منظور از فتح بزرگی که در سوره نصر بیان شده فتح مکه است، پس از این فتح بود که گروه های مختلف فوج فوج به اسلام روی آوردند.

خداوند در این آیه خطاب به حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند: زمانی که به این فتح و پیروزی رسیدی خداوند را تسبیح کرده و استغفار کن.

منظور از این حمد ستایش و تسبیح خداوند است، حمد و ستایش خداوند موجب گشایش در کارها شده و زمینه بالا رفتن و اوج گرفتن امت را فراهم می کند.

در اینجا منظور از استغفار، استغفار حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) برای امت است، امت اسلامی، امتی هستند که در آخر الزمان همانطور که در روایت های مختلف و آیات از جانب رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و خداوند وعده داده شده درگیر فتنه ها و آسیب های مختلف می شوند و برای اینکه بتوانند این آسیب ها را پشت سر بگذارند لازم است که حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) از ایشان حمایت کند.

حمایت حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) برای عبور از این گردنه های سخت استغفار ایشان برای امت است، زیرا بدون استغفار حضرت برای امت، امت هرگز پاک و طاهر نمی شود و امتی که پاک نباشد نمی تواند گردنه های سخت و فتنه های طاقت فرسا را پشت سر بگذارد.

دعا و استغفار حضرت برای امت تنها به صدر اسلام محدود نمی شود بلکه کسانی که در عصر حاضر و دوران های مختلف هستند می توانند به حضرت متوسل شده تا حضرت برای آن ها از خداوند طلب استغفار کند.

همانطور که در سوره نصر بیان شده استغفار حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) برای امت موجب بخشیده شدن آنان می شود، در ادامه آیه بیان شده که خداوند نسبت به انسان های توبه کار و کسانی که بر ایشان طلب استغفار شده بخشنده و مهربان است.

متأسفانه امروز وهابیت توسل به دامان حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت(علیهم السلام) را شرک می دانند، وقتی توسل شرک باشد طلب استغفاری هم در کار نیست و زمانی که استغفار صورت نگیرد امت به راحتی نخواهد توانست از فتنه های مختلف عبور کند و در نتیجه در فتنه های مختلف ذوب شده و از مسیر حق منحرف می شود.

منبع : خبرگزاری رسا، میرباقری، سید محمد مهدی

   چهارشنبه 4 آذر 1394نظر دهید »

آیا می توان زیارت عاشورا را برای رسیدن به حوائجی مانند: کسب توفیقات معنوی، قدرت مخصوص برای ترک گناه و تسلط بر نفس، طی الارض، امداد غیبی، رؤیت ملائکه و بهشت و جهنم در خواب، تقاضای علم لدنی، باخبر شدن از اوضاع برزخی اموات در خواب، رؤیت ائمه(علیهم السلام) در خواب و بیداری، خواند؟

این ها که عنوان شد همه حاجت هستند؛ حال اگر برای خدا باشد حاجتی اخروی و اگر برای دنیا باشد حاجتی دنیوی اند و در زیارت عاشورا می توان حاجات دنیوی و اخروی را در نظر گرفت.
مقصود از توجه در خواندن زیارت عاشورا چیست؟

در خواندن زیارت، در واقع انسان به دیدار کسی می رود نه به دیدار در و دیوار و ضریح و گنبد؛ پس اگر بتوان در زیارت فقط به یاد مزور حقیقی مثلاً امام حسین علیه السلام بود زیارت واقعی و توجه مورد نظر واقع شده است.
آیا صحیح است که خواندن زیارت عاشورا فقر می آورد؟

اولا، البته انسان هرگونه فکر کند ممکن است گرفتار نتایج آن نیز بشود لذا در دستورات شرعی آمده است که همیشه فالِ خوب بزنید و تفأُل بد در اسلام مکروه است زیرا ممکن است سبب نتایج ناگوار شود. همچنین فرموده اند: به خداوند متعال گمان خوب و حُسن ظن داشته باشید که او با همان گمانِ شما با شما رفتار می کند؛ ثانیاً ائمه اطهار علیهم السلام در روایات درباره این زیارت، نتایج و ثمرات بسیاری بیان فرموده اند که همه آنها مخالف این سخن است که «خواندن زیارت عاشورا فقر می آورد».
آیا زیارت عاشورای غیر معروفه، ثواب زیارت عاشورای معروفه را دارد؟

زیارت عاشورای غیر معروفه نیز مورد توصیه بزرگان قرار گرفته است؛ البته در آداب آن، غسل برای هر مرتبه خواندش قید شده است.
آیا در شرایط خواندن زیارت عاشورا رفتن به پشت بام و یا فضای باز، شرط شده است؟

رفتن به پشت بام سبب فضیلت زیارت است و لزومی ندارد؛ اگرچه در برخی روایات، رفتن به پشت بام وارد شده است.

منبع : خبرگزاری فارس، جاودان، محمد علی

کلیدواژه ها: زیارت عاشورا
   چهارشنبه 4 آذر 13941 نظر »

در فراز «السلام عَلَیک یا ثارَاللهِ وَ ابْنَ ثارهِ» از زیارت عاشورا امام حسین(علیه السلام) با عنوان خون خدا و پسر خون خدا معرفی شده، یعنی خون سیدالشهدا و امام علی که به ناحق ریخته شده و تا کنون تقاص آن خون گرفته نشده است.

خداوند جسم نیست و خون ندارد و خونی که در رگ های انسان جاری است در لغت عربی به آن «دم» گفته می شود، بنابراین «ثار» به معنای خون نیست بلکه به معنای حق خونخواهی و تقاص است، یعنی فردی که به ناحق کشته می شود اولیای دم و وارثان او حق دارند انتقام بگیرند و این حق برای آن ها محفوظ است.

از میان امامان شهید، حضرت علی(علیه السلام) و سیدالشهدا(علیه السلام) با شمشیر به شهادت رسیده اند و خون آن ها به زمین ریخته شده است، بنابراین حق خونخواهی آن ها باقی مانده است و خداوند خونخواه امام حسین(علیه السلام) است.

گرچه ابن مجلم پس از قتل امیرمؤمنان(علیه السلام) قصاص شد و مختار قیام کرد و قاتلان سیدالشهدا را به سزای اعمال خویش رساند، اما زمانی که آن امامان معصوم به شهادت رسیده اند ضربه بزرگی به مکتب حق وارد شد و تا کنون جبهه حق تقاص خود را از جبهه باطل نگرفته است.

در فراز «وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ» وتر به این معنای است فردی مورد ظلم و جنایت واقع شده باشد و هنوز انتقام خون آن گرفته نشده است.

در این دنیا گاهی انتقام فرد ظلم شده گرفته می شود و گاهی هم قصاص و خونخواهی این فرد تا روز قیامت باقی می ماند.

زمانی می توانیم ادعا کنیم تقاص سیدالشهدا(علیه السلام) گرفته شده است که دین و آیین خدا بر جهان حاکم شود و این خوانخواهی با ظهور امام زمان(عجل الله تعالی) محقق می شود.

با ظهور امام زمان(عجل الله تعالی) و با تشکیل دولت حق در جهان انتقام خون سیدالشهدا(علیه السلام) و امام علی(علیه السلام) گرفته می شود؛ بنابراین در روایات و ادعیه مختلفی حضرت مهدی(عجل الله تعالی) به عنوان انتقام گیرنده قیام عاشورا و خون به ناحق ریخته امام حسین(علیه السلام) معرفی شده است.

منبع : محدثی، جواد، خبرگزاری رسا

   چهارشنبه 4 آذر 1394نظر دهید »

پرچم عزت عالمین دست حضرت عباس(علیه السلام) است. گره هایی که به دست اباالفضل العباس(علیه السلام) باز می شود به دست هیچ پیامبری باز نخواهد شد. حضرت عباس(علیه السلام) این مقام را به خاطر این به دست آورد که عبد بود. در زیارت حضرت آمده «السلام علیک ایها العبد الصالح».

عباس(علیه السلام) رنگ خدا دارد. هر که عبد عباس باشد عبد خدا هم خواهد بود. قمر بنی هاشم؛ قمر شمس وجود حسین(علیه السلام) بود. در جنگ صفین حضرت ابوالفضل(علیه السلام) به دستور امیرالمؤمنین(علیه السلام) با نقاب به میدان جنگ رفت و جنگ نمایانی داشت. طوری که مالک اشتر به امیرالمؤمنین(علیه السلام) گفت: این جوان کیست که به میدان فرستادی؟ اگر بار دیگر به میدان جنگ برگردد ما پیروز جنگ خواهیم شد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور داد نقاب از چهره بردارند. و همه دیدند که عباس (علیه السلام) بود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: عباس(علیه السلام) را ذخیره عاشورا قرار داده ام.

منبع : خبرگزاری فارس، صدیقی، کاظم

   چهارشنبه 4 آذر 1394نظر دهید »

کتب ما، علمای ما و دانشمندان ما همه از برکت نهضت امام حسین(ع) است. یزید می خواست با کشتن سیدالشهدا(ع) درب دانشگاه دین را ببندد ولی امام حسین(ع) با خون خود و عزیزانش این درب را باز کردند. از همان روزهای نخستین شهادت امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س) به عنوان اساتید دانشگاه دین، کار خود را آغاز کردند. در تمام این سفر کوفه و شام، درس دایر بوده تا رسیدند به مدینه و مستقر شدند.

همه این برکات و معارف ثمره نهضت حضرت سیدالشهدا(ع) بوده است. هیچ کاری از دست ما جز همین گریه و عزاداری بر نمی آید. هر چقدر کتاب در باب فلسفه قیام امام حسین(ع) نوشته شود به این جمله نمی رسد: «و بذل الحسین مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة» امام حسین(ع) جان در کف نهاد که بندگان خدا را از جهالت و گمراهی نجات بدهد.

منبع : خبرگزاری فارس، فاطمی نیا، سیدعبدالله

 

   سه شنبه 3 آذر 1394نظر دهید »

 

اسارت بردن «آل الله» چنان تکان دهنده و بهت‌آور بود که از دیرباز مورد توجه مسلمانان قرار گرفته است؛ زمانی‌ که یک پژوهشگر تاریخ اسلام به تاریخ عاشورا می‌رسد؛ از نحوه مواجهه طاغوت زمان دچار بهت و حیرت می‌شود؛ و از عظمت قیام امام و شدت قصاوت یزید متعجب می‌شود.

متاسفانه در تاریخ عاشورا بنا به ضرورت‌ تحریف‌های وارد شده است. این تحریف‌ها در دو مذهب شیعه و سنی نمود پیدا کرده است که در ادامه به بعضی از آنها اشاره می‌شود.
تحریفاتی برای کاستن از شدت فاجعه عاشورا

طرفداران طاغوت اموی برای اینکه شدت فاجعه‌ قیام عاشورا را بکاهند؛ و معاویه سرکرده این خلافت را تطهیر کنند دست به تحریف تاریخ عاشورا زدند و مواردی را جعل و در تاریخ آورده‌اند تا بنی‌امیه و جرم آنها را تا حد زیادی پاک کند. به عنوان نمونه به سفارش معاویه به پسر نابکار اشاره می‌کنند؛ بر مبنای این سفارش معاویه یزید را از هر گونه تعرض و سخت‌گیری نسبت به امام حسین(ع) باز می‌داشت و به او تاکید می‌کرد که حتی اگر امام با او بیعت نکند با امام وارد جنگ و درگیری نشود.

یکی دیگر از تحریف‌های تاریخ عاشورا به خاطر عاملان این جنایت و پایین آوردن نفرت از عمق این جنایت بوده است. امام حسین(ع) با منطقی بسیار نیرومند که برگرفته از قرآن و سیره پیامبر(ص) بود از یزید خروج کرد. امام این عدم بیعت را وظیفه همگانی همه مسلمین می‌دانست.
تحریفات مخالفان ولایت

آنهایی که به ولایت اعتقاد ندارند، می‌گویند وقتی امام توانایی ایستادن در مقابل با سپاه یزید را نداشت و از نصاب کافی یاران و بیعت برای تغییر وضع برخوردار نبود؛ نباید دست به اقدامی می‌زد که وجود مقدس ایشان به شهادت برسد؛ به تعبیر دیگر می‌خواهند بگویند امام نعوذبالله خود را به کشتن داد و تکلیفی برای ایستادن نداشت.

کسانی که بی معرفت به ائمه بودند، وقتی به این تاریخ می‌رسند برای اینکه به نوعی این عظمت را کوچک کنند و آن حماسه را برای تاثیر گذاری افکار و رفتار مخاطبان باز دارند مواردی را جعل می‌کنند. و وقتی سندی ارائه می‌دهند مشخص است مجعول و راوی آن یا وجود خارجی ندارد و با غرض و مرض این را به دیگران انتقال می‌دهد؛ به عنوان مثال حماسه عظیم ایثار و از خود گذشتگی حضرت ابوالفضل(ع) در روز عاشورا را برای اینکه از تاثیرگذاری بیاندازند. نقل می‌کنند که آن حضرت در بین برادران از ام‌البنین تنها فرزندی بود که ازدواج کرده بود و فرزند داشت به همین خاطر برادر مجرد خود را ابتدا به میدان فرستاد وقتی که برادران ایشان به شهادت می‌رسیدند ارث آنها به حضرت عباس می‌رسید و در آخر خود ‌جنگیدند و به شهادت ‌رسیدند تا همه اموال برادران به فرزندان خود برسد. و این یک نوع خباثت است که عظمت حضرت عباس(ع) را بخواهند کوچک جلوه بدهند.
توصیفات اغراق‌آمیز از واقعه عاشورا

البته در شیعه هم تحریف‌هایی صورت گرفته است. این تحریف‌ها با دو انگیره صورت گرفته‌اند. شاید انگیزه‌ها در جای خود موجه بودند اما روش و ابزار این تحریف‌ها غلط بوده است؛ مثلا عظمت شجاعت امام حسین، علی اکبر و قاسم(ع) را اغراق‌آمیز جلوه می‌دهند. بدون اینکه ما نقلی از میزان کشته شدکان داشته باشیم آمار زیادی از کشته شدگان سپاه ملعون به دست این بزرگواران را ارائه می‌دهند.

این تحریف‌ها به این دلیل است که اگر این بزرگواران خود به شهادت رسیده‌اند اما آمار غیر قابل قبولی را نیز کشته‌اند.
واقعه کربلا به اندازه کافی حزن‌انگیز است و نیازی به تحریف ندارد

انگیزه دیگری که شیعیان دست به تحریف تاریخ عاشورا زدند این است که سوز و گذار بیشتری برای مخاطبین خود ایجاد کنند. به همین خاطر مطالبی را جعل کردند تا بیشتر مخاطبان خود را بگریانند. به خصوص درباره سرنوشت حضرت زینب و حوادث بعد از قیام. این رویکرد غلط و غیرقابل تحمل است. ما نمی‌توانیم برای حزن بیشتر دست به تحریف و جعل بزنیم. خود واقعه کربلا به اندازه کافی حزن‌انگیز است که نیازی به تحریف ندارد به نظر من گریاندن مخاطبین به هر قیمتی جایز نیست.
آیا امکان بررسی تاریخ عاشورا با استناد به مکاشفات وجود دارد؟

ممکن است برخی افراد پاک‌دل و صالح به خاطر صفا و معنویت خود مکاشفه‌ها و خواب‌‌هایی راجع به حادثه کربلا و فجایعی که صورت گرفته است ببینند. اما از نظر علمی و شرعی خواب افراد و مکاشفه آنها برای ما حجت نیست ممکن است برای خود آنها حجت باشد ولی برای دیگران نیست و ما نمی‌توانیم به اعتبار اینکه فلان شخص صالح خوابی دیده است و درباره واقعه کربلا نقلی می‌گوید، آن را باور کنیم. نقلی که هیچ یک از اخبار پیشین آن را ذکر نکرده‌اند؛ نه از نظر عقلی معقول است و نه از نظر شرعی. در مجموع خواب غیر معصوم نمی‌تواند برای ما حجیت داشته باشد.

منبع : خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، رجبی‌دوانی، محمدحسین

 

   سه شنبه 3 آذر 13942 نظر »

به همراه اهلبیت چه كساني به اسارت برده شدند


پس از عاشورای حسینی، تعداد کمی از اهل بیت و یاران، زنده ماندند. آنان عبارت بودند از زنان و دختران و نیز کودکان که به خاطر کوچکی سن و یا بیماری و جراحت سخت، کشته نشدند، «عمر بن سعد» بعد از شهادت امام حسین علیه السلام زنان، دختران و خواهران و نیز بچه هایی را که زنده مانده بودند و امام سجاد علیه السلام را با خود به کوفه برد.

در میان اهل بیت امام حسین علیه السلام زنان و مردانی نیز بودند که به همراه آنان به اسیری برده شدند. اسیرانی که اهل کوفه بودند با ورود به شهر خود به واسطه شفاعت خویشان و قبائل در کوفه ماندند و از اسارت آزاد شدند. اما خانواده های هاشمی با همان شیوه اسارت، راهی شام گردیدند. لازم به ذکر است برخی از اسرا هم بلافاصله بعد از اسارت به دست دشمنان در کربلا به شهادت رسیدند.

اکنون به کسانی که همراه اهلبیت به اسارت برده شدند، اشاره می شود:

۱. عقبه بن سمعان: عقبه، غلام رباب همسر امام حسین علیه السلام بود که به دست «ابن سعد» دستگیر شد و سپس آزاد گردید.[1]
۲. نافع بن هلال جملی: او فردی دلیر، قاری قرآن، کاتب حدیث و از یاران امیر مؤمنان علیه السلام بود و در سه جنگ مهم آن روزگار شرکت کرد. نافع پیش از شهادت مسلم، به امام حسین علیه السلام ملحق شد. او در روز عاشورا دوازده تن از یاران عمر سعد را به قتل رساند و سرانجام مجروح شد و بازوانش شکست. «شمر بن ذی الجوشن» با دار و دسته اش او را اسیر کرده، به میان سپاه و نزد عمر بن سعد برد. نافع بن هلال بعد از اسارت به دست «شمر بن ذی الجوشن به شهادت رسید.[2]

ادامه »

   دوشنبه 2 آذر 1394نظر دهید »

چه کسانی امام حسین(ع) را یاری نکردند؟

از منظر جریان‌شناسی تاریخی، می‌توان طیف‌ها و افراد مختلف زمانه‌ی سیدالشهدا علیه‌السلام را در سه جریان کلی مورد بررسی قرار داد:
جریان اول

جریان سیدالشهدا علیه‌السلام شامل خود ایشان و یارانی می‌شد که در صحرای کربلا به‌همراه ایشان به شهادت رسیدند؛ افرادی که مبانی بنیادین و مبانی معرفتی خوبی داشتند و مسائل اسلامی را در دوره‌ی خود به‌خوبی درک کرده بودند. این جمع چون با استدلال و اندیشه‌ی صحیح به مسئله‌ی امامت پی برده بودند، دیگر در هر مسئله‌ای با امام حسین علیه‌السلام بحث‌وجدل نمی‌کردند و نگاه او را کامل‌ترین نگاه نسبت به همه‌ی مسائل و نسبت به همه‌ی رجال آن عصر می‌دانستند، زیرا نگاهشان به مسئله‌ی امامت این بود که امام، معصوم از هرگونه خطا و اشتباه است، بی‌هوا و مؤمن راستین است، سخنش سخن خداست و در عین‌حال دشمن‌شناسی قوی و مسلط به مسائل روز و خلاصه حجت است.

در عین‌حال که نگاه و مبانی این افراد سالم بود، آن‌ها عمل صالح و سالم هم داشتند. چون دید و نگاه سالم به‌تنهایی انسان را حفظ نمی‌کند. چه بسیار افرادی که در روز عاشورا به حقانیت امام حسین علیه‌السلام ایمان داشتند، ولی چون شکم‌هایشان از حرام پر بود، از قاتلان ایشان شدند. اما این افراد، هم نگاه و مبانی سالم داشتند، و هم عمل صالح.

ادامه »

   دوشنبه 2 آذر 1394نظر دهید »

زیارت عاشورا می‌خواهد در مقابل ظالمان انسان‌هایی مبارز بسازد و نه صرفاً افرادی نوحه‌سرا و تسلیم در برابر ستمگران!

ما خواندن زیارت عاشورا را هدف می‌دانیم و با خواندن آن مخصوصاً اگر با صد لعن و صد سلام و در یک اربعین باشد، خود را عامل به وظیفه مطلوب از آن زیارت به حساب می‌آوریم در صورتی که زیارت عاشورا وسیله است و می‌خواهد در مقابل ظالمان و جباران انسان‌هایی مبارز و مقاوم بسازد و نه صرفاً افرادی نوحه‌سرا و تسلیم در برابر ستمگران! مگر در آن زیارت نمی‌خوانیم: «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ؛ از خدا می‌خواهم که مرا به سبب معرفت شما و معرفت دوستان شما، گرامی داشته و به من برائت و بیزاری جستن از دشمنان شما را روزی فرماید».

برائت از دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام هدفی است که باید در زندگی امتی که با زیارت عاشورا سر و کار دارد ظاهر شود. آن هم برائت فکری و قلبی و عملی و نه تنها لفظی و ذهنی که اثری ندارد. آیا ما از خواندن زیارت عاشورا این هدف را می‌طلبیم و تعقیب می‌کنیم یا تنها آن را می‌خوانیم و همان خواندن را هدف می‌دانیم و جز آن مطلوبی نداریم؟!

آیا مقصود از دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام تنها یزید و ابن‌زیاد و شمر ۱۴۰۰ سال پیش است؟ آری ما موظفیم آنها را لعنت کنیم و از خدا بخواهیم عذابشان را افزون کند! ولی آیا جز آنها دشمنی برای اهل‌بیت رسول‌ علیهم‌السلام در دنیای کنونی نیست؟! و حال آنکه در همان زیارت می‌خوانیم: «اللهُمَّ الْعَنْ أوّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَآخِرَ تَابِع لَهُ عَلَى ذلِکَ».

با این جمله اقرار می‌کنیم که محمد و آل محمد علیهم‌السلام علاوه بر ظالم اول، دشمنان دیگری دارند که در هر زمان در پی ظالم اول می‌روند و طرز تفکر او و کار او را ادامه می‌دهند و ما موظفیم عملاً از آنها بیزاری جوییم و همانگونه که از خدا برای ظالمان اول، عمیق‌ترین درکات جهنم را می‌طلبیم برای ظالمان تابع آنها نیز مطرودیت از رحمت خدا را بطلبیم و عملاً برای طرد آنان از جو زندگی خود، دست به کار بشویم و تنها به لعنت لفظی و آرزوی نابودی آنان در قلب خویش اکتفا نکنیم.

فرضاً بر اثر لعنت‌های شبانه‌روزی ما در زیارت عاشورا علی‌الدوام بر عذاب آل ابی‌سفیان و آل زیاد و آل مروان افزوده می‌شود و تا اعماق جهنم سقوط کنند (و ان شاءالله که چنین نیز هست و ما هم موظف به لعنت بر آنها هستیم) اما آیا تنها لعنت بر آنها تکلیف را از گردن ما برمی‌دارد و دیگر ما نسبت به یزیدمنشان زمان خود وظیفه‌ای نداریم؟ آیا اینان مصداق «وَآخِرَ تَابِع لَهُ عَلَى ذلِکَ» نیستند که زیارت عاشورا دستور لعن بر آنها را می‌دهد؟ آیا مقصود از لعن همان لعن لفظی و آرزوی قلبی است یا هدف اعتراض و اظهار تنفر و قیام در مقابل ستمگران زمان است؟!
زیارت عاشورا، نمایشگر قیام علیه یزدیان

زیارت عاشورا در هر زمانی نمایشگر نهضت و قیام حسینی علیه یزیدیان است و می‌خواهد در مکتب خویش امتی معترض به راه و رسم پیروان آل بی‌سفیان بپروراند که مجال رشد و نمو به طرز تفکر شیطانی آل‌زیاد و آل مروان ندهند! وگرنه بدن آن جرثومه‌های فساد ۱۴۰۰ سال پیش پوسیده و نابود شده است. امام حسین علیه‌السلام هم نفرمود شخص یزید طرف من است بلکه فرمود: «اگر آدمی مثل یزید [و دارنده فکری همچون فکر یزید] بر امت اسلامی حاکم شود، فاتحه اسلام خوانده می‌شود» و این اختصاص به زمان امام حسین علیه‌السلام ندارد. در هر زمانی ممکن است چنین فکری به وجود آید و لذا در هر زمانی باید عاشورایی به وجود آید و زیارت عاشورا به همان معنا که گفتیم خوانده شود نه به معنایی که ما می‌خوانیم.

ما سال‌ها در مساجد و منازل، زیارت عاشورا را می‌خواندیم و جباران نیز با آسودگی خاطر بر ما حکومت می‌کردند و از هیچ‌گونه ظلم و ستمی بر ما دریغ نمی‌کردند و دین و دنیای ما را به تباهی می‌کشیدند چون ما خواندن زیارت عاشورا را هدف قرار داده بودیم و جز خواندن آن، گویی مطلوب گم‌شده‌ای نداشتیم که برای رسیدن به آن سعی و تلاش کنیم، در صورتی که زیارت عاشورا وسیله‌ای است برای پرورش روح معترض و منتقد از حکومت‌های جبار در هر زمان، نه وسیله‌ای برای ثواب بردن و با بی‌تفاوتی از کنار حکومت‌های طاغوتی گذشتن و تنها به ارواح پلید طاغوت‌های ۱۴۰۰ سال پیش لعنت فرستاد و وظیفه خود را تمام شده دانستن!

منبع : خبرگزاری فارس، ضیاءآبادی، سیدمحمد

   دوشنبه 2 آذر 1394نظر دهید »

1 ... 88 89 90 ...91 ... 93 ...95 ...96 97 98 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو