
دومین ویژگی و خصیصه اهل بیت و اصحاب سیدالشهدا سلام الله علیه که آنان را ستاره همه مجاهدان و شهداء تاریخ قرار داد جمع الجمع بین دو ((جهاداصغر وجهاد کبیر)) است، این خصیصه در صورتی قابل فهم است که چند نکته کلیدی که زمینه ساز چنین جهادی است به درستی توضیح داده شود؛

نکته اول؛ این است از منظر آیات قرآن کریم و احادیث وارده از ناحیه معصومین علیهم السلام ((جهاد)) از حیث مراتب به سه دسته تقسیم می شود:
نخستین مرتبه جهاد((جهاد اکبر)) و یا به تعبیر دیگر جهاد با تمنیات و خواهش های نفسانی است، در اهمیت و ارزش این مرتبه جهاد همین بس در بین همه واجبات و فرائض تنها واجب و فریضه ای است که قرآن کریم در توجه دادن مسلمین به اهمیت آن در سوره شمس یازده بار قسم خورده و فرمود: ((وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿١﴾ وَالْقَمَرِ إِذَاتَلاهَا ﴿٢﴾ وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاهَا ﴿٣﴾ وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا ﴿٤﴾ وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿٥﴾ وَالأرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿٦﴾ وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧﴾ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿٩﴾ وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿١٠﴾))
و همچنین در گزارش تاریخی آمده است ((أَنَّ النَّبِيَّ ص بَعَثَ بِسَرِيَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ: امام صادق علیه السلام فرمود، رسول خدا (ص) گروهی را [برای جنگ] فرستاد هنگامی كه بازگشتند گفت خوشا به حال مردمی كه جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد اكبر بر آنان باقی مانده است گفته شد ای رسول خدا جهاد اكبر چیست؟ گفت جهاد و پیكار با نفس سپس فرمود برترین جهاد، [از آن] كسی است كه با نفسش كه در میان دو پهلوی اوست جهاد كند:. بحارالأنوار، ج 67، ص 65 )).
دومین مرتبه از جهاد((جهاد اصغر)) و ((قیام بالسیف)) و پیکار با اهل بغی و متجاوزان است در اهمیت این قسم ازجهاد همین بس که واژه ((جهاد)) حداقل در هفده سوره قرآن کریم از جمله بقره، آلعمران، نساء، مائده، انفال، توبه، نحل، حج، نمل، احزاب، شوری، محمد، فتح، حدید، حشر، ممتحنه، صف و قریب آمده است و ۴۰۰ آیه در رابطه با جهاد نازل شده است.»
از همین رو خداوند متعال در آیه ۷۵ سوره نساء خطاب به مسلمین می فرماید: «وَمَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیرًا؛ و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید همانان که میگویند پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستمپیشهاند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما».
و همچنین در آیه ۱۱۱ سوره توبه نیز در این رابطه آمده است: «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اینکه بهشت براى آنان باشد خریده است همان کسانىکه در راه خدا میجنگند و میکشند و کشته میشوند [این] بهعنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معاملهاى که با او کردهاید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است)).
خداوند متعال در آیه ۲۰ سوره توبه در این رابطه فرموده است: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ؛ کسانىکه ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداختهاند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند».
همچنین، در آیه ۲۹ سوره توبه آمده است: «قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ؛ با کسانى از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خدا و فرستادهاش حرام گردانیدهاند حرام نمیدارند و متدین به دین حق نمیگردند کارزار کنید تا با [کمال] خوارى به دست خود جزیه دهند».
سومین مرتبه جهاد ((جهاد کبیر یا جهاد تبیین)) است، و مقصود از جهاد کبیر یا تبیین عبارت از روشنگری، و بیان هدف و غرض است از همین رو برخی از مفسرین ایه(52)سوره فرقان را یکی از وظایف و تکالیف رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به جهاد کبیر دانسته اند و ضمیر ((به)) را به ((جهاد تبیین)) برگرداندند چراکه آیه خطاب به آن حضرت می فرماید ((فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا))
نکته دوم؛ این است همانگونه که جهاد از نظر مراتب و میزان اهمیت متفاوتند، از جهت عملیاتی و تحقق خارجی نیز کاملا متفاوت می باشند چراکه ((جهاد اکبر)) آمیخته و همراه با جهاد ((اصغر، وکبیر)) است تابع زمان ومکان نیست مبارزه با تمنیات نفسانی در همه حال واجب و لازم است هر چند در حال جهاد ((اصغر وکبیر)) باشد.
ولی جهاد اصغر و پیکار با متجاوزان و اهل بغی تابع مقتضیات و فراهم بودن ((عدهک وعده)) آماده بودن امکانات و تسلیحات نظامی و نیز نیروی رزمی و پیکارگران و مجاهدان است و اگر این دو فراهم باشد واجب وگرنه واجب نخواهد بود و همین راز قیام و قعود در جهاد اصغر ائمه معصومین علیهم السلام است و چون چنین شرایطی برای امام علی علیه السلام و سید الشهداء فراهم بود قیام و جهاد به سیف نمودند، و چون چنین شرایط برای ائمه دیگر فراهم نبود قیام به سیف نکردند.
ولی ((جهاد کبیر و تبیین)) قبل از جهاد اصغر، همراه با جهاد اصغر و نیز پس از جهاد اصغر عملیاتی می شود، از همین رو امام حسین علیه السلام قبل از قیام به سیف در زمان حضور در مکه به جهاد تبیین و بیان هدف پرداخته و نامه ای در اواخر ماه رمضان و یا شوال سال ۶۰ ه.ق توسط سلیمان به سرشناسان بصره و اشراف از جمله مالکبنمِسمَع و یزیدبنمسعود نَهشَلی فرستاد و آنان را به یاری خود و قیام به همراه خود برای گرفتن حقش فرا خواند و فرمود(( وأنَا أدعوکم إلی کتابِ اللّه وسُنَّهِ نَبِیهِ صلی الله علیه و آله، فَإِنَّ السُّنَّهَ قد اُمیتَت، وإنَّ البِدعَهَ قَد اُحییت، وإن تَسمَعوا قَولی وتُطیعوا أمری أهدِکم سَبیلَ الرَّشادِ، وَالسَّلامُ عَلَیکم ورَحمَهُ اللّهِ :((طبری، تاریخ الامم والملو ک،ص۳۵۷،ابوحنیفه دینوری، الاخبارالطوال، ص۳۴۲، _۳۴۳))
اینک، فرستادهام را به همراه این نامه به سوی شما میفرستم و شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) فرا میخوانم. به راستیکه سنت، از میان رفته است و بدعتها زنده شدهاند. اگر سخنم را بشنوید و از فرمانم پیروی کنید، شما را به راه درست.
و آنگاه که در مقابل سپاه حر در منطقه ذو حسم قرار گرفت به روشنگری پرداخت و خطاب به آنان فرمود: ((اِنَّهُ قَدْ نَزَلَ مِنَ الاَمْرِ ما قَدْ تَرَوْنَ، وَ إِنَّ الدُّنْیا قَدْ تَغَیَّرَتْ وَ تَنَکَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها، وَ اسْتَمَرَّتْ جِدّاً وَ لَمْ یَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَةً کَصُبابَةِ الاِناءِ، وَ خَسیسِ عَیْش کَالْمَرْعَى الْوَبیلِ، اَلا تَرَوْنَ إِلَى الْحَقِّ لا یُعْمَلُ بِهِ، وَ إِلَى الْباطِلِ لا یُتَناهى عَنْهُ، لِیَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِی لِقاءِ رَبِّهِ حَقّاً حَقّاً، فَإِنّی لا أَرىَ الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً، وَ الْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إِلاّ بَرَماً: ((فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 134-135 و ارشاد مفید، ص 427)) همه شما مى بینید که چه پیش آمده است، مى بینید اوضاع زمانه دگرگون و نامشخّص شده، خوبى آن روى گردانیده و با شتاب درگذر است، و از آن جز اندکى همانند ته مانده ظرف ها و زندگى پستى همچون چراگاه دشوار و خطرناک، باقى نمانده است. آیا نمى بینید به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگیرى نمى گردد، در چنین شرایطى بر مؤمن لازم است شیفته دیدار پروردگارش (شهادت) باشد. به یقین من مرگِ (در راه حق) را جز سعادت، و زندگى در کنار ستمگران را جز ننگ و خوارى نمى بینم.
و همچنین در روز عاشوراء و پیش از شروع جنگ به جهاد تبین و روشنگری پرداخت و درضمن خطبه خطاب به سپاه کوفه فرمود:
((وَیحَکمْ أَ تَطْلُبُونِّی بِقَتِیلٍ مِنْکمْ قَتَلْتُهُ: وای بر شما، آیا کسی را از شما کشتهام که در مقابل خون او میخواهید مرا بکشید؟))
((وَیحَکمْ أَ تَطْلُبُونِّی بِقَتِیلٍ مِنْکمْ قَتَلْتُهُ أَوْ مَالٍ لَکمُ اسْتَهْلَکتُهُ أَوْ بِقِصَاصِ جِرَاحَةٍ فَأَخَذُوا لَا یکلِّمُونَهُ :آیا مال کسی را حیف و میل کردهام؟ یا جراحتی بر کسی وارد ساختهام که میخواهید مجازاتم کنید؟»در مقابل گفتار امام هم سکوت کردند و کسی جوابی نداشت. ابن طاووس؛اللهوف على قتلى الطفوف؛ناشر جهان،دوم،1348ش،ص 97 -99 )).
نکته سوم؛ اصحاب سید الشهداء نیز در روز عاشورا در گرما گرم خون و شمشیر در قالب رجز خوانی، چرا که رجزخوانی ماهیت جهاد تبیین وروشنگری دارد برای اینکه:
اولین و بیشترین کاربرد رجز در میدان های نبرد، معرفی فرد سلحشور به مبارز روبرو و نیز به سپاه دشمن.
دومین کاربرد رجز، بیان نسب و حسب سلحشور است که خود را با آن می ستاید و به آن بر دشمن فخر می فروشد.
سومین کاربرد رجز، عقیده یا هدفی است که فرد سلحشور به خاطر آن می جنگد.
چهارمین کارکرد رجز در میدان های نبرد، بیان پلیدی ها و نادرستی عقیده یا اعمال دشمن و افشاگری دربارۀ آن هاست تا آیندگان و کسانی که در آن نبرد حضور نداشته اند، بتوانند حقیقت را در آینۀ شفاف این اشعار ببینند و قضاوت کنند.
کسانی از اصحاب که در روز عاشورا رجز خوانده اند عبارتند از: ابن عمیر کلبی، حرّ بن یزید ریاحی، بریر بن خضیر، نافع بن هلال جملی، حبیب بن مظاهر، زهیر بن قین، عبداللَّه و عبدالرحمن پسران عزره غفاری، یزید بن زیاد بن مهاصر (ابوالشّعثاءکندی)، عمرو ابن خالد صیداوی، خالد بن عمرو بن خالد صیداوی، جون غلام ابوذر غفاری، بشیر بن عمرو حضرمی، عبدالرحمن بن عبداللَّه بن الکدنیزنی، حجّاج بن مَسروق جُعفی، عُمیر بن عبداللَّه مَذحِجی، سعد بن حَنظله تمیمی، یحیی بن سُلَیم مازنی، قُرّه بن أبی قرّه غِفاری، مالک بن اَنس کاهلی، عمرو (عمر) بن مُطاع جعفی، انیس بن مَعْقِل الاصبحی، عمرو بن جناده، مبارزه و شهادت جوانی سلحشور و رشادت مادرش، غلام ترکی، مالک بن دودان، ابراهیم بن حُصَین اسدی.
و از بنی هاشم عبارتند از: علی بن الحسین (حضرت علی اکبر(ع))، عبداللَّه بن مسلم بن عقیل، عَوْن بن عبداللَّه بن جعفر طیّار، محمّد بن عبداللَّه بن جعفر طیّار، عبد الرحمن بن عقیل بن ابی طالب، جعفر بن عقیل بن ابی طالب، قاسم بن الحسن، ابوبکر بن الحسن، ابوبکر بن علی، عثمان بن علی، جعفر بن علی، عبداللَّه بن علی، عبّاس بن علی بن ابی طالب(ع) و حضرت سیّدالشهداء حسین بن علی(ع). همانطور که ملاحظه می شود، از 72 تن شهدای کربلا، تعداد 41 نفر رجز خوانده و جنگیده اند. این یعنی 9/56% از همه سپاه کوچک حضرت اباعبدالله(ع). از این تعداد نیز 17 نفر یعنی 4/41% از کسانی که رجز خوانده اند، به بیان حقانیت دین خود که همان دین امام حسین(ع) و پیامبر(ص) است می پردازند.
منبع: شرح و تفسیر دوازده خصیصه اهل بیت و اصحاب امام حسین علیه السلام /محمدتقی قادری»
نظر دهید » 
شب یازدهم محرم را اسرای اهلبیت در یک خیمه نیمسوخته سپری نمودند، که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمهها و اهانتها و… داشتهاند.

فاجعه اسارت اهل بیت علیهم السلام:
یکی از بزرگترین فجایع بشری در 10 محرم سال 61 هـ ق در سرزمین کربلا توسط امویان به وقوع پیوست هنوز نیم قرنی از رحلت پیامبر اسلام سپری نشده بود که فرزند دختر آن بزرگوار را امت خودش به دستور پلیدترین فرد امویان به شهادت رساندند و فجایع عظیم دیگری از جمله بریدن سر کشتهها و غارت اموال و به اسارت گرفتن اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ مبادرت ورزیدند.
وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیهالسلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان آنها بطور مختصر بیان نمود.
غارت خیمه ها:
سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیهالسلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمهها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمههای حرم امام حسین ـ علیهالسلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهلبیت پاک با آن بیشرمان بر سر جامهای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او میربودند.
تاختن بر بدن ها:
دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و حریم او از خیمهها بیرون آمده و میگریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری مینمودند.
بعد از این اهلبیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند و آن بزرگواران به سپاه دشمن میگفتند که ما را بر کشته حسین ـ علیهالسلام ـ بگذرانید. چون اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ نگاهشان به کشتهها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند.بعد از این قضایا عمر سعد ملعون در میان یارانش جار کشید: چه کسی است که اسب بر پشت و سینة حسین ـ علیهالسلام ـ بتازد! ده کس داوطلب شدند و تن حسین ـ علیهالسلام ـ را با سمّ اسبان لگدکوب کردند.
دفن نکردن بدنهای مطهر:
همان عصر عاشورا بود که عمر سعد سر مبارک امام حسین را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده و هفتاد دو سر بود و به همراهی شمر بن ذیالجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد.سپس کشتههای خودشان را پیدا کرده دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین ـ علیهالسلام ـ و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا اینکه توسط قبیله بنیاسد و به راهنمائی امام سجاد ـ علیهالسلام ـ دفن شدند.
حرکت اهل بیت از کربلا:
شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهلبیت در یک خیمه نیمسوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ نقل نشده ولی میتوان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمهها و اهانتها و… داشتهاند.
نظر دهید » 
چرا امام حسین(علیه السلام) را ابا عبدالله می گویند؟ علت گذاشتن کنیه «اباعبدالله» برای امام حسین(علیه السلام) چه بوده است؟ با راسخون همراه باشید.
چرا امام حسین(علیه السلام) را ابا عبدالله می گویند؟

در فرهنگ عربی کنیه به نامی گفته می شد غیر از نام اصلی شخص که در اکثر مواقع برای احترام گذاشتن به شخصی و یا دلایل دیگر او را به آن نام خطاب میکردند . در ابتدا کنیه لفظ اب یا ام و بعد از آن معمولا اسم بزرگترین فرزند می آید.
بعضی از دلایلی که افراد را با کنیه شان خطاب می کردند این بوده است که جهت تعظیم و تکریم یا بخت و اقبال خوب تا در هنگاه تولد فرد کنیه ای نیکو برای او انتخاب می کردند تا در آینده آن شخص دارای زندگی خوبی باشد .
البته گاهی کنیه برای تمسخر و تحقیر بکار می رفت به عنوان مثال پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عمرو بن هشام را ابوجهل می نامیدند .
همچنین استفاده از کنیه برای حفظ جان بوده است در بازه هایی از تاریخ که جان امامان در خطر بود و حتی آوردن نام آن ها جرم محسوب می شد ایشان را با کنیه هایشان خطاب می کردند به عنوان مثال امیرالمومنین را با کنیه ابازینب خطاب میکردند.
در این مطلب اشاره به فرق کنیه و لقب می کنیم و در ادامه به علت گذاشتن کنیه «اباعبدالله» برای امام حسین(علیه السلام) می پردازیم.
کنیه چیست؟
کنیه نامی است که به جهت اسم نبردن شخص به اسم کوچکش برای شخص انتخاب می شود و نام بردن فرد به کنیه اش نوعی احترام محسوب می شود در ابتدای کنیه معمولاً اب , ام و یا ابن وجود دارد.
ودر اکثر اوقات کنیه بر اساس نام فرزند بزرگتر انتخاب می شود مانند ابوالحسن که کنیه امیر المؤمنین علیه السلام است .
هرچند در روایات دستور به انتخاب کنیه برای کودک شده است والزاما کنیه نباید بر اساس نام فرزند باشد به همین جهت کنیه حضرت رضا ابا الحسن بوده در حالی که آن حضرت تنها فرزندشان امام جواد بوده است ,
نظر دهید » 
شهادت نامه امام حسین(علیه السلام)
اطلاعات کتاب
نویسنده
محمد محمدی ری شهری
موضوع
امام حسین(علیه السلام) و نهضت عاشورا
زبان
فارسی
اطلاعات نشر
ناشر
دار الحدیث
با دانشنامه امام حسین اشتباه نشود.
شهادتنامه امام حسین علیهالسلام، کتابی است به زبان فارسی که زیر نظر محمد محمدی ریشهری و با همکاری سید محمود طباطبایینژاد و سید روحالله سید طبائی گردآوری شده است. این کتاب، برگرفته از دانشنامه امام حسین است.
نویسنده
مقالهٔ اصلی: محمد محمدی ری شهری
محمّد محمّدی ری شهری در آبان ۱۳۲۵ش در شهر ری متولد شد. وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی، درسال ۱۳۳۹ش، وارد حوزه علمیه شهر ری (مدرسه برهان) شد و در سال ۱۳۴۰ ش، برای ادامه تحصیل به قم رفت و تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ش به جز مدّت کوتاهی که به دلایل سیاسی به حوزههای علمیه مشهد و نجف مهاجرت کرد- به گذراندن مدارج تحصیلی و تدریس در حوزه علمیه قم اشتغال داشت.
معرفی کتاب
شهادتنامه امام حسین، کتابی است که زیر نظر محمد محمدی ریشهری و با همکاری سید محمود طباطبایینژاد و سید روحالله سیدطبائی گردآوری شده است. در این کتاب، شش بخش ذیل از دانشنامه امام حسین برگرفته و خلاصه شده است:

بخش ششم:خبر دادنِ پیشاپیش، از شهادت
بخش هفتم:خروج از مدینه تا رسیدن به کربلا
بخش هشتم: از رسیدن به کربلا تا شهادت
بخش نهم: وقایع پس از شهادت
بخش دهم: بازتاب شهادت
بخش یازدهم: عزاداری و گریه برای امام حسین(علیه السلام)
محتوا
این کتاب دارای هفت بخش و هر بخش، فصول متعددی را در بر دارد.
بخش نخست مهمترین مباحث مربوط به حماسه عاشورا: در این بخش، تحلیلها و مقالات تفصیلی که در دانشنامه امام حسین(علیه السلام) به صورت پراکنده آمده و با موضوع کتاب شهادتنامه تناسب بیشتری دارد، در کنار هم گردآوری شده است.
بخش دوم پیشگویی درباره شهادت امام حسین: در این بخش، خبرهای آسمانی رسیده درباره شهادت امام حسین(علیه السلام) و پیشگوییهای پیامبر اسلام(ص) و امام علی(علیه السلام) و دیگر پیشوایان و بزرگان درباره شهادت امام حسین(علیه السلام) در قالبی نظامیافته ارائه شده است. به علاوه، قطعیت صدور این دسته از روایات، مورد تأکید قرار گرفته و توضیح داده شده که مقدَّر بودن شهادت امام حسین(علیه السلام) و پیشگویی آن، منافاتی با اراده و اختیار او ندارد.
بخش سوم خروج امام حسین(علیه السلام) از مدینه، تا ورود به کربلا. در این بخش، حوادث مهمی مانند: امتناع امام(علیه السلام) از بیعت با یزید، خروج امام از مدینه، فعّالیتهای ایشان در مکه، اعزام مسلم بن عقیل به عنوان نماینده خود به کوفه و شهادت مُسلم و جمعی دیگر از یاران امام و نیز زندانی شدن شماری دیگر از آنان، پیشنهادهای مختلف به امام مبنی بر نرفتن به کوفه، و حرکت امام به سوی کربلا گزارش شده است.
بخش چهارم رسیدن امام حسین(علیه السلام) به کربلا تا شهادت ایشان: در این بخش متون مربوط به حادثه جانگداز عاشورا، از آغاز ورود امام حسین علیهالسلام به کربلا تا شهادت یاران، فرزندان، برادران، فرزندان برادر، فرزندان خواهر، فرزندان عمو و سرانجام، شهادت خودِ امام، به تفصیل، گزارش شده است.
بخش پنجم وقایع پس از شهادت امام حسین: حوادثی که پس از شهادت امام حسین علیهالسلام به وقوع پیوست، پدیدههای خارقالعادهای که در منابع معتبر گزارش شدهاند، چگونگی دفن شهدا، سرنوشت سرهای مقدّس شهدا و کراماتی که از سر مقدّس سید الشهدا علیهالسلام دیده شد، چگونگی حرکت خاندان ابا عبداللَّه الحسین(علیه السلام) از کربلا به کوفه و از کوفه تا شام و بازگشت آنها از شام به مدینه.
*بخش ششم بازتاب شهادت امام حسین(علیه السلام) و فرجام کسانی که در کشتن او و یارانش نقش داشتند: متن گزارشهای مربوط به بازتاب شهادت سید الشهدا(علیه السلام) و یارانش در میان قاتلان آنها و نیز در میان شخصیتهای برجسته آن روز جهان اسلام و در جامعه عراق و حجاز، مطرح میگردد و در ادامه، سرنوشت شوم کسانی که در این حادثه نقش داشتند و نیز مردمی که از یاری کردن امام سرباز زدند، تبیین شده است.
بخش هفتم عزاداری و گریه برای امام حسین: در این بخش احادیث متعددی در سفارش به عزاداری، مصیبتخوانی و گریستن و گریاندن برای سالار شهیدان و معرّفی نخستین عزاداران امام پس از واقعه کربلا، اهمّیت ویژه روز عاشورا و آداب این روز و نیز سوگمندی جهان آفرینش در مصیبتهای سالار شهیدان، گزارش شده است.
ویژگیها
ویژگیهای این کتاب عبارتند از:
تمامی فصلها و قریب به اتفاق تحلیلهای مندرج در بخشهای ششگانه دانشنامه در این کتاب آمده است.
شماری از عنوانهای فرعی، همچنین عباراتی که برای توضیح بیشتر در تحلیلها آمده بودند و بیش از همه، آن دسته از احادیث و گزارشهای متنوّع تاریخی که با موضوع مشابه و با هدف تقویت مطالب از طریق تکثیر منابع، ذیل فصلهای آن دانشنامه گرد آمده بودند، مشمول تلخیص و گزینش قرار گرفتهاند.
جامعترین و گویاترین متنها، از منابع معتبرتر، در ذیل هر عنوان، انتخاب شدهاند.
متن عربی احادیث و گزارشهای تاریخی، جهت بهرهگیری بیشتر علاقهمندان، در پاورقی آمده است.
غالب توضیحات مندرج در پانوشتها، حذف شدهاند و در پانوشت، به ذکر حدّاکثر دو منبعِ دارای اعتبار بیشتر، برای هر متن، اکتفا گردیده است.
پیش از این، کتاب دیگری نیز با عنوان گزیده دانشنامه امام حسین علیهالسلام، منتشر گردیده است، با این تفاوت که در کتاب یادشده، تمامی بخشهای دانشنامه (و از جمله بخشهای مربوط به قیام و شهادت امام حسین(علیه السلام)، گزینش و تلخیص شده است، در حالی که کتاب حاضر، تنها به بخشهای مربوط به قیام و شهادت امام و یاران باوفای ایشان پرداخته و طبیعتاً با حذف موارد بسیار کمتری (در مقایسه با کتاب پیشین)، توانسته است مباحث مربوط را خلاصهسازی نماید.
منبع
معرفی کتاب شهادتنامه امام حسین علیهالسلام، سایت تبیان.
نگاهی کوتاه به زندگینامه آیةاللّه محمدی ریشهری، پایگاه رسمی محمدی ریشهری.
نظر دهید » 
آموختن سبک زندگی در مکتب امام حسین (ع) به منزله کشتی نجاتی است که ما را از گمراهیها و تباهیها نجات داده و تا سعادت حقیقی در دنیا و آخرت، هدایت میکند.

سرلوحه مسیر حرکت ائمه اطهار علیهم السلام، موضوع امر به معروف و نهی از منکر است. در این میان، قیام حضرت سیدالشهدا علیه السلام نمونه بارزی است که آن حضرت جان خود را در راه دفاع از دین خدا فدا کردند تا ریشههای دین با خون آن حضرت آبیاری شود و در تاریخ زنده بماند. این گونه است که سبک زندگی حسینی را باید به منزله کشتی نجاتی در نظر گرفت که هر کسی به آن تأسی کرده و از آن تبعیت کند، در زندگی دنیا و آخرت نجات پیدا میکند و هر کسی که از دایره زندگی حسینی خارج شود، طبعا زندگی گمراهانهای خواهد داشت که نتیجهای جز سردرگمی، بیچارگی و ضلالت ندارد.
رابطه میان حج نیمه تمام، کشتی نجات بودن و ادای مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر در سبک زندگی امام حسین علیه السلام مشخص شود. آنگونه که این کارشناس دینی توضیح میدهد، مطالعه سیره و سبک زندگی امام حسین علیه السلام در همه زمانها میتواند برای ما نجاتبخش و هدایتگر باشد. درحقیقت آشنایی با سبک زندگی آن حضرت به منزله سفینه و کشتی است که وقتی سعی کنیم مانند ایشان زندگی کنیم و مرز میان حق و باطل را بشناسیم و بر آن پای بند باشیم، درواقع گویا بر کشتی نجات سوار شدهایم که رستگار خواهیم شد. به این ترتیب در این دنیا با سرافرازی زندگی خواهیم کرد و به خوشبختی حقیقی و آرامش میرسیم و هم در آخرت به سعادت پایدار و زندگی حقیقی دست پیدا میکنیم.
نظر دهید » 
خصیصه اول ((گذر و عبور از سخت ترین ابتلاء و امتحان الهی))
نخستین ویژگی اصحاب و اهل بیت سیدالشهداء علیه السلام که آنان را ستاره همه شهداء تاریخ قرار داد، گذر و عبور از سخت ترین ((ابتلاء وامتحان الهی)) بوده است، این ویژگی در صورتی قابل فهم است که چند نکته کلیدی قرآنی در این راستا به درستی توضیح داده شود.

نکته اول؛ این است از منظر آیات قرآن و روایات دنیایی که در آن زندگی می کنیم موطن و محلی برای ((امتحانات وابتلائات الهی)) است از همین روست که در ایه(2) سوره ملک آمده است: ((الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً: خداوند مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکو کارترید)) و همچنین در ایه (35) سوره انبیاء امده است ((وَ نَبْلُوکُمْ بالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ و الفتْنَةً: و شما را از راه آزمایش به بد و نیک خواهیم آزمود.)) و در همین راستا امام صادق علیه السلام می فرماید: ((یُفْتَنُونَ کَمَا یُفْتَنُ الذَّهَبُ؛ یُخْلَصُونَ کَمَا یُخْلَصُ الذَّهَبُ.» (الکافی، کلینی، ج ۱، ص ۳۷۰) مردم چنان که طلا [در بوته] آزمایش میشود، امتحان میشوند؛ و چنان که طلا خالص میشود، خالص میشوند.))
نکته دوم؛ این است سنت ابتلاء و امتحان الهی عام و فراگیر است اختصاص به گروه و فرد خاصی ندارد بلکه از انبیاء و اولیاء الهی تا مؤمنین و فاسقین همه وهمه به تناسب خودشان مورد ابتلاء و امتحان الهی قرار می گیرند از همین رو خداوند متعال در آیات (1و2- سوره عنکبوت، عمومیت ابتلای الهی را بیان نموده و میفرماید: «أَحَسِبَ النّاس أَن یُترَکوا أن یَقوُلوا آمَنّا وَهُم لا یُفتَنونَ* وَ لَقَد فَتَنّا الّذینَ مِن قَبلِهم فَلَیَعلمنّ الله الذّینَ صَدَقوا وَ لَیَعلمنّ الْکاذِبینَ: آیا مردم گمان کردند همین اندازه که اظهار ایمان کنند، به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمیشوند و به تحقیق، ما کسانی را که قبل از آنها بودند، آزمایش کردیم. پس، باید علم خدا در مورد کسانی که راست میگویند و کسانی که دروغ میگویند، تحقق یابد.» به دلیل همین عمومیت و شمولیت امتحان و ابتلاء الهی است که ((ملای رومی)) می گوید: ((آن انسان بی اطّلاع از فنّ خیاطی چون ادّعای خیاطی کند، بلافاصله یک قواره پارچه اطلس پیش رویش میگذارند و میگویند یک قبای گشاد بِبُر و در نتیجه این امتحان، راستگو از دروغگو معلوم میشود. اگر مردم در ناگواریها و جز این امتحان نمیشدند، هر ناکسی مدّعی میشد که در روز جنگ رستم دستان است.
نظر دهید » 
یکی از مهمترین نکات در زندگانی اهلبیت«علیهم السلام»، اهتمام به زنده نگه داشتن عاشورا و یاد و خاطره امام حسین«علیه السلام» بود. در این راستا سوگواری و تکریم رخداد عاشورا به گونههای مختلف مورد توجه آنان قرار داشت. گریستن بر آن حضرت، از نکات مهمی است که هم در روایات و هم در رفتار خاندان پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» در دوران مختلف دیده میشود.

یکی از مهمترین نکات در زندگانی اهلبیت«علیهم السلام»، اهتمام به زنده نگه داشتن عاشورا و یاد و خاطره امام حسین«علیه السلام» بود. در این راستا سوگواری و تکریم رخداد عاشورا به گونههای مختلف مورد توجه آنان قرار داشت. گریستن بر آن حضرت، از نکات مهمی است که هم در روایات و هم در رفتار خاندان پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» در دوران مختلف دیده میشود. اگر گریستن به عنوان نماد برتر و اعلای اندوه بر مصیبتها، بر امر مقدسی همچون سوگواری اهلبیت«علیهم السلام» باشد؛ ارزش بسیاری دارد و در سوگ امام حسین«علیه السلام»، دارای فواید و آثار بسیاری در دنیا و آخرت است که در سخنان اهلبیت«علیهم السلام» به آن تصریح شده و خاندان پیامبر«علیهم السلام» نیز به آن عمل کردهاند و بر مصیبت آن حضرت گریستند. نوشتار پیشرو با اشاره به فضیلت، فایده و اثر گریه کردن بر امام حسین«علیه السلام»، سیره اهلبیت«علیهم السلام» در گریستن بر آن حضرت را بررسی و تبیین میکند. تأکید بر این نکته لازم است که گریه بر امام حسین«علیه السلام» همواره برای زنده نگهداشتن یاد و نام امام بوده است. در واقع یکی از مهمترین راهکارهای زنده نگهداشتن یاد سیدالشهداء«علیه السلام»، گریه بر آن حضرت است که این مهم به خوبی در سیره اهلبیت«علیهم السلام» ترسیم و اجرا شده است.
اهمیت و فضیلت گریه بر امام حسین«علیه السلام»
اگر چه فضایل بسیاری برای گریه بر امام حسین«علیه السلام» در روایات نقل شده از پیامبر«صلی الله علیه و آله و سلم»، امیرالمؤمنین«علیه السلام» و حضرت زهرا«سلام الله علیها» و امام حسن«علیه السلام» بیان شده است، اما تمرکز این نوشتار بر روایات و روش امامان معصومی است که پس از رخداد عاشورا زیستهاند.
امام سجاد«علیه السلام» که خود از بازماندگان رخداد عاشوراست، ضمن گریستن مداوم در سوگ شهدای عاشورا درباره فضیلت اشک ریختن بر سیدالشهداء«علیه السلام» فرموده است: «هر کس برای کشته شدن امام حسین«علیه السلام» اشک بریزد، خداوند برای او اتاقهایی در بهشت در نظر خواهد گرفت». مشابه این روایت از امام باقر«علیه السلام» نیز گزارش شده است. امام صادق«علیه السلام» نیز ثواب اشک ریختن بر امام حسین«علیه السلام» را ـ حتی اگر بسیار اندک باشد ـ بر عهده خداوندی دانسته است که در پاداش دادن جز به بهشت راضی نخواهد شد. امام رضا«علیه السلام» نیز گریه بر امام حسین«علیه السلام» را موجب ریخته شدن گناهان بزرگ معرفی کرده و فرموده است: «فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ فَإِنَّ الْبُكَاءَ عَلَيْهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَام».
نظر دهید » 
زیارت حضرت اباالفضل العباس علیه السلام
نظر دهید » 
سلام بر عباس فرزند امیرمومنان که جان خویش را در راه برادرش داد از دیروزش برای فردایش توشه برگرفت، در راه برادر جانبازی کرد و خود را فدایش کرد، از او حفاظت و خود را سپر بلایش کرد، برای او آب آورد، دست هایش قطع شد…

بهترین منبع برای شناخت شخصیت قمربنی هاشم عباس بن علی حضرت ابوالفضل(علیه السلام)، سخنان امامان معصوم(علیهم السلام) درباره ایشان است. زیارت نامه هایی که به زیارت نامه های “مأثوره” شهرت دارد، مرجع اساسی برای آگاهی یافتن از امتیازات و ویژگی های حضرت ابوالفضل(علیه السلام) است.
برای حضرت عباس بن علی(علیه السلام) چند زیارت نامه از اهل بیت(علیهم السلام) وجود دارد. هنگامی که امام صادق(علیه السلام) به زیارت مرقد عموی خویش حضرت ابوالفضل رفتند، به ابوحمزه ثمالی زیارت نامه ای آموزش دادند.
امام زمان حضرت مهدی(علیه السلام) نیز خطاب به ابومنصور بن عبدالمنعم بن نعمان بغدادی، زیارت نامه ای را برای شهیدان کربلا نوشتند که به زیارت ناحیه مقدسه ویژه زیارت شهیدان کربلا مشهور است.
نظر دهید » << 1 ... 19 20 21 ...22 ...23 24 25 ...26 ...27 28 29 ... 798 >>