هنگامی که از سبك زندگي سخن مي‌گوييم اولاً باید شيوه زندگي ساختار‌مند باشد و سيستمي به قضيه نگاه كرد نه تك‌رفتاري؛ ثانياً متأثر از باورها و ارزش‌ها باشد. به عبارت ديگر، رفتار نهادينه شده را سبك زندگي مي‌گوييم.
 

 

 

هجمه عظیمی توسط رسانه های مختلف غربی به ابعاد مختلف سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی ما صورت گرفته است. پادزهر اصلی مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است.

البته این هجمه اختصاص به سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما ندارد، بلکه همه دنیا از آن ناراضی اند و حتی اروپائیان هم از اینکه سبک زندگی آمریکایی در کشورشان رواج پیدا می کند و هویت بومی و ملی شان را از بین می برد، ناراحتند. ولی کشور ما در نوک این حملات قرار دارد. هزاران شبکه ماهواره ای در کشور ما قابل دریافتند؛ هرچند همه به قصد ضربه زدن به سبک زندگی ما راه اندازی نشدند، ولی طبق برخی از آمار دو یا سه هزار شبکه ماهواره ای به طور قطع در کشور ما قابل دریافت است و اغلب اینها به زبان فارسی نیستند و عموم مردم ما نمی فهمند که اینها چه می گویند؛ اما از طریق کارکردی که اغلب اینها دارند، می توان فهمید که دگرگون کردن سبک زندگی جامعه مخاطبانشان را در دستور کار خود دارند.

به عنوان مثال: پخش موسیقی، آموزش رقص، نمایش مد و مدل، طراحی و دکوراسیون خانه و. .. هنرهایی هستند که بدون اینکه حرفی بزنند و یا نیاز به فهم زبان باشد، منتقل می شود که همه از مصادیق سبک زندگی هستند.

بنابراین، یکی از مهم ترین پادزهرهای مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است. با توجه به اینکه ذهن و زبان مردم کشورها اهل بیتی است اگر سبک زندگی و رفتار آنها را اهل بیتی و روزآمد کنیم، بهترین پادزهر در راه مقابله با اینها و ترویج سبک زندگی اهل بیت در سراسر دنیا خواهد بود.

انقلاب اسلامی که با تأسی از فرهنگ اهل بیت به پیروزی رسید و به حیات خویش ادامه می دهد، مدعی پایه گذاری تمدنی جدید در عالم اسلام و گشایش درهایی جدید برای بشریت است. سالم ترین، زیباترین و ملموس ترین شیوه تمدن اسلامی، شیوه زندگی اسلامی است که در سخن و سیره اهل بیت (ع) عرضه شده است.

به تعبیر مقام معظم رهبری، این تمدن نرم افزاری می خواهد تا مردم محصولش را ببینند. لذا اگر صرفاً به اعتقادات و ارزش ها و سخنانی که از اهل بیت منتقل شده اکتفا کنیم و به تعبیر دیگر، فقط آموزه های دینی را تبلیغ کنیم ممکن است برای قشر محدودی از افراد در دنیا و در جامعه مان که دغدغه های اندیشه ای و معرفتی دارند جذابیت داشته باشد، ولی انگشت شمار و محدودند؛ اما زمانی این تمدن برای عموم مردم جامعه خودمان (یعنی همین حوزه تمدنی خاص اسلامی ـ ایرانی) و برای ملت های مختلف دنیا، جذابیت دارد و قدرت عرض اندام در مقابل سایر تمدن ها را خواهند داشت که محصول و میوه تمدنی را بچشند و ببیند و به صورت ملموس احساس کنند.

کارشناسان معتقدند که طریقه سبک زندگی، بُعد بیان گرایانه و نمایش گرایانه دارد و هویت باطنی و درونی جامعه را نمایش می دهد. ارزش ها و باورها دیدنی نیستند. زمانی می توان درون ملکات نفسانی را دید که به سبک و شیوه زندگی تبدیل شود و قابل عرضه و ارزیابی باشد. اگر این میوه تمدن اسلامی که در سخن و سیره اهل بیت عرضه شده به صورت روزآمد باشد شیرین ترین و جذاب ترین میوه ای است که می تواند برای بشریت عرضه شود.

چینش سبک زندگی
سبک زندگی از منظرهای گوناگون مورد تعریف و تحلیل قرار گرفته است. با توجه به اینکه حدود 130 سال از عمر این واژه می گذرد، تعاریف متنوعی از منظر جامعه شناختی و روان شناختی و ارزش شناختی برای آن ارائه شده است.

سبک زندگی را با توجه به معارف اهل بیت (ع) و محور بحث و موضوع همایش می توان به این صورت تعریف کرد: سبک زندگی مجموعه ای از رفتارهای فردی یا اجتماعی است که متأثر از باورها و ارزش های پذیرفته شده، امیال فردی، محیط اجتماعی و شرایط اقلیمی، وجهه غالب رفتار فرد، گروه یا جامعه شده باشد.

به نظر بنده این دقیق ترین و قابل دفاع ترین تعریف از سبک زندگی است که با توجه به الهام از معارف اهل بیت و سیره و سخن آنان بیان شده است.

هنگامی که از سبک زندگی سخن می گوییم اولاً باید شیوه زندگی ساختار مند باشد و سیستمی به قضیه نگاه کرد نه تک رفتاری؛ ثانیاً متأثر از باورها و ارزش ها باشد. به عبارت دیگر، رفتار نهادینه شده را سبک زندگی می گوییم. به عنوان مثال: اگر کسی یک بار در جلسه ای نوشیدنی خاصی مانند دلستر خورد، نمی توانیم بگوییم سبک تغذیه ای ایشان در نوشیدنی ها دلستر خوردن است؛ زیرا یک بار اتفاق افتاده است.

مثال دیگر اینکه الان در عروسی ها مد شده که دامادها شب عروسی شان کراوات می زنند. ولی نمی توانیم بگوییم سبک پوشش این افراد کراوات زدن است. اینها رفتار موردی است و اصطلاحاً به اینها سبک زندگی گفته نمی شود. سبک زندگی باید وجهه غالب رفتار فرد یا گروه و یا جامعه شده باشد. با توجه به این تعریف، اهمیت سبک زندگی از نگاه اهل بیت و در سخن و سیره اهل بیت را توضیح خواهم داد.

 

ادامه »


موضوعات: سبك زندگي
   جمعه 5 آبان 1402نظر دهید »

«زندگی در سایه حکمرانی به سبک اسلامی»

 

 

 

از آنجایی که فلسفه تشکیل حکومت اسلامی و نیز وظایف حاکم اسلامی از منظر امام علی علیه السلام بازگرداندن نشانه های حق و دین به جایگاه اصلی خویش، انجام اصلاحات، تأمین امنیت، رفاه آسایش برای مردم واجرای قوانین الهی است، رسیدن به چنین هدف متعالی و به وجود آوردن چنین سبک از زندگی برای جامعه مشخصه هایی دارد، از همین رو در این فصل سوم به شرح و تفسیر مشخصه های حکمرانان به سبک اسلامی خواهیم پرداخت.

*******

 1-«خدمتگذار بودن حکمرانان» 
نخستین مشخصه حکمرانی در نظام اسلامی که حکومت اسلامی را با همه نظام سیاسی جدا و متمایز می کند، انگیزه حکمرانان در حاکمیت است، چرا که رهبری که در هرم قدرت قراردارد و کارگزارانی که منصوب اوهستند قصد وانگیزه انان از پذیرفتن چنین مسؤلیت خطیر آقائی و سیادت و حکمراندن بر مردم نیست بلکه «خدمتگذاری و خادم بودن» برای افراد جامعه است، از همین رو امام‌ علیه السلام درخطبه 3 نهج‌البلاغه به هنگام پذیرفتن رهبری جامعه اسلامی می فرمایند:

«أَمَا وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْ: سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می ساختم و آخر خلافت را به کاسه اول آن سیراب می کردم، آن گاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است.»

و همچنین امام علی علیه السلام حکومت را وسیله ای برای اقامه حق و دفع باطل می داند و درخطبه( 33) می فرماید :
«قالَ عَبْدُ اللّهِ بْنُ الْعَبّاسِ: دَخَلْتُ عَلى اَميرِالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ بِذى قار وَ هُوَيَخْصِفُ نَعْلَهُ. فَقالَ لى: «ما قيمَةُ هذَا النَّعْلِ؟» فَقُلْتُ: لا قيمَةَ لَها. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:وَاللّهِ لَهِىَ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اِمْرَتِكُمْ، اِلاّ اَنْ اُقيمَ حَقّاً، اَوْ اَدْفَعَ باطِلاً: عبداللّه بن عباس گفت: در ذی‌ قار بر« امیرالمؤمنین علیه السّلام وارد شدم در حالی‌ که کفش خود را وصله می‌ زد، از من پرسید: ارزش این کفش چند است؟ گفتم: هیچ. گفت: به خدا سوگند این کفش پاره در نظر من از حکومت بر شما محبوبتر است، مگر اینکه بتوانم حقّی‌ را اقامه و باطلی‌ را دفع کنم.»

بنابراین زندگی درحکمر انی به سبک اسلامی از این جهت ارزش دارد مردم در زیر سایه حاکمانی زندگی می کنند که حاکم خود را خادم و دوست و همدم مردم می داند و رسیدن به قدرت و حکومت را طعمه و فرصتی مغتنم برای ثروت اندوزی تلقّی نمی کند. 
از همین رو امام خمینی(ره) هدف نهضت خویش را خدمتگزاری اعلام کرده اند و خود را خادم ملت معرفی می کنند: «من آمده‏ام تا پيوند خدمتگزارى خودم را به شما عزيزان عرضه كنم كه تا حيات دارم خدمتگزار همه هستم؛ خدمتگزار ملت‌هاى اسلامى؛ خدمتگزار ملت بزرگ ايران؛ خدمتگزار دانشگاهيان و روحانيان؛ خدمتگزار همه قشرهاى كشور و همه قشرهاى كشورهاى اسلامى و همه مستضعفين جهان.»«صحیفه ج10، 413».

از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه الله خامنه ای نیز حکمرانی جز خدمتگذار بودن معنای دیگری ندارد.
از همین رو می فرمایند: «حکمرانی در منطق اسلام از بن و بنیاد با حکمرانی‌های رایج جهان متفاوت است؛ نه شبیه سلطنت است، نه شبیه ریاست‌جمهوری‌های امروز دنیا است، نه شبیه فرماندهی‌ها است، نه شبیه رؤسای کودتاگر است؛ شبیه هیچ کدام از اینها نیست؛ یک چیز خاصّی است متّکی به مبانی معنوی. سبک حکمرانی اسلامی این است: مردمی ‌بودن، دینی‌ بودن، اعتقادی بودن، اَشرافی نبودن، مسرف نبودن، ظالم نبودن؛ نه ظالم [و نه مظلوم]: لا اُظلَمَنَّ وَ اَنتَ مُطیقٌ لِلدَّفعِ عَنّی وَ لا اَظلِمَنَّ وَ اَنتَ‌ القادِرُ عَلَى‌ القَبضِ‌ مِنّی (صجیفه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق، ص98) در این دعاهای صحیفه‌ی سجّادیّه [هست]؛ اینها هر کلمه‌کلمه‌اش مبانی مهمّ معرفتی است؛ اینها چیزهایی است که سلاحهای جدید ما است، باید از اینها استفاده کرد.۱۴۰۰/۱۲/۱۹بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری»

منبع:تحلیل جامع از «زندگی به سبک اسلامی»/ سید محمدتقی قادری»

   شنبه 29 مهر 1402نظر دهید »

سوم «تربیت نسل صالح به سبک اسلامی»
سومین مشخصه زندگی به سبک اسلامی «تربیت نسل صالح» است، به این معنا زندگی به سبک اسلامی «فرزند آوری» به همراه «تکثیرنسل» و «تکثیر نسل» با هدف «ساختن نسل صالح» است، این سبک از زندگی اسلامی در صورتی عینیت پیدا می کند که چند سبک در عرض هم عملیاتی و اجرایی شود، و والدین این سبک ها را در تربیت نسل صالح بکار بگیرند؛

 

 

 

1- ساختن نسل صالح در زندگی به سبک اسلامی به پاک بودن «صلب و نطفه پدر» و پاک بودن «رحم مادر» بر می گردد، به این معنا نسل صالح ریشه و بنیادش به جنس و نوع ازدواج والدین برمی گردد که نطفه پدر از جنس پاک وسالم باشد، و رحم مادر که این نطفه در آن رشد پیدا می کند نیز رحم و سالم و پاک باشد از همین رو در توصیف اهل بیت علیهم السلام در زیارت ائمه بقیع میخوانیم: «لَمْ تَزالُوا بِعَيْنِ اللّهِ يَنْسَخُكُمْ مِنْ أَصْلابِ كُلِّ مُطَهَّرٍ، وَيَنْقُلُكُمْ مِنْ أَرْحامِ الْمُطَهَّراتِ، لَمْ تُدَنِّسْكُمُ الْجاهِلِيَّةُ الْجَهْلاءُ، وَلَمْ تَشْرَكْ فِيكُمْ فِتَنُ الْأَهْوَاءِ، طِبْتُمْ وَطَابَ مَنْبَتُكُمْ:همواره تحت توجّه خدا بودید که شما را از صلب‌های هر انسان پاک بر می‌داشت و به رحم‌های پاکیزه منتقلتان می‌کرد، جاهلیت سخت و سنگین شما را آلوده نکرد و فتنه‌های هوا در شما شرکت نجست، پاک بودید و جای روییدن شما پاک بود»

و از همه معروف‌تر در زیارت وارث آمده است: «يَا مَوْلايَ يَا أَبا عَبْدِ اللّهِ، أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِها، وَلَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيَابِها:ای مولای من ای اباعبدالله، گواهی می‌دهم که تو نوری بودی در صلب‌های با رفعت و رحم‌های پاکیزه، جاهلیت با ناپاکی‌هایش، آلوده‌ات نکرد و از جامه‌های تیره و تارش به تو نپوشاند»


و از آن جایی که والدین هدفشان از ازدواج ساختن نسلی در راستای نسل اهل بیت علیهم السلام است که در راس همه کمالات قرار دارند بایست در ازدواج با کسی ازدواج کنند که صلب و رحم سالم و پاک داشته باشند و الوده به روابط غیر مشروع نشده باشند.
ازهمین روتوصیه های اسلام در این زمینه آن است که تا حدامکان، خانواده همسر پاک و عفیف باشند، چراکه نطفه، ماده اولیه تشکیل دهنده جنین از جنبه ها و خصایص وراثتی والدین و حتی اجدادشان متاثر است. اگر آن ها ناسالم و ناپاک باشند، امیدی به اصلاح فرزند نیست، ازهمین روست که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در این باره می فرمایند:

«تزوجوا فی الحجر الصالح فان العرق دساس (میزان الحکمه، ج5، ص 2258) با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید; زیرا خون اثر دارد».

و در جای دیگر می فرمایند: «تخیروا النطفکم فانکحوا الاکفاء و انکحوا الیهم » (مکارم الاخلاق، ص197.) برای نطفه های خود گزینش کنید و با کسانی که همتای شما هستند، ازدواج نمایید»

و باز درباره اهمیت همین موضوع فرموده اند: «تخیروا لنطفکم فان النساء یلدن اشباه اخوانهن و اخواتهن »(کنزل العمال، ج16، ص296.) برای نطفه های خود گزینش کنید; زیرا زنان بچه هایی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می آورند».

2- دومین گام در ساختن نسل صالح «نام نیک نهادن» برای فرزند است، چراکه اسم هر کس همانند لباسی است که از آغاز تولد تا پایان عمر همواره بر تن دارد و یک لحظه از او جدا نمی شود و در همه جا به آن شناخته می شود. به بیان دیگرنام هر فرد تنها بیانگر هویت و شخصیت او در نزد دیگران نیست بلکه نشان‌دهنده‌ی فرهنگ یک خانواده و به تبع آن فرهنگ یک ملت است. چرا که وقتی ملتی نام‌هایی را برای پسران و دختران خود انتخاب می‌کند، در حقیقت بر مفاهیمی تکیه کرده است که به واسطه‌ی آنها موضع خود را در برابر عدالت، زیبایی، آزادی و صدها مولفه‌ی اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی دیگر نشان می‌دهد ازهمین رواسلام اهمیت بسیاری برای انتخاب نام نیکو قائل است چراکه:

اولا: توصیه و سفارش مؤکد معصومین علیهم السلام به انتخاب نام هاى نيكو برای فرزند است از همین روست که پيامبر خدا صلى الله عليه و آله می فرمایند :«إنَّ أوَّلَ ما يَنحَلُ أحَدُكُم وَلَدَهُ : الاسمُ الحَسَنُ ، فَلْيُحَسِّنْ أحَدُكُمُ اسمَ وَلَدِهِ: .نخستين چيزى كه هر يك از شما به فرزندش پيشكش مى كند نام نيكوست . بنا براين ، هر كدام شما نامى نيكو بر فرزند خويش نهد: بحار الأنوار: ج۱۰۴/۱۳0/۲۰ )

و همچنین پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: «استَحسِنُوا أسماءَكُم ؛ فإنّكُم تُدعَوْنَ بها يَومَ القِيامَةِ : قُمْ يا فُلانَ ابنَ فُلانٍ إلى نورِكَ ، و قُمْ يا فُلانَ ابنَ فُلانٍ لا نُورَ لَكَ :. نامهاى نيكو بر خود نهيد ؛ زيرا در روز قيامت شما را به نام صدا مى زنند [و مى گويند]: فلان پسر فلان! برخيز به سوى نور خود برو، و فلان پسر فلان برخيز كه نورى ندارى : الكافي : ۶/۱۹/۱۰)

و نیز امام كاظم عليه السلام فرمودند: «أوَّلُ ما يَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ أن يُسَمِّيَهُ بِاسمٍ حَسَنٍ، فَلْيُحَسِّنْ أحَدُكُمُ اسمَ وَلَدِهِ: نخستين احسانى كه مرد به فرزند خود مى كند ، اين است كه نام نيكويى برايش انتخاب كند . بنا براين ، هر يك از شما نامى نيكو بر فرزندش نهد . الكافي : ۶/۱۸/۳)

ثانیا: و از آنجایی که نام هر شخص بیانگر هویت فرهنگی و مرام سیاسی هر شخصی است در روایت تشویق و تاکید بر ترغيب به نامگذارى به نامهاى پيامبران و ائمه عليهم السلام است از همین روپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :«سَمُّوا أولادَكُم أسماءَ الأنبياءِ: فرزندانتان را به نامهاى پيامبران بناميد: مكارم الأخلاق : ۱/۴۷۴/۱۶۲۶»

و همچنین امام باقر عليه السلام می فرماید :«أصـدَقُ الأسمـاءِ ما سُمِّـيَ بِالعُبُودِيَّـةِ ، و أفضَلُهـا أسمـاءُ الأنبياءِ:
راست ترين نامها، نامى است كه گوياى عبوديت باشد و بهترين نامها، نامهاى پيامبران است : الكافي : ۶/۱۸/۱»

و امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه: آيا نامگذارى [فرزندان] به نامهاى ائمه سودى دارد؟ ـ فرمود :«إي و اللّه ِ، و هَلِ الدِّينُ إلاّ الحُبُّ ؟! قالَ اللّه ُ: «إنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّه َ فاتَّبِعُوني يُحبِبْكُمُ اللّه ُ و يَغفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُم» (آل عمران،31)
آرى به خدا، مگر دين جز محبت است؟ خداوند فرموده است : «اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهانتان را ببخشايد»:تفسير العيّاشيّ : ۱/۱۶۸/۲۸ )

ثالثا: کسانی نام ناپسند و زشت داشتتد پیامبر گرامی اقدام به تغییر آن می کردند و نام زیبا برآن می نهادند از همین رو امام باقر عليه السلام می فرماید :«كانَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يُغَيِّرُ الأسماءَ القَبيحَةَ في الرِّجالِ و البُلدانِ: .رسول خدا صلى الله عليه و آله ، نامهاى زشت مردها و شهرها را تغيير مى دادند: بحار الأنوار : ۱۰۴/۱۲۷/۴»

و همچنین در شرح حال حبیب بن مروان آمده است: «وَفَدَ على النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فقالَ : ما اسمُكَ ؟ فقالَ : بَغِيضٌ ، فقالَ: أنتَ حَبِيبٌ. فَسَمّاهُ حَبيبا: به عنوان نماينده اعزامى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، حضرت پرسيد : نامت چيست؟ عرض كرد : بغيض . حضرت فرمود : تو حبيب هستى و بدين ترتيب ، او را حبيب نام نهاد: اُسد الغابة : ۱/۶۸۱/۱۰۶۷»

وهمچنین درسنن أبى داوود به نقل از ابن عمر:« رسول خدا صلى الله عليه و آله نام «عاصيه (گناهكار) » را عوض كرد و فرمود: «أنتِ جَمِيلَةٌ :توجميله (زيبا) هستى:.سنن أبي داوود : ۴/۲۸۸/۴۹۵۲.»

 

ادامه »

   پنجشنبه 27 مهر 1402نظر دهید »

دوم-«تعامل زوجین درزندگی به سبک اسلامی» 
دومین مشخصه زندگی به سبک اسلامی «تعامل زوجین» در زندگی است، به این معنا زندگی زوجین به سبک اسلامی نه از سنخ و جنس دوران جاهلیت است که سبک زندگی زوجین از جنس «مرد سالاری» بود و زن کلفت و کنیز محسوب می شد، وظیفه اش تامین ارضاء غریزه همسر و تکثیر اولاد بود و شان دیگری در کانون خانواده نداشت، و نه از جنس و سنخ دوران جاهلیت مدرن غربی امروز است که «زن سالاری» است، که حرف، حرف زن باشد و مرد و همسر در خانواده برده و نوکر در خانه و رسالتش تنها کار کردن جهت تامین رفاه خانواده باشد، سبک زندگی اسلامی نه به سبک دوران جاهلیت اول است نه به جاهلیت مدرن، بلکه از نوع تعامل بین زن و مرد با رعایت حقوق متقابل است که نتیجه آن «سکینه و آرامش» در محیط خانواده است، چراکه:

 

 

 

 

اولا : در زندگی به سبک اسلامی مرد و همسر خانواده به دلیل توانایی و قدرت جسمی که دارد «مدیریت و کارگزاری» خانواده به اوسپرده شده است که با میل و رغبت نه «منت» رفاء و آسایش خانواده را فراهم کند از همین رو قرآن کریم در ایه 34 نساء با تعبیر زیبای «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ» مسولیت مدیریت خانواده را به اوسپرده است نه از آن حیث که مرد سالار خانواده باشد بلکه از این جهت که (بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ»

ثانیا: هرچند تامین رفاء و آسایش همسر به عهده مرد گذاشته شده است ولی در زندگی به سبک اسلامی زن در مقابل می بایست رفاء و آسایشی را توقع و انتظار از مرد داشته باشد که در توان مرد است و مقدور او می باشد از همین رور در ایه 7 سوره طلاق می فرماید: «لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا
سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا»چراکه نظام اسلامی هر تکلیفی از تکالیف بر پایه قدرت وتوان است خانم خانه بایست انتظارات وتوقع خودش را بامقدورات آقامنطبق نماید واین اصل قرآنی «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا» را همیشه در توقعاتش مد نظر داشته باشد.

از همین روست امام رضا(ع) فرمودند: «يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ كَيْلَا يَتَمَنَّوْا مَوْتَه.‏ (اصول کافی، ج ٤، ص ١١)برای مرد سزاوار است که بر زن و فرزند خود توسعه دهد (سخت نگیرد)، تا مر گ او را از خدا نخواهند.»

و از این بالاتر اگر مرد نسبت به انجام وظایف خود نسبت به همسر خود کوتاهی نموده و موجب پایمال شدن حقوق همسر خویش شود، مشمول لعن خدا قرار خواهد گرفت. رسول خدا(ص) فرمودند: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُول‏. (من لا یحضره الفقیه، ج٣، ص٥٥٥): ملعون است، ملعون است کسی که فرد مورد تکفل خویش را تباه سازد»

خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمَ لِاهْلِهِ و أنا خَيْرُكُمْ لِاهلى»؛(وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 221).
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ ثُمَّ فَتَّرَ عَلى‏ عِيالِهِ، ازمانیست کسی که توانایی مالی داردولی خانواده را د تنگنای معیشتی قرارمیدهد:مستدرك‏الوسائل، ج 15، ص 256).

ثالثا: زن در زندگی به سبک اسلامی هنرش در اين است كه با دركي درست از ويژگي هاي اخلاقي، خصيصه هاي شخصيتي و نيازهاي نفساني شوهر، «مهرطلبي ها، محبت جويي ها، تشويق پذيري ها، زيبانگري ها و عاقبت انديشي ها را» با به كارگيري مطلوب ترين روش ها در مناسب ترين موقعيت ها به شوهر پاسخ گويد و او را دور از دغدغه ها و وسوسه هاي درون، در برابر همه ي كشش ها و محرك هاي بيروني مصون نمايد. زن خوش اخلاق، در زندگي مشترك با همسر خود، زيبايي كلام و جذابيت بيان، زبان تشويق و ترغيب و تأييد و تكريم را سرمايۀ ارزشمند زندگي خويش مي داند و هيچ فرصتي را براي «ابلاغ پيام» و «ابراز محبت» به شوهر از دست نمي دهد.

لذا در تاريكي هم با همسر خويش با زباني لين و آرام، شيرين و پرمعنا، گيرا و آرام بخش و به دور از اضطراب وتنش می گوید ازهمین رو در برخی از روایات نیز، خوش اخلاقی از بهترین صفات و بد اخلاقی از صفات بسیار ناپسند زنان معرفی شده و از آنان خواسته شده با شوهر خود با اخلاقی خوش برخورد کنند و از بد اخلاقی بپرهیزند.
«خیر نسائکم… الهینه اللینه المواتیه…؛ (کافی، ج75، 235) بهترین زنان شما آنانی هستند که با شوهر خود مهربان و نرم خو هستند و با او همراهی می کنند. »

و پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«شرار نسائکم… اللجوجه العاصیه…؛ (همان،ص236)بدترین زنان شما آنهایی هستند که… نسبت به شوهر خود، لجباز و نافرمان می باشند. »
حدیث ذیل از امام صادق (ع) است:
«ملعونه ملعونه امراه توذی زوجها و تغمه، سعیده سعیده امراه تکرم زوجها و لاتوذیه و تطیعه فی جمیع احواله؛ ( بحار، ج100، ص253) از رحمت خدا به دور است زنی که شوهر خود را آزار می دهد و او را ناراحت می کند؛ و زن سعادتمند، آن زنی است که شوهر خود را اکرام می کند، او را آزار نمی دهد، و در همه احوال مطیع شوهر خود است».

حضرت رضا علیه السلام می‏فرماید: «بدان که زنان گوناگونند؛ بعضی زن‏ها دستاوردی گرانبها و تاوان (رنج‏های آدمی) هستند و این زن کسی است به شوهرش محبت می‏کند و عاشق اوست».«اِعْلَمْ اَنَّ النِّساءَ شَتی‏ فَمِنْهُنَّ الْغَنیمَهُ وَ الْغَرامَهُ وَ هِیَ الْمُتَحَبِّبَهُ لِزَوْجِها وَالْعاشِقَهُ له:مستدرک‏الوسائل، ج ۱۴، ص‏۱۶۱).

امام علی‏ علیه السلام در باره رفتار حضرت زهراعلیها السلام چنین می‏گوید: «هرگاه به رخسارش نظاره می‏کردم تمام غصّه‏هایم برطرف می‏شد و دردهایم را فراموش می‏کردم». بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۲۳٫).

 

ادامه »

   چهارشنبه 26 مهر 1402نظر دهید »

به دلیل تبدیل شدن دنیا به دهکده کوچک و همچنین به دلیل پیشرفت تکنولوژی، به ویژه شبکه مجازی، و آسان شدن ارتباطات بین مردم کشورها، و تهاجم فرهنگی از طر ف دشمنان، تبدیل شدن سبک و مدل زندگی جامعه اسلامی به ویژه ایرانی به سبک غربی به سرعت روبه جلو است.

 

 

 

فصل اول «زندگی خانوادگی به سبک اسلامی» 
از آنجایی که بنیاد و پایه زندگی هر جامعه ای از خانواده شکل می گیرد، فصل اول «زندگی به سبک اسلامی» به کانون خانواده اختصاص دارد، و این «زندگی خانوادگی به سبک اسلامی» مشخصه هایی دارد برای آشنایی بیشتر هریک از این سبک ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم؛

یکم «ازدواج، فرزند آوری، تکثیر نسل و ساختن نسل صالح»
نخستین مشخصه زندگی به سبک اسلامی«ازدواج، فرزند آوری وتکثیر نسل و ساختن نسل صالح» است‌‌‌‌؛ فهم و تفسیر صحیح و همه جانبه از این «سبک از زندگی اسلامی» نیازمند به بیان و توضیح چند نکته است؛

نکته اول‌؛ این است زندگی به سبک اسلامی از جنس و سنخ رهبانیت مسیحیت نیست که ترک ازدواج را تشویق و ترغیب کند، و همچنین از جنس و نوع زندگی به سبک غربی نیست که ارتباط و معاشرت بین زن و مرد بی مرز وحد باشد که زن، زن همه مردان، و مرد نیز مرد همه زنها باشد، بلکه «تشکیل نهاد خانواده» و «ازدواج بین دختر و پسر» زندگی به سبک اسلامی است، از همین روقرآن کریم در سه آیه زنان و مردان را به ازدواج تشویق و دعوت کرده است، از همین جهت در آیه (30 سوره مبارکه نور) می فرماید:

«وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ:مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح را، اگر فقیر و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى نیاز مى سازد؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه است».

و نیز در ایه (21) سوره روم می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ :و از نشانه هاى او این است که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتاتان مودت و رحمت قرار داد. در این نشانه هایى است براى گروهى که تفکر مى کنند».

و همچنین در ایه «3 سوره نساء» می فرماید: «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى أَلاَّ تَعُولُو: و اگر مى ترسید که [به هنگام ازدواج با دختران یتیم ]عدالت را رعایت نکنید [از ازدواج با آنان چشم پوشى کنید و] با زنان پاک [دیگر] ازدواج کنید دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى ترسید عدالت را [در باره همسران متعدد] رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید و یا از زنانى که مالک آنهایید، استفاده کنید. این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مى کند».

علاوه بر آیات، در روایات نیز جامعه را تشویق به ازدواج و تشکیل خانواده می نماید از همین روست که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید:
«من تزوج فقد احرز نصف دینه». (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵).:هر کس ازدواج کند، به درستى که از نصف دینش پاسدارى کرده است»

و نیزمي فرمايند: «ما بُني بِناءً في الإسلام أحبّ إلي الله عزّوجلّ من التّزويج :(مکارم الاخلاق، 196) هيچ چيزي نزد خداوند محبوبتر از ازدواج نيست».

و از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) رسيده است: «تَزوّجوا، فَانّ التّزويج سُنّه رسول الله(صلي الله عليه و آله وسلم)، فانّهُ کان يقول: من کان يُحبّ أن يتّبع سُنّتي، فانّ من سُنّتي التّزويج (کافی ج5، 239):ازدواج کنيد، که همانا ازدواج کردن سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) است که همواره مي فرمودند: هر کسي که دوست دارد از سنت من تبعيت کند، همانا «ازدواج کردن» از سنت من است.»

از این روست که فقیهان، ازدواج را ازمستحبّات مؤکد بر شمرده اند و آن را براى کسى که به سبب نگرفتن همسر به گناه بیفتد، واجب دانسته اند.

نکته دوم: درزندگی به «سبک اسلامی» تجرد امری ناشایسته و زیانبار بوده و مورد نکوهش شدید قرار گرفته است. در سخنان پیشوایان دین علیهم السلام نکوهش عزوبت به صورتهای مختلف مطرح شده است ازهمین رو امام صادق علیه السلام فرمود: «رَکعَتانِ یصَلیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ افْضَلُ مِنْ سَبْعینَ رَکعَةً یصَلّیها اعْزَبُ (من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۴) دو رکعت نمازِ مردِ متأهّل، از هفتاد رکعت نمازِ فرد مجرّد برتر است.»

و همچنین مردی به حضور امام باقر علیه السلام شرفیاب شد. آن حضرت از وی پرسید: زن داری؟ گفت: نه. حضرت فرمود: من دوست ندارم همه دنیا را داشته باشم، ولی یک شب مجرّد زندگی کنم. سپس فرمود:دو رکعت نماز مردِ متأهّل با فضیلت تر است از مرد عزبی که شب را با عبادت به صبح رساند و روز را روزه بدارد. آنگاه حضرت هفت دینار به آن مرد داد و فرمود: این پول را صرف ازدواج کن(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱)

امام رضا علیه السلام فرمود: روزی امام باقر علیه السلام از زنی درباره وضعیت زندگی‌اش پرسید. زن گفت: من «متبتّله» هستم.حضرت پرسید: مقصودت از «تبتّل» چیست؟ جواب داد: اصلًا نمی‌خواهم ازدواج کنم. حضرت فرمود: چرا؟ عرض کرد: می‌خواهم با مجرّد ماندن، به فضیلت (و اجر و ثواب) دست یابم. حضرت فرمود: برگرد، (و چنین سخن مگوی)، اگر در عزوبت ارزش و فضیلتی بود، حضرت فاطمه علیها السلام در دستیابی به آن از تو سزاوارتر بود، چون هیچ زنی برتر از او نیست.(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۱۹)

نکته سوم‌‌؛ در «زندگی به سبک اسلامی» نه تنها ازدواج از منزلت خاص برخوردار است بلکه «تکثیر نسل» و «فرزند آوری» به عنوان ارزش و از منزلت و جایگاه خاصی برخوردار است تا جایی که مورد مباحات شمرده شده است.

از همین رو در حدیثی از امام محمد باقر(علیه السلام) می خوانیم:
«قَالَ ‏قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ(.الكافي، ج ۵، ص 333.)؛ پیامبر فرمود با دختر باکره ای که فرزندآور است ازدواج کنید و با زن نازای زیبا ازدواج نکنید زیرا من به فزونی جمعیت شما در روز قیامت مباهات می کنم»

در حدیثی دیگر از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «عِد ‏قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَكْثِرُوا الْوَلَدَ أُكَاثِرْ بِكُمُ الْأُمَمَ غَدا»(همان، ج6، ص62)؛ رسول خدا فرمود: بر تعداد فرزندان بیافزایید تا در روز قیامت به فزونی شما بر امت ها تفاخر کنم).

و همچنین امام صادق علیه السلام از پیا مبرگرامی روایت کرده که فرمودند: «أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ فَإِنَّهُنَّ أَطْيَبُ شَيْ‏ءٍ أَفْوَاهاً وَ أَدَرُّ شَيْ‏ءٍ أَخْلَافاً وَ أَفْتَحُ شَيْ‏ءٍ أَرْحَاماً أَمَا عَلِمْتُمْ أَنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى بِالسِّقْط…»(توحید صدوق، ص 359)؛ (رسول خدا(ص) فرمود با دختران باکره ازدواج کنید زیرا آنها از جهت بوی دهان خوشبوتر و از حیث شیردهی پرشیرتر و از لحاظ رحم فراخ ترند؛ آیا نمی دانید که من در روز قیامت به فزونی شما بر امّتها حتی به جنین سقط شده افتخار می کنم؟).

نکته چهارم، این است در زندگی به سبک اسلامی «تکثیر نسل به انگیز ه ساختن نسل صالح» در دامن پاک والدین از اهمیت و ارزش بالا برخوردار است، از همین روست در آیات متعدد قرآن در دعای انبیا ءالهی داشتن نسل صالح از حق تعالی درخواست شده و امده است:

﴿رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ؛ پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.﴾(ابراهیم:۳۷)

﴿رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ؛ پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر.﴾(ابراهیم:۴۰)

﴿وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ؛ ذریه و نسل مرا برای من صالح و شایسته گردان که من به سوی تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان ها و احکام] توام.﴾(احقاف:۱۵)

﴿رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ؛ پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتی که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور!﴾(بقره:۱۲۸)

﴿قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ؛ گفت: پروردگارا! مرا از سوی خود فرزندی پاک و پاکیزه عطا کن، یقیناً تو شنوای دعایی.﴾(آل عمران:۳۸)

﴿رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينإِمَامًا؛ پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!﴾(فرقان:۷۴)

﴿رَبِّ هَبْ لِي مِنَالصَّالِحِينَ؛ پروردگارا! مرا فرزندی که از صالحان باشد عطا کن.﴾(صافات:۱۰۰)

جمع بندی
بنابراین تشکیل خانواده، ازدواج با انگیزه تکثیر نسل و ساختن نسل صالح مهمترین سبک از «زندگی به سبک اسلامی» است و این یکی از تفاوت‌های مهم بین «زندگی به سبک غربی» با «زندگی به سبک اسلامی» است.

منبع: تحلیل جامع از «زندگی به سبک اسلامی»/سید محمدتقی قادری»

   سه شنبه 25 مهر 1402نظر دهید »

مهارتهای زندگی، مجموعه ای از تکنیک ها، اصول، قواعد و توانایی ها و اقدامهای متناسبی است که زمینه سازگاری و رفتار مثبت، مفید و کارآمد را فراهم می کند. همچنین انسان را قادر می سازد تا نقش اجتماعی خاص خود را بپذیرد، جایگاه خویش را بشناسد و بدون آسیب رساندن به دیگران، در برابر خواسته ها، انتظارها، مسائل و مشکلات پیرامون خود، به ویژه در برخورد با دیگران و برقراری ارتباط با اطراف، مؤثرتر ظاهر شود.

 

 

 

فرد با کمک این مهارتها، دانش و نگرشهایش را به توانایی های واقعی و عینی تبدیل میکند؛ یعنی از نیروهای وجودی خود، در جهت شادابی و موفقیت و ایجاد زندگی مثبت و پویا برای خود و دیگران بهره میگیرد. او می آموزد که در هر شرایطی، چه کاری را چگونه انجام دهد تا در حد امکان، به آسیب های فردی و اجتماعی گرفتار نشود.فشارهای زندگی، همواره بخشی از واقعیت های زندگی و چگونگی کنار آمدن با آنها از مهمترین دغدغه های انسان بوده است. افزایش سن و رویارویی با دشواری های ویژه سنین نوجوانی، جوانی و میانسالی، شرایط روحی خاصی برای انسان پدید می آورد که نمی توان از کنار آن به سادگی گذشت.

 

 

هم زمان با رشد جسمانی شخص، انتظارهای خانواده و جامعه نیز افزایش می یابد. دیگر دوران بی مسئولیتی کودکی سپری شده و انسان در تلاقی الزام ها، کنش ها و واکنشها قرار گرفته است. اندکی غفلت، وی را در معرض نابودی، سقوط، شکست و پوچی قرار میدهد.

 

 

مهارتها شامل صفات خاص، خصوصیت های شخصی و استعدادهایی هستند که در وجود شخص قرار دارند یا با کمی تمرین در وجود او پدید می آیند. در واقع، رفتار انسان، محصول چگونگی اندیشه اوست؛ زیرا اندیشه های درست، او را به سوی رفتار صحیح هدایت خواهند کرد. به بیان دیگر، اصلاح رفتار انسان، در گرو اصلاح اندیشه اوست. تمام ادیان و گروه ها با اعمال انسان سر و کار دارند، ولی همه آنها در مرحله نخست، به سراغ اندیشه او می روند تا به خواسته خود برسند. بنابراین، یکی از اساسی ترین مؤلفه های تولید مهارت های زندگی، ایجاد اندیشه درست در افراد است.

 

 

 

انسان با سرمایه وجودی خویش می تواند احساسات، افکار، هیجانها و ادراک هایش را تجزیه و تحلیل کند و بهترین گزینه را برای ادامه مسیر زندگی برگزیند. وقتی وی بر مشکلاتش پیروز شود و از موانع بگذرد، امتیازهای به دست آمده را به آسانی از دست نمی دهد و به یقین، در برابر مشکلات و سختی ها صبور خواهد بود و قله های موفقیت را فتح خواهد کرد.

 منبع:آشنایی با مهارت های زندگی از دیدگاه اسلام / مسعود شکوهی


موضوعات: سبك زندگي
   یکشنبه 3 اردیبهشت 1402نظر دهید »

مثنوی گریز قشنگی می زند و می گوید: اگر یک وقت در خودت شلوغ کاری می بینی، سرت را بالا بگیر و بگو: خدایا، روح من شلوغ کار نیست؛ این شلوغ کاری ها مال نفس من است.

اگر انسان کسی را پیدا کند که بتواند گناه را گردن او بیندازد، خوب است. حضرت یوسف هم دربارة گناه برادرانش چنین گفت:وَ قَدْ اَحْسَنَ بی اِذْ اَخْرَجَنی مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِکُمْ مِنَ البَدْوِ مِنْ بَعْدِ اَنْ نَزَغَ الشَّیْطانُ بَینی وَ بَیْنَ اِخْوَتی؛ در حقیقت پروردگارم به من احسان کرد، آن گاه که مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بیابان کنعان به مصر باز آورد، پس از آن که شیطان میان من و برادرانم را به هم زد.در حقیقت گناه را به گردن شیطان انداخت و برای برادرانش عذر آورد که شما نمی خواستید این طور بشود، بلکه شیطان آمد و بین ما جدایی انداخت.خیلی از مواقع انسان باید گناه را به گردن نفس بیندازد و بگوید: من نمی خواستم شلوغ کاری بکنم، این نفس من بود که چنین پیش آورد وگرنه این گناه از روی میل و رغبت نبود.

همان گونه که امام سجاد علیه السلام در دعای ابوحمزه با خدا چنین راز و نیاز می کند:

اِلهی لَمْ اَعْصِکَ حینَ عَصَیْتُکَ وَ أنا بِرُبوبِیَّتِکَ جاحدٌ وَلا بِاَمْرِکَ مُسْتَخِفٌّ وَلا لِعُقوبَتِکَ مُتَعَرِّضٌ وَلا لِوَعیدکَ مُتَهاوِنٌ لکنْ خَطیئةٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسی وَ غَلَبَنی هَوایَ وَ أعانی عَلَیْها شِقْوَتی وَ غَرَّنی سِتْرُکَ المُرخی عَلَیَّ؛ خدای من؛ هنگامی که به معصیتت پرداختم، از راه عصیان، خداوندی ات را انکار نکردم. و فرمانت را سبک نشمردم. و در مقابل عقابت سینه سپر نکردم. و وعدة مجازات را بی اهمیت ندانستم. بلکه عصیانم خطایی بود که عارض شد و نفس بر من شبهه کاری کرد و هوی و هوس غلبه کرد و بدبختی کمک نمود و پرده پوشی ات مغرورم کرد.

 

واقعاً ما نمی خواهیم گناه کنیم. اصلاً از گناه خوشمان نمی آید، ولی در دام گناه می افتیم. این نفس است که گاهی بر ما غلبه می کند و در دام گناه می افتیم. چنان که ابن ابی الحدید در کلمات منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام آورده است:شَیْطانُ کُلِّ اِنْسانٍ نَفْسُهُ؛ شیطان هر انسانی نفس اوست.شیطان اصلی همان نفس ماست. و این یک مطلب کلیدی است. این است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:شَیطانی اَسْلَمَ بِیَدی؛ شیطان من مطیع و تسلیم من گردید.به هر حال نشاط و شادابی یکی از ارزش های اخلاقی است که آن را در سیرة ائمه علیهم السلام و همین طور در پیروان مکتبشان به خوبی مشاهده می کنیم.

منبع نشاط و شادی / حبیب الله فرحزاد.


موضوعات: سبك زندگي
   چهارشنبه 3 اسفند 1401نظر دهید »

سرور و شادمانی از عوامل مهم انبساط و گشایش نفس و روح انسان است. نشاط و شادابی به انسان نیرو می بخشد و او را برای کوشش در امور معاش و تعالی معنوی آماده می سازد.

در برابر آن غم و اندوه موجب گرفتگی و افسردگی روح آدمی می گردد و انبساط نفس را از انسان می گیرد و او را نسبت به زندگی و حرکت های معنوی دلسرد می کند.و این حقیقتی است که امیرالمؤمنین علیه السلام در دو جمله بسیار زیبا بیان فرموده اند:

اَلسُّرورُ یَبْسُطُ النَّفْسَ وَ یُثیرُ النَّشاطَ وَ الغَمُّ یَقْبِضُ النَّفْسَ وَ یَطْوی الانْبِساطَ؛ سرور و شادمانی، نفس را انبساط می بخشد و نشاط و شادابی را بر می انگیزاند. و غم و اندوه، نفس را گرفته می کند و نشاط و انبساط را درهم می پیچد.

بنابراین، آدمی باید غم و اندوه به خود راه ندهد و همیشه خود را شاد و مسرور و سرحال نگه دارد تا امور خود را با موفقیت به انجام رساند. برای این مهم باید به دنبال عوامل شادی بود و در به دست آوردن آنچه نشاط و شادی را فراهم می سازد و غم و اندوه را می زداید و انسان را مهیای حرکت می کند، باید تلاش کرد.

منبع نشاط و شادی / حبیب الله فرحزاد.


موضوعات: سبك زندگي
   سه شنبه 18 بهمن 1401نظر دهید »

در فتاوای فقها آمده است که اگر می خواستم نماز بخوانم و همان هنگام طلبکاری آمد و گفت: امروز پول مرا باید می دادی، و پول خود را طلب کند، من حق ندارم نماز اول وقت بخوانم؛ چون وقت نماز موسع است. تا غروب وقت دارم.

بنابر این، اگر کسی به مسجد برود و به حقوق مردم بی اعتنا باشد، در حق دیگران ظلم کرده و برای او خیلی مهم نیست. فرمود: به مسجد نرود. اگر برود مورد لعن و نفرین خداست.البته منظور این روایت این نیست که اگر کسی مدیون است، دیگر به مسجد نرود. بلکه منظور این است که زودتر دینش را ادا کند. فكر او این نباشد که من نماز خواندم تمام، خدا دیگر درست می کند.

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

متأسفانه امروزه بیشتر نگرانی ها از کسانی است که برای نماز جماعت به مسجد می روند، اما ظهر با بداخلاقی به خانه بر می گردند. می گویند: ما نماز خود را خواندیم، دیگر خدا درست می کند. اگر در خانه بداخلاقی کردیم، چندان مهم نیست. این قطعا مشمول این حدیث است.

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

بنابراین، منظور این است که باید در صدد جبران باشد. و الا چه کسی است که مدیون نباشد؟ اگر این طور باشد، هیچ کس نباید به مسجد برود. ولی از آن طرف اگر کسی بدهی دارد و می گوید من کاری ندارم؛ مهم نیست،خداوند می فرماید: «فإنّي ألعَنُهُ». البته من او را لعنت میکنم؛ چون نسبت به حق مردم بی تفاوت است و برای او مهم نیست.

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

در حدیث قدسی آمده است که خداوند متعال فرمود:و عِزَّتي و جلالِي ، لا يَجُوزُني ظُلمُ ظالِمٍ و لَو كَفٌّ بِكَفٍّ به عزت و جلالم سوگند که ستم هیچ ستمکاری بدون کیفر از من نگذرد، هر چند زدن دستی به دستی باشد.ما گاهی تا می گوییم ظلم، سراغ ستمگران بزرگ می رویم. ظلم محدودیتی ندارد.

💖‌‌💖‌‌💖‌‌

خداوند فرمود: به عزت وجلال خود من از ظلم ظالم نمی گذرم. حالا آن ظلم های بزرگ باشد یا نه، همین اندازه که دست کسی را گرفتی و یک مقدار بیش از حد فشار دادی. یک وقت فشار دادن دست از سر مهر و محبت و دوستی است، این اشکالی ندارد. ولی اگر برای اذیت دست کسی را گرفتی و فشار دادی، فرمود: من از این مقدار ظلم هم نمی گذرم.

منبع نداهای الهی در قیامت / سیدحسین حسینی قمی


موضوعات: سبك زندگي
   دوشنبه 17 بهمن 1401نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 52

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو