
طبق نقلهای تاریخی در ترتیب جریانی که در کوفه اتفاق افتاد؛ بعد از عبد اللّه بن یَقطُر یا قیس بن مسهر، مسلم بن عقیل و هانى بن عروه در کوفه به شهادت رسیدند.

پرسش: اولین شهید در راه حرکت امام حسین(علیه السلام) به سوی کوفه مسلم بن عقیل بود؟
پاسخ:
درباره اولین شهید در راه حرکت امام حسین(علیه السلام) به سوی کوفه باید گفت:
1. در برخی از منابع تاریخی آمده: پس از آنکه امام حسین(علیه السلام) از مکه خارج شد، در پاسخ نامه مسلم که در آن خواستار آمدن امام(علیه السلام) شده و اتحاد مردم را به اطلاع آنحضرت رسانده بود، امام حسین نامهاى به وسیله عبد اللّه بن یَقطُر حمیرى، نزد مسلم فرستاد. عبد اللّه، توسط حُصَین بن تمیم(یا نُمَیر) در قادسیه دستگیر شد، وى او را نزد عبید اللّه بن زیاد فرستاد، عبید اللّه ماجراى او را جویا شد، ولى او اطلاعاتى در اختیار وى قرار نداد، از اینرو، گفت: بالاى دار الاماره برو و دروغگو فرزند دروغگو [منظورش امام حسین(علیه السلام) بود] را لعنت نما و سپس پایین بیا، تا دربارهات بیندیشم، وى بالاى دار الاماره رفت، وقتى مشرف بر مردم شد، گفت: مردم! من فرستاده حسین پسر فاطمه دخت رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) به سوى شما هستم، بیایید و او را یارى کنید و در برابر پسر مرجانه و پسر سمیّه، فرومایه فرزند فرومایه، از حسین حمایت و پشتیبانى نمایید. عبید اللّه فرمان داد او را از بالاى دار الاماره به زمین افکندند و استخوانهایش درهم شکست و اندک رمقى در بدنش باقى مانده بود، که عبد الملک بن عمیر لخمى وارد شد و با کاردى سر از بدن او جدا ساخت و زمانى که او را بر این کار مورد نکوهش قرار دادند، گفت: من خواستم او را راحت کنم. بر طبق این نقل، اولین شهید مربوط به حرکت امام حسین(علیه السلام) به کوفه عبد الله بن یقطر حمیری بوده است.
2. در برخی دیگر از منابع همان جریان بالا را برای قیس بن مسهر نقل کردهاند.
بنابراین، طبق نقلهای تاریخی در ترتیب جریانی که در کوفه اتفاق افتاد؛ بعد از عبد اللّه بن یَقطُر یا قیس بن مسهر، مسلم بن عقیل و هانى بن عروه در کوفه به شهادت رسیدند.
منبع: بلاغ
نظر دهید » 
1.آتش عشق حسینی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.
جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .556

2.عاشورا، روز غم
قال الرضا علیه السلام:
من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عز و جل یوم القیامة یوم فرحه و سروره.
امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.
بحار الانوار، ج 44، ص .284
3.محرم، ماه سوگواری
قال الرضا علیه السلام:
کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابة تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه…
امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود .
امالی صدوق، ص 111
4.دیده های خندان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
یا فاطمة! کل عین باکیه یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود.
بحار الانوار، ج 44، ص .293
نظر دهید » 
فداکاری و ایثار، صبر و استقامت، شهادت و شجاعت، تعهد و مسؤولیت، صداقت و وفاداری، قاطعیت در راه هدف، دفاع از امامت و ولایت، دفاع و پاسداری از دین و ارزشها، تولی و تبری، ستیز با ستم و ستمگران، با فساد و مفسدان، دستور به نیکیها، پرهیز از بدیها و زشتیها، انس با قرآن، ترویج فرهنگ نماز، نهراسیدن از نیروی دشمن، پرهیز از سستی و تنبلی در برابر تجاوز به ارزشها، افشای چهره دشمنان اسلام، توجّه به معنویات حتّی در جبهه جنگ، نفی نژادپرستی، توبه، دعا، استغفار، تسلیم در برابر خدا، قیام برای خدا و… بخشی از درسهای عاشورا است.

1. عدالتخواهی و ستمستیزی
ستیز با ستم و ستمگران به ویژه حاکمان ستم و برپاییِ عدل یکی از درسهای عاشورا در عرصه رفتار سیاسی است. عاشورا به ما میآموزد که انسان مسلمان نمیتواند در برابر ستم و ستمگران سکوت کند و بیتفاوت بماند؛ اگر سکوت کرد در حکم همان ستمکار است. امامحسین(علیه السلام) در یک سخنرانی که در منزل «بیضه» در برابر سپاهیان حرّ فرمودند: «ای مردم رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: اگر کسی حاکم ستمگری را ببیند که حلال خدا را حرام میکند، عهد و پیمان الهی را میشکند، و با سنت رسول خدا مخالف است، و با بندگان خدا به ستم و بیدادگری رفتار میکند، پس با گفتار و کردار در برابرش نایستد بر خداست که این فرد را نیز با همان حاکم ستمکار محشور کند.» آن بزرگوار سپس از بنیامیه و پیروان آنها به عنوان نمونه و مصداقی از سخنان پیامبر گرامی اسلام یاد کرده و میفرماید: «مردم آگاه باشید که بنیامیه و اتباع آنها پیرو شیطانند و از پیروی و بندگی خدای بخشنده سرپیچی کردهاند، فساد و تباهی را آشکار ساختهاند و حدود الهی را تعطیل کردهاند و اموال مردم را به خود اختصاص دادهاند. حرام خدا را حلال و حلالش را حرام کردهاند. من از هرکس شایستهترم که وضع موجود را تغییر دهم… پس لازم است از روش من پیروی کنید زیرا عمل من برای شما حجّت و سرمشق است…»از سخنان یاد شده چند نکته اساسی زیر استفاده میشود:
1. مبارزه با ستم ستمگران و متجاوزان به حدود و قوانین دین واجب است. این برنامه باید سرلوحه زندگی امت اسلامی در گستره تاریخ در هر سرزمینی باشد.
2. سکوت در برابر حاکم ستم، گناهی بس بزرگ و در حدّ گناه همان حاکم ستم است.
3. حکومت یزیدی از مصادیق حاکمان ستم و متجاوزان به حدود و قوانین الهی است از این روی مبارزه با او نیز تکلیف الهی است.
امام در نامهای به مردم کوفه مینویسد: «فلعمری ما الامام الاّ الحاکم بالکتاب، القائم بالقسط، الدائن بدین الحق، الحابس نفسه علی ذات الله؛به جان خودم سوگند، امام و پیشوا تنها کسی است که برابر کتاب خدا داوری کند. دادگر و متدین به دین حقّ باشد. وجود خویش را وقف و فدای فرمان خدا کند.» امامحسین(علیه السلام) در همین نامه سخنان مردم کوفه را که نوشته بودند: «لیس لنا امام؛ ما امام نداریم، تأیید کرده است، چرا که آن بزرگوار یزید را دارای شرایط امامت و حکومت نمیداند. زیرا که اجرای حقِّ و عدالت، عمل به کتاب خدا از شرایط امام و حاکم است و یزید هیچ یک از این شرایط را ندارد.
نظر دهید » 
کدام سوره از قرآن به نام امام حسین(علیه السلام) است؟

بر اساس برخی از روایات سورهی مبارکهی «فجر» به سورهی امام حسین(علیه السلام) مشهور است.[1] امام صادق(علیه السلام) میفرماید: سورهی فجر را در هر نماز واجب و مستحب بخوانید که سورهی حسین(علیه السلام) است. هر کس آنرا بخواند در بهشت هم درجه با حسین بن علی(علیه السلام) خواهد بود.[2]
در قسمتهای نهایی این سوره، نفس آرام و مطمئنه مورد خطاب قرار گرفته است. خداوند او را به سوی خود میخواند و داخل بندگان خاص خود میکند و سپس او را به بهشت جاودان دعوت میکند.[3]
به طور مسلم مصداق روشن نفس مطمئنه وجود مبارک امام حسین(علیه السلام) است و شاید به همین دلیل است که این سوره را سورهی امام حسین(علیه السلام) نامیدهاند.[4]
[1]. عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، تحقیق، رسولی محلاتی، سید هاشم، ج 5، ص 571، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1415ق. «اقرؤوا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم، فانها سورة الحسین بن على علیهما السلام…».
[2]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج 10، ص 730، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[3]. فجر، 27-30. «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعی إِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً، فَادْخُلی فی عِبادی، وَ ادْخُلی جَنَّتی».
[4]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 26، ص 439، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
نظر دهید » 
1. آوارگان از وطن
سوره حج آیه 40 : اَلّذِینَ اُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقّ…
آنانكه به ناحق از خانههاشان آواره شده (و) جز آن كه مىگفتند پروردگار ما خداى یكتاست (جرمى نداشتند)، و اگر خدا رخصت جنگ ندهد و دفع شرّ بعضى از مردم را به بعض دیگر نكند، همانا صومعهها و كلیساها و كِنِشتها و مساجدى كه در آنها نماز و ذكر خدا بسیار مىشود، همه خراب و ویران مىشد و هر كه خدا را یارى كند البته خدا او را یارى خواهد كرد، كه خدا را منتهاى اقتدار و توانایى است. قال أبوجعفر(ع): نزلت فى على وحمزة وجعفر علیهم السلام ثم جرت فى الحسین(ع). حضرت باقر(ع) فرمود: این آیه درباره على و حمزه و جعفر علیهم السلام نازل شد و در مورد امام حسین(ع) به وقوع پیوست.(بحار الانوار، ج 24 ص 227 ح24 )

2. كلمه باقى
سوره زخرف آیه 28 : وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِیَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلّهُمْ یَرْجِعُونَ.
و این خداپرستى را بر همه ذرّیت خود تا قیامت، كلمه باقى گردانید؛ تا همه فرزندانش (به خداى یكتا) رجوع كنند. قال أبوجعفر(ع): إنّها فى الحسین(ع) ینتقل من ولد إلى ولد ولا ترجع إلى أخ ولا عمّ. حضرت باقر(ع) فرمود: این آیه درباره امام حسین(ع) است، كه امامت در نسل او از فرزندى به فرزند دیگر مىرسد و به برادر یا عمو باز نمى گردد.
(بحار الانوار، ج 25 ص 253 ح21 )
3. كشته به ناحق
سوره إسراء آیه 33 : وَ لا تَقْتُلُوا النّفْسَ الّتِى حَرّمَ اللّهُ إِلا بِالْحَقّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیّهِ سُلْطَاناً فَلا یُسْرِفْ فِى الْقَتْلِ اِنّهُ كَانَ مَنْصُوراً.
و هرگز نفس محترمى كه خدا قتلش را حرام كرده مكشید مگر آن كه به حكم حق مستحقّ قتل شود، و كسى كه مظلوم كشته شود، ما به ولىّ او حكومت و تسلّط بر قاتل دادیم، پس در مقام انتقام، آن ولى در قتل و خونریزى اسراف نكند كه او از جانب ما مؤیّد و منصور خواهد بود. عن أبىجعفر(ع) فى قوله (ومن قتل مظلوماً…)، قال: هو الحسین بن على(ع)، قتل مظلوماً ونحن أولیاؤه والقائم منّا إذا قام، طلب بثأر الحسین(ع)، فیقتل حتّى یُقال قد أسرف فى القتل. وقال: المقتول الحسین وولیّه القائم والاسراف فى القتل أن یقتل غیر قاتله. (إنه كان منصوراً) فإنه لا یذهب من الدّنیا حتّى ینتصر برجل من آل رسول الله علیهم الصلاة والسلام، یملا الارض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً. از حضرت باقر(ع) در تفسیر آیه (و من قُتل مظلوماً…) نقل شده است كه فرمود: منظور امام حسین(ع) است كه مظلوم كشته شد، و ما (ائمّه) اولیاى دم او هستیم و هنگامى كه قائم از ما قیام كند، به خونخواهى او مىپردازد و آنقدر مىكشد تا آن كه گفته مىشود اسراف كرده است، و اسراف در كشتار آن است كه به جز قاتلش را بكشد. و در تفسیر (انّه كان منصوراً)، حضرت باقر(ع) فرمود: همانا دنیا به پایان نمىرسد تا آن كه خداوند مردى از خاندان رسول خدا سلام اللّه علیهم را نصرت عنایت مىفرماید كه زمین را پر از عدل و داد مىكند پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد.(بحار الانوار، ج 44 ص 218 ح7 )
2 نظر » 
حال که زن منتظر در نگاه اول، انگیزه های لازم را برای کسب شناخت ضرورت و اهمیت حضور فعال به عنوان بانویی در خدمت تحقق انتظار دریافت، باید شناخت خویش را در رفتار صحیح و مورد انتظار صاحب الزمان (عج) انجام دهد.

1 - خودسازی زن منتظر در جامعه منتظر مهدی علیه السلام
زن منتظر به سمت انسان کامل که نزدیک ترین حالت به پروردگار است حرکت می کند. امیال و غرایز را در مسیر رشد قرار میدهد و مسیر زندگی خویش را به سوی انتظار به حرکت در میآورد و از مرحله محب خدا بودن به مرحله محبوب خدا بودن میرسد. زن با ایمان با عفت و حجاب ضمن سلامت جامعه سعی میکند به درجه ای از تکامل برسد و با رعایت ایمان و عمل صالح به خودسازی خود میپردازد؛ زیرا ایمان باید همراه با عمل صالح باشد. نمایانگر این بیان، آیاتی که در آنها حدود ٤٩ بار «اللذین آمنوا» و «عملوا الصالحات» در قرآن کریم همراه هم آمده که این ایمان همراه با باور و اعتقاد قلبی است. قرآن کریم به زیبایی این مرحله را چنین توصیف میکند:
«قالت الأعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا أسلمنا و لما یدخل الإیمان فی قلوبکم و إن تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من أعمالکم شیئا ان الله غفور رحیم، (حجرات /١٤)؛
آن اعراب بادیه نشین گفتند: ما ایمان آورده ایم، به آنان بگو: شما هنوز ایمان نیاورده اید، بلکه بگوئید: اسلام آورده ایم و هنوز ایمان در دل های شما وارد نشده است و اگر خدا و رسولش را اطاعت کنید، خداوند ذره ای از اعمال شما کم نمیکند. همانا خداوند آمرزنده مهربان است».
نظر دهید » 
این کتاب به مسئله دین و دینداری جوانان و نوجوانان و آسیب شناسی تبلیغ دینی و دین داری در جامعه و تبلیغ دینی برای جوانان پرداخته است.

هویت دینی جوانان
پدیدآوران: پژوهشکدهباقرالعلوم، موسسه تحقیقات اجتماعی کندوکاوناشر: شرکت چاپ و نشر بین المللزبان: فارسیردهبندی دیویی: 297.483سال چاپ: 1390نوبت چاپ: 1تیراژ: 3000 نسخهتعداد صفحات: 332قطع و نوع جلد: وزیری (شومیز)شابک: 9789643044459کد کتاب در گیسوم: 1783341توضیح کتاب:
موضوع این کتاب، بررسی ارتباط میان جوانان با دین است. کتاب حاضر، مجموعهای از هشت مقاله و سخنرانی پیرامون ارتباط میان جوانان با دین، بررسی هویت دینی جوانان است. عناوین مقالهها و سخنرانیهای مندرج در کتاب، عبارتند از: ضرورت شناخت ریشههای نابسامانی فرهنگی/ نوروز هاشم زهی؛ دینگرایی و یا دینگریزی جوانان/ سیدسعید زاهد زاهدانی؛ تبیین نظری تمایلات دینی جوانان و نوجوانان/ حسین ابوالحسنی تنهایی؛ نسخشناسی انواع دینداری مقدمهای بر تحلیل جمعه شناختی/ سیدمحمد میرسندسی؛ جامعة قدیسی واکنش و تخریب قلمروی دینی/ حسین محدثی؛ گریز از کدام دین/ علیرضا حلمزاده؛ آسیبشناسی تاریخی دینداری/ حجتاله ایزدی و تمایلات دینی و ارتباطات جنسی در جامعة کنونی/ ابراهیم فیاض.
این کتاب شامل9 مقاله با عناوین: «ضرورت شناخت ریشههای نابسامانی فرهنگی»، «دینگرایی و یا دینگریزی جوانان»، «تبیین نظری تمایلات دینی جوانان و نوجوانان»، «سنخشناسی انواع دینداری مقدمهای بر تحلیل جامعهشناختی»، «جامعه قدسی واکنشی و تخریب قلمروی دینی»، «مبانی نظری و مفهومی آسیبشناسی تبلیغ دینی در میان نوجوانان و جوانان»، «گریز از کدام دین»، «آسیبشناسی تاریخی دین داری» و «تمایلات دینی و ارتباطات جنسی در جامعه کنونی» میشود.
نظر دهید » 
مباهله از ریشهٔ «بهل» می باشد و «بهل» در اصل به معنای رها کردن ،وانهادن و ترک نمودن است .
«بُهْلَه» و «بَهْلَه» به معنای لعنت کردن است .، بَهَلَهُ : لَعَنَهُ، يَهْلَةُ اللَّهِ : لَعْنَةُ اللّه.
«إبتهال» از باب افتعال به معنای تضرّع و تلاش در دعا .

« مُباهَلَه» از باب مفاعله به معنای « مُلاعَنَه » یعنی: دو نفر، یا دو گروه در یک موضوع مورد اختلاف با یکدیگر اجتماع کنند و از خدا بخواهند که لعنت خود را بر شخص یا گروه ستمگر قرار دهد.
نیایشگری که جز خدا همه چیز را فرو نهاده، با یک اخلاص فقط به خدا توجّه می کند ،نیایشِ او را «ابتهال» گویند.
دو طرف متخاصم پس از مباهله یکدیگر را یله و رها کرده در معرض لعنت خدا قرار می دهند.
شخصی که از کسی بیزاری جسته او را مورد لعن قرار می دهد، او را وانهاده به حال خود ترک می کند.
آیۀ مباهله
آیه 61 سوره مبارکه ،آل عمران، به «آیه مباهله معروف است زیرا در این آیه پیامبر اکرم صلى اللّه عليه و آله وسلم و مأموریت یافته که با نصارای نجران مباهله کند :
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» ؛
پس از آنچه از دانش به تو داده شده، اگر کسی در مورد او حضرت عیسی با توجّه به محاجه و ستیز برخیزد، پس بگو بیایید ما فرزندان خود و شما فرزندان خود را فراخوانیم ما زنان خود و شما زنان خود را فراخوانیم ما خویشتن خود و شما خویشتن خود را دعوت کنیم آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
منبع:مباهله، سند هویت شیعه/ علی اکبر مهدی پور
نظر دهید » 
امام صادق علیه السلام به نقل از امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر بگویم اسم اکبر(اسم اعظم) در این دعاست درست است و اگر مردم بدانند چه اجابتی در آن نهفته است سراسیمه به تعلیم آن روی می آورند. من این دعا را بر حاجاتم مقدم می کنم و دعایم به اجابت می رسد.

این همان دعای مباهله است که(پس از دستور مباهله) در آیه شریفه) فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ(جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد و ایشان را از این دعا آگاه ساخت. به ایشان فرمود تو و جانشینت(امام علی علیه السلام) و دو نوه ات و دخترت بیرون روید و با این دعا با آن گروه مباهله کنید. امام صادق علیه السلام می فرمایند:گنج های دانشی که نزد خداوند است بهتر و باقی تر(از هر چیز) است، پس با این دعا از خداوند طلب شفاعت کنید و از کسانی که اهلیتش را ندارند _همچون سفیهان و منافقان_ کتمان نمایید. دعا این است:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَلَالِکَ بِأَجَلِّهِ وَ کُلُّ جَلَالِکَ جَلِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَلَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَمَالِکَ بِأَجْمَلِهِ وَ کُلُّ جَمَالِکَ جَمِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِأَعْظَمِهَا وَ کُلُّ عَظَمَتِکَ عَظِیمَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِأَنْوَرِهِ وَ کُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِأَوْسَعِهَا وَ کُلُّ رَحْمَتِکَ وَاسِعَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی
نظر دهید » << 1 ... 16 17 18 ...19 ...20 21 22 ...23 ...24 25 26 ... 203 >>