« داستانك50فردوس102 »

 داستان کوتاه

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو

3 پند می دهم که کامروا شوی

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی

سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست

 

نویسنده: سیدعباس كلهر


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 26 مرداد 1394


فرم در حال بارگذاری ...

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو