انديشه و تفكر

اساس تمام پيشرفتهاي مادي و معنوي بشر در طول تاريخ، انديشه و تفكر از يك طرف، و سعي و تلاش و عمل از طرف ديگر بوده است. اگر بشر قرن بيستم و بيست و يكم از نظر صنعتي و تكنولوژي به موفقيتهاي چشمگيري دست‌يافته، بر اثر انديشه و تلاش بوده است; چنان كه پيشرفتهاي معنوي جوامع و افراد نيز بر اثر بهره‌وري از توان عقل و تفكر و قدرت عمل و تلاش بوده است. پيامبران، امامان و بندگان صالح الهي همگي اهل فكر و تعقل بوده‌اند، در منزلت ابوذر امام صادق (عليه السلام) فرمود: «بيش‌ترين عبادت اباذر كه رحمت‌خدا بر او باد، انديشه و عبرت اندوزي بود» . قرآن اين كتاب الهي و آسماني براي انديشه و تفكر، ارزش والا و حياتي قائل است و زيباترين و رساترين سخنان را درباره ارزش دانش و تعقل، و دقت و تفقه بيان نموده است در قرآن بيش از هزار بار كلمه «علم» و مشتقات آن كه نشانه باروري انديشه است تكرار شده و افزون بر 17 آيه به طور صريح انسان را دعوت به تفكر نموده، بيش از 10 آيه با كلمه «انظروا; دقت كنيد» شروع شده است. بيش از پنجاه مورد كلمه عقل و مشتقات آن به كار رفته است و در چهار آيه نيز قاطعانه به تدبر در قرآن امر شده است . و همچنين از كلمه فقه و تفقه و امثال آن بهره جسته است . با توجه به اين اهميت انديشه و تفكر است كه امام حسن عسكري (عليه السلام) از شيعيان خويش انتظار دارد، كه اهل انديشه و تفكر باشند. لذا فرمود: «عليكم بالفكر فانه حياة قلب البصير و مفاتيح ابواب الحكمة ; بر شما باد به انديشيدن! پس به حقيقت، تفكر موجب حيات و زندگي دل آگاه و كليدهاي دربهاي حكمت است.  . انسانهايي كه با عقل انديشه نكنند و با چشم جانشان در ديدن حقايق دقت بخرج ندهند در روز قيامت نابينا محشور مي‌شوند. امام حسن عسكري (عليه السلام) اين حقيقت را با گوشزد كردن آيه‌اي از قرآن براي اسحاق بن اسماعيل نيشابوري در طي نامه‌اي چنين بيان مي‌كند: «اي اسحاق! خداوند بر تو و امثال تو از آن‌هايي كه مورد رحمت الهي قرار گرفته و همچون تو داراي بصيرت خدا دادي مي‌باشند، نعمت‌خويش را تمام كرده است… پس به يقين بدان اي اسحاق كه هركس از دنيا نابينا بيرون رود، در آخرت هم نابينا و گمراه خواهد بود. اي اسحاق! چشمها نابينا نمي‌شوند، بلكه دلهايي كه در سينه‌ها هستند نابينا مي‌شوند. (بر اثر انديشه نكردن) و اين سخن خداوند در كتاب متقن خويش است آنجا كه از زبان انسان ستم پيشه بيان مي‌كند : «پروردگارا چرا مرا نابينا محشور نمودي با اين كه داراي چشم بودم؟ (خداوند در جواب) مي‌فرمايد: همان گونه كه آيات ما براي تو آمد و تو آنها را فراموش كردي، امروز نيز تو فراموش خواهي شد.» . گاه امام حسن عسكري با گوشزد اين خطر كه عده‌اي در جامعه عبادت را منحصر در انجام نماز و خواندن نمازهاي مستحبي و گرفتن روزه‌هاي واجب و مستحب مي‌دانند، بدون آنكه در رمز و راز آن انديشه كنند و يا در زمان و اوضاع آن تعقل نمايند، جايگاه ويژه انديشه و تفكر را اينگونه بيان مي‌فرمايد: «ليست العبادة كثرة الصيام و الصلوة و انما العبادة كثرة التفكر في امر الله  ; عبادت به بسياري نماز و روزه نيست، همانا عبادت تفكر بسيار در امر خداوند است».


ايمان گرائي و سود رساني

فكر و انديشه، و يا تأمل و تدبر آنگاه ارزش حقيقي و عيني خويش را نشان مي‌دهد كه منجر به ايمان و عمل و تلاش شود وگرنه تفكري كه بدنبالش ايمان و عمل نباشد مطلوب و كارساز نيست. به همين جهت آن حضرت تأكيد فرمود كه شيعيان به دو خصلت توجه داشته باشند «خصلتان ليس فوقهما شي‌ء الايمان بالله، و نفع الاخوان  ; دو خصلت است كه برتر از آن چيزي نيست، ايمان به خداوند و فايده رساندن به برادران (ديني)».


به ياد خدا و قيامت‌بودن

ايمان برگرفته از انديشه بدنبال خود عمل و ياد خدا و همچنين انجام عبادت را در پي دارد، به همين جهت‌يكي ديگر از انتظارات حضرت عسكري (عليه السلام) از شيعيان اين است كه خداوند و قيامت و رسول را فراموش نكنند. چنان كه فرمود: «اكثروا ذكر الله و ذكر الموت و تلاوة القرآن و الصلاة علي النبي; زياد به ياد خدا و مرگ باشيد و همواره قرآن بخوانيد و بر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) (و آل او) درود بفرستيد . و هوشمندترين و زيركترين افراد كسي است كه به ياد بعد از مرگ باشد و وجدان خويش را براي رسيدگي به اعمال قاضي قرار دهد. 
حسابرسي اعمال و پاسخگويي وجدان

انتظار ديگري كه امام حسن (عليه السلام) از شيعيان دارد، رسيدگي به اعمال و داشتن محاسبه در هر شبانه روز، و پاسخگويي وجدان اخلاقي است. لازم است انسان در ابتداي هر روز نسبت به اعمال نيك و دوري از گناه با خود «مشارطه» و قرار دادي داشته باشد، و در طول روز مواظبت و «مراقبه» داشته باشد. و در پايان روز «محاسبه» و حسابرسي، و پاسخگويي به وجدان دروني خويش. آنهايي هم كه مسئوليت‌هاي اجتماعي دارند، در مقابل مردم و جامعه مسئولند كه بايد پاسخگو باشند، علاوه بر اين در مقابل خداوند متعال، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و وجدان خويش نيز بايد پاسخگو باشند. ممكن است عده‌اي زرنگي را در آن بدانند كه از حسابرسي، و پاسخگويي فرار كنند و به نوعي طفره روند، ولي بايد بدانند كه هرگز چنين رفتاري هوشمندي و زرنگي بحساب نمي‌آيد، در همين زمينه است كه حضرت عسكري (عليه السلام) خردمندانه مي‌فرمايد: «اكيس الكيسين من حاسب نفسه و عمل لما بعد الموت  ; زيركترين زيركان (و هوشمندترين افراد) كسي است كه به حساب نفس خويش پردازد (و پاسخگوي خدا و وجدان خويش باشد) و براي پس از مرگ خويش تلاش نمايد».
تقوا و پاكي، راستي و امانتداري

از مهم‌ترين و بارزترين ويژگي‌هاي مورد انتظار براي شيعيان و مؤمنان دو صفت نفساني تقوا و ورع است كه انسان را در مقابل انجام گناه و دوري از محرمات حفظ و تقويت مي‌كند، و در كنار آن دو، دو صفت والاي امانتداري و راستگويي است كه آنچنان اهميت دارد كه اساس نظم و انسجام و آرامش هر جامعه‌اي را مي‌توان با تقويت و ترويج اين اوصاف در ميان افراد جامعه پي‌ريزي نمود و مشكلات را حل و سعادت جوامع را تضمين نمود. امام حسن عسكري (عليه السلام) با تأكيد بر اوصاف فوق و برخي اوصاف ديگر خطاب به شيعيان خود مي‌فرمايد: «اوصيكم بتقوي الله و الورع في دينكم والاجتهاد لله و صدق الحديث و اداء الامانة الي من ائتمنكم من بر اوفاجر و طول السجود و حسن الجوار فبهذا جاء محمد (ص) صلوا في عشايرهم و اشهدوا جنائزهم وعودوا مرضاهم، و ادوا حقوقهم، فان الرجل منكم اذا ورع في دينه و صدق في حديثه و ادي الامانة و حسن خلقه مع الناس قيل هذا شيعي فيسرني ذلك; شما را سفارش مي‌كنم به تقواي الهي و ورع در دين خود و كوشش در راه خدا، راستگويي و رد امانت به هر كه به شما امانت سپرد - خوب يا بد - و طولاني بودن سجده و خوب همسايه داري; چرا كه محمد (ص) براي اين‌ها آمده است. در گروههاي آنها (مخالفان) نماز بخوانيد (يعني در نماز جماعت شركت كنيد) و در تشييع جنازه آنها حضور داشته باشيد و بيمارانشان را عيادت، و حقوق آنان را ادا نماييد، زيرا اگر مردي (و فردي) از شما در دين خود ورع داشت و در سخنش راست گفت و امانت را رد كرد و اخلاقش با مردم خوب بود گفته مي‌شود اين شيعه است. پس من از اين (گفته) شادمان مي‌شوم.» و در جاي ديگر فرمود: «المؤمن بركة علي المؤمن و حجة علي الكافر  ; مؤمن (و شيعه) بركتي براي مؤمن و (اتمام) حجتي براي كافر است.

عزت نفس و دوري از ذلت

انسان به عزت نفس و تكريم شخصيت بيش از همه چيز نيازمند است انسان مي‌تواند رنج گرسنگي و تشنگي را تحمل كند و با فقر و نداري بسازد اما تحقير شخصيت و آزردگي روح و روان و پايمال شدن عزت انسان بسادگي قابل رفع و جبران نيست، ممكن است تا پايان عمر انسان را آزار دهد، خداوند عزيز انسان را عزيز آفريده و هرگز به او اجازه تحقير ديگران و يا شخصيت خودش را نداده. امام صادق (عليه السلام) فرمود: «خداوند تمام امور مؤمن را به خود او واگذار نموده، ولي به او واگذار نكرده است (و اجازه نداده) كه ذليل باشد آيا سخن خدا را نشنيده‌اي كه مي‌فرمايد: «عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ولي منافقان نمي‌دانند، پس مؤمن هميشه عزيز است و ذليل نمي‌باشد»  . به همين جهت يكي از انتظارات مهم حضرت عسكري (عليه السلام) در دوران غيبت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) اين است كه شيعيان عزيز و با عزت باشند و هرگز خود را ذليل نكنند، در يكجا فرمود: «ما اقبح بالمؤمن ان تكون له رغبة تذله;  چه زشت است براي مؤمن (و شيعه) دل بستن به چيزي كه وي را خوار مي‌سازد». و در جاي ديگر دلسوزانه نصيحت نمود كه: «لا تمار فيذهب بهاؤك و لا تمازح فيحقر عليك; جدال و كشمكش مكن زيرا ارزش و شخصيت تو را از بين مي‌برد (و موجب خواري انسان مي‌شود) و شوخي (بيش از حد) مكن تا مردم به تو جرأت جسارت پيدا نكنند.»  . و گاه راهكارهاي رسيدن به عزت و دوري از ذلت را به شيعيان ارائه مي‌دهد و قاطعانه مي‌فرمايد: «ما ترك الحق عزيز الا ذل و لا اخذ به ذليل الا عز; هيچ عزيزي حق را رها نكرد مگر آنكه خوار و ذليل شد، و هيچ ذليل و خواري به حق عمل نكرد مگر آن كه عزيز گرديد» .

استواري بر دين و ولايت در دوران غيبت

آخرين انتظاري كه در اين سطور بدان اشاره مي‌شود، انتظار حضرت عسكري (عليه السلام) از شيعيان خويش است در دوران غيبت كبراي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، چرا كه يكي از دورانهاي بسيار سخت و طاقت فرسا كه صبر و استواري فراواني مي‌طلبد همين دوره است، انتظار آن حضرت اين است كه مردم و شيعيان دوران غيبت را تحمل كنند و از خود بردباري و استقامت به خرج دهند، و بر دين الهي و امامت و ولايت ثابت و استوار بمانند، و دائماً براي ظهور مهدي موعود (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دعا نمايند، چرا كه «و الله ليغيبن غيبة لاينجوا فيها من الهلكة الا من ثبته الله عزوجل بامامته و وفقه للدعاء بتعجيل فرجه; به خدا سوگند (حضرت مهدي) غيبت طولاني خواهد داشت كه نجات پيدا نكند در آن دوران مگر كساني كه خداوند عزيز و جليل بر قائل بودن (و اعتقاد) به امامت او استوارش نگهدارد، و توفيق دهد كه براي فرج آن حضرت دعا نمايد» ، سخن را با اشعاري به ياد آن سفر كرده به پايان مي‌بريم: فكر بلبل همه اين است كه گل شد يارش گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش اي كه از كوچه معشوقه ما مي‌گذري با خبر باش كه سر مي‌شكند ديوارش اگر از وسوسه نفس و هوا دور شوي به يقين ره ببري در حرم اسرارش آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست هركجا هست‌خدايا به سلامت دارش

منبع:
برخي انتظارات امام حسن عسكري (ع) ازشيعيان، جواد حسيني


موضوعات: رويدادهاي قمري
   یکشنبه 27 دی 1394نظر دهید »


امام حسن عسکری‌علیه السلام در کنار کارهای علمی، مجموعه‌هایی از تفسیر، روایات، معارف اسلامی و عقاید را تألیف نمودند، بعضی از این مجموعه‌ها به صورت نامه‌های طولانی بود که برای اشخاص می‌فرستاد، به علاوه روایات بسیار در ابواب فقه و سایر علوم اسلامی توسط افراد مختلف از ایشان نقل شده است.
علاّمه سید محسن امین پنج مجموعه را تحت عنوان تألیفات امام حسن عسکری‌علیه السلام ذکر نموده است:
الف: تفسیر معروف، منسوب به امام حسن عسکری‌علیه السلام
ب: نامه آن حضرت به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، مذکور در کتاب تُحف العقول
ج: مواعظ قصار، مذکور در تحف العقول
د: رسالة المنقبه، مشتمل بر اکثر احکام حلال و حرام
ه: مکاتبات الرجال

منبع:

سیری در زندگانی امام حسن عسکری علیه‌السلام، محمدحسین زارعی


موضوعات: رويدادهاي قمري
   یکشنبه 27 دی 1394نظر دهید »

 

امام حسن عسکری‌علیه السلام فرمودند: بنی امیه و بنی عباس به دو دلیل به قتل و کشتار ما اهل بیت‌علیهم السلام پرداختند.
1- آنها (بنی امیه و بنی عباس) خودشان می‌دانستند که خلافت حق آنها نیست؛ لذا می‌ترسیدند که ما ادعای خلافت کنیم و خلافت در جای (اصلی) خود مستقر شود.
2- آنها از طریق اخبار متواتر فهمیده بودند که حکومت جباران و ستمگران به دست قائم ما (امام مهدی‌علیه السلام) نابود خواهد شد و آنان شک نداشتند که خودشان از جباران و ستمگران هستند؛ از این جهت در کشتار اهل بیت رسول خداعلیهم السلام و نابود کردن نسل ایشان کوشیدند تا بلکه با این کار، مانعِ تولّد قائم‌علیه السلام شوند و یا ایشان را به قتل رسانده باشند؛ اما خداوند (متعال) نخواستند که قضیه او (قائم‌علیه السلام) حتی بر یک نفر از آنها (خلفای اموی و عبّاسی) معلوم شود تا زمانی که نور خویش را کامل گرداند، هرچند کافران خوش نداشته باشند.

چرا امام حسن عسکری‌علیه السلام همواره در زندان بودند؟
طاغوت‌های بنی‌عبّاس از چند جهت در مورد امام حسن عسکری‌علیه السلام ترس و نگرانی داشتند و حساس بودند: جمعیت شیعیان در آن عصر، به خصوص در عراق بسیار بود و طاغوتها می‌ترسیدند که آنها قدرت را به دست گیرند و با زعامت و رهبری امام حسن عسکری‌علیه السلام تاج و تخت عباسیان را واژگون نمایند.
1- شیعیان در این زمان به قدری نیرومند بودند که احمد بن عبید اللَّه بن خاقان می‌گوید: جعفر کذّاب (برادر دروغ‌گوی امام حسن عسکری‌علیه السلام که بعد از ایشان به دروغ ادعای امامت کرد) نزد پدرم (عبید اللَّه که دارای مقام عالی در دربار خلیفه عبّاسی بود) آمد و گفت: مقام برادرم را به من بده و من هم در عوض، سالی بیست هزار دینار برای تو می‌فرستم.


پدرم به او تندی کرد و با خشم و ناسزا به او گفت: ای احمق نادان! خلیفه، به روی معتقدین (و شیعیان) به امامت پدرت و برادرت (امام حسن عسکری‌علیه السلام) شمشیر کشید، تا آنها را از این اعتقاد برگرداند، (ولی) نتوانست؛ بنابراین اگر آنها و شیعیان، امامت تو را قبول دارند، (تو دیگر) نیاز به خلیفه و غیر او نداری؛ (ولی) اگر آنها تو را به امامت قبول ندارند، به وسیله ما هرگز نمی‌توانی به این مقام (امامت بر شیعیان) برسی. پدرم از آن به بعد، اصلاً به جعفر (کذّاب) اعتنایی نکرد، و تا زنده بود اجازه نداد که جعفر (کذّاب) نزد او بیاید.
2- از سوی دیگر باید به این مسأله مهم نیز توجه داشت که شیعیان توجه خاصی به امام حسن عسکری‌علیه السلام داشتند و اموال بسیاری را به محضر ایشان می‌رساندند، به عنوان مثال: آن حضرت یک‌بار صدهزار دینار (یعنی صدهزار مثقال طلا، که اکثراً از پول‌هایی بود که شیعیان به آن حضرت داده بودند) به یکی از دوستان و نمایندگان مورد اطمینانش به نام علی بن جعفر همّانی داد تا بین مستمندان و شیعیان در مراسم حج، تقسیم کند، و بار دیگر صدهزار دینار برای او فرستاد و بار سوم سی‌هزار دینار برای او حواله کرد.
3- تلاش‌های سیاسی امام حسن عسکری‌علیه السلام، نامه‌ها و پیک‌های ایشان، فعالیت شاگردان و نمایندگان ایشان، گفتار سازنده و حرکت‌بخش ایشان و… همه و همه نشان می‌داد که ایشان نه تنها هرگز تسلیم دستگاه طاغوتی بنی‌عباس نیست؛ بلکه زمینه‌سازی فرهنگی و سیاسی عمیق و گسترده‌ای بر ضدّ آن دستگاه و حکومت انجام می‌دادند.
4- طبق روایات متعدد و متواتر، همه مسلمان‌ها می‌دانستند که سرانجام قائم آل محمد حضرت مهدی‌علیه السلام ظهور می‌کند و واژگونی تاج و تخت شاهان و سلاطین جور و ستم در سراسر جهان به دست ایشان انجام خواهد شد؛ و از طرف دیگر هم می‌دانستند که این مصلح جهانی از نسل امام حسن عسکری‌علیه السلام است؛ لذا در مورد ایشان، بسیار حساس بودند و احساس خطر می‌کردند؛ بر همین اساس حضرت مهدی‌علیه السلام از زمان تولد در سال 255 حتی در عصر پدر بزرگوارشان (تا سال 260 بعضی 5 سال) جز برای یاران و شیعیان مخصوص (از دیدگان افراد دیگر) مخفی بودند.
عالم خبیر محدث قمی در این باره می‌نویسد: سه نفر از خلفای بنی‌عباس خواستند که امام حسن عسکری‌علیه السلام را بکشند؛ زیرا به آنها خبر رسیده بود که حضرت مهدی‌علیه السلام در صلب ایشان است. آنها امام حسن عسکری‌علیه السلام را چندین بار زندانی نمودند.
همچنین روایت شده است که امام حسن عسکری‌علیه السلام هنگام ولادت حضرت مهدی‌علیه السلام فرمودند: ظالمان پنداشتند که مرا می‌کشند تا اینکه نسل مرا قطع نمایند، آنها قدرت خداوند قادر را چگونه دیده‌اند؟!
این عوامل و نظیر آن، موجب شد که طاغوتیان بنی‌عباس، سخت‌ترین فشار و اختناق و سانسور را بر امام حسن عسکری‌علیه السلام و یاران ایشان وارد سازند. امام برای حفظ یاران خود به پنهان‌کاری و رازپوشی تأکید می‌کردند، تا آن‌جا که عثمان بن سعید عمری یار مخصوص ایشان (و اولین نایب خاص امام مهدی‌علیه السلام) در لباس روغن‌فروش مطالب را محرمانه از امام‌علیه السلام به شیعیان و برعکس گزارش می‌داد؛ از این رو به او سَمّان (روغن‌فروش) می‌گفتند.
تبلیغ حتی در زندان (هدایت دو زندان‌بان)
روایت کرده‌اند که؛ بنی عباس داخل شدند بر صالح بن وصیف، زمانی که صالح امام حسن عسکری‌علیه السلام را در زندان حبس کرده بود و به او گفتند: تنگ بگیر (سخت‌گیری کن) بر امام‌علیه السلام و وُسعت مده بر او (او را راحت نگذار).
صالح گفت: من چه کار کنم با او؛ چرا که من ایشان را به دست دو نفری که از بدترین اشخاص می‌باشند، سپردم؛ امّا هر دو نفر اهل نماز و روزه شده‌اند و در عبادت به مقامی عظیم رسیده‌اند، پس امر کرد آن دو نفر را آوردند، آن دو نفر را عِتاب (برخورد بدی) کرد و گفت: وای بر شما! شأن شما با این شخص چیست؟ آن‌ها گفتند: چه بگوییم در حق مردی که روزها را روزه می‌گیرد و شب‌ها را تا به صبح به عبادت مشغول است و تکلّم نمی‌کند با کسی و به غیر از عبادت به چیز دیگری مشغول نمی‌شود، و هر وقت او بر ما نگاه می‌کند، بدن ما می‌لرزد و چنان می‌شویم که گویا مالک نفس خود نیستیم و نمی‌توانیم خودمان را نگه داریم. آل عباس چون این حرف‌ها را شنیدند، از نزد صالح بن وصیف در کمال ذلّت به بدترین حالی برگشتند.

منبع:

سیری در زندگانی امام حسن عسکری علیه‌السلام، محمدحسین زارعی

 


موضوعات: رويدادهاي قمري
   یکشنبه 27 دی 1394نظر دهید »

 

 امام هادي‏ عليه السلام به مردي از اهالي ري كه به زيارت امام حسين‏ عليه السلام رفته بود فرمودند: أما إنَّكَ لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظيم عِندَكمُ لَكُنتَ كَمَن زارَ الحُسَينَ‏ عليه السلام
اگر قبر عبد العظيم را در شهر خود زيارت كني ، چنان است كه گويي امام حسين‏ عليه السلام را زيارت كرده‏ اي
كامل الزيارات ، ص ۳۲۴


تبار حضرت عبد العظیم علیه السلام

 

با چهار واسطه، به سبط اکبر پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله و خاندان وحی می‌رسد. احمد بن علی نجاشی - که یکی از ارکان علم رجال است -. در باره نسب آن بزرگوار می‌نویسد:
هنگامی که جنازه او را برای غسل آماده می‌کردند، در جیب لباس وی نوشته‌ای یافت شد که در آن، نسبش، این گونه ذکر شده بود : من ابو القاسم. عبد العظیم بن عبد اللَّه بن علی بن حسن بن زید بن علی بن حسن بن علی بن ابی طالب هستم.

 

درک محضر امامان‌

 

ایشان دوران حیات پنج امام از امامان اهل بیت علیهم السلام - یعنی امام کاظم علیه السلام تا امام عسکری علیه السلام - را درک کرده است؛ امّا این بِدان معنا نیست که به محضر همه آنها هم رسیده و یا از آنها سخنی نقل کرده است.
آنچه قطعی و مسلّم است، این است که ایشان محضر امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام را درک نموده و از آنها احادیث فراوانی نقل کرده که بخشی از آنها در این حکمت‌نامه آمده‌اند. همچنین اگر به روایت کتاب الاختصاص منسوب به شیخ مفید اعتماد کنیم. حضرت عبد العظیم علیه السلام محضر امام رضا علیه السلام را نیز درک کرده و از ایشان روایت نموده است.

 

فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام‌

 

در احادیث اهل بیت علیهم السلام، فضایل. آثار و برکات فراوانی برای زیارت امام حسین علیه السلام بیان شده است. مانند : آمرزیده شدن گناهان. دعای فرشتگان. دعای اهل بیت علیهم السلام. طولانی شدن عمر. افزوده شدن روزی. زدوده شدن اندوه. شادی دل. تبدیل شدن بدی‌ها به خوبی‌ها. تبدیل شدن شقاوت به سعادت. و برخورداری از حق شفاعت.
همچنین در شماری از احادیث، فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام، بیشتر از حج و حتّی طبق برخی از احادیث، ثواب آن، بیش از هزار حج و هزار عمره است
مقصود از برابری زیارت عبد العظیم با زیارت سیّد الشهدا علیه السلام‌

 

مسئله این است که بر اساس حدیثِ یاد شده، آیا زیارت حضرت عبد العظیم علیه السلام به طور مطلق می‌تواند جایگزین زیارت امام حسین علیه السلام شود و یا در شرایط خاصّی، از چنین فضیلتی برخوردار است؟ در یک جمله. آیا برابری زیارت عبد العظیم علیه السلام و زیارت امام حسین علیه السلام. مطلق است و یا مقیّد؟
بی‌تردید، مقصود امام هادی علیه السلام در حدیث یاد شده، این نیست که از فضایل زیارت امام حسین علیه السلام بکاهد و یا در بیان فضیلت حضرت عبد العظیم علیه السلام مبالغه نماید. بنا بر این، در پاسخ به سؤالی که مطرح شد، می‌توان گفت : برابری فضیلت زیارت عبد العظیم علیه السلام و امام حسین علیه السلام مقیّد است به فضای سیاسی ویژه‌ای که پیروان اهل بیت علیهم السلام در آن مقطع تاریخی در آن زندگی می‌کردند، در زمانی که اختناق شدیدی جهان اسلام را فرا گرفته بود و جامعه تشیّع در دوران زمامداری افرادی مانند : متوکّل. مُعتَز و معتمد عبّاسی. سخت‌ترین دوران‌های تاریخیِ خود را سپری می‌کرد.
در چنین شرایطی. امام هادی علیه السلام به منظور پیشگیری از خطرهایی که از طرف حکومت‌های وقت. شیعیان را تهدید می‌کرد. فضیلت زیارت حضرت عبد العظیم را با زیارت امام حسین علیه السلام برابر دانسته است. به تعبیری روشن‌تر. زیارت حضرت عبد العظیم علیه السلام برای کسانی که آمادگی خطرپذیری برای زیارت امام حسین علیه السلام را داشته باشند. پاداشی معادل زیارت آن حضرت دارد و حرم حضرت عبد العظیم علیه السلام شعبه‌ای از حرم سیّد الشهدا علیه السلام است. و این خود، فضیلتی بزرگ و حاکی از جایگاه بلند عبد العظیم در نزد اهل بیت علیهم السلام و عظمت معنوی ایشان است.
حکمت برابری زیارت عبد العظیم علیه السلام با زیارت سید الشهدا

 

برابری فضیلت زیارت حضرت عبد العظیم با زیارت سالار شهیدان - هر چند در شرایط ویژه -. بی‌تردید بدون حکمت نیست. شاید نتوان به حکمت آن پی برد؛ لیکن راز و رمز این فضیلت بزرگ را باید در شخصیت علمی. عملی و جهادی آن بزرگوار. جستجو کرد.
در میان امام‌زادگان، شخصیت‌های بزرگی وجود دارند ؛ امّا در باره هیچ یک از آنها نقل نشده و حدّ اقل به ما نرسیده که زیارتش با زیارت سیّد الشهدا برابری کند.
بنا بر این. حضرت عبد العظیم علیه السلام باید از خصوصیات و مقامی برخوردار باشد که از مرقد مطهّرش نور حرم حسینی ساطع گردد و شمیم دل‌انگیز سیّد الشهدا از آن استشمام شود.
گفتنی است که احادیث دیگری نیز در فضیلت زیارت حضرت عبد العظیم علیه السلام نقل شده اند، مانند آنچه از شهید ثانی در تعلیقه خلاصة الأقول علّامه حلّی از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود :
هر کس قبر عبد العظیم را زیارت کند، بر خدا لازم می‌شود که او را داخل بهشت کند.
و در حدیث دیگری از آن امام آمده که فرمود :
هر کس نمی‌تواند مرا زیارت کند، برادرم عبد العظیم حسنی را در ری زیارت کند.
لیکن این احادیث، علاوه بر ارسال و ضعف سند. از نظر تاریخی نیز مورد خدشه‌اند؛ زیرا حضرت عبد العظیم علیه السلام سال‌ها پس از شهادت امام رضا علیه السلام زنده بوده است. مگر این که بگوییم از اخبار غیبیه امام رضا علیه السلام هستند.

 

روایات حضرت عبد العظیم علیه السلام‌

 

بخش قابل توجّهی از کتاب‌هایی که در شرح حال حضرت عبد العظیم علیه السلام تألیف شده اند، به روایاتی اختصاص یافته که ایشان در سلسله سند آنها قرار گرفته است، مانند : کتاب جنّات النعیم، شصت روایت ؛ روح و ریحان،۵۷ روایت؛ التذکرة العظیمیة، چهل روایت؛ عبد العظیم الحسنی حیاته و مسنده، ۷۸ روایت؛ مسند حضرت عبد العظیم حسنی علیه السلام - که در مجموعه آثار کنگره حضرت عبد العظیم علیه السلام به چاپ رسیده -. یکصد و بیست روایت.
لیکن باید توجّه داشت که آنچه بدان اشارت رفت، همه روایات حضرت عبد العظیم علیه السلام نیستند. صاحب بن عبّاد. ایشان را «کثیر الحدیث و الروایة» توصیف کرده و در رساله کوتاه خود، ایشان را چنین توصیف نموده :
ذو وَرَعٍ و دینٍ. عابِدٌ مَعروفٌ بِالأَمانَةِ و صَدقِ اللَّهجَةِ. عالِمٌ بِاُمورِ الدّینِ. قائِلٌ بِالتَّوحیدِ وَ العَدلِ. کَثیرُ الحَدیثِ وَ الرِّوایَةِ.
[عبد العظیم.] شخصی پرهیزگار و دیندار بود. اهل عبادت بود و به امانت‌داری و راستگویی شهرت داشت. به امور دینی دانا بود. توحید و عدل را باور داشت و بسیار حدیث و روایت [از اهل بیت علیهم السلام ]نقل می‌کرد.
همان گونه که پیش از این اشاره شد، کتاب خطب امیرالمؤمنین و کتاب یوم و لیلة از جمله مصنّفات ایشان است. و بر این اساس باید گفت : بسیاری از روایات حضرت عبد العظیم علیه السلام، به دلایل مختلف به ما نرسیده‌اند.
مهاجرت به ری‌

 

جزئیات مسائل مربوط به علل مهاجرت حضرت عبد العظیم علیه السلام به شهر ری، مشخّص نیست؛ لیکن می‌توان گفت که سابقه مبارزاتی خاندان آن بزرگوار از یک سو. و شخصیت علمی و جهادی و ارتباط بسیار نزدیک حضرت عبد العظیم علیه السلام با اهل بیت علیهم السلام از سوی دیگر. موجب شدند که ایشان در سال‌های پایانی زندگی، تحت تعقیب حکومت وقت، قرار گیرد. از این رو، برای ادامه فعّالیت‌ها و چه بسا با اشاره امام هادی علیه السلام، زندگی مخفی را انتخاب کرد. و با لباس پیک و به صورت مسافری ناشناس. وطن اصلیِ خود را ترک کرد و شهرهای مختلفی را پشت سر گذاشت تا آن که در شهر ری در مکانی به نام «سربان» رحل اقامت افکند و در خانه یکی از پیروان اهل بیت علیهم السلام در محلّه‌ای - که «سکّة الموالی» نامیده می‌شد -. سکونت یافت. روزها روزه بود و شب‌ها به عبادت می‌پرداخت و گاه به صورت مخفیانه از خانه‌ای که در آن ساکن بود، خارج می‌شد و به زیارت قبری که هم‌اکنون در مقابل مزار او قرار دارد، می‌رفت و می‌فرمود : این، قبر مردی از فرزندان موسی بن جعفر علیه السلام است.
معلوم نیست که حضرت عبد العظیم علیه السلام چند سال در شهر ری سکونت داشته است. مسلّم، این است که ایشان به قدری در این شهر بوده که بیشتر شیعیان ری، به تدریج با ایشان آشنا شده بودند. و با در نظر گرفتن این که ایشان به شدّت تحت تعقیب بوده و ارتباط تک تک مردم با او چه بسا مدّت‌ها طول می‌کشید. می‌توان گفت : احتمالاً ایشان چند سال از سال‌های پایانی عمر خود را در ری گذرانده است. همچنین رفت و آمد بیشتر شیعیان با وی، حاکی از فعّالیت‌های فرهنگی و سیاسی اوست.

 

منبع:

 

حکمت‌نامه حضرت عبدالعظیم (ع)

 

محمد محمدی‌ری‌شهری



موضوعات: رويدادهاي قمري
   جمعه 25 دی 13943 نظر »

 

 ای منتظران گنج نهان می آید

آرامش جان عاشقان می آید

 بر بام سحر طلایه داران ظهور

 گفتند که صاحب الزمان می آید

 تو فرموده ای برای من دعا کن

ظهورم را تقاضا از خدا کن

مداوم عجل الله است وردم

دعایی هم تو بر احوال ما کن

کلیدواژه ها: امامت و ولایت

موضوعات: رويدادهاي قمري
   دوشنبه 21 دی 13942 نظر »

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتي نيست

در نظر قدر با کمال محمد

ميلاد مسعود پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله – اول عام الفيل / ۱۷ ربيع الاول

آخرين پيامبر الهي در 17 ربيع الاوّل از پدري به نام “عبدالله بن عبدالمطلب” و مادري به نام ” آمنه بنت وهب” ديده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تيره و تاريک، به ويژه عربستان را روشن گردانيد. پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، پيش از تولد فرزندش محمد(ص)، در حالي که همسرش آمنه، به چنين فرزندي، حامله بود، به همراه ساير بازرگانان قريش، جهت سفر تجاري عازم شام گرديد و در بازگشت از شام، در يثرب (مدينه منوّره) بيمار شد و در همان جا درگذشت و توفيق ديدار نوزاد خويش را نيافت. وفات عبدالله، دو ماه و به روايتي هفت ماه پيش از تولد فرزندش حضرت محمد(ص) بود. امّا آمنه، مادر گرامي رسول خدا(ص)، که به تقوا، عفت و پاکيزگي در ميان بانوان قريش معروف بود، پس از تولد نور ديده ‏اش حضرت محمد(ص)، چندان در اين دنياي فاني زندگي نکرد. وي، دو سال و چهار ماه و به روايتي شش سال، پس از ميلاد رسول خدا(ص)، در بازگشت از يثرب، در مکاني به نام “ابوا” بدرود حيات گفت و در همان مکان مدفون شد.

رسول خدا(ص) پس از تولد، در کفالت جدش عبدالمطلب، بزرگ و سيد قريش مکه، قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شير دادن نور ديده ‏اش محمد(ص)، در آغاز وي را به “ثويبه"، آزاد شده ابولهب سپرد ولي پس از مدتي وي را به “حليمه دختر عبدالله بن حارث سعديه” واگذار کرد. حليمه، در ظاهر اگر چه دايه وي بود، ولي در حقيقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادري کرد.

پيامبر اسلام(ص) از دوران کودکي داراي دو نام بود. يکي “محمّد” که جد بزرگوارش عبدالمطلب، براي وي برگزيد و ديگري “احمد” که مادر ارجمندش آمنه، آن را انتخاب کرده بود. از امام صادق(ع) روايت شد که ابليس، پس از رانده شدن از رحمت الهي، مي‏توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهاي آسماني را گوش دهد، تا اين که حضرت عيسي(ع) ديده به جهان گشود، از آن پس، ابليس از سه آسمان فوقاني ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پايين‏تر، رفت و آمد مي‏کرد. ولي چون حضرت محمد(ص) به دنيا آمد، ابليس از تمام آسمان‏ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گرديد و غير از او، تمامي شياطين نيز با تيرهاي شهاب از آسمان رانده شدند.

هم چنين روايت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(ص)، ايوان کسري شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ريخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ درياچه ساوه خشک گرديد؛ بت‏هاي مکه سرنگون شدند؛ نوري از وجود آن حضرت به سوي آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ‏ها را روشن کرد؛ انوشيروان، پادشاه ساساني ايران و مؤبدان بزرگ دربار وي، خواب‏هاي وحشتناکي ديدند؛ پس از استقرار در زمين، گفت: «اَللّهُ أکْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ کَثيراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکْرَهً وَ أصيلاً». گفتني است که تاريخ نگاران و سيره نويسان شيعه و اهل سنت، با اين که در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و مي‏گويند که آن حضرت در اوّل عام الفيل، برابر با سال 570 ميلادي و در ماه ربيع الاوّل ديده به جهان گشود، ولي درباره روز تولد وي، اختلاف نظر دارند. شيعيان، معتقدند که رسول خدا(ص) در روز جمعه، مصادف با 17 ربيع الاوّل، به دنيا آمد و اهل سنت مي‏گويند که تولد وي، روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاوّل بوده است. اما از اين که سال تولد پيامبر(ص) را “عام الفيل” مي‏نامند، بدين جهت است که دو ماه و هفده روز پيش از تولد پيامبر(ص)، يعني در نخستين روز محرم سال 570 ميلادي، فيل سواران “ابرهه” به مکه هجوم آورده و قصد نابودي کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولي با معجزه شگفت الهي سرکوب شدند.


تصویر محل تولد حضرت محمد (ص) در مکه

خانه ‏ای را که رسول خدا(ص) در آن متولد شده، با نام ‏«مولد النبی‏» می‏ شناسند. این مکان در نزدیکی مسجد الحرام و در انتهای باب صفا قرار دارد.

محل تولد پیامبر (ص) در ابتدای شعب ابی طالب قرار داشته و همینک در فاصله محل میلاد تا مسعی سنگ فرش است.

در تاریخ آمده است که وقتی رسول خدا(ص) به مدینه هجرت کرد، این خانه در اختیار عقیل، فرزند ابوطالب بود و پس از آن در اختیار اولاد و نوادگان وی قرار داشت. بعدها خیزران، همسر هارون، آن را خریداری کرد.

مسلمانان این خانه را گرامی می‏داشتند و به ویژه در شب تولد پیامبر(ص) مراسمی در آنجا برگزار می‏کردند. در پی روی کار آمدن دولت سعودی، همزمان با خراب کردن این قبیل اماکن، محل مولد النبی هم تخریب شد.

(سنگ فرش بین مسجد الحرام و محل تولد پیامبر (ص) )


تنها با اصرار شیخ عباس قطان شهردار وقت مکه و درخواست وی از ملک عبد العزیز قرار شد تا در آنجا کتابخانه‏ ای بنا کنند که امروزه به نام‏ «مکتبة مکة المکرمه‏» شناخته می‏شود.

 

در حال حاضر بر سر در این مکان تابلوئی با عنوان «مکتبة مکة المکرمه‏» نصب است.
منبع:

اصول الدين

سایت اطلاع رسانی عقیق

 


موضوعات: رويدادهاي قمري
   چهارشنبه 2 دی 13942 نظر »

 

17 ربيع الاول - زادروز فرخنده امام جعفر صادق عليه السلام - سال 83 هجري قمري



امام جعفر صادق(ع) در روز جمعه، به هنگام طلوع فجر و به روايتي در روز دوشنبه، هفدهم ربيع ‏الاوّل سال 83 قمري ديده به جهان گشود و عالم انساني را با انوار طيّبه خويش تابناک نمود. پدرش امام محمد باقر(ع) وي را به نام عموي نياکانش جعفر طيّار(ع)، “جعفر” نام نهاد. حضرت جعفر بن محمد(ع) داراي يک کنيه معروف به نام “ابوعبدالله” و دو کنيه غير معروف به نام‏هاي ” ابواسماعيل” و ” ابوموسي” بود. هم چنين، داراي القابي چند بود که معروف‏ترين آن‏ها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.

شيعيان و محبّان اهل بيت(ع)وي را به ” صادق آل محمد(ص) ” مي‏شناسند. زيرا آن حضرت، هرگز سخني جز راست و درست، چيزي نفرمود. پدر ارجمندش، امام محمد باقر(ع) است که نَسَب وي با دو واسطه به امير مؤمنان حضرت علي(ع) و با سه واسطه به پيامبر اکرم(ص) منتهي مي‏گردد.

مادر گرامي امام جعفر صادق(ع)، فاطمه، معروف به ” اُمّ فروه” از زنان نيکو سرشت، نيکوکار و نيکو رفتار عصر خويش بود. اين بانوي باتقوا و متدّين، از جهت فضيلت و منقبت، سرآمد زنان روزگار خود به شمار مي‏آمد و امام صادق(ع) در شأن و مقام وي فرمود: مادرم از زناني بود که ايمان داشت، تقوا پيشه کرده و نيکوکاري مي‏نمود و خدا، نيکوکاران را دوست دارد.

امام جعفر صادق(ع) به مدت دوازده سال، حيات با برکت جدّ گرامي ‏اش امام زين العابدين(ع) را درک کرد و از مکتب تربيتي و علمي وي بهره وافر يافت. هم چنين، آن حضرت به مدت 32 سال از وجود شريف پدرش امام محمد باقر(ع) برخوردار بود و در تمام رويدادهاي مهم در کنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق(ع)، 33 سال و ده ماه ( از ذي حجه سال 114 تا 25 شوال سال 148 قمري) بود و در ايّام زندگي با برکت خويش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفاي اموي و دو تن از خلفاي عباسي به شرح ذيل معاصر بود:

1. عبدالملک بن مروان (65 – 86 ق)

2. وليد بن عبدالملک (86 - 96 ق)

3. سليمان بن عبدالملک (96 – 99ق)

4. عمر بن عبدالعزيز (99 - 101 ق)

5. يزيد بن عبدالملک (101 - 105 ق)

6. هشام بن عبدالملک (105 - 125 ق))

7. وليد بن يزيد (125 - 126 ق)

8. يزيد بن وليد (126 - 126 ق)

9. مروان بن محمد (126 - 132 ق)

10. ابوالعباس سفاح (132 - 136 ق)

11. منصور دوانقي (136 - 158 ق)

گفتني است که نُه نفر اوّل از طايفه بني اميه و دو نفر آخر از خاندان بني عباس بودند و آن حضرت از هر دو طايفه، سختي‏ها و بي‏مهري‏هاي فراواني ديد؛ اما چون آن امام بزرگوار در انتهاي دوران خلافت ستم کارانه امويان و در آغاز خلافت فريب‏کارانه عباسيان مي‏زيست، فرصت مناسبي به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از يک طايفه غاصب، به طايفه غاصب ديگر و سرگرم شدن آنان به يکديگر، مکتب اهل بيت(ع) را به مسلمانان بشناساند و زمينه ترويج و تبليغ اين مکتب را مهيّا سازد و از اين راه، بيشترين بهره را نصيب اسلام و مسلمانان نمايد.

آن حضرت با تشکيل حوزه علميه و تعليم شاگرداني مبارز، چون هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحول شگرفي در جهان اسلام و مذهب شيعه پديد آورد و جهانيان را با اسلام ناب محمدي(ص) و مکتب حيات بخش اهل بيت(ع) آشنا ساخت. به همين جهت، وي را پايه گذار مذهب “اماميه” دانسته و شيعيان امامي اثناعشري را ” شيعه جعفري” مي‏گويند.


منبع :

دانشگاه علم وصنعت ايران (پايگاه مقاومت حضرت اميرالمؤمنين(ع))

مرکز جهاني اطلاع رساني مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي فاضل لنکراني(ره)




موضوعات: رويدادهاي قمري
   چهارشنبه 2 دی 1394نظر دهید »


هشتم ربيع الاول، سالروز شهادت غم بار امام يازدهم شيعيان، امام حسن عسکري عليه السلام است. اين امام مظلوم که در عمر کوتاه خويش رنج ها و شکنجه هاي بسياري را تحمل کرد، پس از هشت روز مسموميت، به دست مزدوران معتمد عباسي (1) در سال 260 هـ. ق در 28 سالگي در سامرا به شهادت رسيد و کنار مرقد پاک پدرش به خاک سپرده شد. (2)
به همين مناسبت، هر ساله شيعيان در سراسر جهان تشيع، رخت ماتم به تن مي کنند و اين مصيبت جان سوز را به فرزندش، مهدي موعود (عج) تسليت مي گويند. در اين مقاله، به جنبه هايي از زندگي آن حضرت مي پردازيم.

معرفي امام حسن عسکري عليه السلام
نام مبارک امام يازدهم، حسن و کنيه معروفشان، ابومحمد است و معروف ترين لقب آن حضرت، عسکري است؛ زيرا ايشان و امام هادي عليه السلام را در منطقه اي نظامي نگه مي داشتند تا کاملاً زير نظر باشند. چون نام آن محله «عسگر» بود، اين دو امام به «عسکريين» شهرت يافتند. (3) مادر امام عسکري را حديثه، حديث، سوسن (4) و سليل (5) ناميده اند که از زنان پرهيزکار و پاک دامن زمان خويش بود. در فضيلت او همين بس که پس از شهادت امام عسکري عليه السلام، خانه اش پناهگاه شيعيان گرديد. (6) آن حضرت، در هشتم يا دهم ربيع الثاني سال 232 هـ. ق در مدينه به دنيا آمد و در 22 سالگي به امامت رسيد. مدت امامت حضرت، شش سال بود. (7)

ادامه »


موضوعات: رويدادهاي قمري
   شنبه 28 آذر 1394نظر دهید »

[نعمت میلاد پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم]

ماه ربیع الاول همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد، به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است. زیرا میلاد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن بر زمین فرود نیامده است زیرا برتری این رحمت بر سایر رحمت های الهی مانند برتری رسول خدا بر سایر مخلوقات است. و همانطور که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترین شان نزد او می باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست. و گویا روزی است که کامل ترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شامل ترین رحمت ها، برترین برکت ها، زیباترین نورها و مخفی ترین اسرار در آن پی ریزی شده است.

پس بر انسان مسلمان که برتری رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش می باشد واجب است این روز را به گونه ای وصف ناپذیر برتر از هر وقت و روز دیگری بداند. چون در مثل چنین روزی سرچشمه فضایل و برتری ها بر این امت فرود آمد، تمام برکت های نبوت و امامت و کتاب و شریعت فقط با وجود رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آشکار شد که ابتدای آن در این روز مبارک بود. و زمانی که با عقل و شرع برتری این روز ثابت شد، بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شکرگزاری این نعمت بزرگ کوشش و سعی کند که این رحمت وسیع را توسعه داده و این روز را بزرگترین عید خود بداند، با طاعات تام و تمام به خداوند نزدیک شده و با توسلات کامل به رسول خدا توسل پیدا کند.
وقایع ماه ربیع الاول
شب اوّل:

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخی واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا صلی الله علیه وآله از مکّه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مؤمنان علی علیه السلام برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا صلی الله علیه و آله خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله را محاصره کرده بودند، به گمان آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله در بسترش آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهای برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه صلی الله علیه و آله را بکشند، علی علیه السلام را دیدند که از آن بستر برخاست! بدین سان، رسول خدا صلی الله علیه و آله در فرصتی مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و علی علیه السلام نیز با این فداکاری، عشق و علاقه و برادری خود را نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آلهنشان داد؛ این در حالی بود که هر زمان ممکن بود کسی را که در بستر خوابیده به قتل برسانند.

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(سوره بقره، آیه 207) در حقّ آن حضرت نازل شد.

سال هجرت رسول خدا صلی الله علیه وآله مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلی عظیم در جهان اسلام روی داد.

منبع : کتاب مفاتیح الجنان؛ کتاب مفاتیح نوین؛ کتاب المراقبات , اختصاصی پایگاه حوزه

 

 


موضوعات: رويدادهاي قمري
   یکشنبه 22 آذر 13941 نظر »

1 ... 17 18 19 ...20 ... 22 ...24 ...25 26 27 ... 57

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو