
زندگينامه مرحوم شيخ رجب علي خياط
کتاب کيميای محبت
چاپ دوازدهم 1382
انتشارات دارالحديث
ولادت
عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل میكند كه:
« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم میكوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم….؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار میكنم] آوردهام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »
اين حكايت نشان میدهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:
« احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »
شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.
نظر دهید » 
دو خاطره آموزنده مهمّ
مرحوم كلينى به نقل از امام جعفر صادق عليه السلام حكايت فرمايد:
روزى سه نفر زن حضور پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله شرفياب شدند.
اوّلين نفر از ايشان اظهار داشت : يا رسول اللّه ! شوهر من گوشت نمى خورد، ديگرى گفت : شوهرم بوى خوش عطر استفاده نمى كند، سوّمى عرض كرد: يا رسول اللّه ! شوهرم با من نزديكى نمى كند.
حضرت رسول از شنيدن چنين سخنانى ناراحت شد و به سمت مسجد حركت نمود، پس از وارد شدن به مسجد در جمع اءصحاب ، بالاى منبر رفت و بعد از حمد و ثناى الهى چنين فرمود:
چه شده است ! شنيده ام كه بعضى از دوستان من گوشت نمى خورند و عدّه اى بوى خوش استعمال نمى كنند و بعضى ديگر با زنان خود هم بستر نمى گردند.
همه بدانيد كه مَنِ رسول اللّه گوشت مى خورم و بوى خوش استفاده مى كنم و با زنان خود هم بستر مى شوم .
پس هركس از روش من در تمام جهات زندگى روى گردان باشد، من از او بيزار خواهم بود.(38) همچنين مرحوم شيخ صدوق آورده است :
عبداللّه بن عبّاس پسر عموى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله ، حكايت كند:
روزى عقيل نزد رسول خدا حضور داشت و حضرت بسيار نسبت به ايشان اظهار علاقه و محبّت مى نمود، علىّ بن ابى طالب عليه السلام وارد شد و اظهار نمود: يا رسول اللّه ! آيا عقيل مورد علاقه و اطمينان شما است ؟
حضرت رسول صلوات اللّه عليه فرمود: آرى ، به خدا سوگند! من او را به دو جهت دوست دارم : يكى به جهت خودش و دوّم به جهت دوستيش با ابوطالب .
و سپس افزود: همانا فرزندش مسلم در محبّت و دفاع از فرزندت حسين عليه السلام كشته خواهد شد و مؤ منين براى او گريان خواهند گشت و ملائكه ها بر او درود خواهند فرستاد.
ابن عبّاس مى افزايد: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، پس از اين سخنان گريان شد و اشكِ چشم هايش ، بر صورت مباركش جارى گشت و سپس فرمود: من شكايت غاصبين و ظالمين بر اهل بيتم را به خداى سبحان مى كنم .(39)
چهل دلستان چهل حديث عبدالله صالحي
نظر دهید » 
فضيلت و آثار دعا از ديدگاه روايات
اين فصل چندين فايده از فوايد دعا را در بردارد:
نخست اينكه دعا، محبوبترين اعمال در نزد خداوند - جلّ جلاله - است. چنانكه در روايتى آمده كه امام صادق (عليه السلام) به نقل از پدر بزرگوارش فرمود كه علىّ (عليه السلام) فرمود: محبوبترين اعمال نزد خداوند سبحان در روى زمين، دعا، و برترين عبادت، عفّت و پاكدامنى است.
دوّم اينكه: دعا، انسان را از گزند دشمنان و مخالفان رهايى بخشيده، و درهاى روزى را به روى او مىگشايد.
چنانكه روايت شده امام جعفر صادق (عليه السلام) به نقل از پدر بزرگوارش فرمود كه رسولاللَّه (صلى الله على و آله و سلم) فرمود: آيا شما را راهنمايى ننمايم بر جنگ افزارى كه شما را از دشمنانتان نجات داده و روزىهايتان را افزون گرداند؟ عرض كردند: بله. فرمود: شب و روز پروردگارتان را بخوانيد، زيرا به راستى كه دعا، سلاح و جنگ افزار مؤمنان است.
و در حديث ديگر از امام صادق (عليه السلام) آمده است كه: دعا از جنگ افزار آهنين نافذتر است.
سوّم اينكه: دعا، ستون دين، و نور آسمانها و زمينهاست.
چنانكه از امام صادق، جعفر بن محمّد از پدر بزرگوارش (عليهماالسلام) نقل شده كه رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمود: دعا، سلاح مؤمنين و ستون دين، و علّتِ روشنايى آسمانها و زمين است.
چهارم اينكه: دعا، از وقوع امورى كه تقدير شده و يا نشده جلوگيرى مىكند.
چنانكه عمر بن يزيد نقل مىكند كه از حضرت ابى ابراهيم امام كاظم (عليه السلام) شنيدم كه مىفرمود: به راستى كه دعا از وقوع امورى كه تقدير شده و يا نشده جلوگيرى مىكند.
وى مىگويد: عرض كردم: فدايت شوم، امور مقدّر معلوم است مقصود از امور غير مقدّر چيست؟ فرمود: خداوند جلوگيرى مىكند تا اينكه مقدّر نشود.
پنجم اينكه: دعا، بلا را دفع مىكند.
چنانكه ابى ولّاد حفص بن سالم خيّاط مىگويد: در مدينه به خدمت امام ابى الحسن موسى (عليه السلام) وارد شدم، و چيزى همراه من بود كه آن را به ايشان رساندم. حضرت فرمود: به اصحاب و ياران خويش اطّلاع بده و بگو كه: تقواى خداوند عزّوجلّ را پيشه كنيد، كه شما در عهد پادشاهىِ شخص سركشى هستند (و مقصودشان، اَبُوالدَّوانيق يعنى منصور خليفه عبّاسى بود)، پس زبانهايتان را حفظ كنيد، و بر جانها و دينتان محافظت كنيد، و امورى را كه از وقوعِ آن بر ما و خودتان بيم داريد با دعا دفع كنيد؛ زيرا به خدا سوگند، كه دعا و درخواست نمودن از درگاه الهى، بلا را دفع مىكند در حالى كه بلا مقدّر شده و ارادهى حتمى و قضاى الهى به آن تعلّق گرفته و تنها امضاى آن باقى مانده است؛ ولى وقتى خداوند خوانده مىشود و از او خواسته مىشود كه بلا را برگرداند، آن را دفع مىكند، پس در دعا اصرار كنيد كه خداوند خود شما را از شرّ آن كفايت فرمايد.
ابوولاّد مىگويد: وقتى فرمايش حضرت ابى الحسن (عليه السلام) را به ياران خود رساندم، ايشان بدان عمل نموده و بر ابوالدّوانيق نفرين كردند، و درست در سالى به سوى مكّه خارج شده بود، در كنار بئرميمون پيش از آنكه مناسك حجّ را انجام دهد، جان سپرد و خداوند ما را از دست او راحت كرد.
ابوولاّد مىگويد: من نيز در آن سال حاجى بودم، به خدمت حضرت ابى الحسن (عليه السلام) رسيدم، ايشان فرمود: اى اباولاّد، چگونه ديديد كاميابى و مستجاب شدن در آنچه را كه به شما امر نموده و بر انجام آن تشويق كردم، يعنى نفرين كردن بر ابى الدّوانيق؟ اى اباولاّد، هيچ بلايى نيست كه خداوند بر بنده مؤمن نازل مىكند و دعا را به او الهام مىكند، مگر اينكه خداوند بزودى آن بلا را برطرف مىنمايد. و هيچ بلايى نيست كه خداوند بر بندهى مؤمنى نازل مىكند و او از دعا كردن خوددارى مىكند، مگر اينكه آن و گرفتارى طولانى مىگردد، پس وقتى بلا بر شما نازل شد، بر شما باد به دعا كردن!
ششم اينكه: مقصود از گفتار خداوند - جلّ جلاله - آنجا كه مىفرمايد:
ما يَفْتَحِ اللَّهُ للِنّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ، فَلامُمْسِك لَها.61
- هر رحمتى را كه خداوند براى مردم بگشايد، هيچ كس نمىتواند جلو آن را بگيرد.
همان دعاست، چنانكه امام صادق (عليه السلام) در روايتى در رابطه با آيهى شريفه فوق مىفرمايند مقصود همان دعاست.
هفتم اينكه: دعا، سبب تندرستى و بهبودى از هر بيمارى است.
چنانكه محمّد بن مسلم مىگويد: به امام باقر (عليه السلام) عرض كردم: آيا اينكه مىگويند كه رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) دربارهى حَبّهى سَوْداء62 فرموده كه: مايهى شفا و بهبودى از هر بيمارى است، جز مرگ. صحيح است؟ فرمود: بله، سپس فرمود: آيا مىخواهى تو را از چيزى كه سبب شفا و بهبودى از هر بيمارى و آسيب، حتّى مرگ است، آگاه سازم؟ عرض كردم: بله، فرمود: دعا.
هشتم اينكه: دعا، قضاى مُبْرَم و ارادهى حتمى و استوار الهى را برمىگرداند.
چنانكه علىّ بن عقبه مىگويد: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم كه مىفرمود: به راستى كه دعا، قضا و ارادهى حتمى و مُبْرَم را بعد از اينكه سخت و محكم شده باشد، برمىگرداند، پس بسيار دعا بكن، زيرا دعا كليد تمام رحمتها، و سبب كاميابى و برآورده شدن تمام خواستههاست، و جز با دعا كردن نمىتوان به آنچه نزد خداوند است63 نايل گرديد. بىگمان هيچ درى نيست كه بسيار كوبيده شود، مگر اينكه بزودى به روى كوبندهاش گشوده مىشود.
نهم اينكه: هركس از نزول بلا بهراسد و بخواهد آن را با دعا برگرداند، خداوند -جلّجلاله - او را به آرزويش نايل مىگرداند.
چنانكه در روايتى آمده امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس بيم آن را داشته باشد كه بلا و مصيبتى به او برسد، پس با دعا كردن در برابر آن بايستد، [يا: برخيزد و براى مرتفع شدن آن دعا بكند]، هيچگاه خداوند آن بلا را به او نشان نمىدهد و وى را به آن گرفتار نمىنمايد.
تمام فوايد دعا را كه روايات گذشته مشتمل بر آن است، ما از ناحيهى انعام و احسانى كه خداوند - عزّوجلّ - بر ما تفضّل فرموده، آشكارا يافتهايم، پس هركس حسن ظنّ به صدق گفتار ما دارد، در حقّ بودن و تحقّق اين حالت كه از خودمان ذكر نموديم (يعنى يافتن همهى اين نتايج)، شكّ و ترديد به خود راه ندهد.
دهم اينكه: دعا، در مقابل نزول بلا قرار گرفته و از آن جلوگيرى نموده و آن را تا روز جزا و قيامت به عقب مىاندازد.
چنانكه در روايتى آمده كه امام رضا (عليه السلام) فرمود كه از پدر بزرگوارم (عليه السلام) شنيدم كه مىفرمود: به راستى كه دعا در مقابل بلا و گرفتارى مىايستد، و آن دو (يعنى دعا و بلا) تا روز قيامت توافق پيدا مىكنند.64
يازدهم اينكه: دست دعا كننده هرگز خالى از فضلِ رحمت خداوند - جلّ جلاله برنمىگردد.
چنانكه محمّد بن يعقوب كلينى روايت نموده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هيچ بندهاى دستش را به درگاه خداوند سرافراز جبّار نمىگشايد، مگر اينكه خداوند - عزّوجلّ - شرم مىكند كه چيزى از فضلِ رحمت خويش در آن نگذاشته، دست او را خالى برگرداند، پس هرگاه كه دعا مىكنيد، تا دستتان را بر روى و سر خويش نكشيدهايد، برنگردانيد.65
ادب حضور فلاح السائل
نظر دهید » 
فضيلت و آثار دعا از ديدگاه قرآن
1 - خداوند - جلّ جلاله - مىفرمايد:
قُلْ: ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّى، لَوْلا دُعآؤُكُمْ. فَقَدْ كَذَّبْتُمْ، فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً.56
- بگو: اگر دعايتان نبود، پروردگارتان چه اعتنايى به شما داشت، زيرا مسلّماً شما تكذيب نموديد، و لذا تكذيبتان همواره ملازم شما خواهد بود.
خداوند در اين آيه شريفه براى مخاطبَين آن هيچ جايگاه و مقامى در صورتى كه دعا نداشته باشد، قرار نداده؛ بنابراين، از اين كلام فهميده مىشود كه جايگاه و منزلت انسان در نزد خداوند - جلّ جلاله - به اندازهى دعا، و ارزش او به قدر اهتمام به مناجات و خواندن اوست.
شايد كسى اشكال كند بگويد: مراد از دعا در اين آيه، عبادت و پرستش خداوند است؛ ولى اين درست نيست، بلكه حقّ همانى است كه راويان مورد اعتماد از امامان و سروران ما (عليهمالسلام) روايت كردهاند كه مقصود از دعا در اين آيه، بدون كم و كاست همان دعايى است كه در عرف شرع فهميده مىشود.
2 - خداوند - جلّ جلاله - مىفرمايد:
فَلَوْلا إِذْ جآءَهُمْ بَأْسُنا، تَضَرَّعُوا، وَلكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ.57
- پس اى كاش هنگامى كه سختى و ناگوارى از سوى ما به آنان مىرسيد، تضرّع و زارى مىنمودند، ليكن دلهايشان قساوت پيدا نموده و سنگدل گرديده بودند.
خداوند - جلّ جلاله - در اين آيه شريفه هشدار مىدهد كه اگر كافران تضرّع و زارى مىنمودند، خداوند سختى و ناگوارى و خشم و عذاب و عقاب خويش را از آنان برمىداشت، و ناراحتيهاى آنان را برطرف مىنمود.
ملاحظه مىشود كه خداوند نفرمود: اى كاش وقتى سختى و ناگوارى از ناحيهى ما به سوى آنان مىآمد، نماز مىخواندند، يا روزه مىگرفتند، يا حجّ بجا مىآوردند، يا قرآن قرائت مىنمودند، و اين خود به صراحت مطلب را براى اهل فهم از برجستگان روشن مىنمايد.
3 - باز از جمله آيات، وعدهى پاكيزه خداوند - جلّ جلاله - است به اينكه: دعا، كليد رسيدن به آمال و آرزوهاست. آنجا كه مىفرمايد:
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادى عَنّى، فَإِنّى قَريبٌ، أُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ.58
- و هرگاه كه بندگانم دربارهى من بپرسند، بگو: كه من نزديكم، و دعاى هر دعا كننده را هنگامى كه مرا بخواند، اجابت مىكنم.
4 - و نيز در اين باره است فرمايش ديگر خداوند - جلَّ جلاله - كه مىفرمايد:
أُدْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُمْ، إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُوُنَ عَنْ عِبادَتى، سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ.59
- مرا بخوانيد تا دعايتان را براى شما اجابت كنم، به راستى كسانى كه از پرستش و عبادت من گردنكشى مىكنند، با حالت خوارى و ذلّت وارد جهنّم خواهند شد.
خداوند - جلّ جلاله - با اين آيه شريفه توجّه مىدهد كه ترك كردن دعا، استكبار و گردنكشى از پرستش و عبادت او، و نيز سبب داخل شدن در آتش جهنّم و عذاب خوار كنندهى آن است.
از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه مراد از عبادتى كه انسان از آن گردنكشى مىنمايد در اين آيه، همان دعا است، و اينكه هركس با وجود اين دستور آن را ترك كند، از مستكبران و گردنكشان خواهد بود.
5 - تنها بخشى از آياتى كه ذكر شد، براى عارفان كفايت مىكند، و اگر نبود در فضيلت دعا، جز فرمايش خداوند - جلّ جلاله - به سرور پيامبران - صلوات اللَّه عليه و آله - آنجا كه مىفرمايد:
واصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بالْغَداوَةِ وَالْعَشِىِّ، يُريدُونَ وَجْهَهُ، وَلاتَعْدُ عَيْناكَ عنَْهُمْ.60
- و خويشتن را با كسانى كه صبح و شام پروردگارشان را مىخوانند، در حالى كه تنها خشنودى او را اراده نمودهاند، به صبر و شكيبايى وادار كن، و مبادا چشمانت را از آنان بردارى.
كفايت مىكرد، و اين امر بزرگى است؛ زيرا اين خطاب در مقام ستايش و مدح كسانى كه صبح و شام به درگاه پروردگار دعا مىكنند، صادر شده و خداوند - جلّ جلاله - به خاطر دعاى آنان در صبح و شام به رسولش (صلى الله على و آله و سلم) امر فرموده كه پيوسته ملازم آنان بوده، و چشمان شريفش را از مصاحبت و همنشينى با ايشان بر ندارد.
نظر دهید » 
هدايت شدن هزار نفر با راهنمايىهاى ادريس عليهالسلام
ادريس همچنان با بيانات شيوا و اندرزهاى دلپذير و هشدارهاى كوبنده، قوم خود را به سوى خدا دعوت ميكرد. در اين مسير با طايفهاى از قوم خود ملاقات نمود كه همه بت پرست بودند و در انواع انحرافها و گمراهىها گرفتار بودند. ادريس به اندرز و نصيحت آنها پرداخت و آنها را از انجام گناه سرزنش نموده و از عواقب گناه هشدار داد و به سوى خدا دعوت كرد. آنها يكى پس از ديگرى تحت تأثير قرار گرفته و به او پيوستند. نخست تعداد هدايتشدگان به هفت نفر و سپس به هفتاد نفر رسيد. به همين ترتيب يكى پس از ديگرى هدايت شدند تا به هفتصد نفر و سپس به هزار نفر رسيدند.
ادريس از ميان آنها صد نفر از برترينها را برگزيد، و از ميان صد نفر، هفتاد نفر، و از ميان هفتاد نفر ده نفر، و از ميان ده نفر، هفت نفر را انتخاب نمود. ادريس با اين هفت نفر ممتاز، دست به دعا برداشتند و به راز و نياز با خدا پرداختند، خداوند به ادريس وحى كرد، و او و همراهانش را به عبادت دعوت نمود، آنها همچنان با ادريس به عبادت الهى پرداختند تا زمانى كه خداوند روح ادريس عليهالسلام را به ملأ اعلى برد.(76)
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
قسمتى از سنتها و دستورهاى ادريس عليهالسلام
اى انسانها! بدانيد و باور كنيد كه تقوا و پرهيزگارى، حكمت بزرگ و نعمت عظيم، و عامل كشاننده به نيكى و سعادت و كليد درهاى خير و فهم و عقل است، زيرا خداوند هنگامى كه بندهاى را دوست بدارد، عقل را به او مىبخشد.
بسيارى از اوقاتِ خود را به راز و نياز و دعا با خدا بپردازيد و در خداپرستى و در راه خدا تعاون و همكارى نماييد، كه اگر خداوند همدلى و همكارى شما را بنگرد، خواستههايتان را بر مىآورد و شما را به آرزوهايتان مىرساند و از عطاياى فراوان و فناناپذيرش بهرهمند مىسازد.
هنگامى كه روزه گرفتيد، نفوس خود را از هر گونه ناپاكىها پاك كنيد و با قلبهاى صاف و خالص و بى شائبه براى خدا روزه بگيريد، زيرا خداوند به زودى دلهاى ناخالص و تيره را قفل مىكند. همراه روزه گرفتن و خودددارى از غذا و آب، اعضاء و جوارح خود را نيز از گناهان كنترل كنيد.
هنگامى كه به سجده افتاديد و سينه خود را در سجده بر زمين نهاديد، هرگونه افكار دنيا و انحرافات و نيرنگ و فكر خوردن غذاى حرام و دشمنى و كينه را از خود دور سازيد و از همه ناصافىها خود را برهانيد.
خداوند متعال، پيامبران و اوليائش را به تاييد روح القدس اختصاص داد و آنها را در پرتو همين موهبت بر اسرار و نهانىها آگاه شدند و از فيض حكمت بهرهمند گشتند، از گمراهىها رهيده و به هدايتها پيوستند، به طورى كه عظمت خداوند آن چنان در دلهايشان آشيانه گرفت كه دريافتند او وجود مطلق است و بر همه چيز احاطه دارد و هرگز نمىتوان به كُنه ذاتش معرفت يافت.(75)
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
فرازهايى از اندرزهاى ادريس عليهالسلام
اى انسان! گويى مرگ به سراغت آمده، نالهات بلند شده، عرق پيشانيت سرازير گشته، لبهايت جمع شده، زبانت از حركت ايستاده، آب دهانت خشك گشته، سياهى چشمت به سفيدى دگرگون شده، دهانت كف كرده، همه بدنت به لرزه در آمده و با سختىها و تلخىهاى مرگ دست به گريبان شدهاى. سپس روحت از كالبدت خارج شده و در برابر اهل خانهات جسد بدبويى شدهاى و مايه عبرت ديگران گذشتهاى. بنابراين هم اكنون به خودت پند بده و درباره مرگ و حقيقت آن عبرت بگير، كه خواه ناخواه به سراغت مىآيد و هر عمرى گرچه طولانى باشد به زودى به دست فنا سپرده مىشود.
