https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

چهارده قرن قبل قرآن كريم و كلمات معصومين - عليهم السلام - به نكاتي امت مسلمان را توجه داده كه برخي از آنها عملاً در جوامع بشري محقّق شده و در كتب مختلف هم ذكر شده و بعضي از آنها نيز هنوز براي بشر تجربه نشده اگرچه واقعيّت دارد.

در اين بخش به برخي آثار اجتماعي آنها اشاره ميگردد باشد كه زمينه ساز توجه مردم قرار گيرد:

گرچه گناه در پيشگاه خدا از زشتي و پليدي خاصي برخوردار است و ناسپاسي در برابر نعم الهي است و شايسته نيست بنده خدا عصيان الهي را برخود روا دارد، زيرا خداي متعال نعمتهايي را كه در اختيار بشر گذاشته براي اين بوده كه زمينه ساز كمال و رشد او باشد، ولي در هر صورت اگر اين بعد هم در ذهن انسان كمرنگ باشد و انسان سعادت و خوشبختي خود را در دنيا هم بخواهد بايد از گناهان الهي، انساني خود را به دور دارد، چون همانطور كه ميكروبهاي جسمي يك آثار فردي و اجتماعي و معنوي دارند گناهان هم در برابر فرامين الهي يك آثار جسمي، روحي، فردي، اجتماعي خواهند داشت كه به برخي از آنها در اين قسمت اشاره ميشود:

درآمد گناه

1. در اين صورت بيماريهاي جديدي در جامعه بوجود ميآيد (مردم از درمان و شناخت آنها عاجز خواهند بود)

2. در اين هنگام مرگهاي ناگهاني فراوان ميشود.

3. موجب نزول بلاهاي (سيل، زلزله، طوفانها و…) گوناگون ميگردد.

4. زمينه هدايت و سازندگي را از جامعه ميگيرد.

5. خداوند به اين جامعه ياري و نصر نخواهد كرد.

6. دشمن سرسخت اين جامعه است.

7. درآمدها كم ميشود (بركت از زندگي و درآمد ميرود و يا خرجها زياد ميگردد)

8. موجب كاهش باران (مادي و معنوي) خواهد شد.

9. باعث حاكميت ستمگران بر جامعه ميگردد.

10. قحطي ميآورد.

11. سبب خواري و افت شخصيّت مردم ميشود.

12. دعاهاي مردم مخصوصاً نيكان به اجابت نميرسد.

13. حيواناتي كه مردم از آنها بهره (از پوست، گوشت، شير، سواري و…) ميبرند دچار مرگ و مير ميگردند.

14. انديشه، فكر، حافظه، و درايت افراد جامعه افت پيدا ميكند.

15. شناخت مردم نسبت به خدا كم ميشود و در كارها به ديگران متوجه ميشوند.

16. نعمتها تبديل به بلا ميگردد.

آري صدها آثار ديگر فزايندگي فساد در جامعه بوجود ميآيد و در اين گذر به برخي از آنها اشاره شد.

منبع

چشم، نگاه و چشمک/  محمدحسین حق جو


موضوعات: حجاب و عفاف
   دوشنبه 28 آذر 1401نظر دهید »

به این روایت دقت کنید پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: سعادت یک مرد در این است که زنش این سه ویژگی را داشته باشد:

1- «اِذا نَظَرَ اِلَیْها سَرَّتْهُ » وقتی به او نگاه می کند لذت ببرد و شاد شود نه مثل آن بنده خدا که به خانه آمده بود به خانمش نگاه میکرد، زن گفت: چرا این قدر نگاه میکنی؟ گفت: من در خیابان به زنهای نامحرم نگاه می کنم، که گناه است، برای کارهاش می آیم به تو نگاه می کنم، تو از بس بدخلقی من از نگاهت شاد نمی شوم کفاره آن گناه این است که می آیم به تو نگاه می کنم. این طور نشود که برای کفاره به زنش نگاه کند. امیرالمؤمنین فرمود: من وقتی به فاطمه می نگرم هم و غمم رفع میشود، غم و اندوهم کنار می رود. 2- «وَ إِذَا أَمَرَهَا »؛ وقتی فرمانی به او می دهد «أطاعته»؛ اطاعت و پیروی کند. 3- «وَ اِذا غابَ عَنْها»؛ وقتی مرد خانه نیست «حفظته»؛ آبرو، و شخصیت و مالش را حفظ کند.

منبع سخنرانی های استاد رفیعی ویژه خانواده

حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری


موضوعات: سخنرانی
   دوشنبه 28 آذر 1401نظر دهید »

خداي متعال نعمتهاي فراواني در اختيار بشر قرار داده كه اگر انسان بخواهد آنها را بشمارد در اين زمان و مكان محدود دنيا ممكن نيست قرآن نيز ميفرمايد: اگر بخواهيد نعمتهاي خدا را شمارش كنيد توان نداريد.


 انسان غرق در نعمتهاي الهي است به گونه اي كه برايش يك حالت طبيعي و معمولي پيدا شده و سپاسگزاري نعمتهاي الهي فراموش نموده است  بلكه گاهي از مواقع آن نعمت را در مسير معاصي و گناهان بكار ميبرد و گمان ميكند كه دربرابر آن نعمتها مسئوليتي ندارد در صورتي كه خداي متعال فرمود: در برابر قدرت بينائي، شنوائي و دركتان پرسش خواهيد شد.

از سوي ديگر فكر ميكند نعمتها براي او پيوسته و هميشه خواهد بود در صورتي كه خدا فرمود: اگر سپاسگزاري نعمتها را نمائيد آنها را برايتان محفوظ ميداريم و افزايش ميدهيم اگر ناسپاسي كنيد و در راه غيرالهي بكار ببريد از آنها محرومتان ميداريم.

و نيز در دنيا و آخرت به مشكلات دچارتان ميكنيم. حال آنها كه در برابر نعم الهي سپاسگزار نيستند بلكه آنها را در مسير گناه و معصيت بكار ميبرند حتماً دچار ناراحتيهائي در دنيا و آخرت ميگرداند.

يكي از راههاي تداوم نعمتها و افزايش آنها سپاسگزاري از خداي متعال است و از آن مهمتر بهره گيري از آن نعم در راه اطاعت دستورات الهي و نيز استفاده نكردن در مسير معصيت و گناه است، اين خود بهترين راه براي افزايش و بقاء نعم الهي است.

برخي از نعمتهاي الهي باواسطه به ما بهره ميدهند مانند: زمين، خورشيد، سيارات، اقيانوسها، حيوانات، پرندگان و گياهان و.

برخي نعمتها بدون واسطه ما را بهره ميدهند مانند: چشم و گوش و دست و زبان و عقل و دستگاه گوارش و… يكي از مهمترين كانالهاي درك معلومات و تجربيات است. يكي از پركارترين و فعالترين عضو بدن انسان است بسياري از داشتهاي علمي از طريق چشم بدست آمده است عضوي است كه منتقل كنند بيشترين لذتهاي گوناگون است همين چشم است كه رنگها را به شما تفهيم ميكند و مناظر زيبا را به ذهن منتقل ميكند تا از آنها بهره ببري.اين چشم يك دستگاه ظريف و دقيق و مجهزي است كه انواع و اقسام عكسهاي رنگي، سفيد و سياه، از دور و نزديك، يك بعدي، چند بعدي را ميگيرد كه اگر دقت كنيد در هنگام نگاه كردن حتي كمترين تفاوتها را در ذهن شما ترسيم ميكند و در مواقع لزوم دقيقاً شما را نسبت به منظره زمان گذشته آگاه ميكند و حتي ميتوانيد از آن منظره گذشته هاي دور در حال حاضر نيز لذّت ببريد، متأثر و ناراحت شويد و…

براي اين چشم خداي متعال زمينه هاي گوناگون را قرار داده تا بشر بتواند از آن بهره بري كند، براي دنيا و آخرت خود زاد و توشه شايسته تأمين كند نه اينكه كوله باري از گناه را براي خود تأمين نمايد، كارهايي كه چشم ميتواند انجام دهد فراوان است.

چشم در دو راه

1. مطالعه كتب علمي كه به انسان آگاهي و بالندگي ميدهد.

2. نگرش به پديده هاي هستي كه زمينه ساز سعادت و خوشبختي ميگردد.

3. خواندن قرآن و دعا كه موجب تقرب به خدا ميگردد.

4. خدمت به خلق خدا.

5. نگرش به عالم ملكوت و نيز عالم برزخ دنيوي و…

6. آموزشهاي علمي و كسب موقعيّت اجتماعي و الهي…

 الهي.

7. نگاه كردن به پدر و مادر، معلّم و عالم و… كه خود داراي ثواب فراوان است.

8. نگاه عبرت انگيز به افراد شكست خورده و ضربه ديده و…

يكي از كارهايي كه از چشم برميآيد نگاه به مناظر حرام و چشم چراني است كه بدبختي مادي و معنوي خود را در دنيا و آخرت تأمين خواهد كرد.چشم در دادگاه الهي، خداي متعال در موارد گونه گون فرموده كه چشم شما مورد توجه خاص ما و مأموران ما قرار دارد.و نيز در كلام معصومين - عليهم السلام - آمده است كه مؤمنين بايد خيلي مراقب چشمهاي خود باشند:از اعمال چشم و… پرسيده خواهيد شد.

وظيفه انسان در برابر چشم اين است كه او را به مناظر حرام آلوده نكنيد.بسياري از نگاهها پشيماني ببار ميآورد.

اگر مراقبت از چشم (در رابطه با نگاهها) برتريهاي انسان افزوني پيدا ميكند.اگر از ديدگان مواظبت نكني روز قيامت گريان خواهي بود.اگر انسان چشمش را از نامحرم حفظ كند پيامبر خدا - صلي الله عليه و آله - براي او ضمانت بهشت را فرموده است.چشم چراني تيري است زهرآلود از ناحيه شيطان ايمان هدف قرار ميگيرد.كسي كه از نگاههاي بي مورد به مناظر حرام خودداري كند توفيق ديدار عظمت و جلالت الهي را در عالم ملكوت مييابد.اگر نگاهتان را كنترل كنيد زمينه ساز ديدن عجائبي (از جهان ملكوت و ملك) ميشود.جلوگيري از نگاههاي شيطاني (نگاه به مناظر حرام) موجب ميشود خداي متعال طعم ايمان را در دل انسان جلوه دهد.نگاههاي پي در پي موجب ميشود كه شهوت تحريك گردد و خود اين زمينه ساز فتنه و انحراف است.اگر نگاه انسان موجب تحريك شهوت گردد قلب و فكر انسان از تصور و تفكر در عاقبت كارها ناتوان ميگردد.

انسان وقتي نگاهش به سيماي زن يا مردي ميافتد چشمش را ببندد و يا به آسمان متوجه گردد (از ترس قرار گرفتن در گناه) خداي متعال بلافاصله يكي از حوريه هاي بهشتي را به عقد او درميآورد.

كساني را كه از نگاه به نامحرمان خود را حفظ ميكنند روز قيامت همه مردم در حال ارزيابي اعمال خود ميباشند و حال آنكه عذاب اين افراد بر خداست كه او را به آتش عذابش بسوزاند بعد از آنكه در قبر او را عذاب كرد.نگاه به مناظري كه نهي شده موجب تحريك شهوت و رشد مفاسد ميگردد.

نگاه به مناظر حرام موجب ميگردد در قيامت ديدگان انسان پر از آتش گردد مگر اينكه توبه كند. ديدگان و نگاهها كمينگاه شيطان است. از نگاههاي اضافي پرهيز كنيد زيرا شما را به بيهوده گرائي ميكشاند و به غفلت (از خدا، قيامت، آينده، وظيفه) دچار ميگرداند.

منبع چشم، نگاه و چشمک/  محمدحسین حق جو

 


موضوعات: حجاب و عفاف
   شنبه 26 آذر 1401نظر دهید »

يكى از روان پزشكان چنين مى گويد: اشاره ى مكرّر من به رفتارهاى همراه هم در همين رابطه است. هنگامى كه انسان ها از رفتارهاى طبيعى مثلاً قدم زدن محروم باشند، رفتارهاى اغراض جنسى بيش تر مى شود و فساد گسترش مى يابد.

آقاى دكتر سروش مى گويد: (تحريم ابراز دوستى بين دختر و پسر) باعث شده ابراز محبّت بين هم جنس زياد شده و هم جنس بازى - كه در تاريخ فرهنگ ما متأسّفانه وجود داشت - گاهى شكل هايى به خود مى گرفت كه بعضى ها رنگ و لعاب اسلامى هم به آن مى داده اند. اندكى تأمّل در كشورهاى غربى و جوامع غرب زده كافى است تا به صحّت و سقم مطلب نخست پى برد. آيا در اين كشورها كه در اين زمينه آزادى كامل دارند و روابط دختر و پسر را تجويز نموده اند، فساد و فحشا از مجامع علمى و عمومى آنان رخت بر بسته يا اين كه سبب گسترش انحرافات شده است؟ آيا دختر و پسرى كه در خيابان ها آزاد بوده، در ايّام جوانى و زمان حكومت غرايز، عشق بازى را تجربه مى كنند، عشقى كه سرآغاز آن شوق جنسى و جسمى است، اين دوستى را همين جا رها كرده و به روابط عادى اكتفا مى كنند؟

و آتشى كه با اين گونه روابط شعله ور گرديده است، به راحتى فروكش مى كند؟ چه بسيار دوستى ها كه از روابط عادى آغاز شده؛ ولى نگاه هاى هوس آلود و تسلّط طبيعى شهوت، آن را به ناكجا آباد كشانيده، سبب بدبختى و بدنامى طرفين گرديد و حتى افشا شدن برخى از اين روابط بعد از ازدواج، كانون گرم خانوادگى را متلاشى نموده، سبب بروز مشكلات فردى و اجتماعى شده است. در مجلات مختلفى كه درباره ى جوانان و مسائل خانوادگى چاپ مى شود، مى توان نامه ها و سرگذشت هاى زيادى را ديد كه حكايت از عشق نامشروعى دارد كه در اثر ارتباط و اختلاط زن و مرد به وجود آمده و سبب قتل و جنايت و يا تزلزل خانواده شده است. در تحقيقى كه در نيواورلئان امريكا در مورد خودكشى انجام گرفته است، مشخص شده كه ويژگى مهم عدّه ى زيادى از زنانى كه دست به خودكشى زده اند، اين است كه پس از برقرارى ارتباط با مردان و بچه دار شدن، نتوانسته اند همسر را براى خود حفظ كنند. اينان تا توانسته اند از بدن خود به سايرين بهره داده اند، به اين اميد كه شايد كسى نيز حاضر باشد در غم ها و شادى هاى آن ها شريك باشد؛ ولى نتوانسته اند به اين مقصد نايل شوند.

منبع جوانان و روابط ابوالقاسم مقیمی حاجی


موضوعات: هوسهای زود گذر
   شنبه 26 آذر 1401نظر دهید »

اولین حق متقابل زن و شوهر تکریم و احترام همدیگر است. امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَهً فَلْیُکْرِمْهَا»

کسی که همسری اختیار می کند باید اکرامش کند. نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله می فرمود: بدترین زنها اینها هستند: «شِرَارُ نِسَائِکُمُ الْمُعْقَرَهُ الدَّنِسَهُ اللجُوجَهُ الْعَاصِیَهُ الذَّلِیلَهُ » کسانی که لجباز هستند، کسانی که رعایت برخورد با همسر را نمی کنند، فرمان همسر را اجرا نمی کنند و کسانی که نسبت به همسرشان تند و نسبت به دیگران خوش اخلاق اند.

 

منبع سخنرانی های استاد رفیعی ویژه خانواده

حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری 


موضوعات: سخنرانی
   شنبه 26 آذر 1401نظر دهید »

لذا روایت داریم که پیامبر فرمود: «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأهِ»؛ اگر مردی به زنش بگوید «انّي أحبّك»؛ من تو را دوست دارم «لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أبَداً» ؛ این جمله هرگز از ذهن زن خارج نمی شود. بعضی می گویند این حرفها زن را لوس می کند، با این حرف ها مرد را لوس می کند. نه، این گونه نیست، امام حسین علیه السلام فرمود:

«لَعَمْرُکَ إنَّنِی لأحَبُّ دَارا***تَکُونُ بهَا سَکَیْنَهُ وَالرُّبَابُ»

من خانه ای را دوست دارم که در آن رباب، همسرم باشد. ائمه علیهم السلام محبت شان را ابراز می کردند. حضرت علی علیه السلام محبتش را ابراز می کرد، حضرت زهرا سلام الله علیها محبتش را ابراز می کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دوستی اش را نسبت به خدیجه کبری سلام الله علیها ابراز می کرد. این آیه قرآن است که می گوید: ازدواج و کانون خانواده نشانه خداست.

آیه دوم «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» به قول یکی از نویسندگان غیر مسلمان که وقتی به این آیه می رسد در کتابش درباره خانواده می گوید از این زیباتر نمی توان گفت که زن لباس مرد است، و مرد لباس زن است. مگر لباس چه کار می کند؟ لباس عیب آدم را می پوشاند، لباس انسان را در مقابل سرما و گرما حفظ می کند، لباس انسان با فصل تغییر میکند، شما در زمستان لباس گرم می پوشید در تابستان لباس سرد می پوشید، در عروسی لباس شاد می پوشید در عزا لباس مناسب با عزا می پوشید. «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ» معنایش این است که مرد و زن باید با شرایط هم خودشان را تغییر بدهند. یک وقت خانم مریض است مرد باید عاطفه و احساسش بیشتر شود، یک وقت مرد از سر کار می آید و خسته است، زن باید برخوردش تفاوت کند. یک وقت خانم بچه به دنیا آورده شرایط ویژه ای دارد یا دوران خاصی در زندگی اش پیش می آید یک وقت مرد دچار مشکلات می شود، پس همان گونه که شما با تغییر شرایط لباستان را تغییر می دهید شرایط مرد و زن نیز نسبت به هم باید تفاوت کند.

آیه سوم در سوره فرقان خدا برای بندگان ویژه اش دوازده ویژگی بیان می کند. یکی از بزرگان کتابی به نام «انسان کامل» یا «مربی کامل» دارد که در تفسیر سوره فرقان این صفات را بحث می کند. بعضی از عزیزان نیز در این رابطه کتاب نوشته اند یعنی غیر از اینکه کل قرآن را تفسیر کرده اند برخی از علما در باره این دوازده صفتی که در این سوره آمده کتاب نوشته اند. اواخر سورة فرقان که از کلمه «عِبادُ الرَّحْمنِ» شروع می شود، «اَلَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی اَلْأَرْضِ هَوْناً »؛ بندگان خوب خدا مستكبر نیستند، «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً» ؛ با جاهل خوب برخورد می کنند، دعوا نمی کنند، او را تحمل می کنند. این صفات ادامه می یابد تا می رسد به این جا که می فرماید یکی از صفات بندگان خوب خدا این است که می گویند «رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً»(2)، انسان های خوب می گویند: خدایا زن و فرزندانمان را نور چشم ما قرار بده، همان تعبير نور چشمی که ما در فارسی می گوییم؛ یعنی چشم روشنی ما قرار بده. و ما را پیشوا و الگوی متقیان قرار بده. می خواهم این را بگویم که قرآن توجه ویژه ای به بحث خانواده دارد. قرآن می فرماید «يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ » حضرت اسماعیل به خانواده اش می گفت نماز بخوانید. وقتی حضرت ابراهیم زن و بچه اش را در سرزمین مکه گذاشت که یک خانم جوان و بچه ای کوچک بود، نگفت: خدایا آنها آمده اند غذا بخورند، به آنها جا و مکان بده، گفت: «ليُقِيمُوا الصَّلاةَ» خدا آنها را این جا گذاشتم که نماز و دین بر پا شود.

وقتی هم دعا می کند می گوید: خدایا خانواده من را اهل نماز قرار بده. لقمان در قرآن به پسرش نصیحت می کند: «يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ » امیرالمؤمنین به فرزندش نامه می نویسد - نامه 31نهج البلاغه - عرض من این است که خانواده در قرآن کریم بسیار مورد توجه و عنایت است. در دعاها نیز غالبأ به خانواده توجه شده است. در صفات و ویژگی های انبیا می بینید که نسبت به خانواده و اهلشان توجه شده است. خدا در سوره تحریم آية ششم می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا »، این آیه خطاب به همه مؤمنان است،«قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ» مردم خودتان و خانواده هایتان را از جهنم نجات بدهید. پس این که می گوید «ذريه» یا «ازدواج» معلوم می شود خانواده در اسلام قوام و نظامی دارد، و توجه ویژه ای به آن شده است. امروزه در غرب خانواده از هم پاشیده شده، و تک زیستی، تجرد، هم جنس گرایی، دارد جای کانون خانواده را می گیرد. متأسفانه این فرهنگ در کشورهای اسلامی هم کم کم دارد رسوخ میکند. رابطه های قبل از ازدواج که غالبأ به ازدواج منجر نمی شود، روابط نادرست، از هم پاشیدگی زندگی، طلاقها و جدایی ها. در گذشته در جامعه این قدر طلاق و اختلاف بین زن و شوهر جوان نداشتیم. شما شهرهایی را که بافت مذهبی آن حفظ شده ببینید، هر اندازه یک شهر بافت مذهبی و دینی اش حفظ شده است طلاق و اختلاف در آن کمتر بوده است. لذا بحث خانواده را که در این جلسه مطرح می کنم بحث مهمی است، ببینید اسلام چگونه جایگاهی برای زن و مرد در نظر گرفته است

در این جا به حقوق مشترک می پردازم، و به حقوق زن یا مرد کاری ندارم. حقوقی که هم خانم و هم آقا باید رعایت کنند تا فرزندان سالم باربیایند و این گلهای زندگی پژمرده نشوند.دختران از خانه فرار نکنند، قاچاق زنها صورت نگیرد، جوان ها و نوجوان ها در مراکز فساد حضور پیدا نکنند، اعتیاد و افسردگی پیدا نشود.

منبع:حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری


موضوعات: سخنرانی
   جمعه 25 آذر 1401نظر دهید »

به گفته یکی از دانشمندان اسلامی، بزرگ ترین پرتگاهی که در راه زندگی جوانان وجود دارد و اغلب سبب سقوط آنان می شود، تند روی در اعمال بعضی از غرایز، به ویژه غرایز جنسی است و هدف برنامه های دینی، تعدیل کردن این خواهش هاست، نه سرکوب آن ها. تعدیل غریزه جنسی نخستین و اساسی ترین پایه تربیت نسل جوان است.

یکی از طبیعی ترین و اساسی ترین برنامه های دینی اسلام برای تعدیل غریزه جنسی، ازدواج و ارضای این غریزه از راه مشروع و معقول است. ازاین رو، برای نمونه، برخی از آموزه های اسلامی قرآن و حدیث را درباره نفی رهبانیت، ترغیب به ازدواج و استفاده از لذت های مشروع ذکر می کنیم از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل است که: «لا رُهبانیةَ فی الْإسلام؛ رهبانیت و کناره گیری از لذت های جنسی حلال در اسلام نیست». 

_ وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً. (روم: 21)و یکی از آیات لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در برابر او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار کرداز پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که: «اَلنِّکاحُ مِنْ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عنه فَقَدْ رَغِبَ مِنْ سُنَّتی؛ ازدواج سنّت من است. پس هر که از آن روی گرداند از سنّت من روی گردانده است».هیچ بنیادی دوست داشتنی تر از ازدواج نزد خداوند عزوجل، ساخته نشده است». بی تردید خداوند برای تداوم نسل انسان و به کمال رسیدن او، انواع نعمت ها و لذت های مادّی و معنوی را آفریده است که یکی از آن ها، لذت های جنسی است.

لذت جنسی حلال که از راه ازدواج قابل دسترسی است، در حد معقول و اعتدال برای ادامه حیات انسان مورد نیاز است. ازاین رو، در قرآن و احادیث، استفاده از آن مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است. برای نمونه، برخی آیات و روایات ذکر می شود: 1. قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ (اعراف: 32) بگو ای پیامبر صلی الله علیه و آله! چه کسی زینت های خدا را که برای بندگان خویش آفریده ام حرام کرده و از رزق حلال و پاکیزه منع کرده است؟ بگو این نعمت ها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص این ها و نیکوتر از این ها در آخرت برای آنان خواهد بود.از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «إنَّ خَیرَ نِسائِکُم اَلَّتی إذا خَلَتْ مَعَ زَوْجِها خَلَعَتْ لَهُ درعَ اَلْحَیاء وَ إذا خَلَتْ مَعَ غَیرِه لَبِسَتْ مَعَه درع الحیاء. به درستی که بهترین همسران شما آن هایی هستند که وقتی با شوهران خود خلوت می کنند، پیراهن و لباس شرم و حیا را کنار می گذارند و هنگامی که با نامحرم خلوت می کنند، پیراهن و لباس حیا و شرم را به تن می کنند».أکثرُ ما تَلِجُ به اُمتی النار، الاجوفان، اَلْبطنُ وَ الْفَرْج.دو عاملی که بیش تر از همه باعث ورود امت من به آتش دوزخ می گردد، گناهان شکم و شهوت جنسی است.

_ ثلاث اَخافُهنَّ علی اُمتی مِنْ بَعْدی اَلضَّلالةُ بعدَ الْمَعرِفة و مُضِلاّتُ الْفِتَن و شَهْوةُ الْبطنِ وَ الْفَرْج. پس از خودم، از خطر سه چیز در امتم بیم دارم: خطر گمراهی پس از شناختن حق؛ خطر فتنه ها و آشوب هایی که باعث گمراهی می شود و خطر شهوت ها و خواست های شکمی و جنسی.

بر اساس همین خطرناکی و آسیب پذیری غریزه و شهوت جنسی، در آموزه های دین اسلام به زن و مرد توصیه شده که اندام های جنسی خود را از گناهان حفظ کنند. «وَ الْحافِظینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ» (احزاب: 35). همچنین از امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام نیز سخنان حکمت آمیز فراوانی درباره پیامدهای منفی زیاده روی در شهوت ها ذکر شده که برخی از آن ها عبارتند از: _«اَولُ الشَهوةِ طَربٌ و آخِرُها عَطبٌ؛ آغاز شهوت، شادی و خوشی و آخر آن، خستگی و هلاکت است».

_ «الانقیاد للشهوة (من) ادواء الدا؛ تسلیم شهوت شدن، بدترین دردهاست».

_«مَنْ تَسرَّعَ إلی الشَّهوات تَسَرّعاِلیه الآفات؛ هر کسی به سوی خواهش های نفسانی سرعت گیرد، به سوی آفت ها گام برداشته است».

_ أعدا عَدُوٍّ لِلْمَرءِ غَضبُه و شَهْوتُه فَمَنْ مَلِکَهُما عَظُمَتْ دَرَجَتُه؛ غضب و شهوت، سخت ترین دشمنان انسان هستند. پس فردی که آن دو را کنترل کند و مالک آن دو گردد، مقام و درجه اش بزرگ می گردد. افزون بر واژه «شهوت» که در آیات و روایات بر آسیب زایی غریزه جنسی دلالت می کند، واژه «عورت» نیز در متون دینی بیانگر آسیب زایی غریزه جنسی است. گرچه برای این واژه در کتاب های لغت معانی مختلفی آورده اند. برای مثال، عورت در مورد اندام جنسی زن و مرد و همچنین برای تمام اندام زن به کار رفته است، ولی همان گونه که از ظاهر برخی آیات قرآن مانند آیه «یقولون إنّ بیوتنا عورة و ما هی بعورة؛ می گویند خانه هایمان بی حفاظ است و حال آن که خانه هاشان بی حفاظ نیست». (احزاب: 14) و نیز از سخن فیّومی در مصباح المنیر و ابن منظور در لسان العرب برمی آید، عورت به معنای چیزی است که در اثر نداشتن حفاظ و پوشش آسیب پذیر باشد. به نظر می رسد سبب استعمال این واژه در لغت و متون دینی در مورد اندام جنسی نیز این است که اندام جنسی در اثر نبود مراقبت و محافظت می تواند منشأ آسیب های گوناگون دینی، اخلاقی، حیثیتی و اجتماعی در انسان گردد. با توجه به این که زنان به دلیل ظرافت و لطافت جسمی و روحی در معرض آسیب های بیش تری هستند، علت کاربرد واژه عورت در برخی روایات در مورد زنان این است که آنان، نسبت به مردان در معرض آسیب پذیری بیش تری هستند.

 البته روشن است بیش تر بودن احتمال آسیب پذیری نسبت به یک جنس خاص یا یک برهه خاص از عمر مثل جوانی، احتمال آسیب پذیری در دیگر موارد را نفی نمی کند. بنابراین، احتمال آسیب زایی غریزه جنسی برای همه افراد، اعم از زن و مرد و در همه دوران عمر، با شدت و ضعف هایی به تناسب موارد وجود دارد. به هر حال چون یکی از مهم ترین اهداف دین اسلام، رشد و تربیت جامع و کامل فرد در ابعاد مختلف جسمی، روحی، اخلاقی، عقلانی، سیاسی، اجتماعی و جنسی است و با توجه به تأثیر تربیت جنسی در تحقّق تربیت جامع، طبیعی است که اسلام برای تربیت جنسی انسان، طرح و برنامه مشخص داشته باشد .

یکی از مهم ترین تدابیر اساسی اسلام برای در امان ماندن از آسیب های غریزه جنسی، تشریع و وضع قوانین متناسب و هماهنگ با ویژگی های طبیعی و تکوینی انسان در دوران مختلف زندگی است. البته هماهنگی بین ویژگی های تکوینی انسان و قوانین تشریعی اسلام، جلوه های گوناگونی دارد که یکی از برجسته ترین آن ها، در ازدواج بروز می یابد؛ زیرا هم زمان با بلوغ  و ظهور فعالیت غده های جنسی و به دست آوردن توانایی برای تشکیل زندگی مشترک، در احکام تشریعی اسلام نیز فراوان به ازدواج سفارش شده.

است. بنابراین از نظر اسلام، ازدواج در جلوگیری و مهار زیاده روی های غریزه جنسی، نخستین، طبیعی ترین و بهترین گزینه برای پیش گیری از آسیب زایی آن است.

استاد شهید مرتضی مطهری در این باره سخن دقیق و جالب توجهی دارند. ایشان می فرمایند:

به عقیده ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگر جلوگیری از تهییج و تحریک آن. انسان از لحاظ حوایج طبیعی مانند چاه نفت است که تراکم و تجمع گازهای داخلی آن، خطر انفجار را به وجود می آورد. در این صورت، باید گاز آن را خارج کرد و به آتش داد، ولی این آتش را هرگز با طعمه زیاد نمی توان سیر کرد. این که اجتماع به وسایل مختلف سمعی و بصری و لمسی، موجبات هیجان غریزه را فراهم کند و آن گاه بخواهد با ارضاء، غریزه دیوانه شده را آرام کند، میسّر نخواهد بود. هرگز بدین وسیله نمی توان آرامش و رضایت ایجاد کرد، بلکه بر اضطراب و تلاطم و نارضایی غریزه با هزاران عوارض روانی و جنایات ناشی از آن افروده می شود. تحریک و تهییج بی حساب غریزه جنسی، عوارض وخیم دیگری نظیر بلوغ های زودرس و پیری و فرسودگی نیز دارد.

افزون بر ازدواج، در آموزه های دینی اسلام، راه کارهای فراوان دیگری نیز برای مهار غریزه جنسی ارائه گردیده است که همانند ازدواج، هماهنگی بین ویژگی های تکوینی انسان و قوانین تشریعی اسلام در آن ها لحاظ شده است.

برای مثال، امروزه دانشمندان دریافته اند که بین 6 تا 12 سالگی، پیشرفت کودکان از لحاظ جنسی متوقف می ماند. دانشمندان پسیکولوژی (روان تحلیل گری) این دوره را، دوران اختفا می نامند. پس همگام با این ویژگی تکوینی، در بعد تشریعی نیز خداوند اختفای غریزه جنسی را در دستورهای دینی رعایت کرده و با روش های عملی، امکان مخفی ماندن گرایش جنسی را از همان سنین کودکی در انسان فراهم آورده است.

گرچه توصیه های دینی درباره مخفی ماندن غریزه جنسی، دوران های مختلف زندگی را در بر می گیرد، ولی این توصیه ها، به تناسب تفاوت ویژگی های تکوینی انسان گوناگون هستند. برای مثال، چون زنان به گونه ای آفریده شده اند که به طور فطری تمایل بیش تری به خود آرایی و خودنمایی دارند، برای پیش گیری از آسیب زایی غریزه جنسی، زنان در مقایسه با مردان به رعایت حجاب و پوشش بیش تر سفارش شده اند و چون مردان به گونه ای خلق شده اند که در مقابل محّرک های چشمی حساسیت بیش تری دارند، در مقایسه با زنان به کنترل چشم و نگاه بیش تر توصیه شده اند.

به هر حال، آموزه ها و راه کارهای اسلام برای مهار غریزه جنسی و پیش گیری از آسیب زایی آن بسیار گسترده است. 

منبع:تاثیر پوشش اسلامی در مهار غریزه جنسی/حسین مهدی زاده


موضوعات: حجاب و عفاف
   جمعه 25 آذر 1401نظر دهید »

وَ قَالَ ( علیه السلام ) : الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَى.

امام علیه السلام فرموده است: پاکدامنی زینت و آرایش بی چیز و درویش است، و سپاسگزاری (از نعمتهای خداوند) آرایش توانگر.. 

منبع نهج البلاغه حکمت شماره ۶۵


موضوعات: حكمتها
   پنجشنبه 24 آذر 1401نظر دهید »

برخى جداسازى پسر و دختر در مدرسه ها و يا دانشگاه را صحيح ندانسته، قائل به اختلاط در محيط آموزشى شده اند. در مجلّه اى در ضمن گفت و گو درباره ى چگونگى روابط دختر و پسر آمده است:

 

نكته ى ديگر اين كه روش غلط جداسازى دختران و پسران را در دانشگاه هم اجرا كرده اند و موجب شده اند كه معمّاى ارتباط دختر و پسر پيچيده تر شود؛ در حالى كه دانشگاه محيط سالمى است. در ابتدا بايد گفت: اين مسئله حتى در ميان خودِ غربيان و به خصوص بعضى از كشورهاى اروپايى و امريكايى داراى مخالفان بسيارى است. در بيش تر كشورهاى جهان، مدارس به صورت غير مختلط اداره مى شوند و در بيش تر كشورهاى داراى مذهب كاتوليك در اروپا و امريكا، حتى فرانسه و انگلستان و نيز بسيارى از مدارس متوسطه و دانشكده ها در خود امريكا و امريكاى لاتين و بيش تر كشورهاى شرق، هنوز دختران در مدارس جدا از پسران تحصيل مى كنند. هم چنين در كشورهايى نظير بلژيك، آلمان اتريش، مجارستان، اسپانيا و يونان، از آموزش مختلط در سطح مدارس متوسطه استقبال نشده است. حتى در كشورهايى نظير شوروى سابق، تا اواسط قرن بيستم، اختلاط جنس ها در مدارس به صورت رسمى و جامع نبود و بيش تر مدارس به صورت غير مختلط اداره مى شد. 

الف. نظر موافقان و حاميان تعليم و تربيت مختلط، مستندات و دلايل روى آورى جوامع گوناگون به اين شيوه را ذكر كرده اند كه مهم ترين آن ها بدين قرار است:

1. تعليم و تربيت مختلط با عدالت و انصاف سازگارتر است و همه از فرصت هاى تحصيلى و امكانات آموزشى، به يك اندازه استفاده مى برند. 2. غالبا گفته مى شود كه جوّ اخلاقی  مؤسّسات آموزشى مختلط، بهتر از مؤسّسات غير مختلط است. 3. تعليم و تربيت مختلط از نوع غير مختلط آن اقتصادى تر است. برخى از آن ها معتقدند كه آموزش و تحصيل دختران جوان و زنان در كنار پسران و مردان، بسيارى از هزينه هاى اقتصادى را كاهش مى دهد و به عكس، اگر دو جنس در مدارس جدا از هم و در عرض يك ديگر تحصيل كنند، داراى هزينه هاى اضافى بسيارى خواهند بود. و اين را يكى از دلايل مهمّ آموزش مختلط مى دانند. 4. تجربه ى تحصيل و آموزش دختران و پسران جوان در مدارس مختلط، براى كارهاى گروهى آن ها در آينده مفيدتر است. 5. مردان و زنانى كه در مؤسّسات آموزشى، با فضاى باز و بدون قيد و بند جنسيّتى تحصيل و كار كنند، براى انجام كارهاى مشترك در آينده و ساختن جهانى بهتر، آمادگى بيش ترى خواهند داشت. از مجموعه ى اين دلايل استفاده مى شود كه مراكز و مؤسّسات آموزش، نبايد در انحصار مردان باشد؛ بلكه چنين مراكزى بايد براى زنان نيز وجود داشته باشد تا آن ها ضمن تحصيل و كسب معلومات و معارف، براى كسب درآمد و شغل نيز آماده شوند.

در پاسخ بايد گفت ريشه ى اين تفكّر، تلقّىِ غلط از تساوى حقوق زن و مرد و پيروى از نهضت «فيمنيسم» است. پرسشى كه مطرح است اين است كه به چه دليلى حتماً بايد اين مراكز به صورت مختلط وجود داشته باشد و زنان در كنار مردان به تحصيل بپردازند؟ بلكه مى توان گفت به ظاهر يكسان قرار دادن زن و مرد در همه ى عرصه ها و كارها، در بسيارى از موارد نقض غرض نموده و سبب ظلم به زنان و ناديده گرفتن حقوق واقعى آنان مى شود؛ زيرا اصلى ترين حق زن آن است كه توانايى ها و استعدادها و ويژگى هاى فطرى و طبيعى اش مورد توجه واقع شود. در زمينه ى مسئله ى آموزشى نيز مى توان گفت: بايد پيرو آموزش جداگانه بود و با در نظر گرفتن استعدادها و نيازهاى هر يك از دو جنس، موادّ آموزشى را تدارك ديد. همان طور كه در بعضى از مناطق، نظير كشور اسپانيا اجرا مى شود كه مواد آموزشى در هر نظام براى هر يك از دو جنس دختر وپسر متفاوت بوده، براى هر كدام از آن ها به طور جداگانه كتاب هاى درسى متناسب با خودشان، با توجه به نيازهايشان، تهيّه و تدارك ديده شده است. علاوه بر اين ها آثار و تبعات ديگرى - كه در ضمن نظر مخالفان آموزش مختلط بيان مى شود - نيز دامن گير آنان مى شود و همان طور كه گفته شد در بسيارى از كشورها صاحب نظران، ازآن استقبال ننموده اند.

اين نكته كه جوّ اخلاقى مؤسّسات در صورت اختلاط بهتر مى شود، بر پايه ى نظر «فرويد و راسل» بنا شده است كه مى گويند محدوديّت و جدا بودن از هم، سبب حرص و حسّاسيّت بيش تر مى شود،  اما دخالت مسائل اقتصادى، دليل ناقص و نادرستى است. نكته ى مهم در اين است كه آيا يك مركز آموزشى و تربيتى، يك بنگاه توليدى و اقتصادى است تا پيش از هر چيز تنها بُعد اقتصادى و صرفه جويى مادى آن در نظر گرفته شود! مراكز آموزشى به هدف توليد كالا تأسيس نشده اند، بلكه مقصودشان تربيت صحيح و هر چه بهتر انسان است، تا تمام استعدادهاى او به صورت كامل، شكوفا و پرورش يابد و اگر لازمه ى آن صرف هزينه هايى هم باشد، بايد براى تأمين هدف والاى تعليم و تربيت آن را پذيرفت. و نكته ى ديگر آن كه تربيت و بالندگى صحيح نيروى انسانى، از جهتى در دراز مدت، سبب صرفه جويى بسيار اقتصادى است. آيا دلايل اقتصادى مى تواند توجيهى براى ناديده گرفتن آن همه تفاوت ها و نيازها باشد؟ جاى تأسف است كه بايد گفت به اعتراف اين قائلين، تعليم و تربيت مختلط، ابتدا از يك نياز اقتصادى ناشى شده و آن گاه به يك اصل تربيتى تبديل شده است.به نظر مخالفان بيش تر دانشمندان و صاحب نظران علوم تربيتى و علوم اجتماعى، با تعليم و تربيت به شيوه ى مختلط به مخالفت پرداخته، آن را مخالف علايق و خصوصيّات و نيازهاى جنسى هر كدام از دو جنس و نيز مخالف علايق و ويژگى هاى فرهنگى در جوامع گوناگون دانسته اند.

1. به سبب تفاوت هاى زيستى و روانى دو جنس زن و مرد و در نتيجه، تفاوت آن ها در نيازهاى آموزشى، آموزش يكسان و مشابه براى دو جنس غير ممكن مى نمايد و بايد براى هر گروه، برنامه ريزى آموزشى مطابق با نيازهاى آن ها صورت پذيرد. 2. به دليل تفاوت هاى موجود، بخصوص اختلاف دختران و پسران در بلوغ، رقابت در مدارس مختلط، نابرابر شده، غالبا سبب افت تحصيلى پسران و ناراحتى هاى روحى آن ها مى شود. 3. هر يك از دانش آموزان دختر و پسر، در صورتى مى توانند با كيفيّت بهتر به تحصيل ادامه دهند كه با هم جنس خود در يك كلاس بوده، داراى كادر آموزشى و ادارى هم جنس خود باشند.

به گفته ى «آستن» وقتى هم دانشجويان و هم اعضاى هيئت علمى يك آموزشكده، به طور عمده از يك جنس باشند، تحصيل دانشجويان در آن مؤسّسه ى آموزشى، تأثيرات مثبت بسيارى در پى خواهد داشت. در تحقيقات ديگرى ثابت شده است كه مهم ترين عامل تبيين الگوهاى شغلى موفّق براى زنان، تحصيل آن ها در مؤسّسات آموزشى زنانه است نه مختلط. 4. دوران جوانى و نوجوانى، زمان اوج احساسات و غرايز جنسى است و اختلاط سبب دل بستگى هر يك از دو جنس به ديگرى مى شود. همين مسئله، افت تحصيلى و افزايش انحرافات اخلاقى را در پى خواهد داشت و اداره ى آن مؤسّسات را براى مديران آن ها با مشكلات بسيارى همراه خواهد كرد. در مجله اى به نام «پلين تروت» آمده است: تا چند دهه ى پيش، داشتن يك طفل نامشروع يكى از بدترين اشتباهاتى بود كه يك دختر جوان مى توانست در زندگى خود مرتكب شود؛ اما اكنون مدير يك دبيرستان دخترانه در يكى از شهرهاى بزرگ آمريكا مى گويد: اين موضوعى است كه به طور كلى از جانب بچه ها پذيرفته شده است و اين ديگر يك داغ و نشان بدنامى - به آن صورتى كه قبلا تصور مى شده - نيست. در دهه ى 1980، تعداد اطفال نامشروعى كه زاييده ى همين اختلاط و آزادى هاى جنسى است، سه برابر شده و ميزان سقط جنين در دهه ى 1960، يكصد هزار مورد، در دهه ى 1970، بيش از پانصد هزار مورد، و در دهه ى 1980، به بيش  از يك و نيم ميليون مورد افزايش يافته است.دلايل ديگرى نيز وجود دارد از قبيل: به خطر افتادن سلامت جسمى و روحى، به ويژه براى دختران؛ ازدواج هاى زودرس و بدون شناخت كامل و احساسى، كه غالبا به جدايى و طلاق كشيده مى شوند؛ مشكلات برنامه ريزى مختلط براساس نيازهاى زيستى - روانى و تحصيلى دو جنس با در نظر گرفتن گرايش هاى تحصيلى و شغلى دختران و پسران كه چه بسا غير ممكن مى باشد.

اين دلايل و دلايل ديگرى از اين قبيل، بسيارى از محقّقان و صاحب نظران علوم تربيتى را به مخالفت با اين نظريه وادار مى كند. در نتيجه اختلاط در مراكز آموزشى، از جهات علمى مورد خدشه واقع شده و ذكر نكاتى كلّى و مبهم و بدون نظرات كارشناسى درباره ى اختلاط در دانشگاه ها صحيح نيست. در ضمن، جوان در دانشگاه نيز همچون ساير مراكز و نهادهاى اجتماعى، در معرض تبعات و آثار منفى اختلاط است.

منبع جوانان و روابط ابوالقاسم مقیمی حاجی


موضوعات: هوسهای زود گذر
   پنجشنبه 24 آذر 1401نظر دهید »

1 ... 102 103 104 ...105 ... 107 ...109 ...110 111 112 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو