
| « | تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره » |

( لبیک که در دل عرفات است و منایم )
… سحری بود ما غافل و در وادی مشعر خبری بود در محفل حجاج صفای دگری بود اشک شب و
حال خوش و سوز جگری بود هر سوخته دل تا به سحر تاب و تبی داشت اما نتوان گفت که مهدی
چه شبی داشت ای مشعریان دوش به مشعر که …

فرم در حال بارگذاری ...


لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است