
روز هیجدهم، روز عید غدیر و عید اللّٰه الأکبر و عید آل محمّد(علیهمالسلام) و عظیمترین عید است و حقتعالی هیچ پیامبری را مبعوث نفرموده جز آنکه این روز را عید کرده و حرمت آن را دانسته، نام این روز در آسمان روز «عهد معهود» و در زمین روز «میثاق مأخوذ» و «جمع مشهود» است.

روایت شده است: که از امام صادق(علیهالسلام) پرسیدند، آیا مسلمانان را غیر از جمعه و قربان و فطر عیدی هست؟ فرمود: آری عیدی است که احترامش از همه اعیاد بیشتر است،
راوی گفت: کدام عید است؟ حضرت فرمود: روزی است که حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآله) امیرالمؤمنین(علیهالسلام) را به جانشینی خود منصوب کرد و اعلام کرد: هرکه من مولا و آقای اویم، پس علی مولا و آقا و پیشوای اوست و آن روز هیجدهم ذوالحجّه است.
راوی گفت: در آن روز چه کاری باید انجام داد؟ فرمود باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمّد و آل محمّد (صلیاللهعلیهوآله) را یاد آرید و بر ایشان صلوات فرستید، رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را وصیت کرد که این روز را عید گرداند و هر پیامبری به جانشین خویش وصیت میکرد که این روز را عید کند.
در حدیث ابن ابی نصر بزنطی از حضرت رضا(علیهالسلام) آمده:
ای پسر ابی نصر هر کجا باشی، بکوش روز عید غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) حاضر شوی، به درستیکه در این روز، خداوند میآمرزد از هر مرد و زن مؤمن، گناه شصت سال ایشان را و از آتش دوزخ آزاد میکند، دو برابر آنچه در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر آزاد کرده و پرداخت یک درهم در این روز به برادران مؤمن، برابر با هزار درهم در اوقات دیگر است و در این روز به برادران مؤمن احسان کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان؛ به خدا سوگند، اگر مردم برتری و مزیت این روز را چنانکه باید بدانند، هرآینه هر روز فرشتگان با ایشان ده مرتبه مصافحه کنند.
در هر صورت بزرگداشت این روز برجسته و برتر لازم است و اعمال آن چندچیز است:
اوّل:روزه که کفّاره شصت سال گناه است و در حدیثی است: روزه این روز برابر روزه تمامی عمر دنیا و معادل با صد حج و صد عمره است.
دوّم:غسل.
سوم:زیارت حضرت امیرمؤمنان(علیهالسلام) و شایسته است انسان هر کجا باشد، بکوشد که خود را به قبر مطّهر آن حضرت برساند و برای آن جناب در این روز، «سه زیارت» مخصوص روایت شده: که یکی از آنها زیارت معروف به «امینالله» است که هم از نزدیک و هم از راه دور خوانده میشود و آن از زیارات جامعه مطلقه است و در باب زیارات انشاءالله تعالی خواهد آمد.
چهارم:تعویذی [ذکر مربوط به پناه جستن به خدا از ناملایمات و شرور] را که سید ابن طاووس در کتاب «اقبال» از رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) روایت کرده بخواند.
پنجم:دو رکعت نماز بجا آورد و به سجده رود و «صد مرتبه» شکر خدا گوید، آنگاه سر از سجده بردارد و بخواند:
نظر دهید » 
دو رکعت نماز بجا آورد و به سجده رود و «صد مرتبه» شکر خدا گوید، آنگاه سر از سجده بردارد و بخواند:

اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ وَحْدَكَ لَاشَرِيكَ لَكَ، وَأَنَّكَ واحِدٌ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً أَحَدٌ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، يَا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِى شَأْنٍ كَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ أَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِأَنْ جَعَلْتَنِى مِنْ أَهْلِ إِجابَتِكَ وَأَهْلِ دِينِكَ وَأَهْلِ دَعْوَتِكَ، وَوَفَّقْتَنِى لِذٰلِكَ فِى مُبْتَدَءِ خَلْقِى تَفَضُّلاً مِنْكَ وَكَرَماً وَجُوداً، ثُمَّ أَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً، وَالْجُودَ جُوداً، وَالْكَرَمَ كَرَمَاً، رَأْفَةً مِنْكَ وَرَحْمَةً إِلىٰ أَنْ جَدَّدْتَ ذٰلِكَ الْعَهْدَ لِى تَجْدِيداً بَعْدَ تَجْدِيدِكَ خَلْقِى، وَكُنْتُ نَسْياً مَنْسِيّاً ناسِياً ساهِياً غافِلاً، فَأَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ بِأَنْ ذَكَّرْتَنِى ذٰلِكَ وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَهَدَيْتَنِى لَهُ، فَلْيَكُنْ مِنْ شَأْنِكَ يَا إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ أَنْ تُتِمَّ لِى ذٰلِكَ وَلَا تَسْلُبْنِيهِ حَتَّىٰ تَتَوَفَّانِى عَلَىٰ ذٰلِكَ وَأَنْتَ عَنِّى راضٍ، فَإِنَّكَ أَحَقُّ الْمُنْعِمِينَ أَنْ تُتِمَّ نِعْمَتَكَ عَلَىَّ؛
خدایا، از تو میخواهم به حق اینکه فقط سپاس ویژۀ توست، یگانهای شریکی نداری و تویی یکتا، یگانه، بینیاز، نزادهای و نه زاده شدهای و یکتایی که همتایی نداری و محمّد بنده و رسول توست، درودهایت بر او و خاندانش، ای آنکه هر روز در کاری است، چنانکه در شأنت بود بر اینکه بر من لطف و محبت نمودی، به اینکه مرا از اهل اجابت و دین و دعوتت قرار دادی و در آغاز آفرینشم از روی لطف و محبت و بزرگواری و بخشش خویش، بر این امور موفّقم داشتی، سپس از روی رأفت و رحمتت، به دنبال آوردی این فضل را با فضلی دیگر و این جود را با جودی دیگر و این کرم را با کرمی دیگر تا اینکه آن پیمان را برایم از نو تازه کردی، پس از تجدید آفرینشم و حال آنکه در فراموشی کامل بودم، فراموشکار و بی توجّه و بیخبر، پس نعمتت را بر من تمام کردی، به اینکه آن پیمان را به یادم انداختی و به آن بر من منّت نهادی و به آن راهنماییام نمودی، پس باید از شأن تو باشد، ای معبودم و آقا و مولایم، اینکه آن را بر من تمام کنی و از دستم نگیری تا بر پایه آن از دنیایم ببری، درحالیکه از من خشنود باشی، به یقین تو سزاوارترین نعمتدهندگانی، بر اینکه نعمتت را بر من تمام کنی؛
نظر دهید » 
زیارت بعد از نماز در روز عید غدیر
از حضرت رضا(علیهالسلام) روایت شده: که به ابن ابی نصر فرمود: هرجا که باشی، روز غدیر کنار قبر امیرالمؤمنین(علیهالسلام) حاضر شو، به درستی که در این روز حقتعالی، از مرد مؤمن و زن مؤمنه گناه شصت سال را میآمرزد و از آتش جهنم آزاد میکند و دو برابر آنچه که در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر آزاد کرده.
بدان که برای این روز شریف چند زیارت نقلشده است:
اوّل:
«زیارت امینالله» .
دوم:
زیارتی است که به سندهای معتبر از حضرت هادی(علیهالسلام) نقلشده است که با آن زیارت حضرت امیرمؤمنان را در روز غدیر در سالی که معتصم آن حضرت را طلبیده بود زیارت کرد و کیفیت آن به این شیوه و روش است:
چون اراده زیارت کنی بر بارگاه نورانی بایست و رخصت بخواه و شیخ شهید گفته: غسل میکنی و پاکترین جامههای خود را میپوشی و اذن دخول میطلبی و میگویی: «اللَّهُمَّ إِنِّی وقفتُ عَلَىٰ بابٍ ..»
و این همان «اذن دخول اول» است که ما در اول باب نقل کردیم، پس پای راست را پیش بگذار و داخل شو و به نزدیک ضریح مقدّس برو و پشت به قبله در برابر ضریح بایست و بگو:
السَّلامُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّٰهِ، خاتَمِ النَّبِيِّينَ، وَسَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ، وَصَفْوَةِ رَبِّ الْعالَمِينَ، أَمِينِ اللّٰهِ عَلَىٰ وَحْيِهِ وَعَزائِمِ أَمْرِهِ، وَالْخاتِمِ لِما سَبَقَ، وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ، وَالْمُهَيْمِنِ عَلَىٰ ذٰلِكَ كُلِّهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ وَصَلَواتُهُ وَتَحِيَّاتُهُ .سلام بر محمّد رسول خدا، خاتم پیامبران و سرور رسولان و برگزیده پروردگار جهانیان، امین خدا بر وحیاش و ارادههای قطعی الهی و ختم کننده آنچه گذشته و گشاینده آنچه خواهد آمد و نگهدار بر همه اینها و رحمت و برکات و درودها و تحیات خدا بر او باد.
السَّلامُ عَلَىٰ أَنْبِيَاءِ اللّٰهِ وَرُسُلِهِ، وَمَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ، وَعِبَادِهِ الصَّالِحِينَ . السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، وَسَيِّدَ الْوَصِيِّينَ، وَوَارِثَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ، وَوَلِيَّ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَمَوْلايَ وَمَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكَاتُهُ . السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، يَا أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، وَسَفِيرَهُ فِي خَلْقِهِ، وَحُجَّتَهُ الْبَالِغَةَ عَلَىٰ عِبَادِهِ؛سلام بر پیامبران خدا و رسولانش و فرشتگان مقرّب و بندگان شایستهاش. سلام بر تو ای امیرمؤمنان و سرور جانشینان و وارث دانش پیامبران و ولی پروردگار جهانیان و مولای من و مولای مؤمنان و رحمت و برکات خدا بر او باد. سلام بر تو ای مولای من ای امیرمؤمنان، ای امین خدا بر روی زمینش و سفیر او در آفریدههایش و حجّت رسایش بر بندگان؛
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دِينَ اللّٰهِ الْقَوِيمَ، وَصِراطَهُ الْمُسْتَقِيمَ . السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبَأُ الْعَظِيمُ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ وَعَنْهُ يُسْأَلُونَ . السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، آمَنْتَ بِاللّٰهِ وَهُمْ مُشْرِكُونَ، وَصَدَّقْتَ بِالْحَقِّ وَهُمْ مُكَذِّبُونَ، وَجاهَدْتَ فِي اللّٰهِ وَهُمْ مُحْجِمُونَ ، وَعَبَدْتَ اللّٰهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّىٰ أَتَاكَ الْيَقِينُ، أَلَا لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظَّالِمِينَ .سلام بر تو ای دین برافراشته خدا و راه راستش، سلام بر تو ای خبر بزرگی که آنها در آن اختلاف کردند و از آن بازخواست شوند، سلام بر تو ای امیرمؤمنان، به خدا ایمان آوردی، درحالیکه مردم همه شرک میورزیدند و حق را تصدیق کردی وقتیکه آنان، آن را تکذیب مینمودند و جهاد کردی و آنان از جهاد عقبنشینی میکردند، خدا را عبادت کردی، درحالیکه برای او عبادت را خالص کردی، صبر کردی و به حساب خدا گذاشتی تا مرگ به سویت آمد، آگاه باشید لعنت خدا بر ستمکاران.
نظر دهید » 
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَخِي نَبِيِّكَ وَ وَلِيِّهِ وَ صَفِيِّهِ [وَ وَصِيِّهِ] وَ وَزِيرِهِ وَ مُسْتَوْدَعِ عِلْمِهِ وَ مَوْضِعِ سِرِّهِ وَ بَابِ حِكْمَتِهِ وَ النَّاطِقِ بِحُجَّتِهِ وَ الدَّاعِي إِلَى شَرِيعَتِهِ وَ خَلِيفَتِهِ فِي أُمَّتِهِ وَ مُفَرِّجِ الْكُرَبِ [الْكَرْبِ] عَنْ وَجْهِهِ قَاصِمِ الْكَفَرَةِ وَ مُرْغِمِ الْفَجَرَةِ الَّذِي جَعَلْتَهُ مِنْ نَبِيِّكَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصْرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ الْعَنْ مَنْ نَصَبَ لَهُ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ صَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْصِيَاءِ أَنْبِيَائِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ .
خدايا بر امير مؤمنان على بن ابى طالب درود فرست،برادر پيامبرت و ولىّ و برگزيده اش،و وزير و جايگاه سپردن دانشش،و موضع راز و درگاه حكمتش،و گوياى به حجّت،و دعوت كننده به شريعتش و جانشين او در امّتش،و برطرف كننده رنج و اندوه از چهره اش،و درهم شكننده كافران،و به خاك مالنده بينى بدكاران،آنكه او را نسبت به پيامبرت به منزله هارون از موسى قرار دادى.خداى دوست بدار هركه دوستش دارد،و دشمن بدار هركه دشمنش دارد،و يارى كن هر كه يارىاش نمايد،و خوار كن هركه او را واگذارد،و لعنت كن هركه به دشمنى اش برخاست،از پيشينيان و پسينيان،و بر او درود فرست برترين درودى كه بر يكى از جانشينيان پيامبرت فرستادى،اى پروردگار جهانيان.
نظر دهید » 
آیه 36 سوره نساء
وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا
و خدای یکتا را پرستید و هیچ چیزی را شریک وی نگیرید و نسبت به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و همسایه دور و نزدیک و دوستان موافق و رهگذران و بندگان که زیردست تصرف شمایند نیکی کنید، که خدا مردم متکبّر خودپسند را دوست ندارد.

آیات 6-7 سوره احزاب
النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ۖ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ ۗ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَىٰ أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا*وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ۖ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا*
پیغمبر اولی و سزاوارتر به مؤمنان است از خود آنها (یعنی مؤمنان باید حکم و اراده او را مقدم بر اراده خود بدارند و از جان و مال در اطاعتش مضایقه نکنند) و زنان او (در اطاعت و عطوفت و حرمت نکاح، به حکم) مادران مؤمنان هستند و خویشاوندان نسبی شخص (در حکم ارث) بعضی بر بعضی دیگر در کتاب خدا مقدمند از انصار و مهاجرین (که با هم عهد برادری بستهاند) مگر آنکه به نیکی و احسان بر دوستان خود (از مهاجر و انصار) وصیتی کنید که این (تقدم وصیت بر ارث خویشان) هم در کتاب حق مسطور گردیده است.*و (یادآر) آن گاه که ما از پیغمبران عهد و میثاق گرفتیم و هم از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم از همه پیمان محکم گرفتیم (که با هر مشقّت و زحمتی است رسالت خدا را به خلق ابلاغ کنند).

نظر دهید » 
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) در جای جای عمر مبارک و شریفشان، پسرعمو و بردار بزرگوار خویش، علی(علیه السلام) را برای امارت و وصایت و خلافت بر مؤمنان معرفی کرده و در این راه حجّتی را برای مخالفان باقی نگذاشتند. در این بین از میان احادیث فراوان، چند حدیث زیر را که بیانگر امامت علی(علیه السلام) است، از منابع اهل سنت انتخاب کرده ایم.

1- انس بن مالک (که خادم پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) بود) گوید: روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) به من فرمود: مرا در وضو یاری کن، پس دو رکعت نماز گزارد و فرمود:
أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ عَلَيْكَ مِنْ هَذَا اَلْبَابِ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدُ اَلْمُسْلِمِينَ وَ قَائِدُ اَلْغُرِّ اَلْمُحَجَّلِينَ وَ خَاتَمُ اَلْوَصِيِّينَ
اولین کسی که از این در بر توارد می شود، «امیر مؤمنان» و سرور مسلمانان و پیشوای پیشانی سفیدان و خاتم اوصیاء پیامبران است.
انس گوید: با خود گفتم خدایا! آن مرد را مردی از انصار قرار بده. تا وقتی علی(علیه السلام) وارد شد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) پرسید: ای انس! او کیست؟ من گفتم: علی(علیه السلام) است. پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) در حالی که شادمان بود برخاست و او را در آغوش گرفت و عرق صورت خود را به صورت او و عرق صورت علی(علیه السلام) را به صورت خویش مالید.
آنگاه علی(علیه السلام) گفت: یا رسول الله! می بینم که نسبت به من کاری انجام می دهی که قبل از این، از شما ندیده بودم.
پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: تو کسی هستی که دِین مرا ادا می کنی و صدای مرا به گوش امتم می رسانی و اختلاف امتم را پس از من تبیین می کنی.
![]()
نظر دهید » 
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مکررا عدالت علی (علیه السلام) را به اصحاب گوشزد می کرد تا آیندگان بر شدت علی (علیه السلام) در اجرای عدالت خرده نگیرند که در ذیل به سه نمونه از فرمایشات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اشاره می کنیم

ابن شهر آشوب از تاریخ طبری به سند خودش ابن مردویه روایت کرده است:وقتی که علی (علیه السلام) از یمن باز می گشت یکی از اصحاب را در میان سربازان جانشین خود قرار داد و با سرعت خود را به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رساند مردی که جانشین حضرت بود جامه های غنیمتی را بین سربازان تقسیم کرد هنگامی که آنها نزدیک مکه رسیدند علی (علیه السلام) برگشت تا به همراه انان خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برسد،همین که چشمش به لباسها افتاد به ان مرد اعتراض کرد که چرا چنین کردی؟ او در جواب گفت: می خواستم با تجمل وارد مکه شوند! علی (علیه السلام) فرمود: آیا پیش از آنکه به رسول خدا برسی؟»
![]()
سپس دستور داد لباسها را از تن خارج کنید و به غنائم بازگرداندند اما افراد لشکر وقتی نزد پیغمبر رسیدند از علی (علیه السلام) شکایت کردند رسول خدا ایستاد و ضمن سخنانی فرمود:
«ای مردم ! از علی شکایت نکنید به خداسوگند! او در راه خدا سخت و خشن است.»(مناقب ابن شهر آشوب، ج2،ص110)
![]()
«ابوهریره نقل می کند: روزی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدم دیدم مقداری خرما مقابل آن حضرت است سلام کردم جوابم را داد، و یک مشت از خرماها را به من داد، آنها را شمردم 73 عدد بود سپس نزد علی رفتم سلام کردم جوابم داد و یک مشت خرما به من داد دیدم 73 است.
پس از آن به محضر رسول خدا برگشتم و گفتم: امروز مشت خرامایی که به من دادید به مقداری بود اکه علی به من داد تعجب کردم. پیغمبرخدا (صلی الله علیه و آله و سلم) لبخندی زد و فرمود: ای اباهریره مگر نمی دانی دست من و دست علی در عدالت برابر است.» (لعالی سیوطی، ص54)
![]()
حبشی پسر جناده گفت: نزد ابی بکر نشسته بودم مردی وارد شد و گفت:ای خلیفه رسول خدا! همانا پیامبر اکرم (ص) به من وعده سه مشت خرما داده است به من بده. وقتی امام (ع) آمد ابوبکر گفت: یا اباالحسن !این مرد چنین ادعایی دارد یا علی! تو سه مشت خرما به او بده! حضرت سه مشت خرما به او داد.ابوبکر گفت: خرماها را بشمارید وقتی خرماها را شمردندند دیدند هر سه مشت از آن شصت عدد بوده نه کمتر و نه بیشتر، ابی بکر گفت: در شب هجرت از سوی مدینه خارج شده بودیم پیغمبر (ص) به من فرمود: «ای ابی بکر من و دست علی در عدل مساوی است.»(فرائد المسطین، ج1،ص50)
![]()
منبع
تجلی امامت : تحلیلی از حکومت امیرالمومنین علی (ع) /سیداصغر ناظم زاده قمی، الهادی: قم: 1372، ص64-66
نظر دهید » 
نماز
نماز عید غدير در شب و روز و نيز نماز مسجد غدير، در روايات وارد شده است كه نمونه اى از روايات آن بيان مى گردد: نماز شب غدير: سيد بن طاووس در مورد آن چنين مى گويد:وجدنا فيها صلاة مذكورة فى كتب العبادات والصلاة خير موضوع و خير مسموعٍ عام فى سائر الصلوات.ذكر صفة هذه الصلاة فى ليلة الغدير وهى اثنتا عشرة ركعة لايسلّم الا فى اخراهنّ ويجلس بين كلّ ركعتين ويقرأ فى كل ركعة الحمد وقل هو اللّه أحد عشر مرّات و آية الكرسى مرّة، فاذا اتيت الثانية عشرة فاقرأ فيها الحمد سبع مرّات وقل هو اللّه أحد سبع مرّات واقنت وقل «لا اله الاّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشريك لَهُ، لَهُ الملك ولَهُ الحمد يحيى ويميت ويميت ويُحيى وهو حىّ لايموت بِيَدِه الخير وهو على كل شى قدير» عشر مرات وتركع وتسجد وتقول فى سجودك عشر مرات «سبحان مَن أحصى كل شئ علمهُ وسبحان مَنْ لاينبغى التسبيح الاّ لَهُ سبحان ذى المَنَّ والنّعم، سبحان ذى الفضل والطول، سبحان ذى العزّة والكرم، أسئلك بمعاقد العزّ من عرشِك ومنتهى الرحمة من كتابك وبالاسم الاعظم وكلماته التّامّة أن تصلّى على محمد رسولِكَ وأهل بيته الطيّبين الطاهرين واَنْ تفعل بى كذا وكذا انّك سميع مجيب»

نظر دهید » 





نظر دهید » << 1 ... 24 25 26 ...27 ...28 29 30 ...31 ...32 33 34 ... 203 >>