
حضرت اباالفضل تا زمانی که زنده بود و توان داشت، غم و اندوه را از صورت برادرش دور میکرد و همین مقدار کافی است تا بگوییم ایشان «کاشف الکرب عن وجه الحسین(ع)» بود.
پرسش:
امام حسین(علیه السلام) بعد از شهادت برادرش عباس(علیه السلام) به شدت اندوهناک و غمگین شد؛ پس چرا در یکی از دعاها از ایشان با لقب «کاشف الکرب عن وجه الحسین(برطرف کننده غم از صورت حسین)» یاد میشود؟

پاسخ:
حضرت ابوالفضل در کربلا برای دفاع از امام حسین(علیه السلام) رشادتهای زیادی انجام داده و غم و اندوه زیادی را از امام حسین(علیه السلام) دور نمود. به عنوان نمونه امام(علیه السلام) در غروب تاسوعا از ایشان خواست تا به سمت سپاه دشمن برود و از آنها برای عبادت در شب عاشورا مهلت بگیرد. لذا میتوان گفت که ایشان تا زمانی که زنده بود و توان داشت، غم و اندوه را از صورت برادرش دور میکرد و همین مقدار کافی است تا بگوییم ایشان «کاشف الکرب عن وجه الحسین(علیه السلام)» بود. اما سفارش به گفتن 313 مرتبه ذکر «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین(علیه السلام)، اکشف کربی بحق اخیک الحسین(علیه السلام)» که در برخی از منابع متأخر و سایتها بیان شده است، در منابع معتبر دیده نشده است. با این وجود خواندن این ذکر برای توسل به آنحضرت(علیه السلام) و بدون قصد ورود اشکالی ندارد.
پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| چرا به اباالفضل لقب کاشف الکرب عن وجه الحسین داده شده است؟
نظر دهید » 
در شب عاشورا اول کسى که نسبت به اباعبداللَّه اعلام یارى کرد، همین برادر رشیدش ابوالفضل بود… آنچه که در تاریخ مسلم است، ابوالفضل بسیار رشید، بسیار شجاع، بسیار دلیر، بلند قد و خوشرو و زیبا بود

من نمىدانم روى چه مصلحتى- خود ابا عبداللَّه بهتر مىدانست- فرمود: برادرم! حالا که مىخواهى بروى، پس برو بلکه بتوانى مقدارى آب براى فرزندان من بیاورى. (این را هم عرض کنم لقب «سقّا» (آب آور) قبلًا به حضرت ابوالفضل داده شده بود، چون یک نوبت یا دو نوبت دیگر در شبهاى پیش ابوالفضل توانسته بود برود، صف دشمن را بشکافد و براى اطفال ابا عبداللَّه آب بیاورد. اینجور نیست که سه شبانه روز آب نخورده باشند؛ خیر، سه شبانه روز بود که [از آب] ممنوع بودند، ولى در این خلال توانستند یکى دو بار آب تهیه کنند. از جمله در شب عاشورا تهیه کردند، حتى غسل کردند، بدنهاى خودشان را شستشو دادند). فرمود: چَشم. / امّ البنین مادر حضرت ابوالفضل در حادثه کربلا زنده بود ولى در کربلا نبود، در مدینه بود. در مدینه بود که خبر به او رسید که در حادثه کربلا قضایا به کجا ختم شد و هر چهار پسر تو شهید شدند. این بود که این زن بزرگوار به قبرستان بقیع مىآمد و در آنجا براى فرزندان خودش نوحه سرایى مىکرد. نوشتهاند اینقدر نوحه سرایى این زن دردناک بود که هر که مىآمد گریه مىکرد، حتى مروان حکم که از دشمن ترین دشمنان بود.
تقریباً یک سنتى است که در تاسوعا ذکر خیرى از وجود مقدس اباالفضل العبّاس (سلام اللَّه علیه) مىشود. مقام جناب ابوالفضل بسیار بالاست. ائمّه ما فرموده اند: «انَّ لِلْعَبّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللَّهِ یَغْبَطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ» عبّاس مقامى نزد خدا دارد که همه شهدا غبطه مقام او را مىبرند.
نظر دهید » 
پژوهشگران و آزاد اندیشان اهل سنت، با شیعیان و محبان آن حضرت هم نظرند و آن گروه از مورخان و پژوهشگران اهل سنت که واقعه عاشورا را اوج مصیبت ها و عزاداری ها معرفی کرده اند، نسبت به ساحت مقدس حضرت اباالفضل(علیه السلام) نیز ادای احترام کرده و سر تعظیم فرو آورده اند.

سیمای حضرت عباس بن علی، ابوالفضل العباس(علیه السلام) را همواره از نگاه دانشمندان و شیفتگان حضرتش نگریسته ایم و چه بسا این توهم پدید امده باشد که این همه صفات متعالی و این همه خصوصیات فرا انسانی را ما محبان و دلدادگان آن حضرت، به ایشان نسبت می دهیم. در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی بر انیم که از نگاه محققان و علمای اهل سنت به جایگاه رفیع علمدار کربلا حضرت اباالفضل العباس(علیه السلام) بپردازیم. پژوهشگران و آزاد اندیشان اهل سنت، با شیعیان و محبان آن حضرت هم نظرند و آن گروه از مورخان و پژوهشگران اهل سنت که واقعه عاشورا را اوج مصیبت ها و عزاداری ها معرفی کرده اند، نسبت به ساحت مقدس حضرت اباالفضل(علیه السلام) نیز ادای احترام کرده و سر تعظیم فرو آورده اند.
رشد و تعالی شخصیت انسان، به دو عامل مهم بستگی دارد؛ نخست، دفع و پاک سازی عوامل و زمینه های سقوط، مانند دفع گناهان از روح و روان، و دوم، جذب فضایل و ارزش ها، مانند جذب ایمان، علم، عمل صالح و خصال نیک در روح و روان و آراسته گردانیدن آن. به طور کلی بشر باید با نیروی تقوا، روح و روان را از موانع کمال یعنی گناهان خالی کند، سپس آن را با فضایل اخلاقی زینت دهد تا نور خدا و ارزش های ملکوتی در سراسر وجودش متجلی و اشکار شود و به هدف اصلی خلقت، یعنی بندگی خدا و نیل به کمال اصیل الهی دست یابد.
کمالات معنوی و ابعاد وجودی حضرت عباس(علیه السلام) برامده از ارزش های والای انسانی و دوری از گناه و گناهکاران است. عبودیت خالصانه او در برابر خدا و تواضع در مقابل بندگان خاص الهی، از جمله پدرش امیرمومنان و برادرانش امام حسن و امام حسین(علیه السلام) باعث رشد و بالندگی شخصیت معنوی و رسیدن به کمالات و ارزش های وجودی ایشان گردید. ابعاد وجودی حضرت عباس(علیه السلام) - که برگرفته از شخصیت والا و معنوی و عظمت اخلاقی ایشان بود - عبارتند از فداکاری، ایثار، فضیلت، شجاعت و دلیری، رشادت جسمی و روحی، زهد و تقوای الهی، فتوت و جوانمردی. بر این اساس و به دلیل برخورداری از فضایل بی شمار، وجود آن حضرت سرشار از کنیه ها و القاب بسیار پسندیده ای گردید که هر کدام، بیانگر یکی از ابعاد درخشان وجودی و زندگی پرنور ایشان است. (محمدی اشتهاردی، 1387: 57-60)
نظر دهید » 
1.درس عبادت و بندگى
امام حسین علیه السلام و اصحابش درس عبادت و بندگى کامل را به بشریت آموختند، خیلى ها ادعا مى کنند ما خداوند را عبادت و بندگى مى کنیم ولى هنگام امتحان مردود مى شوند.
این شعار را مى دهیم ، اى کاش ما در کربلا بودیم ، امام حسین علیه السلام را یارى مى کردیم و سینه خود را سپر نماز قرار مى دادیم ، اما گویا واقعا اینطور هستیم . خود را امتحان کنیم .

2.اهمیت نماز اول وقت
سید الشهداء، در سخت ترین شرایط و در حین جنگ ، نماز را در اول وقت اقامه نموده و هیچ چیز نتوانست مانع نماز اول وقت ایشان شود، نمى گوید اول جنگ و بعد نماز، او این درس را از پدر بزرگوارش على علیه السلام آموخت . که روزى در جنگ صفین حضرت على علیه السلام در حالى که مشغول جنگ بود مرتب به خورشید نگاه مى کرد، ابن عباس عرض کرد: یا امیرالمومنین ! این چه کارى است که شما انجام مى دهید؟
حضرت فرمود: نگاه مى کنم تا موقع فرا رسیدن ظهر، نماز را (در اول وقت) بخوانم .
ابن عباس گفت : آیا حالا وقت نماز است ؟ ما مشغول جنگ هستیم .
حضرت فرمود: مگر ما براى چه چیزى مى جنگیم ؟ به درستى که ما براى نماز جنگ مى کنیم .
ابن عباس گفت : نماز شب على علیه السلام حتى در لیلة الهریر هم ترک نشد بیاییم مثل اصحاب امام حسین عمل کنیم ، هنگام ظهر بشتابیم به سوى نماز، و نماز را به یاد بیاوریم تا مشمول دعاى امام حسین علیه السلام شویم : ذکرت الصلوة جعلک الله من المصلین الذاکرین ؛ نماز را یاد کردى خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد
نظر دهید » 
[بنا بر نقل سید ابن طاووس در کتاب «جمال الاسبوع»] نماز امام حسین(علیهالسلام) چهار رکعت است که در هر رکعت سوره «فاتحه» «پنجاه بار» و «توحید» «پنجاه بار» و در رکوع، هر یک از سورههای «فاتِحَه» و «توحید» «ده بار» و پس از سر برداشتن از رکوع نیز هر یک، «ده بار» و نیز در سجده اوّل و پس از سر برداشتن از سجده و هم در سجده دوّم هر کدام «ده بار» خوانده شود و چون از نماز فارغ شد این دعا را بخواند:
اَللّهُمَّ اَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ لاِدَمَ وَحَوّا، اِذْ ﴿قالا رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَاِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ﴾، وَناداكَ نُوحٌ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ، وَنَجَّيْتَهُ وَاَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظيمِ، وَاَطْفَاْتَ نارَ نُمْرُودَ عَنْ خَليلِكَ اِبْراهيمَ، فَجَعَلْتَها ﴿بَرْداً وَسَلاماً﴾،
خدایا تویى که دعاى آدم و حوا را به اجابت رساندى آنگاه که گفتند پروردگارا ما به خود ستم کردیم و اگر ما را نیامرزى و به ما رحم نکنى حتماً از زیانکاران خواهیم بود، و نوح تو را ندا کرد و تو اجابتش کردى و او و کسانش را از گرفتارى بزرگ نجات دادى و خاموش کردى آتش نمرود را از خلیلت ابراهیم و آن را سرد و سلامت کردى
وَاَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ لاَِيُّوبَ، اِذْ نادى ﴿رَبِّ مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ﴾، فَكَشَفْتَ ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ، وَآتَيْتَهُ اَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِكَ، وَذِكْرى لاُِولِى الاَْلْبابِ، وَاَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ لِذِى النُّونِ، حينَ ناداكَ ﴿فِى الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ، سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ﴾، فَنَجَّيْتَهُ مِنَ الْغَمِّ،
و تویى که دعاى ایوب را به اجابت رساندى آنگاه که ندا کرد پروردگارا من به محنت دچارم و تو مهربانترین مهربانانى و تو محنتش را برطرف کردى و کسانش را به او دادى و مانندشان را همراه آنها (اضافه) به او دادى از روى مرحمتى از خودت و اندرزى براى خردمندان و تویى که به اجابت رساندى دعاى ذوالنون (حضرت یونس) را هنگامى که ندا کرد تو را در تاریکیها که معبودى جز تو نیست منزهى تو و من از ستمکارانم و از اندوه نجاتش دادى

وَاَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ لِمُوسى وَهرُونَ دَعْوَتَهُما، حينَ قُلْتَ: ﴿قَدْ اُجيبَتْ دَعْوَتُكُما﴾ فَاسْتَقيما. وَاَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ، وَغَفَرْتَ لِداوُدَ ذَنْبَهُ، وَتُبْتَ عَلَيْهِ رَحْمَةً مِنْكَ وَذِكْرى، وَفَدَيْتَ اِسْماعيلَ ﴿بِذِبْح عَظيم﴾ بَعْدَما اَسْلَمَ، ﴿وَتَلَّهُ لِلْجَبينِ﴾، فَنادَيْتَهُ بِالْفَرَجِ وَالرَّوْحِ،
و تویى که دعاى موسى و هارون را اجابت کردى هنگامى که فرمودى دعایتان به اجابت رسید پس استقامت ورزید و غرق کردى فرعون و قومش را و آمرزیدى براى داود گناهش را و توبه اش را از روى مرحمتى که داشتى و اندرز (دیگران) پذیرفتى و فدا کردى براى اسماعیل قربانى بزرگى پس از آن که تسلیم شد و (پدرش) پیشانى او را بر خاک نهاد و تو او را به گشایش و رحمت ندا کردى
وَاَنْتَ الَّذى ناداكَ زَكَرِيّا نِدآءً خَفِيّاً، فَقالَ ﴿رَبِّ اِنّى وَهَنَ الْعَظْمُ مِنّى، وَاشْتَعَلَ الرَّاْسُ شَيْباً، وَلَمْ اَكُنْ بِدُعآئِكَ رَبِّ شَقِيّاً﴾، وَقُلْتَ: ﴿يَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً وَكانُوا لَنا خاشِعينَ﴾،
و تویى آن خدایى که زکریا در پنهانى تو را ندا کرده گفت: پروردگارا من استخوانم سست شده و موى سرم سپید گشته و نبوده ام پروردگارا در زمینه دعاى تو (در گذشته) محروم و تو فرمودى «مى خوانند ما را از روى شوق و ترس و براى ما خاشع بودند»
وَاَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ لِلَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ، لِتَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِكَ، فَلا تَجْعَلْنى مِنْ اَهْوَنِ الدّاعينَ لَكَ، وَالرّاغِبينَ اِلَيْكَ، وَاسْتَجِبْ لى كَمَا اسْتَجَبْتَ لَهُمْ بِحَقِّهِمْ عَلَيْكَ، فَطَهِّرْنى بِتَطْهيرِكَ، وَتَقَبَّلْ صَلاتى وَدُعآئى بِقَبُول حَسَن، وَطَيِّبْ بَقِيَّةَ حَياتى، وَطَيِّبْ وَفاتى، وَاخْلُفْنى فيمَنْ اَخْلُفُ، وَاحْفَظْنى يا رَبِّ بِدُعآئى، وَاجْعَلْ ذُرِّيَّتى ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً، تَحُوطُها بِحِياطَتِكَ، بِكُلِّ ما حُطْتَ بِهِ ذُرِّيَّةَ اَحَد مِنْ اَوْلِيآئِكَ وَاَهْلِ طـاعَتِكَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ،
و تویى خدایى که اجابت کردى براى آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادند تا بیفزایى بر آنها از فضل خود پس قرارم مده از خوارترین و پست ترین دعا کنندگانت و مشتاقان درگاهت و دعایم را به اجابت رسان چنانچه دعاى آنان را به اجابت رساندى و به حق ایشان بر تو که مرا پاک گردان به پاک کردن خودت و بپذیر نماز و دعایم را بپذیرش خوبى، و خوش و خرم کن باقیمانده زندگیم را و خوش گردان وفاتم را و جانشین من باش در میان آنان که بجاى گذارم و با دعایم پروردگارا مرا نگهدارى کن و فرزندانم را فرزندانى پاکیزه قرار ده و در برگیر آنها را به در برگرفتن خودت به همه آنچه دربرگیرى بدانها فرزندان یکى از دوستان خود و فرمانبردارانت را به رحمتت اى مهربانترین مهربانان
يا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْء رَقيبٌ، وَلِكُلِّ داع مِنْ خَلْقِكَ مُجيبٌ، وَمِنْ كُلِّ سآئِل قَريبٌ، اَسْئَلُكَ يا لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْحَىُّ الْقَيُّومُ، اَلاَْحَدُ الصَّمَدُ الَّذى ﴿لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ﴾، وَبِكُلِّ اسْم رَفَعْتَ بِهِ سَمآئَكَ، وَفَرَشْتَ بِهِ اَرْضَكَ، وَاَرْسَيْتَ بِهِ الْجِبالَ، وَاَجْرَيْتَ بِهِ الْمآءَ، وَسَخَّرْتَ بِهِ السَّحابَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ وَاللَّيْلَ وَالنَّهارَ، وَخَلَقْتَ الْخَلائِقَ كُلَّها،
اى که بر هر چیز نگهبانى و بر هر که از آفریدگانت که تو را بخواند اجابت کنى و به هر خواستارى نزدیکى از تو خواهم اى که معبودى جز تو نیست زنده پاینده یکتاى بى خللى که نزاید و نه زاییده شده و نیست برایش همتایى هیچ کس، و به حق هر نامى که بلند کردى بدان آسمانت را و فرش کردى بدان زمینت را و محکم و پابرجا کردى بدان کوهها را و روان کردى بدان آب را و تسخیر کردى بدان ابرها و خورشید و ماه و ستاره ها و شب و روز را و آفریدى همه آفریدگان را
اَسْئَلُكَ بِعَظَمَةِ وَجْهِكَ الْعَظيمِ، اَلَّذى اَشْرَقَتْ لَهُ السَّمواتُ وَالاَْرْضُ، فَاَضائَتْ بِهِ الظُّلُماتُ، اِلاّ صَلَّيْتَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَكَفَيْتَنى اَمْرَ مَعاشى وَمَعادى، وَاَصْلَحْتَ لى شَاْنى كُلَّهُ، وَلَمْ تَكِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْن، وَاَصْلَحْتَ اَمْرى وَاَمْرَ عِيالى، وَكَفَيْتَنى هَمَّهُمْ، وَاَغْنَيْتَنى وَاِيّاهُمْ مِنْ كَنْزِكَ وَخَزآئِنِكَ، وَسَعَةِ فَضْلِكَ الَّذى لا يَنْفَدُ اَبَداً، وَاَثْبِتْ فى قَلْبى يَنابيعَ الْحِكْمَةِ الَّتى تَنْفَعُنى بِها، وَتَنْفَعُ بِها مَنِ ارْتَضَيْتَ مِنْ عِبادِكَ،
از تو خواهم به بزرگى ذات بزرگت که تابناک شد برایش آسمانها و زمین و روشنى گرفت بدان تاریکیها که (اوّلاً) درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و (پس از آن) کفایت کنى کار معاش و معاد مرا و اصلاح کنى همه کارهایم را و مرا بخودم وامگذارى چشم برهم زدنى و اصلاح کنى کار من و کار خانواده ام را و کفایت کنى از من اندوه ایشان را و بى نیاز کنى من و ایشان را از گنج خود و خزینه هایت و فراخى فضلت که هرگز پایان نپذیرد و پابرجا کن در دلم چشمه هاى حکمتى را که سود دهى مرا بدان و سود دهى بدان هر که را که پسندیده اى از بندگانت
وَاجْعَلْ لى مِنَ الْمُتَّقينَ فى آخِرِ الزَّمانِ اِماماً، كَما جَعَلْتَ اِبْراهيمَ الْخَليلَ اِماماً، فَاِنَّ بِتَوْفيقِكَ يَفُوزُ الْفآئِزُونَ، وَيَتُوبُ التّآئِبُونَ، وَيَعْبُدُكَ الْعابِدُونَ، وَبِتَسْديدِكَ يَصْلُحُ الصّالِحُونَ الْمُحْسِنُونَ الْمُخْبِتُونَ، اَلْعابِدُونَ لَكَ، اَلْخائِفُونَ مِنْكَ، وَبِاِرْشادِكَ نَجَا النّاجُونَ مِنْ نارِكَ، وَاَشْفَقَ مِنْهَا الْمُشْفِقُونَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ بِخِذْلانِكَ خَسِرَ الْمُبْطِلُونَ، وَهَلَكَ الظّالِمُونَ، وَغَفَلَ الْغافِلُونَ،
و قرار ده برایم از مردمان با تقوا در آخرالزمان امامى چنانچه ابراهیم خلیل را امام گردانیدى زیرا مردمان رستگار به توفیق تو رستگار شوند و توبه کنندگان نیز به توفیق تو توبه کنند و عبادت کنندگان نیز به توفیق تو عبادتت کنند و به تأیید و یارى تو شایسته گردند مردمان شایسته نیکوکار و فروتن و آنان که تو را عبادت کنند و از تو ترسانند، و با ارشاد و راهنمایى تو نجات یابند نجات یافتگان از آتش دوزخت و بهراسند از آن هراسناکان از آفریدگانت و بوسیله خوار کردن تو زیانکار شوند اهل باطل و هلاک شدند ستمکاران و غافل شدند بیخبران
اَللّهُمَّ آتِ نَفْسى تَقْويها، فَاَنْتَ وَلِيُّها وَمَوْليها، وَاَنْتَ خَيْرُ مَنْ زَكّيها، اَللّهُمَّ بَيِّنْ لَها هُداها، وَاَلْهِمْها تَقْويها، وَبَشِّرْها بِرَحْمَتِكَ حينَ تَتَوَفّاها، وَنَزِّلْها مِنَ الْجِنانِ عُلْياها، وَطَيِّبْ وَفاتَها وَمَحْياها، وَاَكْرِمْ مُنْقَلَبَها وَمَثْويها، وَمُسْتَقَرَّها وَمَاْويها، فَاَنْتَ وَلِيُّها وَمَوْليها.
خدایا بده به نفس من پرهیزکاریش را که تویى اختیار دار و سرپرستش و تویى بهترین کسى که پاکیزه اش کردى خدایا راهنماییش را برایش آشکار کن و پرهیزکاریش را به او الهام کن و به رحمت خود نویدش ده آنگاه که او را از این جهان ببرى و در بلندترین جاهاى بهشت منزلش ده و گوارا کن وفات و زندگیش را و گرامى کن جاى بازگشت و منزلگاه و قرارگاه و مأوایش را که براستى تویى اختیاردار و سرپرستش.
بحارالانوار (چاپ بیروت)، ج 88 صفحه 186.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر استاد حسین انصاریان
نظر دهید » 
علی اکبر زیباترین و خوشخوترین مردم زمان خود بود که از عمر شریفش نوزده یا هیجده یا بیست و پنج بهار میگذشت او اول شهید آل ابو طالب در روز عاشورا بود که خدمت پدر امد و اذن میدان خواست و امام علیه السلام اجازه داد…

بنابر سنت تاریخی، هشتمین شب محرمالحرام متعلق به فرزند رشید حسین (ع) است؛ جوانی خوش سیما و شبیه ترینِ مردم به پیامبر(ص) که الگوی بسیاری از جوانان و نوجوانان کشورمان در دوران دفاع مقدس بود و جوانان کشورمان به ایشان اقتدا میکنند.
حضرت على بن الحسین (على اکبر) اولین سلحشور بنى هاشم بود که آماده نبرد شد. او زیباترین و خوشخوترین مردم بود. سنّ شریف آن حضرت را در هنگام شهادت 19 سال یا 18 سال و به روایتى 25 سال نوشتهاند.
علی اکبر، اوّلین شهید از آل ابى طالب است که روز عاشورا نزد پدر گرامىاش آمد و اذن میدان طلبید. امام علیهالسلام بى درنگ به او اجازه فرمود و در همان حال ناامید از حیات او، به قامت رعنایش نگریست و باران اشک از دیدگانش فرو ریخت.
هنگامى که امام علیهالسلام به چهره نورانى فرزندش «على اکبر» نگریست، سر به سوى آسمان برداشت و عرض کرد:
«اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلى هؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلامٌ اشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله، کُنَّا إِذَا اشْتَقْنا إِلى نَبِیِّکَ نَظَرْنا إِلى وَجْهِهِ، اللَّهُمَّ امْنَعْهُمْ بَرَکاتِ الْأَرْضِ، وَ فَرِّقْهُمْ تَفْریقاً، وَ مَزِّقْهُمْ تَمْزیقاً، وَ اجْعَلْهُمْ طَرائِقَ قِدَداً، وَ لا تُرْضِ الْوُلاةَ عَنْهُمْ أَبَداً، فَإِنَّهُمْ دَعَوُونا لِیَنْصُرُونا ثُمَّ عَدَوا عَلَیْنا یُقاتِلُونَنا».
خدایا! بر این گروه ستمگر گواه باش که اینک جوانى به مبارزه با آنان مىرود که از نظر صورت و سیرت و گفتار، شبیهترین مردم به رسول تو، حضرت محمّد صلى الله علیه و آله است. ما هر زمان که مشتاق دیدار پیامبرت مىشدیم، به چهره او مىنگریستیم. خدایا! برکات زمین را از آنان دریغدار، و اجتماع آنان را پراکنده و متلاشى ساز و آنان را گروههاى مختلف و متفاوتى قرار ده، و والیان آنها را هیچگاه از آنان راضى مگردان! که اینان ما را دعوت کردند تا به یارى ما برخیزند ولى اینک ستمکارانه به جنگ با ما برخاستند».
نظر دهید » 
آقا وقتی دشمن قرار شد حمله کنند به مدینه پیغمبر مشورت گرفت بزرگترها گفتند یا رسول الله بگذار دشمن بیاد تو مدینه توی کوچه های مدینه غافلگیر میکنیم راهش را میبندیم باباشون را در میآوریم. جوانان مدینه گفتند…

علی اکبر سید الشهداء یک سری فضائلی دارد که این فضائل برای جوان های عزیز باید الگو باشد.
اولاً امام زمان (علیه السلام) در زیارت ناحیه مقدسه چند تا شهید است که خیلی خصوصی سلام میکند. بقیه شهدا یک سلام عادی دارد.
السلام علی حر بن یزید ریاحی، السلام علی مسلم بن عوسجه، السلام علی حبیب ابن مظاهر مثلاً.
اما به علی اکبر که میرسد سلام طور دیگری است السلام علیک و علی اهلبیتک الطیبین این طوری. «الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ» (کامل الزیاره، ص 329) سلامی که امام زمان میدهد یکی از دلیلهایی اس که دلالت بر عصمت علی اکبر دارد. من امشب دو تا مدرک را از دو تا زیارت میگویم که دلالت بر معصوم بودن این جوان سید الشهداء دارد. فردا شب چهار تا دلیل یا بیشتر میگویم که دلالت بر عصمت عباس (علیه السلام) دارد.
در زیارت علی اکبر سید الشهداء ، زیارتی است که امام صادق (علیه السلام) دارد «صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَى عِتْرَتِکَ وَ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ آبَائِکَ وَ أَبْنَائِکَ وَ أُمَّهَاتِکَ الْأَخْیَارِ الْأَبْرَارِ الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ» (کامل الزیاره، ص 329)زیارت خیلی خصوصی است سلام بر تو سلام بر اهل بیتت حالا یا 25سالش بود یا 27 سالش بود یا 28 سالش بود. امام زمان هم سلام به خودش میکنه هم به خانوادهاش و بعد آخر میگوید تو و اهلبیتی که خدا تمام ناپاکیها را از آنها دور کرده یعنی تو و اهلبیتت همتون پاک و مطهر هستید. این یک دلیل.
دلیل دوم در زیارت دیگری است این خیلی مهم است کلماتی که در این زیارت خطاب به یک جوان هست که الآن میگویم چرا این خیلی مهمتر است.
حضرت میفرماید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الصِّدِّیقصدیق به کی میگویند به کسی که به در گفتار در رفتار در کردار در عمل همش راست میگوید یعنی در رفتار هم دروغ نمیگوید یعنی کی؟ یعنی معصوم. «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ الطَّیِّبُ الطَّاهِرُ وَ الزَّکِیُّ الْحَبِیبُ الْمُقَرَّبُ وَ ابْنُ رَیْحَانَةِ رَسُولِ اللَّهِ َ» خدا تو را اینطوری قرار داده و دوباره آن آیه را تکرار میکند «وَ جَعَلَکَ مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِیراً» یک جوان مگر چه خصوصیاتی دارد که به این مقام میرسد.
نظر دهید » 
اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا” - خدایا، ولىّ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی
تلاش گام به گام شیطان، بی نماز کردن آدم هاست. شیطان می گوید حالا لازم نیست که نماز اول وقت بخوانی یا لازم نیست که با جماعت بخوانی.
یکی از گره ها و گرفتاری های رایج در فرهنگ عمومی ما کاهلی و تنبلی نسبت به نماز خواندن است. اما این کاهلی از کجا می آید؟ عواقب آن چیست و چگونه می توان با آن مواجه شد؟
گاهی برخی افراد این دفاعیه را می آورند که نماز اول وقت با شکل و سبک و قالب های امروزی زندگی همخوانی ندارد و آن ها نمی توانند نماز اول وقت بخوانند. در این باره چه می توان گفت؟
کل زمانی که نمازهای پنج گانه از ما می گیرد 26 دقیقه بیشتر نیست یعنی ما در طول 24 ساعت شبانه روز، 26 دقیقه می خواهیم به خداوندی که در جای جای زندگی ما حضور دارد زمان اختصاص بدهیم. ما که وقت داریم ساعت ها برای تلویزیون و شبکه های اجتماعی و دوستان و چه و چه وقت اختصاص بدهیم چطور به آن ها که می رسد سر وقت هستیم اما وقتی صحبت نماز می شود کاهلانه برخورد می کنیم؟ آیا نمی توانیم 26 دقیقه گل وقت مان را به نماز اختصاص دهیم؟
این کاهلی از کجا می آید؟
قرآن به ما می گوید: شیطان نسبت به نماز خواندن، حساس است و نمازخوان ها را دوست ندارد: إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ. مطابق آیه صریح قرآن می فرماید شیطان می خواهد که شما را از یاد خدا و نماز غافل کند بنابراین می بینید که گاهی در جامعه زمزمه هایی از این جنس وجود دارد که: دلت پاک باشد یا فلانی را ببینید که نماز می خواند اما دزدی هم می کند. اما سوال عامیانه و قابل فهمی که ما می توانیم از این قبیل افراد بپرسیم این است که شما وقتی می روید میوه فروشی می روید آن پسماندها و گندیده ها را انتخاب می کنید یا این که می روید گل میوه ها را برمی دارید؟ چطور وقتی در زندگی می خواهید دست به انتخاب بزنید می روید بهترین ها را گلچین می کنید اما وقتی سراغ نمازخوان ها را می گیرید از آن له شده ها برمی دارید. چرا به نماز امام زمان (عج) و آیت الله بهجت و حضرت امام و مقام معظم رهبری و اولیای خدا نگاه نمی کنید. چرا به نماز خوبان توجه نشان نمی دهید. می روید و به نماز آدم ریایی و متظاهر نگاه می کنید و بعد هم آن ها را تعمیم می دهید به کل جامعه نمازگزاران. بله ممکن است عده ای هم تظاهر به دینداری کنند اما این که ما همه دینداران و همه نمازگزاران را با یک چوب برانیم نشان می دهد که منصف نیستیم.
البته غرضی هم وجود دارد که ما آن نماز نخواندن و آن کاهلی را توجیه کنیم.
بله، تلاش شیطان این است که آدم ها را بی نماز کند و گام به گام این کارها را انجام می دهد. او می گوید حالا لازم نیست که نماز اول وقت بخوانی یا لازم نیست که با جماعت بخوانی و بعد آرام آرام همین طور جلو می آید و قضا هم شد ایرادی ندارد و …
چه کنیم که در جامعه مان از این کاهلی ها نسبت به نماز بیرون بیاییم؟
مهم ترین چیز در این باره معرفت و شناخت نسبت به موضوع است. اگر من عمیقا متوجه باشیم که يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ یعنی چه در آن صورت خضوع و خشوعی در ما بیدار می شود. در آن صورت ما متوجه می شویم که خیلی بی ادبی است که ما این همه لطف خداوند را بی جواب بگذاریم. خداوند لطف کرده و مرا در صورت انسان آفریده است بنابراین کم ترین کار این است که نسبت به این نعمت و نعمت هایی از این دست سپاسگزار باشم. مثلا شما می بینید که امروز در شرایط کرونا مردم تا چه اندازه نسبت به نعمت سلامتی و امنیت حساس شده اند در صورتی که قبلا نسبت به آن این چنین واقف نبودند و نبودیم. چرا؟ چون سلامتی و امنیت، نعمت مجهوله است. قدر سلامتی و امنیت برای ما ناشناخته و مجهول است مگر زمانی که نباشد به محض این که سلامتی یا امنیت خاطر را از دست می دهیم تازه متوجه حضور آن ها در زندگی مان می شویم اما انسان مومن متوجه این نعمت هاست و بنابراین در برابر این نعمت ها حالتی از خشوع و بندگی به او دست می دهد.
پس مقدمه بندگی و خشوع در برابر حق، شناخت و قدرشناسی نسبت به نعمت هاست؟
بله، کسی که متوجه این امر باشد به حقیقت آیه انا اعطیناک الکوثر راه می یابد این که خدواند می فرماید ما به تو خیر کثیر داده ایم. در ادامه این آیه خداوند می فرماید پس نماز بخوان و حق نماز را ادا کن اما شما می بینید که شیطان می خواهد اجازه این شناخت را بگیرد بنابراین کاری که می کند تلاش می کند نماز فرد را از آن کیفیت و تازگی بیرون کند. مثلا می گوید حالا نمی خواهد اول وقت بخوانی یا به مسجد برویو این درجه از دشمنی و عداوت شیطان با نماز نشان دهنده اهمیت آن است. مثل این است که دشمن حساسیت بالایی روی انرژی هسته ای دارد و این حساسیت نشان دهده جایگاه این فناوری و صنعت است این جا هم همین طور است. جایگاه نماز چنان رفیع است که این همه مورد کینه شیطان قرار می گیرد.
فکر می کنید دچار چه کاستی هایی درباره نماز به ویژه از بُعد تبلیغی آن هستیم؟
شما می بینید که در رسانه های مکتوب، صوتی و تصویری و شبکه های اجتماعی بسیار کم به معارف نماز پرداخته می شود. افرادی دوست دارند که در این باره کارهایی انجام دهند مثلا دوست دارند دست کم خانواده خود را دعوت به نماز کنند و دغدغه های خوبی در این زمینه دارند اما نمی دانند چطور دعوت کنند. این جاست که رسانه های ما می توانند حلقه واسطه و ارتباطی بین صاحبنظران و جامعه ما باشند و آگاهی لازم را در این زمینه انتقال دهند چون یکی از کلیدی ترین عناصر و مولفه های رشد در دنیا و آخرت، نماز است. مثلا حج هم خیلی مهم است اما حج برای چه کسی و چه زمانی؟ حج برای کسی است که مستطیع شده باشد و در نهایت در طول عمر خود یک بار یا چند بار به سفر حج مشرف شود اما وقتی پای نماز به میان می آید از یک دختر 9 ساله تا مادربزرگ 80 ساله را در برمی گیرد از فقیر تا غنی، از مرد تا زن و این طور هم نیست که زمان بردار باشد. هر روز و هر روز ما باز نماز سر و کار داریم و این طور نیست که یک بار برای همیشه باشد. هر روز چند بار ما نماز می خوانیم و این نشان دهنده اهمیت موضوع است و شما می بینید که ما در اسلام، انواع نمازها را داریم. می خواهی بروی خواستگاری نماز بخوان، عید قربان و عید غدیر نماز دارد. زلزله آمده است نماز وحشت می خوانی. در شادی، در شرایط سخت جای پای نماز دیده می شود و این نشان می دهد که تا چه اندازه جایگاه نماز، رفیع است.
منبع: عبدالله بحرینی /شبستان
نظر دهید » 
هیچ پدری صبر نمیکند تا فرزندش از دنیا برود، بلکه تمام تلاشش را میکند که او زنده بماند.

بدون شک یکی از راز و رمزهای ماندگاری مذهب شیعه در طول تاریخ - با اینکه خلفای اموی و عباسی بسیار تلاش کردند که شیعه را نابود کنند و شیعیان را تنها به جرم شیعه بودن، میکشتند- قیام خونین کربلا بوده است، در همه زمانها و حتی تحت سختترین شرایط، هر ساله شیعیان دور هم جمع شده و برای ارباب بیکفن خود اشک ریخته و جگر آتش گرفته خود را مرهم نهادهاند.
دشمن نیز به خوبی به این نکته پی برده است و در سالهای بعد از جنگ تحمیلی تمام قد به جنگ با عاشورا و امام حسین(علیهالسلام) آمده و تمام تلاش خود را به کار گرفته تا بتواند فرهنگ جهاد و شهادت و امام حسین(علیهالسلام) را از این مردم بگیرد. لذا با وارد کردن شبهات مختلف و البته سست و بیاساس، بر عاشورا، میکوشد آن را بیارزش جلوه دهد.
یکی از این شبهات، همین جمله است که آیا ممکن است پدری اینقدر سنگ دل باشد که برای نجات خود و ترحم دشمن بر او، بچه شش ماهه خود را جلوی تیررس دشمن ببرد و او را قربانی خود کند؟ مخاطب نیز با خواندن این جمله، با خود میگوید عجب انسان بیرحم و سنگدلی!؟ لذا چهره امام حسین(علیهالسلام) در نزد او تخریب میشود و حال آنکه اصلا قضیه اینگونه نبوده است.
در رابطه با شهادت حضرت علی اصغر دو نقل وارد شده که طبق یک نقل اصلا بچه را نزد دشمن نیاورد و لحظه به میدان رفتن، حضرت به خواهرش زینب کبری(سلاماللهعلیها) فرمود بچه من را بیاور تا او را ببوسم و خداحافظی کنم، بچه را آوردند و حضرت او را در بغل گرفت و خواست ببوسد، ناگهان تیری به بچه اصابت کرد و بچه را به شهادت رساند، لذا طبق این نقل اصلا آوردن بچه در مقابل دشمن نبوده و در کنار خیمهها و برای خداحافظی با بچه بوده که تیر به او اصابت کرد.
نقل دوم میگوید: حضرت در حال آماده شدن برای رفتن به میدان نبرد بود که به یکباره خواهرش زینب کبری خدمت حضرت آمد و عرضه داشت بچه شش ماهه شما از تشنگی در حال تلف شدن است، اینجا بود که امام حسین(علیهالسلام) دید بچه واقعا در حال مردن است، لذا اگر آب به او نرسد از دنیا میرود، به همین خاطر لباس جنگ را درآورد و لباس دیگری پوشید و عمامه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را بر سر نهاد و به سوی دشمن رفت و بچه را روی دست گرفت و فرمود: «يا قَوْمِ قَدْ قَتَلْتُمْ أَخي وَ أَوْلادي وَ أَنْصارِي وَ ما بَقِي غَيْرُ هذَا الطِّفْلِ، وَ هُوَ يَتَلَظّى عَطَشَاً مِنْ غَيْرِ ذَنْب اَتاهُ إِلَيْكُمْ، فَاسْقُوهُ شَرْبَةً مِنَ الْماءِ: اى مردم! شما برادر و فرزندان و يارانم را كشتيد و كسى جز اين طفل كه بى هيچ گناهى از تشنگى مى سوزد، نمانده است، او را با جرعه آبى سيراب كنيد» اینجا بود که وجدان برخی از مردم تکان خورد و با خود گفتند راست میگوید این بچه که گناهی ندارد، حتی حضرت فرمود خودتان به او مقداری آب بدهید، اینجا بود که عمرسعد دستور داد که حرمله گلوی بچه را هدف بگیرد.»
لذا اینکه در شبهه آمده حضرت بچه را آورد تا مردم به او رحم کنند و او را نکشند، کاملا دروغ و بی اساس است و چنین کلامی در سخنان حضرت وجود ندارد که ای مردم مرا نکشید یا از این جملات، بلکه تنها چیزی که حضرت فرمودند این است: «يا قَوْمِ، إِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْل: اى مردم اگر به من رحم نمى كنيد به اين طفل خردسال رحم كنيد» این جمله هم اصلا ربطی به درخواست برای نجات خود ندارد.
اما چرا حضرت بچه شش ماهه را جلوی دشمن آورد؟ علت این کار هم معلوم است چون اگر آن بچه را نمیآورد و چند ساعت دیگر به او آب نمیرسید، بدون شک از تشنگی تلف میشد و خود به خود از دنیا میرفت، لذا خواهرش زینب کبری(سلاماللهعلیها) به نزد برادر میآید و با حالت سراسیمه عرضه میدارد، این بچه را دریاب، یعنی کاری بکن، لذا این کار حضرت نهایت تلاش یک پدر برای نجات جان فرزند بود، به این امید که شاید جوانمردی در بین لشگر باشد و جرعهای آب به آن طفل صغیر بدهد. بنابراین حرکتی کاملا عاقلانه و منطقی بوده است و به طور طبیعی این احتمال حداقل 50 درصد وجود داشت که از روی دلسوزی به بچه آب بدهند.
ممکن است برخی بگویند که حضرت علم غیب داشت و میداند به او آب نمیدهند، پس چرا بچه را جلوی دشمن و در تیررس دشمن میبرد؟
در پاسخ میگوییم: اولا: ائمه اطهار(علیهمالسلام) مامورند که در امور عادی علم غیب را دخالت ندهند، یعنی مانند یک انسان معمولی عمل کنند، بر حساب احتمالات؛ لذا حداقل 50 درصد احتمال داشت که به ایشان پاسخ مثبت داده شود، لذا تلاش ایشان برای گرفتن آب کاملا معقول و منطقی بود.
ثانیا: خود را جای ایشان بگذاریم، هیچ پدری صبر نمیکند تا فرزندش از دنیا برود، بلکه تمام تلاشش را میکند که او زنده بماند، حال به ایشان خبر رسیده بچه شش ماهه از تشنگی در حال تلف شدن است و تا لحظات دیگر ممکن است از دنیا برود، اتفاقا اینجا اگر حضرت هیچ کاری نمیکرد، متهم بود و بعدها میگفتند چرا امام هیچ تلاشی برای آوردن آب برای نوزادش نکرد؟ مطمئنا اگر حضرت بچهاش را جلوی دشمن نمیآورد؛همین معاندین اشکال میکردند که چرا امام حسین(علیهالسلام) هیچ کاری نکرد تا فرزندش از تشنگی نمیرد.
نکته سوم اینکه: شاید هدف حضرت این بود که همه عالم بداند این قوم و این لشگر چقدر سنگدل و چقدر ناجوانمرد هستند که حتی به نوزادی شش ماهه هم رحم نمیکنند، این نهایت قساوت و شقاوت آنان بود، لذا حضرت فرمود شما با من سر جنگ دارید اما این بچه بیگناه است و ربطی به جنگ ندارد و تنها جرعهای آب میخواهد.
بنابراین شهادت حضرت علی اصغر سند مظلومیت امام حسین(علیهالسلام) بود و اینکه ایشان با چه افراد جنایت کار و شقی و سنگدلی روبرو بودند و هر آدم آزادهای وقتی قضیه شهادت علی اصغر را میشنود، خود به خود محزون شده و راه حق را پیدا میکند.
پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| شهادت علی اصغر سندی بر مظلومیت سید الشهدا(ع)
نظر دهید » << 1 ... 20 21 22 ...23 ...24 25 26 ...27 ...28 29 30 ... 798 >>