
نیروی غضب که خداوند سبحانه و تعالی در وجود انسان نهاده است، فواید بسیاری دارد؛ به شرط آنکه در اختیار و به فرمان عقل باشد و به جا به کار رود؛ و گرنه، شعله های آن، همۀ هستی شخص غضبناک را می سوزاند و خاکستر می کند.
![]()
نظر دهید » 
برخی امور که از زمینه های سلب توفیق (و نه عوامل و اسباب آن) هستند، تأثیر کمتری در سلب توفیق دارند و اختیار و اراده انسان با وجود این امور، سلب نمی شود. در واقع، این امور به تنهایی سبب سلب توفیق و کام یابی نیستند. این زمینه ها در صورت فراهم شدن شرایط، کم کم بارور و سبب سلب توفیق از انسان می شوند. زمینه های سلب توفیق را در دو دسته زمینه های درونی و زمینه های بیرونی می توان تقسیم کرد.
![]()
1. زمینه های درونی
منظور از زمینه های درونی، امور روحی، روانی و فکری انسان است که زمینه ساز انحراف از مسیر رسیدن به هدف و کسب توفیق هستند. مهم ترین این زمینه ها عبارتند از:
الف) امیال طبیعی
برخی از دانشمندان بر این باورند که درون انسان از نیروهای میل دهنده خالی است. آنها انسان را مانند لوح سفیدی می دانند که نقش پذیری آن تنها به عوامل خارجی وابسته است. واتسون، دورکیم و جان لاک از این دسته اند.نقطه مقابل ایشان دو گروه دیگر قرار دارند که برخی ذات انسان را شرور و عده ای ذات او را خیرخواه می انگارند.
حقیقت آن است که انسان دو بُعد جسمانی و روحانی دارد، از قوه ها، استعدادها و کشش هایی متضاد و درونی برخوردار است، امیال طبیعی که ویژگی بعد جسمانی انسان است، در صورت کنترل نشدن از سوی عقل و وجدان می توانند سبب فراهم شدن زمینه های سلب توفیق معنوی شوند.
![]()
در برخی آیات قرآن کریم، انسان بدون اینکه عملی ناپسند انجام داده باشد، نکوهش می شود. مفسران، چنین آیاتی را ناظر به جنبه حیوانی و جسمانی او می دانند، مانند: «إِنّ اْلإِنسانَ لَظَلُومٌ کَفّارٌ؛ قطعاً انسان ستم پیشه ناسپاس است.» (ابراهیم: 34) «وَ کانَ اْلإِنسانُ عَجُولاً؛ و انسان همواره شتابزده است.» (اسراء: 11) «إِنّهُ کانَ ظَلُومًا جَهُولاً؛ راستی او (انسان) ستمگری نادان است». (احزاب: 72)
إِنّ اْلإِنسانَ خُلِقَ هَلُوعًا. إِذا مَسَّهُ الشّرُّ جَزُوعًا. وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا. إِلاّ الْمُصَلِّینَ. (معارج: 19 - 22)
به راستی انسان، سخت آزمند [و بی تاب] خلق شده است. چون صدمه ای به او رسد، عجز و لابه کند و چون خیری به او رسد، بخل ورزد؛ غیر از نماز گزاران.
جهل، عجله، بخل، بی صبری و تعدّی، از ویژگی های بُعد جسمانی انسان است و گاه بر اثر طغیان غرایز درونی او جلوه می یابد. بدیهی است خدای حکیم نیروهای مقابل آن را برای کنترل و هدایت این غرایز، در بعد روحانی انسان قرار داده است، اما بحث ما در این است که این امیال می توانند زمینه ساز ایستایی او از حرکت به سوی اهداف والا شوند و او را از توفیق کسب کمال بازدارند.
منبع عوامل سلب توفیق / محمود صحرایی
نظر دهید » 
قال الله تبارک و تعالی: «وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ»(زمر، 73)
![]()
همه ما آرزوی رفتن به بهشت را داریم و مرتب از خدا درخواست بهشت می کنیم. بهشت ویژگی هایی دارد که باید به دنبال آن بود: برخی از این ویژگی ها عبارتند از : جاودانگی، عدم وجود غم، خستگی، ناراحتی، لغو و بیهودگی، نعمت های معنوی (لقاء الله، رضایت خدا، آمرزش، هم نشینی با ابرار)، نعمت های مادی (درختان، نهرهای جاری، سایه های درختان، سرور و شادمانی، فرش های گرانبها، خدمتکاران ویژه، انواع خوردنی ها، لباس های بهشتی) و بالاخره هر چه انسان بخواهد. بهشت دار الأخره. دار السلام، دار المتقین، دار المشاهد، فردوس، جنة المأوی و مقام امین است.
انبیاء الهی و اولیاء خدا همواره از خدا خواهان بهشت بوده اند:
1. قرآن کریم از زبان حضرت ابراهيم نقل می کند که چنین دعا می کرد. «وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ» و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان.
2. آسیه می گفت: «رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ»؛ پروردگارا!؟خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز.
![]()
قرآن کریم شرط ورود به بهشت را مخالفت نفس و ترس از عظمت خدا ذکر می کند: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى»؛ و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی باز دارد. قطعاً بهشت جایگاه اوست.
منبع سخنرانی های استاد رفیعی : نوشته های درب های بهشت و جهنم (چگونه بهشتی شویم؟!)حسینی نیشابوری، سید علی اکبر،
نظر دهید » 
گرچه اسلام به تميزي، نظافت، خوشبو بودن توجه زيادي كرده، ولي اگر اين امور موجب تحريك ديگران گردد قطعاً حرام است، اصولاً زن و مرد يك حالت جلوه گري بقول قرآن «تبرج» نسبت به جنس مخالف دارند، ولي زن از اين نكته بيشتر ميتواند بهره جويد زيرا از زمينه هاي بيشتري برخوردار است.

اينكه خانمها وقتي ميخواهند خيابان بروند لحظاتي را مشغول صافكاري، رنگ آميزي، طراحي، آرايش، پالايش سر و صورت و اندام خود ميكنند براي اين است كه در نظر ديگران جلوه كنند، بيچاره مردشان هميشه در انتظار وقتي هست كه همسرشان ميخواهد از منزل خارج شود عروسي برود، مجلس مهمي برود و… نگاهي به حلال خود بكند و لذت ببرد.خوب وقتي زن براي مردان نامحرم بزك كند مردان هم از زنان بزك كرده خيابان لذت ميبرند. خواهر! خيلي به جلوه گري موقتي، وعده هاي بي حساب، موقعيتهاي دروغي، علاقه نشان دادن مردان دلگرم نباش كه اگر كسي اين خصوصيات را واقعاً مي داشت نياز نداشت همسر كنار خياباني انتخاب كند و دنبال همسر پياده رويي و سركوچه بنشين و تو خيابان لوسبازي درآوردن برود، ميرفت با پدر و مادر و بزرگان فاميلشان و يك مورد مناسب را پيدا ميكرد. خيلي باعزت و احترام فرد مورد نظرش را انتخاب ميكرد و آداب و رسوم معمولي و زمينه ازدواج آبرومندانه را فراهم ميكرد، چرا دنبال اين و آن ناشناخته آن هم مخفيانه برود.

برادر خيلي به چهره سفيد، نوراني، خوش آب و رنگ و… زنان توجه نكن (ممكن است اينها مصنوعي باشد و يا وسيله انحراف باشد) اگرنه دختر سالم، متشخص و باوفا در كوچه و خيابان دنبال شوهر نميگردد، بلكه عفت خود را حفظ ميكند تا بااحترام و عزت از او خواستگاري كنند و آغاز مستحكمي را داشته باشد و زمينه ساز آينده و آخرت خوبي باشد اگر پايه زندگي اساسي و حساب شده نباشد پايان رنج آوري خواهد داشت، آخر، همه زندگي كه مقام، مدرك، زيبائي، اندام، چشم، ابرو، شهرت و… نيست، بلكه اول زندگي يك مقداري تأثير دارد ولي بعدها مسائل ديگري مانند: ايمان، صداقت، پاكي، ادب، عاطفه، خانه داري، بچه داري، همسرداري و… اساس زندگي را پايدار ميدارد.
منبع چشم، نگاه و چشمک/ نوشته محمدحسین حق جو
نظر دهید » 
ساختمانهايي كه توسط افراد بيتعهد و بيدين ساخته ميشوند شنيده ايد كه معروف شده اند به خانه هاي بساز و بفروش

نه پايه دارد، نه ديوار، نه آهن مناسب و نه دربهاي مناسب بكار رفته، نه زيرسازي دارد و نه محكمكاري فقط يك ظاهرسازي، رنگ آميزي، سنگكاري، زيباسازي و بس بعد از مدت كوتاهي مخارج شروع ميشود.
ماشينهاي قراضه را معمولاً با يك رنگ آميزي جذاب و تند و تيز، تودوزي جالب خريدار را گول ميزنند، پس از خريد و مقداري استفاده اشكالات و معايب يكي پس از ديگري بروز ميكند. براي فروش لوازم برقي كه از اصالت و معروفيت خاصي برخوردار نبوده و از استحكام و مقاومت كافي بهره مند نباشند به انواع و اقسام كلك هاي هنري و تبليغاتي تمسك ميكنند تا كالاي خود را به مردم قالب كنند.
ولي صاحبان كالاي محكم و تضميني شايد خيلي به ظواهر كالاهاي خود هم توجهي نداشته باشند. صاحب كالاي ارزشمند چون نگراني ندارد كارش را روي روال طبيعي انجام ميدهد.

دختر و پسر هم كه از نظر معنوي و ظاهري كاستي ندارند مرتكب ظاهرسازي نميشوند، دختر و پسري كه دچار اشكال و ايرادي هستند از خود و اقوام خود تعريف بيجا ميكنند، به لباس و آرايش و بزك خود توجه زياد دارند و اينگونه ظاهرسازيها دوام و ثباتي ندارد زودگذر خواهد بود. معمولاً يك نگاه نميتواند تمام برتريها و كاستيها را نشان دهد، اگر هم نشانگر برخي امور باشد اصل مسئله كه ايمان و پاكي و پايداري و ادب و… است نامعلوم خواهد ماند.چه بسا مواردي پيش آمده كه دختر، پسري با يك نگاه شيفته هم شده اند و بدون توجه به آينده و تذكرات بزرگترها زندگي جديدي را آغاز كرده اند ولي پس از زماني كوتاه مشكلات يكي پس از ديگري بروز كرده و چاره اي نيافته اند غير از جدائي، نزاع، انحراف و…
كوتاه سخن اينكه به ظاهر افراد نبايد توجه كرد حتي ممكن است كه اين ظاهرسازي دامي براي صيد شما برادر يا خواهر باشد.
مثلاً پسري كه هنوز مخارج اوليه خود و زندگي آينده خود را نميتواند تأمين كند با راههاي گوناگون، يك ماشين از دوستش ميگيرد و يا كرايه ميكند و هي جلو جنس مخالف خود ويراژ، ميرود، سبقت ميگيرد، بوق ميزند و… تا او را به خود متوجه كند همين كه دل طرف را جذب كرد. هي بهانه ميآورد كه اين تعميرگاه بي انصاف ماشين ما را درست نكرده، روز ديگر وسيله دوست ديگرش را ميگيرد و ميگويد از او حوصله ام سررفته بود فروختم و…

دختر خانمي هم وقتي كه ميخواهد از خانه بيرون بيايد از انواع و اقسام وسايل آرايش و بزك استفاده كرده و تمام ايرادهاي خود را رفوميكند و ظاهرسازي مينمايد و به خيابان و يا محل وعده خود حاضر ميشود و…
اگر كسي داراي اصالت خانوادگي باشد نيازي به جلوه گري و طنازي و… ندارد، بلكه خود اصالت و شخصيت و معنويت و ايمان او دلها را بسوي او جلب خواهد كرد، و زندگي واقعي خود را آغاز خواهد كرد.
لذا توصيّه ميشود برادران و خواهران گرانقدر اگر هم كاستي در جنبه هاي ظاهري و معنوي و خانوادگي دارند پيش خدا خود را محبوب كنند او هم همه دلها را به سوي شما متوجه خواهد كرد زيرا اگر تلاش خود را در اين راه خلاف بكار برید كه نظر ديگران را جلب كنيد بر فرض كه توجه آنها به شما جلب شد فردا هم ميگويد خودت خواستي نامه نوشتي، اشاره كردي، پيغام دادي، چشمك زدي و… اما اگر خدا اين رابطه را سامان دهد اين مشكلات بعد را هم در پي نخواهد داشت.
منبع چشم، نگاه و چشمک/ نوشته محمدحسین حق جو
نظر دهید » 
با«عقل» تشخیص می دهیم که کدام مسیرما را به تامین واقعی نیاز می رساند (حلال ها) و کدام مسیر به کج راهه می کشاند(حرام ها) از این رو رسول خدا(صلّی الله علیه و آله وسلم )فرمود:

«العَقلُ ما اکتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضا الرَّحمانِ»؛«عقل چیزی است که با آن بهشت به دست می آید و رضایت رحمان(خدا) خواسته می شود.
چهل حدیث پیشگیری از جرم و گناه/ محمد عابدی میانجی؛
نظر دهید » 
هيچ وقت ديده نشده است كه طلا فروشان، طلاهاى خود را در ظرفى قرار دهند و آن را روى سر بگذارند و در ميان بازار و خيابان حركت كنند، بلكه طلاها را در گاوصندوقى بزرگ پنهان مى كنند زيرا مى دانند اين جنس ارزشمند دزد زياد دارد لذا در نگهدارى آن تلاش مى كنند.

عفت، زيبايى و حياى زن نيز مانند طلايى مى ماند كه دزد زياد دارد به همين خاطر عاقل، فردى است كه آن را از دسترس دزدان دور نگه ميدارد و آن را در گاو صندوق قرار ميدهد، بايد دانست كه گاو صندوق گوهر زن؛ حجاب است، حجاب يعنى پوشاندن تمام بدن بوسيله چادر، اگر درب گاو صندوق شما باز باشد دزد مى تواند به راحتى دستبرد بزند و اگر كاملاً هم باز باشد به راحتى دست به سرقت مى زند يعنى اگر شما قدرى از زينتها را واضح و آشكار كنيد و يا تمام آنها را، در هر دو صورت راه را براى هوسبازان باز گذاشته ايد، پس با داشتن پوشش كامل خود را از دست نگاههاى مردان هوس باز حفظ كنيد.
منبع گناه و تاثیر آن بر جسم و جان/ [محمدحسین] طغیانی
نظر دهید » 
خدا از ما امتحان نمیگیرد که معلوم شود ما قبول میشویم یا رد.

خدا در تمام امتحانات بنا دارد خوبی های ما را رو کند و زیباییهای روح ما را متجلی نماید.هر بار که ما در یک امتحان شکست میخوریم خدای مهربان از راه دیگری وارد میشود تا بلکه ما بتوانیم رو سفید شویم و مولای خود را سربلند سازیم.
منبع سخنرانی استاد پناهیان
نظر دهید » 
وجود مقدس امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب علیه السلام وقت ظهر دیدند خانمی در کوچه های کوفه وحشت زده آمد و گفت: یا ابالحسن، نجاتم بده همسرم می خواهد مرا بزند، مرا از خانه بیرون کرده است. آقا فرمودند: من به دنبال تو می آیم. در خانه را زدند، جوان مغروری در را باز کرد، او امیرالمؤمنین علیه السلام را نمی شناخت.

آقا با ملاطفت فرمودند: «یا عبدَ الله، اتّقِ الله»؛ بنده خدا! تقوا داشته باش، زن را که نمی زنند، زن ریحانه است. - امام صادق علیهالسلام فرمود: بهترین زن های شما کسانی هستند که «خَیْرُ نِسَائِکُمُ الطَّیِّبَهُ الرِّیحِ، الطَّیِّبَهُ الطَّبِیخِ مانند گل باشند و زندگی را برای شما شاد نگه دارند. - جوان مغرور گفت: حالا که آمده شما را واسطه کرده است او را آتش می زنم. نوشته اند امیرالمؤمنین در رفت و آمدها همراهش هم تازیانه بود هم شمشیر، گاهی این تازیانه را در بازار به دست می گرفت و به متخلفین تذکر میداد و گاهی اگر مبارزه ای پیش می آمد دست به شمشیر می برد. حضرت وقتی دیدند این جوان دارد باطلی را مطرح می کند به تازیانه دست بردند. جوان تا نگاهش به تازیانه و غضب أمير المؤمنین افتاد مقداری جا خورد. بعضی ها آمدند، شخصی که راوی این حدیث است می گوید من آقا را معرفی کردم، جوان عذرخواهی کرد و آقا فرمودند: با همسرت مهربان باش، با هم زندگی خوب داشته باشید، و همسرش را به خانه اش فرستاد. در روایت داریم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: اگر زنی به همسرش غضبناک نگاه کند سرمه ای از خاکستر آتش جهنم به چشمانش می کشند. معلوم است سرمۂ خاکستر جهنم با چشم چه می کند. بعضی خانم ها این گونه اند، حرف نمی زنند، اما در نگاهشان تحقیر و ذلت مرد است. بعضی آقایان هم این طور هستند، فرق نمی کند. گرچه این حرف هایی را که من می زنم غالبأ هر کس آن را برای دیگری می داند ولی اگر هر کس به میزان خودش توجه کند، میزانی که اسلام برای تکریم و برای تجلیل بیان کرده است خیلی از مشکلات حل می شود.
منبع سخنرانی های استاد رفیعی ویژه خانواده،حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی نیشابوری
نظر دهید » << 1 ... 99 100 101 ...102 ...103 104 105 ...106 ...107 108 109 ... 798 >>