https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

پيشگوئى حضرت امير در مورد عزالدولة ديلمى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

و در مورد يكى از همين افراد فرموده است : آن خوشگذران ، فرزند آن مرد دست بريده كه پسر عموى او بر روى دجله او را مى كشد.
و اين جمله اشاره به عزالدولة بختيار پسر معزالدولة است ، بختيار مردى  اهل عيش و نوش بود كه فنا خسرو پسر عموى او بر روى دجله او را كشت و حكومت او را تصرف كرد.
پدرش معزالدولة نيز يكدستش را در جنگ از دست داده بود، به همين جهت حضرت او را پسر مرد دست بريده دانست


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

حوادث عجيب و خوش شانسى عمادالدولة

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

از عجائب حوادث اينكه عمادالدولة مردى بسيار خوش شانس بوده است ، گويند: هنگاميكه در شيراز بود خزانه او تهى شد و از پرداخت حقوق و هزينه لشكر عاجز ماند به طوريكه خوف اضمحلال دولت او مى رفت و از اين جهت غمگين بود، روزى به پشت خوابيده فكر مى كرد، ناگهان مارى را ديد كه از جائى از سقف بيرون آمده به جاى ديگر رفت ، دستور داد تا مار را بكشند، وقتى سقف را شكافتند ديدند بالاى سقف ، سقف ديگرى است و ميان آن دو صندوقهائى است و در ميان آن صندوقها ثروتى عظيم نهفته بود كه پانصد هزار دينار مى رسيد.
گويند: روزى سوار بر اسب از جائى مى گذشت پاهاى اسب او در زمين فرو رفت ، وقتى آن جا را شكافتند گنج عظيمى يافتند.
و همچنين در شيراز خياطى بود كه لباس حاكم را مى دوخت و نزد او از حاكم قبل اموالى به امانت بود، عمادالدولة براى دوختن لباس او را مى خواست ، خياط كه كر بود گمان كرد راجع به او سعايت كرده اند لذا همينكه عمادالدولة با او صحبت كرد او گفت : به خدا سوگند بيشتر از دوازده صندوق كه نمى دانم درون آن چيست ، چيز ديگرى نزد من نيست ! عمادالدولة تعجب كرد وقتى صندوقها را آوردند مالهاى بسيار و لباسهاى قيمتى در آن بود.
اينها همراه با گنجهائى كه از يعقوب ليث و برادرش عمر و بن ليث به چنگ او آمد سبب رونق كار او شد.
حكومت ايشان همچنانكه حضرت فرموده بود: يكصد و بيست و شش ‍ سال طول كشيد.


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

پيشگوئى حضرت امير در مورد قرامطه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

شارح نهج البلاغة معتزلى گويد: از خبرهاى غيبى عجيبى كه از حضرت على عليه السّلام آگاه گرديدم ، خطبه اى بود كه حضرت در آن جنگها را بيان مى نمود و ضمنا به قرامطه اشاره نموده فرمود:

ادامه »

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

پيشگوئى حضرت امير عليه السّلام در مورد حكومت بنى اميه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

ادامه : پس از اين عده اى از بنى اميه بر شما مسلط خواهند شد كه هيچ يك از آنها به شما مهربانى نمى نمايند مگر يكى از آنها (كه منظور عمر بن عبدالعزيز است ) بارى تسلط بنى اميه بر شما مردم ، امتحانى است كه آن را خداى متعال مقدر فرموده و بلاشك اتفاق مى افتد.
نيكان شما را مى كشند و بدهاى شما را به بردگى مى گيرند و گنج ها و اندوخته هاى شما را از خلوت خانه هايتان بيرون مى برند، انتقامى است كه به خاطر آنچه از كارهاى خود و صلاح دين و دنياى خود ضايع كرديد مبتلا مى شويد.اى مردم كوفه اكنون مى دهم از كارهائى كه پس از اين اتفاق مى افتد تا كاملا مواظب بوده و اهل موعظه بترسند و پند گيرند، مى بينم شما را كه مى گوئيد على عليه السّلام دروغ مى گويد چنان كه مردم قريش ‍ همين نسبت را به پيغمبر خود محمد بن عبدالله صلى اللّه عليه و آله وسلم كه پيغمبر رحمت و دوست خدا بود دادند.
واى بر شما بر چه كسى دروغ بستم آيا بر خدا افترا زدم ؟ با آنكه نخستين شخص از مسلمانان من بودم كه او را عبادت كرده و به يگانگى شناختم يا به رسول او به دروغ نسبت دادم ؟ با آنكه من نخستين كسى بودم كه به او ايمان آوردم نبوتش را تصديق كرده و او را يارى نمودم . حاشا كه دروغى از من سر زده باشد. ولى اين سخنان فريبى است كه از آن بى نيازيد.


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

خبرهائى كه حضرت على عليه السّلام از حوادث گذشته و آنچه در قلبها خطور كرده بيان كرده است .
آگاهى اميرالمؤمنين از دوست و دشمن خود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اميرالمؤمنين عليه السّلام در ميان اصحاب خود نشسته بود كه مردى از شيعيان حضرت وارد شد و گفت : يا اميرالمؤمنين خدا آگاه است كه من شما را دوست دارم در نهان همانگونه كه آشكارا دوست دارم .

ادامه »

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

آنقدر براى هدايت شما رنج ديدم كه از زندگى سير شدم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

ادامه : سوگند به خدا اگر مى توانستم چاره كلام و مراسله شما را بنمايم (به خلافت شما) حاضر نمى شدم ، آن قدر درباره هدايت شما رنج ديدم كه از زندگى خود سير شدم و بالاخره تمام گفتار مرا به استهزاء گرفتيد و به اين وسيله از حق فرار كرديد و به باطلى گرويديد كه خدا دينداران خود را به آن عزيز نفرموده و من مى دانم كه در نتيجه بى توجهى به گفتار من به غير زيان چيز ديگرى برايم نتيجه ندارد، هر وقت شما را به پيكار با دشمن خودتان دعوت كردم زمين گير شديد و از من درخواست تاءخير نموديد مانند كسى كه وام طولانى از كسى گرفته (و اكنون كه هنگام پرداخت رسيده باز هم مهلت ديگرى مى خواهد)

ادامه »

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

آگاهى حضرت امير از درون جابر و معجزه حضرت

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

جابر گويد: فرزندى داشتم كه به سختى بيمار بود، از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خواستم براى او دعا نمايد، حضرت فرمود: برو از على بخواه (دعا كند) زيرا من از اويم و او از من است ، با شنيدن اين سخن ترديدى در دلم افتاد، به دنبال حضرت على عليه السّلام رفتم ، گفتند: او در جيانة است ، وقتى نزد او رفتم حضرت مشغول نماز بود، بعد از تمام شدن نماز سلام كردند و سخن حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم را بيان كردند حضرت فرمود: باشد و از جا برخاست و به طرف درخت خرمايى كه آنجا بود رفته ، خطاب به درخت كرده فرمود: اى درخت من كيستم ؟
ناگاه شنيدند از آن درخت صدائى را كه مى گفت : شما اميرالمؤمنين و وصى رسول رب العالمين هستيد، شمائيد نشان بزرگ (خدا) و شمائيد حجت بزرگ (خدا) و ساكت شد! آنگاه حضرت به من توجه نموده فرمود:
اى جابر الان شك تو (در مورد مقام من ) از بين رفت و قلب تو صفا گرفت ، آنچه را ديدى پنهان دار مگر از اهلش

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

امروز او را پشتيبانى كن تا فردا خلافت را به تو دهد

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

بعد از رحلت نبى اكرم صلى الله عليه و آله و بيعت مردم با ابوبكر، بنى هاشم نيز به اكراه بيعت كردند و نماند مگر اميرالمؤمنين عليه السّلام طرفداران ابوبكر نزد حضرت در مسجد آمدند و گفتند:
يا على با ابوبكر بيعت كن ، حضرت فرمود:
من از او به خلافت سزاوارترم ، و شما سزاوارتريد به بيعت با من تا با او و سپس ادله خود را ذكر كرد و سخن آنها را باطل نمود.
عمر گفت : يا على آيا تو پيرو خاندان خود نيستى ؟ (نديدى همه آنها بيعت كردند تو هم بيعت كن ) حضرت فرمود: از ايشان بپرسيد، مردم از بنى هاشم كه حاضر بودند پرسيدند آنها گفتند: بيعت ما دليلى بر عليه حضرت على نيست ، به خدا پناه مى بريم از اينكه خود را با او در هجرت و جهاد و منزلت او نزد پيامبر صلى الله عليه و آله يكسان بدانيم . عمر گفت : تو بايد بيعت كنى چه با زور يا با اختيار، بخواهى يا نخواهى رها نمى شوى ! حضرت به او فرمود: بدوش شيرى را كه براى توست نصف آن ، محكم نما براى ابوبكر امروز (خلاف را) تا فردا به تو برگرداند…
و در خطبه معروف شقشقيه در مورد خلافت ابوبكر فرمود: آن دو نفر (ابوبكر و عمر) چه محكم تقسيم كردند (شير) از شتر (خلافت )را يعنى قسمتى را ابوبكر براى خود برداشت و عمر نيز ياريش نمود تا بعدا خودش سهمى ببرد.

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

آگاهى حضرت از تصميم خلاف مردى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

روزى اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: اگر مردى مورد اعتمادى را مى يافتم ، توسط او مالى را به شيعيان مدائن مى فرستادم .
يكى از حاضرين با خود گفت : من داوطلب مى شوم وقتى حضرت بر من اعتماد كرد راه كرخه را پيش مى گيرم و به مدائن نمى روم ، سپس نزد حضرت آمد و گفت : يا اميرالمؤ منين من اين اموال را به مدائن مى برم ، حضرت با شنيدن اين سخن متوجه من شده فرمود: دور شو مى خواهى راه كرخه را در پيش گيرى

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   یکشنبه 5 مهر 1394نظر دهید »

1 ... 295 296 297 ...298 ... 300 ...302 ...303 304 305 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو