
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در تعبیری زیبا، دربارۀ کم خوردن فرموده اند: «تيزهوشی و پرخوری باهم جمع نمی شوند.»

[اگر می خواهیم سلامت بمانیم، باید] میزان وعده های غذایی مان را کم کنیم؛ چون یکی از آثار مطلوب کم خوردن، مقاوم سازی بدن است. بنابراین با کم خوردن، به قوای جسمانی خودمان استراحت داده و میزان هوش و حافظه مان را افزایش می دهیم. از دیگر آثار کم خوردن هم نورانیت باطن و نورانیت قلب است.
منبع بهار طاعت
نظر دهید » 
«اللّهمَّ وَفِّرْ فیهِ حَظّی مِنْ بَرَکاتِهِ»،«بار خدایا بهره ام را از برکات این روز فزونی بخش».

از گام های دیگر سالک الی اللّه، امیدواری به رحمت خداوند است که از فضل خویش بر نعمت های او بیفزاید. انسان با امید زنده است و آرزوها جهت دهنده اوست؛ آرزوی مثبت، تلاش و کوشش انسان را برای انجام کارهای خیر افزون می کند. راه خدا بی نهایت است و برکت ها و نعمت های خدا نیز بی نهایت. هیچ عیبی بر بنده نیست که نعمت های گسترده ی الهی را آرزو کند و در صدد به دست آوردن آن باشد. اما این را نیز نباید فراموش کرد که بهشت را به بها می دهند نه به بهانه؛ بخشش های خدا گزاف و بی حساب نیست و از عدالت خدا به دور است اگر همان گونه که به بندگان عابد، زاهد، شکیبا، مجاهد و متعهد خود اجر و پاداش می دهد، به کسانی که بدان درجه از عبادت و تلاش و کوشش تن نمی دهند نیز بدهد. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که خداوند از فضل خود، کار نیک اندک را می پذیرد و از گناهان بزرگ (در صورت توبه) در می گذرد. «یامن یقبل الیسیر ویعفو عن الکثیر»؛ این فضل گسترده ی الهی است که انسان را هم چنان امیدوار نگه می دارد. از این روست که سالک الی اللّه باید همواره بین خوف و رجا زندگی کند.
![]()
پیر هرات در کتاب صد میدان گوید:
«میدان چهل و سوم رجا است. از میدان فرار، میدان رجا زاید. قوله تعالی: «یحذرالاخرة، ویرجوا رحمة ربه». رجاء امید است و یقین را دو پَر است: یکی «ترس» و دیگری «امید».
مرغ ایمان را دو پَر «خوف» و «رجا»ست
مرغ را بی پَر پرانیدن خطاست
و در تفسیر سوره اعراف گوید:
هرکس را امیدی است و امید عارف دیدار،
عارف را بی دیدار، نه به مزد حاجت است، نه به بهشت کار.
همگان بر زندگانی عاشقند و مرگ برایشان دشوار.
عارف به مرگ محتاج است؛ به امید دیدار.
گوش، از لذت سماع برخوردار. لب، حق مهر را وام گذار.
دیده، آراسته ی روز دیدار.
جان، از شراب وصال بس خمار!
![]()
دعای روز نوزدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ وَفِّرْ فیهِ حَظّی مِنْ بَرَکاتِهِ وَسَهِّلْ سَبیلی اِلی خَیْراتِهِ وَلا تَحْرِمْنی قَبُولَ حَسَناتِهِ یا هادِیاً اِلَی الْحَقِّ الْمُبینِ».
خوف و رجا زندگی کند.
[ذکر این روز «یا هادِیاً اِلَی الْحَقِّ الْمُبینِ» است.]
منبع:سی گام خودسازی: بر پایه دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان/ محمود صلواتی
نظر دهید » 
قال على عليه السلام:«ايُّهَا النَّاسُ لا تَسْتَوْحِشُوا فى طَريقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اهْلِهِ»؛«اى مردم! در طريق هدايت از كمى طرفداران آن وحشت نكنيد» .

يكى از آفت هاى عقل انسان، تسليم شدن در برابر اكثريّت كمّى جامعه است، كه از آن در آيات قرآن و روايات معصومان عليهم السلام نهى شده؛ بلكه در برخى از اين آيات، به مدح اقليّت و مذمّت اكثريّت پرداخته شده است؛ مثلًا در آيه شريفه 116 سوره انعام مى خوانيم: «وَ انْ تُطِعْ اكْثَرَ مَنْ فِى الْارْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ»؛ «اگر از بيش تر كسانى كه در روى زمين هستند اطاعت كنى، تو را از راه خدا گمراه مى كنند» علاوه بر اين، در بيش از ده آيه اكثريت به جهالت، و در 5 آيه به ناسپاسى، و در 4 آيه به فقدان ايمان، توصيف شده است.

حال با توجّه به آنچه از آيات و روايات استفاده مى شود، كه اكثريّت مذمّت شده، و از سوى ديگر در دنياى امروز همه جا سخن از اكثريّت ها است، و امروزه بسيارى از مسايل سرنوشت ساز بشر، بر محور رأى اكثريّت دور مى زند، معيار چيست؟
پاسخ اين است كه جوامع بشرى متفاوت است، اگر در جامعه اى صالحان متوليّان امور آن باشند، بدون شك تبعيّت از اكثريّت تقوى و صلاح است، ولى اگر هواپرستان متوليان امور جامعه اى بودند، هيچ گاه اسلام تبعيّت از اكثريّت هواپرست را سفارش و توصيه نمى كند؛ زيرا با منطق و عقل سازگار نيست.

به تعبير ديگر اسلام تابع اكثريّت كيفى است، نه اكثريّت كمّى! به همين جهت خداوند متعال در آيه شريفه هفتم سوره هود و دوم سوره ملك مى فرمايد:«لِيَبْلُوَكُمْ ايُّكُمْ احْسَنُ عَمَلًا» و نفرمود: «اكْثَرُ عَمَلًا» چون اكثريّت كيفى مهمّ است، نه اكثريّت كمّى! ولى توجّه اين نكته مهمّ است كه مسأله اكثريّت در دنياى امروز، راه چاره بيچارگى است! زيرا معيارى براى اكثريّت كيفى در جوامع غير دينى وجود ندارد و همه مدعى هستند كه بهترين هستند. بنابراين براى حفظ نظام جامعه ناچارند طبق نظر اكثريّت عمل كنند؛ هر چند به مقتضاى آن، يك عالم دانشمند و مدير و مدبّر يك رأى، و يك فرد بى سواد ناآگاه هم يك رأى داشته باشد! بنابراين آيات مزبور و مانند آن ناظر به يك جامعه سالم و صالح نيست.
منبع 110 سرمشق از سخنان حضرت على (علیه السلام)
نظر دهید » 
قال على عليه السلام:«انَّ فى جَهَنَّمَ رَحىً تَطْحَنُ، افَلا تَسْئَلُونى ما طَحْنُها؟ فَقيلَ لَهُ: فَما طَحْنُها يا اميرَ الْمُؤْمِنينَ؟ قَالَ: الْعُلَماءُ الْفَجَرَةُ، وَ الْقُرَّاءُ الْفَسَقَةُ، وَ الْجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ، وَ الْوُزَراءُ الْخَوَنَةُ،وَ الْعُرَفاءُ الْكَذَبَةُ …»؛
«در جهنّم آسيابى وجود دارد كه همواره كار مى كند. آيا نمى پرسيد كه چه چيزى را خرد مى كند؟ پرسيده شد: خوراك اين آسياب چيست؟ حضرت فرمود:دانشمندان فاجر و منحرف، قاريان فاسق، حكمرانان ستمگر، وزيران خائن و كارشناسان دروغگو، خوراك آن آسياب هستند!» .

آتش دوزخ براى مجازات گنهكاران كافى است. آتشى كه از درون دل ها به بيرون زبانه مى كشد «الَّتى تَطَّلِعُ عَلَى الْافْئِدَةِ» ولى براى برخى از جهنّميان، از جمله گروه هاى پنج گانه فوق، عذاب هاى فوق العاده اى بر آن افزوده شده، كه علّت آن- در مورد گروه هايى كه در اين حديث مطرح شده- اين است كه از مقام و موقعيّت خويش سوء استفاده كرده اند.
منبع 110 سرمشق از سخنان حضرت على (علیه السلام)
نظر دهید » 
اسب سواران به سوی شهر انبار می تازند، شهری که در کنار مرز شام قرار دارد، آنها وارد شهر می شوند و مردم هیچ پناهی ندارند.
سربازان معاویه به خانه ها حمله می کنند و به سوی زنان مسلمان می روند و گوشواره و جواهرات آنها را غارت می کنند. هیچ کس نیست که مانع آنها شود. آنها آزادانه در شهر هر کاری که بخواهند انجام می دهند و بدون این که آسیبی به آنها برسد برمی گردند.
خبر به علی(علیه السلام) می رسد، قلب او داغدار می شود، دشمن آن قدر جرأت پیدا کرده است که به شهری که در سایه حکومت اوست، حمله و جنایت می کند.

علی(علیه السلام) به مردم عراق هشدار داده بود که خطر معاویه را جدّی بگیرند و برای جهاد آماده شوند، امّا گویی گوش شنوایی برای آنها نبود.
خوشا به حال آن روز که آن بیست هزار یار وفادار زنده بودند. همه آنها در جنگ صفّین، جانشان را فدای آرمان امام کردند و به شهادت رسیدند.
علی(علیه السلام) بارها با این مردم سخن می گوید تا شاید این خفتگان بیدار شوند. گوش کن این فریاد مظلومیّت اوست که به گوش می رسد:
من شما را به جهاد فرا می خوانم و شما خود را به بیماری می زنید و به گوشه خانه خود پناه می برید.
![]()
کاش هرگز شما را نمی دیدم و شما را نمی شناختم. شما دل مرا خون کردید و غم و غصّه های زیادی به من دادید.درد شما چیست؟ من چگونه باید شما را درمان کنم؟ چرا این قدر در دفاع از حقِّ خود سست هستید که دشمن به سرزمین شما طمع می کند؟خوشا به حال آنانی که به دیدار خدا رفتند و زنده نماندند تا بار این غصّه را بر دوش کشند.معاویه مردم خویش را به معصیت خدا فرا می خواند و آنها او را اطاعت می کنند، امّا من شما را به طاعت خدا دعوت می کنم و شما سرپیچی می کنید؟
به خدا دوست داشتم که معاویه ده نفر از شما را بگیرد و یک نفر از سربازان خود را به من بدهد.
همه مردم از ظلم و ستم حاکمان خود شکایت می کنند ولی من از ظلم مردم خود شکایت دارم.
ای مردم! شما گوش دارید، ولی گویا نمی شنوید، من چقدر با شما سخن بگویم و شما فرمان نبرید.دیروز رهبر و امیر شما بودم و امروز گویی شما رهبر من هستید و من فرمانبردار شمایم.
![]()
خدایا! تو خوب می دانی که من رهبریِ این مردم را قبول نکردم تا به دنیا و نعمت های آن برسم، من می خواستم تا دین تو را زنده کنم و از بدعت ها جلوگیری کنم. من می خواستم سنّت پیامبر تو را زنده کنم.خدایا! من از دست این مردم خسته شده ام، آنان نیز از دست من خسته اند، مرا از دست آنان راحت کن!
منبع:سکوت آفتاب / مهدی خدامیان آرانی
نظر دهید » 
«یَا أَحْمَدُ عَجِبْتُ مِنْ ثَلَاثَةِ عَبِیدٍ: عَبْدٍ دَخَلَ فِی الصَّلَاةِ وَ هُوَ یَعْلَمُ إِلَی مَنْ یَرْفَعُ یَدَیْهِ وَ قُدَّامَ مَنْ هُوَ وَ هُوَ یَنْعُسُ؛ یا احمد! از سه دسته از بندگانم تعجب میکنم، دسته اول: بنده ای که به نماز میایستد و میداند دستان خود را به سمت چه کسی بلند کرده و در برابر چه کسی ایستاده و در عین حال خواب آلود است.»
چقدر زشت و ناپسند است که ما در مقابل خدا بایستیم و توجه نداشته باشیم در برابر چه کسی ایستاده ایم و چه میگوییم! خداوند این حالت را از علائم منافقان به شمار آورده است:
«إِنَّ الْمُنافِقینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَی الصَّلاةِ قامُوا کُسالی یُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلیلا ؛ منافقان می خواهند خدا را فریب دهند در حالی که او آنها را فریب می دهد و هنگامیکه به نماز برمی خیزند، با کسالت برمی خیزند و در برابر مردم ریا می کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی نمایند.»وقتی ما به نماز میایستیم، کمتر به نماز توجه داریم و توجهمان به سایر مسائل معطوف میگردد. گاهی مسائلی که مربوط به دهها سال قبل است، به خاطرمان میآید. تازه وقتی میخواهیم سلام بدهیم، متوجه میشویم که نماز میخواندیم!

روزی سید رضی به نماز جماعتی که به امامت برادرش سید مرتضی اقامه میشد حاضر گشت و نمازش را با حضور قلب و با حال و هوایی عارفانه میخواند. هنگامی که موج نمازگزاران سر از رکوع برمیداشتند، چشم سید رضی به برادرش که در محراب نماز ایستاده بود افتاد و ناگهان او را در برکه ای از خون شناور دید، نیت خود را عوض کرد و به تنهایی (بدون اقتدا به جماعت) نمازش را به پایان برد. وقتی سید مرتضی، علت این کار را از برادرش سید رضی جویا شد، جواب داد: ناگهان تو را در دریایی از خون شناور دیدم! سید مرتضی گفته برادرش را تصدیق کرده و گفت: در آن حال، من ناخودآگاه درباره مسئله ای از مسائل شرعی می اندیشیدم که پیش از آمدن به نماز از من پرسیده بودند.
اگر چه نماز و نمازگزاران در آیات و روایات بسیار مورد احترام قرارگرفته اند؛ اما گاهی بعضی نمازگزاران در آیات مذمت شده اند. آنجا که خداوند متعال میفرماید:
«فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّین، الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُون»یکی از نمازهایی که در روایات مورد مذمت واقع شده اند نمازهایی است که بدون حضور قلب و بدون توجه خوانده شود تا جایی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:
«إِذَا قَامَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ فَإِنَّمَا لَهُ مِنْ صَلَاتِهِ مَا أَقْبَلَ عَلَیْه؛ بنده ای که در برابر خدا (برای نماز) می ایستد، از نماز همان مقداری که حضور قلب داشته نصیب اوست.»

برای حضور قلب در نماز چه باید کرد؟
دستورالعمل های فراوانی برای تحصیل حضور قلب در نماز سفارش شده است؛ اما به دلیل اختصارگویی به یکی از مؤثرترین راههای آن از لسان مبارک امام سجاد علیه السلام اشاره میشود.
حضرت فرمودند:«وَ اِذا صَلَّیْتَ فَصَلِّ صَلاةَ مُوَدِّع ؛ وقتی نماز میخوانی فرض کن (در آستانه مرگ هستی) آخرین نمازت را میخوانی.»
ما وقتی نماز میخوانیم، نمیدانیم که موفق میشویم نمازدیگری بخوانیم یا نه، از این رو امام سجاد علیه السلام میفرماید: فرض کن این آخرین نمازی است که میخوانی. اگر انسان بداند، از عمرش تنها به اندازه خواندن چند رکعت نماز باقی مانده است، حواسش را جمع میکند و سعی میکند نمازش را بهتر و شایسته تر به جا آورد، حال که ما نمیدانیم عمرمان تا کی باقی است، فرض کنیم این آخرین نمازی است که به جا میآوریم. چنین تصوری باعث میگردد در برابر شیطان مقاومت کنیم و او را از خود برانیم و از لحظات و دقایقی که در نماز سپری میکنیم، بهره بیشتری ببریم. شکی نیست که چنین حالتی در پدید آمدن حضور قلب مؤثر است.
![]()
فردی در حاشیه جادهای مشغول نماز بود. مجنون بدون اینکه متوجه شود، از بین او و مُهرش عبور کرد.مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: ای آقا! چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟مجنون تازه متوجه حضور آن مرد شد. نگاهی به مهر نمازش کرد و گفت: من که عاشق لیلی هستم، تو را ندیدم، تو که عاشق خدای لیلی هستی، چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم!امام پنجم علیه السلام فرمود علی بن الحسین علیه السلام در هر شبانه روزی هزار رکعت نماز میخواند چنانچه امیرالمؤمنین علی علیه السلام این کار را انجام میداد. ایشان پانصد نخله خرما داشت و پای هر نخله ای دو رکعت نماز میگذاشت و چون به نماز می ایستاد، رنگش دگرگون میشد در نماز می ایستاد چنانکه بنده ذلیل پیش پادشاه بزرگی بایستد اندامش از ترس خدا میلرزید، نماز کسی را میخواند که با نماز وداع میکند و عقیده دارد که نماز دیگر را نخواهد خواند و عمرش کفاف نخواهد داد که نماز بهتری بجا بیاورد.
منبع:حیات طیبه
نظر دهید » 
پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «اِنَّ مَنْ تَمَسَّکَ فِی شَهْرِ رَمَضانَ بِسِتِّ خِصالٍ غَفَرَ اللّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ… .» بر اساس فرمودۀ این بزرگوار، هرکس در ماه رمضان، شش کار را با قوّت انجام دهد، خداوند گناهانش را مى آمرزد:

1. «اَنْ يَحْفَظَ دِينَهُ.» ([کسی که] دینش را حفظ کند.)فلسفۀ روزه دین نگهداری است. ما دربارۀ دین سه وظیفه داریم: دین دانی و دین داری و دین بانی.
دین دانی، یعنی اینکه دین و احکام شریعت را بفهمیم. دین داری، یعنی به آنچه از دین فهمیده ایم، عمل کنیم و دین بانی هم که وظیفۀ ماست، یعنی نگهبان دین باشیم.
![]()
2. «يَصُونَ نَفْسَهُ.» (خودش را حفظ کند.)
انسان مؤمن نفس اماره اش را کنترل می کند؛ یعنی اینکه اراده اش را قوی می کند. به عنوان مثال شما تشنه اید، هوا هم گرم است و درون منزل هم کسی نیست. می توانید بروید کنار یخچال، لیوان آب سرد را بردارید و نوش جان کنید؛ ولی می گویید: «من مهمان خدا هستم و روزه بر من واجب است.» اراده می کنید که گناه نکنید؛ حالا اگر این ارادۀ قوی، در سایر اوقات و در مواجهه با دیگر معصیت ها هم در زندگی شما به وجود بیاید و مرتکب گناه نشوید، نشانۀ قبولیِ روزه است.
3. «وَ يَصِلَ رَحِمَهُ.» (و صلۀ رحم کند.)
![]()
4. «وَ لا يُؤْذِیَ جارَهُ.» (و همسایه اش را اذیت نکند.)
5. «وَ يَرْعى اِخْوانَهُ.» (و حال برادرانش را رعایت کند.)
6. «وَ يَخْزُنَ لِسانَهُ.» (و زبانش را باز دارد.)
بنابراین سعی کنیم کم حرف بزنیم یا اگر هم می خواهیم حرفی بزنیم، گزیده باشد. هر حرفی که می گوییم، باید یا برای دنیای ما مفید باشد یا برای آخرتمان یا برای هردو.
منبع: بهار طاعت / به کوشش جعفر حسن زاده
نظر دهید » 
«وَخُذْ به کلِّ اَعْضائی اِلیَ اتِّباعِ اثارِهِ»،«بار خدایا همه اندام هایم را به پیروی از آثار این ماه وادار».

جهت دهی به کارهای پراکنده و هدف گذاری یکسان برای گفتاری که آدمی می گوید و کرداری که انجام می دهد، از اموری است که به حرکت تکاملی انسان شتاب بخشیده و او را از چندگانگی به توحید و از پراکندگی به وحدت می رساند. در دعای کمیل می خوانیم: «حتی تکون اعمالی واورادی کلّها وردأ واحدا وحالی فی خدمتک سرمدا»، «خدایا آن گونه کن که همه گفتار و کردارم یک آهنگ را بنوازد و همه احوالم در خدمت تو باشد».
┈┈••✾• 🌿🌺🌿 •✾••┈┈
خواجه عبداللّه در منازل السایرین گوید:«جمع آن است که پراکندگی را از میان بردارد، اشاره را بخشکاند و از آب و خاک فراتر رود و از دو رنگی و دو رویی پیراسته شود.
جمع را سه درجه است: جمع دانش، جمع دریافت و جمع وجود.
جمع دانش، متلاشی شدن همه دانش هاست در دانش خدادادی.
جمع دریافت، تمرکز همه ی کارهاست در کارهای خدایی
و جمع وجود، بی توجهی به همه چیزهای مورد اشاره است در وجود بی کرانه الهی؛
مقام جمع غایت مقامات سالکان و بر ساحل دریای توحید است».
┈┈••✾• 🌿🌺🌿 •✾••┈┈
ذکر این روز «لا اله الا اللّه» است و این شعارِ توحید است که «هیچ خدایی به جز خدای یکتا نیست» و این گواهی، هم به زبان است، هم به دل و هم با هر یک از اندام های بدن.
پیر هرات گوید:«بدان که کلمه توحید مایه ی دین است و حصار امان و شعار اهل ایمان و مفتاح جنان؛بی گفتن این کلمه، نه اسلام است و نه سلام؛ بی پذیرفتن آن نه ایمان است و نه امان.تا به زبان این کلمه را نگویی، در دنیا سلامت نیست؛تا به دل نپذیری، در عقبی کرامت نیست.هر که در حمایت این کلمه ی بزرگوار آمد،در سراپرده ی امان خدای قهار آمد».
┈┈••✾• 🌿🌺🌿 •✾••┈┈
دعای روز هیجدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ نَبِّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ اَسْحارِهِ وَنَوِّرْ فیهِ قَلْبی بِضیاَّءِ اَنْوارِهِ وَخُذْ بِکُلِّ اَعْضاَّئی اِلیَ اتِّباعِ اثارِهِ بِنُورِکَ یا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعارِفینَ»
[ذکر این روز «لا اله الا للّه» است.]
منبع سی گام خودسازی: بر پایه دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان/ محمود صلواتی.
نظر دهید » 
«اللّهمَّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الاْعْمالِ»،«بار خدایا در این روز مرا به شایسته ترین کارها هدایت فرما».

انسان دریک زمان، می تواند کارهای مختلفی انجام دهد. اما تشخیص بهترین و درست ترین کار و انجام آن، چیزی است که بدان عمل صالح گفته می شود. اولویت بندی کارها و از میان دو کار خوب، انتخاب بهترین و از میان دو کار بد، که انسان مجبور به انجام یکی از آن هاست، انتخاب کم زیان ترین، از چیزهایی است که انسان در طول زندگی همواره با آن روبروست. مهم ترین ملاک در انتخاب عمل صالح، توجه به آخرت است؛ به شکلی که از میان چند کار، کاری را برگزیند که به ثواب نزدیک تر است و در آخرت ملامت به بار نیاورد. این انتخاب به ویژه در امور مهم زندگی جز با توفیق و توجه الهی امکان پذیر نیست. بسا انسان چیزی به نظرش مهم تر و درست تر می رسد در حالی که این گونه نیست و یا بعد مشخص می شود که این گونه نبوده است. بنابراین رهرو راه خدا همواره باید از خدا بخواهد وی را به انتخاب آن چه شایسته است، هدایت کند و او را به کاری که پشیمانی به بار نمی آورد، موفق دارد.
┄┅═══❈ 🔅 ❂ 🌙 ❂ 🔅 ❈ ═══┅┄
در بیشترین مواردی که خداوند متعال از ایمان سخن به میان آورده،از عمل صالح نیز سخن گفته است چرا که ایمان بدون عمل صالح سودی ندارد؛ در سوره عصر می خوانیم: «والعصر انّ الانسان لفی خسر، الاَ الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر». در این جا ایمان و عمل صالح در کنار یکدیگر آمده و سفارش به حق و صبر مورد تأکید قرار گرفته است. همین طور در این آیه: «الذین آمنوا وعملوا الصالحات اولئک اصحاب الجنة هم فیهاخالدون»، «کسانی که به خدا گرویده و کارهای شایسته انجام داده اند، اینان اهل بهشتند و در آن جاودانه اند».
┄┅═══❈ 🔅 ❂ 🌙 ❂ 🔅 ❈ ═══┅┄
عمل صالح هم باید از «حسن فعلی» برخوردار باشد و هم از «حسن فاعلی». یعنی هم کار، خوب باشد و هم انجام دهنده از انجام آن، اهدافی نیکو را دنبال کند؛ اگر کسی پل و مدرسه و دانشگاه می سازد اما به خاطر ریا و خودنمایی و سوءاستفاده های دیگر، این عمل، عمل صالح نیست؛ شاید کسانی که خلوص نیت را شرط قبولی اعمال می دانند به همین نکته نظر دارند.
┄┅═══❈ 🔅 ❂ 🌙 ❂ 🔅 ❈ ═══┅┄
برای یافتن عمل صالح باید تلاش کرد و به جستجو پرداخت، اگر طلب در سالک شدت گیرد یاری خدا نیز به یاریش می شتابد و عمل صالح را در هر زمان بدو می نمایاند. و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا.
┄┅═══❈ 🔅 ❂ 🌙 ❂ 🔅 ❈ ═══┅┄
پیر هرات در تفسیر عرفانی آیه شریفه «اذقال موسی لاهله امکثوا انّی آنست ناراً لعلکم تصطلون» گوید:آتش نشانه ی جود است و دلیل سخاء، بادیه نشین آتش افروزد تا بدان میهمان گیرد؛ هیچ کس به آتش مهمانی چون موسی نیافت و هیچ کس به آتش میزبانی چون خدا ندید! موسی آتش می جست که خانه افروزد، آتشی جست که جان و دل سوزد!
┄┅═══❈ 🔅 ❂ 🌙 ❂ 🔅 ❈ ═══┅┄
1- . دعای روز هفدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الاْعْمالِ وَاقْضِ لی فیهِ الْحَواَّئِجَ وَالاْمالَ یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسیرِ وَالسُّؤ الِ یا عالِماً بِما فی صُدُورِ الْعالَمینَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطّاهِرینَ».
[ذکر این روز «اللّهمّ اهدنی لصالح الاعمال» است.]
منبع سی گام خودسازی: بر پایه دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان/ محمود صلواتی.
نظر دهید » << 1 ... 74 75 76 ...77 ...78 79 80 ...81 ...82 83 84 ... 798 >>