مرحوم شیخ صدوق قدس سره هم در کتاب الإمامة و التبصرة من الحیرة و هم در کتاب علل الشّرائع، روایتی را از جابر جُعفی نقل نموده که گفت: به حضرت امام جعفر صادق عَلَيْهِ السَّلاَمُ عرض کردم: چرا حضرت فاطمه سَلَامُ اللهِ عَلَيْهَا ، زهرا نامیده شده است؟

 

 

حضرت فرمودند: زيرا خداوند عزوجل او را از نور با عظمت خود آفريد، و هنگامى كه نورش درخشان شد، آسمان ها و زمين به نور او روشن شدند و چشمان ملائكه خيره شد، پس برای خدا به سجده افتادند و گفتند: ای خدای ما! و ای آقای ما! اين چه نورى است؟

پس خداوند به آن ها وحی فرمود:

هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي، وَ أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي، خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي، أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي، أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي، يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي، وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِي فِي أَرْضِي بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْيِي.

اين نور، شعبه اى از نور من است، كه در آسمانم ساکنش کردم، آن را از عظمت خویش آفريده ام، آن را از صلب پیامبری از پيامبرانم كه او را برتمام پيامبران برترى داده ام، خارج مى نمايم، و از اين نور، پیشوایان و امامانى بیرون مى آورم كه به امر من قیام می کنند و مردم را به سوی من هدایت می نمایند، و این پیشوایان را پس از انقطاع وحی، جانشینان خود بر روی زمین، قرار می دهم.

مرحوم ابن شاذان قمی در کتاب الفضائل، روایتی را از جناب ابن مسعود نقل نموده که در بخشی از آن رسول خدا صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّم می فرمایند:

ثُمَّ أَظْلَمَتِ الْمَشَارِقُ وَ الْمَغَارِبُ، فَشَكَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى أَنْ يَكْشِفَ عَنْهُمْ تِلْكَ الظُّلْمَةَ، فَتَكَلَّمَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ كَلِمَةً، فَخَلَقَ مِنْهَا رُوحاً، ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ، فَخَلَقَ مِنْ تِلْكَ الْكَلِمَةِ نُوراً، فَأَضَافَ النُّورَ إِلَى تِلْكَ الرُّوحِ وَ أَقَامَهَا مَقَامَ الْعَرْشِ، فَزَهَرَتِ الْمَشَارِقُ وَ الْمَغَارِبُ، فَهِيَ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ، وَ لِذَلِكَ سُمِّيَتِ الزَّهْرَاءَ، لِأَنَّ نُورَهَا زَهَرَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ.

سپس از مشرق تا مغرب را تاریکی و ظلمت فرا گرفت، پس ملائکه به خداوند التماس کردند که این تاریکی را از بین ببرد و روشنائی را به آنها بازگرداند. پس خداوند بلند مرتبه کلمه ای گفت و روحی از آن به وجود آورد، سپس کلمه ای دیگر گفت و این بار از آن نوری پدید آورد. آن نور را به روح اضافه کرد و آن را به جای عرش الهی نهاد و بعد از آن بود که از مشرق تا مغرب نورانی شدند، و آن نور، فاطمه زهرا سَلَامُ اللهِ عَلَيْهَا بود و به همین خاطر است که «زهراء» لقب گرفته است، چرا که نور او آسمانها را نورانی کرد.

مرحوم طبری آملی در کتاب دلائل الإمامة روایتی را از حضرت امام جعفر صادق عَلَيْهِ السَّلاَمُ نقل نموده که وقتی از آن حضرت سؤال شد که چرا حضرت فاطمه سَلَامُ اللهِ عَلَيْهَا ، «زهرا» نام گذاری شده اند، فرمودند:

لِأَنَّهَا كَانَتْ إِذَا قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا، يَزْهَرُ نُورُهَا لِأَهْلِ السَّمَاءِ، كَمَا يَزْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ.

براى اينكه هر گاه حضرت فاطمه سَلَامُ اللهِ عَلَيْهَا در محل عبادتشان مى ايستادند و به عبادت مشغول مى شدند، نور ایشان براى اهل آسمان مى درخشيد، همان طور كه نور ستارگان براى اهل زمين مى درخشد.
پس طبق این احادیث، خداوند به واسطۀ نور آن حضرت، آسمانها را روشن نموده است.

 

 

تو بدری و خورشید تو را بنده شده ست***تا بندهٔ تو شده ست تابنده شده ست

زان روی که از شعاع نور رخ تو***خورشید منیر و ماه تابنده شده ست

 

منبع: جلوه های مهدوی در آیینۀ فاطمی

 سید محمد جعفر روضاتی

   سه شنبه 23 خرداد 1402نظر دهید »

اصل صدقه دادن دارای ارزش و ثواب بسیاری است و میتواند بلاهای زیای را از انسان دور کند اگر انسان از طرف امام زمان (علیه السلام) و به وکالت از آن حضرت (علیه السلام) صدقه دهد هم برای انسان و هم برای حضرت مؤثر است

زیرا که هدیه به مؤمن آن هم بالاترین مؤمن روی زمین ثواب دارد. همچنین موجب میشود که خداوند به او برکات بیشتری دهد و بر عنایاتش بیفزاید و موجب دفع بلا از وجود حضرت میگردد، در مورد دعا برای سلامتی امام زمان (علیه السلام) نیز همین جواب را خواهیم داد.

 منبع: پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان علیه السلام / علی اصغر رضوانی

 

 

   دوشنبه 15 خرداد 1402نظر دهید »

ظهور امام زمان (علیه السلام) وابسته به شرایط و مصالح خاصی است ولی آنچه که مربوط به شیعیان حضرت میشود این است که؛

اولاً خود را اصلاح نموده و با شرایط حکومت و عصر ظهور حضرت وفق دهیم.

ثانیاً در جامعه برای ظهور حضرت زمینه سازی کنیم و در صدد اصلاح مردم در حد توان خود برآییم تا شرایط فراهم شود و به دست توانای حضرت موانع کلّی برطرف شده و شرایط اساسی برای حکومت عدل جهانی ایجاد گردد. لذا فرموده اند: «منتظران مصلح خود افرادی صالحند

ثالثاً هرگز دعا و استغاثه به درگاه الهی را فراموش نکنیم که در ظهور حضرت - مطابق روایات - تأثیر به سزایی دارد.

منبع: پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) / علی اصغر رضوانی

 

 

   دوشنبه 15 خرداد 1402نظر دهید »

نشانه های قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به علائم حتمی و غیر حتمی تقسیم می شوند. از طرف دیگر، یکی از باورهای شیعه، مسأله «بَداء» است. بنابراین احتمال دارد در برخی از نشانه ها بداء حاصل شود.

 

 

 

قبل از بیان چگونگی بَداء در نشانه ها، ابتدا چند واژه که به بحث مربوط است، معنی می شود.

1. نشانه غیر حتمی: به علامتی می گویند که اگر شرایط آن فراهم باشد و مانعی ایجاد نشود، به وجود می آیند. در روایات از این نشانه ها تعبیر به «موقوفه» شده است؛ یعنی نشانه ای که آمدنش، متوقف بر چیز دیگری است.

2. نشانه حتمی: به علامتی می گویند که به طور حتم و صد درصد واقع شود.

3. بَداء: معنی لغوی بداء، آشکار شدن است. شیخ طوسی در این باره می گوید: «حقیقت بداء در لغت به معنی «ظهور» آمده است. برای همین وقتی گفته می شود «بَدا لنا سُور المدینه»، یعنی دیوارهای شهر برای ما آشکار شد. و «بدا لنا وجه الرأی» یعنی برای ما مقصودِ نظر آشکار شد و هم چنین است در کلام خدای بلند مرتبه: «وَ بَدَا لَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا؛ اعمال بدی را که انجام داده اند (در روز قیامت) برای آن ها آشکار می شود» و «وَ بَدَا لَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا عَمِلُوا؛ و بدی های اعمالشان برای آنان آشکار می شود». در همه این ها، مقصود از بَداء، ظهور و آشکار شدن است».

اگر مراد از بَداء آشکار شدن بعد از جهل باشد، استعمال این کلمه درباره خداوند درست نیست؛ زیرا خداوند به همه چیز و در همه زمان ها آگاه است. ولی اگر مراد از بَداء را مانند معنای لغوی آن (آشکار شدن) بدانیم، می توانیم آن را به خداوند اسناد دهیم.

سید مرتضی علم الهدی می گوید: «ممکن است کلمه بداء را در جمله «بَدا له تعالی» حمل بر معنای حقیقی آن کنیم؛ یعنی بگوییم امری که در گذشته آشکار نبود در خارج ظاهر شد».

مقصود از بَداء در نشانه های قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، رخ ندادن برخی از خصوصیات و یا تغییر در آن ها می باشد؛ یا اینکه آن نشانه اصلاً اتفاق نیفتد. رخ دادن بَداء در نشانه های غیر حتمی، امری قابل قبول است؛ زیرا ممکن است شرایط وقوع آن ها محقق نباشد و یا مانعی از رخ دادنشان جلوگیری کند. امّا وقوع بَداء در نشانه های حتمی را نمی توان پذیرفت؛ زیرا شرایط واقع شدن آن ها آماده است و مانعی برای وقوعشان وجود ندارد بنابراین، با توجّه به حتمی بودن اصل وقوع علائم در نشانه های حتمی، احتمال بَداء فقط در برخی از خصوصیات آن ها می رود.

منبع: نشانه های قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف/حسن زمانی

   جمعه 12 خرداد 1402نظر دهید »

بخش زیادی از روایت های مهدویت، مربوط به نشانه های قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. اما توجّه پیشوایان معصوم به نشانه ها به چه علت بوده است؟ 
اول. امید بخشی
نقش حیاتی و شگفت انگیز امید در سعادت فرد و جامعه بر کسی پوشیده نیست.
انسان به امید زنده است. وقتی امید می آید، تلاش و حرکت، جایگزین رخوت و سستی می شود. نشانه های قیام، علامت های نزدیک شدن برپایی دولت کریمه اهل بیت علیهم السلام است. با پدیدار شدن هر یک از نشانه ها، نور امید در دل های مؤمنان، پرفروغ تر می شود و بر اثر آن، مقاومت آنان در برابر سختی های دوران غیبت و حیرت، بیشتر، و تلاش شان برای آمادگی جهت همراهی امامشان فزونی می گیرد.

 

 

 

دوّم. آماده شدن برای ظهور
اهل ایمان بر اثر پدیدار شدن هر یک از نشانه ها می بایست خود را از جهت روحی و جسمی و نیز فردی و اجتماعی، برای شرکت در دولت کریمه آماده تر کنند. از طرف دیگر، بخشی از نشانه های قیام مانند سفیانی و یمانی، از امور سیاسی اسلام به حساب می آیند که همگان، به خصوص مسئولان، باید به آن ها توجه کنند و با برنامه ریزی درست، خطر دشمنان را به حداقل برسانند و به تقویت یاران و همفکران خود بپردازند.

 

 

 

سوّم. جلوگیری از انحراف ها و شناخت مدعیان آدمی

همواره مشتاق شنیدن خبرهایی درباره آینده است. با طرح اخبار واقعی از آینده در روایت های اسلامی، جلوی پخش اخبار کاهنان و غیب گویان شیّاد گرفته می شود و انسان های با ایمان، شناخت درستی از حوادث آینده پیدا می کنند. علاوه بر این، با شناخت نشانه های واقعی قیام، دروغین بودن ادعای کسانی که ادعای مهدویت می کنند، روشن می شود.

منبع: نشانه های قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف/حسن زمانی

   جمعه 12 خرداد 1402نظر دهید »

و در مورد معاشرت آن بزرگوار با مردمان عادی و زیردستان، صدوق (ره) به سند خود از ابراهیم بن عباس که سالها در خدمت آن حضرت بوده روایت کرده که گوید:
«مَا رَأَیْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه‌السلام جَفَا أَحَداً بِکَلَامِهِ قَطُّ وَ مَا رَأَیْتُ قَطَعَ عَلَی أَحَدٍ کَلَامَهُ حَتَّی یَفْرُغَ مِنْهُ وَ مَا رَدَّ أَحَداً عَنْ حَاجَة یَقْدِرُ عَلَیْهَا وَ لَا مَدَّ رِجْلَیْهِ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ وَ لَا اتَّکَأَ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ شَتَمَ أَحَداً مِنْ مَوَالِیهِ وَ مَمَالِیکِهِ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ تَفَلَ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ یُقَهْقِهُ فِی ضَحِکِهِ قَطُّ بَلْ کَانَ ضَحِکُهُ التَّبَسُّمَ وَ کَانَ علیه السلام إِذَا خَلَا وَ نُصِبَتْ مَائِدَتُهُ أَجْلَسَ مَعَهُ عَلَی مَائِدَتِهِ مَمَالِیکَهُ حَتَّی الْبَوَّابِ وَ السَّائِسِ …» 
هیچگاه ندیدم حضرت رضا علیه‌السلام با کسی در سخن خود جفا کند، و ندیدم که سخن کسی را قطع کند تا از گفتار فارغ شود، و ندیدم حاجت هیچ کس را که قدرت بر انجام آن را داشت رد کند، و هیچ گاه پای خود را در برابر کسی که نشسته بود دراز نمی‌کرد، و در برابر کسی که روبرویش نشسته بود تکیه نمی‌کرد، و هیچ گاه ندیدم یکی از غلامان و بردگان خود را دشنام دهد، و هیچ گاه ندیدم آب دهان خود را بیندازد و خنده‌ی قهقهه از او ندیدم بلکه خنده‌اش تبسم بود، و شیوه‌اش چنان بود که چون سفره غذا برای او پهن می‌کردند همه‌ی نوکران و بردگان را سر سفره‌ی خود می‌نشانید حتی دربانان و مهتران و دامپروران را.
و در حدیث مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی آمده که هنگامی به امام هشتم علیه‌السلام مهمانی رسد و امام علیه‌السلام شب هنگام در نزد مهمان نشسته و سخن می‌گفتند، در این وقت فتیله‌ی چراغ خراب شد و مهمان دست خود را دراز کرد تا فتیله را اصلاح کند، امام علیه‌السلام او را از این کار باز داشته و خود مشغول اصلاح چراغ شده و فرمود:
«… إِنَّا قَوْمٌ لَا نَسْتَخْدِمُ أَضْیَافَنَا» .
ما مردمی هستیم که مهمانان خود را استخدام نمی‌کنیم! (و از آنها کار نمی‌کشیم)
و نیز در همان کتاب از یاسر خادم و نادر روایت کرده که گویند: امام رضا علیه‌السلام به ما فرمود:
«إِنْ قُمْتُ عَلَی رُءُوسِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَأْکُلُونَ فَلَا تَقُومُوا حَتَّی تَفْرُغُوا وَ لَرُبَّمَا دَعَا بَعْضَنَا فَیُقَالُ هُمْ یَأْکُلُونَ فَیَقُولُ دَعُوهُمْ حَتَّی یَفْرُغُوا» .
اگر من بر سر شما ایستادم و شما مشغول غذا خوردن هستید بر نخیزید تا آنگاه که از غذا فارغ شوید، و چه بسا بعضی از ما را صدا می‌زد و می‌گفتند: مشغول صرف غذا هستند و امام علیه‌السلام می‌فرمود: بگذارید تا از غذا فارغ شوند.

منبع:جنبه‏ های اخلاقی و سیره‏ های عملی حضرت رضا علیه السلام/هاشم رسولی محلاتی

   چهارشنبه 10 خرداد 1402نظر دهید »

شاید یکی از معانی زیادی که این حدیث شریف دارد که از رسول خدا و امیر مؤمنان (علیهماالسلام) نقل شده که فرموده‌اند:
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» 
هر کس خود را بشناسد به حقیقت خدا را شناخته، و آیات و روایات بسیار دیگری که در مورد معرفت نفس، و عزت نفس و خوار کردن نفس و دوستی و دشمنی نفس و امثال آن رسیده این باشد که انسان حد و حدود خود و احتیاجات و مضار و منافع خود را بشناسد تا در نتیجه از حد خود تجاوز نکند و پا از گلیم خود فراتر ننهد و از افراط و تفریط نسبت به خود پرهیز و به طور کلی خود را گم نکند، و یا به تعبیر قرآن کریم خود را فراموش نکند، نه چندان نفس خود را پرورش دهد و فربه کند که طغیان کرده و از اطاعت او و خالق او سرپیچی کند، و نه چندان نفس را خوار و زبون سازد که به شخصیت والای انسانی و نیروی جسمانی او ضربه وارد سازد، و این حدیث را همیشه نصب العین قرار دهد که فرمودند:
«رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً عَرَفَ قَدْرَهُ وَ لَمْ یَتَعَدَّ طَوْرَه .
خدا رحمت کند کسی را که قدر خود بشناسد و از حد خود تجاوز و تعدی ننماید.
و شاید جامع‌ترین سخن در این‌باره همین باشد که در این حدیث شریف آمده زیرا قدر خود شناختن و از حد خود تجاوز نکردن، هم در امور روحی و هم در امور جسمی مصداق دارد، قدر خود شناختن و از حد تجاوز نکردن در امور روحی به این است که آنجا که جای تواضع است تواضع کند و آنجا که جای تواضع نیست تواضع و فروتنی نکند، و در امور جسمی آن گونه است که در جائی که نیاز هست برای حفظ خود از خوردن غذا و لباس لازم بخل نورزد، و در جائی که نیازی نیست قناعت را پیشه سازد و به ساده‌ترین خوراک و لباس و مسکن اکتفا کند .

منبع:جنبه‏ های اخلاقی و سیره‏ های عملی حضرت رضا علیه السلام/هاشم رسولی محلاتی

   چهارشنبه 10 خرداد 1402نظر دهید »

اولاً: شکی نیست که معرفت تأثیر به سزایی در عملکرد انسان دارد و هر چه معرفت انسان به کسی یا عقیده ای بیشتر و راسخ تر باشد تأثیر آن در ناحیهٔ عمل بیشتر خواهد بود و به طور کلی انسان بدون معرفت نمیتواند در ناحیه ،عمل حق مطلب را ادا کند. لذا علمای کلام از همین طریق و به ملاک لزوم شکر منعم قائل به وجوب معرفت خداوند شده اند امام زمان (علیه السلام) و حجت خدا بر روی زمین است و مطابق نصوصات اطاعت او واجب است لذا باید به او در حد امکان معرفت حاصل کنیم وگرنه با مرگ جاهلی از دنیا رفته ایم.

 

 

 

ثانياً: ما وظیفه داریم امام زمان خود را بشناسیم تا دنباله رو هر کسی .نباشیم چه کسی را الگوی خود قرار دهیم و دین را از چه کسی اخذ کنیم؟ آیا میتوان از هر کسی که متاعی از دین را عرضه کرد به سراغش ،رفته او را الگو و امام خود قرار دهیم؟

باید در مرحله اول خصوصیات امام را شناخته و مصداق آن را مشخص کنیم آن گاه به دنبال ایشان رفته و آن حضرت را رهبر خود قرار دهیم قطعاً باید چنین باشد و گرنه در هنگام مرگ مرگی با جهالت خواهیم داشت.

منبع: پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) / علی اصغر رضوانی

   شنبه 6 خرداد 1402نظر دهید »

خداوند تعالی پس از ارسال آخرین فرستاده اش و انزال آخرین کتاب آسمانی خود، برای هدایت بشر، دوازده امام معصوم عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ را توسّط آخرین پیامبرش معرّفی نمود، تا انسان ها با شناخت و معرفت آن ها، و مراجعۀ به محضر آن بزرگواران، از گمراهی نجات یافته، به سعادت رستگاری نائل شوند، و شکر این بزرگترین نعمت الهی را بجا آورند.

 

 

 

البته مسلمانان در طول تاریخ، این افتخار را پیدا کردند که با یازده نفر از این امامان هدایت، زندگی کرده و از محضر آنها استفاده نمایند. ولی با کمال تأسّف از میان آنان، فقط تعداد بسیار کمی قدر این نعمت بزرگ را دانسته و از آن استفادۀ درست نموده اند، و بقیّه مردم با ظلم و دشمنی نسبت به آن بزرگواران، ناشکری وکفران نعمت کرده، موجبات خشم و غضب خداوند را فراهم نمودند.

لذا پس از شهادت یازدهمین امام معصوم، یعنی حضرت امام حسن عسکری علیه اسلام ، مردم از درک نعمت حضور امام، که فضیلت بزرگی از طرف خداوند برای امّت اسلام بود، محروم شدند و به خاطر گناهان و معاصی خود، به غضب الهی دچار شدند، یعنی خداوند آخرین حجّت خودش، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از دیدگان آن ها مخفی نمود و دوران غیبت کبری آغاز گردید.

مرحوم شیخ کلینی قدس سره در کتاب شریف کافی، روایتی را از محمد بن فرج نقل نموده که گفت: حضرت امام محمّد باقر عَلَيْهِ السَّلاَمُ در نامه ای به من مرقوم فرمودند:

إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ نَحَّانَا عَنْ جِوَارِهِمْ.

هنگامی که خدای تبارک و تعالی بر آفریده های خود غضب نماید، ما ائمّه را از مجاورت با آنها دور می نماید.
وضعیّت مسلمانان در دوران غیبت، به خاطر دوری از امام معصوم و حجّت پروردگار، روز به روز بدتر می شود، تا جایی که بسیاری از شیعیان، اعتقادشان نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از دست می دهند.

 

 

مرحوم شیخ صدوق قدس سره در کتاب کمال الدّین، روایتی را از صقر بن ابی دُلَف نقل نموده که گفت: از حضرت ابن الرّضا، جواد الائمّه عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ شنیدم که می فرمودند:

همانا امام بعد از من پسرم علی است، امر او امر من، و سخن او سخن من، و اطاعت از او اطاعت از من است؛ و امام پس از او پسرش حسن است، امر او امر پدرش، و سخن او سخن پدرش، و اطاعت از او اطاعت از پدرش می باشد.

سپس حضرت سکوت کردند، پس من عرض کردم: ای پسر رسول خدا! پس امام بعد از حسن کیست؟ پس ایشان گریۀ شدیدی کردند و سپس فرمودند: همانا بعد از حسن پسرش، قائم به حق است، که انتظارش کشیده می شود.

پس من به ایشان عرض کردم: ای پسر رسول خدا! چرا ایشان «قائم» نامیده شده است؟ حضرت فرمودند:

لِأَنَّهُ يَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِكْرِهِ، وَ ارْتِدَادِ أَكْثَرِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ، فَقُلْتُ لَهُ: وَ لِمَ سُمِّيَ الْمُنْتَظَرَ؟ قَالَ: لِأَنَّ لَهُ غَيْبَةً يَكْثُرُ أَيَّامُهَا وَ يَطُولُ أَمَدُهَا، فَيَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ، وَ يُنْكِرُهُ الْمُرْتَابُونَ، وَ يَسْتَهْزِئُ بِذِكْرِهِ الْجَاحِدُونَ، وَ يَكْذِبُ فِيهَا الْوَقَّاتُونَ، وَ يَهْلِكُ فِيهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ يَنْجُو فِيهَا الْمُسْلِمُونَ.

چون او زمانی قیام می کند که یادش از بین رفته و اکثر معتقدان به امامت او، از عقیدۀ خود برگشته اند.

به ایشان عرض کردم: چرا او را منتظَر مى گويند؟ فرمودند: زيرا برای او غیبتی است که روزهایش زياد می شود و مدّتش طولانى گردد پس مخلصان، منتظر قيامش می باشند و شکّ كنندگان، انكارش می كنند، و منكران، يادش را مسخره می كنند، و تعيين كنندگان وقت ظهورش، دروغ می گويند، و شتاب كنندگان در غیبتش، هلاک می شوند، و تسليم شوندگان در آن، نجات می يابند.

 

 

سختی این مطلب برای انسان زمانی است که بداند در دوران غیبت به نحوی اعتقادش را از دست می دهد که خودش هم متوجّه نمی شود، البته این کار زمان زیادی هم نمی خواهد، بلکه از یک صبح تا به شب برای بی دین شدن کافی است!

منبع:

 روضاتی، سیدمحمدجعفر

 جلوه های مهدوی در آیینه فاطمی

   جمعه 5 خرداد 1402نظر دهید »

1 ... 29 30 31 ...32 ... 34 ...36 ...37 38 39 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو