
طاغوتى به نام نمرود و خواب هولناك او
در سرزمين بين النهرين (بين دجله وفرات واقع در كشور عراق كنونى) شهرى زيبا و پرجمعيت به نام بابِل قرار داشت كه (روزگارى اسكندر، آن را پايتخت ناحيه شرقى امپراطورى خود نموده بود،) طاغوتى ديكتاتور به نام نِمرود فرزند كوش بن حام در آن جا سلطنت مىكرد.
بابل پايتخت نِمرود، غرق در بت پرستى و انحرافات مختلف و فساد بود، هوسبازى، شرابخوارى، قماربازى، آلودگىهاى جنسى، فساد مالى و هرگونه زشتى از در و ديوار آن مىباريد.
مردم در طبقات گوناگون زندگى مىكردند و در مجموع به دو طبقه زيردست و زبردست، تقسيم شده بودند، حاكم خودپرست كه سراسر زندگيش در تجاوز و فساد و انحراف خلاصه مىشد، بر آن مردم فرمانروايى مىكرد، محيط از هر نظر تيره و تار بود و شب ظلمانى گناه و آلودگى بر همه چيز سايه افكنده بود، و در انتظار صبح سعادت به سر مىبرد.
نمرود علاوه بر بابل، بر ساير نقاط جهان نيز حكومت مىكرد، چنان كه امام صادق عليهالسلام فرمود: چهار نفر بر سراسر زمين سلطنت كردند، دو نفر از آنها از مؤمنان به نام سليمان بن داود و ذوالقرنين و دونفر از آنها از كافران به نام نمرود و بخت النصر بودند.(181)
خداوند به مردم ستمديده و رنج كشيده بابل لطف كرد و اراده نمود تا رهبرى صالح و لايق به سوى آنها بفرستد و آنها را از چنگال جهل و نادانى، بت پرستى و طاغوت پرستى نجات دهد، و از زير چكمه ستمگران نمرودى رهايى بخشد، آن رهبر صالح ولايق، همان ابراهيم خليل بود، كه هنوز چشم به جهان نگشوده بود.
عموى ابراهيم به نام آزر، از بتپرستان و هواداران نمرود بود و در علم نجوم و ستارهشناسى اطلاعات وسيع داشت، و از مشاوران نزديك نمرود به شمار مىآمد.
آزر با استفاده از علم ستارهشناسى چنين فهميد كه امسال پسرى چشم به جهان مىگشايد كه سرنگونى رژيم نمرود به دست او است، او بى درنگ خود را به محضر نمرود رسانيد، و اين موضوع را به نمرود گزارش داد.
عجيب اين كه در همين وقت همزمان نمرود در عالم خواب ديد كه ستارهاى در آسمان درخشيد و نور آن بر نور خورشيد و ماه، چيره گرديد.
پس از آن كه نمرود از خواب بيدار شد، دانشمندان تعبير كننده خواب را به حضور طلبيد و خواب ديدن خود را براى آنها تعريف كرد، آنها گفتند: تعبير اين خواب اين است كه به زودى كودكى به دنيا مىآيد كه سرنگونى تو و رژيم تو به دست او انجام مىشود.
نمرود بر اثر گزارش منجم، و تعبير دانشمند تعبير كننده خواب، به وحشت افتاد، بسيار نگران شد، منجمين و دانشمندان تعبير خواب را حاضر كرد و با آنها به مشورت پرداخت، سرانجام اطمينان يافت كه گزارشات، درست است، اعصابش خرد شد، و وحشت و نگرانيش افزايش يافت، و اضطراب و دلهره تار و پود وجودش را فرا گرفت. (182)
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
حضرت ابراهيم عليهالسلام
نام مبارك حضرت ابراهيم عليهالسلام قهرمان توحيد 69 بار در 25 سوره قرآن آمده، و يك سوره قرآن (چهاردهمين سوره) به نام سوره ابراهيم است. فرازهاى سازنده و گوناگون زندگى سودمند آن حضرت در ضمن 25 سوره قرآن ذكر شده است، و اين موضوع بيانگر عنايت خاص قرآن به زندگى ابراهيم عليهالسلام است، تا پيروان قرآن آن را بخوانند، از آن درسهاى بزرگ زندگى را بياموزند. و از مكتب سازنده و آموزنده او براى پيشروى به سوى كمال، الهام بگيرند.
هدف از نقل اين فرازها نيز، همين است، چنان كه در آيه 68 سوره آل عمران مىخوانيم:
اءنّ اولَى النَاسِ بِابراهيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعوهُ؛
سزاوارترين مردم به ابراهيم عليهالسلام آنانند كه از او پيروى كردند.
ابراهيم عليهالسلام دومين پيامبر اولوالعزم است كه داراى شريعت و كتاب مستقل بوده، و دعوت جهانى داشته، او حدود هزار سال بعد از حضرت نوح عليهالسلام ظهور كرد، و سلسله نسب او تا نوح عليهالسلام را چنين نوشتهاند: ابراهيم بن تارَخ بن ناحور بن سروح بن رعو بن فالج بن عابر بن شالح بن ارفكشاذ بن نوح.
مادر ابراهيم نونا يا بونا نام داشت، مطابق بعضى از روايات مادر لوط پيامبر، و مادر ساره همسر ابراهيم با مادر ابراهيم، خواهر بودند، و پدرشان يكى از پيامبران به نام لاحج بود.(178)
ابراهيم عليهالسلام هنوز به دنيا نيامده بود كه پدرش از دنيا رفت، و آزر عموى ابراهيم سرپرستى او را بر عهده گرفت، از اين رو ابراهيم او را به عنوان پدر مىخواند.(179)
ابراهيم عليهالسلام حدود چهار هزار سال قبل مىزيست و 175 سال عمر كرد، و سراسر عمرش را در راه توحيد و مسائل انسانى سپرى نمود.
زندگى درخشان ابراهيم عليهالسلام در پنج دوره خلاصه مىشود:
1 - بنده خالص خدا بود، و خدا بندگى او را پذيرفت.
2 - مقام پيامبرى.
3 - مقام رسالت.
4 - مقام خليل (دوست خالص) خدا بودن.
5 - مقام امامت.
به اين ترتيب او نردبان تكامل را پيمود و سرانجام بر قله اوج يك انسان كامل كه مقام امامت است، نايل گرديد.
و چون زندگى ابراهيم عليهالسلام در همه ابعاد زندگى، سازنده است و در پيشانى تاريخ مىدرخشد، خداوند او را به عنوان يك امت معرفى كرده و فرمود: ابراهيم يك ملت بود.(180) يعنى يك فرهنگ و مجموعهاى از برنامههاى انسانساز بود.
ابراهيم عليهالسلام از پيامبرانى است كه پيروان همه اديان مانند: يهوديان، مسيحيان، مجوسيان، مسلمانان و… او را به بزرگى و قهرمانى ياد مىكنند، چرا كه زندگى ابراهيم عليهالسلام به ابديت پيوسته و الگوى همه انسانهاى آزادانديش و پيشرو است، و از نظرات گوناگون موجب سازندگى و سعادت ابدى مادى و معنوى خواهد بود.
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
شقىترين پيشينيان و آيندگان
روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت على عليهالسلام رو كرد و فرمود:
يا علىُّ اَشقَى الأَوَّلينَ عاقِرُ النّاقَةِ، و اشقَى الآخِرينَ مَن يَخضِبُ هذِهِ مِن هذا؛
اى على! شقىترين و تيره بختترين فرد پيشينيان همان كسى بود كه ناقه صالح را كشت، و شقىترين فرد از آيندگان كسى است كه محاسنت را به خون سرت رنگين مىكند.(175)
يعنى همان ابن ملجم مرادى، بدبختترين آيندگان است.(176)
مطلب ديگر اين كه: گاهى حضرت زهرا عليهاالسلام يا امامان اهل بيت عليهم السلام وقتى كه سخت مظلوم واقع مىشدند، به ياد مظلوميت حضرت صالح عليهالسلام مىافتادند، و تقاضاى عذاب براى دشمنان مىكردند، همان گونه كه عذاب سخت الهى قوم ثمود را نابود كرد.
به عنوان نمونه وقتى كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حضرت على عليهالسلام را به اجبار از خانه بيرون كشيده و به سوى مسجد براى بيعت مىبردند، حضرت زهرا عليهاالسلام از خانه خارج شد و فرياد زد: پسرعمويم را رها سازيد، وگرنه سوگند به خداوندى كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم را به حق مبعوث كرد، موهايم را پريشان مىكنم، و پيراهن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را بر سر مىنهم، و ناله را به سوى خدا مىبرم (و شما را نفرين مىكنم)
فَما ناقَةُ صالِحٍ بِاَكرمِ علَى اللهِ مِن وُلدِى؛
ناقه صالح در پيشگاه خدا گرامىتر از فرزندانم نيست.(177)
يعنى همان گونه كه با كشتن ناقه صالح عليهالسلام عذاب عمومى آمد، شما نيز اگر از حد بگذرانيد، نفرين مىكنم كه عذاب عمومى بيايد، فرزندانم كمتر از ناقه صالح نيستند.
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
نبرد خونين در كشور تن
معمولاً يك سيزدهم وزن بدن انسان را خون تشكيل مى دهد. شخصى كه شصت و پنج كيلو گرم وزن دارد، بايد حدود پنج ليتر خون داشته باشد . در خون دو دسته موجودات زنده بنام گلبولهاى قرمز و گلبولهاى سفيد وجود دارد كه در يك مايع زرد رنگ شفافى بنام پلاسما شناور هستند. چون تعداد گلبولهاى قرمز از گلبولهاى سفيد بيشتر است رنگ خون هميشه قرمز مى باشد.
در هر ميليمتر مكعب خون تقريبا پنج ميليون گلبول قرمز، و حدود يك هشت صدم آن يعنى تقريبا شش هزار گلبول سفيد وجود دارد.
بنابراين انسان بالغ بربيست و پنج ميليون يعنى هشت هزار برابر جمعيت روى زمين گلبول قرمز، و متجاوز از سى ميليارد يعنى ده برابر جمعيت جهان گلبول سفيد دارد.
وظيفه اساسى گلبولهاى سفيد دفاع از حريم بدن در مقابل تجاوزات و حملات بيگانگان و دشمنان است .گلبولهاى سفيد به منزله نيروهاى مسلح ، سر بازان وپاسداران ، مدافعان و مرز داران كشور بدن هستند. و يك ارتش نيرومند سى ميلياردى را تشكيل مى دهند، وبه تمام تجهيزات جنگى اعم از رادار و انواع سلاحهاى تدافعى و تهاجمى مجهز مى باشند، و درس ايثار، فداكارى و جانبازى را به خوبى آموخته اند.
نبرد خونين از زمانى آغاز مى شود كه گلبولهاى سفيد از طريق رادارهاى مختلف و متعدد مطلع مى شوند ميكروبها و ويروسها از چه طريقى و از كدام جبهه اى حمله كرده ، و به كشور بدن تجاوز نموده اند، تا چه اندازه پيشروى كرده ، و چه منطقه اى را به اشغال خود در آورده اند.
ارتش سى ميليارى بدن كه در سرتاسر مرزها و نقاط مختلف پراكنده اند و همواره در حال آماده باش بسر مى برند، بلافاصله به جنگ با دشمن برمى خيزند و از حريم بدن دفاع مى كنند.
در اين رابطه چند نكته قابل توجه مى باشد.
الف ارتش سى ميلياردى بدن همه دشمنان خود و انواع توطئه هاى آنها را مى شناسد ، و براى دفع تجاوز و شكست دشمن از همه سلاحها و تاكتيكهاى مناسب جنگى بر خوردار است .
ب - شعارشان احدى الحسنيين و جنگ جنگ تا رفع كل فتنه است . يعنى هر گلبول آنقدر در مقابل دشمن ايستادگى مى كند تا بر آن غلبه يابد و دشمن را از كشور بدن بيرون براند، و يا در راه دفاع از حريم بدن جان ببازد.
ج معمولاً دشمنان و ميكروبها در تجاوز خود به بدن ،گلبولهاى سفيد و سربازان و پاسداران مدافع بدن را مورد بمباران شيميائى قرار مى دهند. باين معنى كه از خود يك ماده سمى ترشح مى كنند كه گلبولهاى سفيد به محض تماس با آن از بين مى روند. گلبولهاى سفيد نيز متناسب با آن ماده سمى ترشح شده توسط دشمن ،از خود ماده اى در منطقه جنگى و خطوط نبرد توليد مى كنند كه اثر بمباران شيميائى دشمن خنثى شود. و به اصطلاح عمل شى م ر يا پدافند شيميائى مى كنند.
البته گاهى گلبولها اگر احتمال بدهند دشمن مى خواهد آنها را بمباران شيميائى كند، براى پيشگيرى ، اين مواد سمى را كه براى نيروهاى خودى هيچ خطرى ندارد، در منطقه جنگى پخش مى كنند تا در صورت بمباران شيميائى دشمن بلافاصله اثر آن خنثى شود و تلفاتى دربر نداشته باشد.
و گاهى گلبولهاى سفيد ناچارا مقابله به مثل مى كنند، و دشمن را به وسيله بمباران شيميائى و انتشار مواد سمى در منطقه به هلاكت مى رسانند، و باعث عقب نشينى آنها مى شوند.
د هر گاه دشمن فوق العاده قوى باشد و گلبولهاى سفيد تلفات فراوانى متحمل شده باشند، ناچار از خط مقدم عقب نشينى مى كنند ،ولى تسليم دشمن نمى شوند، در كمين گاهها و پايگاههاى مخصوصى (غده ها و طحال ) سنگر مى گيرند و راه را بر دشمن مى بندند. در اينجا نيروهاى تازه نفس به ميدان مى آيند تا با توان بيشتر دشمن را غافلگير و سركوب كنند.
ه نيروهاى پشتيبانى انصار المجاهدين همان گلبولهاى قرمز هستند كه كارشان تداركات و پشتيبانى ، و حمايت و تاءمين ما يحتاج گلبولهاى سفيد و همه سلولهائى است كه به شكلى با سربازان و پاسداران بدن ارتباط دارند. و با تلاش پيگير در اسرع وقت ، بدون كم و كاست ، خدمات لازم را ارائه مى دهند.
كشكول شيخ بهايي
نظر دهید » 
موجودات ريز و درشت
در اين جهان شگفت انگيز ما با دو دسته موجودات روبرو هستيم كه محاسبه واندازه گيرى آنها كار بسيار دشوارى است .
دسته اول :موجودات بسيار ريزى كه با چشم غير مسلح ديده نمى شوند و با مقياسهاى معمولى قابل اندازه گيرى نيستند، بلكه يك مقياس خاصى بنام ميكرون براى محاسبه حجم آنها در نظر گرفته شده است .ميكرون معادل يك هزارم ميليمتر است . پس بايد چند هزار از اين جانداران ريز را مانند سربازان به خط كنيم تا يك صف دور و دراز به طول يك ميليمتر تشكيل شود! لازم بتذكر است ابعاد با كتريها از يك دهم ميكرون تا چند ميكرون متفاوت است ، ولى در همين جثه هاى بسيار كوچك همه نيروها و ابزار لازم براى اعمال و آثارحياتى وجود دارد.
دسته دوم : ستارگان بسيار بزرگى هستند كه فاصله آنها از ما به قدرى دوراست كه با مقياسهاى معمولى امكان محاسبه فواصل آنها نسبت به يكديگر يا نسبت به زمين وجود ندارد. و بناچار يك مقياس خاصى بنام سال نورى در نظر گرفته شده است .
سال نورى عبارتست از مسافتى كه نور در مدت يكسال طى مى كند، و سرعت نور 000/300 كيلومتر در ثانيه است .
پس سير نور در هر ساعت يك ميليارد و هشتاد ميليون (108*107) كيلومتر، و در هر روز 25 ميليارد و 920 ميليون كيلومتر، و در هر سال عدد گيج كننده (000/000/800/460/9) كيلومتر خواهد شد.
نظر دهید » 
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللّهِ ع رَجُلٌ رَاوِيَةٌ لِحَدِيثِكُمْ يَبُثّ ذَلِكَ فِي النّاسِ وَ يُشَدّدُهُ فِي قُلُوبِهِمْ وَ قُلُوبِ شِيعَتِكُمْ وَ لَعَلّ عَابِداً مِنْ شِيعَتِكُمْ لَيْسَتْ لَهُ هَذِهِ الرّوَايَةُ أَيّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ الرّاوِيَةُ لِحَدِيثِنَا يَشُدّ بِهِ قُلُوبَ شِيعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ
اصول كافى جلد 1 ص :40 رواية: 9
ترجمه :
9- معاويه بن عمار گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: مردى است كه از شما روايت بسيار نقل كند و ميان مردم انتشار دهد و آن را در دل مردم و دل شيعيانتان استوار كند و شايد عابدى از شيعيان شما باشد كه در روايت چون او نباشد كداميك بهترند؟ فرمود: آنكه احاديث ما را روايت كند و دلهاى شيعيانمان را استوار سازد از هزارعابد بهتر است.
نظر دهید » 
عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِدٍ
اصول كافى جلد 1 ص: 40 رواية: 8
ترجمه :
8- امام باقر عليه السلام فرمود: عالمى كه از علمش بهره برد (يا بهره برند) بهتر از هفتاد هزار عابد است.
نظر دهید » 
عَلِيّ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النّوْفَلِيّ عَنِ السّكُونِيّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص لَا خَيْرَ فِي الْعَيْشِ إِلّا لِرَجُلَيْنِ عَالِمٍ مُطَاعٍ أَوْ مُسْتَمِعٍ وَاعٍ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 40 رواية: 7
ترجمه :
7- رسول خدا (ص) فرمود: در زندگى جز براى دو نفر خيرى نيست: عالمى كه فرمانش برند. و شنونده نگهدار (آنكه چون مطلبى از دين شنيد حفظ كند و عمل نمايد
نظر دهید » 
ستاره شعرى
الف ) درجه حرارت اين ستاره تا 000/120 درجه سانتيگراد تخمين زده شده ، در حالى كه حرارت سطح خورشيد را فقط 500/6 درجه دانسته اند.
ب ) جرم محضوص اين ستاره 000/50 مرتبه سنگينتر از آب است .يعنى وزن يك ليتر آب در آنجا معادل پنجاه تن در كره زمين مى باشد.
ج ) حجم اين ستاره بيست برابر كره خورشيد است .
د) فاصله اين ستاره را تا زمين يك ميليون برابر فاصله خورشيد تا زمين تخمين زده اند. سرعت نور در هر ثانيه 000/300 كيلومتر است و نور خورشيد ظرف 8 دقيقه و 13 ثانيه به ما مى رسد. در حالى كه فاصله آن از زمين 000/000/15 كيلومتر است .بنابر اين شما محاسبه كنيد فاصله اين ستاره تا زمين چقدر است كه نخستين شعاع اين ستاره پس از حدود ده سال به ما مى رسد.
ه ) در سال 1862 ميلادى ستاره اى مشاهده شد كه دور ستاره شعرى در گردش است و در مدت پنجاه سال يكبار به دور آن مى چرخد.
اين ستاره از درخشنده ترين ستارگان آسمان است و در سمت جنوب و در فصل زمستان در عصرما ظاهر مى شود.
گروهى از اعراب مانند قبيله خزاعه اين ستاره را تقديس و پرستش مى كردند. و اعتقاد داشتند: مبداء پيدايش موجودات روى زمين است .
خداوند براى بيدار ساختن اين گروه ستاره پرست و همه كسانى كه مخلوق را با خالق اشتباه مى گيرند، در قرآن كريم مى فرمايد:
و انه هو رب الشِعرى (87)
خداوند بزرگ آفريننده ستاره شعرى است .
كشكول شيخ بهايي
نظر دهید » << 1 ... 686 687 688 ...689 ...690 691 692 ...693 ...694 695 696 ... 798 >>