« توحيد8توحيد7 »

بشر حافى

امام كاظم عليه السلام از در خانه بشر حافى مى گذشت . آواز طرب انگيز و صداى ادوات لهو و لعب شنيد.از كنيز وى كه جلو منزل ايستاده بود ، پرسيد: صاحب تو آزاد است يا بنده ؟
كنيز گفت : آزاد است .
فرمود: راست گفتى ، اگر او بنده بود، با خداى خويش مخالفت نمى كرد.
كنيزك ، مطلب را به مولاى خود اطلاع داد.
بشر ناگهان رنگ از رخسارش پريد، از جاى برخاست ، و با پاى برهنه دنبال امام دويد. از وى پوزش طلبيد و توبه نمود. از آن پس به بشر حافى شهرت يافت .

كشكول شيخ بهايي


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394


فرم در حال بارگذاری ...

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو