
تقدیم به غیورمردانی که رفتند

تا نام حسین همیشه نقش بر لبانمان داشته باشد.
ای شهیدان!
مدتهاست که بر تن تبدار کویرمان باران شادی نمی بارد،
مدتهاست که ما را به صحنه تقلید و تجمل و مصرف گرایی کشانده اند
مدتهاست که دیگر نمی گذارند در کوچه های شهر
کسی شعر سحر بخواند،
روبهان مشرک در هر کوی و برزن در کمین هستند
تا کسی اذان توحید سر ندهد، به همین خاطر
کسی را یارای اذان گفتن نیست.
آری این ما هستیم که تنور گرم زندگیمان از سرما،
جور و جهل مردمان زمان خاموش است. این ما هستیم
که رخسارمان در آتش رنج و اسارت سوخته و بر پیشانی
مان خاکستر سالها درد و مظلومیت نشسته است،
مدتهاست که از هجرت مجاهدانی می گذرد
که آوازشان در کوچه های هر ماتمکده
حماسه حسین (ع) را به یاد می آورد،
سالهاست از خروش پر توان شهیدانی می گذرد
که روز ها را روزه می گرفتند تا ظلمت شب را ازبین ببرند.
پس ببین ماندن چه دشوار و چه سخت است!
و خوشا به حال شما که اهل ماندن نبودید و مدام می رفتید.
نه ترس از جهنم و نه طمع بهشت هیچ کدام مشغولتان نمی کرد.
سر به رفتن سپرده بودید تا تن به ماندن ندهید، تا تن به بودن ندهید
نظر دهید » 
محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه می کشند..

نظر دهید » 
مسائل علمى در آن زمان
در فصول المهمة آمده است: آن حضرت را بدين لقب (باقر) مىخواندند زيرا علوم را مىشكافت و باز مىكرد.در صحاح آمده است: «تبقر، يعنى توسع در علم» .و در قاموس گفته شده است : محمد بن على بن حسين را باقر مىخواندند چون در علم تبحر داشت.در لسان العرب نيز ذكر شده است: آن حضرت را باقر مىخواندند چرا كه علم را مىشكافت و به اصل آن پى مىبرد و فروع علم را از آن استنباط مىكرد و دامنه علوم را مىشكافت و وسعت مىداد.ابن حجر در صواعق مىنويسد:
«او را باقر مىخواندند و اين كلمه از «بقر الارض» اخذ شده است، يعنى آنكه زمين را مىشكافد و مكنونات آن را آشكار مىكند.زيرا او نيز گنجينه هاى نهانى معارف و حقايق احكام و حكمتها و لطايف را كه جز از ديد كوته نظران و ناپاكان پنهان نبود، آشكار مىكرد.» از اين رو درباره وى گفته مىشد كه آن حضرت شكافنده علم و جامع آن و نيز آشكار كننده و بالا برنده علم و دانش است.در تذكرة الخواص نيز آمده است: او را باقر لقب داده بودند زيرا در اثر سجده هاى فراوان، پيشانىاش شكاف برداشته بود.برخى هم گويند چون آن حضرت از دانش بسيار برخوردار بود او را باقر مىخواندند.آنگاه به نقل سخن جوهرى در صحاح مىپردازد.
شيخ صدوق در علل الشرايع به نقل از عمرو بن شمر آورده است: از حابر جعفى پرسيدم چرا به امام پنجم، باقر مىگفتند؟ گفت: «چون علم را مىشكافت و اسرار آن را آشكار مىكرد» .در مناقب ابن شهر آشوب نوشته شده است: گفتهاند براى هيچ يك از فرزندان حسن و حسين (ع) اين اندازه از علوم، از قبيل تفسير و كلام و فتوا و احكام و حلال و حرام فراهم نشد كه براى امام باقر (ع) .محمد بن مسلم نقل كرده است كه از آن حضرت سى هزار حديث پرسش كردم.
كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 13
نويسنده: سيد محسن امين
ترجمه: على حجتى كرمانى
نظر دهید » << 1 ... 36 37 38 ...39 ...40 41 42 ...43 ...44 45 46 ... 57 >>