
محمد بن مسلم بن شهاب زهري روزي با حالتي افسرده و اندوهگين به حضور امام سجاد عليه السلام آمد. وقتي امام علت ناراحتي وي را پرسيد، گفت: اندوه من از سوي برخي مردم به ويژه افرادي است كه به آنان خدمت كردهام ولي آنها برخلاف انتظارم به من حسد ورزيده و چشم طمع در اموالم دوختهاند.

امام چهارم عليه السلام رهنمودهاي راهگشايي به وي ارائه فرموده و سپس افزود: «احفظ عليك لسانك تملك به اخوانك; اگر از زبانت مواظبت كني، همه دوستان و آشنايانت در اختيار تو خواهند بود [و تو را دوست خواهند داشت].» سپس فرمود: «زهري! كسي كه عقلش كاملترين اعضاء وجودش نباشد، با كوچكترين اعضايش (زبان) هلاك ميشود.»

حضرت سجاد عليه السلام مهمترين رمز توفيق در زندگي را، تواضع و احترام به ديگران دانسته و ميفرمايد: «اگر ديدي كه مسلمانان تو را احترام ميكنند و مقامت را بزرگ ميشمارند، بگو آنها بزرگوارند كه با من چنين رفتار ميكنند و اگر از مردم نسبت به خود بي توجهي مشاهده كردي، بگو از من خطايي سرزده كه مستوجب چنين بياحترامي شدهام. هرگاه چنين انديشيده باشي و طبق اين تفكر عمل كني، خداوند متعال زندگي را بر تو آسان كرده، دوستانت زياد و دشمنانت به حداقل خواهند رسيد. در اين صورت نيكيهاي ديگران تو را خوشحال ميكند و از بدي و اذيتهاي آنان آزرده نخواهي شد
منبع امام سجاد (ع) فاتح قلب ها/پاك نيا، عبدالكريم
نظر دهید » 
پس از این که حضرت علی علیه السلام فرزند خود را عباس نام نهاد، دست های او را بوسید و اشک بر صورت نازنینش جاری شد.

امّ البنین حیرت زده پرسید: «چرا گریه می کنید؟ مگر دستان فرزندم عیبی دارد؟» حضرت فرمود: «گویی هم اینک می بینم که این دست ها روز عاشورا در کنار شریعه فرات، و در راه یاری دین خدا قطع شده است».
منبع حوزه نت
نظر دهید » 
هنگامی که حضرت اباالفضل علیه السلام به دنیا آمد، امّ البنین قنداقه او را به دست امیرالمؤمنین داد تا بر وی نامی بگذارد. حضرت وی را در آغوش کشید و او را مورد تفقّد و محبّت فراوان قرار داد. سپس در گوش راست وی اذان و در گوش چپش اقامه گفت. آن گاه به ام البنین فرمود: «او را چه نام نهادی؟» امّ البنین با کمال ادب عرض کرد: «من در هیچ امری بر شما سبقت نگرفته ام. هر نامی که می پسندید بر وی بگذارید». حضرت فرمود: «من او را به نام عمویم، عباس نامیدم».

عبّاس، نشان شجاعت و صلابت
واژه عباس، صیغه مبالغه از ماده «عبس» است که به معنی گرفتگی چهره می باشد. حضرت ابوالفضل علیه السلام از مصادیق بارز «أشدّاءُ عَلَی الکفّار» می باشد. وی بر دشمنان حق عبوس و خشن و در جنگ با آنان غیور و دلاور بود. این نام از همان دوران، نشانگر شهامت و صلابت ابوالفضل علیه السلام بود.

مرحوم علامه حائری در کتاب معالی السِبطین می نویسد: «امیرمؤمنان علیه السلام او را ازاین رو عبّاس نامید که به شجاعت، شکوه، صولت و خشم او در پیکار با دشمنان آگاهی داشت. دشمنان در برابر او لرزه بر اندامشان می افتاد و صورت هایشان از ترس او رنگ درمی باخت. او قهرمانی بود که شجاعت را از پدرش به ارث برده بود و بینی گم راهان در برابر او به خاک مالیده می شد».
منبع حوزه نت
نظر دهید » 
وقتی اقوام و یاران امام حسین علیه السلام اعلام آمادگی کردند که با او در راه خدا کشته شوند به آنها فرمود:

اگر شما خود را بر آنچه من مهیای آن شده ام آماده کرده اید، بدانید که خداوند مقام های بلند را با تحمل سختی ها به بندگانش عطا می فرماید.اگر چه خداوند مرا با کسانی از خانواده ام که رفتند و من آخرین آنها در دنیا هستم به کراماتی اختصاص داد که با وجود آنها تحمل سختی ها و ناگواری ها آسان می گردد، امّا برای شما هم بخشی از این کرامات خدای متعال وجود دارد.بدانید که تلخ و شیرین دنیا مانند رؤیاست، و بیداری و آگاهی در عالم آخرت است، و رستگار کسی است که در آخرت رستگار شود و بدبخت کسی است که در آن عالم بدبخت گردد.

آیا می خواهید شما را به ابتدای آفرینش خودمان و شما، که از دوستان و دوستداران و طرفداران ما هستید آگاه سازم تا تحمل آنچه بر آن اقرار دارید (که با ما کشته شوید) برایتان آسان گردد؟گفتند: آری ای پسر رسول خدا. امام علیه السلام فرمود:وقتی خداوند آدم را آفرید و او را به کمال رسانید و نام همه اشیاء رابه او آموخت و آدم آنها را برای فرشته ها بیان کرد، محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین را در پشت آدم قرار داد در حالی که نور آنها در افق آسمان ها، حجاب ها، بهشت، کرسی و عرش می درخشید.
💝💝 💝💝💝💝💝💝💝💝
آن گاه خداوند به فرشته ها امر کرد برای بزرگداشت آدم برای او (به سوی او) سجده کنند زیرا خداوند این فضیلت را به او داده بود که ظرف وجودی آنها باشد که نورشان همه آفاق را گرفته بود. پس همه سجده کردند مگر ابلیس که از تواضع در برابر جلال و عظمت خداوند و نور ما اهل بیت سر باز زد. همه فرشته ها تواضع کردند و ابلیس تکبر کرد و خود را برتر شمرد و با این سرکشی و تکبری که کرد از زمره کافران گردید.
💝💝 💝💝💝💝💝💝💝💝
منبع نهج الکرامه گفته ها و نوشته های امام حسین علیه السلام / محمدرضا اکبری
نظر دهید » 
«دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است و مرگ پل اهل ایمان به بهشتشان و پل کافران به جهنمشان می باشد. نه دروغ به من گفته شده و نه دروغ می گویم.

شما را به پرهیزکاری سفارش می کنم و از روز حساب بر حذر می دارم و نشانه هایش را برای شما بیان می کنم. گویا آنچه ترسناک است با ورودی هولناک و مقدمی ناآشنا و مزه ای ناگوار نزدیک شده است و به جان های شما دست انداخته و میان شما و اعمالتان حائل گردیده است. پس با سلامتی جسمانی که در مدت عمر خود دارید در انجام عمل بکوشید.
گویا مرگ به طور ناگهانی شما را در کام خود می گیرد و از پشت زمین به درون آن و از بلندیش به گودی آن منتقل می کند، و از انس آن به وحشتی که دارد و از آسایش و روشنی اش به تاریکی و از وسعتش به تنگنایش انتقال می دهد. آنجا که نه خویشاوندی ملاقات شود و نه بیماری عیادت گردد و نه به فریاد کسی جواب داده شود.خداوند ما و شما را بر هراس های این روز یاری دهد و از عذاب آن نجات بخشد و اجر بزرگی برای ما و شما قرار دهد.ای بندگان خدا! اگر این دنیا پایان زندگی و منتهای کوچ شما باشد سزاوار است انسان در آن به کاری مشغول گردد که غم و اندوهش را ببرد و او را از دنیا به کناری کشد و برای خلاص از آن زحمت خود را زیاد کند.

پس چگونه چنین عمل نکند در حالی که پس از این جهان در گرو اعمال خویش است و او را به پای پس چگونه چنین عمل نکند در حالی که پس از این جهان در گرو اعمال خویش است و او را به پای حساب می برند و نه یاوری دارد که او را از سختی ها دور بدارد و نه پشتیبانی دارد که از او دفاع کند. «در این روز ایمان کسی که از قبل در دنیا مؤمن نشده و یا خیری در ایمان خود کسب نکرده است سودی ندارد. بگو شما در انتظار باشید ما هم منتظریم.»شما را به پرهیزکاری سفارش کنم زیرا خداوند ضمانت کرده است که هر کس تقوا پیشه کند او را از وضعی که خوش ندارد به وضعی که دوست دارد برساند و از جایی که گمان آن را نمی برد به او روزی رساند.پس مبادا از زمره کسانی باشی که بر گناه بندگان ترسان است و از عذاب گناه خود آسوده خاطر می باشد. به راستی که خدای متعال در وارد کردن مردم به بهشتش فریب نمی خورد و آنچه از نعمت های بهشتی نزد اوست جز با طاعت به دست نمی آید .
منبع
نهج الکرامه گفته ها و نوشته های امام حسین علیه السلام / محمدرضا اکبری
نظر دهید » 
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
نه در اراده خدا اندیشه میکنید و نه از اولیا و جانشینانش اطاعت مینمایید. «آیات الهی حکمتهایی است که ابلاغ شده است. اما آیات و ترساندنها برای کسانی که اهل ایمان نیستند، سودی ندارد.» و سلام خدا بر ما و بندگان صالحش. زمانی که خواستید با توسل به من به خدا و ما اهلبیت، توجّه پیدا کنید، همانطور که خدا فرموده است، شما نیز بگویید:
💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
سَلَامٌ عَلَی آلِ یَاسِینَ سلام بر خاندان یاسین
ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ مَنْ یَهْدِیهِ صِرَاطَهُ نبوّت و امامت همان عنایت روشن است و خدا صاحب احسان عظیم است برای کسی که او را به راه الْمُسْتَقِیمَ التَّوَجُّهَ..
راست هدایت کند. امّا توجّه:
نظر دهید » 
یکی از گرفتاری هایی که ما در حال حاضر دربعضی از خانواده ها داریم درک نکردن روحیه جوان ها و نوجوان ها است. گاهی با زدن، تندی، برخورد، یا تحقیر پیش دوستان برخورد می شود. عزیز من روش درست را باید پیدا کرد. پسر جوانی به من زنگ می زند می گوید: آقا، من دوست دختر دارم، چه کنم؟ نه او مرا رها می کند، نه من می توانم این دوستی را رها کنم.

نظر دهید » 
مکه و اطراف آن در لجن زار خرافات و بت پرستی و فساد و آدم کشی غرق بود.ظلمت جهل سراسر آن را فرا گرفته بود و دعوت آشکار مردم به سوی اسلام ممکن نبود.بلکه نیاز به هسته ای مرکزی و گروهی قوی از یاران فداکار و مؤمنان اولیه داشت.ازاین رو پیامبر صلّی الله علیه و آله مدت سه سال به طور مخفیانه با برخی افراد تماس می گرفت و آنها را به اسلام دعوت می کرد.

همان طور که قبلاً بیان شد نخستین کس از زنان که به اسلام ایمان آورد, حضرت خدیجه و نخستین کس از مردان علی بن ابی طالب بود؛زیرا او سال ها در خانۀ رسول الله زندگی می کرد و زیر نظر او پرورش یافته بود و در کوه و صحرا با او بود و هنگامی که در کوه حِرا مشغول عبادت بود, این نوجوان هوشمند،برای او آب و غذا می برد.

بنابراین عطر رسالت را از سال ها پیش دریافته بود و به محض مبعوث شدن آن حضرت،به پیامبری ایشان ایمان آورد.در این سه سال, پیامبر در غارها و پشت کوه ها و دور از چشم مردم با علی بن ابی طالب و خدیجه نماز جماعت می خواندند.
منبع:تاریخ پیامبر و اهل بیت علیهم السلام / علی بمان ملک احمدی.
1 نظر » 
پیامبر وقتی به پایین کوه رسید که هوا روشن شده بود.طبق معمول به مسجدالحرام رفت و کعبه را طواف کرد و به سوی خانه روان شد.خدیجه که بیدار و منتظر بود, به استقبال محمد شتافت و با دیدن پیامبر گفت:این چه نوری است که بر چهره شما مشاهده می کنم؟!پیامبر فرمود:خدیجه جان!جبرئیل بر من نازل شده و پیام خدا را آورد که دعوت به سوی خدا را آغاز کن و به مردم فرمان ده که بگویند:«لا اله الا الله محمد رسول الله»تو هم بگو:«لا اله الا الله محمد رسول الله».خدیجه درحالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت:یا رسول الله!:«به یگانگی خداوند و این که محمد فرستاده اوست گواهی می دهم».

پیامبر صلّی الله علیه و آله به خدیجه فرمود:«ای خدیجه!من در خود احساس سرما می کنم؛بالاپوشی بر من بپوشان».اما همین که خوابید, از جانب خداوند به او ندا رسید:«ای جامه به خود پیچیده!برخیز و مردم را بترسان و خدایت را تکبیر بگو و به بزرگی یاد کن.»پیامبر از جای خود برخاست و انگشت در گوش خود گذاشت و فرمود:الله اکبر،الله اکبر.صدای آن حضرت در عالم طنین انداخت و همه بیداردلان عالم با تکبیر پیامبر خدا همراهی کردند.
منبع:تاریخ پیامبر و اهل بیت علیهم السلام / علی بمان ملک احمدی.
نظر دهید » << 1 ... 36 37 38 ...39 ...40 41 42 ...43 ...44 45 46 ... 203 >>