
سیدالشهدا(ع)از هر فرصت مناسبی برای تربیت دینی و اخلاقی دوستداران خود استفاده کرده است. حضرت بعضی از افراد نیازمند را مستعد تعلیم معارف میدید و از این فرصت استفاده میکرد. نقل است:

مردى از انصار خدمت امام(ع) آمد تا درخواستی کند. حضرت فرمود: «آبروى خود را نگهدار و حاجت خود را در نامهاى نوشته بیاور که خواستهات را به خواست خدا برآورده سازم». او نوشت: «فردی 500 دینار از من طلب دارد و با اصرار آن را مىخواهد، به او بفرما به من مهلت دهد». چون امام(ع) نوشته را خواند، وارد منزل شد و کیسهاى که هزار دینار داشت، بیرون آورد و به او فرمود: «با 500 دینار آن بدهى خود را بپرداز و با 500 دینار دیگر زندگى خود را بچرخان».
امام حسین(ع) با استفاده از این فرصت نیکو، نکته اخلاقی بسیار مهمی را به آن شخص آموزش داد و فرمود:
جز نزد یکى از این سه نفرحاجت مبر: دیندار، جوانمرد یا داراى شرافت خانوادگى. دیندار، دین خود را (با برآوردن حاجتت) حفظ مىکند. جوانمرد، از مردانگى خود شرم مىکند (که پاسخت را ندهد)، اما آنکه شرافت خانوادگی دارد، مىفهمد با رو انداختن به او از آبروى خود گذشتى، از این رو در حفظ آبرویت مىکوشد.
امام حسین(ع) ضمن آموزش آبروداری و صیانت از کرامت انسانی به مخاطب، گروههای انسانی قابل رجوع هنگام نیاز را معرفی نمود.
منبع:روشهای امام حسین(ع)در تربیت اخلاقی پیروان/فرجالله میرعرب
نظر دهید » 
چنانچه معروف است دختری از دختران امام حسین (ع) در کودکی در کربلا حضور داشت. صحنه های عطش، غارت خیمه ها را با دو چشم خود دید. رقیه سه ساله نیمه شب در خرابه شام در کنار رأس پدر غریبانه جان داد.

شناسنامه حضرت رقیه (علیهاالسلام)
حضرت رقیه فرزند امام حسین علیه السلام است . بر اساس نوشته های بعضی کتابهای تاریخی، نام مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیشتر همسر امام حسن مجتبی (علیهالسلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیهالسلام) به عقد امام حسین (علیهالسلام) درآمده است. در مورد تاریخ تولد حضرت رقیه چیزی معلوم نیست.
در تعداد دختران امام حسین و نامهای آنها اختلاف وجود دارد. آنچه از منابع بدست می آید امام حسین علیه السلام دارای چهار دختر بنامهای فاطمه کبری، فاطمه صغری، سکینه و رقیه بوده است.
اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است. در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است. اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و… اختلاف است.
_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_
لهوف سید ابن طاووس و حضرت رقیه (س)
یکی از کتابهای کهن که در زمینه حضرت رقیه مطالبی نقل نموده، کتاب اللهوف از سیدبن طاووس است. وی می نویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) اشعاری در بی وفایی دنیا میخواند، حضرت زینب (علیهاالسلام) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید [و خویشتن دار باشید.
_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_
سن حضرت رقیه (س) و تاریخ شهادت ایشان
تاریخ شهادت: 5 صفر سال 61 هجری قمری
مشهور این است که ایشان سه یا چهار بهار بیشتر به خود ندیده و در روزهای آغازین صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.
_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_
چگونگی شهادت و مرقد مطهر حضرت رقیه (س)
بعد از واقعه عاشورا دشمن تمام کسانی را که زنده مانده بودند ، اسیر کرد. میان این اسرا، یک دختر کوچک هم دیده می شد. این دختر کوچک رقیه بود. رقیه دختر امام حسین علیهاالسلام که حالا بعد از شهادت پدرش به همراه عمه اش زینب و اسرای دیگر به طرف شام می رفت.
از داخل خرابه های شام، صدای یک کودک به گوش می رسید. تمام کسانی که در میان اسرا بودند، می دانستند که این صدای رقیه دختر کوچک امام حسین است. رقیه از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می گرفت. گویا خواب پدرش را دیده بود. در این حال یزید، دستور داد سر امام حسین علیه السلام را به رقیه نشان بدهند. وقتی حضرت رقیه علیهاالسلام سر بریده پدرش امام حسین علیه السلام را دید، با فریاد و ناله خودش را روی سر بریده پدرش انداخت و همان جا، از دنیا رفت.
مرقد مطهر حضرت رقیه علیها السلام در سوریه نزدیک به قبر حضرت زینب علیها السلام است.
منبع:پایگاه بلاغ
نظر دهید » 
اربعین
در فرهنگ اسلامی و در معارف عرفانی، عدد چهل جایگاه خاصی دارد. چلّه نشینی برای اجابت دعا یا رسیدن به مقامات سلوک و عرفان معروف است. همچنین حفظ کردن چهل حدیث، حفظ اخلاصِ در چهل صباح (روز)، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن، چهل شب چهارشنبه، و بسیاری از این نمونه ها.

در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین روز شهادت حسین بن علی(ع) گفته می شود که مصادف با بیستم ماه صفر است. در این روز دوستداران آن حضرت مراسم سوگواری را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی برپا می کنند و باعزاداری بر مصیبت بزرگ سید و سالار شهیدان و خاندان با وفایش به تعظیم شعائر دینی می پردازند.
نخستین اربعین
در چهلمین شامگاه شهادت سید و سالار شهیدان دو عاشقِ دلباخته حضرت ـ جابر بن عبداللّه انصاری و عطیه عوفی ـ به عشق زیارت تربت سیدالشهدا(ع) برمزار آن امام همام و یاران نیک کردار و وفادارش حاضر شدند و قبور امام و یارانش را زیارت کردند. این امر، شروعی برای تکریم و پاسداشت اربعین حسین(ع) و اصحابش و اولین اربعین حسینی بود.
رمز تداوم
تکریم و پاسداشت اربعین و احیای خاطره غمبار عاشورا رمز تداوم شور عاشورایی در زمان های بعد بوده. و همین ویژگی سبب احیای تشیع و سیره راستین ائمه اطهار علیهم السلام شده است.
قتلگاه
هنگام حرکت کاروان، اسرا به عمر سعد گفتند: شما را به خدا، ما بر کشتگان مان عبور دهید. چون اسیران بدن های پاره پاره شهدا را مشاهده کردند که در زیر سم اسبان لگدکوب شده فریاد برآوردند و به فغان و ناله پرداختند و نقل می کنند که در این هنگام اهل خیام خود را از بالای شتران بر شهدا و کشتگان شان افکندند.
دراین بین زینب علیهاالسلام بر کنار جنازه برادر قرار گرفته، دست های خود را زیر آن پیکر مقدس برد و به طرف آسمان بالا آورد و گفت: «خداوندا این قربانی را از ما قبول کن». سپس رو به مدینه فرمود: «ای رسول خدا، ای آنکه ملائکه زمین و آسمان بر تو درود می فرستند، این حسین توست که اعضای او را پاره پاره کرده اند و سر او را از قفا بریده اند. این حسین توست که جسد او در صحرا افتاده و بادها بر او می وزند و خاک بر او می نشانند.
بوی عطر
پس از رفتن قافله کربلا، صحنه عجیبی بر صحرای کربلا مستولی شد. اجساد مطهر اهل بیت رسول خدا(ص) و یاران امام(ع) غرقه درخون روی زمین افتاده بودند و بر آنها خاک نشسته بود. منظره ای بسیار دردآور بود. از بدن های مطهر آنان نور به آسمان می تابید و نسیمی که بر آن اجساد عزیز می گذشت عطر خوشی می افشاند. در آن میان پیکر سید جوانان بهشت به گونه ای بود که از مشاهده آن حتی دل سنگ پاره می شد. انوار الهی از آن بدن مطهر ساطع و بوی عطر از پیرامون آن پیکر مقدس به مشام می رسید.
خطبه ای دندان شکن
زینب ای شیرازه ام الکتاب
ای به کام تو، زبان بوتراب
ای بیانت سر به سر توفان خشم
نوح می دوزد به توفان تو چشم
آنگاه که زنان کوفه با مشاهده احوال کاروان حسینی زاری می کردند و گریبان خود چاک می زدند و مردان کوفی به همراه آنان می گریستند، حضرت زینب بر سر مردم نهیب زد که «خاموش باشید!» آنگاه پس از ستایش خداوند و درود بر رسولش فرمود: «ای مردم کوفه، ای جماعت نیرنگ و افسون و بی بهرگان از غیرت و حمیّت، اشک چشمتان خشک مباد و ناله هایتان آرام نگیرد، مَثَل شما مَثَل آن زنی است که تار و پودِ تافته خود را درهم ریزد و رشته های آن را از هم بگسلد. شما سوگندهایتان را دست آویز فساد و نابودی خود قرار دادید».
کلامی نورانی
در میان وِلوِله اهل کوفه، امام زین العابدین(ع) با اشاره مردم را به سکوت دعوت کرد. آنگاه پس از حمد و ثنای الهی و درود بر جد گرامی اش فرمود: «ای مردم هر کس مرا می شناسد، می داند که من کیستم و آنکه مرا نمی شناسد بداند که من علی فرزند حسین هستم که او را در کنار فرات با کامی خشکیده و عطشناک و بدون هیچ گناهی، از دم شمشیر گذراندند. من فرزند آن کسی هستم که پرده حریم حرمت او را دریدند و اموال او را به غارت بردند و افراد خانواده او را به زنجیر اسارت کشیدند.
ای مردم، شما را به خدا سوگند، آیا به خاطر دارید که به پدرم نامه ها نوشتید و او را دعوت کردید، ولی با او نیرنگ باختید؟ با او پیمان بستید و بیعت کردید، ولی او را تنها گذاردید و با او به پیکار برخاستید. شما را نابودی باد! چه بد توشه ای برای خود اندوختید و رأی شما چه زشت و ناپسند بود.
مادر عاشور
کربلا می مرد اگر زینب نبود
شیعه می پژمرد اگر زینب نبود
بدون شک نام زینب، بانوی صبور و پرصلابت و خطیب قاطع و افشاگر، تداعی گر نام و یاد عاشورا و اربعین است. او مادر عاشورا است که زندگی اش با ماجرای جانسوز و همیشه جاوید کربلا گره خورده و تبیین کننده اهداف نهضت عاشورا است.
ترویج دین اگر چه به قتل حسین بود
تکمیل دین به موی پریشان زینب است
وصال خون
پس از مدتی که اهل بیت علیهم السلام در شام بودند، به دستور یزید، «نعمان» وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهی مردی امین آنان را روانه مدینه منوره کرد.
اهل بیت به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهی جاده عراق و مدینه رسیدند در این هنگام از امیر کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد چون به کربلا رسیدند، جابربن عبداللّه انصاری را دیدند که با تنی چند از بنی هاشم و خاندان پیامبر برای زیارت امام حسین(ع) آمده بودند، همزمان با آنان به کربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زاری کردند. زینب در میان جمع زنان گریبان چاک می زد و با صدایی حزین که دل ها را جریحه دار می کرد، می گفت: «وا اَخاهُ ! واحسیناهُ! وا حَبیبَ رَسولِ اللّه ِ و ابن مکَةَ و منی و ابنَ فاطمة الزهراء و ابن علیٍ المرتضی. آهٍ ثم آهٍ». بدین صورت خاندان داغدیده رسالت تا سه روز برای عزیزان خود سوگواری کردند و پس از آن عازم مدینه شدند.
دفن شهد
هنگامی که امام و یارانش به شهادت رسیدند، عمر سعد بر کشته های سپاه خود نماز خواند و آنها را به خاک سپرد و پیکر پاک شهیدان را به همان حال رها کرد.
پس از سه روز، قبیله بنی اسد جهت خاک سپاری شهدا به سوی قتلگاه روانه شدند. نخست تصمیم داشتند پیکر امام را دفن کنند ولی پیکر او و سایر شهدا را که سر بر بدن نداشتند نشناختند. مانده بودند که چه کنند. ناگاه دیدند سوار ناشناسی نزد آنان آمد و گفت: برای چه به اینجا آمده اید؟ گفتند: برای دفن این اجساد مطهر آمده ایم، ولی بدن ها را نمی شناسیم. همین که آن سوار ـ که کسی جز امام سجاد(ع) نبود ـ این جمله را شنید، با صدای بلند گریه کرد. سپس به آنها فرمود: من شما را راهنمایی می کنم. سپس شروع به شناسایی اجساد نمود و به کمک بنی اسد آنها را به خاک سپردند.
خطبه شور
خطبه یعنی اعتراض آتشین
خطبه یعنی درد زین العابدین
خطبه یعنی تشنگی آموختن
در کنار آب لب را دوختن
خطبه شورانگیز و افشاگر امام سجاد(ع) لرزه بر یزید می اندازد و امام پس از تحمل رنج ها و سختی های فراوان لب به سخن می گشاید تا تمام آمال یزید و یزیدیان نقش بر آب شود. آن حضرت می فرماید: «ای مردم، خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است: به ما علم، بردباری، سخاوت، فصاحت و شجاعت ارزانی داشت و محبت ما را در قلوب مؤمنان نهاد و ما را بدین ویژگی بر دیگران برتری داد که پیامبر بزرگ اسلام، امیرالمؤمنین علی(ع)، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا، حمزه و امام حسن و امام حسین دو فرزند بزرگوار رسول اکرم را از ما قرار داد. ای مردم من فرزند مکه و منایم؛ من فرزند زمزم و صفایم؛ من فرزند کسی هستم که حجرالاسود را با ردای خود حمل و در جای خود نصب فرمود؛ من فرزند حسین شهید کربلایم؛ من فرزند علی مرتضی و فرزند محمد مصطفی و پسر فاطمه زهرایم؛ من فرزند آنم که در خون خود آغشته شد و پسر اویم که فرشتگان در ماتم او گریستند».
ورود به مدینه
کاروان آل البیت به جانب شهر مدینه رهسپار شدند. بشیر بن جذلم می گوید: به آرامی می رفتیم تا به شهر مدینه نزدیک شدیم. حضرت سجاد(ع) فرمود تا بار از شتران برداشته، خیمه ها را برافراشتند و اهل حرم در آن خیمه ها فرود آمدند. امام مرا طلبید و فرمود: خدای تعالی پدرت جذلم را رحمت کند که شاعری نیکو بود. آیا تو را نیز از شعر بهره ای هست؟ عرض کردم: آری یابن رسول اللّه . فرمود: هم اکنون وارد شهر مدینه شو و خبر شهادت اباعبداللّه (ع) و ورود ما را به مردم ابلاغ کن.
بشیر می گوید بر اسب خویش سوار شدم و با شتاب وارد شهر مدینه شدم و به جانب مسجد نبوی رفتم. چون بدانجا رسیدم با صدایی رسا اشعاری را که در همان لحظه سروده بودم خواندم. سپس رو به مردم کردم و گفتم این علی بن الحسین(ع) است که با عمه و خواهرانش در بیرون شهر فرود آمده اند و من فرستاده اویم که شما را از ماجرایی که بر آنان رفته است آگاه سازم. وقتی این خبر را به مردم رساندم در مدینه هیچ زنی نماند مگر این که از خانه خود، در حالی که زاری می کرد و می گریست بیرون آمد. من مانند آن روز را به یاد ندارم که گروه بسیاری از مردم یک دل و یک زبان گریه کنند.
مدینه آشنای غم
اهل بیت علیهم السلام در روز جمعه ـ هنگامی که خطیب سرگرم خواندن خطبه نماز جمعه بود ـ وارد مدینه شدند و مصائب حسین(ع) و آنچه را بر او وارد شده بود برای مردم بازگو کردند.
داغ ها تازه شد و باز حزن و اندوه آنان را فرا گرفت و در سوگ شهیدان کربلا نوحه سرایی کرده می گریستند. این نوحه سرایی ها و گریستن ها سرآغازی برای پیدایش موجی عظیم و جاودانه برای احیای دین اسلام و آثار آن، و براندازی ستم در جهان شد که تا هم اکنون ادامه دارد.
ندامت
اهل عراق پس از شهادت امام حسین(ع) تأسف خوردند و از آنچه کرده بودند و منجر به شهادت امام شده بود پشیمان شدند. آنان دریافتند که خطای بزرگی مرتکب شده اند و پی بردند که این گناه از آنها بخشیده نمی شود و این لکه ننگ از دامان آنها شسته نمی گردد، مگر اینکه کشندگان آن حضرت را کیفر دهند و آنها را به قتل برسانند، یا خود دراین راه کشته شوند و همین حقیقت انگیزه قیام های متعدد بعد از عاشورا شد.
نظر دهید » 
يکی از دستورات دلپذير و تربيتی اسلام، اين است که اگر کسی به شما خوبی کرد، به بهتر از آن جواب دهید. اين کار موجب گسترش نيکی ميان افراد جامعه و توسعه فرهنگ محبت و اخلاق نیک میشود. رفتار امام حسين(ع)، يکی از جلوههای آشکار اين سخن است. أَنس بن مالک میگويد:

نزد امام حسين(ع)بودم، کنيزکی در حالی که دستهای ريحان به دست داشت، وارد شد و آن را تقديم امام نمود. حضرت فرمود: «تو را به خاطر خداوند آزاد کردم». با تعجب پرسيدم: «کنيزکی برای شما دستهای ريحان آورد و به شما سلام کرد. شما او را آزاد کرديد!؟». امام(ع) فرمود: «خداوند اينگونه ما را ادب کرده است؛ زيرا فرموده است: وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسيبا؛ هر گاه کسی به شما تحيت و درود گفت و سخن یا رفتار خوشایندی با شما داشت، شما نيز جواب او را به همان يا بهتر از آن بگوييد؛ و جواب بهتر اين کنيز، آزادی اوست».
رفتار کریمانهتری نیز در زندگی سیدالشهدا(ع) وجود دارد که گذشت از حقوق شخصی و اخلاق عفو مدارانه را آموزش میدهد:
یکی از خدمتکاران امام حسین(ع) جنایتی در محدوده حقوق شخصی حضرت مرتکب شده بود که مستحق مجازات و اجرای حدّ بود. حضرت حکم کرد که شلاق بخورد. آن خدمتکار که حضرت را میشناخت، پس از شنیدن حکم، حضرت را به آیه 134 سوره آلعمران توجه داد و گفت: «وَالکاظِمینَ الغَیظ»؛ یعنی اهل تقوا کسانی هستند که خشم خود را فرو میخورند. امام(ع) فرمود: «رهایش کنید». آن خدمتکار فرصت را مناسب دید و گفت: سرور من! «والعافِینَ عَنِ النّاس؛ متقین از گناه مردم میگذرند». حضرت فرمود: «تو را عفو کردم». آن غلام ادامه داد: «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ خدا نیکوکاران را دوست میدارد». حضرت فرمود: «أنتَ حُرٌّ لِوجهِ اللهِ و لَكَ ضِعفُ ما كُنتُ أُعطِيكَ؛ تو در راه خدا آزادی و تو را دو برابر [حقوقی] که تا کنون به تو پرداخت میکردم، میدهم».
این رفتار امام حسین(ع)، زندگیساز و درسآموز است تا اگر زیردستی یا کارگری حقی از ما را ضایع کرد، اگرچه از نظر قانون میتوانیم او را مجازات کنیم؛ ولی بر اساس قرآن و روش تربیتی اهلبیت:، رضای خدا را در گذشت، نادیده گرفتن خطا و نیکی کردن به خطاکار برگزینیم؛ رفتاری که برای خطاکار بسیار سازنده است.
زمانی سرش در گریبان بماند
پس آنگه به عفو آستین برفشاند
به دستان خود بند از او برگرفت
سرش را ببوسید و در بر گرفت
بزرگیش بخشید و فرماندهی
ز شاخ امیدش برآمد بهی
منبع:روشهای امام حسین(ع)در تربیت اخلاقی پیروان/فرجالله میرعرب
نظر دهید » 
تاکید سیره قولی وعملی ائمه اطهار علیهم السلام بر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام بر مستحب مؤکد و یا به عنوان فریضه ازاین جهت است که زیارت چند فلسفه مهم عملی و ایمانی به دنبال داشته و در ساختن انسانیت انسان نقش کلیدی دارد

1-(سنخیت پیداکردن زائر با مزور)
نخستین اثرعملی زیارت آنست که اگر زائر زیارت همراه با اداب و شرایط انجام دهد زیارت مزور وصاحب قبه آنچنان زائر راپیش می برد و او را ازنظر روحی و باطنی دگرگون می کند و وصل به مزو ر می کند متحد با وی می سازد زائر از جنس وسنخ مزور می شود و تکرار وجود آن حضرت می گردد، چراکه زائر هر گام به تربت سیدالشهدا ء نزدیک می شود می داند درصورتی می تواند به حقیقت وماهیت زیارت راه پیداکند.
2-(زیارت تجدید عهد ومیثاق بامزور)
دومین اثرعملی و فکری زیارت زيارت، تجديد عهد با «خط امامت»، ميثاق با «خون شهيد»، پيمان با «محور توحيد» و بيعت با «رسالت» و «وحى» است. امام هشتم شيعيان جهان، در مورد عهد و پيمانى كه هر امامى بر گردن رهروان خود دارد، فرموده است: «…لِكُلِّ إِمَام عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهشِيعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ، فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ وَ تَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: (سائل، ج15، 338) براى هر امامى به گردن شيعيان و هوادارانش پيمانى است; از جمله وفا به اين پيمان، زيارت قبور آنان است. پس هر كس از روى رغبت و پذيرش، آنان را زيارت كند، امامان در قيامت شفيع ايشان خواهند بود)).
بر اساس همين وفاى به عهد است كه شيعه همواره در احياى نام و ياد و زيارت قبور اولياى دين، چه رنج ها كه كشيده و چه شهيدها كه داده است و اكنون نيز اين خط ايثار و شهادت دوام دارد و زيارت ادامه همين خط است و تبرّك و توّسل و استشفا و استشفاع، فيض گيرى از آن معنويات است، كه سيره و روش گذشتگان صالح ما نيز همين بوده است. خصیصه نورانی سید الشهداء را بشناسد و در خودش نهادینه کند.
با توسّل به ارواح مطهّر پيشوايان معصوم(عليهم السلام) است كه زيارت معنا پيدا مى كند و قبولى اعمال عبادى ما، بدون «استشفاع» و «توسّل» و بدون عرض ارادت و «مودّت» به آستان اقدسشان، بى ثمر و قاصر از وصول به هدف است و اشرف انبيا حضرت محمّد مصطفى(صلى الله عليه وآله) در اين باره چنين فرموده است: «…وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّد بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ عَبْداً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً مَا قَبِلَ اللَّهُ ذَلِكَ مِنْهُ حَتَّى يَلْقَاهُ بِوَلايَتِي وَ وَلايَةِ أَهْلِ بَيْتِي:(بحار، ج15، ص172): سوگند به آنكه جان محمّد در دست اوست، اگر بنده اى در روز قيامت، عمل هفتاد پيغمبر را بياورد، خدا آن را از وى نمى پذيرد تا اينكه با «ولايت» من و «ولايت» اهل بيت من، خدا را ملاقات نمايد.))
3-(زیارت ارتباط زنده بازنده است)
از آن جا که روح (نفس) انسان موجودی مجرد است و فنا و نابودی در آن راه ندارد، پس هرگز با مرگ نابود نمی شود، بلکه از جهانی کوچک به جهانی وسیع تر انتقال می یابد. در حقیقت روح از زندان تن رها می گردد. بنابراین، حتی هنگامی که زائر تربت و محل دفن بدن شخصی را زیارت می کند و با او ارتباط برقرار می سازد، این ارتباط از نوع ارتباط زنده با زنده است.
شیخ الرئیس ابن سینا می گوید: “زائر که با وجود مادی و روحی خویش به سوی مزور می رود از نفس مزور استمداد می طلبد تا خیری را تحصیل یا زیانی را دفع کند. نفس مزور نیز به جهت جدا شدن از عالم ماده و مشابهتی که با عقول مجرد یافته است، منشأ اثر فراوان و کامل تری خواهد بود. و چون زائر با جسم و جان سراغ مزور رفته است هم بهره های مادی می برد و هم فوائد روحی:(رسائل ابن سینا، ق338) با توجه به این معنا از زیارت، حیات و ممات مزور برای زائر یکی خواهد بود و او را حاضر و شاهد خواهد دانست.
روایات بسیاری اشاره یا تصریح به این معنا دارد که حیات و ممات معصوم (ع) یکی است. رسول خدا (ص) می فرماید: “کسی که پس از مرگ و وفات مرا زیارت کند؛ مانند کسی است که مرا در حال حیات ملاقات کرده است و من در هر دو حال شاهد بر او هستم و شفاعت او در روز رستاخیز بر عهده من است (کامل الزیارات، ص45) همچنین دور و نزدیک برایش تفاوت نخواهد داشت. رسول اکرم (ص) می فرماید: ” هر کس مرا پس از مرگم زیارت کند؛ مانند کسی است که در زمان حیاتم به سوی من شتافته است و اگر نتوانستید، درود و سلام برایم بفرستید این صلوات شما به من می رسد (سفینه البحار،ج3، ص 518) این که در برخی از زیارت نامه ها به حیات مزور اعتراف می شود، به خاطر این است که زائر متوجه باشد که با زنده حرف می زند و زنده ای را زیارت می کند. ازهمین رو در اذن دخول حرم مطهر می خوانیم: (يَرَوْنَ مَقَامِي، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي، وَ يَرُدُّونَ سَلامِي).
منبع:ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/ سید محمدتقی قادری
نظر دهید » 
یکی از فقرات زیارت عاشورا این دعاست که خداوند متعال مارو همنشین اهلبیت قرار بده در دنیا و آخرت من میخواستم رد بشم بحثرو اما نکاتی داره «اَنْ يَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ»؛ یعنی یک معنا اینکه…

با اینکه بیوفا شدهام با وفا ببخش
آقا ما گاهی شمارو فراموش میکنیم، گاهی یادمون میره، اما شما ببخشید
این بار محض خاطر زهرا مرا ببخش
آقاجان:
خوبی نکردهام که تو خوبی کنی ولی
آقا بیا و جان عزیزت شما ببخش
بد کردهایم یوسف در چاه فاطمه
یا ایّها العزیز دل ما مرا ببخش
یابنالحسن…
شیعیان بحرین روضه میگرفتند هر مجلسی به عهدة یکی از شیعیان بود مخارج و هزینههاشُ تأمین میکرد، یکی از این بازاریهایی که ورشکست کرده بود در یه جلسهای بهش گفتن مجلس بعدرو تو خرج بده، قبول کرد چون خجالت کشید بگه ندارم، از مجلس اومد بیرون گریه میکرد، خانمش گفت چته چرا گریه میکنی؟ گفت این مجلس ابیعبداللهرو قبول کردم ولی چیزی نداریم صبح روزی که قرار بود اون شب روضه بگیره از شهر خارج شد گریه میکرد میگفت آقا آبروم داره میره، المستغاث بک یا صاحب الزمان؛ گریه میکرد متوسل شد به امام زمان همینطور که داشت میرفت، یه وقت سید عربی در هیئت حجازیون به اسم صداش زد سلام کرد قربون سلام کردنت بریم پسر فاطمه فرمود: برو تو بازار مغازة چندم به اون حاجی بگو بگو اون وجوهاتی که امروز کنار گذاشتی به شما بده گفت آقا اگه گفت کی گفته بگم کی؟ فرمود: برو اگه سؤال کرد بگو سید مهدی فرموده، نشناخت آمد تو بازار بحرین در مغازه سلام کرد صداش زد اومد گفت امروز من یه آقاییرو زیارت کردم آدرس شمارو به من داده فرموده اون وجوهاتُ سهم ما که کنار گذاشتی امروز به من تحویل بدی، خدایا من به کسی نگفتم این از کجا میدونه آمد جلوتر گفت اون آقایی که آدرس بهت داده نگفت کیه صدا زد: چرا فرمود: سید مهدی، تا گفت سید مهدی بازاریه تاجره شروع کرد گریه کردن گفت خوشا به سعادتت پسر فاطمهرو زیارت کردی یابن الحسن….
نظر دهید » 
به تو از دور سلام؛
زیارت امام حسین علیه السلام و زیارت اربعین از مهمترین اعمالی است که در کتب ادعیه بر خواندن آنها در روز بیستم صفر تأکید شده است.

نشانه مومن پنج چیز است و یکی از آنها زیارت اربعین و قبر سیدالشهدا (ع) است.
پیاده روی اربعین ضمن آداب و نکاتی که به همراه دارد، روز اربعین نیز، دارای اعمال و آدابی است که از زیارت قبور شهدای کربلا، زیارت اربعین آغاز و دیگر اعمال این روز است.
یکی از این آداب سفر به حرم سیدالشهدا (ع) و ۷۲ شهید کربلاست که روایات بسیاری نیز درباره زیارت قبور شهدا بیان شده است.
از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است:
بجاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نافله)، زیارت اربعین (امام حسین)، انگشتر به دست راست نهادن، پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.
زیارت امام حسین علیه السلام و زیارت اربعین از مهمترین اعمالی است که در کتب ادعیه بر خواندن آنها در روز بیستم صفر تأکید شده است.
در مجموع کتابهای مفاتیح الجنان، اقبال الاعمال و زادالمعاد آداب و اعمال زیر برای روز اربعین حسینی ذکر شده است:
زیارت اربعین
بيستم صفر؛ روز اربعين و به قول شیخین (شيخ مفيد و شيخ طوسى) روز رجوع حرم (خانواده) امام حسين عليه السّلام از شام به مدينه، و روز ورود جابر بن عبد اللّه انصارى به كربلا براى زيارت امام حسين عليه السّلام است، شيخ طوسى در كتاب تهذيب و مصباح از حضرت حسن عسگرى عليه السّلام روايت كرده:نشانههاى مؤمن پنج چيز است: پنجاه و يك ركعت نماز گذاردن،كه مراد هفده ركعت واجب، و سى و چهار ركعت نافله[مستحب] در هر شب و روز است و زيارت اربعين، و انگشتر به دست راست نمودن، و پيشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام در روز اربعين به دو صورت رسيده:اول: زيارتى است كه شيخ در دو كتاب تهذيب و مصباح از صفوان جمّال روايت كرده،كه صفوان گفت: مولايم امام صادق عليه السّلام درباره زيارت اربعين به من گفت:هنگامىكه قسمت قابل توجهى از روز برآمده،بخوان:
السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِدا مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ ،
سلام بر ولىّ خدا و حبيبش،سلام بر دوست خدا و نجيبش،سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيدهاش،سلام بر حسين مظلوم شهيد،سلام بر آن دچار گرفتاريها و كشته اشكها،خدايا من گواهى مىدهم كه حسين ولىّ تو و فرزند ولىّ تو،و فرزند برگزيده توست حسينى كه به كرامتت رسيده،او را به شهادت گرامى داشتى،و به خوشبختى اختصاصش دادى،و به پاكى ولادت برگزيدى،و او را آقايى از آقايان،و پيشروى از پيشرويان،و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى،و ميراثهاى پيامبران را به او عطا فرمودى،و او را از ميان جانشينان حجّت بر بندگانت قرار دادى،و در دعوتش جاى عذرى باقى نگذاشت،و از خيرخواهى دريغ نورزيد،و جانش را در راه تو بذل كرد،تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند،درحالىكه بر عليه او به كمك هم برخاستند،كسانىكه دنيا مغرورشان كرد،و بهره واقعى خود را به فرومايهتر و پستتر چيز فروختند و آخرتشان را به كمترين بها به گردونه فروش گذاشتند،تكبّر كردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند،تو را و پيامبرت را به خشم آوردند،
نظر دهید » 
روايات، نه تنها زيارت سيّد الشهدا عليه السلام را با فضيلت ترين كار و همانند زيارت خدا و پيامبر او توصيف مى نمايند ، بلكه تصريح مى كنند كه زيارت ايشان ، بر هر مؤمنِ معترف به امامت اهل بيت عليهم السلام لازم است

ثواب زيارت امام حسين عليه السلام
اين روايات ، نه تنها زيارت سيّد الشهدا عليه السلام را با فضيلت ترين كار و همانند زيارت خدا و پيامبر او توصيف مى نمايند ، بلكه تصريح مى كنند كه زيارت ايشان ، بر هر مؤمنِ معترف به امامت اهل بيت عليهم السلام لازم است و كسى كه بتواند او را در كربلا زيارت كند و خوددارى نمايد ، حقّى از حقوق خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله را ترك كرده و با اين جفاكارى ، مورد عاقّ اهل بيت عليهم السلام واقع مى گردد و بدين سان ، از خير و بركات فراوانى محروم مى شود و از ايمان و عمرش ، كاسته مى گردد .
بركات شگفت انگيز زيارت امام حسين عليه السلام
زيارت سيّد الشهدا عليه السلام ، اگر با آداب و شروط آن انجام شود ، كيميايى است كه جان آدمى و زندگى او را متحوّل مى سازد .
بر پايه روايات اين بخش، زيارت آن بزرگوار ، آثار وبركات بسيارى دارد، از جمله اين كه فرشتگان الهى ، براى زائر امام حسين عليه السلام ، احترام ويژه اى قائل اند و وى ، مشمول دعاى اهل بيت عليهم السلام و فرشتگان است .خداوند متعال ، گناهان زائر امام حسين عليه السلام را مى بخشد ، عمرش را طولانى مى كند ، روزى اش را فراوان مى گردانَد ، غمش را زائل مى سازد ، قلبش را شاد مى نمايد ، گناهانش را به عمل صالح تبديل مى كند و اگر بدبخت باشد ، او را خوش بخت مى نمايد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، براى او شفاعت مى كند و به او نيز اجازه شفاعت كردنِ ديگران داده مى شود ، با حسين بن على عليه السلام محشور مى گردد و در بهشت ، همنشين اهل بيت عليهم السلام خواهد بود و در نهايت ، بايد گفت : فضايل و بركات زيارت امام حسين عليه السلام ، غير قابل شمارش است .
بركات زيارت سيّد الشهدا عليه السلام ، به حدّى است كه نه تنها اهل زمين ، بلكه آسمانيان و فرشتگان مقرّب الهى و ارواح پاك پيامبران و صدّيقان ، پيوسته به زيارت او مى آيند و از بركات مزارش بهره مى برند .
به همين جهت ، توصيف شده كه پيروان اهل بيت عليهم السلام ، حتّى در سخت ترين شرايط ، هر قدر كه مى توانند ، از بركات بى شمار زيارت امام عليه السلام بهره مند شوند .
حكمتِ اين همه فضيلت و بركت؟
مسئله مهم در اين جا ، اين است كه حكمت اين همه فضيلت (ثواب) و بركتى كه براى زيارت امام حسين عليه السلام گزارش شده ، چيست؟ و چرا زيارت ساير اهل بيت عليهم السلام ، حتّى زيارت جدّش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و پدرش امير مؤمنان عليه السلام ـ كه از جايگاه والاترى برخوردارند ـ ، تا اين حد ، مورد توصيه و تأكيد ، قرار نگرفته است ؟
در احاديث اهل بيت عليهم السلام ، ملاكِ توصيه و تشويق به زيارت ، ميزان تأثيرگذارى آن است و بر اين مبنا ، حكمتِ اين همه فضيلت و بركتى را كه براى زيارت امام حسين عليه السلام گزارش شده ، بايد در نقش آن در سازندگى جامعه توحيدى جستجو كرد .
حكمت زيارت سيّد الشهدا عليه السلام ، حكمت تداوم عزادارى براى او و حكمت شهادتش، يكى است .
اصلى ترين دليل استقبال امام حسين عليه السلام ازشهادت ، جهل زُدايى از جامعه اسلامى است . نكته قابل توجّه ، اين است كه اين دليل، ضمن زيارت اربعين امام حسين عليه السلام ، از امام صادق عليه السلام گزارش شده است :
وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ ، لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ ، وحَيرَةِ الضَّلالَةِ .و خونش را به خاطر تو بذل كرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانىِ گم راهى ، بيرون آورد .
بنا بر اين ، حكمت تعيين آن همه فضيلت و بركت براى زيارت امام حسين عليه السلام ، اين است كه زيارت امام عليه السلام همراه با آدابى كه بدانها اشاره خواهيم كرد ، همانند عزادارى هدفمند براى ايشان ، نقشى بى بديل در زنده نگه داشتن مكتب شهادت و فرهنگ اصيل عاشورا ايفا مى كند ، و زمينه ساز حكومت جهانى اسلام به رهبرى خاندان رسالت است ؛ امّا زيارت ساير اهل بيت عليهم السلام ، نمى تواند چنين نقشى را در جامعه ايفا نمايد .
منبع: حدیث نت
نظر دهید » 
اگر زائر بخواهد از توفیق زیارتش از بالاترین اجر برخوردار شود و ازنظر روحی لذت کامل ببرد و از نظرعملی نیز تغییر در رفتار پیدا کند، راهکارش آشنایی با آداب زیارت و مؤدب شدن به اين آداب است. هرچند در روايات قريب به سي و دو ادب براي زيارت آمده است؛ ولی دراين يادداشت تنها پنج ادب که رکن اصلی و مادر همه آداب است مورد شرح و تفسیر قرار می گیرد:

یکم؛ معرفت به صاحب قبه
نخستین ادب از آداب زیارت ((معرفت)) زائر به جایگاه و مرتبه قدسی، ملکوتی و غیبی به ((مزور)) و صاحب قبه ای است که تشرف به زیارتش پیدا کرده است. به این معنا زائر به این باور قلبی و معرفتی رسیده باشد که:
اولا؛ صاحب قبه و ((مزوری)) که به زیارتش شتافته از نظر قدسی و ملکوتی دراین جهان از نظر تقرب به خداوند متعال مظهر تجلی اسماء الحسنی و آیینه تمام نمای صفات جمال وجلال الهی است؛ آنهم به گونه ای که((مزور)) هرچند خداوندگار نیست؛ ولی خداوند کار است و بسیاری از کارهای نشدنی به اذن الهی به برکت آنان شدنی می شودکه در توصیف شان در زیارت جامعه آمده است:
(( فبلغ الله بکم اشرف محل المکرمین، واعلی منازل المقربین، و ارفع درجات المرسلین… بکم فتح الله و بکم یختم، و بکم ینزل العیث؟ و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه، و بکم ینفسچ الهم، و یکشف الضر))
ثانیا؛ هر چند صاحب قبه ظاهرا دربین ما نیست و ما او را در برابر مان نمی بینیم و سخن وی را نمی شنویم ولی به حکم آیه مبارکه: ((ولاتحسبن الذین قتلوا فی سیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم يرزقون))
غيب و شهادت؛ ممات و حيات آنان يكسان است همانگونه که درزندگی دنیوی ما را می بینند و سخن ما را می شنوند و برمکنونات قلبی واقف اند وخواسته های مشروع ما را برآورده می کنند درحیات برزخی نیز این گونه اند سلام ما را می شنوند و پاسخ می دهند و خواسته های مشروع رابه هنگام توسل پاسخ می دهند وبرای این که زائر با چنین باوری تشرف به به زیارت پیدا کند به ما آموخته اند به هنگام تشرف اذن دخول خواسته و این گونه بگو:
((اللهم انی اعتقد حرمه صاحب هذالمشهد الشریف فی غیبته ،کمااعتقدها فی حضرته،واعلم ان رسولک وخلفائك عليهم السلم،احياءعندك ير زقون،يرون مقامي ويسمعون كلامي ويرددن سلامي))
بنابراين زايري كه با چنین معرفتی به زیارت می رود که باور دارد بین او و صاحب قبه حجاب و حایلی نیست قطعا از چنین انس مجالستی حظ و لذت روحی در بالاترین ممکن می برد.
دوم: طهارت نفس
دومین ادب از آداب زیارت(طهارت نفس) و(پاکی روحی) زائراست. به این معنا غرض وفلسفه زیارت (اتحاد روحی) زائر با صاحب قبه است و اگر دراین زیارت چنین اتفاقی نیفتد رفتن و نرفتن زیارت مساوی خواهد بود، و اگر بخواهد چنین اتحادی به وجود بیاید، لازمه اش ((سنخیت روحی)) بین زائر و مزور خواهد بود و این سنخیت تنها راهکارش ((طهارت نفس)) و((پاکی روحی)) زائر را می طلبد، چرا که:
اولا؛ صاحب قبه به حکم آیه مبارکه: ((انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا))ونیز زیارت جامعه که در توصیفشان امده است:((عصمکم الله من الزلل وامنکم من الفتن، وطهرکم من الدنس، واذهب عنکم الرجس، و طهرکم تطهیرا: خداوند نگهداشت شما را ازلغزش، و ایمن داشت شما را از فتنه و آزمایشات و پاکتان کرد از چرکی و دور کرد ازشما پلیدی را و بخوبی پاکیزه تان کرد))
ثانیا؛هرچند ازنظرمکانی هیچ تفاوتی بین مکان ها نیست چرا که همه این هامخلوق خدایند ولی اماکن متبرکه به دلیل این که بدن مطهر معصومی چون سید الشهدا را در خود جا داده است متمایز ازهمه مکانها شده و ازطهارت و قداست خاصی برخورداراست ازهمین رو دراذن دخول اماکن متبرکه آمده است:
((اللهم ان هذه بقعه طهرتها، وعقوه شرفتها، ومعالم زکیتها: خدا یا! این نعمتی است که تو پاکش کردی ود رباری است که شرافتش دادی وجایگا ههایی است که پاکیزه اش ساختی: بحار ،ج۹۹،ص۱۱۵))
به دلیل همین طهارت است وقتی صحابه جلیل القدری چون ابو بصیر خواست درحال جنابت بر امام صادق (ع)وارد شود امام (ع)فرمود: (( اما تعلم انه لاینبغی للجنب ان یدخل بیوت الانبیاء: آيا نمي دانی که برای شخص جنب شایسته نیست که درخانه انبیا و اولیا داخل شود؛ راوی می گوید: ابوبصیر برگشت و ما همه وارد به امام شدیم )).
سوم:غسل زیارت
سومین ادب از آداب زیارت ((غسل زیارت))است. غرض وهدف ازاین غسل طهارت نفس وپاکیزگی روحی زائر است تا بتواند بامؤدب شدن به این ادب روحی سنخیت باصاحب قبه پیدا کند؛چراکه زائر، با غسل زیارت می یابد وقتی نمی تواند بابدن کثیف وچرکین پا به قبه معصوم بگذارد وبه وی اذن دخول نمی دهند پس یقین پیدا می کند قلب قفل شده از سنگینی معصیت را،قطعا اذن دخول نمی دهند پس به هنگام غسل کردن می یابد همانگونه که آب جاری قدرت دارد بدن کثیف را نظیف کند و او را آماده ورود به قبه کند غسل توبه درونی نیز می تواند ازاو آدمی جدیدی بسازد که سنخیت واتحاد روحی با صاحب قبه پیدا کند واذن دخول پیدا کند، ازهمین رو در روایت آمده است زائر به هنگام غسل این گونه دعاکند:
((اللهم اجعله لی نورا وطهورا وحرزا،وشفاءمن كل داء وافه وعاهة،اللهم طهر به قلبي واشرح به صدري وسهل به امري؛ خدا با اين غسل را نور و پاکیزگی و نگهبان و شفای از هر درد و افت وعیب قرار بده! با این غسل قلبم را نیز پاک کن و سینه ام را بگشای و کارم را آسان گردان؛ بحار،ج۷،ص ۱۲۹)).
چهارم : پابرهنه به سمت قبه رفتن
چهارمین ادب از آداب زیارت به حکم آیه مبارکه ((فاخلع نعلیک باالوادی المقدس طوی)) آن است زائر کفش را ازپا در آورده و پابرهنه به سمت تربت و قبه سیدوالشهداء(ع)حرکت نماید.
چراکه پا به مکانی خواهد گذاشت که به برکت صاحب قبه مقدس ونورانی است و نمی توان با کفش وارد شد بلکه ازدور باید پابرهنه گام بردارد تا بتوان اذن دخول گرفت.
ازهمین رو در روایت امده است :
۱-ابوصامت از امام صادق(ع) نقل می کند:
« مَنْ أَتَی الْحُسَینَ(ع) مَاشِیاً کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ أَلْفَ حَسَنَهٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیئَهٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَهٍ فَإِذَا أَتَیتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیک وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْی الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیتَ بَابَ الْحَیرِ فَکبِّرِ اللَّهَ أَرْبَعاً»؛[همان]
هر کسی پیاده به زیارت قبر حسین(ع) برود، خداوند برای هر قدمی هزار حسنه نوشته و هزار گناه از او پاک می کند و رتبه اش هزار درجه بالا می رود. پس هرگاه به فرات رسیدی، غسل کن و کفش هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ پس وقتی به درب حَرَم رسیدی، چهار بار تکبیر بگو و کمی راه برو و دوباره چهار بار تکبیر بگو.
حسین بن ثُویر از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود:
«إِذَا أَتَیتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَاغْتَسِلْ عَلَی شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِیابَک الطَّاهِرَهَ ثُمَّ امْشِ حَافِیاً فَإِنَّک فِی حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ بِالتَّکبِیرِ وَ التَّهْلِیلِ»؛[همان]
زمانی که به زیارت ابا عبدالله(ع) رفتی، پس غسل کن در نهر فرات و سپس لباس های پاک بپوش؛ آن گاه با پای برهنه راه برو؛ پس تو در حرمی از حرم خدا و حرم پیامبرش هستی و بر تو باد به تکبیر و گفتن لااله الا الله)).
پنجم: غمگین ومتاثر
پنجمین ادب از آداب زیارت سید الشهدء(ع) که نشان می دهد که زائر خود را درکنار قبه و بارگاه و مزار سید الشهداء علیه السلام می بیند،((غمگین ومهموم)) بودن است، چراکه زائر دربرابر تربتی قرار دارد که صاحب ان دریک روز شاهد به شهادت رسیدن هفتاد دو تن از عزیزانی بود که خود درشب عاشورا در وصفشان فرمود: (( أَمَّا بَعْدُ، فَإنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَابًا أَوْفَی وَلَا خَیرًا مِنْ أَصْحَابِی، وَلَاأَهْلَ بَیتٍ أَبَرَّ وَلَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیتِی؛ فَجَزَاکمُ اللَهُ عَنِّی خَیرَ الْجَزَآء امّا بعد، من حقّاً اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خودم، و نه اهل بیتی نیکوکارتر و با صِله و پیوندتر از اهل بیت خودم سراغ ندارم؛ پس خداوند شما را از طرف من به بهترین جز ابرساند)) وخود نیز باداشتن داغ مرگ چنین عزیزانی درقلب به ((قتل صبر)) به شهادت رسید، زائر چنین قبه ای باید نشان بدهد که تاچه اندازه ومرتبه ای به این صاحب قبه نزدیک است واین امکان ندارد مگر شرایط روحی وی قبل از رسیدن به تربت سیدالشهدا(ع)با رسیدن به تربت متفاوت باشد ازهمین رو در روایت امده است:
((عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا زُرْتَ الْحُسَیْنَ ع فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِینٌ مَكْرُوبٌ أَشْعَثُ مُغْبَرٌّ جَائِعٌ عَطْشَانُ وَ اسْأَلْهُ الْحَوَائِجَ وَ انْصَرِفْ وَ لَا تَتَّخِذْهُ وَطَناً:
امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه خواستی امام حسین علیه السلام را زیارت كنی او را زیارت كن در حالی كه محزون و مكروب ژولیده موی و غبار آلود و گرسنه و تشنه لب باشی و از اباعبدلله علیه السلام حوائجت را بخواه و برگرد و كربلا را وطن خود مگیر.:تهذیب الاحكام/ج6/ص76)
واگر زائری مؤدب به اين آداب شد و با چنین معرفت و شناخت و روحیه بسیار پاک و قلبی شکسته وارد حرم سیدالشهداء شد و گفت:((السلام علیک یا اباعبد الله )) نه با گوش دل و قلب بلکه با گوش سر خواهد شنید که حضرت پاسخ دادند ((وعلیک السلام)) همان گونه که وقتی ابراهیم مجاب گفت((السلام علیک یاجدی یا اباعبدالله))از داخل مزار و تربت شریف صدا بلند شد ((وعلیک السلام یاولدی))
پس هرکس می خواهد ابراهیم مجاب دوم شود نه ازگوش دل، بلکه باگوش سر جواب سلام خودش را ازمضجع و تربت امام علیه السلام بشنود همت کند زیارت با اداب ماثوره ازاهل بیت علیهم السلام انجام دهد.
منبع:ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی/سید محمدتقی قادری
نظر دهید » << 1 ... 8 9 10 ...11 ...12 13 14 ...15 ...16 17 18 ... 203 >>