
اما پیام امام رضا. خیلی پیام مهمی است. انگار این شفای دردهای امروز جامعه ی ما است.

امام رضا پیام می دهد. واسطه چه کسی است؟ عبدالعظیم حسنی.
«أَبْلِغْ عَنِّی أَوْلِیائِی [السَّلَام ] » سلام مرا به شیعیان و دوستان ما برسان.
«وَ قُلْ لَهُمْ» به آنها بگو «لَا یجْعَلُوا لِلشَّیطَانِ عَلَی أَنْفُسِهِمْ سَبِیلا» (مستدرک/ ج /۹ ص ۱۰۲) راه شیطان را در خودشان باز نکنند. این ماهواره راه شیطان است. این سی دی راه شیطان است. این رفیق راه شیطان است. این کتاب شیطانی که آمد راه شیطان است. این علایقی که با فلانی پیدا کردی این راه شیطان است.
«لَا یجْعَلُوا لِلشَّیطَانِ عَلَی أَنْفُسِهِمْ سَبِیلا» یعنی شیطان را در روحشان نفوذ ندهند.
مال حرام! یک درآمد حرام است. این درآمد حرام برای شیطان است. چون درآمد حرام هم خودت را خراب می کند، هم نسل تو را. «کَسْبُ الْحَرَامِ یبِینُ فِی الذُّرِّیه ی» (کافی/ ج /۵ ص ۱۲۴) نگو: آقا یک راهی پیدا شده درآمد خوبی دارد. بله راهی پیدا شده، درآمد هم است، اما این درآمد حرام است.
«مُرْهُمْ بِالصِّدْقِ فِی الْحَدِیث» بگو: راست بگویند.
حرف که می زنند راست بگویند. این رنگش می رود یا نمی رود؟ بگو: رنگش می رود. یک مهمان منزل ما آمد. خدا همه ی اموات را رحمت کند. پدرم به او گفت: غذا خوردی؟ گفت: بله حاج آقا! آقای من گفت: راست می گویی یا دروغ؟ گفت: دروغ! راست بگویید. حرف می زنیم راست بگوییم. بازاری راست بگوید. بنا راست بگوید. نجار راست بگوید. معلم راست بگوید. همه بگویند: بلد نیستم. سؤال از من می کنی؟ راستش را می خواهی بلد نیستم. «قُلْ» به مردم بگو. «إِنْ أَدْری» (جن/۲۵) به پیغمبر می گوید: به مردم بگو: «إِنْ أَدْری» بلد نیستم. خدا به پیغمبر می گوید: بگو بلد نیستم. چه اشکالی دارد؟ آقا من این را نمی دانم. وارسی می کنم می بینم. «وَ أَدَاءِ الْأَمَانَه ی» امام رضا فرمود: به مردم بگو: خیانت به امانت نکنند.
- وظیفه ی معلمان و اساتید در تربیت جوانان
آموزش پرورشی نمی تواند بگوید: من معلم هستم. یا دبیر هستم. باید بگوید: ۱۴ میلیون بچه در اختیار من است و اینها امانت هستند. اینها سرمایه هستند. سرمایه دار کسی نیست که سکه و برج وقالی دارد. سرمایه دار کسی نیست که مزرعه و خانه و ماشین دارد. سرمایه دار کسی است که مخ در اختیار دارد. الآن می دانید در ایران یکی از سرمایه دارها بنده هستم. چرا؟ برای اینکه شب جمعه وقتی حرف می زنم، میلیون ها، صدها هزار نفر مخ در اختیار حرف های من است. آن کسی که مغز مردم را دارد سرمایه دار است. نه آن کسی که طلا دارد. آموزش و پرورشی ها قدر خودشان را داشته باشند. اساتید دانشگاه، منبری ها،قلم به دست ها، فیلم سازها که با یک فیلم افرادی را پای تلویزیون می نشانند. هر کس مغز را در اختیار دارد، سرمایه، مغز مردم است. قالی که پشم است و ابریشم جماد است. طلا جماد است. جماد داشتن سرمایه نیست. انسان داشتن جماد است. یکوقت خودتان را با یک. . . آموزش و پرورشی ها خودشان را با اداره ی دخانیات مخلوط نکنند. اداره ی دخانیات دود را به ریه ها می رساند. آموزش و پرورش و دانشگاه علم به مغز می رساند. فرق است بین کاری که علم به مغز برسانیم یا دود به ریه برسانیم.
بله ممکن است شما اداره ی دخانیات باشی حقوقت بیشتر شود. باجناق من، برادر خانم من اداره ی دخانیات است حقوقش فلان بیشتر از من است. بله، خوب او چه می کند. تو چه می کنی؟
امام رضا فرمود: عبدالعظیم به شیعیان من بگو:
۱- حرف هایشان راست باشد.
۲- امانت را خیانت نکنند.
۳- «مُرْهُمْ بِالسُّکُوتِ وَ تَرْکِ الْجِدَالِ فِیمَا لَا یعْنِیهِم» بگو حرف نزنند.
مگر لازم است هرچه است در اینترنت بیاید؟ مگر لازم است هرچه هست بنویسیم. حرف نداری نزن. جدال نکنید. چیزهایی که اطلاعات شما عمیق نیست و بصیر نیست چانه نزنید. می نشینیم که آقا این سالن چند متر است؟ یکی می گوید: چهارصد متر! می گوییم: نه! سیصد متر هم نیست. بابا حالا! خانه ی فلانی چند می ارزد؟ چه کار داری که خانه ی مردم را قیمت می کنی؟
بگو که حرف هایی را که به دردشان نمی خورد، نگویند.
«وَ إِقْبَالِ بَعْضِهِمْ عَلَی بَعْضٍ وَ الْمُزَاوَرَه ی» بگو دیدن همدیگر بروند. در جامعه قهر نکنند.
الآن جامعه ی ما تکه تکه شده است. خطهای سیاسی حتی افطاری ها سیاسی شده است. وقتی یک آقا افطاری می دهد، یکی از آن جناح دعوت نمی کند. آن جناح هم افطاری می دهد، یکی از آن جناح دعوت نمی کند. یعنی حتی خط سیاسی در خرما و شله زرد افطاری هم نفوذ کرده است. بگو دیدن همدیگر بروند. «مُزاوِرِه» زیارت کنند.
«فَإِنَّ ذَلِکَ قُرْبَه ی إِلَی» امام رضا فرمود: دیدن همدیگر که می روید، به من نزدیک می شوید.
ولو سلیقه های شما مختلف است. اما کنار هم می نشینید من لذت می برم. مثل بابایی که نگاه می کند می بیند بچّه هایش دارند با هم با محبت حرف می زنند. اصلاً اگر خواستید ببینید بهشتی هستید یا جهنمی، علامت بهشتی ها این است که به هم درود می گویند. «إِلاَّ قیلاً سَلاماً سَلاماً» (واقعه/۲۶) سلام سلام سلام! همه با هم. اما اگر دیدید به هم فحش می دهند. قرآن می گوید: اینها جهنمی هستند.
«کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّه ی لَعَنَتْ أُخْتَها» (اعراف/۳۸) این به او لعنت می کند، او به او لعنت می کند. وقتی جامعه بد شد، اصلاً دیگر هر حرفی بزنی کسی گوش نمی دهد. همه ی حرف ها را تحلیل سیاسی می کنند. یک جمله هست من سی سال است قبل از سخنرانی هایم می گویم. برای من نیست برای امام زین العابدین است.
دعای مکارم الاخلاق است. می گوید: «الهی انطقنی بالهدی» یعنی نطق من هدایت شود. «و الهمنی التقوی» یک کسی گفت: می دانید این قرائتی برای چه می گوید «الهی انطقنی بالهدی» ؟ چون یکی از نوه هایش هدی است. یکی از نوه هایش هم الهام است. می گوید: «الهی انطقنی بالهدی و الهمنی» اسم نوه هایش را می برد. ای بی انصاف ها! آخر من چیزی که به ذهنم نیامده تحلیل می کنند. می دانی چرا دور او شلوغ است؟ می دانی چرا رأی آورد؟ می دانی چرا نمی دانم کاسبی او گرفت؟ می دانی چرا خانه اش گران شد؟ می دانی چرا شرکتش موفق شد؟ همینطور می نشینند. . . می دانی چرا فلانی خانه ی فلانی رفت؟ روحش خبر ندارد. همینطور می نشینند.
-دوری از تفرقه و تخریب شخصیت یکدیگر
امام رضا (علیه السلام) به عبدالعظیم حسنی فرمود: به شیعه ها بگو بروند دیدن همدیگر. «فَإِنَّ ذَلِکَ قُرْبَه ی إِلَی» اگر می خواهید به من نزدیک شوید، دیدن همدیگر بروید.
«وَ لَا یشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» «تَمزیق» ، «کُلَّ مُمَزَّق» (سبا/۷) در قرآن است. «تمزیق» یعنی تخریب. «وَ لَا یشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» همدیگر را خراب نکنید.
«وَ لَا یشْغَلُوا» مشغول نکنید «تَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» او این را خراب می کند. این او را خراب می کند. همدیگر را خراب نکنید. اگر کسی به شما بگوید من شما را مکه می برم به شرطی که یک لجن به کعبه بمالید. هیچ کس حاضر نیست. امام صادق فرمود: کعبه عزیز هستی. بعد فرمود: آبروی مؤمن از تو هم عزیزتر است. چطور حاضر نیستی لجن به کعبه بمالی؟ خوب لجن به آبروی مردم هم نمال. هرچه دلت می خواهد بگویی.
هر کس هرچه می خواهد می گوید. من نه وزیر هستیم. نه وکیل هستم. نه سفیر هستم. یک معلم قرآنی هستم. منتها مشهور هستم. اینقدر کارخانه به من وصل می کنند که من ذره ای در آن شرکت ندارم. مزرعه، این برج برای فلانی است. این پاساژ، مرغداری، گاوداری، من همه چیز دارم خودم هم نمی دانم. حالا اینکه طوری نیست. من چند تا زن دارم خودم نمی دانم. (خنده حضار) چون پلیس جلوی خانم را گرفته گفته: چرا یک طرفه می روی؟ می گوید: به شما ربطی ندارد. من خانم آقای قرائتی هستم. (خنده حضار) او را بگیرید. همینطور می گویند. حالا من اصلاً کسی نیستم. حالا خراب هم شوم در انتخابات اینکه رأی بخواهم. . . من یک معلم قرآن هستم. ولی مردم ول نمی کنند. هرچه دلشان بخواهد می گویند. هرچه دارم برای همه ی مردم جز خانه ای که در آن نشستم. همینطور می گویند: این کارخانه برای چه کسی است. نه که حالا ندارم. از اول عمرم تا حالا با کسی شریک نبودم. آخر ممکن است بگویند: تا دیروز شریک بوده فروخته،
در تلویزیون آمده می گوید: من شریک نیستم. نه از اول عمرم تا حالا با کسی هیچ شراکتی نداشتم. حالا از همه گذشته آبروی من دست تو نیست. فکر می کنی اگر غیبت بکنی من خراب می شوم؟ اتفاقاً هیچ طوری نمی شود. ۴۳ تا رادیو این همه تهمت زدند، طوری نیست. چون خدا قول داده می گوید: «إِنَّ اللَّهَ یدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا» (حج/۳۸) خدا از مؤمن دفاع می کند. من اگر «الَّذینَ آمَنُوا» باشم خدا از من دفاع می کند. من کسی هم نیستم. ما چه مسئولین عزیزی در مملکت داشتیم، الکی الکی خراب شدند. بردند، خوردند. بیا ببینیم پرونده اش کجاست؟ پرونده اش کجاست؟ به چه دلیل می گویی برد؟ چه کسی ثابت کرده است؟ آبروی همدیگر را نبرید.
- نفرین امام رضا به خاطر ریختن آبروی مؤمن
«فَإِنِّی آلَیتُ عَلَی نَفْسِی أَنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِکَ وَ أَسْخَطَ وَلِیاً مِنْ أَوْلِیائِی دَعَوْتُ اللَّهَ لِیعَذِّبَه»
امام رضا فرمود: من نفرین می کنم به کسی که آبروی شیعیان را بریزد. تعهد کردم.
که کسی که آبروی مؤمنی را بریزد، «دَعَوْتُ اللَّهَ» دعا می کنم، که چه؟ «لِیعَذِّبَهُ فِی الدُّنْیا أَشَدَّ الْعَذَاب» در دنیا به زندگی نکبتی گرفتار شود، «وَ کَانَ فِی الْآخِرَه ی مِنَ الْخَاسِرِین» خیلی امام رضا دلش درد می آید.
امام رضا به عبدالعظیم حسنی فرمود: به شیعیان من بگو آبروی همدیگر را نریزید. من امام رضا نفرین کردم به کسی که آبروی کسی را بدون دلیل بریزد. تازه دلیل داری، شما حق نداری آبرویش را بریزی. باید به قوه ی قضاییه بگویی: بابا این پرونده! برد و خورد و هرچه دلیل داری از مسیرش اقدام کنید.
در اینترنت نمی شود گفت: بله! آقا در سایت ها آمده! باسمه تعالی سایت غلط کرده است. مگر سایت عادل است؟ آن کسی که این را وارد سایت می کند دروغ گفته است. دیروز گفتند: آقا در سایت راجع به فلان چیز چنین گفته است. من زنگ زدم. گفت: آقا اصلاً خریدی از ما نکرده است. فلان وزارت با فلان تأسیسات فلان معامله را کرده است. من به رییس هر دو زنگ زدم گفت: والله دروغ است. گفتیم: در سایت آمده است. گفت: خوب سایت دروغ می گوید. به رییس سایت زنگ زدم که آقا، دین داری یا نداری؟ چه چیز گیر تو از این تهمت ها می آید؟ امام رضا فرمود: من تعهد کردم نفرین می کنم به کسی که آبروی شیعه را بریزد. «وَ عَرِّفْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لِمُحْسِنِهِمْ وَ تَجَاوَزَ عَنْ مُسِیئِهِمْ إِلَّا مَنْ أَشْرَک بِه» خداوندخوب ها را می بخشد، از بدهای شیعیان بد هم می بخشد، مگر کسی که یا مشرک باشد، «أَوْ آذَی وَلِیاً مِنْ أَوْلِیائِی»
الله اکبر! امام رضا فرمود: خدا همه ی شیعیان را می بخشد جز دو رقم شیعه! شیعه ای که مشرک شود. شیعه ای که مؤمنی را اذیت کند. «آذَی وَلِیاً مِنْ أَوْلِیائِی» شب جمعه ای است که شب شهادت حضرت عبدالعظیم حسنی است. پیام از امام رضا دارد. امام رضا فرمود: خدا شیعه را می بخشد جز دو گروه! شیعه ای که مشرک شود، «أَشْرَکَ بِه» ، «أَوْ آذَی وَلِیاً مِنْ أَوْلِیائِی» ، «أَوْ أَضْمَرَ لَهُ سُوءا» یا در دلش بدخواه باشد. اصلاً دلش بخواهد فلانی خراب شود. یعنی در دلش بدخواه باشد. «فَإِنَّ اللَّهَ لَا یغْفِرُ لَهُ حَتَّی یرْجِع» خدا یک چنین آدمی را نمی بخشد، جز اینکه از اذیت کردن برگردد. «وَ إِلَّا نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» کسی که مؤمنی را اذیت کند، مؤمنی را تخریب کند «نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» خداوند روح ایمان را از قلبش می گیرد.
کار به آیت الله و فوق دیپلم و لیسانس و دکتر ندارد. کسی که در دلش بدخواه است. یعنی دوست دارد، قلباً دوست دارد فلانی خراب شود.
شما به من رسیدی می گویی: آقای قرائتی من برنامه های تو را گوش می دهم. باقی آخوندها را گوش نمی دهم. تا می گویی: باقی آخوندها را گوش نمی دهم اگر در دلم خوشم می آید معلوم می شود من دین ندارم. حالا تو برنامه ی مرا گوش می دهی، متشکرم! چرا باقی ها را می گویی، نه من باقی ها را خاموش می کنم. بگو: نه خوب باقی ها هم سواد دارند. باقی ها خیلی هایشان سوادشان از من بیشتر است. سابقه ی انقلابی شان، علمی شان بیشتر است. حالا ممکن است من گاهی در حرف هایم یک چیزی می گویم، لبخندی می زنند. یا روی تخته سیاه می نویسم. حالا به یک دلیلی مثلاً چهار نفر پای بحث من می نشینند، اما اینکه فلانی را خاموش می کنی، و من از اینکه شما به من می گویی آن را خاموش می کنم، خوشحال می شوم. این خوشحالی اش بد است. مدرسه ی تو خوب مدرسه ای است. مدرسه های دیگر را ول کن. شعر تو خوب است. باقی را ول کن. غذای فلانی خوب است، باقی ها را ول کن. یعنی کسانی که لذت می برند از اینکه دیگران سقوط می کنند. و خودشان مطرح می شوند «نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» ، «وَ خَرَجَ عَنْ وَلَایتِی»
امام رضا فرمود: اینها از ولایت اهل بیت بیرون هستند. «وَ لَمْ یکُنْ لَهُ نُصِیبٌ فِی وَلَایتِنَا» در ولایت ما هیچ نصیب و بهره ای ندارند. «وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِکَ» پناه می برم که کسی به اینجا رسیده باشد. چطوری آدم از دین خارج می شود؟
سؤال و جواب. چگونه از دین خارج می شویم؟ مشرک بشویم. مؤمنی را بدون دلیل خراب کنیم. خراب کردن مسلمان خروج از مدار ولایت است. امام رضا نفرین می کند. «لِیعَذِّبَهُ فِی الدُّنْیا أَشَدَّ الْعَذَاب» سخت ترین عذاب، یعنی در دنیا یک بلای بدی گرفتار می شود. اینها همه نتیجه ی تخریب است. آغاز سال است همدیگر را تخریب نکنیم. اگر یک چیزی شنیدیم بگوییم: آقا چرا به من می گویی؟ سند داری برو به دادگستری بگو. دادگاه بگو. سند نداری چرا در اتاق به من می گویی؟ حرف های شما یا با دلیل است، یا بی دلیل. اگر با دلیل است، چرا دادگستری نرفتی؟ اگر بی دلیل است، چرا در این اتاق می گویی؟ یک کسی آمد پهلوی یک کسی گفت: آقا فلان جا آش می پزند. گفت: خوب بپزند. به من چه؟ گفت: آخر برای تو می پزند. گفت: اگر برای من می پزند به تو چه! آش می پزند به من چه. برای من می پزند به تو چه! دلیل داری چرا در اتاق من می گویی؟ برو دادگستری بگو. دلیل نداری چرا باز به من می گویی؟ یک زنی را به یک شوهر کوری دادند، این خانم هر شب می نشست. می گفت: آقا نمی دانی من چقدر قشنگ هستم. اگر بدانی چه صورتی دارم. اگر بدانی من چه شکلی دارم.
این زن هر شب از زیبایی خودش برای این مرد می گفت. یک شب شوهرخسته شد. گفت: خانم چند ماه است هرشب که کنار من می نشینی از زیبایی های خودت می گویی. من که چشم ندارم ببینم. اما اگر تو اینقدر خوشگل بودی چشم دارها تو را برده بودند. همین که تو را برای من گذاشتند پیداست خوشگل نیستی.
حالا افرادی هستند می آیند مثلاً سر کلاس، معلم استاد دانشگاه است. یا در یک جلسه ای می آید می گوید: فلانی چه کرد و چه کرد و چه کرد. می گوییم: آقا ببین اگر تو واقعاً دلیل داری، خوب برو نزد قاضی این حرف ها را بگو. بگو: آقا پرونده اش این است. همین که به من می گویی پیداست خوشگل نیستی. همین که آمدی به من می گویی، خوب من نه قاضی هستم، نه دادستان، نه تو پرونده دستت است. پس پیداست حرف تو پایه ندارد. اگر حرف تو پایه دارد، قوه قضاییه است. اگر هم پایه ندارد، چرا به من می گویی؟ اصلاً دلیل اینکه این حرف ها را در سایت می نویسند به جای اینکه به قوه ی قضاییه بگویند: فلانی برد و خورد و فلان قرارداد، فلان معامله، همین که می گویند. به هر حال. . .
امام رضا پیغام داد، آبروی همدیگر را نریزید. آبروی همدیگر را بریزید، نفرینتان می کنند. از ولایت خدا دور هستید. در همین دنیا عذاب شدید می شوید. در آخرت نصیبی ندارید. آبرو ریختن خیلی خطر دارد. این نکته ای است که امام رضا فرمود از طریق عبدالعظیم حسنی.
خوب خدایا هرچه آبروی کسی را ریختیم گذشته ی ما را ببخش و بیامرز. یک تقوایی به ما بده که آبروی همدیگر را حفظ کنیم. آبرو ریختن مثل خوردن گوشت مرده است. گوشت زنده را بکنی جایش پر می شود. اما گوشت مرده جایش پر نمی شود. ولذا قرآن گفته: غیبت این است که گوشت مرده را بخوری. گوشت مرده از مرده بکنی، جایش پر نمی شود. آبرو هم که ریخت، پول گم شود جایش پیدا می شود. خانه خراب شود ساخته می شود. ولی آبرو که رفت دیگر جایش پر نمی شود. ولذا قرآن آبرو ریختن را مثل کندن گوشت مرده و خوردن گوشت مرده می داند. ما خیلی مرده خوری می کنیم. گرگ، گرگ را نمی خورد.
اما آدم ها همدیگر را گاز می گیرند. مواظب باشیم بی خود دین فروشی نکنیم. هر کس دلیل دارد قوه ی قضاییه. هر کس دلیل ندارد، بگوید: آقا من چون دلیل نیست از اینکه حرف های شما را گوش بدهم معذور هستم. هر سایتی را نبینید. هر روزنامه ای را نخوانید. هر حرفی را گوش ندهید. قرآن می گوید: «إِنَّ السَّمْع» گوش، «وَ الْبَصَرَ» چشم، «وَ الْفُؤاد» قلب و روح، «کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» (مؤمنون/۳۶) اینطور نیست که حالا گفت و ما شنیدیم. نباید بنشینیم. باید بلند شوی بروی. باید جلسه را به هم بزنی. حالا او گفت و ما هم شنیدیم. مگر می شود پای هر رادیویی نشست؟ مگر می شود پای هر اخباری نشست؟ اصلاً بعضی از کشورها نمی خواهند سر به تن جمهوری اسلامی باشد. دشمن ما هستند. دشمن ما. . . ما نمی گوییم عیب نداریم. هزار و یک عیب داریم. اما اینکه می گوید غرضش اصلاح نیست. آن غرضش این است که مردم را مأیوس کند. نا امید کند. نظام را تضعیف کند. مردم را از چشم همدیگر بیاندازد. او دشمن ما است. خدایا به ما بصیرتی مرحمت کن که آبروی همدیگر را بدون جهت نریزیم.
منبع: منبع: پایگاه اظلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
پیام امام رضا (علیه السلام) به شیعیان
نظر دهید » 
حضرت امام رضا علیه السلام در ضمن توصیه هایی به ابن ابی محمود، اهداف جعل احادیث از سوی مخالفین که به دروغ آن را به ائمه نسبت داده اند تشریح فرموده اند.

ابراهيم بن ابي محمود می گويد: به امام رضا عليه السّلام عرض كردم: يابن رسول اللَّه! از مخالفين شما در فضائل امير مؤمنان و خاندان شما رواياتى هست كه امثال آن را در بين روايات شما نمى بينم، آيا به آنان معتقد شويم؟.
حضرت فرمودند: پدرم از پدرش و آن حضرت از جدّ خود برايم روايت كردند؛ كه حضرت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس به سخنگويى گوش فرا دهد او را عبادت كرده است. اگر آن سخنگو از جانب خدا سخن مي گفت، او خدا را عبادت كرده و اگر از جانب ابليس سخن مي گفت، ابليس را عبادت كرده است؛ سپس فرمودند: اى ابن ابي محمود! مخالفين ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل كرده اند:
1- غلوّ؛
2- كوتاهى در حقّ ما؛
3- تصريح به بدى هاى دشمنان ما، و دشنام به آنان.
وقتى مردم، اخبار غلوّ آمیز آن دسته را مي شنوند، شيعيان ما را تكفير مى كنند و مي گويند: شيعه قائل به ربوبيّت ائمّه خود مى باشد. و وقتى كوتاهى در حقّ ما را مى شنوند، به آن معتقد مي شوند و هنگامی که بدى هاى دشمنان ما و دشنام به آنان را مي شنوند، ما را دشنام مي دهند!.
(پیش خود می گویند: همان گونه که امامان شیعه، ما را دشنام می دهند، ما نیز آن ها را دشنام می دهیم!!) حال آن كه، خداوند مي فرمايد: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ» (و كسانى را كه مشركين، به عنوان عبادت مي خوانند، دشنام ندهيد، چه آن كه آنان نيز خدا را به ظلم و از روى نادانى دشنام خواهند داد. انعام: 108)
اى ابن ابي محمود!
وقتى مردم به چپ و راست مي روند تو ملازم طريقه ما باش، زيرا هر كس با ما همراه شود ما با او همراه خواهيم بود، و هر كس از ما جدا شد ما نيز از او جدا خواهيم شد، كمترين چيزى كه باعث مى شود انسان از ايمان بيرون رود اين است كه: در مورد سنگريزه بگويد؛ اين هسته است و سپس بدان معتقد شده و از مخالفين خود تبرّى جويد.
اى ابن ابي محمود!
آن چه را براي تو گفتم، حفظ كن و نگه دار، زيرا خير دنيا و آخرت را براي تو در اين گفتار گردآورى كردم.
*متن عربی
قَالَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَبِي مَحْمُودٍ فَقُلْتُ لِلرِّضَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ عِنْدَنَا أَخْبَاراً فِي فَضَائِلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ فَضْلِكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ هِيَ مِنْ رِوَايَةِ مُخَالِفِيكُمْ وَ لَا نَعْرِفُ مِثْلَهَا عِنْدَكُمْ أَ فَنَدِينُ بِهَا فَقَالَ يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ لَقَدْ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنْ إِبْلِيسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِيسَ ثُمَّ قَالَ الرِّضَا يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ إِنَّ مُخَالِفِينَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِي فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَى ثَلَاثَةِ أَقْسَامٍ أَحَدُهَا الْغُلُوُّ وَ ثَانِيهَا التَّقْصِيرُ فِي أَمْرِنَا وَ ثَالِثُهَا التَّصْرِيحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا فَإِذَا سَمِعَ النَّاسُ الْغُلُوَّ فِينَا كَفَّرُوا شِيعَتَنَا وَ نَسَبُوهُمْ إِلَى الْقَوْلِ بِرُبُوبِيَّتِنَا وَ إِذَا سَمِعُوا التَّقْصِيرَ اعْتَقَدُوهُ فِينَا وَ إِذَا سَمِعُوا مَثَالِبَ أَعْدَائِنَا بِأَسْمَائِهِمْ ثَلَبُونَا بِأَسْمَائِنَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ إِذَا أَخَذَ النَّاسُ يَمِيناً وَ شِمَالًا فَالْزَمْ طَرِيقَتَنَا فَإِنَّهُ مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ وَ مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ إِنَّ أَدْنَى مَا يَخْرُجُ بِهِ الرَّجُلُ مِنَ الْإِيمَانِ أَنْ يَقُولَ لِلْحَصَاةِ هَذِهِ نَوَاةٌ ثُمَّ يَدِينَ بِذَلِكَ وَ يَبْرَأَ مِمَّنْ خَالَفَهُ يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ احْفَظْ مَا حَدَّثْتُكَ بِهِ فَقَدْ جَمَعْتُ لَكَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَۀ
منبع: عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص:303
نظر دهید » 
مولايمان امام رضا عليه السلام به دعا براى حجّت صاحب الزمان عليه السلام فرمان مىداد و خود - كه درودهاى خدا بر هر دو باد - در دعايش چنين مىخواند:

جمال الاُسبوع نقلاً عن يونس بن عبد الرحمن ، عنمولانا أبي الحسن عليّ بن موسى الرضا عليه السلام، أنّه كان يأمر بالدعاء للحجّة صاحب الزمان عليه السلام ، فكان من دعائه له صلوات اللَّه عليهما :
جمال الاُسبوع- به نقل از يونس بن عبد الرحمان - : مولايمان امام رضا عليه السلام به دعا براى حجّت صاحب الزمان عليه السلام فرمان مىداد و خود - كه درودهاى خدا بر هر دو باد - در دعايش چنين مىخواند:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ ، وَادفَع عَن وَلِيِّكَ وخَليفَتِكَ وحُجَّتِكَ عَلى خَلقِكَ ، ولِسانِكَ المُعَبِّرِ عَنكَ بِإِذنِكَ ، النّاطِقِ بِحِكمَتِكَ ، وعَينِكَ النّاظِرَةِ في بَرِيَّتِكَ ، وشاهِدِكَ عَلى عِبادِكَ ، الجَحجاحِ المُجاهِدِ المُجتَهِدِ ، عَبدِكَ العائِذِ بِكَ ،
«خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و از وليّت، خليفهات و حجّتت بر خلقت دفاع كن؛ او كه زبان و سخنگويت به اذن توست، حكمت تو را بر زبان مىآوَرَد ، ديده بيناى تو ميان آفريدههايت، گواه تو بر بندگانت، سَروَر مجاهد كوشا و بنده پناهنده به توست .
اللَّهُمَّ وأَعِذهُ مِن شَرِّ ما خَلَقتَ وذَرَأتَ ، وبَرَأتَ وأَنشَأتَ وصَوَّرتَ ، وَاحفَظهُ مِن بَينِ يَدَيهِ ومِن خَلفِهِ ، وعَن يَمينِهِ وعَن شِمالِهِ ، ومِن فَوقِهِ ومِن تَحتِهِ ، بِحِفظِكَ الَّذي لا يَضيعُ مَن حَفِظتَهُ بِهِ ، وَاحفَظ فيهِ رَسولَكَ ووَصِيَّ رَسولِكَ وآباءَهُ أئِمَّتَكَ ودَعائِمَ دينِكَ صَلَواتُكَ عَلَيهِم أجمَعينَ ، وَاجعَلهُ في وَديعَتِكَ الَّتي لا تَضيعُ ، وفي جِوارِكَ الَّذي لا يُخفَرُ ، وفي مَنعِكَ وعِزِّكَ الَّذي لا يُقهَرُ .
خدايا! او را از شرّ آنچه آفريده، درست كرده، ايجاد نموده، پديد آورده و صورت دادهاى پناه ده ، و او را از جلو و پشت، راست و چپ ، بالا و پايين، حفظ فرما، با همان حفظت كه اگر كسى را در بر بگيرد، تباه نمىكند و پيامبرت، وصىّ پيامبرت و پدران امامانت و ستونهاى دينت را - كه درودهايت بر همه ايشان باد - در باره او حفظ كن، و او را به امانت بگير كه تباه نمىشود و در پناه و پيمان خودت در آور كه شكسته نمىشود . به دژ عزّت و منع خودت راه بده كه مغلوب نمىشود.
اللَّهُمَّ وآمِنهُ بِأَمانِكَ الوَثيقِ الَّذي لا يُخذَلُ مَن آمَنتَهُ بِهِ ، وَاجعَلهُ في كَنَفِكَ الَّذي لا يُضامُ مَن كانَ فيهِ ، وَانصُرهُ بِنَصرِكَ العَزيزِ ، وأَيِّدهُ بِجُندِكَ الغالِبِ ، وقَوِّهِ بِقُوَّتِكَ ، وأَردِفهُ بِمَلائِكَتِكَ ، اللَّهُمَّ والِ مَن والاهُ وعادِ مَن عاداهُ ، وأَلبِسهُ دِرعَكَ الحَصينَةَ ، وحُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ حَفّاً، اللَّهُمَّ وبَلِّغهُ أفضَلَ ما بَلَّغتَ القائِمينَ بِقِسطِكَ مِن أتباعِ النَّبِيّينَ.
خدايا! او را با امان محكم خود امان ده كه هر كس را با آن امان دادى، وا ننهادى، و او را در حمايت خود قرار ده كه هر كس در آن باشد، مغلوب نمىشود و او را با يارى پيروزمندانهات يارى ده و با لشكر چيرهات استوارش بدار و با نيرويت تقويتش كن و با فرشتگانت پشتيبانىاش بنما. خدايا! هر كس او را دوست مىدارد، دوست بدار و هر كس او را دشمن مىدارد، دشمن بدار ، و زره نگاهدارندهات را بر او بپوشان و گرداگرد او را با فرشتگانت به طور كامل بگير. خدايا! و برترين چيزى را كه به برپاكنندگان عدالتت از ميان پيروان پيامبران دادى، به او برسان .
نظر دهید » 
یکی از سیره های نبوی ((زهد)) است، برای اینکه تصور صحیح وبرداشت منطبق باواقع نه سلیقه ای از(( زرسول الله صلی الله علیه وآله)) داشته باشیم بیان چند نکته لازم است

نکته اول: ازنظر ارباب لغت زهد ورزی نسبت به هر چیز به مفهوم( اعراض از شی و به مقدار اندکی از آن رضایت دادن است :مفردات راغب) ولی در فرهنگ عالمان اخلاق«زهد» عبارت است از اعراض قلبی و عملی از دنیا، مگر به مقداری که آدمی بدان نیاز ضروری دارد، .به عبارت دیگر زهد یعنی روی گردانیدن از دنیا برای آخرت و از غیر خداوند دل بریدن.از این تعریف برمیآید که اولاً، زهد نسبت به کسی صادق است که امکان تحصیل دنیا و برخورداری از آن را داشته باشد. ثانیاً، روی برتافتن او از دنیا به دلیل پستی و حقارت دنیا نسبت به آخرت باشد. هرگاه ترک دنیا به دلیل عدم امکان تحصیل آن و یا به هدفی غیر از رضایت خداوند و تحصیل آخرت باشد ـمانند جلب رضایت و محبت مردم و یا به علت فرار از سختی و مشقت تحصیل آنـ به آن «زهد» گفته نمیشود. مقابل آن «رغبت» قرار دارد که به معناى میل به هرچیز است.
نکته دوم: باتامل در خطبه۳۲ونامه ۲۷نهج البلا غه می توان گفت مردم دربرخورد به دنیا واستفاده ازامکانات دران چهار دسته اند.
دسته اول: کسانی اندکه استعداد تولید ثروت دارند تمام همت آنان کسب دنیا است حلال وحرام برایشان تفاوتی ندارد(ومنهم المصلت لسیفه،والمعلن بشره، والمجلب بخیله،ورجله قد اشرط نفسه :گروه دیگرانانند که ازنیامدرآورده،شرخودرا آشکار نموده ،مردان سواره و پیاده اش را گردآورده وآماده پیکارساخته وبرا رسیدن به اندکی ازمال دنیا که غارت نماید … . دین خودراتباه ساخته. خ/ ۳۲ )
دسته دوم :کسانی اندعرضه تولید ثروت ندارند برای اینکه بی عرضگی خودراتوجیهکنند لباس زهدبه تن می پوشند :(منهم من العاده عن طلب الملک ضووله نفسه،وانقطاع سببه ۰۰۰فتحلی باسم القناعه وتزین بلباسقادری:
گروه دیگر کسانی هستند که ضعف نفس ونداشتن امکانات آنان را از تصاحب قدرت برجای نشانده ،شرایط اورا براین حال قرار داده، اما او خودرا به زیور قناعت آراسته ،وجامه زهد و پارسایی برتن نموده درحالی که هیچ شب وروزی بازهد نگذرانده ۰خ/۳۲ )
دسته سوم: کسانی ان لباس زهدپوشندتادرپوشش زهد افراد استحمار کرده تابدون زحمت آنان رااستثمار کنند،به عبارت دیگر اینان طالب قدرت و ثروت اندوزی ولی راه رسیدن را لباس زهد می دانند (ومنهم من یطلب الدنیا بعمل الالاخره ،ولایطلب الاخره بعمل الدنیا : گروه دیگر به جای اینکه باعمل دنیا آخرت راطلب نمایند باآخرت (مانند نمازوروزه)دنیارا می جویند، تواضع نشان میدهد،کوتاه قدم بر میدارد ،دامن خودراجمع میکند،با ظاهری آراسته خودرا امین جامیزند وپرده پوشی خداراوسیله ارتکاب گناه قرار میدهد)
دسته چهارم: کسانی اند،قدرت تولیدثروت واز امکانات مالی برخوردارند ولی بردنیا سوارند و ذخارف دنیا آنان را گول نمی زندبلکه ازدنیا فانی آخرت باقی می سازند ،زهدرسول اعظم ازاین جنس است۰ بااین که تمام بیت المال در اختیار رش بودآن چنان زاهدانه زندگی می کردکه:
۱- امام باقر(ع) درتوصیف پیامبربه محمدبن مسلم می فرماید: «یامحمدلعک تری انه شبع من الخبز، ثلاثه ایام متوالیه ا،ان بعثه الله الی ان قبضمحمدشایدپیش فکر میکنی که پیامبردرتمام زمان بعثت تازمان رحلت سه روزپشت سرهم ازنان گندم سیر نشد؟:الکافی ،ح۸،ص۱۳۰)
۲- عمر می گوید: روزی به اتاق پیامبر (ص) رفتم، دیدم او بر بوریا خفته بود و بوریا بر پهلوی او رد انداخته بود و اندوخته خوراک پیامبر (ص) هم چیزی جز دو مشت جو و یک مشت تره نبود؛ گریهام گرفت. پیامبر (ص) فرمود: ای پسر خطاب چرا گریه میکنی؟ گفتم: چرا گریه نکنم تو برگزیده خدایی و این اندوخته غذایی توست در حالی که خسرو و قیصر غرق در میوه و نعمتهای فراوانند، فرمود: ای عمر خشنود نیستی که دنیا از آن ایشان و شآخرت از آن ما باشد؟ من هم پذیرفتم. طبقات الکبری ،ج۱ص۴۰۶)
۳- از انس بن مالک نقل است، فاطمه (س) قطعه نانی برای رسولخدا آورد، پیامبر (ص) فرمود: ای فاطمه این چیست؟ گفت: قرص نانی پختهام، دلم آرام نگرفت تا این قطعه را برای شما آوردم. فرمود: دخترم این اولین غذایی است که از سه روز پیش تاکنون به دهان پدرت رسیده است. باز از انس بن مالک است، هرگز در غذای روز یا شب پیامبر (ص) نان و گوشت با هم در سفره نبود؛ مگر در مهمانیها. طبقات الکبرای ج۱،ص۴۰۴))۴- باز از عایشه نقل است که میگفت: معمولا عبایی را دو لایه پهن میکردم؛ شبی پیامبر (ص) آمد و من آن عبا را چهار لایه کرده بودم، چون پیامبر (ص) دراز کشید، فرمود: ای عایشه امشب رختخواب من چه تغییری کرده است که چون هر شب نیست، گفتم: آن را چهار لایه کردم فرمود: به حال اول برگردان. طبقات ا لکبری ج۱،ص۱۰۵))
4-در روایت دیگری از عبدالله بن مسعود است که میگفت، پیامبر (ص) بر رو برروی حصیر خوابید که روی پوست ایشان اثر و نشانه انداخته بود؛ چون بیدار شد، من شروع به دست کشیدن به محل نشان حصیر کردم و گفتم چه میشود؛ اگر به ما اجازه فرمایی که روی این حصیر چیزی بگسترانیم تا از تاثیر آن محفوظ بمانی؟؟پیامبر (ص) فرمود: مرا با دنیا چه کار، مثل من و دنیا چون سواری است که زیر درختی سایه میگیرد و سپس به سرعت حرکت میکند و درخت را رها میکند:طبقات الکبری،ج۱،ص۳۶۳))
5- واقدی از عبدالله بن زید هذلی نقل کرده که میگفته است: من خانههای همسران رسولخدا را در آن موقع که به فرمان عمر بن عبدالعزیز ویران کردند، دیدم دیوار حیاطها از خشت خام بود و هر حیاط دارای حجرههایی از چوب و شاخ خرما بود که میان آنها را گل اندود کرده بودند، حتی در یک مورد که ام سلمه در نبود، پیامبر (ص) حجره خود را با خشت خام بنا کرد؛ چون رسولخدا برگشتند و متوجه شدند فرمودند: این چیست؟ ام سلمه گفت: ای رسولخدا خواستم از دید مردم محفوظ باشم، فرمودند، ای ام سلمه بدترین چیزی که اموال مسلمانان در آن راه خرج شود، ساختمان است.:طبقات الکبر،ج۱،ص۴۹۹))
در زمان ولید بن عبدالملک و به دستور وی حجرههای همسران رسولخدا ضمیمه مسجد شد، سعید بن مسیب گفت: به خدا سوگند دوست میداشتم که آن حجرهها را به همان حال نگه میداشتند، تا آنکه مردم مدینه و هر کس به آنجا میآید، ببیند رسولخدا در زندگی خود به چه مقدار کفایت میکرد و موجب شود که مردم از مالاندوزی و فخرفروشی دست بردارند و به زهد رو آورند. :طبقات الکبری،ج۱ص۴۹۹)) سرعت حرکت میکند و درخت را رها میکند:طبقات الکبرا،ج۱،ص۳۶۳))
6- ميرمؤمنان علی (ع) در(خطبه،۱۶۰،نهج البلاغه)به تشريح زهد می پردازد و توضيح می دهد كه: «پيامبر از دنيا چندان نخورد كه دهان را پر كند و به دنيا با گوشه چشمش نگريست. دو پهلويش از تمام مردم فرو رفته تر و شكمش از همه خالی تر بود. دنيا را به آن حضرت عرضه كردند، اما نپذيرفت و هر چه را كه احساس می كرد خدا دشمن می دارد، آن را دشمن می دانست. » امام در ادامه گفتار خويش به ساده زيستی و بی تكلف بودن پيامبر اكرم (ص) پرداخته، می فرمايد: «ولقد كان صلی الله عليه و آله ياكل علی الارض ويجلس جلسة العبد ويخصف بيده نعله ويرقع بيده ثوبه ويركب الحمار العاری ويردف خلفه ويكون الستر علی باب بيته فتكون فيه التصاوير فيقول: يا فلانة لاحدی ازواجه غيبيه عنی فانی اذا نظرت اليه ذكرت الدنيا وزخارفها; (رسول گرامی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله همواره بر روی زمين غذا می خورد و همانند بندگان می نشست و با دست خود كفشش را وصله می زد و لباس خود را می دوخت و بر الاغ برهنه و بی تجهيزات سوار می شد و شخص ديگری را نيز به همراه خود سوار می كرد(روزی متوجه شد كه) پرده ای بر در خانه اش آويخته شده خود سوار می كرد. (روزی متوجه شد كه) پرده ای بر در خانه اش آويخته شده كه نقش و نگار و تصوير داشت، به يكی از همسرانش فرمود: اين پرده را از برابر چشمانم دور كن كه هر گاه نگاهم به آن می افتد، به ياد دنيا و زينتها می افتد:فتح الباری، ج۵،ص۲۲۸))
نکته سوم: فلسفه عملی زندگی زاهدانه وبی رغبتی اولیا الهی نسبت به ذخارف دنیا برپایه تحلیل استاد شهید مطهری(ره)درپنج چیز است
۱-ایثار: اسلام برای چندین هدف قبول می كند كه انسان در دنیا زاهد باشد، یعنی از لذتهای حلال چشم بپوشد. انسان در شرایطی قرار می گیرد كه در آن، انسانهای دیگر مثل او یا بیشتر از او احتیاج دارند. در اینجا انسان چه می كند؟ ایثار می كند، جود و بخشش می كند، لذتی را كه برای خودش حلال و جایز است به دیگری می دهد، نمی خورد تا به دیگران بخوراند. نه اینكه نمی خورد و دور می ریزد تا در آخرت به او بدهند بخورد! اگر چنین كند آنجا به او می گویند كار احمقانه ای كرده ای كه دور ریختی به خیال اینكه اینجا بدهیم به تو بخوری. نمی پوشد برای اینكه بپوشاند. آسایش نمی كند برای اینكه بتواند دیگران را در آسایش وارد كند. لذت نمی برد برای اینكه به دیگران لذت برساند. این ایثار است، یكی از عالیترین و باشكوه ترین شئون و خصائص انسانی است، یكی از انسانی ترین كارهای بشر است، زهد است ولی زهد انسانی، زهد صحیح، زهد عالی. این آن زهدی است كه علیّ بن ابی طالب دارد.
نمی خورد ولی دور نمی ریزد. زحمت می كشد، به دست می آورد، ولی نمی خورد برای اینكه بخوراند، نمی پوشد برای اینكه دیگران را بپوشاند. وَ یُطْعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً. اِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لانُریدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكورا (دهر، ایه ۸-۹)
آیا اسلام این جور زهد و اعراض از لذت دنیا را می پذیرد؟ این گونه اعراض را كه هدف انسانی و معقول دارد می پذیرد؟ البته می پذیرد.اصلاً كدام عقل و دل است كه این گونه زهد را بفهمد و نپذیرد؟اگردینی چنین زهدی را توصیه نکندآن دین نیست. اگر یك مكتب اخلاقی چنین زهدی را توصیه نكند، آن مكتب از مفاهیم عالی انسانی باخبر نیست، از انسانیت چیزی نمی فهمد.
این یكی از هدفها و فلسفه های زهد است، زهدی كه عقل و وجدان آن را می پذیرد. اسلام به این گونه زهد توصیه كرده است. قرآن درباره ی عده ای از اصحاب پیغمبر، انصار و مؤمنینی كه در مدینه بودند می فرماید: وَ یُؤْثِرونَ عَلی اَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ (حشر،ایه ۹) ولو اینكه خودشان در سختی و مشقت بسر می برند ولی برادران مسلمان خودشان را بر خودشان مقدّم می دارند، آنها را بر خودشان ترجیح می دهند.
زین العابدین علیه السلام روزه می گرفت و دستور می داد غذایی برای خودش آماده می كردند و معمولاً دستور می داد غذایی از گوشت باشد مانند آبگوشتهایی كه ما می پزیم. وقت افطار كه می شد خودش می آمد سر دیگ غذا، دستور می داد ببرند برای فقرا و ضعفا و بیچارگان. در آخر كار یك كاسه به اندازه ی خوراك یك نفر برای شخص خودش نگاه می داشت. البته از نظر اسلام عائله را قبل از خود و بیگانگان باید غذا داد. و چه بسیار اتفاق می افتاد كه آن آخر كار كه برای خودش یك كاسه باقی مانده بود فقیری می رسید و آن را هم به فقیر می داد. این را می گویند زهد و یك عمل شكوهمند و انسانی.
این یك فلسفه ی زهد است. اسلام این نوع زهد را كه نه معنی آن تحمل محرومیت بی منطق است كه دور بریزیم تا در آخرت لذت بدهند- كه لذت هم نخواهند داد- یا قلمرو دنیا را از قلمرو آخرت جدا كنیم، تأیید می كند.
2-همدردی: در زهد اسلامی، زاهد زهد می ورزد كه ایثار كرده باشد، زهد می ورزد كه همدردی كرده باشد. همدردی یكی دیگر از اهداف زهد اسلامی است. یك انسان در مقامی كه برایش مقدور است باید ایثار كند، ولی گاهی كار به جایی می رسد كه از ایثار هم كاری ساخته نیست. در شرایطی زندگی می كند كه مردم بینوا آنقدر زیاد و فراوانند كه او نمی تواند با دادن لباسی كه می پوشد، آنها را بپوشاند، یا با دادن غذای خود، آنها را سیر كند و یا با بخشیدن پولی كه در جیب خودش دارد آنها را متمكّن كند. از اینها گذشته است. جامعه ای است فقیر و مفلوك و بیچاره كه در گوشه های مملكت، مردم نان جو هم گیرشان نمی آید. یك وقتی می گفتند در سیستان بچه ها را روزها مثل حیوان در صحرا رها می كنند تا علف بخورند. از یك نفر كه در چنین جامعه ای است چه كاری ساخته است؟ تنها یك كار ساخته است: همدردی كردن. فقط می تواند بگوید حالا كه برادرانم ندارند بخورند، من چرا بخورم؟ حالا كه برادرانم ندارند بپوشند، من چرا لباس فاخر بپوشم؟ به عبارت دیگر حالا كه قادر نیست كمك مادی كند و دیگران را از فقر و مسكنت برهاند، با همدردی كردن كمك روحی به آنها می رساند. همین مقدار كه می توانم، به آنها كمك روحی می كنم نه كمك جسمی.ایثار كمك مادی است باز در كلمات علی(ع) كه اول زاهد جهان است این فلسفه را می بینیم كه علی(ع)زاهدِ باهدف است. او مخصوصاً وظیفه ی پیشوایان امّت می داند كه با دیگران حداقل همدردی كنند؛ یعنی اگر نمی توانند به آنها كمك مادی كنند، كمك روحی بكنند. چون چشم ضعیفان به پیشوایان امّت است.علی(ع) می گفت من نمی خورم تا همین مقدار بتوانم به روح ضعفای امّت خودم كمك كنم و بگویم اگر شما ندارید بخورید من هم كه دارم، می خورم تا مثل شما باشم.
3-آزادی و آزادگی: فلسفه ی سوم زهد، آزادی و آزادگی است. قرآن هرگز لذت حلال را بر بپشر حرام نكرده است. قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اَللّهِ اَلَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ اَلطَّیِّباتِ مِنَ اَلرِّزْقِ :اعراف ،ایه،۳۲). قرآن هرگز نمی گوید از لذتی هم كه از راه مشروع به دست می آید استفاده نكن كه به آخرت برسی. ولی در عین حال مطلب دیگری هست و آن اینكه: بشرهایی كه آرزو دارند آزاد زندگی كنند و به آزادی علاقه مندند، همیشه كوشش می كنند زنجیرها را تا حدودی كه ممكن است از دست و پای خودشان برگیرند.
4-هماهنگی با اقتضای زمان: آن زهدی است كه به اقتضای زمان است. زمانها فرق می كنند؛ در یك زمان برای انسان وظیفه است كه زاهدانه زندگی كند و در یك زمان دیگر نه. مثال: ما اگر در زندگی پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و حضرت امیر علیه السلام مطالعه كنیم می بینیم زندگی آنها با زندگی ائمه ی بعد مثلاً امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام اندكی تفاوت دارد؛ یعنی زندگی پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام ساده تر و زاهدانه تر است از زندگی مثلاً امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام و امام موسی بن جعفر علیه السلام و امام رضا علیه السلام و حتی از زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام.این تفاوت از كجاست؟ با بیاناتی كه قبلاً ایراد كردم جواب مطلب واضح است، ولی امام صادق علیه السلام صریحاً جواب داده اند.
یكی از متصوّفه ی زمان امام صادق علیه السلام- یعنی نیمه ی اول قرن دوم- آمد خدمت ایشان و دید امام یك جامه ی زیبا و ظریف به تن كرده اند. گفت: یا ابنَ رسولِ اللّه! شما چرا باید چنین لباس عالی و فاخری بپوشید؟ ! فرمود: بیا بنشین گوش كن تا جوابت را بدهم. یك وقت هست كه واقعاً اشتباه كرده ای و یك وقت هست می فهمی ولی می خواهی عوامفریبی كنی. اگر نمی خواهی عوامفریبی كنی بیا تا با تو صحبت كنم. حضرت با او صحبتهایی كردند و او نتوانست جواب دهد. رفت و بعد با رفقایش دسته جمعی آمدند. (داستان خیلی مفصل است. می خواهم یكی از نكاتی را كه در این داستان هست عرض كنم. ) امام به این جمع كه آمده بودند و معترض بودند كه چرا شما لباس فاخر پوشیده اید فرمودند: ممكن است شما این جور فكر كنید كه اگر لباس فاخر پوشیدن خوب است چرا پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام نمی پوشیدند و اگر بد است چرا تو می پوشی؟ آنها گفتند بلی ما همین را می گوییم. حضرت فرمودند: شما شرایط زمان را درك نمی كنید. از نظر اسلام لباس فاخر پوشیدن گناه نیست. از نظر اسلام خدا نعمتهای دنیا را برای استفاده ی بشر خلق كرده است. خدا این نعمتها را خلق نكرده است كه ما آنها را دور بریزیم؛ خلق كرده كه ما از این نعمتها استفاده كنیم. ولی گاهی شرایط ایجاب می كند كه ما به خاطر فلسفه ی خاصی از نعمتهای دنیا صرف نظر كنیم. یكی از آن فلسفه ها این است كه در یك زمان ممكن است شرایط زندگی عموم مردم سخت و مشكل باشد، به اصطلاح در جامعه ای باشیم كه وضع اقتصادی آن خوب نیست. اگر ما در چنین جامعه ای قرار بگیریم، چنانچه امكانات شخصی ما هم اجازه بدهد كه از یك زندگی عالی بهره مند شویم نباید بهره مند شویم برای اینكه اگر بهره مند شویم با برادران خود و انسانهای دیگر همدردی و همدلی نكرده ایم. ولی یك وقت در شرایطی زندگی می كنیم كه وضع عموم مردم خوب است. در چنین وقتی دلیل ندارد که ازلباس فاخر استفاده نکنیم:سیری در نهج البلاغه، ص))
منبع: ((تحلیل چهارده سیره کاربردی و عملی رسولالله صل الله علیه و آله))/ سید محمدتقی قادری»
نظر دهید » 
آداب حضور: حرم مطهر امام علیرضا (ع) مبین علما و عرفاء کی زیارتی سیرت، نویسنده: مسلم گریوانی؛ مترجم: سیدعقیل حیدرزیدی، آستان قدس رضوی

آهوهای صحن آزادی: مجموعه گفتارمتنهای رضوی: درد دلهایی ناتمام با «امام رضا (ع)»، نویسنده: سیدمحمد ساداتاخوی؛ ویراستار: زهرا صنوبری، به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی)
آئین برنامهسازی درباره زندگی امام رضا (ع): نویسنده: محمد رضایی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی.
آئینه مهر (نگاهی به القاب امام علی بن موسیالرضا (ع)): نویسنده: محسن رجبی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
احادیث کاشیهای زرینفام حرم مطهر امام رضا (ع): نویسنده: عبدالله قوچانی؛ ویراستار: سیدمحمدرضا رضاپور؛ ویراستار: سیدمحسن ناجینصرآبادی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، آستان قدس رضوی، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد
ادب الحضور: سیره العلماء الکرام فی زیاره الامام علی بن موسی الرضا (ع)، نویسنده: مسلم گریوانی؛ مترجم: کمال سید؛ مصحح: ناصر نجفی، آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات
ادیان از نگاه امام رضا (ع): نویسنده: محمد نجاریسهلآباد، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی خاتم
نظر دهید » 
یکی از مسائل مهم در اسلام که تأکید فراوانی روی اون شده است اخلاق است اخلاق از جمله اموری است که اسلام تأکید فراوانی روی این مسئله کرده است و خواسته است مسلمان ها دارای خُلقِ نیکو باشند پیغمبرخدا…

خلق نیکو
رُوِیَ اَنَّهُ سُئِلَ عَنِ عَلِیٍّ ابنِ مُو سَی الرِّضا عَلَیهماِ السَّلامُ عَن خِیارِ العِبادِ، َ«اَلَّذینَ اِذا اَحسَنُوا أَستَبشَروُا وَ اِذا اَسائُوا اِستَغفَروُا وَ اِذا اُعطوُا شَکَروُا وَ اِذَا ابتَلَوا صَبَرُوا وَ اِذا غَضِبُوا عَفَوا».(مسند الامام الرضا علیه السلام ، ج 1 ص 284)
یکی از مسائل مهم در اسلام که تأکید فراوانی روی اون شده است اخلاق است اخلاق از جمله اموری است که اسلام تأکید فراوانی روی این مسئله کرده است و خواسته است مسلمان ها دارای خُلقِ نیکو باشند پیغمبرخدا در یک بیانی فرمودند: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ (مستدرک الوسائل ج11 ص 187 )من مبعوث شدم تا اخلاق پسندیده و اخلاق خوب را تمام بکنم یا در یک حدیث دیگری فرمود: عَلَیْکُم بِمَکارِمِ الأخْلاقِ فَإنَّ اللهَ فَإنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَنِی بِهَا؛ (ألامالی( طوسی)، ص۴۷۸؛ و طوسی همچنین در الامالی، ص۵۹۶) بر شما باد به اخلاق پسندیده و پروردگار من امر کرده است من را به اون اخلاق پسندیده از نظر اهمیت اخلاق در اسلام شاید مرتبة دوم و سوم یا سوم را داشته باشد اول اصول اعتقادات ابتدا بایستی انسان از نظر عقائد و اون باورها خودش را اصلاح کند اون باورهاست که زمینة اخلاق پسندیده را در انسان به وجود می آورد اگر انسان باور به خدا و قیامت داشته باشد خلق خوبی خواهد داشت امانتدار است متعهد است خیانت نمی کند دروغ نمی گوید کار خیر انجام می دهد اون باورهاست که زمینة اخلاق پسندیده و کارهای خوب را در انسان فراهم می کند پس اولین مسئله باورهاست بعد از اون باورها اخلاق است شما در آیات قرآن کریم مکرر ملاحظه می کنید مسئلة تزکیه را به شکل های مختلفی قرآن مجید مسئلة تزکیه را مطرح کرده خدای متعال انبیاء را فرستاد هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ؛ (جمعه: 2)
تزکیه جایگاه والایی دارد جایگاه رفیعی دارد تزکیه در انسان از رسول خدا سؤال شد روز قیامت چه کسی به شما نزدیک تر است روز قیامت که هر کسی از کس دیگر فرار می کند روز قیامت روزی است که لِکلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ؛ (عبس: 37) قیامت روزی است که هر کسی به فکر گرفتاری خودش است هر کس به این فکر است که خودش را نجات بدهد نجات خودش او را مشغول کرده اما برخی از افراد فردای قیامت به رسول خدا نزدیک است سؤال شد از پیامبر روز قیامت چه کسی به شما نزدیک تر از دیگران است فرمودند: أَقْرَبُكُمْ مِنِّي غَداً فِي الْمَوْقِفِ أَصْدَقُكُمْ لِلْحَدِيثِ وَ آدَاكُمْ لِلْأَمَانَةِ وَ أَوْفَاكُمْ بِالْعَهْدِ وَ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ أَقْرَبُكُمْ مِنَ النَّاس؛ (تحف العقول ص46، شبیه این حدیث در بحارالأنوار(ط ـ بیروت) ج72، ص94، ح12) نزدیک ترین شما فردای قیامت به من اون کسی است که خلق خوبی داشته باشه اخلاق پسندیده ای داشته باشه همان طوری که خلق خوب در دنیا باعث می شود مردم به انسان اقبال می کند مردم با انسان انس می گیرند در قیامت هم همینطور هست امیرالمؤمنین(ع) در یک بیانی می فرماید: من لانَت كَلِمَتُهُ وَجَبَت مَحَبَّتُهُ؛ (تحف العقول: 91، غررالحكم: 7941، بحارالأنوار: 71 / 396 / 79؛ المناقب للخوارزمي: 368 / 385 وفيه «مودّته» بدل «محبّته») کسی که زبانش یک زبان نرمی شد خشن نشد برخوردش برخورد توأم با الفاظ خشن نبود لین بود با مردم نرم بود مردم مردم او را دوستش دارد وَجَبَت مَحَبَّتُهُ؛ می فرماید شبیه درخت درخت اگر تنة درخت نرم باشه شاخه های فراوانی می زنه انسان هم همینطور است اگر انسان نرم شد خشن نشد با نرمی با مردم صحبت کرد مردم به او اقبال می کنند مردم دوسش دارند به سراغش می آیند
نظر دهید » 
نوحه امام رضا علیه السلام (1)
یک ماه خون گرفته7
تسلیت تسلیت مـولاتی فـاطمه کشتـه شـد پسرت ثامنالائمه
پسرت عمری جگرش خون شد قتلگــاه او قصـــر مــأمــون شد
آه و واویلا (2)
زهر مأمون زده شعله بر جگرش سـر روی زانـوی نازنین پسـرش
بـسکــه زد نالــه از نفـس افتاد پیش چشمان پسرش جان داد
آه و واویلا (2)
زنهـای خـراسان مهر خود بخشیدند دنبـال تــابـوتش بـا نالـه دویدند
نــاله سـر داده گـــریهها کردند شـهر مشهـــد را کــربلا کردند
آه و واویلا (2)
گر رضا جگرش پاره شد از جفا ســـر او را کسـی نبــرید از قفا
بــــــدنـش مثــــل ورق قــــرآن نشــــده پـــــامـال سم اسبان
آه و واویلا (2)
تن پـاک رضـا پـر ستـاره نشد مثل جدش حسین پارهپاره نشد
خیــزرانش کـس نــزد بــر لب الامـــــــــان ای وای از دل زینــب
آه و واویلا (2)
سربه روی زمین دل به فکرحسین آخرین نفسش بـوده ذکرحسین
تــــا دم آخـــر بــــــا فغــــــان و آه گـــــریه کـــرده بــر ابـی عبدالله
آه و واویلا (2)
نظر دهید » 
یکی از سیره نبوی که امروز جامعه و وحکمرانان آنان در نظام جمهوری اسلامی سخت نیازمند به آن هستند ومی بایست این سیره راالگو خود قرار دهند تاجامعه سالم شود ((قانون گرایی ونفوذ ناپذیری )) درجهت حفظ وحراست در حق الناس است تحلیل همه جانبه این سیره نبوی مبتنی بر بیان دو نکته است؛

۱- هر چند ((حق الله)) و((حق الناس)) هردو حق اند ومردم مکلف وموظف به رعایت هردو حق اند ولی اگرمکلف نسبت به ((حق الله)) همچون نماز، روزه، حج از سر تقصیر یاقصور کوتاهی کند ولی از کوتاهی عمل خود حقیقه توبه کند ممکن است مورد مغفرت حضرت حق قرار بگیرد ولی نسبت به حق الناس این چنین نیست مگر اینکه ازکسی که حقش توسط وی تضییع شده است کسب رضایت کند از همین رو امام علی (ع) فرمود:((جعل الله حقوق عباده مقدمه علی حقوقه فمن قام بحقوق عبادالله مقدمه علی حقوقه کان ذالک مودیا الی القیام بحقو ق الله :(غررالحکم آمدی ،ص ۴۸۰):خداوند بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده وکسی که حقوق بندگانش را رعایت کند ،حقوق الهی را نیزرعابت خواهد کرد)
۲- (حقالناس)که ازچنین منزلت ومرتبه ای بر خوردار است سه صورت دارد که رعایت هرکدام نسبت به دیگر ی سخت تر ودشوارتر است.
(صورت نخست حق الناس (عرض و ابروی ) افراد و اشخاص است که هیچ کس حق ندارد،با تهمت،افشاگری،شبیه سازی،غیبت به آبرو وحیثیت دیگران آسیب برساند ،چراکه آبروی هرکس اعتبار وحیثیت اوست واگر این اعتبار وحیثیت لطمه بخورد قابل باز گشت نخواهد بود واعتبار وابروی از دست رفته را نمی توان به صاحبش بر گر داند ازهمین رو خداوند کسانی که چنین جسارتی از خود نشان می دهند (لعن)دردنیا و(عذاب)در آخرت را برا یشان مقرر کرده است وفرمود : (ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المو منات لعنوا فی الدنیا والاخره ولهم عذاب عظیم:نور,آیه/۲۳):کسانی که زنان پاکدامن وبی خبر(ازهرگونه الودگی) ومؤمن رامتهم می سازند،در دنیا واخرت ذواز رحمت الهی بدورند وعذاب بزرگی برای انها است) و نیز رسول(ص) فرمود:(کل المسلم علی المسلم حرام دمه وعرضه وماله :حق مسلمان بر مسلمان دیگر انست که خون وابرو ومالش بروی حرام است :صحیح مسلم ،ج،ا ص۶۶)
و امام صادق (ع) فرمود: (فان من کسرمومنا فعلیه جبره :بحار : ج/۶ ص ۲۹)هر کسی که ابروی مومنی را بریزد باید ان را برگرداند)
صورت دوم ازحق الناس (حق مالی ) است،یعنی تجاوزبه حقوق مالی دیگران وکسب ثروت ازراه: ((ربا،کم فرو ، گران فروش، اهتکار، سرقت،ظلم ،اکراه) وهرراه دیگر که شرعا حرام است و نسبت به صاحب ان مال ضامن خواهد بود از همین رو نه تنها در قرآن کریم ازکسب چنین درآمدی نهی شده وامده است:(( یا ایهالذین امنوا لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل :نسا/۲۹ )بلکه گناهی است خداوند آن را نمی بخشد چرا که امام علی علیهالسلام فر مودند: (واما الظلم الذی لایترک فظلم العباد بعضهم بعضاً: نهجالبلاغه/خ۱۷۶) :واماستمی که خدا ان رانمی بخشد ستمی است که بعضی از بندگان خدا به هم می کنند) و امام صادق (ع) فرمود:(اول قطره من دم الشهید کفاره لذنوبه الا الدین فان کفارته قضایه، من لا یحضر،ج۳/ ۱۸۳): اولین قطره خونی که ازشهید به زمین می ریزد کفاره گناها نش می شودمگر بدهکاری که دارکه باید پرداخت شود)
سیره نبوی نسبت به حق الناس به ویژه (آبرو) وهمچنین ( بیت المال) ان چنان سخت گیرانه بود که:
اولا؛ رسول الله (ص) نسبت به حراست وصیانت ازبیت المال نفوذ ناپذیر وبه هیچ وجه تحت تاثیر احساسات اطرافیان قرارنمی گرفت ، شاهد روشن وتکان دهنده ان شان نزول ایه(۲۸-۲۹) ممتحنه است که زنان پیامبر به دلیل پیروزی مسلمین درجنگ و وارد شدن غنایم برخزینه نظام اسلامی ازپیامبر (ص)می خواستنداز آن غنایم در اختیار آنان قرار بگیرد پیامبر نخست ۲۹روز ازانها فاصله گرفت وبه مشربه ام ابراهیم خارج ازمدینه رفت و هنگامی که بر گشت به آنان فرمود: اگر زندگی راحتی رامی طلبید طلاق بگیرید واگر می خواهید با من زندگی کنید همین زندگی ساده ای است که دارم ولی به دلیل رفا شما دست به بیتالمال نخواهم برد:تفسیر نمونه/ج۱۷/ ۲۷۷))
ثانیا؛ اگر دستی به بیتالمال برده می شد با صلابت وقاطعیت با آن بر خورد می کردو هیچ واسطه گری رانمی پذیرفت چراکه صیانت ا ز حق الناس به ویژه بیت المال برای آن حضرت غیر قابل عبور بود از همین روست که عایشه روایت میکند ؛((زنی ازقبیله بنی مخزوم جنس عاریه ای گرفت وبهای آن رانمی پرداخت ۰پیامبر دستور قطع کردن دست آن زن راادد، اقوام وی نزد اسامه بن زید رفتند که اوواسطه شودواوبارسول خدا(ص) درمیان گذاشت حضرت فرمود :ازاین سخن ها مگو !مبادا در باره حدی از حدود شفاعت کنی ۰۰۰به آن کس که جان محمد در دست اوست سوگند اگر دخترم فاطمه چنین کر ده بود دست اورا قطع می کردم وسپس دست آن زن را قطع کرد:صحیح مسلم:ج اا،ص ۱۸۶))
ثالثا؛ حراست وصیانت از (عرض ،ابرو، شخصیت )مسلمان از جدی ترین سیره های نبوی است که نیاز به نگارش رساله مسقلی دارد ولی همین بس که می فرمود: : اِنَّ حُرمَهًْ عِرض المُؤمِنِ كَحُرمَه دمِهِ و مالِهِ؛ حرمتِ حيثيت و آبروي مؤمن همانند حرمتِ جان و مال او است.(لئالي الاخبار، ج ۵،۴، ص ۶۳) و همچنین پيامبر گرامي اسلام(ص) میفرماید: مَن مَشي في عَيبِ اَخيهِ و كَشْفِ عَورَتِهِ كانَت اوّلُ خُطوَةٍ خَطاها وَضَعَها فيجَهَنّم! وَ كَشَف اللهُ عَوَرَتَهُ عُلي رُؤوسِ الخَلائِقِ؛ هر كس براي عيبجويي و فاش كردن اسرار برادر دينياش قدم بردارد اولين قدم او ورود به جهنم خواهد بود! و خداوند اسرار و عيوب او را نزد همة خلايق فاش و علني خواهد کرد. (همان)
در ادامه همین سیره رسول خدا(ص) است که ایمه علیهم السلام نیز به شدت از عرض وابروی اشخاص حراست می کردند از همین رو روایت شده است: (امام علی (ع) مقدار پنج وسق (حدود پنج بار) خرما برای مردی فرستاد. آن مرد شخصی آبرومند بود و از كسی تقاضای كمك نمی كرد، شخصی در آنجا بود به علی( ع)گفت: «آن مرد كه تقاضای كمك نكرد، چرا برای او خرما فرستادی؟ به علاوه یك وسق برای او كافی بود.» علی(ع) به او فرمود: «خداوند امثال تو را در جامعه ما زیاد نكند، من میدهم، تو بخل میورزی، اگر من آنچه را كه مورد حاجت او است، پس از سوال او به او بدهم، چیزی به او ندادهام، بلكه قیمت آبرویی را كه به من داده، به او دادهام. زیرا اگر صبر كنم تا او سوال كند، در حقیقت او را وادار كردهام كه آبرویش را به من بدهد، آن رویی را كه در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من، به خاك میسایید.:وسایل ج۲ص۱۱۸،.)
و نیز درباره امام حسین (ع)روایت شده است:
(مردی از مسلمانان مدینه به شخصی بدهكار شد و نتوانست قرض خود را ادا كند، از طرفی طلبكار اصرار داشت كه او قرضش را بپردازد، آن مرد برای چارهجویی به حضور امام حسین (ع) آمد. هنوز سخنی نگفته بود كه امام حسین(ع) دریافت او برای حاجتی آمده است. برای اینكه آبروی او حفظ شود، به او فرمود: «آبروی خود را از سوال و درخواست رویاروی و مستقیم نگهدار، نیاز خود را در نامهای بنویس كه به خواست خدا آنچه تو را شاد كند، به تو خواهم داد.)
او در نامهای نوشت: (ای ابا عبدالله! فلان كس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دارد كه طلبش را بگیرد، لطفا با او صحبت كن تا وقتی كه پولدار شوم، به من مهلت دهد.»
امام حسین (ع) پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و كیسهای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: «با پانصد دینار این پول، بدهكاری خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، به زندگی خود سرو سامان بده و جز به نزد سه نفر به هیچ كس حاجت خود را مگو: «1- مومن و دین دار؛ كه دین نگهبان او است 2- جوانمرد؛ كه به خاطر جوانمردی حیا میكند. 3- صاحب اصالت خانوادگی؛ كه میداند تو به خاطر نیازت، دوست نداری آبروی خود را از دست بدهی، او شخصیت تو را حفظ میكند و حاجتت را روا میسازد. تحف العقول،ص۲۵۱)
صورت سوم از حق الناس (حق جانی وبدنی ) است ۰یعنی آسیب رساندن به جان وبدن دیگران ازقبیل ضرب،جرح یا مسموم کردن،ویا ترساندن وهر آنچه که موجب اذیت و ازار عصبی و روانی دیگران شود که درفقه اسلامی برای آن مجازاتی چون قصاص و دیه لحاظ شده است وار نظر اخروی همین بس که امام علی(ع) فرمودند که حق تعالی فرمود:(به عزت وجلالم سوگند،ازستم هیچ ستمگری نخواهم گذشت گرچه به اندازه دست بر دست زدنی یا فشار دادن دستی ازروی ستم باشد: المحاسن :ج٬۱ص)
البته بین (حق مالی ) ازبیت المال و(حق ما لی فردی) ازنظر حق الناس بودن هیچ تفا وتی وجود ندارد ولی پیچیدگی دربیت المال این است که صاحبان حق همه مردم اند نه شخص یا گروه ؛به همین دلیل اگر کسی در بیت المال تصرف کند بدهکار ه همه مردم است،در این صورت امکان رضایتااز همه مردم با چه پیچیدگی روبرو می شود از همین رورسول خدا (ص) فر مود:(پنچ گروه مورد لعن هر پیامبر مستجاب الدعوه اند:کسی که بر کتاب خدا بیفزاید ،انکه سنت مرا ترک کند،کسی که قدرالهی را تکذیب کند،انکه حلال شمرد از عترت من چیزی که خدارا حرام کرده است وکسی که اموال عمومی را به خود اختصاص می دهد وان رابر ای خویش حلال شمرد. کافی،ج۵،ص 74)
منبع:((تحلیل چهارده سیره کاربردی و عملی رسولالله صل الله علیه و آله))/ سید محمدتقی قادری»
نظر دهید » 
نوحه رحلت پیامبر اکرم در روز 28 صفر برای کسانی که می خواهند در عزاداری ها شرکت کنند مناسب است متن نوحه های رحلت پیامبر (ص) برای مداحی وزیباترین متن نوحه رحلت حضرت محمد (ص)

♣ ♣ ♣
متن نوحه های رحلت پیامبر
ندارم به سر، سایه پدر
موضوع: نوحه رحلت پیامبر
سبک: ولادتی
قالب: آهنگین
شاعر: ناشناس
منبع: بانک جامع اشعار مداحان
دیدی، رخت عزا شد بر تنمای دلبرم
گشتم، یتیمه و خاک غمش شد بر سرم
علی علی علی علی
ندارم به سر، سایه پدر
صد واویلتا صد واویلتا (۲)
❆❆❆❆❆❆❆❆
دل شد، در ماتمش پر از داغ و درد و محن
مولا، تنها نما پیکرش را غسل و کفن
علی علی علی علی
هستند پیش من، حسین و حسن
صد واویلتا (۲)
❆❆❆❆❆❆❆❆
جز غم، که از وفا به خانه ما سر زده؟
بهر، یاری ما دیگر کسی نیامده
علی علی علی علی
اهل کینه اند، در سقیفه اند
صد واویلتا (۲)
❆❆❆❆❆❆❆❆
اسم، فرزند آخر من را او بر گزید
اما، سوزد دلم که عاقبت رویش ندید
علی علی علی علی
رفت از این جهان، آن خلد آشیان
صد واویلتا (۲)
نظر دهید »