
پيروزى سيدالشهداء در صفين و گريه حضرت امير عليه السّلام
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
عبدالله بن قيس گويد: در جنگ صفين با اميرالمؤمنين عليه السّلام بودم كه ابو ايوب اعور (از سران سپاه معاويه و دشمنان حضرت على عليه السّلام كه حضرت در قنوت نماز او را نفرين مى كرد) آب را تسخير كرد و لشكر حضرت را از آب منع نمود.
سپاهيان حضرت از تشنگى شكايت كردند، اميرالمؤمنين عده اى را فرستاد تا آب را آزاد كنند اما نتوانستند، حضرت ناراحت شد.
ابا عبدالله الحسين عرض كرد: پدر اجازه مى دهيد من بروم و آب را آزاد كنم ، حضرت فرمود: برو پسرم ، امام حسين عليه السّلام بر آن سپاه حمله برد و آب را آزاد كرد، و پيروزمندانه نزد پدر آمد و خبر پيروزى را آورد.
(اما مردم ديدند كه ) حضرت گريه كرد، گفتند: يا اميرالمؤمنين چه چيزى شما را مى گرياند؟ با اينكه اين پيروزى از بركت حسين عليه السّلام است ؟
حضرت فرمود: به ياد آوردم كه او كشته مى شود در سرزمين كربلا با حال تشنگى ، اسب او همهمه كنان مى گريزد و مى گويد: ((الظليمة الظليمة لامة قتلت ابن بنت نبيها؛ يعنى : امان ، امان ، از ظلم امتى كه پسر دختر پيامبرشان را مى كشند.))
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
امام زمان (عجل الله تعالي عليه ) لحظات آخر زندگى سيدالشهداء را شرح مى دهد
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
مؤ لف گويد: حضرت امير عليه السّلام به لحظات جانسوز ساعت آخر عمر سيدالشهداء آنگاه كه از زين در اثر نيزه دشمن بر زمين افتاد اشاره نموده است .
و در زيارت ناحيه كه منسوب به امام زمان (عجل الله تعالي عليه ) است مى خوانيم :
((و اسرع فرسك شاردا الى خيامك قاصدا مهمما باكيا فلما راءين النساء جوادك مخزيا و نظرن سرجك عليه ملويا برزن من الخدور ناشرات الشعور على الخدود لاطمات الوجوه سافرات و العويل داعيات و بعد العز مذللات و الى مصرعك مبادرات و الشمر جالس على صدرك ، مولغ سيفه على نحرك قابض على شيبتك بيده ذابح لك بمنهده قد سكنت حواسك و خفيت انفاسك و رفع على القناة راءسك يعنى : اسب تو شتابان آمد به آهنگ سراپرده هاى تو شيهه زنان و گريان و چون زنان آن اسب را زبون ديدند و زين را بر آن واژگون ، از پرده بيرون آمدند، موى بر روى ريخته و پريشان كرده و سيلى بر رخسار زنان و رويها گشوده شيون كنان سوى قتلگاه تو شتابان ، شمر بر سينه تو نشسته و شمشير بر گلوى تو نهاده محاسن تو را به دست گرفته و با تيغ هندى …، (تو را ذبح مى كند) حواس تو خاموش و دم فروبسته و سر مطهر تو را بالاى نيزه زدند. ))
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » 
اى گريه هر مؤمن و فضيلت گريه بر سيدالشهداء عليه السّلام
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام صادق عليه السّلام فرمود كه اميرالمؤمنين عليه السّلام نگاهى به امام حسين عليه السّلام نموده و فرمود:
اى گريه هر مؤمن ، حسين عليه السّلام عرض كرد: اى پدر مرا مى گوئى ؟ فرمود: بله اى پسرك من .
و در روايت ديگر فرمود: همانا حسين عليه السّلام كشته مى شود كشته شدنى (مظلومانه ) و من مى شناسم آن خاكى را كه بر آن كشته مى گردد، آن مكان نزديك دو نهر است .
امام سجاد عليه السّلام فرمود: هر مؤمنى كه چشمهايش براى كشته شدن حسين بن على عليه السّلام اشكى بريزد به گونه اى كه بر رخسارش روان شود خداوند به واسطه اين اشك مدتهاى طولانى او را در غرفه هاى بهشت جاى دهد، و هر مؤمنى كه چشمهاى او به خاطر ستمى كه از دشمن ما در دنيا به ما رسيده است گريان شود و اشك او بر گونه اش روان شود، خداوند او را در جايگاه صدق در بهشت جاى دهد، و هر مؤمنى كه به خاطر ما صدمه اى ببيند و چشمهايش اشك آلود شود و اشكش بخاطر تلخى اذيتى كه براى ما متحمل مى شود بر گونه اش روان شود، خداوند صدمات را از او در قيامت برطرف و او را از خشم خود و آتش جهنم در امان خواهد داشت
نظر دهید » 
تا كي چنين جناياتي …

نظر دهید » 
“تنها راه نجات”

تمام مشکل بشر این است که خیال میکند:
ظهور یکی از راههای نجاتش است!
و حال آن که
ظهور “تنها راه نجات” است.
1 نظر » 
سلام آقاي مهرباني
قلب پاره پاره ام بهانه می گیرد
جوابش با خودت
من دیگر نمی توانم پاسخگوی بیچارگی اش باشم
حواله ام نکن به این در و آن در
جز تو دری نیست
جز تو گشایشی نیست

ای به فدای دل تنهای تو
“چقدر کم هستم”
چقدر برای “فدای تو شدن” کم هستم
مرا ببخش
که حتی لایق به فدای تو شدن هم نیستم…
اللهم عجل لولیک الفرج
نظر دهید » 
داستان شهادت حجر و ياران او
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حجر بن عدى ، از بزرگان و خواص اصحاب اميرالمؤمنين عليه السّلام است كه به زهد و كثرت عبادت و نماز معروف بود، گويند در يك شبانه روز هزار ركعت نماز مى خواند.
نظر دهید » 
اعتراض شديد سيدالشهداء به كشتن حجر و ياران او
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام حسين عليه السّلام در نامه اى به معاويه در ضمن جملاتى چنين فرمود:
مگر تو قاتل حجر بن عدى و نمازگزارانى كه از ظلم برآشفته و بدعت را سنگين مى دانستند نيستى ؟ همانها كه در راه خدا از سرزنش كننده هراس نداشتند و تو آنها را به ظلم كشتى با آنكه به آنها پيمانهاى سخت داده و قسمهاى محكم خورده بودى .
و موضوع شهادت حجر و ياران او يكى از مواردى بود كه مسلمانان بر معاويه به سختى اعتراض مى كردند، گويند معاويه در هنگام مرگ مى گفت : روزگار بدى براى من از حجر در پيش است
نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام
مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى
نظر دهید » << 1 ... 159 160 161 ...162 ...163 164 165 ...166 ...167 168 169 ... 203 >>