
امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.
(بحارالانوار،ج 44،ص383
نظر دهید » 
گفتند از تو بنویسم

گفتند از تو بنویسم، برای تو بنویسم، و شاید برای آیندگان تو. نمی دانستم از کجا باید شروع کرد! از چه باید گفت که از تو گفتن هم دشوار است و هم نهایت ندارد!
چه می توان گفت از کسی که حی است و نیست؟!
چه می توان گفت از کسی که رفته است و هست؟!
چه می توان گفت از توئی که بخاطر ما از خود گذشتی ولی ما هنوز حتی حرمت خونتان را نیز درک نکرده ایم!
چه بگویم؟! برای که بگویم؟ این روزها گوش ها همه کر است و چشم ها همه کور! نه چشم دلی مانده و نه چشم عقلی!
قانون مان قانون سود و زیان است! برای منفعت خود حاضریم حتی خون شما را پایمال کنیم، و حتی برای منافع خود از نام شما سوء استفاده می کنیم! برای حفظ منافع خود حرف هایتان را گزینش کرده و به جان ها تزریق می کنیم!
حتی دیگر نزدیکان تان نیز شما را باور ندارند! نه حرفتان را، نه راهتان را مگر نه اینکه راهتان راه ولایت بود و حرفتان دفاع از ولایت؟! پس چه شد آن همه ادعا؟! ادعای پیروی و سیران در راهتان را داریم اما …
چه بگویم؟! از که بگویم؟! از چه بگویم؟! برای که بگویم؟!
دیگر حتی از بردن نام مقدستان هم شرم داریم! آنقدر در باطل پیش رفته ایم که راه شما را گم کرده ایم! حتی واژه هایمان نیز رنگ و بوی ریا دارد و باطل تنها یک چیز می گویم، نه از خودم که کلام من دون تر از مقام شماست، از کلام مردی می گویم که مرد بود، چون شما، پوینده ی راه بود، و چه خوش به شما پیوست که:ای شهید
ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای ، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان این عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش …

نظر دهید » 
تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟ / ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد
آن باد که آغشته به بوی نفس توست / از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .

نظر دهید » 
خاطره از شهید حاج حسین خرازی
جای کابل ها روی پشتم می سوخت. داشتم فکر می کردم « عیب نداره. بالاخره بر می گردی. میری اصفهان . میری حاج حسین رو می بینی. سرت رو می گیره لای دستش. توی چشم هات نگاه می کنه می خنده، همه ی این غصه ها یادت می ره …» در را باز کردند، هلش دادند تو . خورد زمین ؛ زود بلند شد. حتی برنگشت عراقی ها را نگاه کند . صاف آمد پیش من نشست . زانوهایش را گرفت توی بغلش. زد زیر گریه. گفتم« مگه دفعه اولته که کتک می خوری؟ » نگاهم کرد. گفت « بزن و بگوشونو که دیدم.» گفتم «خب ؟»گفت «حاج حسین شهید شده.»
نظر دهید » 
دیدبان
تردید در تأثیر کار کردن در کاهش فقر در ایران
حسین راغفر استاد اقتصاد دانشگاه به اظهارات اخیر یکی از مدیران سازمان بهزیستی مبنی بر اینکه هر فردی که کار دارد، فقیر نیست و کمتر در معرض آسیبهای اجتماعی است، واکنش نشان داده و گفته: آمارها نشان میدهد، بالغ بر ۲۵ درصد خانوادههای فقیر کشور یعنی یکچهارم آنها بیش از دو نفر کار میکنند، اما مجموعه دریافتی آنان آنقدر نیست که بتوانند تغذیه کافی فراهم کنند و یا آنکه قادر باشند، از خط فقر مطلق خارج شوند که این آمار قابل توجه است، زیرا به آن معناست که در بیش از ۲۵ درصد خانوارهای فقیر کشور، بیش از دو نفر کار میکنند، اما به دلیل پایین بودن دستمزدشان توانایی تأمین حداقلهای زندگی یک خانواده را ندارند که طبیعتاً این موضوع میزان آسیبپذیری در خانوادههایی را که تعداد بیکاران آنها بیشتر است، افزایش خواهد داد.

نظر دهید » 
خاطره از شهید حاج حسین خرازی
می ترسیدیم، ولی باید این کار را می کردیم. با زبان خوش بهش گفتیم جای فرمانده لشکر این جا نیست، گوش نکرد. محکم گرفتیمش ، به زور بردیم ترک موتور سوارش کردیم. داد زدم «یالا دیگه . راه بیفت.» موتور از جا کنده شد. مثل برق راه افتاد.خیالمان راحت شد. داشتیم بر می گشتیم ، دیدیم از پشت موتور خودش را انداخت زمین، بلند شد دوید طرف ما. فرار کردیم.
نظر دهید » 
بار الها از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم واز سوی دیگر باید شهید شویم تا آینده بماند.

هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود و هم باید شهید شویم تا فردا بماند. عجب دردی است چه میشد که
امروز شهید میشدیم و فردا زنده و دوباره شهید میشدیم.«شهيد مهدي رجب بيگي»
تو سرخ و سپید میشوی میدانم
سیبی که رسیده میشوی میدانم
انگار که بو برده ای از باغ بهشت
آخر تو شهید میشوی میدانم (انشاءا…) شادی روح شهدا وامام شهداصلوات
امروزصدای آهنگهای لس آنجلسی آنقدربلندست که فریادهای«حاج مهدی باکری» بگوش نمیرسد!!! امروزدلاوری های حاج حسین خرازی رافراموش کردند!!!!امروزاخلاص وساده زیستی وقهرمانی های حاج احمدکاظمی روایت نمی شود!!!امروزهمه «حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!! امروزنام شهیدرابرای اینکه بچه هاخشونت طلب بارنیایند ازکوچه ها برداشته ونام نگین و جاوید میگذارند! … امروز ستارگان هالیوود آنقدر زیادند که دیگر کسی ستارگان درخشان ایران را نمی بیند!! امروز همه به دنبال کسب نام هستند و گمنامی فقط برای شهدا به ارث رسیده است!!! امروز جانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!! امروز کسی نمیداند،مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!! امروزکسی نمیداند،شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری،برادرش حمید باکری را جا گذاشت ورفت!!! امروز کسی نمی داند مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!! امروز کسی نمی داند تکه های پیکر شهیدی را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!! امروز ساپورت پوش هادرجامعه خودنمایی می کنند وارزش های دینی مارابه تمسخرگرفتند!!!امروز اصلا شهیدی نیست که بخواهد ما را ببیند!!امروز قرن ۲۱ است!!!
شــهــدا شــرمنــده ایــــم…..
نظر دهید » 
خاطره از شهید حاج حسین خرازی
توی عملیات فاو یکی ار بچه های غواص زخمی شده بود. مدام تماس می گرفت « شفیعی حالش خوبه ؟» گفتیم» باید هم خوب باشه . حالا حالا ها کارش داریم . اصلا گوشی رو بده به خودش.» به بچه های امداد بی سیم می زد بروند بیاورندش عقب . می گفت « حتما ها» . یکی از پیغام هاش را نشنیدم. از بی سیم چیش پرسیدم « چی می گفت؟ » گفت « بابا ! حسین آقا هم ما رو کشت با این غواصاش.»
نظر دهید » << 1 ... 350 351 352 ...353 ...354 355 356 ...357 ...358 359 360 ... 798 >>