« چشم از آسمان نمي‌گرفت. يك ريز اشك مي‌ريخت. طاقتم طاق شد.قاصدك4 »
تا این‌که در شب ۲۵ رمضان، در ۴۷ سالگی رخت از جهان برکشید و در قبرستان تخت فولاد کنار پدر شریفش سید عبدالرزاق موسوی به خاک سپرده شد.


در باب کیفیت مرگ این عالم بزرگوار نوشته‌اند: «سید شهید در ماه رمضان المبارک ۱۳۴۸(ه.ق) به علت کسالت، در بیمارستان عیسی بن مریم اصفهان بستری شدند. شب ۲۵ ماه مبارک، متصدی بیمارستان که از سران فرقه ضاله بهائیت بود و «سر الله خان» نام داشت، همه بستگان و اطرافیان آن مرحوم را از اتاق بیرون کرده

و سمی را که در استکان داشته به ایشان می‌خوراند، اطرافیان و دامادهای ایشان در آن لحظه آخر از [پشت در اتاق] شنیده‌اند که آن سید بزرگوار پیوسته صدا می‌زده: «حبیبی یا حسین!» از داماد ایشان «مرحوم حضرت آیت‌الله سید مرتضی موحد ابطحی» منقول است که «سید شهید درحالی‌که در بیمارستان بستری بودند، می‌گفت: «بناست حضرت امیرالمؤمنین علي(علیه‌السلام) تشریف بیاورند».[۳] و به این ترتیب این عالم جلیل القدر به فیض شهادت نائل آمد.
آیت‌الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی به‌علت عشق و علاقه‌ی فراوانی که به امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) داشت

بارها مورد عنایت ایشان قرار گرفت. خود سید در این باره می‌نویسد:

«شبی در خواب دیدم امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) به همراه یکی از پیامبران بنی اسرائیل به خانه‌ای که در آن ساکن هستم،

وارد شدند و به اتاق من که روبه‌قبله است تشریف آورده، و به بنده فرمودند: که مصائب مولای شهیدمان حضرت اباعبدالله الحسين(علیه‌السلام) را بخوانم.

صفحات: 1· · 3· · 5


موضوعات: خاطرات شهدا
   یکشنبه 11 مرداد 1394نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو