
(هل اتيك حديث الغاشيه - وجوه يومئذ خاشعه - عامله ناصبه - تصلي نارا حاميه )سهل بن محمد از حضرت ابي عبدالله نقل ميكند: مراد از حديث غاشيه قائم مهدي (عجل الله تعالی) است كه با شمشير خروج ميكند و كساني كه به غير حق بر مردم سلطنت ميكنند،ميجنگند.

(والفجر- وليال عشر - والشفع والوتر - والليل اذا يسر)حضرت ابي عبدالله (علیه السلام) فرمود: مراد از فجر، فجر ظهور قائم است و شبهاي عشر،دولت ائمه تا دولت قائم است (والشمس و ضُحيها - و القمر اذا تليها - و النهار اذا جلّيها - و الليل اذايغشيها)سليمان ديلمي از ابي عبدالله نقل ميكند: كه در اين سوره معناي شمس و قمر سوال كردند، فرمود: شمس شخصيت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و قمر امير المؤمنين و نهار فاطمه الزهرا و مراد «جلّيها» نسل فاطمه زهرا مخصوصاً مهدي قائم است و «وضحيها» قيامقائم است

(والليل اذا يغشي - و النهار اذا تجلي از حضرت ابي عبدالله روايت شده كه مراد از شب تاريكي دولت ابليس است و نهار، متجلي دولت قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) است (امن يجيب المضطر اذا دعاهُ و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض از حضرت ابي عبدالله (علیه السلام) روايت است كه فرمود: قائم ما وقتي خروج ميكند، وارد مسجد الحرام ميشود و رو به قبله ميايستد و پشت به ديوار كعبه ميدهد و دو ركعت نماز ميخواند و با صداي بلند ميگويد: «ايها الناس انا أولي الناس بآدم يا ايهاالناس انا أولي الناس بابراهيم يا ايهاالناس انا اولي الناس باسماعيل يا ايهاالناس انا اولي الناس بمحمدثم يرفع يده الي السماء و يدعو و يتضرع حتي يقع علي وجهه و هو قول ا… عز و جل (امنيجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض أءله مع الله قليلا ما تذكرون ؛ اي مردم من اكنون اوليتر از آدم و از ابراهيم و از اسماعيل و از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به شما هستم آن گاه دست بلند كند و دعا و تضرع نمايد و ميخواند آيا كسي هست اجابتكند مضطر را، و بديهاي وارده بر او را برطرف كند.

آري قرار داد خداوند خلفاي خود را در زمين آيا با وجود خداي يكتا، خدائي هست ليكن مردم اندكي يادآور اين حقيقتاند.در كتاب مسطور از علي بن احمد از عبدالله بن موسي از برقي از پدرش از محمدبن سليمان از ابي بصير از ابي عبدالله در آيه معروف (يعرف المجرمون بسيماهُم روايت كرده كه آن حضرت فرمود: خدا مجرمان را ميشناسد، ليكن قائم (عجل الله تعالی) ايشان را از سيما و صورت ميشناسد و با شمشير ايشان را ميزند.مفصل بن عمر روايت كرده كه از ابي عبدالله (علیه السلام) تأويل آيه (ولنذيقنهم من العذابالادني دون العذاب الاكبر) را پرسيدم فرمود: عذاب ادني گراني نرخها و قحط و عذاب اكبر شمشير مهدي است در تفسير مزبور از پدر قائم (عجل الله تعالی) از ابن ابي عميد از ابن مكان از ابي عبدالله (علیه السلام) در تاويل آيه شريفه (اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير) روايت كرده كه آن حضرت فرمود: اهل سنت ميگويند كه اين آيه در شأن رسول خدا و آل او نازل شد وقتي كه قريش آن حضرت را از مكه بيرون كردند.
نه چنين نيست بلكه مراد از آيه قائم (عجل الله تعالی) است كه براي خون خواهي امام حسين (علیه السلام) خروج خواهد كرد. حاصل و مضمون آيه اين است كساني كه مظلوم شدهاند، در قتال مأذون ميشوند و خدا به ياري ايشان قادر است ايضاً در تفسير (و من عاقب بمثل ما عوقب به ثم بغي عليه لينصرنه الله) ذكر كرده كه هر كس اراده كشتن پيغمبر و ستم بر او نمايد، هر آيينه خدا اورا با قائم (عجل الله تعالی ) ياري خواهد كرد. هم چنين در كتاب مذكور آمده است (الذين اءن مكناهم في الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة ؛ هر گاه ايشان را در روي زمين متمكن نمائيم اقامه نماز و اداي زكات ميكنند.از ابي الجارود از ابي جعفر (علیه السلام) روايت كرد، كه آن حضرت فرمود: اين آيه در شأن آل محمد است تا آخر ائمه و مهدي (علیهم السلام) و احجاب او.
نظر دهید » 
امام حسين (علیه السلام) فرمود:«اگر مهدي آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) قيام كند، مردم او را نشناسند، زيرا او به سوي آنان ميآيد، در حالي كه جواني رشيد است و از بزرگ ترين آزمون ها اين است كه صاحب مردم امام زمان (علیه السلام)، جوان ظهور ميكند، در حالي كه آنان ميپندارند، او پيرمردي كهن سال است »از احمد بن محمد بن احمد بن طلحه خراساني از علي بن حسين از اسماعيل بن مهران از عمرو بن ايان از عمرو بن ثمر از جابر از ابي جعفر (علیه السلام) مثل اين حديث روايت شده است و در تفسير آيه (اقترب الساعه صاحب تفسير از احمد بن ادريس و از ابي عبدا… از ابن نويد از حسين بن احمد سنقري از يونس بن حسين و از ابي عبدا… (علیه السلام) در قول خداي تعالي (مدهامتان روايت كرده كه آن حضرت (علیه السلام ) فرمود كه در مابين مكه و مدينه نخلستانها به هم متصل ميشوند، يعني در وقت ظهور. (يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله مُتّمُ نوره ؛ اراده ميكنند كه با دهانهاي خود نور خدا را خاموش نمايند و حال آن كه خدا نور خود را تمام كننده است .صاحب تفسير گويد: خدا با قائم اتمام نور خواهد نمود. او را بر همه مذاهب و اديان غالب ميكند. در آن وقت كسي غير از خدا عبادت نميشود.

اين است معناي حديث كه زمين را پر از عدل ميكند؛ چنان كه پراز ظلم و جور كرده است (و اُخري تحبّونها نصرمن الله و فتح قريب را به فتح قائم تاويل كرده (حتي اذا رأوا ما يوعدون ؛ وقتي كه قائم (عجل الله تعالی) و امير المؤمنين (علیه السلام) را كه به ايشان وعده ميشود، ميبينند.(فسيعلمون من اضعف ناصراً واقل عددا)؛ پس به زودي ميداند كه كيست ضعيف تر و كمتر از حيث ياور و ناصر».(انهم يكيدون كيدا و اكيد كيدا فمهّل الكافرين أمهلهم رويدا)؛ به درستي كه ايشان حيله ميكنند، حيله كردني و من حيله ميكنم حيله كردني و ايشان را ـ يا محمد ـ اندكي مهلت بده صاحب تفسير گفته كه هر آيينه قائم مبعوث ميشود و انتقام از ظالمان بني اميه و قريش ميگيرد. صاحب تفسير از احمد بن ادريس از محمد بن عبدالجبار از ابن ابي عمير از حماد بن عثمان از محمد بن مسلم روايت كرده كه ميگويد: از ابي جعفر(علیه السلام) پرسيدم از قولخدا (والليل اذا يغشي) آن حضرت فرمود: مراد اميرالمومنين (علیه السلام) است كه در دولت باطل ظلمتِ نفس ستم به او احاطه نمود و نور ديدهاش را خاموش كرد و مامور گرديد كه صبر نمايد، گفتم (والنهار اذا تجلّي فرمود: نهار عبارت از قائم است زماني كه قيام كرد، بر دولت باطل غالب ميشود.

خداي تعالي در قرآن براي خلق مثلها آورده و با آنها با پيغمبر خود خطاب نموده غير از او كسي آنها را نميداند: (قل ارايتم ان اصبح ماءكم غوراً فمن ياتيكم بماء معين صاحب تفسير گويد: اگر خود امام شما غايب شود، پس چه كسي براي شما امامي ميآورد كه مانند او باشد.شيخ صدوق در كتاب «ثواب الاعمال از ابن وليد از صفا از عباد بن سليمان از محمد بن سليمان و او از پدرش روايت كرده به ابي عبدالله (علیه السلام) گفتم (هل أتيك حديث الغاشيه فرمود: مراد قائم (علیه السلام) است ظالمان را با شمشير احاطه ميكند. راوي ميگويد كه گفتم (وجوه يومئذ خاشعه آن حضرت فرمود: به قائم (عجل الله تعالی) خضوع ميكنند و طاقت ابا و امتناع ندارند، گفتم (عامله فرمود: عمل به غير از ظهور قائم ايمان به اونياورد، هر چند كه به ساير ائمه ايمان آورده باشد.

ايمان آوردنش به قائم (عجل الله تعالی) در وقت ظهور سودي نخواهد داشت كمال الدين از ابن متوكل از محمد عطار از ابن عيسي از عمربن عبدالعزيز از جماعتي از اصحاب ما، ايشان از داود رقي از ابي عبدالله (علیه السلام) در خصوص قول خداي تعالي (الذين يؤمنون بالغيب روايت كرده آن حضرت فرمود: ايمان به غيب اعتقاد به قيام قائم است و در كتاب «الامام الحجه ابن الحسن العسكري (علیه السلام) از حضرت امام باقر از پدرش امام علي بن الحسين از پدرش امام حسين رسيده : «آن گاه كه ائمه معصومين درگير و گرفتار جور مخالفان قرآن و خلفاي جابر شدند، مردي از ما به حق قيام كند و 313 نفر از مردان جانباز و ياران مخلص او را ياري دهند، با تأييد الهي و پرچم پيغمبر به جانب مدينه روان ميگردد، از ميان بيداء كه ميگذرد، ميگويد: اين جا همان مكاني است كه خداوندِ قوي (حنيف عذابش را بر زمين فرو ميبارد».

امام حسين (علیه السلام) فرمود: «خدا قائم ما آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را آشكار ميكند، تا ازستمكاران انتقام بگيرد؛ عرض شد: اي فرزند رسول خدا قائم شما كيست فرمود: نهمين فرزند از فرزندان پسرم محمد بن علي (علیه السلام)، او حجه بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي فرزندم ميباشد و او همان كسي است كه زماني طولاني غايب ميشود. سپس ظهور ميكند و زمين را پر از عدل و داد ميسازد، به همان سان كه از ظلم وجور پر شده است .
منبع:
امام زمان (عج) از زبان امام حسين (ع)
نويسنده : واحد تحقيقات موسسه فرهنگي تبيان ناشر : موسسه فرهنگي تبيان
نظر دهید » 
سوره انسان در مدینه نازل شده است و دارای 31 آیه می باشد.

سوره انسان
سوره انسان در مدینه نازل شده است و دارای 31 آیه می باشد.برای این سوره نامهای متعددی است که مشهورترین آنها «ا نسان» ، «دهر» و «هل اتی» است که هرکدام از آنها از یکی از کلمات ابتدای سوره گرفته شدهاست.
محتوای این سوره به پنج موضوع تقسیم می شود :
آفرینش انسان از نطفه و سپس هدایت و آزادی اراده او
سخن از پاداش ابرار و نیکان که شان نزول خاصی درمورد اهل بیت دارد
دلائل استحقاق این پاداشها
اهمیت قرآن، و طریق اجرای احکام آن
حاکمیت مشیت الهی (در عین مختار بودن انسان)
چرا سوره «انسان» در وصف اهل بیت(علیهم السلام) نازل شده است؟
- سوره انسان هفتاد و ششمین سوره قرآن کریم است که در جزء 29 قرار دارد، این سوره نامهای دیگری نیز دارد که مشهورترین آنها«دهر» و «هل اتی» است. نزول این سوره در حقیقت نمادی از شکوه انسان را به نمایش می گذارد و به اعتقاد راسخ تمامی علما و مفسران شیعه و بیشتر علما و مفسران اهل سنت سوره هل اتی ـ یا همان سوره مبارکه انسان ـ در شأن علی(علیه السلام) و اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است. انفاق، ایثار، سخاوت و جود امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) زبانزد خاص و عام و حتی دشمنان آن بزرگواران است و برخی آیات قرآن کریم مانند آیه ولایت(آیه 55 سوره مائده) و نیز سوره مبارکه انسان ـ گواه انفاق، ایثار، جود و سخاوت علی بن ابیطالب (علیه السلام) و خانواده بزرگوار ایشان است.

شأن نزول این سوره ارزشمند چه بود و چرا در «هل اتی» اهل بیت عصمت و طهارت(علیه السلام) مخاطب قرار گرفتند؟
- در اقوال صریح تاریخ اسلام ذکر شده که امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ در کودکی بیمار شدند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) همراه دو نفر از اصحاب خویش از آنها عیادت کردند. یکی از اصحاب به حضرت علی(علیه السلام) عرض کرد: چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردید، در این شرایط مولای متقیان فرمودند:” نذر میکنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نیز چنین فرمودند و جالب اینکه حسنین(علیهمالسلام) نیز فرمودند: ما نیز سه روز روزه می گیریم. فضه- کنیز آنان- نیز همین نذر را کرد.” مدتی گذشت دو سید و سرور جوانان بهشت شفا یافتند و همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود، لذا علی(علیه السلام) مقداری پول تهیه کردند و آرد خریدند تا همسرشان حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها) نان تهیه کنند. علی (علیه السلام) نماز مغرب را با پیامبر خدا ادا کردند و به منزل آمدند. سفره را پهن کردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین علی(علیه السلام) اولین تکه را برداشت، مسکینی در خانه را زد و گفت:” السلام علیکم یا اهل بیت محمد(صلی الله علیه وآله و سلم)! من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه میخورید به من بخورانید. خداوند از نعمتهای بهشت به شما بدهد!” همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.

فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه(سلام الله علیها) یک سوم دیگر از آرد را نان تهیه کردند و پس از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:” السلام علیکم یا اهل بیت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)! من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه میخورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.” همه اهل خانه، باز هم آن شب را گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند. فردای آن روز نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکان به در خانه آمد و گفت:” السلام علیکم یا اهل بیت محمد! ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمیدهید؟” آن شب نیز همه نانهای خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند. فردای آن روز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دو نور دیده خودشان امام حسن و امام حسین(علیهمالسلام) را دیدند که از شدت گرسنگی می لرزیدند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با دیدن آنان فرمودند: «ای اباالحسن! حالت شما مرا سخت ناراحت میکند. نزد دخترم فاطمه برویم.» نزد فاطمه(سلام الله علیها) رفتند و دیدند ایشان در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دخترشان را در آغوش گرفتند و فرمودند: «به خدا پناه میبرم. شما سه روز است که گرسنهاید!» در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: «ای محمد! آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود: چیست؟ : «هل اتی علی الانسان حینٌ من الدّهر» تا آنجا که می فرماید: «لا نرید منکم جزاءً و لا شکوراً».

سوره «انسان» ما را برای رسیدن به راه رستگاری به چه نکاتی رهنمون میکند؟
-این سوره به پنج نکته ارزشمند برای رسیدن انسان به تعالی روحی و رستگاری ابدی اشاره دارد، آفرینش انسان، خلقت او از نطفه و سپس هدایت و آزادی اراده او، جایی هم سخن از پاداش ابرار و نیکان در دنیا و آخرت به میان آورده که شأن نزول آن درمورد اهل بیت(علیهم السلام) است. در ادامه به دلایل استحقاق این پاداشها و حاکمیت مشیت الهی در عین دارای اختیار بودن انسان تاکید دارد. بنابراین توجه ویژه به این نکات ارزشمند ما را به سرمنزل حقیقی الهی شدن رهنمون میسازد، همان مسیری که خانواده مطهر مولای متقیان(علیه السلام) با سخاوت و انفاق عاشقانه در راه خدا طی کردند و امروز به عنوان الگو برای ما به یادگار مانده است.

برای تبیین ارزشهای فکری، اعتقادی و سیره زندگی حضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عنوان دو زوج الهی و آسمانی، چه نکاتی را باید مورد توجه قرار دهیم؟
- به نکته مهم و ارزشمندی اشاره کردید، زیرا در زندگی مشترک حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امیرالمومنین علی(علیه السلام) شاهد دورنمایی کامل از زندگی توأم با مودت، رحمت و آرامش روحانی هستیم. آرامشی که هیچ بویی از ریا و خودنمایی ندارد و جز رضای خدا در این زندگی نگاه دیگری دیده نمیشود. زندگی این دو بزرگوار الگوی ویژه برای همه ماست تا در مسیر پر تلاطم زندگی از آن بهره بگیریم و خانواده خود را بر مدار خداشناسی و دوستی اهل بیت(علیهم السلام) استوار کنیم. اخلاق محوری، مهمترین رکن زندگی این دو گوهر آسمانی است، ما هم اگر به این الگوی زیبا توجه کنیم بی گمان زندگی متعالی خواهیم داشت
منبع:
Gasam.ir
نظر دهید » 
روايت شده است كه ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالی) با حوادث كربلا رابطه خاصي پيدا كرده كه از آن جمله است

1 ـ در تمام ايام مربوط به حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی) زيارت امام حسين (علیه السلام) وارد شده است چون شب نيمه شعبان و شب قدر؛2 ـ آغاز قيام جهاني حضرت مهدي (عجل الله تعالی) طبق روايات فراواني در روز عاشورا خواهد بود؛3 ـ در بيشتر احاديث كه از وجود مقدس رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خصوص آن مصلح جهاني وارد شده به وسيله امام حسين (علیه السلام) به عناويني چون (از تبار پسرم حسين (علیه السلام))، (از نسل اين پسرم ، (نهمين فرزند پسرم حسين معرفي شده است

4 ـ سفر تاريخي امام (علیه السلام) كه از مكه معظمه به مقصد كوفه آغاز شد و به مقصد نرسيد، توسط فرزند رشيدش تكميل ميشود و پايتخت حكومت جهاني آن حضرت شهر كوفه خواهد بود؛5 ـ وجود مقدس ولي ا… اعظم طبق روايات همواره به ياد جد بزرگوارش امامحسين (علیه السلام) هر صبح و شام اشك ميريزد.

از جمله عبادتهاي بسيار مهم و با فضيلت در شب نيمه شعبان زيارت حضرت سيدالشهدا (علیه السلام) است و البته در اين جا اين سؤال پيش ميآيد كه ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالی) چه ارتباطي با زيارت امام حسين (علیه السلام) دارد كه در شب تولد امام زمان (عجل الله تعالی) زيارت حضرت اباعبدالله حسين (علیه السلام) مستحب است ممكن است گفته شود:

چون امامحسين (علیه السلام) جد بزرگوار آن حضرت است با اين زيارت ولادت فرزندش را به ايشان تبريكميگوييم ولي اين سخن از جهاتي نميتواند درست باشد، زيرا كه در اين صورت زيارت حضرت امام حسن عسكري (علیه السلام) مناسبتر بود، چرا كه آن حضرت پدر بلا واسطه و امامحسين (علیه السلام) پدر با واسطه امام زمان (عجل الله تعالی) است و اگر گفته شود امام حسين (علیه السلام) چون پدربزرگ است زيارتش زيارت بقيه ائمه معصومين (علیهم السلام) مانند امام حسن عسكري (علیه السلام) نيزهست در اين صورت گوييم زيارت حضرت اميرالمؤمنين (علیه السلام) و يا زيارت رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم)) مناسبتر خواهد بود.

زيرا آن دو بزرگوار پدر ائمهاند، پس با اين مقدمات بايد گفت حقيقت مهمتر از اينها است زيارت امام حسين (علیه السلام) در اين شب حاكي از رابطه مخصوص و پيوند آسماني قيام كربلا و نهضت امام حسين (علیه السلام) با حضرت مهدي (عجل الله تعالی) است زيرا در اين قيام مقدس آسماني رهبر و پيشواي نهضت حسين بن علي (علیه السلام) بر خاك و خون كشيده ميشود و در اين جهاد مقدس اصحاب و ياران سلحشور و با وفايش به لقاء ا… ميپيوندند و

همه ميدانيم كه انتقام خون مقتول بر عهده وصي و فرزند مقتول است خداوند ميفرمايد: (و من قتل مظلوما جعلنا لوليه سلطانا)؛ كسي كه مظلوم كشته شد و به دست ستمگران و مردم جفا پيشه از پاي درآمد، براي ولّيِ او سلطنت و قدرت قرار داديم .لذا وليّ دمِ امام حسين (علیه السلام) حضرت مهدي (عجل الله تعالی) است و امر انتقام و خون خواهي به دست آن حضرت ميباشد.
منبع:
امام زمان (عج) از زبان امام حسين (ع)
مشخصات كتاب
نويسنده : واحد تحقيقات موسسه فرهنگي تبيان
ناشر : موسسه فرهنگي تبيان
نظر دهید » 
به نام او كه مظهر عشق و شهادت را در زمين آفريد و ما را با نام حسين (علیه السلام) عاشق گرداند. حسيني كه در سرزمين كرب و بلا مردانگي خود را به صحنه نمايش گذاشته و فرزند شش ماهه خود را قرباني راه سپيد خوش بختي كرد.حسيني كه با آوردن نامش چشمها به دريا و دلها به آتشفشانها مبدل ميشود.حسيني كه ما را با درسهايش به اين زندگي و دنيا آشنا كرد و به ما آموخت تنها هدفمان در دنيا قرب عندالله باشد. حسيني كه خود عاشق بود، اما همه را شيفته خود كرد و چه زيبا شباهتي است بين قيام امام حسين (علیه السلام) و مهدي موعود (عجل الله) آن منتقم خون حسين (علیه السلام).

با بررسي احاديثي كه از زبان امام حسين (علیه السلام) در مورد اباصالح (علیه السلام) روايتشده است در مييابيم كه در سايه تحقيق و غوطه ور شدن در سخنان و روايات ائمه اطهار (علیهم السلام ) خصوصاً سيدالشهدا (علیه السلام)، ميتوان هر چه بيشتر به حد اعلايي از شناخت محبت و عشق به ايشان دست يافت چرا كه روح لطيف انسان هر چه بيشتر تحت تاثير و تأديب پرتو انوار الهي ـ كه همان قرآن و عترت است ـ قرار گيرد، زودتر و بهتر ميتوان به سعادت دنيا و آخرت و كام يابي بزرگ ـ كه همان قرب الهي است ـ دست پيدا كرد.

ويژگيهاي امام صالح (عجل الله تعالی ) از ديدگاه امام حسين (علیه السلام)
روزي از محضر امام حسين (علیه السلام) پرسيدند: آيا حضرت مهدي (علیه السلام ) متولد شده است فرمود: «لا، ول و ادركته لخدمته ايام حياتي نه هنوز متولد نشده است من زماني كه او را درك كنم همه عمر به خدمت او كمر ميبندم .در كمال الدين از امام حسين (علیه السلام) روايت شده «ما دوازده امام داريم اول آنها اميرمؤمنان علي بن ابيطالب (علیه السلام) و آخرين آنها نهمين فرزند من است او امامي است كه به حق قيام مينمايد و خداوند زمين را پس از آن كه با «كفر و بي ديني اهلش مرده باشد،به وسيله او زنده ميكند و هم با وي دين حق اسلام را بر همه اديان غالب ميگرداند، هر چند مشركان نخواهند.

او غيبتي دارد كه در آن مردم بسياري از دين بر ميگردند و گروهي ديگر، بر دينِ حقِ اسلام ثابت ميمانند؛ برخي از «روي سرزنش به آنها ميگويند: اگر راست ميگوييد موقعِ ظهور امام زمان (علیه السلام) شما چه وقت است !»«ان الصابر في غيبتة علي الاذي و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله(ص)؛ آگاه باشيد آنان كه در غيبت وليّ با تحملّ رنجها و تكذيب بي دينان بر عقيده خود ثابت ميمانند، مثل كسانياند كه با شمشير در ركاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جهاد كردند.»

از پيشگاه امام حسين (علیه السلام) سوال كردند: آيا شما صاحب اين امر هستيد؟فرمود: «لا لكن صاحب الامر الطريد الشديد، الموتور بابيه المكني بعمة ، يَضَع ُسيفه علي عاتقة ثمانية اشهر؛ نه من نيستم بلكه صاحب اين امر كسي است كه از ميان مردم كنارهگيري ميكند، به سرزمينهاي دور دست ميرود و خون پدرش بر زمين ميماند و از عمويش پنهان ميشود.

آن گاه شمشير بر ميدارد و هشت ماه تمام شمشير بر زمين نگذارد».هم چنين در جاي ديگر روايت است «قائم هذه الامه التاسع من ولدي صاحب الامر، و هو الذي يقسم ميراثه و هو حي قائم اين امت نهمين فرزند من است كه او صاحب اين امر، و ميراثش تقسيم ميشود، درحالي كه او زنده است .
منبع:
نويسنده : واحد تحقيقات موسسه فرهنگي تبيان
ناشر : موسسه فرهنگي تبيان
نظر دهید » 
از دانستنيهاي امام در مورد خداشناسي
تمام مسلمانان به خداپرستي اعتقاد دارند و آن را به روشني و صافي از سوي پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم ) يگانهپرستان و دعوت كنندهي به سوي خداپرستي، محمد صلي الله عليه و آله و سلم دريافت كردهاند و اين باور را از كتاب خداوند كه داراي بيان آشكار است، بدون اين كه سفسطهاي داشته باشد يا داراي پيچيدگي باشد، درك كردهاند. مسلمانان اين عقيده و آنچه در آن مربوط است را از باور به پيامبر و وحي و جهان آخرت و بهشت و دوزخ و صفات خداوند منزه به دست آوردهاند و پيوند او را با اعمال بندگان و تكليف شدگان و مخلوقات و رزق آنان و جهان خلقت غير آن درك ميكنند، كه اين يك درك قرآني است و از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم دريافت شده است. و با گذشت روزگار دانشهاي فلسفي و منطقي وارد عرصه شد و بحثهاي علمي نشو و نما گرفت و نظرات و گروههاي كلامي و اعتقادي در خصوص صفات مخصوص خداوند پاك و منزه و اعمال بندگان و حالات جهان آخرت و شرح مسائل اعتقادي فراوان شد.

لذا برخي از آنها جسم بودن را به خداوند پاك و منزه نسبت دادهاند، و عدهاي ديگر گفتهاند در عالم جبر است، و برخي گفتهاند در عالم تفويض و اختيار مطلق انسان حاكم است، و گروهي عذاب قبر را انكار كردهاند، و ديگران معاد جسماني را منكر شدهاند، و عدهاي ديگر بحث صوفيگري و گوشهنشيني و كنارهگيري از دنيا را مطرح كردهاند و امامان اهلبيت عليهمالسلام و شاگردان ايشان درصدد برآمدند كه با اين انحرافات و كليه امواج گمراه كننده مبارزه كنند، به ويژه امام باقر و امام صادق و امام كاظم و امام رضا عليهمالسلام كه در برابر آنها ايستادگي كردند و با دليل و شاهد و روش علمي كامل آنها را رد كردند.

و زماني كه نزد امام موسي عليهالسلام عنوان ميشد كه گروهي گمان كردهاند كه خداوند بلند مرتبه، به آسمان دنيا فرود ميآيد، ايشان ميفرمود: همانا خداوند فرود نميآيد و محتاج به اين كار نيست زيرا نظرگاه او در نزديك نيست و محتاج به چيزي نيست، بلكه تمام اشيا به او محتاج و نيازمند هستند و او صاحب رحمت و فضل است، خداوندي جز او نيست، امام كلام توصيف كنندگان كه گويند خداوند فرود ميآيد: خداوند بلند مرتبه و والاتر است از اين حرف، والايي بسيار او مشهود است. اين كلام را كه ميگويد كه نقصان يا زيادي را به حق تعالي نسبت ميدهد و اين كه هر حركت كنندهاي محتاج به چيزي است كه او را حركت دهد و يا به واسطهي او حركت نمايد.

پس كسي كه به خداوند چنين گماني را برده حتماً هلاك شده است. پس توصيف خداوند از اين كه او را بر مرز و حدي نگه داريد بپرهيزيد، و اين كه او را محدود به كمي يا زيادي يا حركت دادن يا حركت يافتن، زائل شدن و طلب فرود آمدن يا برخاستن و يا نشستن كنيد دوري نمائيد زيرا خداوند بلند مرتبه از خصلتها و خصوصيات نيكويي كه براي او وصف ميكنند و خيال پردازان انديشه ميكنند والاتر است.
منبع:
زندگاني حضرت امام موسيكاظم عليهالسلام/ نويسندگان جمعي از علماي لبنان؛ ترجمه حميدرضا كفاش
1 نظر » 
1. ثواب حج و عمره
«ابي علي حرّاني» مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض کردم: پاداش زيارت قبر امام حسين عليه السلام چيست؟ فرمود: «مَنْ أَتَاهُ وَ زَارَهُ وَ صَلَّى عِنْدَهُ رَكْعَتَيْنِ أَوْ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ كَتَبَ اللَّهُ [كُتِبَتْ ] لَهُ حِجَّةً وَ عُمْرَةً قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ كَذَلِكَ لِكُلِّ مَنْ أَتَى قَبْرَ إِمَامٍ مُفْتَرَضٍ طَاعَتُهُ، قَالَ وَ كَذَلِكَ لِكُلِّ مَنْ أَتَى قَبْرَ إِمَامٍ مُفْتَرَضٍ طَاعَتُهُ ؛4 کسي که نزد او آيد، و [قبر] او را زيارت کند و نزد او دو رکعت يا چهار رکعت نماز گزارد، خداوند پاداش يک حج و عمره برايش مي نويسد. [راوي مي گويد] عرض کردم: آيا چنين پاداشي براي زيارت تمامي امامان واجب الطاع? مترتب است؟ فرمود: [بلي] چنين است که زيارت هر امام واجب الطاع? چنين پاداشي دارد.»
![]()

![]()
2. استجابت دعا
شخصي به نام «منصور» از عموي پدرش نقل مي کند که: به امام هادي عليه السلام عرض کرد: «عَلِّمني يا سيّدي دُعاءً اَتَقَرَّبُ اِلَي اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ فَقَالَ هَذَا دُعَاءٌ کَثيراً مَا أدعوُ بِهِ وَ قَد سَأَلتُ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ اَن لا يُخيِّبُ مَن دَعا بِهِ في مَشهدي بعدي وَ هُوَ يا عُدَّتي عِندَ العُدَدِ وَ يا رَجائي…؛5 مولاي من! دعايي به من بياموز که با آن به خداي عزيز و جليل تقرّب جويم! حضرت عليه السلام فرمود: اين دعايي است که زياد آن را مي خوانم و از خداوند عزوجل خواسته ام که هر کس با اين الفاظ، در کنار بارگاه من دعا کند، نااميد برنگردد و دعا اين است: «يا عُدَّتي عِندَ العُدَدِ وَ يا رَجائي…»
![]()

![]()
منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره152.
نظر دهید » 
تردیدی نیست که بزرگترین رسالت مرجعیت دینی در عصر غیبت ولی عصر علیهالسلام استخراج احکام شرعی از ادله و منابع دینی و قرار دادن آن در اختیار مسلمانان می باشد؛ اما در اینجا این پرسش به ذهن خطور می کند که نخستین بار، این تلاش علمی - به معنای مصطلح و امروزی آن - توسط چه کسی انجام شد؟ و در واقع چه کسی باب اجتهاد را گشود و با تمسک به اصول، آن را تبیین نمود و آیا در زمان باز بودن باب علم و حضور معصوم نیز اجتهاد صورت می گرفته است یا خیر؟

پایه گذاری علم اصول
آن گونه که از تاریخچهی تأسیس علم اصول بر می آید، تأسیس این علم و گردآوری قواعد آن در زمان امام باقر علیهالسلام صورت گرفته است. اگر چه امیرالمؤمنین علیهالسلام برخی از قواعد اجتهاد را بیان کرده بودند، اما دوران امامت امام باقر علیهالسلام نقطه عطفی برای استفادهی دانشمندان راستین اسلامی از محضر معادن علم الهی و چشمههای جوشان دانش و بینش وحیانی بود تا در این عرصه به کسب دانش و معرفت بپردازند.
پیش از دوران امامت امام باقر علیهالسلام اوضاع خفقان بار جامعه هرگز به پیشوایان معصوم علیهمالسلام اجازه نمیداد که با آسودگی خاطر به پرورش استعدادهای نهفته در جامعهی اسلامی بپردازند.
تزلزل در حکومت اموی در دوران امام باقر علیهالسلام و ناتوانی حاکمان در پیاده کردن سیاستهای تجربه شدهی بنی امیه مبنی بر اعمال فشار بر شیعیان، موجب ایجاد بستر مناسب فرهنگی در این عصر گردید.

اتخاذ سیاستهای دوگانه و کشمکشهای تمام نشدنی بر سر قدرت توسط حاکمان از یک سو، و ژرف نگری امام باقر علیهالسلام از سوی دیگر، زمینهی رشد و تعالی و بارور سازی ارزشها را در بین مسلمانان پایه ریزی کرد و تلاشهای بی پایان امام در این راستا، تشنگان زلال معرفت و اندیشه را بر آن داشت که با جاری کوثر امام باقر علیهالسلام، همراه شوند و هر چه بیشتر در معرض تعالیم انسان ساز آن امام همام قرار گیرند. این روند رشد، آن گونه در دانشمندان مختلف علوم دینی در زمینههای تفسیر، حدیث، کلام، فقه، اصول و … نهادینه شد که امروز کمتر کتابی از متون دینی اسلامی، خالی از کلمات تابناک آن حضرت می باشد.

از جمله تلاشهای گستردهی امام در این عرصه تبیین شیوههای صحیح استنباط حکم شرعی از منابع دینی بود که بیش از پیش به اعتلا و توانمندی فقه شیعه غنا بخشید. امام باقر علیهالسلام شخصا بر این امر مبادرت ورزید و با تدوین قواعد علم اصول و آموزش آن به شاگردان مکتب خویش، گام مهم و کارسازی در پیش برد اهداف بلند اجتهاد برداشت؛ به گونهای که امروز شیعه می تواند با سربلندی اذعان دارد که میراث دار دانش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان او علیهمالسلام در بهرهگیری از منابع دینی در قالب اجتهاد و استنباط حکم شرعی می باشد.

مرحوم صدر در این باره می نویسد:
«به واقع، اولین کسی که دروازهی علم اصول [و اجتهاد در احکام] را گشود و به تبیین و ترفیع قواعد آن پرداخت، امام ابوجعفر محمد بن علی الباقر علیهالسلام و پس از او، فرزند برومندش، ابو عبدالله الصادق علیهالسلام است. این دو بزرگوار با آموزش قواعد آن به بسیاری از شاگردان خود، و آنان نیز با جمع آوری و نگاشتن آن مسائل و قواعد، گام بزرگی در فقه و اصول شیعه برداشتند.

علامه سید محسن امین می نویسد: «مسلما بیشترین قواعد اصولی که از امامان معصوم علیهمالسلام روایت شده، از امام باقر علیهالسلام تا امام حسن عسکری علیهالسلام می باشد. سیوطی در [کتاب خود] «اوائل» بر این باور است که نخستین کسی که علم اصول را تصنیف کرد، امام شافعی بوده است. در پاسخ او می گوییم: نخستین کسی که پیش از شافعی علم اصول را گشود و مسائل آن را بیان کرد، امام محمد بن علی الباقر علیهالسلام و فرزند [بزرگوار] ایشان جعفر الصادق علیهالسلام است که برای اصحاب خویش مسائل مهم آن را تبیین نمودند …
اولین کسی که در علم اصول سخن رانده و هشت قاعده در زمینهی علوم قرآنی را بازگو کرده، حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است؛ همو بود که بیان کرد در قرآن ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، و عام و خاص وجود دارد. به گونهای که این قاعدهها بیشتر مباحث اصولی فقه را در بر دارد؛ اما امام باقر علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام پس از امیرالمؤمنین علیهالسلام نخستین کسانی هستند که پیش از امام شافعی، مبانی گستردهی علم اصول را تبیین نمودند و مسائل آن را برای [شاگردان و] یاران خود بیان فرمودند» .
منبع
ابوالفضل هادی منش
نظر دهید » 
یکی شان دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم ) است و دیگری بهترین یار و یاور تمام سالهای رسالت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یاوری که جانشین پیامبر خداست و بعد از او وظیفه هدایت و رهبری مسلمانان را برعهده میگیرد.

معیارهای ازدواجشان را که مرور میکنی در صدر تمام ویژگیها (( اصل کفویت )) مهمترین چیزی است که روی آن تاکید شده ، آنقدر که اگر علی (علیه السلام ) نبود تا قیامت همسری برای فاطمه (سلام الله علیها ) پیدا نمی شد و همینطور اگر فاطمه (سلام الله علیها) نبود همسری در شان علی (علیه السلام) .

یکی شان در حال رکوع انگشتر را به فقیر میدهد و دیگری در شب عروسی ، لباسش را به مسائل میبخشد. معیارهای این ازدواج آسمانی شاید همان چیزی باشد که در زندگیهای امروزی گاهی به فراموشی سپرده میشود .

دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با امیر المومنین (علیه السلام) زندگیشان را خارج از هر گونه تکلف و در ساده ترین شکل ممکن و برابر با اقشار فقیر جامعه میچینند ، اما نشاط ، سلامت و همکاری هرگز از زندگیشان خالی نمیشود و با تمام سختیها و مشکلات روحشان آنقدر بهم گره می خورده که پا به پای هم پیش میروند و یاروغمخوار هم در مشکلات می مانند .

منبع
با تو تا آسمان
فاطمه سلیمانی
نظر دهید » << 1 ... 67 68 69 ...70 ...71 72 73 ...74 ...75 76 77 ... 203 >>