق، ادعا نموده اند که بین حجاب و عفاف رابطه ای نیست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نیست. گاه همین مطلب با تمسک به حجاب و پوشش زنان روستایی و زنان شالیزار شمال کشور توجیه میشود که آنها حجاب کامل ندارند، ولی عفیف هستند.آیا ادعای مذکور صحیح است؟
پاسخ: حجاب در کتابهای لغت به معنای پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب میگویند؛ چون مانع ورود اغیار و بیگانگان در یک حریم و محیط خاص میگردد.

بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشهی لغوی عفت نیز وجود دارد؛ بنابراین، دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد. قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.
نظر دهید » 
مفهوم حجاب چیست و از نظر قرآن و حدیث، حجاب و پوشش اسلامی دارای چه ابعاد و اقسامی است؟
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است(1). استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است(2). این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیله ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد(3).

در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.

بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
نظر دهید » 
بشر با وجه به اهمیتی که برای سلامت خود قائل است، به سلامت جامعه هم ارزش مینهد و بیماری جامعه را بیماری خود میداند؛ همچنانکه تلاش میکند برای حفظ و تأمین سلامت خود از بسیاری از امور بپرهیزد و یا از واکسنهای پیشگیری و داروهای گوناگون استفاده کند، برای سلامت جامعه هم باید نهایت سعی و کوشش خود را به کار گیرد و جامعه را از مبتلا شدن به بیماریهای اخلاقی و روانی پرهیز دهد تا دیگر افراد جامعه به رشد، تعالی و سعادت برسند.

بدحجابی از مسائلی است که سلامت فرد و جامعه را تهدید میکند. پوشش نامناسب پیآمدها و آثار جبران ناپذیری در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد وامنیت جامعه دارد که گاه مسیری انحرافی و بازگشت ناپذیری پدید میآورد.
فرهنگ هر جامعهای از جنبههای گوناگونی تشکیل یافته است. جنبهای هنجاری فرهنگ جامعه، از ارزشها و قواعد خاص رفتاری تشکیل میشود. هنجارها نشان میدهند که چه چیزی ارزش و ضد ارزش است؛ مانند شیوههای پوشش برگرفته از فرهنگ آن جامعه. تلقی بد از بدحجابی، باور به ارزشی بودن حجاب و پوشش و قضاوت درست درباره حجاب، در زندگی اجتماعی و فرهنگی تأثیر بسزایی میگذارد.
فرهنگ، مجموعه پیچیدهای است که دانش، معتقدات، هنر، اخلاقیات، قانون، رسم و هر استعداد و عادت دیگری را که بشر به عنوان عضو جامعه کسب میکند، شامل میگردد. و تمامی مظاهر و شئون زندگی یک ملت را فرهنگ آن ملت تشکیل میدهد.

بنابراین، رفتارهای اجتماعی معجونی از آنچه جامعه از علم و دانش، باورها و مسائل اخلاقی کسب میکند و قوانینی است که از دین و آیین افراد سرچشمه میگیرد. در کنار اینها، برخی رسوم و عادات اجتماعی، در طول زمان سهم بسیاری در شکلگیری فرهنگ آن جامعه دارند که هسته اصلی حیات اجتماعی را به وجود میآورند و در الگوهای رفتاری و هنجارهای فردی و اجتماعی بسیار تأثیرگذارند.
نظر دهید »