پيشگوئيهاى حضرت در مورد معاويه و حجاج و عمربن عبدالعزيز

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

محدث قمى روايت كند كه اميرالمؤمنين عليهم السلام به اهل كوفه فرمود:
سوگند به آنكه دانه را شكافت و جاندران را آفريد، در پشت سر شما مردى است يك چشم و پشت كننده (كنايه از اينكه دنيا را مى بيند و به آخرت پشت كرده است ) او جهنمى است دنيوى ، هيچكس را باقى نگذارد و رها نكند (شايد منظور حضرت همان معاويه باشد) و بعد از او كسى مى آيد درنده ، جمع مى كند و منع مى كند، آنگاه گروهى از بنى اميه بر شما حكومت كنند كه آخرين آنها بهتر از اول آنها نيست (اميد بهبودى و خيرى نيست ) مگر يك مرد از ايشان (عمربن عبدالعزيز) اينها بلائى است آسمانى كه خداوند بر اين امت مقرر كرده و حتما واقع مى شود.

ادامه »

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

بشارت حضرت به ابوالدنيا

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

مردى بود بنام ابوالدنيا داراى عمرى بسيار طولانى ، كه در ايام ابوبكر متولد شده و در سال 317 هجرى وفات كرده است . او علت طول عمر خود را چنين ذكر مى كند، گويد:
روزى با پدرم به ملاقات اميرالمؤمنين عليه السلام مى رفتيم ، وقتى به محلى نزديك كوفه رسيديم ، تشنگى بر ما غلبه كرد، به پدرم گفتم اينجا بنشين من در بيابان بگردم شايد آبى پيدا كنم ، وقتى به دنبال آب مى گشتم به گودال آبى رسيدم ، خود را در آن شستشو دادم و از آن نوشيدم تا سيرآب شدم ، سپس نزد پدرم آمدم و گفتم

ادامه »

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

شهادت حضرت رضا عليهم السلام و دفن حضرت در زمين خراسان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

نعمان بن سعد گويد: اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:
زود باشد كه مردى از اولاد من در زمين خراسان به زهر جفا كشته گردد، نام او نام من است و نام پدر او نام پسر عمران يعنى موسى مى باشد.
آگاه باشيد: هر كه او را غربتش زيارت كند خداوند گناهان گذشته و آينده او را مى آمرزد اگرچه به تعداد ستارگان و قطرات باران و برگ درختان باشد.
و مى دانيم كه امام هشتم حضرت على بن موسى عليه السلام به دست ماءمون عباسى با زهر جفا به شهادت رسيد، ماءمون چنان حيله گر و متظاهر بود كه برخى باور نمى كردند اين عمل ننگين توسط او صورت گرفته باشد ولى وقتى وجود حضرت رضا عليه السلام را براى خلافت خويش ناگوار ديد دستور داد تا زهرى خطرناك را به نخ و سوزن درون مقدارى انگور قرار داده و به حضرت خوراند.


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

 

پيشگوئى حضرت امير عليه السلام در مورد كشته شدن اعشى بدست حجاج

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

شخصى بنام اسماعيل بن رجا گويد: اميرالمؤمنين عليه السلام مشغول سخنرانى بود و از حوادث آينده سخن مى گفت و پيشگوئى مى كرد كه ناگاه جوانى بنام اعشى برخاست و گفت : يا اميرالمؤمنين چقدر سخن شما به خرافات شبيه است ؟
حضرت فرمود: اى پسر اگر تو در اين سخن به خطا رفته باشى خداوند به وسيله جوان ثقيف به تو ضربه زند، آنگاه حضرت ساكت شد. گروهى از مردم كه پاى منبر بودند پرسيدند: يا اميرالمؤمنين جوان ثقيف كيست ؟
فرمود: جوانى كه بر اين شهر (كوفه ) مسلّط شود، شود، هيچ حرمتى براى خداوند باقى نگذارد مگر آنكه آن را نابود كند، و گردن اين جوان را با شمشير خواهد زد!
پرسيدند: او چند سال حكومت مى كند؟ فرمود: بيست سال اگر برسد! گفتند مى ميرد يا كشته مى شود، فرمود: در بستر به واسطه مرضى كه در شكم اوست از زيادى آنچه از درونش خارج مى شود خواهد مرد.
رواى گويد: به خدا قسم با دو چشم خود ديدم اعشى را در ميان اسيرانى كه از سپاه عبدالرحمن بن محمد گرفته بودند، در مقابل حجاج ايستاده بود، حجاج او را سرزنش كرد و به او گفت : آن شعرى كه در آن عبدالرحمن را به جنگ تشويق مى كردى بخوان ، سپس در همان مجلس ‍ فرمان داد تا گردن او را قطع كردند.
در مورد حجاج و جنايات وى و تحقق پيشگوئيهاى ديگر حضرت بعدا سخن خواهيم گفت .


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

روايتى از ميثم در مورد غربت حضرت على عليه السّلام

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

ميثم تمار گويد: شبى از شبها مولاى من اميرالمؤمنين عليه السّلام با من به بيرون از كوفه آمد و در مسجدى كه آنجا بود چهار ركعت نماز گزارد بعد از سلام نماز و گفتن تسبيح عرضه داشت :

ادامه »

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

 

پيشگوئى حضرت در مورد شهادت حجر بن عدى و ياران او

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

حجر بن عدى بعد از ضربت خوردن اميرالمؤمنين عليه السّلام توسط ابن ملجم - كه لعنت خدا بر او باد - به عيادت حضرت آمد و با گفتن اشعار فصيح و زيبائى حضرت را تمجيد و تاءسف خود را ابراز نمود كه اول آن اشعار اين بود:
فيا اسفى على المولى التقى ابوالاطهار حيدرة الزكى
((اى افسوس بر مولاى با تقوا، پدر پاكان ، حيدر پاك .))
وقتى نگاه اميرالمؤمنين عليه السّلام به او افتاد و اشعار او را شنيد به او فرمود: چگونه اى وقتى تو را براى بيزارى از من دعوت كنند، چه خواهى گفت ؟
حجر گفت : اى امير مؤمنان بخدا سوگند اگر مرا با شمشير قطعه قطعه كنند و براى سوزاندنم آتش برافروزند و مرا در آن اندازند، اينها را بر بيزارى جستن تو ترجيح خواهم داد!
حضرت فرمود: به هر خبرى موفق باشى اى حجر، خدا به تو از جانب خاندان پيامبرت خير دهد و در يك پيشگوئى ديگر اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود:
اى اهل عراق به زودى از شما هفت نفر در سرزمين عذراء كشته مى شوند، مثل آنها همانند اصحاب اخدود است (كه داستان آنها در قرآن آمده است و به جرم قبول مذهب حق در گودالهاى آتش سوزانده شدند).
و سرانجام حجر و و اصحاب او به دست عمال معاويه در عذراء به شهادت رسيدند


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

 

شهادت شش نفر از ياران حجر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

سپس شروع كردند ياران حجر را يكى يكى كشتند تا شش نفر، دو نفر باقيمانده پيشنهاد كردند ما را نزد معاويه بفرستيد، وقتى نزد معاويه آمدند يكى از آنان بنام كريم بن عنيف گفت : خدا را خدا را اى معاويه تو از اين دنياى فانى مى روى و به جهان باقى خواهى شتافت و در آنجا از اين تصميم كه در مورد ريختن خون ما گرفته اى بازخواست خواهى شد.

ادامه »

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

پيشگوئى حضرت در مورد قنبر و قتل او

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

روزى حجاج بن يوسف ثقفى به اطرافيان خود گفت : ميخواهم مردى از اصحاب ابوتراب را (كنيه اى كه دشمنان حضرت بعنوان تحقير از حضرت على عليه السّلام ياد مى كردند) به قتل برسانم و با خون او نزد خداوند تقرب جويم !
به او گفتند (اكنون ) هيچكس را مثل قنبر غلام على به او نزديكتر نمى شناسيم ، حجاج ماءمورى را فرستاد تا قنبر را دستگير كرده آوردند.
حجاج گفت : توئى قنبر؟ جواب داد: آرى ، گفت : ابو همدان ؟ گفت : آرى ، حجاج گفت : على بن ابى طالب مولاى توست ؟ قنبر گفت : مولاى من خداست و على صاحب نعمت من است ، حجاج گفت : آيا از دين على بيزارى مى جوئى ؟ گفت : اگر از دين او بيزار شوم ، مرا به چه دينى برتر از او راهنمائى مى كنى ؟ (حجاج كه از اين پاسخ كوبنده درمانده شد، سخن را عوض كرده ) گفت :
تو را مى كشم ، خودت بگو دوست دارى چگونه كشته مى شوى ؟ قنبر گفت : من اختيار را به تو دادم ، حجاج پرسيد: براى چه ؟ قنبر گفت : زيرا هرگونه كه مرا بكشى همانطور تو را (در آخرت ) خواهم كشت و همانا اميرالمؤمنين به من خبر داده است كه مرگ من از روى قتل و به ظلم و ناحق خواهد بود، حجاج دستور داد تا سر او را بريدند


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

پيشگوئى حضرت در مورد شهر كوفه و حاكمان آن

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در نهج البلاغه است كه اميرالمؤمنين عليه السّلام در خطبه اى فرمود:
اى كوفه گويا تو را مى بينم كه (بر اثر آمد و شد لشكرها و پيشامدهاى سخت ) كشيده مى شوى همانند چرم در بازار عكاظ (زيرا چرم در وقت دباغى بسيار بر او كش و مالش داده مى شود و عكاظ نام بازارى معروف بوده است در حجاز ميان نخله و طائف ) و از پيشامد حادثه پايمال گشته و جنبش ها (انواع مصائب ) بر تو وارد شود، و من مى دانم هيچ ستمگرى بر تو اراده ظلم نكند مگر اينكه خداوند او را به بلائى مبتلا كند يا كسى را بر او مسلط گرداند كه او را بكشد (يعنى ستمگران كوفه يا مبتلا مى شوند و يا كشته مى گردند)

ادامه »

   شنبه 4 مهر 1394نظر دهید »

1 ... 165 166 167 ...168 ... 170 ...172 ...173 174 175 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو