
الْمِشْقَصَ حَتَّی نَاجَاکَ مُوقِناً بِذَبْحِهِ رَاضِیاً بِأَمْرِ وَالِدِهِ وَاسْتَجَبْتَ او را در قربانگاه غلطاندی تا اینکه با یقین به ذبح شدن تو را خواند. در حالی که لَهُ دُعَاءَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ راضی به دستور پدرش بود و تو دعایش را مستجاب کردی و نزدیک او بودی ای نزدیک.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُنْجِیَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَبَلِیَّةٍ وَتَصْرِفَ عَنِّی بر محمّد و آل او درود فرست و مرا از گرفتار و بلا نجات بده و هر نوع ظلمت کُلَّ ظُلْمَةٍ وَخِیمَةٍ وَتَکْفِیَنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أُمُورِ دُنْیَایَ وَآخِرَتِی ترسناک را از من بازگردان و تمام مسائل مهم دنیوی و اُخرویم را برآورده ساز وَمَا أُحَاذِرُهُ وَأَخْشَاهُ وَمِنْ شَرِّخَلْقِکَ أَجْمَعِینَ بِحَقِّ آلِ یس. و از تمام آنچه که میترسم از شر مخلوقاتت حفظ کن. به حقّ آل یاسین. إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ لُوطٌ فَنَجَّیْتَهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْخَسْفِ الهی و درخواست میکنم با نامی که لوط با آن تو را خواند و به همراه نزدیکانش وَالْهَدْمِ وَالْمَثْلِ وَالشِّدَّةِ وَالْجَهْدِ وَأَخْرَجْتَهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ از ذلّت و بدبختی نجات یافتند. تو نیز آنها را از گرفتاری بزرگ خارج کردی وَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ و دعایش را مستجاب ساختی و همراه او بودی ای نزدیک. بر محمّد و آلش درود وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَأْذَنَ بِجَمْعِ مَا شُتِّتَ مِنْ شَمْلِی وَتُقِرَّ عَیْنَیَّ بِوَلَدِی فرست و اراده کن تا شاخ و برگ پراکندهام جمع شوند.
نظر دهید » 
الْمِشْقَصَ حَتَّی نَاجَاکَ مُوقِناً بِذَبْحِهِ رَاضِیاً بِأَمْرِ وَالِدِهِ وَاسْتَجَبْتَ او را در قربانگاه غلطاندی تا اینکه با یقین به ذبح شدن تو را خواند. در حالی که لَهُ دُعَاءَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ راضی به دستور پدرش بود و تو دعایش را مستجاب کردی و نزدیک او بودی ای نزدیک.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُنْجِیَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَبَلِیَّةٍ وَتَصْرِفَ عَنِّی بر محمّد و آل او درود فرست و مرا از گرفتار و بلا نجات بده و هر نوع ظلمت کُلَّ ظُلْمَةٍ وَخِیمَةٍ وَتَکْفِیَنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أُمُورِ دُنْیَایَ وَآخِرَتِی ترسناک را از من بازگردان و تمام مسائل مهم دنیوی و اُخرویم را برآورده ساز وَمَا أُحَاذِرُهُ وَأَخْشَاهُ وَمِنْ شَرِّخَلْقِکَ أَجْمَعِینَ بِحَقِّ آلِ یس. و از تمام آنچه که میترسم از شر مخلوقاتت حفظ کن. به حقّ آل یاسین. إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ لُوطٌ فَنَجَّیْتَهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْخَسْفِ الهی و درخواست میکنم با نامی که لوط با آن تو را خواند و به همراه نزدیکانش وَالْهَدْمِ وَالْمَثْلِ وَالشِّدَّةِ وَالْجَهْدِ وَأَخْرَجْتَهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ از ذلّت و بدبختی نجات یافتند. تو نیز آنها را از گرفتاری بزرگ خارج کردی وَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ و دعایش را مستجاب ساختی و همراه او بودی ای نزدیک. بر محمّد و آلش درود وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَأْذَنَ بِجَمْعِ مَا شُتِّتَ مِنْ شَمْلِی وَتُقِرَّ عَیْنَیَّ بِوَلَدِی فرست و اراده کن تا شاخ و برگ پراکندهام جمع شوند.
نظر دهید » 
محمد بن علی علوی مصری نقل میکند که میان من و یکی از بزرگان شهرمان کدورتی پیش آمد که باعث شد من دچار گرفتاری بزرگی شوم و در مخمصه عجیبی گرفتار شوم. به گونهای که هیچ راه فراری برای خودم ندیدم. از این رو به حرم اجداد شریفم یعنی حرم امام حسینعلیه السلام پناه بردم. پانزده روز در آنجا ماندم. شب و روز تضرّع کردم و دعاخواندم تا اینکه حضرت قائمعلیه السلام را در خواب مشاهده کردم. خدا بر او و پدرانش بهترین تحیّات و سلامها را بفرستد.
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢
در حالتی میان خواب و بیداری بودم، که ایشان به من فرمودند: عزیزم از فلانی ترسیدی؟عرض کردم: بله اگر مرا پیدا کند، قصد دارد فلان جنایات را در حقّ من انجام بدهد. لذا برای شکایت، به سروران خودم پناه آوردهام. تا مرا از دست او خلاص کنند.فرمود: تا به حال دعایی را که انبیا صلی الله علیه وآله برای گشایش گرفتاریها میخواندند، خواندهای؟عرض کردم: چگونه دعا میکردند تا من هم دعا کنم.
نظر دهید » 
یک بار برخی از یهودیان عروسی داشتند به همین جهت نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آمده و گفتند: «ما حقّ همسایگی داریم، از شما خواهش می کنیم دخترتان فاطمه را به خانه ما بفرستی تا عروسی ما بوجود او زیبنده تر شود، و در این دعوت بسیار اصرار کردند.»

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «او همسر علی بن ابیطالب و به فرمان اوست (یعنی: باید اجازه آمدنِ او را از علی علیه السلام بگیرید).» آنان از پیامبر خواهش کردند که نزد علی علیه السلام برای این دعوت واسطه شود .
یهودیان در این عروسی همه گونه لوازم فراهم کرده و زینت و زیور چشمگیری گرد آورده بودند. و گمان می بردند که فاطمه علیها السلام با لباس مندرس و کهنه اش شرکت می کند، و می خواستند او را خوار و خفیف کرده باشند!
در این هنگام «جبرئيل» لباسی بهشتی آورد با زینت و زیوری که همانندش را ندیده بودند، و فاطمه علیها السلام آن را پوشید و بینندگان از رنگ و بوی خوش آن شگفت زده شدند، و چون به خانه یهودیان وارد شد زنان یهود در برابرش به سجده افتادند و جلوی او بر زمین بوسه می زدند و بسیاری از یهودیان به جهت همین اعجاز، اسلام را پذیرفتند و مسلمان شدند
منبع زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام/محسن خرازي
نظر دهید » 
پدر گرامی فاطمه علیها السلام بی نیاز از توصیف است،پدری که خدای جهان او را صاحب«خُلق عظیم »معرفی کرده و به نصّ كتاب الهی: «مَا يَنطِقُ عَنِ الهَوى إِنَّ هُوَ إِلاَّ وَحیّ يُوحَی: از هوای خویش سخن نمی گوید و آنچه می گوید وحی الهی است».

فاطمه علیها السلام سراسر حیات پرنور خویش را در شعاع وحی و در سایه انسان ساز چنین پدری گذراند؛تقریباً دو ساله بود که همراه پدر در محاصره اقتصادی کفّار قریش قرار گرفت و سه سال در«شعب ابیطالب»همراه پدر و مادر و سایر مسلمانان در تحمّل سخت ترین شرایط گرسنگی و سختی شرکت داشت.
در سال دهم بعثت، مدّتی پس از نجات از«شعب»مادر گرامی خویش را - که رنجهای ده سال مبارزه و تحمّل و بویژه فشار سختیهای محاصره اقتصادی رنجورش ساخته بود -از دست داد؛ فاطمه علیها السلام، بی مادر شد واین هر چند سخت رنج آور و مصیبت بار بود،امّا بیش از پیش او را در کنار پدر و در دامان تربیت پیامبر صلی الله علیه وآله قرار داد.در هشت سالگی، اندکی پس از هجرت پیامبر،همراه سایر بانوان خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و با همراهی علی علیه السلام از مکّه به مدینه آمد و باز در کنار پدر قرار گرفته در مشکلات مختلف زندگی پیامبر در مدینه،همواره فاطمه علیها السلام با او بود؛ در جنگ اُحُد پس از آن که مسلمین مجبور به عقب نشینی و پناه گرفتن در کوه شدند فاطمه علیها السلام سراسیمه از مدینه به اردوگاه پیامبر آمد و همراه امیر مؤمنان علی علیه السلام به مداوای زخمهای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پرداخت

فاطمه علیها السلام با اسلام بزرگ شده با اسلام و قرآن همراه بود،در هوای وحی و نبوّت تنفّس می کرد و می بالید،زندگی اش از زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم جدا نمی شد،حتّی پس از ازدواج و فرزندداری خانه اش متصل به خانه پیامبر بود، و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بیش از هر جای دیگر به خانه فاطمه رفت و آمد داشت؛ هر بامداد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پیش از رفتن به مسجد به دیدار فاطمه می رفت، و خدمتکار پیامبر صلی الله علیه وآله می گوید:«آن گرامی چون می خواست به سفری برود با آخرین کسی که وداع می کرد فاطمه بود، و چون باز می گشت پیش از دیدار هر کس نزد فاطمه می رفت.»
و سرانجام در آخرین ساعات زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نیز فاطمه بر بالین او بود و می گریست و پیامبر عزیز او را دلداری می داد که پیش از دیگران به پدر خواهد پیوست
منبع زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام/محسن خرازي
نظر دهید » 
روز جمعه بیستم ماه جمادی الثانیه، پنج سال پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در دامنه کوههای سنگی مکّه،در چشم انداز کعبه، در منزل وحی، در عرصه ای که دهان خداجوی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با تلاوت قرآن بر آن نور می پاشید،در خانه ای که فرشتگان آن را خوب می شناختند و در آن رفت و آمد داشتند،آنجا که زمزمه نماز پیامبر و آوای ملکوتی تلاوت قرآن او در دل شب زمینش را به آسمان پیوند می زد، در خانه امید یتیمان، در خانه دستگیرِ مستمندان،در خانه پناه اسیران، در خانه پیامبر صلی الله علیه وآله و خدیجه؛ دختری چشم به جهان گشود.

دختر پیامبر صلی الله علیه وآله ، نوباوه رسالت، پیکره عصمت، بشریّت در یک زن، همسنگ و همسر خلیفه خدا در زمین بانوی بانوان جهان؛ فاطمه علیها السلام به دنيا آمد.
خانه رسول خدا صلی الله علیه وآله با تولّد فاطمه علیها السلام بیش از پیش کانون مهر و عطوفت شد. در غوغای رنجهای عظیم پیامبر عزیز که در آن هنگام در مکّه با آن دست به گریبان بود،فاطمه کوچک چون نسیمی آرامش بخش گونه های خسته پدر و مادر دردمند را هر صبح و شام نوازش می داد و رنج روزهای پرمشقّت رسالت را تسکین می بخشید.
چه شورانگیز است دختری چنان ارجمند باشد که سیّد کاینات رسول اکرم صلی الله علیه وآله بدوتسکین یابد و درباره او بفرماید:«روح من است؛ بوی بهشت را از او استشمام می کنم»؛و این درباره فاطمه علیها السلام شگفت نیست،چرا که او از زمره بزرگوارانی است که خدای جهان، درباره ایشان در کتاب آسمانی خویش می فرماید: «اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرَّجسَ أَهلَ اَلبَيتِ وَ یُطَهَّرَکُم تَطهِيراً:خدای متعال اراده فرموده است که شما اهل بیت پیامبر از هرگونه پلیدی پاک و برکنار باشید.»

فاطمه علیها السلام خلاصه وجود پیامبر عظیم اسلام است،زندگی سراسر نور فاطمه علیها السلام شایان هرگونه تقدير آسمانی است،و او برگزیده ای از میان بانوان در پیشگاه خداست که با قداست خویش ارجمندی زن را اثبات می کند، وجود فاطمه علیها السلام به تنهایی برترین گواه آن است که زن نیز می تواند در اوج معنویتهایی که رادمردان آسمانی به آن نائل آمده اند سیر و پرواز کند.
منبع زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام/محسن خرازي
نظر دهید » 
این اسماء الهی بعد از نماز حاجت یا در هر حال دیگر جهت درخواست خیر از خدا خوانده میشود. ابودلف گفته است که این دعا آخرین توقیع صادره از حضرت بقیة اللَّه میباشد.
![]()
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی عَزَمْتَ بِهِ عَلَی السَّمَاوَاتِ خدایا از تو میخواهم به حرمت اسمی که با آن، آسمانها و زمین را اراده کردی و به آسمان وَالْأَرْضِ فَقُلْتَ لَهُمَا ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ و زمین امر کردی که خواه، ناخواه به وجود آیند و آنها گفتند که ما با فرمانبرداری و طیب نفس خلق وَبِاسْمِکَ الَّذِی عَزَمْتَ بِهِ عَلَی عَصَا مُوسَی فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ میشویم. و به حرمت اسمی که با آن، بر عصای موسی اراده کردی در نتیجه عصای او حیلههای ما یَأْفِکُونَ وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی صَرَفْتَ بِهِ قُلُوبَ السَّحَرَةِ ساحران را بلعید از تو درخواست میکنم به حرمت آن اسمت، که با آن، دلهای ساحران را به سوی إِلَیْکَ حَتَّی قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ رَبِّ مُوسی وَهارُونَ أَنْتَ خود متمایل کردی تا جایی که آنها گفتند: «ما به پروردگار جهان هستی یعنی پروردگار موسی و هارون اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ وَ أَسْأَلُکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِی تُبْلِی بِهَا کُلَّ جَدِیدٍ ایمان آوردیم.» تو خدا و پروردگار عالمیان هستی. و از تو میخواهم به حرمت قدرتی که هر چیز وَتُجَدِّدُ بِهَا کُلَّ بَالٍ وَأَسْأَلُکَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَکَ وَبِکُلِّ حَقٍّ جَعَلْتَهُ جدیدی را کهنه و هر چیز کهنهای را تازه میکند. از تو میخواهم به خاطر تمام حقوقی که داری و تمام عَلَیْکَ. إِنْ کَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَیْراً لِی فِی دِینِی وَدُنْیَایَ وَآخِرَتِی حقوقی که بر عهده گرفتهای.اگر این کاری که میخواهم انجام دهم، برای دین و دنیا و آخرت أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلِیماً وَتُهَنِّیَهُ من مفید است، در این صورت بر محمّد و خاندان او سلام و درودت را بفرست و آن را وَتُسَهِّلَهُ عَلَیَّ وَتَلْطُفَ لِی فِیهِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. بر من سهل و آسان گردان و مرا درباره آن مورد لطف خود قرار بده، ای مهربانترین مهربانان. وَإِنْ کَانَ شَرّاً لِی فِی دِینِی وَدُنْیَایَ وَآخِرَتِی أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی اما اگر شرّ دین و دنیا و آخرت من در آن باشد، در این صورت بر محمّد و خاندانش مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلِیماً وَأَنْ تَصْرِفَهُ عَنِّی بِمَا سلام و صلوات بفرست و مرا از آن به گونهای که خود میخواهی بازدار و مرا به قضای خودت شِئْتَ وَکَیْفَ شِئْتَ وَتُرْضِیَنِی بِقَضَائِکَ وَتُبَارِکَ لِی فِی قَدَرِکَ حَتَّی راضی کن و در تقدیراتت برای من وسعت عنایت کن تا جاییکه اگر چیزی را جلو انداختی، لَا أُحِبَّ تَعْجِیلَ شَیْءٍ أَخَّرْتَهُ وَلَا تَأْخِیرَ شَیْءٍ عَجَّلْتَهُ. فَإِنَّهُ تأخیرش را دوست نداشته باشم و اگر عقب انداختی، تعجیلش را دوست نداشته باشم. قطعاً لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ یَا عَلِیُّ یَا عَظِیمُ یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ. هیچ مانع و نیرویی غیر از خدا نیست. ای بالاتر و عظیمتر از هر چیزی ای صاحب جلالت و اکرام.
منبع دعاهای صادره از امام مهدی عجل الله تعالی و فرجه الشریف در عصر غیبت صغری/ محمدتقی اکبرنژاد.
نظر دهید » 
شما باید از خودتان بپرسید که چرا حضرت در خطبه شان با این که بنای اعتراض به وضع سیاسی زمانة خود را دارند، چشم ما را به سوی آسمان می اندازند؟ از این کار حضرت باید بفهمیم که اگر شیعه هم باشیم و با تفکر شیعی هم حاکم شویم، ولی چشممان زمینی باشد، کنار فاطمه علیها السلام نخواهیم بود، نهایتاً همان بنی عباس هستیم.

بنی عباس علوی اند و طرف حاکمیت علی علیه السلام بودند، ولی زمینی اند؛ پس باید مواظب این خطر بزرگ زمینی شدن باشیم. لذا اوّلین پیامی که خطبه حضرت دارد، قبل از این که وارد مسائل دیگر شوند، این است که می بینید حضرت چشم خود را به آسمان انداخته اند و سخن خود را با «اَلْحَمْدُللهِ عَلی مَا اَنْعَمَ ….. » شروع می کنند، یعنی می خواهند بگویند: «ای انسان ها! ساحت حیات شماباید آسمانی باشد.» غفلت از رجوع به شریعت آسمانی و خطر ادارة امور دنیوی بر اساس عقل غیر دینی که امروز به سکولاریسم مشهور است، خطر بزرگی است که فاطمه زهرا علیها السلام دارند متذکّر آن می شوند.

ابتدای خطبه مملو از معاشقة با حق است. ما اگر آدم سیاسی و عجولی باشیم و کسی بخواهد برای ما مسئله ای مثل جنگ تحمیلی را تحلیل کند، ولی ابتدا وارد بحث معاشقه و انس با حق بشود و مدتی در این حالت بماند و حق را ثنا کند و متذکر نعمت های حق گردد، صدای اعتراضمان بلند می شود که آقا! مسئله جنگ راچرا نمی گویی؟ چون نمی توانیم زمین را به آسمان وصل کنیم، و تمام حوادث زمین را در پرتو انوار آسمان معنویت بنگریم. حال به یاد بیاورید جملة امام خمینی«رحمة الله علیه» را که فرمودند: «من دست و بازوی رزمندگان را بوسه می زنم که جای بوسه ملائکه است»، امام خمینی«رحمة الله علیه» این حرکات ظاهری رزمندگان را وصل به حقایقی باطنی می بینند، به عبارت دیگر در واقع امام«رحمة الله علیه» دارند سنت «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی»و نقش ملائکه در حرکات رزمندگان را مشاهده می کنند. در این نوع نگاه به مسائل اجتماعی سیاسی، وجوه غیبی این تحرکات مورد غفلت قرار نمی گیرد و لذاست که در همة امور، اوّل باید متوجّه بود، اگر در کارها و تحلیل هایمان ساحت آسمانی انسان گم شود، بشر به بحران می افتد، حتّی اگر آن کارها و تحلیل ها به اسم شریعت باشد.

دقّت کنید ببینید نگرانی فاطمه زهرا علیها السلام از چیست؟ مگر ابابکر نگفت: «اسرار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش علی علیه السلام است» پس اصل مسئله چیست که علی علیه السلام را از حاکمیت حذف می کنند؟ اصل مطلب این است که در فکر و فرهنگ سقیفه نیازی به علی علیه السلام در ادارة امور دنیوی جامعه نیست. ملاحظه کنید که آن ها چگونه وارد قضیه شده اند. معلوم نیست که اگر ما هم در آن شرایط بودیم، هوشیارتر از کسانی بودیم که در آن شرایط فریب خوردند، مگر این که فرهنگ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را در عمق جان و فکرمان داشته باشیم. شما تصوّر نکنید همه شیعیان امروز از نظر بینش سیاسی، بینش فاطمه علیها السلام را دارند، اکثر اهل سنّت هم محبّت به فاطمه علیها السلام را دارند. ما باید آن بصیرت فاطمی را پیدا کنیم تا متوجّه شویم امور دنیوی باید براساس احکام الهی اداره شود. شما ببینید چند درصد از مردم ما از این جهت فاطمی اند؟ و چند درصد از خانواده های ما فرزندانشان را بر اساس حکم معصوم تربیت می کنند؟ ما تربیت فرزندانمان را به دستحرف های کارشناسانی داده ایم که هیچ بهره ای در کار خود از فرهنگ معصوم نبرده اند و با این حال برای فاطمه زهرا علیها السلام هم گریه می کنیم. پذیرفتن ولایت اهل البیت به گریه و محبّت صِرف نیست، ولایت اهل البیت؛ یعنی پذیرفتن مدیریت حکم خداوند از طریق فرهنگ معصوم در تمام ابعاد زندگی، اعم از فردی و اجتماعی.
منبع بصیرت فاطمه زهرا علیه السلام در ریشه یابی آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان: شرح خطبه حضرت فاطمه علیها السلام در مسجد مدینه و شرح خطبه حضرت فاطمه علیها السلام با زنان مهاجر و انصار/ اصغر طاهرزاده.
نظر دهید » 
«ثُمَّ الْتَفَتَتْ اِلی اَهْلِ الْمَجلِسِ وَ قالَتْ:» آنگاه حضرت، مردم حاضر در مسجد را که بیشتر آن ها از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، مورد خطاب قرار دادند و فرمودند:«اَنْتُمْ عِبادَاللهِ نُصُبُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ» شما ای بندگان خدا! پرچمداران امر و نهی او هستید.
«وَ حَمَلَةُ دینِهِ وَ وَحْیِهِ» حاملان دین خدا و وحی او می باشید. «وَ اُمَناءُ اللهِ عَلی اَنْفُسِکُمْ» و امین های خدایید نسبت به یکدیگر. «وَ بُلَغاؤُهُ اِلیَ الاُمَمِ» مبلغان اویید به سوی امت ها.«زَعیمُ حَقٍّ لَهُ فیکُمْ» زمامدار حق، خود در میان شماست. «وَ عَهْدٌ قَدَّمَهُ اِلَیْکُمْ» و عهدی که به شما واگذار کرده.«وَ بَقِیَّةٌ اِسْتَخْلَفَها عَلَیْکُمْ» و باقی مانده ای که برای شما باقی گذارده تا اسلام را زمین نگذارید.
حضرت گفتند: ای مردم شما زحمت کشیدید تا اسلام به این جا رسید. کسانی که در مسجد پای صحبت حضرت بودند همان مسلمانانی بودند که با مبارزه و جنگ و جهاد آن ها اسلام در مکه و مدینه و جزیرة العرب پای گرفته بود. حالا یک دفعه می خواهند اسلام را نیمه کاره رها کنند. این مسئله مهمی است که باید با نور فاطمه علیها السلام روشن شود. حضرت می خواهند این ها را متوجه و بیدار کنند که ای عزیزان؛ اسلامی که شما شناختید و تصور می کنید تمام شده است، اسلامِ منهای حاکمیت معصوم است و این در واقع اسلام نیست، و با این کار اسلام ادامه نمی یابد، این چه اشتباه بزرگی است که شما دارید به آن تن می دهید؟ نمونه این اشتباه را در طول تاریخ اسلام بسیار داشته ایم که مردم فکر می کنند بدون سیاست اسلامی می توانند دیانت اسلامی داشته باشند. در حالی که دین منهای سیاست اصلاً دین نیست، مثل نماز نیمه کاره است. ما چون می خواهیم دیندار باشیم باید نماز را با تمام ابعادش اقامه کنیم تا به بهترین نحو بُعدی از دینداری مان محقق شود. در مسائل اجتماعی هم مسئله به همین شکل است که اگر حکم خدا در آن جاری نباشد و ما در صدد تحقق حکم خدا در روابط اجتماعی مان نباشیم، عملاً بُعد مهمی از دین تحقق نیافته است.
![]()
حضرت به حاضران در مسجد می فرمایند: ای مردم؛ ای بندگان خدا! شما نمونه و تابلوی امر و نهی خدا هستید. ای مسلمانانی که انقلاب کردید و اسلام را کمک کردید، شما تابلوی امر و نهی خدایید، باید در تحقق آنچه خدا خواسته و در نفی آنچه خدا نخواسته است، تلاش کامل از خود نشان دهید. شما حاملان دین خدا و وحی او هستید. شما امینان خدایید نسبت به همدیگر. شما مبلّغان دین خدا به امت های دیگر هستید - مواظب باشید اسلامتان نیمه کاره نباشد- هم زمامدار حق در میان شماست و هم عهد و پیمانی از خدا نزد شماست. یعنی خدا تعهّدی را بر دوش شما گذاشته است که نباید با رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را تمام شده بدانید. و اسلام را برای شما به جای گذاشته است تا شما حافظ و میراث دار آن باشید.
![]()
ملاحظه می کنید که در این فراز؛ حضرت فاطمه زهرا علیها السلام مردم را متوجه وظیفه ای که نسبت به اسلام دارند، می نمایند. خطر تمام شده دانستن کار را به آن ها گوشزد می کنند که اگر فکر کنید کار تمام شده است، اسلام از دست می رود. ولی اگر بدانید که بسیاری از کارها مانده است حتماً به کسی رجوع می کنید که بتواند کاری چنین بزرگ را ادامه دهد.
منبع بصیرت فاطمه زهرا علیه السلام در ریشه یابی آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان: شرح خطبه حضرت فاطمه علیها السلام در مسجد مدینه و شرح خطبه حضرت فاطمه علیها السلام با زنان مهاجر و انصار/ اصغر طاهرزاده.
نظر دهید » << 1 ... 40 41 42 ...43 ...44 45 46 ...47 ...48 49 50 ... 203 >>