اى انسان! بدان كه مرگ با آن همه دشوارى، نسبت به امور بعد از آن كه حوادث هولناك و پروحشت قيامت مىباشد آسانتر است، متوجه باش كه ايستادن در دادگاه عدل الهى براى حسابرسى و جزاى اعمال آن قدر سخت و طاقتفرسا است كه نيرومندترين نيرومندان نيز از شنيدن احوال آن ناتوانند.(74)
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
حضرت ادريس عليهالسلام
يكى از پيامبران كه نامش در قرآن دو بار آمده(72) و در آيه 56 سوره مريم به عنوان پيامبر صديق ياد شده، حضرت ادريس است كه در اين جا نظر شما را به پارهاى از ويژگىهاى او جلب مىكنيم:
ادريس كه نام اصيلش اخنوخ است در نزديك كوفه در مكان فعلى مسجد سهله مىزيست. او خياط بود و مدت سيصد سال عمر نمود و با پنج واسطه به آدم عليهالسلام مىرسد. سى صحيفه از كتابهاى آسمانى بر او نازل گرديد. تا قبل از ايشان مردم براى پوشش بدن خود از پوست حيوانات استفاده مىكردند، او نخستين كسى بود كه خياطى كرد و طرز دوختن لباس را به انسانها آموخت و از آن پس مردم به تدريج از لباسهاى دوخته شده استفاده مىكردند. او بلندقامت و تنومند و نخستين انسانى بود كه با قلم خط نوشت و بر علم نجوم و حساب و هيئت احاطه داشت و آنها را تدريس مىكرد. كتابهاى
آسمانى را به مردم مىآموخت و آنها را از اندرزهاى خود بهرهمند مىساخت، از اين رو نام او را ادريس (كه از واژه درس گرفته شده) نهادند.
خداوند بعد از وفاتش، مقام ارجمندى در بهشت به او عنايت فرمود و او را از مواهب بهشتى بهرهمند ساخت.
ادريس عليهالسلام بسيار درباره عظمت خلقت مىانديشيد و با خود مىگفت: اين آسمانها، زمين، خلايق عظيم، خورشيد، ماه، ستارگان، ابر، باران و ساير پديدهها داراى پروردگارى است كه آنها را تدبير نموده و سامان مىبخشد، بنابراين او را آن گونه كه سزاوار پرستش است، پرستش كن.(73)
قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي
نظر دهید » 
كيفيّت نيّت در عبادات
ناگفته نماند: از آنجا كه در خطبهى اين كتاب كيفيّت نيّت را توجّه داديم و به روشنى بيان كرديم كه: بنده بايد خداوند - جلّ جلاله - را تنها از آن جهت كه شايستهى عبادت و بندگى است بپرستد، لذا در موارد بسيارى از عبادات، چگونگى الفاظ نيّت را ياد آور نمىشوم.
و ديگر اينكه - چنانكه اشاره خواهيم كرد - نيّت، همان قصد و تصميم انسان براى انجام عبادت است55 و اين چيزى نيست كه بر او مخفى بماند. آيا نمىبينى كه مولايمان امام صادق (عليه السلام) هنگامى كه شروط نماز را برشمرد، نيازى به ذكر نيّت نديد، و جهت آن اين است كه نيّت به خودى خود، در آنچه آن بزرگوار (عليه السلام) بدان اشاره فرمود، داخل است و لذا آن را ذكر نفرمود.
ادب حضوراز فلاح السائل
نظر دهید » << 1 ... 743 744 745 ...746 ...747 748 749 ...750 ...751 752 753 ... 798 >>