
زیارت امام حسین علیه السلام با پای پیاده یا با پای دل!
غیر از عشق و محبت، که پای زائر را پیاده به مرقد حسین علیهالسلام میکشاند و رنج سفر و خوف و خطر را به جان میخرد، زیارت سیدالشهدا علیه السلام با پای پیاده، ثواب بسیار دارد و مورد تاکید پیشوایان دین است. این پیادهروی یا به جهت فقیر بودن زائر است که نشان میدهد این زیارت، برخاسته از شوق و محبت است، یا به جهت آن است که زائر، خود را در برابر سلطان اقلیم جوانمردی و خورشید سپهر عصمت و شهادت، کوچک میشمارد. و در راه او، رنج سفر پیاده را بر خود هموار میکند و هر دو ارزشمند است. در منابع شیعی آمده است که زیارت سیدالشهدا علیه السلام با پای پیاده، ثواب بسیار دارد. امام صادق علیه السلام فرموده است: «من خرج من منزله یرید زیاره قبر الحسین بن علی علیه السلام کان ماشیا کتبت له بکل خطوه حسنه و محا عنه سیئه…» هر کس به قصد زیارت امام حسین علیهالسلام، پیاده از خانهاش خارج شود، خداوند در مقابل هر گام، برای او حسنهای مینویسد و گناهی از او میزداید.معاویه بن وهب، از اصحاب امام صادق علیه السلام میگوید: خدمت آن حضرت رسیدم. در مصلای خود در خانهاش نشسته بود و پس از نماز با خداوند راز و نیاز میکرد. از جمله در دعا نسبت به زائران قبر بدنهای خود را در این راه در معرض قرار میدهند… خدایا رحمت کن بر چهرههایی که آفتاب، رنگ آنها را تغییر داده، صورتهایی که متوجه قبر اباعبدالله است، چشمهایی که در محبت ما اشک میریزد… خدایا این جانها و بدنها را به تو میسپارم، تا کنار حوض کوثر به هم برسیم…» یکی از زائران همیشگی امام حسین علیهالسلام که هر ماه آن حضرت را زیارت میکرده، بخاطر پیری و ناتوانی، یک بار نتوانست برود. نوبت بعد که پیاده پس از چند روز راهپیمایی به حرم میرسد و سلام میدهد و نماز زیارت میخواند، در خواب، آن حضرت را میبیند که به وی میگوید: چرا به من جفا کردی، تو که نیکوکار بودی…در عراق، از سال ها پیش چنین رسم است که هیئتها، دستهها و کاروانهایی کوچک یا بزرگ، در ایام خاصی، از بصره، بغداد و عمدتا از نجف، برای زیارت کربلا پیاده حرکت میکنند. به ویژه در ایام زیارتی خاص مثل نیمه شعبان، اول رجب، ایام عاشورا و اربعین بیشتر و پر شکوهتر است و اغلب، راه کنار ساحل فرات را انتخاب میکنند که از نجف تا کربلا 18 فرسنگ است و چند روز طول میکشد. در این کاروانهای زیارتی پیاده، علمای بزرگ هم شرکت میکردند، همچون میرزای نایینی، آیة الله کمپانی، سید محسن امین، و بسیاری از علمای معاصر. در این مسیر، دیدار با عشایر و فعالیتهای تبلیغی هم انجام میگرفت و شعارهایی هم مطرح میشد و روضه خوانی برگزار میگشت. این سنت زیارت پیاده، از زمان ائمه بوده است و تاکنون نیز ادامه دارد و اجر بیشماری برای آن نقل شده است. بیا تا با پای پیاده برویم. اگر نشد با پای دل برویم.
منبع : حوزه نت
نظر دهید » 
اسلام، دینِ مقدس نمایی نیست/ خاطره ای از لطافت روحِ علامه طباطبایی
آیت الله فاطمی نیا گفت: از سنین کودکی، خواندن نهج البلاغه را شروع کردم، بارها و بارها آن را خواندم و هیچ گاه سیر نشده ام.
آیت الله سیدعبدالله فاطمی نیا، استاد اخلاق حوزه در مراسم رونمایی از ترجمه کتاب “شکوه نهج البلاغه” آخرین نوشته جرج جرداق که شامگاه یکشنبه 24 آبان ماه 94 در سالن همایش های مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی سرچشمه برگزار شد، با انتقاد از عملکرد برخی رسانه ها که به اسمِ شیعه اما به موازات تکفیری ها عمل می کنند، گفت: شبکه ماهواری معارف به مدیریت آیت الله کاظمی، معقولانه شیعه را به جهان معرفی می کند.
وی با اشاره به فعالیت جریان ها و گروه هایی برای فراموش شدن شخصیت های فعال در زمینه معرفی اهل بیت (علیهم السلام) افزود: سید حمیری صاحب قصیده ذهبیه -که سیدمرتضی علم الهدی قصیده او را شرح می دهد- فراموش شده است. به تدریج در تاریخ اسلام، دست هایی موجب فراموشی بزرگان شده است.
شناخت جرداق به واسطه شناختِ امام علی علیهالسلام، میسر می شود
استاد درس خارج با اشاره به کار عظیم جرج جرداق، اندیشمند مسیحی درباره شخصیت امیرالمومنین علی (علیه السلام) خاطرنشان کرد: باید شخصیت علی ابن ابیطالب را شناخت زیرا به واسطه آن درک می کنیم، چگونه جرداق به این مقام معنوی و علمی رسید.
هیچگاه از خواندن نهج البلاغه، سیر نمی شوم
وی ادامه داد: پدرم نهج البلاغه ی عبده (عالم بزرگ اهل سنت) را خرید و بنده از سنین کودکی خواندن آن را شروع کردم و تاکنون هرچه می خوانم، سیر نمی شوم. به خود گفتم، شاید این عطش به دلیل شیعه بودن است اما دریافتم علتِ دیگری دارد.
آیت الله فاطمی نیا با اشاره به عشق جرداق نسبت به حضرت امیر (علیه السلام) گفت: او 5 جلد کتاب را با عشق نوشت که حقیقتا کار سختی است. هرچند متاسفانه دست هایی مانع از معرفی کامل او به جهان شد.
وی با بیان اینکه جرج جرداق در پنج جلد کتابش درباره امیرالمومنین (علیه السلام) اشارات بسیاری به اجتماعیات مانند عدالت حضرت داشت، همانطور که مرحوم فلسفی نیز به خوبی و با دقت، اجتماعیات اسلام را در برابر منابر مطرح می کردند، ادامه داد: تعجب می کنم چطور یک مسیحی جلوه و بعد انسانی امام علی (علیه السلام) را طرح می کند. این واقعیت، نشان دهنده عشق و تلاش بسیار جرداق است.
اسلام، دینِ مقدس نمایی نیست
استاد اخلاق حوزه اسلام را دین مقدس نمایی ندانست بلکه دین انسان ساز معرفی کرد و گفت: آمریکا برای مخدوش شدن چهره اسلام از طریق شراب و رقاصی وارد نمی شود زیرا می داند این اعمال اثر چندانی در تخریب چهره اسلام ندارد؛ بلکه از افرادی با محاسن بلند که انسان ها را وحشیانه می کشند، استفاده می کند. دشمن به خوبی می داند از چه طریقی وارد شود.
وی الگوهای اسلام را آیت الله بهجت ها دانست که “نفس شان عفیف و حاجت شان خفیف است"، خاطرنشان کرد: فردی که عازم سفر حج بود به مرحوم آقای بهجت گفت: تقاضایی دارید که بتوانم در این سفر برآورده کنم؟ ایشان به آرامی فرمودند: اگر برای شما میسر بود و موجب زحمت نمی شود، برایم دعا کنید.
خاطره ای از لطافت روحِ علامه طباطبایی
آیت الله فاطمی نیا افزود: لطافت اسلام، علامه طباطبایی ها را پرورش می دهد. روزی خادم علامه درب منزل ایشان را بسیار دیر باز می کنند و ضمنا بی احترامی می کند اما ایشان در کمال ادب چیزی نمی گوید. چند روز بعد علامه طباطبایی به همراهانشان می گوید، آرام از خانه خارج شوید، زیرا خادم خواب است.
وی با انتقاد از کسانی که چنین سوالاتی را مطرح می کنند “آقا! جرج جرداق به جهنم می رود” یا “آیا ادیسون به بهشت نمی رود"، گفت: اولا؛ ما آژانس خبری خدا نیستیم که بدانیم پروردگار چه سرنوشتی برای دیگران رقم می زند؛ ثانیا؛ خداوند «تعز من تشاء و تذل من تشاء» است.
منبع : خبرگزاری شبستان
نظر دهید » 
آیت الله مصباح یزدی: حق حضرت زینب(سلام الله علیها) در جامعه اسلامی ادا نشده است
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه حضرت زینب(سلام الله علیها) الگویی جهانی است تاکید کرد: حق این بانوی بزرگوار در جامعه اسلامی ادا نشده است.
آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در دیدار با اعضای ستاد برگزاری کنگره ملی حضرت زینب(سلام الله علیها) با وی ضمن اشاره به نقش الگو در رفتار انسان و انتخاب راه اضافه کرد: این موضوع آنقدر مهم است که برخی از روانشاسان تکامل انسان را در سایه داشتن الگو می دانند.
وی بر لزوم تحقیق در این باره تأکید کرد و اظهار داشت: قرآن کریم الگوهای زیادی از جمله پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، حضرت ابراهیم(علیه السلام) و سایر انبیاء را معرفی کرده و بر لزوم الگو گرفتن از آنان تأکید کرده است.
نماینده مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر لزوم ارائه الگوهای مطلوب به جوانان تصریح کرد: باید برای نسل جوان ارزش ها را در قالب الگوها معرفی کنیم.
* استفاده از هنر برای معرفی شخصیت های اسلامی
آیت الله مصباح یزدی تأکید کرد: باید با استفاده از قالب های هنری مانند تعزیه، تئاتر، داستان نویسی و … این الگوها به جوانان معرفی شود.
وی با اشاره به اهتمام قرآن در معرفی الگو بیان داشت: قرآن کریم الگوی بد و خوب را معرفی کرده که نشان می دهد نقش الگو و تقلید دیگران از آن بسیار مهم است زیرا قطعا شکل گیری رفتار انسان احتیاج به الگو دارد.
عضو جامعه مدرسین حوزه با اشاره به وضع ظاهری برخی از جوانان اضافه کرد: بسیاری از این ظواهر برگرفته از الگوهایی است که در فیلم ها نمایش داده می شود و ما هم باید الگوهای مد نظر خود را به طریق هنری به مردم معرفی کنیم.
وی حرکت های منطقه را برگرفته از الگوی انقلاب اسلامی و اندیشه امام دانست و با اشاره به شخصیت دو زن بزرگ در اسلام تاکید کرد: اگر دو شخصیت در اسلام برای الگو قراردادن داشته باشیم اول حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دوم حضرت زینب(سلام الله علیها) هستند.
* حضرت زینب(سلام الله علیها) الگویی جهانی است
آیت الله مصباح تأکید کرد: در طول 1400 سال عمر اسلام و سه دهه انقلاب اسلامی حق این دو بانوی بزرگوار ادا نشده است و جامعه اسلامی به شخصیت این بزرگواران پی نبرده است.
وی با بیان اینکه هنوز نام حضرت زینب(سلام الله علیها) جایگاه خودش را در جامعه پیدا نکرده است بیان داشت: ما نه تنها باید از حضرت زینب(سلام الله علیها) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) الگو بگیریم بلکه این دو شخصیت را در جهان به عنوان الگو معرفی کنیم.
منبع : مهرنيوز
نظر دهید » 
ایمان بهترین سرمایه و باعث نجات است
ایمان بهترین سرمایه و باعث نجات است، قرآن کریم برای ایمان فضائل و برای مؤمن درجاتی بیان کرده و رستگاری را برای مؤمنان دانسته است «قد افلح المومنون»
ما می گوییم مؤمن کسی است که به خدا، رسول، غیب و اصول دین ایمان بیاورد و به فروع عمل کند در حالی که این پاسخ غیر عالمانه و بیان لوازم ایمان است. برای این که ایمان را تعریف کنیم باید ببینیم مؤمن کیست و برای شناخت مؤمن باید ببینیم خدا چه کسی را مؤمن معرفی کرده است؟ خداوند در سوره حشر می فرماید من مؤمن هستم «السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِن».
حال باید دید آیا مؤمن مشترک لفظی است که در مورد خدا یک معنا و در مورد انسان یک معنای دیگری دارد یا این که یک حقیقت و یک معنا دارد لکن لوازمش فرق می کند.
خودمان اگر بخواهیم در امان باشیم و به خودمان امنیت ببخشیم باید وارد پناهگاه شویم همان پناهگاهی که فرمود «کلمة لا اله الا الله حصنی»لکن لازمه آن این است که به اصول دین، ایمان داشته باشیم و فروع دین را عمل کنیم؛ در این صورت است که وصف مؤمن را که خدا دارد ما هم پیدا می کنیم.
خدا نسبت به دیگران ایمنی بخش است ما نسبت به خودمان ایمنی بخش هستیم. کسی که امنیت می بخشد مؤمن است و این مؤمن، هیمنه دارد. از این رو کلمه مهیمن در کنار مؤمن آمده یعنی کسی که امان بخش است؛ هیمنه دارد. چون آنقدر قدرت دارد که در مقابل عذاب الیم ایستادگی کرده و خودش را با مبارزه با نفسش نجات داده است.
در دعای امام کاظم علیه السلام آمده است «ان الراحل الیک قریب المسافه؛ خدایا کسی که بخواهد سمت تو بیاید راهش خیلی کم است». بین ما و فیض خدا یک پرده است. مرحوم صدوق در کتاب توحید از حضرت ابراهیم نقل می کند «لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه» پس خود این خلق یک پرده رقیق است نه این که بین خلق و خدا یک پرده باشد بلکه خود خلق پرده و فاصله است.
آدم وقتی خود را نبیند فیض خدا را می بیند و این همان ایمان است. لکن لازمه آن این است که به اصول ایمان بیاورد و فروع را عمل کند. این مؤمن متخلق به اخلاق الاهی می شود و هم خودش را و هم جامعه را نجات می دهد.
منبع : حوزه
نظر دهید » 
اِحیای حق و اِمحای باطل
وجود مبارک سیدالشهداء(ع) فرمودند: «أنا قتیل العبرة» یعنی من که به هدف اِحیای حق و اِمحای باطل کشته شدم، باید عَبَرات داشته باشم؛ به طوری که چشمان علاقهمندان به سالار شهیدان پر از اشک شود و آن اشک، فراوان از شبکه چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور کند تا عَبَرات بشود.
این سنّت حسنه، آثار فراوانی دارد، از جمله این که محبت اهل بیت(ع) در قلب شیعیان حضور پیدا می کند؛ آنگاه دوست امامان معصوم(ع) هرگز فکر و راه و روش آنان را رها نمی کند؛ زیرا رهبری جوارح (اعضاء) به دست دل است و زمامداری قلب را محبت به عهده میگیرد و دلِ دوستان حسین بن علی (ع) جوارح را به صَوْب صراط مستقیم رهنمود میشود.
منبع : اسراءنیوز، جوادی آملی، عبدالله
نظر دهید » 
از آیت الله محمدتقی بهجت پرسیده شد؟
-چرا امام زمان(عج) با اینکه امام هستند و دعا ایشان مستجاب می شود، برای فرج خودشان دعا نمی کنند؟!
- حضرت غائب(عج) دارای بالاترین علوم است و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است . با این همه به هر کس که در خواب و بیداری به حضورش مشرف شده فرموده است: برای من دعا کنید! درحالی که مرده را زنده می کند، خود در زندانی وسیع به سر می برد! اما در مورد خود حق ندارد، هر چند برای دیگران مخصوصا در امور فردیه عنایت خاصی دارد، اما در امور اجتماعیه که مربوط به آن حضرت است، خیر ! خدا کند که ارتباط شیعه و اهل ایمان با امام زمان(عج) قوت بگیرد .
نظر دهید » 
بدعاقبتی
سوره یس
نقل شده است که فُضَیل بن عیاض که یکی از مردان طریقت است؛ شاگردی داشت که اعلم شاگردان او محسوب میشد، وقتی بیمار شد، هنگام احتضار، فضیل به بالین او آمد و نزد سر او نشست و شروع کرد به خواندن سوره «یس».
آن شاگرد محتضر گفت: مخوان این سوره را ای استاد!
فضیل از او پرسید که تو از بهترین شاگردان من بودی چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و به عاقبت بد مُردی؟
گفت: برای سه عملی که انجام میدادم:
اول: نمّامی و سخن چینی کردن.
دوم: حسد بردن… .
پس فضیل ساکت شد و به او گفت: بگو: لااله الاّ الله.
گفت: نمیگویم آن را به جهت آن که - العیاذُ بالله - من بیزارم از آن، پس به این حال مُرد.
فضیل از مشاهده این حال بسیار ناراحت شد، و به منزل خود رفت و بیرون نیامد. پس از مدتی او را در خواب دید که او را به سوی جهنم میکشند.
فضیل از او پرسید که تو از بهترین شاگردان من بودی چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و به عاقبت بد مُردی؟
گفت: برای سه عملی که انجام میدادم:
اول: نمّامی و سخن چینی کردن.
دوم: حسد بردن.
سوم: من بیماری داشتم و به نزد طبیبی رفته بودم، او به من گفته بود که در هر سال یک قدح شراب بخور که اگر نخوری این بیماری در تو خواهد ماند. پس من بر حسب قول آن طبیب شراب میخوردم، به دلیل این سه عمل که انجام میدادم؛ عاقبت من بد شد و به آن حال مُردم .
منبع:
کتاب منازل الآخرة، شیخ عباس قمی(ره)، ص 81 ، با تصرف .
1 نظر » 
فضیلت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ,صفات خدا

رحمان از اسماء مختص به خداوند است، و در مورد غير او به كار نميرود
1. صفت «رحمان» اشاره به رحمت عام خداوند است كه شامل؛ دوست و دشمن، مؤمن و كافر و… ميباشد و همه بندگان از مواهب گوناگون حيات بهرهمندند.و صفت «رحيم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ويژه بندگان مطيع، صالح و فرمانبردار است.
2. صفت «رحمان» در همه جاي قرآن به صورت مطلق بيان شده است، كه نشانه عموميت است، در حالي كه صفت «رحيم» گاهي به صورت مقيد ذكر شده، كه دليل بر خصوصيت آن است.مانند: « هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا؛ او كسى است كه بر شما درود و رحمت مىفرستد، و فرشتگان او [نيز] براى شما تقاضاى رحمت مىكنند تا شما را از ظلمات [جهل و شرك گناه] به سوى نور [ايمان و علم و تقوا] رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است! » و گاهي هم به صورت مطلق آمده، مانند: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ آمده كه فرمود: «خداوند معبود همه چيز است، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان و نسبت به خصوص مؤمنان رحيم است»
3 . علاوه بر آن، رحمان را صيغه مبالغه دانستهاند كه خود دليل ديگري بر عموميت رحمان است. و «رحيم» را صفت مشبهه كه نشانه ثبات و دوام است كه ويژه مؤمنان است.
4 . رحمان از اسماء مختص به خداوند است، و در مورد غير او به كار نميرود. در حالي كه رحيم هم براي خدا و هم براي غير خدا به كار ميرود. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: « رحمان اسم خاص است، امّا صفت عام دارد؛ ولي رحيم، اسم عام است به صفت خاص».
با اين مقدمه ميتوان گفت: در آغاز همه كار لازم است از صفتي استمداد كنيم كه آثارش بر سراسر جهان پرتو افكن است، همه موجودات را فراگرفته، گرفتاران را در لحظات بحراني نجات بخشيده است.
« وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ ؛ و براى ما، در اين دنيا و سراى ديگر، نيكى مقرّر فرما؛ چه اينكه ما به سوى تو بازگشت كردهايم! ([خداوند در برابر اين تقاضا، به موسى] گفت:) مجازاتم را به هر كس بخواهم مىرسانم؛ و رحمتم همه چيز را فراگرفته؛ و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند، و زكات را بپردازند، و آنها كه به آيات ما ايمان مىآورند، مقرّر خواهم داشت! » ؛
« الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ ذَابَ الْجَحِيمِ ؛ فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن [طواف مىكنند] تسبيح و حمد پروردگارشان را مىگويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مىكنند [و مى گويند:] پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است؛ پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مىكنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!»
و پيامبران نيز براي نجات خود از چنگال حوادث به دامن رحمت خدا چنگ ميزدند، قوم حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ براي نجات از چنگال فرعونيان، ميگويند:
« وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ؛ و ما را با رحمتت از [دست] قوم كافر رهايى بخش! »
بنابراين در مورد آغاز كارها به هنگامي كه ميخواهيم به نام خداوند شروع كنيم، بايد دست به دامن واسعه او بزنيم؛ هم رحمت عام و هم رحمت خاصش. لذا بسم الله با صفت رحمان و رحيم مزين شده است.
آيا براي پيشرفت در كارها و پيروزي بر مشكلات صفتي مناسبتر از اين صفات ميباشد؟
لذا اين دو صفت نسبت به ديگر صفات خداوند داراي عموميت و شمول بيشتري هستند.
منبع: انديشه قم
1 نظر » 
جایگاه عدد «اربعین» در متون دینی از چه جایگاهی برخوردار است؟
یکی از تعبیرهای رایج عددی، تعبیر اربعین است که در بسیاری از موارد به کار رفته است. یک نمونه آن که سن رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان مبعوث شدن، چهل بوده است. گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکری است. گفتنی است که برخی از انبیاء در سنین کودکی به نبوت رسیده اند. از ابن عباس گویا به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که اگر کسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است که، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پی آخرت خواهند رفت.[1]
در قرآن آمده است «میقات» موسی با پروردگارش در طی چهل روز حاصل شده است. در نقل است که، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی کوه صفا درحال سجده بود.[2] در باره بنی اسرائیل هم آمده که برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجه می کردند.[3] در نقلی آمده است که اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند او را در دنیا زاهد کرده و راه و چاه زندگی را به او می آموزد و حکمت را در قلب و زبانش جاری می کند. بدین مضمون روایات فراوانی وجود دارد. چله نشینی صوفیان هم درست یا غلط، از همین بابت بوده است. علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار در این باره که برگرفتن چهل نشینی از حدیث مزبور نادرست است، به تفصیل سخن گفته است.
نظر دهید » << 1 ... 183 184 185 ...186 ...187 188 189 ...190 ...191 192 193 ... 798 >>