
پس از مرگ معاویه و اصرار یزید برای اینکه والی مدینه از هر راهی از امام حسین (علیهالسلام) بیعت بگیرد، امام از مدینه به سمت مکه به راه افتادند و زمانی که یزید عدهای را برای دستگیری ایشان به مکه فرستاد، امام از مکه به سمت کوفه رفتند. اما چرا کوفه مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) شد؟ چرا ایشان سایر مراکز شیعه نشین آن زمان مانند یمن را به عنوان نقطۀ آغاز قیام انتخاب نکردند؟ پاسخ به این شبهه نیازمند بررسی ابعاد گوناگون قیام امام است، که در این مقاله به مهمترین آنها خواهیم پرداخت، اما در ابتدا لازم است برای رسیدن به پاسخ چرایی انتخاب کوفه به عنوان مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) کمی از شرایط جامعه اسلامی را در زمان شروع امامت ایشان شرح دهیم.

دوران امامت امام حسین (علیهالسلام) در سالهای پایانی حکومت معاویه آغاز شد، جامعه اسلامی در اواخر حکومت معاویه دچار دگرگونی و انحراف شدید بود، اما به حکومت رسیدن شخصی با خصوصیات یزید میتوانست نقطۀ پایانی بر حکومت اسلام بر جامعه باشد؛ زیرا یزید در عمل حتی به هیچ یک از ظواهر اسلام هم مقید نبود. سالها فرمانروایی معاویه جامعه را کم کم به مرز انحطاط کشانده بود، گناه و فحشا قبیح شمرده نمیشد، مردم حکومت غاصبان را خواست خدا میدانستند، پرداخت مالیاتهای سنگین آنها را از تفکر به مشکلات دیگر بازداشته و اشراف را روز به روز بر همۀ جوانب زندگی مردم مسلطتر میکرد.
یزید چنین جامعهای را از پدر تحویل گرفته بود و خود و اطرافیانش میدانستند که مرگ معاویه میتواند آغازگر قیامهایی با اهداف مختلف باشد. در نتیجه یزید پیکهایی را برای بیعت گرفتن از افراد مختلفی که از جایگاه اجتماعی آنان میترسید، روانه کرد.[1] در رأس این فراد امام حسین (علیهالسلام) قرار داشتند. ایشان بزرگ هاشمیان و نوادۀ پیامبر بودند و طبق تعهد معاویه در صلحنامهای که با امام حسن (علیهالسلام) امضاء کرده بود، حکومت میبایست به ایشان تحویل میشد. یزید وجود امام را خطر بزرگی برای ادامه حکومت خود تلقی میکرد و به همین علت فشار و تهدیدی فراوان برای بیعت گرفتن از امام حسین (علیهالسلام) وارد میآورد، واضح است که امام حسین (علیهالسلام) هرگز حاضر به بیعت با چنین فردی نبودند.[2]
اما چه شد که کوفه مقصد نهایی امام حسین (علیهالسلام) شد؟ امام حسین (علیهالسلام) از همان ابتدای خروج از مدینه هدف خود را عمل به واجب فراموش شده، یعنی امر به معروف و نهی از منکر بیان کردند و فرمودند جهان اسلام را گناه و انحراف فراگرفته و من برای عمل به مسئولیت شرعی و الهی خود و اصلاح امت جدم قیام میکنم.[3] پیداست که امام برای عملی کردن این تصمیم نیاز به همراهی مردم داشتند و این همراهی در درجه اول نیازمند آگاه سازی مردم از شرایط موجود بود.
نظر دهید » 
1. حفظ امنیت و جلوگیری از هتک حرمت خانواده اولین دلیل از دلایل همراهی خانواده امام حسین(علیهالسلام)

بعد از آنکه یزید به والی مدینه دستور داد، به هر طریقی که میتواند از امام بیعت بگیرد، حضرت این شهر را ناامن دیدند و راهی مکه شدند. در مدینه هیچ خانۀ امنی وجود نداشت که امام اهل خویش را به آنها بسپارند. البته این ناامنی تنها ویژۀ مدینه نبود و هیچ نقطۀ امن دیگری نیز برای ایشان وجود نداشت. این عدم امنیت امام را بر آن داشت که خانوادۀ خویش را با خود همراه سازند.
با مطالعۀ سلوک خاندان اموی و به ویژه شخص یزید میتوان دریافت اصلاً بعید نبود، که آنان موجبات هتک حرمت خانوادۀ حضرت را فراهم آورند و این بزرگواران را به گروگان بگیرند و در نتیجه اسارت آنها و حوادث ناگوار در پی آن امام حسین (علیهالسلام) را از جهاد و شهادت بازدارد.
ممکن است این سؤال پیش بیاید که در ادامۀ واقعۀ عاشورا نیز این خانواده به اسارت درآمدند؛ اما نکتۀ قابل توجه این است که این دو نوع اسارت بسیار با هم تفاوت داشتند. در اسارت نوع اول هیچکدام از خواستهها و اهداف امام تحقّق نمییافت؛ اما نوع دوم اسارت کارکردهایی داشت که میتوان از آن به عنوان یکی از دلایل همراهی خانواده امام حسین (علیهالسلام) با ایشان یاد کرد.
علاوه بر این مردم مدینه پس از اینکه متوجه شدند امام با یزید بیعت نکردهاند، حضور امام و خانوادۀ ایشان را برای خود خطرناک میدانستند و خود این مردم و بزرگانشان به امام توصیه کردند که از مدینه خارج شوند. این توصیه را نمیتوان تنها به عنوان مصلحت اندیشی برای امام در نظر گرفت، زیرا اگر مصلحت امام برای مردم مدینه اهمیت داشت، خود در کنار ایشان قیام میکردند؛ بلکه این توصیهای بود برای حفظ امنیت و آرامش مدینه. در نتیجه مردم مدینه با حضور خانوادۀ امام که میتوانست این امنیت را بر هم بزند نیز مخالف بودند.
1 نظر » 
اهداف قیام امام حسین علیه السلام: و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضـَلالة َ؛ - خدایا- جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد.

امام حسین علیه السلام قبل از خروج از مکه خطاب به برادرش محمد حنفیه وصیت نامه ای نوشتند که ضمن آن اهداف خود را از قیام اعلام می دارند. در آنجا می فرماید: من برای اصلاح دین جدّم رسول الله و امر به معروف و نهی از منکر قیام می نمایم.
با مطالعه تاریخ زمان امام حسین علیه السلام در می یابیم که در دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تغییرات بسیاری ایجاد شده و بدعت های فراوانی نهاده شده بود. امام برای این که حقیقت دین رسول اکرم صلی الله علیه و آله حفظ شود و دینی سالم به نسل های بعدی رسانده شود هیچ راهی نداشت جز این که قیام نماید و بدین وسیله اعلام کند که حقیقت دین اسلام به یغما برده شده و دین کنونی، دینی است تحریف شده که خلفا به واسطه آن راهی برای حکومت نامشروع خود یافته اند. پس امام قیام می کند تا پیام دین واقعی را به گوش افرادی که خواهان شنیدن حقیقت هستند برساند.
منبع: پایگاه تخصصی منبرها
نظر دهید » 
از سنتهای الهی فرستادن بلا و سختی برای اولیاء و انبیاء است و با استناد به روایات می توان گفت که هرچقدر ایمان شخص بیشتر شود، غالبا سختی و مرارت بیشتری بر او وارد می شود . در این باره روایات زیادی وارد شده; تا جایی که در متون روایی یک باب با عنوان …

درس صبر و استقامت در مکتب زینب علیها السلام
در پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت خانه نبوت با بی قراری تمام در انتظار مولودی بود که تا چند لحظه دیگر پای به این جهان می نهاد . پس از آن که لحظه فرخنده فرا رسید، خبر مسرت بخش آن منتشر شد و عطر خوش این ولادت کوچه های مدینه را فراگرفت . رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پس از تبریک و تهنیت، نام او را «زینب » گذاشت تا به این وسیله خاطره دختر مرحومه اش «زینب» را که کمی قبل از ولادت این کودک، جهان را بدرود گفته بود زنده نگاه دارد . او بعدها در کسب فضایل و مناقب و کمالات انسانی زبان زد عام و خاص گشت; به حدی که برای او بیش از 60 لقب ذکر شده است . برخی از این القاب عبارتند از: نائبة الزهراء، ملیکة النساء، سیدة العقایل، فصیحة، بلیغة، کاملة، عابدة، فاضلة، عارفة، صابرة، و عظیمة بلواها .
مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی در سروده های معروف خود به فضائل و القاب آن بانوی بزرگ اشاره کرده است که برای اختصار به ذکر برخی از ابیات آن اکتفا می کنیم:
ما ورثته من نبی الرحمة
جوامع العلم اصول الحکمة
سر ابیها فی علو الهمة
والصبر فی الشدائد الملمة
ثباتها تنبئ عن ثباته
کان فیها کل مکرماته
لها من الصبر علی المصائب
ما جل ان یعد فی العجائب «او جوامع علم و اصول حکمت را از پیامبر رحمت به ارث برده است . در بلند مرتبه بودن همت و صبر در سختیهای خسته کننده و طاقت فرسا سر پدرش بود . (یعنی اوصاف پدرش در او نهان بود). استقامت و ثبات زینب از استقامت و ثبات پدرش خبر می دهد، گویا در وجود او تمام کرامتها [و صفات پسندیده] حضرت علی علیه السلام وجود دارد . در صبر و شکیبایی بر مصیبتها آن چنان بود که نزدیک است از عجائب شمرده شود .»
آن بانوی بزرگ که در دوران زندگی خود با حوادث و مصائب بزرگی مواجه شده بود، در نیمه رجب سال 62 هجری در سن 56 سالگی با کوله باری از غم و اندوه، دنیای فانی را وداع گفت و به دیار حق شتافت .
از آن جا که شخصیت حضرت زینب علیها السلام با واژه صبر و استقامت در برابر مصائب و سختیها قرین است به حدی که او را «ام المصائب » و «ام العزائم » نامیده اند، از اینرو برآنیم تا در این مقال، مختصری پیرامون موضوع «صبر و استقامت » مطالبی را بیان کرده و سپس با ذکر نمونه هایی از صبر و استقامت آن بانوی بزرگ، این بحث را به پایان رسانیم .
آثار صبر بر مصیبت
صبر و استقامت در برابر سختیها، یکی از مهمترین اصول اخلاقی اسلام است . در روایات به سه نوع صبر اشاره شده است; صبر بر مصیبت، صبر در مقابل معصیت و صبر در مقام عبادت و بندگی . از آنجا که در این مقاله از صبر بر مصیبتها و سختیها سخن می گوئیم، در اینجا برخی از آثار صبر بر مصائب را بیان می کنیم .
نظر دهید » 
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
رقیه دختر امام حسین علیه السلام

عرض کنم که همانطور که وعده داده بودم یه مقدار اگر این بحث امشبم طول میکشه یه مقدار از یک ساعت میگذره قبل از آنکه شروع کنم و بگم عذرخواهی میکنم یه مقدار تحمل کنید من خیلی عرض شود بر اینکه راجع این موضوع دقیق و منظم و مضبوط و مُسْتَدَلْ حرف بزنم.
عرض شود بر اینکه هر چند وقت یه بار یه مطلبی مد میشه و یه هجومی به یه موضوعی در میگیره امسال تابستان که من اصفهان بودم یکی از این آقایون اهل منبر رو منبر یه مطلبی گفته بود و نوارشُ من گوش کردم خودم نبودم پا منبرش نوار من گوش کردم کاست قسم والله میخوره از منبریهای معروفی هم هست نسبتاً میگوید والله قسم امامحسین(ع) دختری نداشته است اسمش رقیه باشد، امامحسین(ع) دختری به نام رقیه والله نداشته و حالا این همه مشکل شیعه داره در ایران در افغان در عراق در لبنان الی آخر این همه داخل کشور ما فساد و فحشا و زنا و شراب و دزدی و ربا و حیف و میل به بیتالمال و رام خواری و گرونی از اطراف اینقدر مشکل همه حل شده همین یکی مونده و این حالا چه صیغهای واقعاً نمیدانم من.
عرض شود بر اینکه حالا ببینید که میگویند که و حرفهایی که میزنند یکی اینکه میگویند در کتب قدما نیست بنده عرض شود بر اینکه برا ایشون پیغام دادم و اون کسی هم که پیغام منو بُرد بُرد و بهش گفت خبر آمد که رفتم بهش گفتم گفتم آقاجون اگر من پا منبر شما بودم پا میشدم وا میایستادم میگفتم آقاجون شما که میگویی ساختمان خوب نیست خرابش کن چی چی جاش ساختی؟ شما که میگوئی امامحسین(ع) دختری به نام رقیه نداشته است، حالا که نداشته است پس این رقیه این اسمش چی چیه؟ و دختر کی؟ لابد میخواهی بگوئی اسمش عایشه است دختر ابوبکر اینطوری میخواهی بگوئی، میخواهی بگوئی دختر یزید، میخواهی بگوئی دختر معاویه است، آخه یه چیز جاش بساز، حالا گفتی تو اصفهان نوارم شد و سی دی هم شد پخش هم شد و شیعیان تو اصفهان اینور و اونور متزلزل کردی گفتند ایبابا بریم شام زینب که میگویند اون نیست رقیه هم که میگویند این نیست که چی مثلاً اونوقت، حالا چه دردی از مرضت عِلاج شد؟ حالا کدوم از این مرض تو معالجه شد چی چی گیرت اومد؟ خلاف کردی چی چی جاش ساختی؟ فاحشه خانه، حالا من یه مقدار خدا کنه که واقعاً قبل از اومدن توسل پیدا کردم که به خودم مسلط باشم عصبی نشوم داد نزنم آروم آروم ببینیم همینجور هست یا نه؟
نظر دهید » 
شهادت و گواهی امام صادق علیه السلام به عظمت و برتری امام حسین علیه السلام

- اللهم انی اَشهَدُ أنـَّهُ وَلیـُّکَ وَ ابنُ وَلیِّک؛ بار خدایا گواهی می دهم که ( امام حسین) ولی تو و فرزند ولی تو است.
- وَصَفیـُّکَ وَ ابنُ صَفیـِّک، الفائزُ بِکـَرامـَتـِک؛ و نیز گواهی می دهم که او برگزیده ی تو و پسر برگزیده ی تو است که به کرم تو رستگار است.
- اَکرَمتـَهُ بالشَّهادة؛ خدایا گواهی می دهم که او را به وسیله شهادت گرامی داشتی .
- و حَبوتـَهُ بالسـَّعادة؛ و به او سعادت عطا فرمودی.
- و اجتـَبـیتـَه بطیبِ الولادة ؛ و او را از اصل و نسب ، پاکی ولادت بخشیدی.
- و جَعَلتـَه سیداً من السادة و قائِداً من القادة؛ او را آقایی از آقایان و رهبری از رهبران قرار دادی.
- و ذائدً مِنَ الذادة و اَعطیتـَهُ مَواریثَ الانبیاء؛ و او را مدافعی از مدافعان قرار داده و ارث تمام انبیاء را به ایشان عطا فرمودی.
- و جعلته حُجَة ًعلی خـَلقِک مِنَ الاوصِیاء؛ و شهادت می دهم که او را حجت بر خلق خود از اوصیاء قرار دادی.
- فـَاَعذَرَ فی الدُعاءِ وَ مَنَحَ النُصح؛ پس امام حسین علیه السلام نیز در دعوت ، عذری باقی نگذاشت و خیر خواهی نمود.
در این دنیا هر کس توسط چیزی و یا عملی به عزت می رسد. امام صادق علیه السلام در این فراز از زیارت، امام حسین علیه السلام را توصیف می نماید که خدایا او ولی تو و فرزند ولی توست، او برگزیده و پسر برگزیده توست. یعنی با تمام عزت و احترامی که برای ایشان قائل بودی ولی به وسیله شهادت به او عزت بخشیدی.
تو خواستی که امام به وسیله شهادت، آن هم چنین شهادتی به عزت برسد. خدا به وسیله شهادت، امام حسین علیه السلام را به سعادت رسانید. طوری که یزید و وزرایش به دنبال دنیا و کسب مقامات دنیوی بودند و به نوعی به دنبال کسب اعتبار بودند ولی امام حسین علیه السلام که هیچ چشم داشتی به دنیا نداشت و حکومت را هم صرفاً به عنوان ابزاری برای برافراشتن اسلام و اقامه عدالت می دانست.
امام حسین علیه السلام و اهل بیت ایشان در فجیع ترین وقایع و جنایت ها، قرار گرفته بودند. اگر چه مدت زمان جنگ کم بوده؛ اما در این مدت کم، انواع و اقسام جنایت ها و پستی ها دیده می شود که البته بزرگترین چهره این جنایات اینست که بر امام معصوم وارده شده است. شهید مطهری(ره) می فرماید: ” یک وقت حساب کردم و ظاهراً در حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در این جنایت دیدم و خیال نمی کنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود، که تا این اندازه تنوع داشته باشد.و به امام با گذراندن چنین وضعیتی کرامت و شرافت داده شد.
منبع: پایگاه تخصصی منبرها
نظر دهید » 
اربعین یک نگاه تاریخی صرف نیست؛ بلکه نگاهی معرفتشناسانه است. ما نمیخواهیم به صورت صرفاً تاریخی به موضوع اربعین بپردازیم؛ بلکه با نگاهی معرفتشناسانه و با مراجعه به «زیارت اربعین» که سفارش اکید امام معصوم و حجّت خداست و با دقت در مضامین بلند آن که از…

امنیت، شرط استطاعت زیارت حج بیت است، اما برای زیارت امام حسین(ع) شرط نیست .
با وجود بیم و ترس از حکومت جائر، مردم از امام صادق(ع) سؤال میکردند که با وجود ترس از خبرچینان و عوامل حکومت، آیا به زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) برویم؟ حضرت میفرمودند: بروید.
در احادیث فراوانی از امامان معصوم به زیارت اربعین سفارش و به زمان و مکان استحباب آن اشاره شده است؛ به طوری که در مناسبتهای گوناگون به آن ترغیب و در حدیثی، یکی از نشانههای مؤمن شمرده شده است. این سفارشهای مؤکد از آنروست که پیش از شهادت امام حسین به هیچوجه اربعین جلوهای نداشته و اهلبیت خواستهاند به بهانههای گوناگون، ازجمله با تأکید بر زیارت اربعین، نام و یاد آن حضرت زنده نگه داشته شود. در بحث اربعین، اصل زیارت سیدالشهدا در این روز و مفاد زیارت اربعین اهمیت دارد و باید نه با نگاه صرفاً تاریخی، بلکه نگاهی معرفتشناسانه همراه باشد.
نظر دهید » 
یکی از مسائل بسیار مهم و قابل تأمّلِ واقعه عاشورا ـ که برای همه ، بویژه برای ستمگران و جنایتکاران تاریخ ، عبرت آموز و تنبّه آفرین است ـ سرنوشت کسانی است که با امام حسین علیه السلام جنگیدند و یا ایشان را در برابر دشمن ، تنها گذاشتند و یاری ننمودند . آنان ، نه تنها در آخرت ، به میزان جرم خود ، مجازات خواهند شد ، بلکه بخشی از کیفر آنها در همین جهان ، دامنگیرشان گردید .

نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سال ها پیش از واقعه عاشورا ، چنین رویداد هولناکی را می دید و بر پایه روایتی ، کسانی را که با امام حسین علیه السلام جنگیدند یا او را یاری نکردند ، بدین سان نفرین فرمود :
اللّهُمَّ اخْذُل مَن خَذَلَهُ ، وَ اقتُل مَن قَتَلَهُ ، وَ اذبَح مَن ذَبَحَهُ ، وَ لا تُمَتِّعهُ بِما طَلَبَ . بار خدایا ! هر که او را بی یاور گذاشت ، بی یاورش بگذار و قاتل او را بکش ، و کسی را که سر او را بُرید ، ذبح کن و خواستش را برآورده مکن
و در حدیثی دیگر از ایشان ، آمده :
یقتَلُ ابنِی الحُسَینُ بِظَهرِ الکوفَةِ ، الوَیلُ لِقاتِلِهِ ، وَ خاذِلِهِ ، وَ تارِک نُصرَتِهِ ! پسرم حسین ، در پشتِ کوفه ، کشته می شود . وای بر قاتل او وا گذارنده او و ترک کننده یاری اش !
نظر دهید » 
در سلام های اولیه زیارت، امام صادق علیه السلام به نوعی اصالت خانوادگی امام حسین علیه السلام را بیان می نماید که ایشان فرزند رسول خدا که حبیب خداست، می باشد . برخی از انبیاء در درگاه الهی با نام خاصی توصیف و معروف شده اند…

روز بیستم ماه صفر، روز اربعین و به قول شیخین - شیخ مفید و شیخ طوسی- بازگشت اهل حرم امام حسین علیه السلام از شام به مدینه، و روز ورود اولین زائر آن حضرت جابربن عبدالله انصاری به کربلا، جهت زیارت امام حسین علیه السلام است . زیارت آن حضرت در این روز مستحب است. که به فرموده امام حسن عسکری علیه السلام از نشانه های مؤمن است.
قال العسکری علیه السلام:"علامات المؤمنین خمس : صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین والتـَختم فی الیَمین و تـَعفیرُ الجـَبین و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحیم.”
از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمودند:علامت مؤمن پنچ چیز است:
1- اقامه پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز.
2- زیارت اربعین.
3- انگشتر به دست راست کردن.
4- جبین را در سجده بر خاک گذاشتن.
5- در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.
سند زیارت اربعین
شیخ طوسی در تهذیب و مصباح ، زیارت مخصوصه روز اربعین را از حضرت امام صادق علیه السلام نقل کرده است.
فراز اول:
سلام های توصیفی
- السلامُ علی وَلیِّ الله و حبیبه؛ سلام بر ولی و حبیب - دوست - خدا.
- السلامُ عـَلی خلیلِ اللهِ وَ نجیبه؛ سلام و درود بر خلیل و گزیده خدا.
- السلامُ علی صَفیِّ اللهِ و ابن ِ صَفیّـه؛ درود بر برگزیده خدا و پسر انتخاب شده خدا.
- السلامُ علی الحُسین ِ المظلوم الشهید؛ درود بر حسین مظلوم شهید.
- السلامُ علی اسیرِ الکربات و قـَتیلِ العـَبرات؛ سلام بر کسی که اسیر و گرفتار بلایا و اندوه ها شد و کشته برای اشک ها.
در سلام های اولیه زیارت، امام صادق علیه السلام به نوعی اصالت خانوادگی امام حسین علیه السلام را بیان می نماید که ایشان فرزند رسول خدا که حبیب خداست، می باشد . برخی از انبیاء در درگاه الهی با نام خاصی توصیف و معروف شده اند. حضرت ابراهیم(ع) با عنوان خلیل الله ، حضرت موسی(ع) با عنوان کلیم الله ، حضرت عیسی(ع) با عنوان کلمة الله ، حضرت نوح(ع) با عنوان نبی الله - که البته ایشان اولین پیامبری بودند که مقام نبوت را به دوش کشیدند- حضرت آدم(ع) با عنوان صفوة الله و حضرت محمد(ص) با عنوان حبیب الله مطرح هستند.
برای سلام معانی مختلف ذکر کرده اند، که به اختصار نام می بریم.
1- سلام، یکی از نام های خدای عزوجّل است و مراد آن است که خداوند حافظ تو باشد.
2- سلام به معنای تسلیم.
3- سلام به معنای سلامتی.
حال که معنای سلام مشخص شد که به معنای آسایش، امنیت و سلامتی است، به تفسیر سلام بر امام حسین علیه السلام می پردازیم. سلام بر امام به این صورت است که شخص زائر در حالی که حضور امام ایستاده یا از دور ایشان را در ذهن حاضر نموده و به حضرت سلام می نماید و در دل می گذراند که هیچ آزاری و آسیبی از ناحیه من به آن امام، نه در آن وقت و نه پس از آن نخواهد رسید؛ زیرا هدف تمامی آن بزرگواران جز هدایت و اصلاح مردم و اعلای کلمه توحید و شیوع طاعت خداوند در مردم نیست، لذا آنها از معصیت خدا و تخلف از اوامر و نواهی او، از اخلاق ناپسند مردم از قبیل خودبزرگ بینی، حرص، ریا، بخل، حّب قدرت، غیبت، آزار رساندن و … اذیت خواهند شد.
انگیزه زائر
زائر باید حال خود را به گونه ای قرار دهد که مورد رضایت امام باشد، نه مایه اذیت آن حضرت. آن وقت است که در گفتن کلام سلام، صادق است. لذا باید دل را با آب توبه شستشو داده، و اشک پشیمانی از دیده فرو ریزد، و پس از آن به امام عرض سلام داشته باشد.
زائر با عرض سلام، خود را به آن حضرت نزدیک نموده و با تکرار واژه ادب، روح و روان خود را به لحاظ نزدیکی به ایشان از پستی ها و رذایل و آلودگی ها پاک می نماید و سلام را چنان با ادب و خلوص و اشک و آه بر دل القا می نماید، تا سلامتی کامل حاصل گردد و موجب جواب سلام آن بزرگوار گردد.
در واقع زائر با عرض سلام بر آن حضرت و یارانش چهره اجتماعی - سیاسی خود را نمایان ساخته و اعلان می دارد که نه تنها با بت درون مبارزه می کند، بلکه همانند خود آن بزرگوار، با طاغوتیان، ظالمان، مستبدان و خائنین به مردم، مبارزه کرده و با شعار سلام، خود را در زمره یاران آن حضرت قرار می دهد.
منبع:پایگاه تخصصی منبرها
نظر دهید »