
پایین کوه ایستاد و نگاهش رو به بلندای قلّه انداخت از پایین تا بالای نگاهش، فقط کوه بود به صعود فکر می کرد و به فتح قُله طناب مخصوصش رو درآورد و آن را دور کمرش پیچید و توی دستش گرفت به اندازه کافی محکم بود آنقدر که با کشیده شدن روی سنگ های تیز کوه از بین نرود شروع کرد به بالا رفتن آنقدر از کوه بالا رفت که به نزدیکی قله رسید.

خسته شده بود و طنابِ دور دستش شل شد و در یک لحظه حواس پرتی، طناب ول شد یک دفعه چند متر سقوط کرد و به پایین پرتاب شد چشمانش را از ترس بسته بود و نفس نفس می زد ما بین زمین و آسمان معلق مانده بود قلبش می تپید و عرق از روی پیشانیش پایین می آمد چشمانش رو آرام باز کرد و دوباره طناب را محکم گرفت زیر لب زمزمه کرد: اگه طناب محکم نبود حتماً مرده بودم دوباره شروع کرد به بالا رفتن تا به قله رسید با خودش فکر می کرد آدمها تو دنیا، مثل کوهنوردها می مانند کسی که در مسیر صعود طنابی محکم نداشته باشد سرنوشتی جز افتادن به ته دره نخواهد داشت.
💖💖💖
آیه : وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا… آل عمران / 103 .و همگی به ریسمان الهی در آویزید و پراکنده نشوید.امام صادق علیه السلام فرمودند: « مائیم ریسمان الهی که خداوند عزوجل فرمود: ( و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید)» . امام کاظم علیه السلام فرمودند: «علی بن ابیطالب علیه السلام ریسمان محکم الهی است »
💖💖💖
امام باقر علیه السلام فرمود: «ریسمان محکم خداوند، که مردم مأمور به توسل به آن هستند، آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم می باشند». به هنگام زیارت امیرالمؤمنین می خوانیم « سلام بر تو ای رشتۀ محکم خدا» «که به ریسمان تو چنگ زده ام».

به درگاه مسجد کوفه چون می رسیم در وصف امیر مؤمنان علی می خوانیم « ای رشته ی وصل کننده ما بین خدا و بندگان او» ریسمانی از آسمان به زمین، برای واسطه شدن میان خدا و خلق خدا، گویی دنیا به ظلمتکده ای تشبیه شده که راه برون رفت از آن در گرو چنگ زدن به حبل الهی است، چرا که بدان می توان نجات و رهایی یافت و یا خود را حفظ نمود .
💖💖💖
بواسطۀ ریسمان محکم می توان از چاه ظلمت بیرون آمد و یا به اوج قله ی انسانیت صعود نمود و در پرتگاهها و بحرانها آن را بهترین دست آویز قرار داد اگر این رشته نازک باشد، سقوط حتمی است ولی اینان (حبل الله المتین )اند.

یک سر این رشته در دستان معتصمین به ولایت است، و طرف دیگرش وصل شدن به درگاه خدای کریم است همگی را نیز به این موضوع امر نموده اند که متفرق و پراکنده نشوید.
💖💖💖
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « اگر مردم همگی حول محور ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام جمع می شدند خداوند آتش را نمی آفرید »
💖💖💖
برای طی طریق و گذر از معابر و به چاه نیفتادن هر نابینا ریسمانی می کشیدند و بدو می گفتند سر رشته بگیر و بیا و اینجا حکایت همان است که کورکورانه، دست باید گرفت و دانست تنها راه رساندن این است و بس.
منبع پدر، مادر، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان، بیرانوند، محمد،
نظر دهید » 
باید دانست که خوردنی ها برای صحت و سلامت بدن است، نه برای شهوت و لذت، تمام خوراکی ها به وجود آمده اند و آماده شده اند برای صحت بدن ما تا ماده حیات و زندگانی برای ما باشند.

غذاها همانند داروها می باشند که به وسیله آن ها سلامتی حفظ می شود. پس همان طور که داروها را کسی برای لذت بردن استفاده نمی کند و بیش ازحد لازم مصرف نمی کند، خوردنی ها را نیز مناسب است فقط برای حفظ صحت و سلامت بدن تناول نمود.هر چند غذا برای هضم نیز لازم است لذیذ هم باشد. رازی رحمه الله علیه بیان می کند که غذا باید لذیذ و اشتهاآور باشد تا مورد توجه هاضمه واقع شود و جذب بدن شود و در غیر این صورت مورد توجه طبیعت بدن قرار نمی گیرد و بدن از آن استفاده نمی کند.
منبع خوراک های هفت گانه بر اساس دیدگاه طب ایرانی، دانش نوین، آیات و روایات/ گردآوری رحمت پوریزدی
نظر دهید » 
قال على عليه السلام:«كُلُّ امْرٍ ذى بالٍ لَمْ يُذْكَرْ فيهِ اسْمُ اللَّهِ فَهُوَ ابْتَرُ»؛«هر كار داراى اهميّتى كه بدون ياد خدا آغاز گردد، به سرانجام نمى رسد» .

شرح و تفسير
ياد خداوند در تمام اعمال و گفتار انسان مؤثّر است و غفلت از آن نتيجه منفى دارد. بر اين اساس در اين روايت شريف توصيه به ذكر نام اللَّه در هر كارى شده است و روشن است كه منظور از بردن نام خدا و آغاز هر كارى به نام او، فقط گفتن بسم اللَّه نيست، بلكه هدف اين است كه خداوند در تمام اعمال ما حضور داشته باشد، بدين جهت در اين روايت، بر خلاف روايات مشابه، به جاى «لَمْ يُبْدَأْ» جمله «لَمْ يُذْكَرْ» آمده است.كه نه تنها در شروع كار، بلكه در ادامه كار هم ذكر اللَّه لازم است.

چگونه خدا را ياد كنيم؟
«ذكر اللَّه» و به ياد خالق و آفريدگار جهان هستى بودن انواعى دارد، برترين آن اين است كه انسان بداند او وجودى است وابسته، كه بدون تكيه بر خداوند، حتّى براى يك لحظه، نمى تواند به زندگى خود ادامه دهد. وابستگى ما انسان ها، بلكه تمام موجودات جهان هستى به خداوند متعال، مانند وابستگى نور چراغ ها به منبع انرژى است كه در ابتدا و ادامه نياز به آن منبع دارد. اگر انسان به اين مرحله از ياد خدا برسد و از آن غفلت نكند، بدون شك متحوّل و دگرگون مى گردد و ديگر به هيچ كس جز خدا تكيه نمى كند و امكان ندارد كه آلوده به گناه شود؛ زيرا چنين انسانى همواره خويش را در محضر خدا مى بيند و تمام نعمت ها و در يك جمله هستى اش را از ناحيه او مى داند و روشن است كه چنين انسانى هرگز گرفتار معصيت نمى شود. گناهان در لحظه هايى رخ مى دهد كه انسان از خدا غافل مى شود . انسانى كه دائماً به ياد اوست گناه نخواهد كرد.
منبع 110 سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام / مولف مکارم شیرازی
نظر دهید » 
1. آثار دنيايى شهوات، حضرت على عليه السلام مى فرمايد: قرين الشهوة مريض النفس، معلول العقل؛ كسى كه با شهوت همراه است، جان و عقلش مريض و بيمار است. و در حديث ديگرى مى فرمايد: «و كم مِنْ شهوةء قد اورثت حزنا طويلاً»؛ چه بسيار شهوت (و لذّات زود گذرى) كه حزن و اندوهى طولانى بر جاى مى گذارد. روزنامه ها و مجلاّت خانوادگى، مملو از حكايت هايى است كه افراد در پى يك نگاه شهوت آلود و يا براى رسيدن به هوى و هوس، عقلشان مغلوب شهوت شده، دست به كارهايى زدند كه يك عمر بايد تاوان آن را بپردازند و جداى از عذاب اخروى، در دنيا جز بدنامى و تباهى و بدبختى چيز ديگرى نصيبشان نشده است.

در حديثى آمده است: كسى كه به سوى شهوات گام بر دارد و پيشى جويد، آفات و بلايا نيز همان گونه به سوى او مى آيد. گناهانى كه آشكارا انجام مى پذيرد، تخلّفى شديد است و سبب تعجيل در نزول بلاها و نقمات مى شود.
💖💖💖
2. آثار معنوى و اخروى امام على عليه السلام مى فرمايد: هيچ چيزى همانند غلبه ى شهوت، تقوا را نابود نمى سازد و نيز فرمودند: شهوت و حكمت الهى در يك قلب جمع نمى شوند. در اين باره روايات بسيارى موجود است كه هر كدام اثرى از آثار منفى گناهان و پيروى از شهوت را ياد آورى مى كند و انسان را از عواقبِ سوء آن آگاه مى سازد و آن چه در همه ى روابط و دوستى هاى نامشروع پيدا مى شود، نگاه شهوت آلود و غلبه ى شهوت و هيجان هاى نامشروع است و اگر اين روابط از حدّ دوستى هاى معمولى خارج شده، به روابط نامشروع زناشويى منجر شود، جداى از عواقب بسيار زيانبار فردى و اجتماعى، عذاب دردناك اخروى را نيز به دنبال دارد كه در قرآن كريم به آن تصريح شده است.
💖💖💖
۳.و در حديثى از پيامبر، آلوده شدن به گناه زنا را همانند كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم و نابود كردن خانه ى كعبه و از بزرگ ترين گناهان بنى آدم ذكر مى كند.
💖💖💖
۴.در حديثى ديگر، آثار شوم دنيايى آن را از بين رفتن آبرو، تعجيل در نابودى و فنا و قطع رزق، و در آخرت، حسابرسى دقيق و سخت و گرفتار شدن به قهر الهى و خلود در آتش جهنّم مى شمارد.
💖💖💖
۵.زشتى و قباحت اين پديده ى شوم به حدّى است كه امروزه همه ى انديشمندان عالم به آن اعتراف نموده و از آثار هولناك اجتماعى آن نگرانند.
💖💖💖
منبع جوانان و روابط ابوالقاسم مقیمی حاجی
نظر دهید » 
دو نفر از اهل علم نقل فرمودند که مرحوم حجة الاسلام حاجی آقا منیر فرمودند که در خبر وارد است کسی که این صلوات را بخواند بعد از آب خوردن ثواب ثقلین در نامة عمل او نوشته شود و او این است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی الْحُسَیْنِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی اَوْلادِ الْحُسَیْن اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی اَصْحَابِ الْحُسَیْن اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی اَنْصَارِ الْحُسَیْنِ اللَّهُمَّ الْعَن مَنْ شَرِکَ فِی دَمِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام)».

بدان که در تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام) در آیة «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» که شرحی دارد و خلاصة آن این است که حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)از رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل می فرمایند: در مقام محاسبة نفس و یاد آوردن حسنات و گناهان در هر شب و روزی، هر گاه بنده حساب خود را نمود و دید عبادت نموده، حمد و شکر خدای را بجا می آورد و هر گاه دید معصیتی از او صادر گردیده، توبه و استغفار می نماید و عزم می کند که دیگر مرتکب آن معصیت نشود و برای این که اثر آن معصیت زائل شود و محو گردد، صلوات بر محمّد و آل ایشان: بفرستد و چون که به واسطة معصیت رشتة محبّت و ولایت را پاره نموده و با دشمنان او نزدیک شده ، به قلب خود تجدید بیعت با حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)بنماید و به صلوات محکم کند رشته را و لعن کند دشمنان محمّد و آل ایشان را(علیهم السلام) ، چون چنین کرد خدا می فرماید: من مؤاخذه نمی کنم از گناهان تو و او را می آمرزد.
منبع : آثار و نتایج صلوات ،جورتانی اصفهانی، عباسعلی
نظر دهید » 
بحث غذا از مهم ترین و پرکاربردترین بحث های طب سنتی است که از قواعد کلی و جزئی برخوردار است. محل تولید اخلاط چهارگانه در بدن، کبد است. ماده اولیه برای تشکیل اخلاط، غذایی است که هضم معده را پشت سر گذاشته، وارد روده ها شده و از طریق عروق به کبد راه یافته است.

اگر مواد اولیه ای که تحت عنوان غذا به کبد می رسند، کیفیت مناسب را داشته باشند و کبد هم سالم باشد و بتواند عملکرد خود را به خوبی انجام دهد؛ اخلاط مناسبی در بدن تولید می شوند. اگر هم مواد اولیه ای که به کبد می رسند، کیفیت مناسب را نداشته باشند؛ اخلاط نامناسبی در کبد تولید می گردند. نامناسب بودن اخلاط می تواند به معنی کیفیت نامطلوب اخلاط و یا غیرطبیعی بودن در مقدار آن ها باشد؛ یعنی ممکن است اخلاط بیش تر و یا کم تر از نیاز بدن تولید شوند. همچنین ممکن است اخلاط سوخته و یا منجمد شوند و یا از حد طبیعی غلیظ تر و یا رقیق تر گردند.

با توجه به این که اخلاط، بافت های بدن را می سازند و آن ها را در وضعیت سلامت نگه می دارند؛ اگر اخلاط کافی و سالمی به بافت های بدن برسد و البته سایر امور مربوط به حفظ سلامتی مانند خواب کافی و صحیح، ورزش مناسب و غیره صورت بگیرد؛ بدن در سلامت کامل به سر می برد؛ اما اگر این اخلاط، مقدار و یا کیفیت نامناسبی پیدا کنند؛ سلامتی دچار اختلال شده و بیماری در هر یک از بافت های بدن امکان بروز پیدا می کند.

برای این که مواد اولیه ای که وارد کبد می شوند، سالم باشند؛ باید محصول هضم نهایی معده سالم باشد. سلامت محصول هضم نهایی معده در گرو دو امر است:
اول این که لازم است مواد غذایی که مصرف شده و وارد معده می گردند، کیفیت مناسب داشته و سالم باشند؛
و دوم این که قوانین و آداب صحیح خوردن و آشامیدن رعایت شده باشد. هر کدام از این دو مورد، خود شامل دستورات متنوع و زیادی است که دانستن آن ها برای سالم ماندن، لازم و ضروری است.
بدن آدمی محتاج است به طعام. غذاها از دیدگاه حکما علاوه بر اینکه «بدل ما یتحلل» می گردند و انرژی لازم برای حرکت و سوخت وساز و ترمیم بافت ها را تأمین می نمایند، بر کل بدن آثار مثبت یا منفی گذاشته و جسم و روان فرد را تحت تأثیر قرار می دهند. طب سنتی ایران حفظ سلامتی (بهداشت و پیشگیری) و درمان بیماری ها را به طور عمده در یک عبارت خلاصه نموده است «تنظیم روش زندگی مطابق با مزاج و خصوصیات ذاتی هر فرد».
منبع خوراک های هفت گانه بر اساس دیدگاه طب ایرانی، دانش نوین، آیات و روایات/ گردآوری رحمت پوریزدی
نظر دهید » 
قال على عليه السلام:
«قامَتِ الدُّنْيا بِثَلاثَةٍ: بِعالِمٍ ناطِقٍ مُسْتَعْمِلٍ لِعِلْمِه وَ بِغَنِىٍّ لايَبْخَلُ بِمالِه عَلى اهْلِ دينِ اللَّه عَزَّوَجَلَّ، وَ بِفَقيرٍ صابِرٍ. فَاذا كَتَمَ الْعالِمُ عِلْمَهُ، وَ بَخِلَ الْغَنِىُّ، وَ لَمْ يَصْبِرِ الَفقيرُ، فَعِنْدَها الْوَيْلُ وَ الثَّبُورُ»؛
«دنيا بر سه چيز استوار است: دانشمند سخنورى كه به دانش و سخنان خويش عمل مى كند و ثروتمندى كه از دادن اموالش به بندگان نيازمند خداوند بخل نمى ورزد و نيازمندى كه صبر و تحمّل دارد؛ بنابراين اگر دانشمند، دانش خود را مخفى كند (و در اختيار ديگران نگذارد) و ثروتمند بخل بورزد (و به فقراء كمك نكند) و فقير صبرپيشه نكند، مصيبت و هلاك دنيا را فرا مى گيرد» .

شرح و تفسير
از روايت فوق نكاتى استفاده مى شود؛ دو نكته آن بسيار مهمّ است:
1- «عالِم» بايد «ناطق» باشد و گرنه همچون گنج پنهان در زير خاك ها، نتيجه اى براى جامعه نخواهد داشت. بنابراين سخنورى عالم، نه تنها عيب محسوب نمى شود، بلكه لازمه يك عالم از ديدگاه امام على عليه السلام است. همان گونه كه خود آن حضرت، كه مصداق كامل و أتمّ «عالم» بود،سخنورى بسيار قوى و بى نظير بود. علاوه بر اين، «نطق» عالم، بايد همچون «نُطق» پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله باشد كه «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى» بنابراين آنچه مى گويد بايد در مسير رضايت خداوند باشد، نه جهت إرضاى هواى نفس!
2- «عالم ناطق» و «دانشمند سخنور» قبل از آن كه مردم را دعوت به چيزى كند، بايد خود عامل به آن باشد. و پيش از آن كه مردم را از عمل به چيزى نهى كند، لازم است خود تارك آن باشد. در اين صورت است كه چنين دانشمندى، عالم ربانى مى شود و «نگاه كردن به چهره او» حتّى «نظر كردن به درب خانه اش» و «حضور در مجلسش» همه عبادت محسوب مى گردد و سخنش جهاد فى سبيل اللَّه شمرده مى شود .
اگر عالم دانش خويش را احتكار نكرد، بلكه آن را منتشر نمود و قبل از مردم خود به آن عمل كرد، و ثروتمند فقراء را در استفاده از اموالش شريك كرد، و فقراء هم در مقابل فقر صبور و پر تحمّل بودند، اجتماع دچار مشكلى نخواهد شد؛ ولى مصيبت و هلاكت زمانى است كه نه دانشمند دانش خويش را در اختيار نيازمندان بگذارد، و نه ثروتمند دست فقير و نيازمند را بگيرد، و نه نيازمند صبر و تحمّل داشته باشد.
منبع 110 سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام / مولف مکارم شیرازی
نظر دهید » 
یکی از بزرگترین خیانتهای حکومت پهلوی پس از قیام 15 خرداد 1342، که زمینهساز تبعید امام خمینی(ره) به خارج از کشور به شمار میرود، تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی بود.
این لایحه پس از برگزاری رفراندوم شاه و تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که هر دو با موضعگیری امام خمینی(ره) روبرو شد، در مجلس طرح شد امام سخنان خود را چنین آغاز کرد:«انا للَّه و انا الیه راجعون . من تأثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. این چند روزی که مسائل اخیر ایران را شنیده ام خوابم کم شده است .ناراحت هستم. قلبم در فشار است . با تأثرات قلبی روزشماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید. ایران دیگر عید ندارد . عید ایران را عزا کرده اند؛ عزا کردند و چراغانی کردند؛ عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند . ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانی کردند؛ پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانیها را منع می کردم؛ می گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند؛ بالای سر خانه ها بزنند؛ چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.»اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند! اگر یک خادم امریکایی، اگر یک آشپز امریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه کنند، بازپرسی کنند، باید برود امریکا! آنجا در امریکا اربابها تکلیف را معین کنند!

دولت سابق این را تصویب کرده بود و به کسی نگفت. دولت حاضر این تصویبنامه را در چند روز پیش از این برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام و قعود مطلب را تمام کردند، و باز نفسشان درنیامد. در این چند روز، این تصویبنامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبتهایی کردند، مخالفتهایی شد، بعضی از وکلای آنجا هم مخالفتهایی کردند، صحبتهایی کردند لکن مطلب را گذراندند؛ با کمال وقاحت گذراندند! دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد! ملت ایران را از سگهای امریکا پست تر کردند اگر شاه ایران یک سگ امریکایی را زیر بگیرد بازخواست می کنند؛ و اگر چنانچه یک آشپز امریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگتر مقام را زیر بگیرد، هیچ کس حق تعرض ندارد! چرا؟ برای اینکه می خواستند وام بگیرند از امریکا! امریکا گفت این کار باید بشود- بعد از سه- چهار روز، یک وام دویست میلیون، دویست میلیون دلاری، تقاضا کردند. دولت تصویب کرد دویست میلیون دلار در عرض پنج سال به دولت ایران بدهند و در عرض ده سال سیصد میلیون بگیرند! می دانید یعنی چه؟ دویست میلیون دلار، هر دلاری هشت تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام، و در عرض ده سال سیصد میلیون- آن طور که حساب کردند- سیصد میلیون دلار از ایران بگیرد؛ یعنی صد میلیون دلار، یعنی هشتصد میلیون تومان از ایران در ازای این وام نفع بگیرند! مع ذلک، ایران خودش را فروخت برای این دلارها! استقلال ما را فروخت؛ ما را جزء دوَل مستعمره حساب کرد؛ ملت مسلم ایران را پست تر از وحشیها در دنیا معرفی کرد، در ازای وام دویست میلیون که سیصد میلیون دلار پس بدهند! ما با این مصیبت چه بکنیم؟ روحانیون با این مطالب چه بکنند؟ به کجا پناه ببرند؟ عرض خودشان را به چه مملکتی برسانند؟مام با گناه کبیره خواند سکوت درباره این مسئله از روحانیون و ملت آگاه خواستند که به داد اسلام برسند: «آقا فکری بکنید برای این مملکت؛ فکری بکنید برای این ملت. هی قرض روی قرض بیاورید؟! هی نوکر بشوید! البته دلارْ نوکری هم هست! دلارها را شما می خواهید استفاده کنید، نوکریش را ما بکنیم آن آقایانی که می گویند که باید خفه شد، اینجا هم باید خفه شد؟ اینجا هم خفه بشویم؟ ما را بفروشند و خفه بشویم؟! قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم؟ و اللَّه، گناهکار است کسی که داد نزند؛ و اللَّه، مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند امام (ره) در بیانیهای خطاب به روحانیون و ملت ایران صادر کرد: «دنیا بداند که هر گرفتاریای که ملت ایران و ملل مسلمین دارند از اجانب است، از آمریکاست. ملل اسلام از اجانب عموماً و از آمریکا خصوصاً متنفر است.».

در این بیانیه از کاپیتولاسیون به عنوان «سندبردگی ملت ایران» یاد شده است.اکنون من اعلام می کنم که این رأی ننگین مجلسین مخالف اسلام و قرآن است، و قانونیت ندارد؛ مخالف رأی ملت مسلمان است. وکلای مجلسین وکیل ملت نیستند؛ وکلای سرنیزه هستند! رأی آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هیچ ارزشی ندارد. و اگر اجنبیها بخواهند از این رأی کثیف سوء استفاده کنند، تکلیف ملت تعیین خواهد شد ا بداند که هر گرفتاری ای که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است؛ از امریکاست. ملل اسلام از اجانب عموماً و از امریکا خصوصاً متنفر است. بدبختی دوَل اسلامی از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست. اجانبند که مخازن پر قیمت زیرزمینی ما را به یغما برده و می برند. انگلیس است که سالیان دراز طلای سیاه ما را با بهای ناچیز برده و می برد. اجانبند که کشور عزیز ما را اشغال کرده و بدون مجوز از سه طرف به آن حمله کرده و سربازان ما را از پا در آوردند. دیروز ممالک اسلامی به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند؛ امروز به چنگال امریکا و عمال آن. امریکاست که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی می کند. بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند. بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود. از بالاترها، به هر وسیله هست، بخواهند این سند استعمار را پاره کنند؛ این دولت را ساقط کنند؛ وکلایی که به این امر مفتضح رأی دادند از مجلس بیرون کنند. بر ملت است که از علمای خود بخواهند در این امر ساکت ننشینند.

بر علمای اعلام است که از مراجع اسلام بخواهند این امر را ندیده نگیرند. بر فضلا و مدرسین حوزه های علمیه است که از علمای اعلام بخواهند که سکوت را بشکنند.بر علما و خطبای ملل اسلامی است که با سیل اعتراض این ننگ را از جبهه ملت معظم ایران، برادران اسلامی خود، بزدایند. و بر جمیع طبقات ملت است که از مناقشات جزئی موسمی خود صرف نظر کرده، و در راه هدف مقدس استقلال و بیرون رفتن از قید اسارت کوشش کنند. بر رجال شریف سیاسی است که ما را از مطالب زیر پرده که در مجلس گفته شده آگاه نمایند. بر احزاب سیاسی است در این امر مشترک با یکدیگر توافق کنند.
هدف مراجع عظام و روحانیون در هر جا باشند، یکی است. و آن پشتیبانی از دیانت مقدسه اسلام و قرآن مجید و طرفداری از مسلمین است.از خدای متعال عظمت اسلام و مسلمین و رهایی دوَل اسلامی را از شرّ اجانب- خذلهم اللَّه تعالی خواستار است. و السلام علی من اتبع الهدی
منبع پرتال امام خمینی ره
نظر دهید » 
هشت سال از هجرت پیامبر به مدینه می گذشت کفار و دشمنان اسلام بدلیل بت پرستی، ظلم، نپذیرفتن حق، خود خواهی و لجاجتشان، بشدت از پیامبر و حضرت علی علیهما السلام خشمگین و عصبانی بودند برای همین تصمیم گرفتند که سپاهی تشکیل بدهند و به جنگ پیامبر و حضرت علی و یاران و سربازان ایشان بروند و نهایت در همین جنگ موفق شوند پیامبر و حضرت علی را به قتل برسانند.

بعد از این تصمیم کفار پیامبر سپاهی دوازده هزار نفری تشکیل دادند که از مدینه به سرزمین یابس یورش ببرند سه بار لشگر پیامبر به جنگ با کفار رفتند بار اول به فرماندهی ابوبکر و بار دوم به فرماندهی عمر و مرتبه سوم به فرماندهی عمروعاص که هر سه بار آنها بدون پیروزی و موفقیت از میدان جنگ باز می گشتند

دفعه چهارم پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرماندهی را به علی بن ابی طالب علیه السلام سپردند، این جنگ به ذات السلاسل مشهور شد.امیرالمؤمنین علی علیه السلام با سپاه اسلام شبانه حرکت کردند و دستور دادند سم اسبها را در پارچه بپیچند که تق تق و صدایی نداشته باشد سرانجام در نزدیکای سحر به سپاه کفار رسیدند دم دم های سحر، پارچه ها را از سُم اسبها برداشتند و یک مرتبه حمله را آغاز کردند وقتی که کفار، سپاه ایشان را به یکباره در وسط میدان جنگ دیدند بسیار متعجب و غافلگیر شدند برای همین اصلا فرصت و توان مبارزه با آنها را پیدا نکردند و سپاه دشمن به راحتی شکست خوردند

در این هنگام جبرئیل خبر پیروزی و نصرت علی را برای پیامبر اعلام می کند چشمت روشن یا رسول الله؛ سه نفر اول خراب کردند اما بشارت باد شما را که علی علیه السلام پیروز گشتند و بعد هم یکی دیگر از سوره های قرآن را به ایشان ابلاغ نمود و پیغمبر صلی الله علیه وآله در نماز صبح بعد از حمد همان سوره را می خواند.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً» عادیات/2-1.
مردم در نماز متوجه می شوند که پیامبر سوره ای جدید می خواند برای همین بعد از نماز پرسیدند: یا رسول الله این چه سوره ای بود که خواندید؟فرمودند: این سوره ای است که تازه نازل شده دیشب سحر حضرت علی و رزمندگان اسلام برکفار پیروز شدند.«وَ الْعادِیاتِ» قسم به اسب هایی که دارند می دوند«ضَبْحاً» و نفس نفس می زنند .قسم به صدای نفس اسب هایی که زیر پای علی است.«فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً»، «موریات» یعنی جرقه، وقتی سُم اسبها به سنگ می خورد جرقه می زند.قسم به جرقه های سُم اسب هایی که سربازان علی بر آنان سوارند.«فَالْمُغیراتِ صُبْحاً» صبحگاهان به لشکر هجوم می برند.«فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً» چنان هجوم بردند که گردوغبار به پا کردند.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
«فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً» یعنی با آن یورش به میان معرکه و جمع دشمنان ظاهر شدند، و چنان هجوم بردند که وقتی دشمن متوجه شدند دیدند اینها وسط میدانند، اصلاً فرصت اینکه دشمن برود و جلوی اینها را بگیرد نبود.خداوند در قرآن نمی فرماید به جان علی قسم؛ می فرماید: قسم به صدای نفس های اسب هایی که آن اسب ها زیر پای سربازهایی است که آن سربازها به فرماندهی علی ابن ابی طالب پیروز شدند.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
چقدر این قسم الهی زیباست
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
چقدر مقام علی پیش خداوند بزرگ و والاست
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
چقدر علی برای خداوند عزیز محترم و دوستداشتنی است که اینچنین قسم هایی برای او خورده است.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
وقتی سپاه علی علیه السلام از جنگ برگشتند پیامبر خدا صلی الله علیه وآله امر کرد مردم به استقبال علی علیه السّلام بروید،پیامبر وقتی که چشمش به علی افتاد، فرمود: اگر خوف آن نبود، که گروهی از امّت من در باره تو، چیزهایی بگویند که نصارا درباره مسیح گفتند، امروز سخنی درباره ات می گفتم، که از کنار مردم نمی گذشتی، مگر این که خاک پایت را برای تبرّک برمی داشتند، زیرا خدا و پیامبر او از تو خشنودند.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
منبع پدر، مادر، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان، بیرانوند، محمد
نظر دهید » << 1 ... 86 87 88 ...89 ...90 91 92 ...93 ...94 95 96 ... 798 >>