من شما را به وقايع بعد از مرگ خود خبر مى دهم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در اين هنگام صعصة بن صوحان و ميثم و ابراهيم بن مالك اشتر و عمروبن صالح برخاسته ، عرض كردند: يا اميرالمؤمنين تو را قسم مى دهيم به حق پسر عمويت رسول الله عليه السّلام ، آنچه را كه براى ما در طول زمان واقع مى شود با كلامى واضح كه عاقل و جاهل بفهمند بيان فرمائى .
حضرت پس از حمد و ثناى خدا و ياد پيامبراكرم صلى الله عليه و آله وسلم فرمود: شما را خبر مى دهم به آنچه بعد از موت من و آنچه در آخر زمان تا خروج صاحب الزمان آن قائم به امر از فرزندان فرزند حسين واقع مى شود، از برادرم پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمود: صد خصلت در اين امت جمع گردد كه بر غير آن جمع نشود، عرض كردند: كدام است آنها؟ فرمود: گروهى از (آن مردم سابق الذكر) صورتهايشان زيبا و سيرت هاى ايشان پست است ، عرض كردند چه وقت واقع مى شود اينها؟ فرمود:
زمانى كه مرگ در فقها واقع شود (دانشمندان بميرند) امت محمد صلى الله عليه و آله وسلم نماز را ضايع نمايند و پيرو شهوات گردند و امانتها كم گردد و خيانتها بسيار شود و مسكرات را بنوشند، بدگوئى و ناسزاى به پدران و مادران را اشعار خود كنند (و ظاهر گردانند، پدر و مادر خود را به كم عقلى و كهنه پرستى و بيسوادى نسبت دهند) صداها در مساجد به واسطه خصومتها بلند شود، مساجد را مجالس طعام قرار دهند، گناهان را بسيار انجام دهند و از نيكى ها بكاهند، آسمان فشرده شود (بخيل گردد و ديگر نبارد) سال چون ماه و چون هفته و هفته چون روز و روز چون ساعت شود (كنايه از اينكه بركت از زمان آنها برداشته مى شود و سالهاى آنها در بى ثمرى چون ساعتى مى گذرد و در آن براى آخرت خود هيچ كسب نمى كنند و از آن بهره نمى برند).
در فصل بارش باران ، باران نبارد، فرزندان كينه پدر و مادر را در دل گيرند، مردم آن زمان را صورتهاى زيبا و سيرتهاى پست مى باشد، هر كس ايشان را ببيند او را به شگفت درآورند (از اعمال زشت خود) هر كس با آنها معامله كند به او ظلم كنند، صورتهاى آنها صورت انسانهاست ولى قلبهاى آنها دلهاى شياطين است ، پس (سخنان و يا همنشينى و يا قلبهاى آنها) تلخ ‌تر است از صبر (گياهى است زرد يا قرمز رنگ كه در بلاد گرم مى رويد و بسيار تلخ مى باشد و در طب براى اسهال به كار مى رود) ايشان از مردار گنديده تر و از سگ (قلبهايشان ) نجس تر (و پليدتر است ) از روباه مكارتر و از اشعب - شخصى پر طمع است كه ضرب المثل مى باشد - حريص و پرطمعتر مى باشند. از جرب چسبنده ترند (به دنيا) از كارهاى زشتى كه انجام مى دهند بواسطه نهى از منكر دست نمى كشند.

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى


 

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

سويد بن نوفل على عليه السّلام را استهزاء نمود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

ناگاه يكى از بزرگان خوارج (خوارج گروهى هستند كه با على عليه السّلام جنگيدند) به نام سويد بن نوفل برخاسته و از روى استهزاء و مسخره گفت : يا اميرالمؤمنين مى فهمى چه مى گوئى ؟ آيا از روى علم سخن مى گوئى (يا لاف بيهوده مى زنى )؟
راوى گويد: ناگاه حضرت توجهى به او كرده و نگاهى تند و خشم آلود به او نمود (كه از شدت ترس ) سويد ناله اى عظيم سر داد.
در همان وقت مرد و او را در حالى كه قطعه قطعه بود از مسجد خارج كردند.
((على عليه السّلام فرود: ((ابمثلى يستهزء المستهزئون ام على يتعرض المتعرضون اويليق لمثلى ان يتكلم بمالا يعلم و يدعى ما ليس له ، بحق هلك و الله المبطلون وايم الله لو شئت ما تركت عليها من كافر بالله و لا منافق برسوله و لا مكذب بوصيه و انما اشكوبثى و حزنى الى الله و اعلم من الله ما لاتعلمون ؛ يعنى : آيا مانند مرا استهزا كنندگان استهزا مى كنند و بر همچو منى اعتراض كننده ها اعتراض مى كنند؟ آيا به مثل منى سزاوار است كه سخن گويد به آنچه نمى داند و ادعا كند آنچه را كه براى او نيست ؟ حقا كه به خدا قسم هلاك شدند باطل كنندگان (حقائق )، به خدا قسم اگر بخواهم بر روى زمين يك كافر به خدا و منافق به پيامبر و منكر وصى او باقى نمى گذارم ، به سوى خدا حزن و اندوه خود را شكوه مى كنم و از جانب خدا آگاهم آنچه را كه شما نمى دانيد.))


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

على عليه السّلام و حوادث آينده جهان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

خطبه اى است كه به اميرالمؤمنين عليه السّلام منسوب مى باشد و در آن خطبه حضرت به حوادث آينده ، اخبار فرموده است ، و حقايق آينده را روشن نموده است البته خطبه بسيار طولانى است كه تا حد امكان جملاتى از آن را كه مقتضى درج در اين كتاب مى باشد ذكر مى نمائيم .

عبداللّه بن مسعود گويد: چون خلافت بعد از آن سه خليفه ، به اميرالمؤمنين عليه السّلام رسيد، حضرت به بصره (يا كوفه ) آمده و بر منبر مسجد جامع آن صعود كرده و خطبه اى ايراد نمود كه عقلها را متحير نموده و بدنها از آن به لرزه در آمد، چون اين خطبه را مردم از حضرت شنيدند بسيار گريستند و ناله ها و فرياد و ضجه از آنها برخاست . (ابن مسعود گويد) پيامبر اكرم اسرار نهانى كه ميان خود و خداوند عزوجل داشت به على عليه السّلام تعليم مى داد و به همين سبب نورى كه در صورت پيامبر صلى الله عليه و آله بود، به صورت على عليه السّلام منتقل شد. پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السّلام وصيت نمود تا اين خطبه كه نامش خطبه خطبه البيان است براى مردم بخواند كه در آن است علم آنچه هست و تا روز قيامت خواهد شد.

ادامه »

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

 

سخنى چند با پيروان و منتظرين حقيقى حضرت مهدى (عجل الله تعالي عليه)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

زمان غيبت حضرت مهدى (عجل الله تعالي عليه) دوران امتحان و سختى و مشكلات براى مؤمنين است ، امتحانى سخت و جانفرسا كه اكثر منتظرين حضرت در آن مردود شده و دست از امام خويش برمى دارند، و چه بسا ممكن است در زبان مدّعى انتظار حضرت باشند ولى آنچه مهم است عمل و درون انسان است آيا ما به آنگونه هستيم كه هر لحظه صداى قيام حضرت بلند شد، به يارى او بشتابيم و هرگز از اعمال خود در مقابل حضرت شرمنده و نگران نباشيم .

ادامه »

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

اين محاسن به خون رنگين شود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

بعد از آنكه حضرت امير عليه السّلام از جنگ با نهروانيان فارغ شد، در ماه رمضان وقتى به كوفه آمد، دو ركعت نماز خواند و براى مردم خطبه اى نيكو خواند، سپس روى خود را به جانب فرزندش حسن عليه السّلام كرده فرمود: اى ابا محمد از ماه رمضان چند روز گذشته ؟
حضرت حسن عليه السّلام جواب داد: سيزده روز يا اميرالمؤمنين .

ادامه »

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

هيچكس را جز قاتلم نكشيد

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اصبغ بن نباته گويد: از حضرت على عليه السّلام جمله اى قبل از شهادت شنيدم كه مى فرمود: اى بنى عبدالمطلب هر كه اينجا هست نزديك من آيد، هيچكس را جز قاتلم نكشيد، بدانيد كه مبادا فردا شمشيرهاى خون را بر روى مردم بكشيد و بگوئيد: اميرالمؤمنين عليه السّلام كشته شد!

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

مردان آخر زمان را غيرت نيست

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

(در آن زمان ) پدران از اعمال زشت فرزندان خود شادمانند، پس آنها را نهى نمى كنند و از آن اعمال ، باز نمى دارند، مرد از زن خود زشتى مى بيند ولى او را نهى نمى كند (بلكه ) از آن پولى كه زن از سرمايه بى عفتى خود به دست آورده مى گيرد تا آنجا كه اگر زن او را تماما بى عفت سازند اهميت نمى دهد، اگر درباره آن زن كلام قبيح بشنود گوش نمى دهد (زيرا براى او قابل اهميت نيست ) پس اوست همان بى غيرتى كه خدا براى او سخن نپذيرد (دعاى ديگران در حق وى مستجاب نشود) و نه كار درستى و نه عذرى ، خوردن آن پول بر او حرام است و نكاح او حرام و در شرع اسلام قتل او (آن زن ) واجب و همچنين واجب است كه در ميان مردمان رسوا كنند او را، و در روز قيامت به جهنم واصل خواهد شد. در آن زمان پدر و مادرها را دشنام دهند، بزرگان ذليل شوند، فرومايگان بلند شوند، پريشانى و ديوانگى بسيار شود، (كارهاى مردم از روى عقل نيست ، اگر از آنها بپرسى كه چرا چنين مى كنيد جواب عقلائى ندارند)، چقدر نادر است برادرى در راه خداوند تعالى و چقدر ناياب است درهم حلال ، حال مردم به بدترين حالات برمى گردد، پس در آن وقت دوران مى كند دولتهاى شياطين و بر ناتوانان حمله مى كنند همانند حمله يوزپلنگ به شكار و طعمه خود، ثروتمند از ثروت خود بخل ورزد، فقير دين را به دنيا فروشد، پس اى واى بر فقير و آنچه بر او مى آيد از زيانكارى (در دو دنيا) و ذلت و خوارى در آن زمان ، زمانى كه اهلش را بيچاره كند، زود است كه طلب كنند (فقراء) آنچه را كه براى آنها حلال نيست ، پس چون چنين شد فتنه هائى بر آنها روى آورد كه تاب مقابله با آن نداشته باشند و همانا اول آن فتنه از شخص حجرى (قصبه اى است از بحرين ) و رقطى (به شخصى گويند مرض پيس دارد) شروع مى شود و آخر آن به سفيانى و شامى ختم مى گردد.

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى


   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

مرد از زن خود فرمان برد ولى پدر و مادرش را نافرمانى كند

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

(در آن زمان ) اگر با آنها سخن گوئى و براى آنها خبرى را نقل كنى تو را تكذيب كنند، اگر آنها را امين شمارى با تو خيانت كنند، اگر به آنها پشت كنى تو را غيبت كنند، اگر ثروتى داشته باشى حسد ورزند، اگر از آنها بخيل باشى (و به آنها عطا نكنى ) دشمنت گردند. اگر آنها را موعظه كنى ناسزايت گويند، به سخنان دروغ بسيار گوش مى دهند، محرمات الهى را بسيار مى خورند زنا را حلال مى دانند (اگر پسر و دخترى ارتباط نامشروع داشته باشند عيب نمى دانند بلكه تمدن مى شمارند) شراب و سخنها(ى فتنه انگيز) و طرب و آوازه خوانى و ساز و نوازها را جايز مى شمارند. فقير در ميان ايشان خوار و ذليل است و مؤمن ضعيف است و كوچك ، عالم و دانشمند نزد آنها بى ارزش است . فاسق و گنه كار نزد آنها گرامى است ، ستمكار بزرگ شمرده مى شود (و مظلوم ) نزد آنها هلاك شونده است (منطق آنها اين است كه زندگى براى قوى است ) نيرومند نزد آنها مالك دنياست (و حق حيات دارد)،امر به معروف نمى كنند و نهى از منكر نمى نمايند، ثروتمندى را دولت (و باعث عزت ) مى دانند، امانت را غنيمت دانسته (تصرف مى كنند) پيش آنها زكوة غرامت است (دادن خمس و زكوة و حقوق واجبه را غرامت و ضرر مى پندارند و نمى دهند) مرد از زن خود اطاعت مى كند (و از خود اراده اى ندارد) ولى به فرمان پدر و مادرش گوش نمى دهد و به آنها ظلم مى كند، براى از بين بردن برادر خود مى كوشد، (در آن زمان ) صداهاى اهل فجور بلند شود (كه مردم از هر طرف به سوى ضلالت مى خوانند) فساد و تبهكارى و غناء و زنا را دوست مى دارند، با يكديگر معاملات حرام و ربوى انجام مى دهند، علماء مورد سرزنش قرار گيرند (زيرا آنها مردم را از اين اعمال نهى مى كنند و مردم به خاطر هوى به آنها بدگوئى مى كنند) در ميان ايشان خونريزى بسيار شده قاضى هاى آنها رشوه مى گيرند، زنها با زنها جفت شوند و خودشان را مى سازند و آرايش مى كنند آنچنانكه براى شوهر خود انجام مى دهند، و آشكار گردد دولت بچه ها در هرجا و جايز شمرده شود خوانندگى زنهاى خواننده ، و رقاصه ، و غناهاى حرام و آشاميدن مسكرات .


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

زمين هرگز از حجت خدا خالى نمى ماند

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

امام صادق عليه السّلام فرمود: يك خبر كه بفهمى بهتر از ده خبر است كه نقل كنى ، همانا براى هر حقى حقيقتى است و براى هر ثوابى نورى .
به خدا قسم ما از شيعيان خود كسى را فقيه (دانشمند) نمى شماريم مگر اينكه از كيفيت سخن و بيان ، منظور ما را متوجه شود (سخندان و كنايه فهم باشد).
همانا اميرالمؤمنين عليه السّلام بر منبر كوفه فرمود:
در پشت سر شما فتنه هاى تاريك و ظلمتى كور است كه از آن نجات پيدا نكند مگر گمنام . عرض شد يا اميرالمؤمنين گمنام چيست ؟ فرمود: كسى كه مردم را بشناسد ولى آنها او را نشاسند، بدانيد كه زمين هيچگاه از حجت خداى عزوجل خالى نمى شود ولى خداوند گروهى از مردم را بخاطر ستمى كه بر خودشان كرده اند، آنها را به خودشان واگذار كرده كور گرداند، اگر زمين ساعتى از حجت خدا خالى ماند، اهلش را فرو برد، حجت خدا مردم را مى شناسد ولى آنها او را نمى شناسند. همچنانكه يوسف مردم را مى شناخت ولى مردم او را نمى شناختند سپس حضرت آيه اى را تلاوت نمود كه مضمون آن اين است : اى حسرت بر بندگان كه هيچ فرستاده اى نيامد مگر اينكه او را مسخره نمودند.


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

1 ... 140 141 142 ...143 ... 145 ...147 ...148 149 150 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو