https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ الْكُوفِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَخِيهِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ مَا مِنْ عَبْدٍ مُسْلِمٍ يَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِلَّا صَعِدَتْ تَخْرِقُ كُلَّ سَقْفٍ لَا تَمُرُّ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ سَيِّئَاتِهِ إِلَّا طَلَسَتْهَا حَتَّى تَنْتَهِيَ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ فَتَقِفَ

ترجمه :

12. ابو طفيل از امام على (عليه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند:

هر بنده مسلمانى كه بگويد: هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست، صعود مى‏كند به طورى كه هر سقفى را مى‏شكافد و به هيچ يك از گناهان او نمى‏رسد مگر اين كه آن را از بين مى‏برد تا اين كه به كارهاى خوب او برسد تا در نتيجه متوقف گردد. (اين روايت نشان مى‏دهد كه شرط قبولى اعمال و بخشيدن گناهان، اعتراف به يگانگى خداوند است.)

توحيد اثر شيخ صدوق (ره)


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

يشنهاد ابليس

روزى ابليس بر حضرت عيسى مسيح ظاهر شد، و به او گفت : مگر تو نمى گوئى هيچ چيزى به انسان نمى رسد مگر اينكه خداوند آن را برايش مقدر كرده باشد.
عيسى پاسخ داد: آرى ، چنين است .
ابليس : پس بيا خودت را از بالاى اين قله كوه به پائين پرت كن . اگر براى تو سلامتى مقدر شده باشد سالم خواهى ماند، و اگر سلامتى مقدر نشده بود كه …
عيسى : اى ملعون ، خداوند بندگانش را امتحان مى كند، نه بنده ، خدايش را.

كشكول شيخ بهايي


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

فضولى موقوف

پيرزنى بيمار شد. پسرش او را نزد پزشك برد. دكتر مشاهده كرد پيرزن خود را آرايش كرده و لباس نيكو پوشيده است . پس حال او بدانست و گفت : اين زن چقدر به شوهر احتياج دارد.
پسر با تعجب گفت : آقاى دكتر، چه مى گوئيد، او خيلى پير است .
زن نگاه تندى به پسركرد و گفت : فضولى موقوف ، آقاى دكتر بهتر از تو تشخيص مى دهد.

كشكول شيخ بهايي


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

كيفيّت غسل‏
اگر كسى خواست غسل جنابت كند، در صورتى كه غسلش به خاطر انزال منى كه با جهش مى‏آيد باشد،
1 - واجب است كه ابتدا با بول كردن يا هرچيزى كه جانشين آن باشد، استبراء نمايد، و اين كار بر زنان واجب نيست.
2 - سپس هرجايى از بدنش را كه نجس شده شستشو دهد.
3 - مستحبّ است كه سه بار دستش را بشويد.
4 - مستحبّ است هنگام غسل كردن بگويد:
أَللُّهمَّ، طَهِّرْنى، وَ طَهِّرْ قَلْبى، وَ اشْرَحْ صَدْرى، وَ أَجْرِ عَلى لِسانى ذِكْرَكَ وَ مِدْحَتَكَ وَ الثَّنآءَ عَلَيْكَ. أَللُّهمَّ، اجْعَلْهُ لى طَهُوراً وَ شِفآءاً وَ نُوراً، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.
- خداوندا، مرا پاكيزه بگردان، و قلبم را پاك نما، و سينه و دلم را بگشاى، و ياد و مدح و ثنايت را بر زبانم جارى گردان، خدايا، آن [يعنى غسل كردن‏] را براى من مايه‏ى پاكيزگى و بهبودى و نور قرار ده، به راستى كه تو بر هر چيز توانا هستى.
5 - مستحبّ است پيش از غسل، مضمضه و استنشاق نموده و آب در دهان و بينى‏اش بگرداند
6 - نيّت غسل را مى‏تواند هنگام مضمضه و شستن دهان، و يا وقت شروع غسل بكند. و نيّت آن به اين صورت است كه: غسل جنابت مى‏كنم به خاطر واجب بودن آن، تا به اين وسيله حالت جنابت رفع، و هرچه با غسل كردن مباح مى‏گردد86 برايم مباح و جايز گردد، در حالى كه بد منظورم عبادت خداوند سبحان از آن جهت كه شايسته‏ى عبادت است‏87 مى‏باشد.
7 - خواست غسل را به صورت ارتماسى انجام دهد، كافى است تنها يك بار به گونه‏اى در آب فرو رود كه آب به تمام بدنش برسد.
8 - اگر خواست به صورت ترتيبى غسل كند، ابتدا سرش را تا بيخ گردن شستشو داده و آب را به بُنِ موهاى سرش مى‏رساند، و اگر ريش داشته باشد آب را به بُنِ موهاى آن نيز مى‏رساند، سپس سمت راست بدنش را از بالاى شانه‏ى راست تا پايين پاى راست شستشو داده، و بعد سمت چپ بدنش را از بالاى شانه‏ى راست تا پايين پاى چپش مى‏شويد.
9 - مقدار آبى كه براى غسل كفايت مى‏كند، عبارت است از كمترين مقدارى كه بر اساس انجام غسل كه شرح داديم بر بدن جارى گردد، به گونه‏اى كه غسل شرعى ناميده شود.
10 - و ترتيب غسل، به ترتيبى كه ذكر نموديم واجب است، ولى مُوالات و پى در پى انجام دادن اعمال غسل واجب نيست.
11 - كيفيّت تمام غسلها - خواه واجب باشد و خواه مستحبّ - به همين صورتى است كه ما از هنگام مضمضه و آب در بينى گرداندن تا آخر فراغت از غسل بيان نموديم.
12 - كيفيّت غسل كردن زن مانند غسل حيض و استحاضه‏ى مخصوص‏88 و نفاس به همين صورت است، و تنها فرق آن با غسل مردان اين است كه زن پيش از غسل نيازى به استبراء كردن ندارد.

ادب حضور از فلاح السائل


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

فرمان خدا به فرشتگان در مورد سجده بر آدم عليه‏السلام‏

مراحل جسمى آدم عليه‏السلام او را به مقامى نرسانيد كه لياقت يابد و به عنوان گل سرسبد موجودات و مسجود فرشتگان، معرفى شود. مرحله تكاملى بشر به آن است كه روح انسانى از جانب خدا به او دميده گردد، در اين صورت است كه آدم در پرتو آن روح ويژه انسانى، لياقت و استعداد فوق العاده پيدا مى‏كند، و خداوند به فرشتگان فرمان مى‏دهد كه به عنوان تكريم و تجليل از مقام آدم عليه‏السلام او را سجده كنند، يعنى خدا را سجده شكر به جا آورند كه چنين موجود ممتازى را آفريده است.

خداوند به فرشتگان خطاب نمود و فرمود: من بشرى از گِل مى‏آفرينم، هنگامى كه آن را موزون نمودم و از روح خودم در آن دميدم بر آن سجده كنيد.(26)

بنابراين سجده فرشتگان به خاطر آن روح ويژه‏اى بود كه خداوند در كالبد بشر دميد، و چنين روحى، به آدم لياقت داد تا نماينده خدا در زمين شود.

آدم داراى دو بُعد بود: جسم و روح انسانى. جسم او به حكم مادى بودنش، او را به امور منفى دعوت مى‏كرد و روح او به حكم ملكوتى بودنش او را به امور مثبت فرا مى‏خواند.

فرشتگان جنبه‏هاى مثبت آدم عليه‏السلام را بر اساس فرمان خدا، ديدند، و بدون چون و چرا آدم را سجده كردند، يعنى در حقيقت آدم را در راستاى تجليل از آدم سجده نمودند.(27)

ولى ابليس جنبه منفى آدم، يعنى جسم او را مورد مقايسه قرار داد، و از سجده كردن آدم خوددارى نمود، و فرمان خدا را انجام نداد.

درست است كه سجده بر آدم عليه‏السلام واقع شده و آدم عليه‏السلام قبله اين سجده قرار گرفت، ولى همه انسان‏ها در اين افتخار شركت دارند، چرا كه لياقت و استعدادهاى ذاتى آدم موجب چنين تجليلى از مقامش گرديد، و چنين لياقتى در ساير انسان‏ها نيز وجود دارد.

از اين رو در روايات معراج نقل شده: در يكى از آسمان‏ها، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به جبرئيل فرمود: جلو بايست تا همه ما و فرشتگان به تو اقتدا كنيم.

جبرئيل پاسخ داد: از آن هنگام كه خداوند، به ما فرمان داد تا آدم را سجده كنيم، بر انسان‏ها پيشى نمى‏گيريم، و امام جماعت آن‏ها نمى‏شويم.

و نيز هنگامى كه آدم عليه‏السلام از دنيا رفت، فرزندش هِبَةُ الله به جبرئيل گفت: جلو بايست و بر جنازه آدم عليه‏السلام نماز بخوان. جبرئيل در پاسخ گفت: اى هبة الله! خداوند به ما فرمان داد تا آدم را در بهشت سجده كنيم، بنابراين براى ما روا نيست كه امام جماعت يكى از فرزندان آدم عليه‏السلام قرار گيريم.(28)

قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

-حضرت آدم عليه‏السلام‏

در قرآن 17 بار سخن از آدم عليه‏السلام به ميان آمده.(15) در اين جا نظر شما را به بخشى از زندگى او كه در قرآن آمده با توجه به روايات و گفتار مفسران، جلب مى‏كنيم:

خبر از آفرينش خليفه خدا در زمين، و پاسخ به سؤال فرشتگان‏

خداوند اراده كرد تا در زمين خليفه و نماينده‏اى كه حاكم زمين باشد قرار دهد، چرا كه خداوند همه چيز را براى انسان آفريده است.(16)موقعيت و لياقت انسان را به گونه‏اى قرار داده تا بتواند به عنوان نماينده خدا در زمين باشد.

خداوند قبل از آن كه آدم عليه‏السلام پدر انسان‏ها را به عنوان نماينده خود در زمين بيافريند، اين موضوع بسيار مهم را به فرشتگان خبر داد. فرشتگان با شنيدن اين خبر سؤالى نمودند كه ظاهرى اعتراض گونه داشت و عرض كردند:

پروردگارا! آيا كسى را در زمين قرار مى‏دهى كه:

1 - فساد به راه مى‏اندازد

2 - و خونريزى مى‏كند

اين ما هستيم كه تسبيح و حمد تو را به جا مى‏آوريم، بنابراين چرا اين مقام را به انسان گنهكار مى‏دهى نه به ما كه پاك و معصوم هستيم؟

خداوند در پاسخ به سؤال آن‏ها فرمود: من حقايقى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.(17)

خداوند همه حقايق، اسرار و نام‏هاى همه چيز (و استعدادها و زمينه‏هاى رشد و تكامل در همه ابعاد) را به آدم عليه‏السلام آموخت. و آدم عليه‏السلام همه آن‏ها را شناخت.

آنگاه خداوند آن حقايق و اسرار را به فرشتگان عرضه كرد و در معرض نمايش آن‏ها قرار داد و به آن‏ها فرمود: اگر راست مى‏گوييد كه لياقت نمايندگى خدا را داريد، نام اين‏ها را به من خبر دهيد، و استعداد و شايستگى خود را براى نمايندگى خدا در زمين، نشان دهيد.

فرشتگان (دريافتند كه لياقت و شايستگى، تنها با عبادت و تسبيح و حمد به دست نمى‏آيد، بلكه علم و آگاهى پايه اصلى لياقت است از اين رو) با عذرخواهى به خدا عرض كردند: خدايا! تو پاك و منزه هستى، ما چيزى جز آن چه تو به ما آموخته‏اى نمى‏دانيم، تو دانا و حكيم مى‏باشى(18)

به اين ترتيب فرشتگان كه به لياقت و برترى آدم عليه‏السلام نسبت به خود پى برده و پاسخ سؤال خود را قانع‏كننده يافتند، به عذرخواهى پرداخته، و دريافتند كه خداوند مى‏خواهد انسانى به نام آدم عليه‏السلام بيافريند كه سمبل رشد و تكامل، و گل سرسبد موجودات، و ساختار وجودى او به گونه‏اى آفريده شده كه لايق مقام نمايندگى خدا است.

آفرينش آدم، و نگاه او به نورهاى اشرف مخلوقات‏

آدم از دو بُعد تشكيل شده، جسم و روح. خداوند نخست جسم او را آفريد، سپس روح منسوب خود را در او دميد و به صورت كامل او را زنده ساخت.

از آيات مختلف قرآن و تعبيرات گوناگونى كه درباره چگونگى آفرينش انسان آمده به خوبى استفاده مى‏شود كه انسان در آغاز، خاك بوده است،(19) سپس با آب آميخته شده و به صورت گِل در آمده است،(20) و بعد به گِل بدبو (لجن) تبديل شده، (21) سپس حالت چسبندگى پيدا كرده،(22) سپس به حالت خشكيده در آمده و همچون سفال گرديده است.(23)

فاصله زمانى اين مراحل كه چند سال طول كشيده، روشن نيست.

اين قسمت نشان دهنده مراحل تشكيل جسم آدم است، كه همچنان تكميل شد تا به صورت يك جسد كامل در آمد.

در كتاب ادريس‏(24)آمده: روزى حضرت ادريس پيامبر، به ياران خود رو كرد و گفت: روزى فرزندان آدم در محضر او پيرامون بهترين مخلوقات خدا به گفتگو پرداختند، بعضى گفتند: او پدر ما آدم عليه‏السلام است، چرا كه خدا او را با دست مرحمت خود آفريد، و روح منسوب به خود را در او دميد، و به فرمان او، فرشتگان، به عنوان تجليل از مقام آدم عليه‏السلام، او را سجده كردند، و آدم را معلم فرشتگان خواند، و او را خليفه خود در زمين قرار داد، و اطاعت او را بر مردم واجب نمود.

جمعى گفتند: نه بلكه بهترين مخلوق خدا فرشتگانند كه هرگز نافرمانى از خدا نمى‏كنند، و همواره در اطاعت خدا به سر مى‏برند، در حالى كه حضرت آدم عليه‏السلام و همسرش بر اثر ترك اَوْلى از بهشت اخراج شدند، گرچه خداوند توبه آن‏ها را پذيرفت و آنان را هدايت كرد، و به ايشان و فرزندان با ايمانشان وعده بهشت داد.

گروه سوم گفتند: بهترين خلق خدا جبرئيل است كه در درگاه خدا امين وحى مى‏باشد. گروه ديگر سخن ديگر گفتند: گفتگو به درازا كشيد تا اين كه آدم عليه‏السلام در آن مجلس حاضر شد و پس از اطلاع از ماجرا، چنين فرمود:

اى فرزندانم! آن طور كه شما فكر مى‏كنيد، نادرست است. هنگامى كه خداوند مرا آفريد و روحش را در من دميد، بلند شده و نشستم. همينطور كه به عرش خدا مى‏نگريستم، ناگهان پنج نور بسيار درخشان را ديدم. غرق در پرتو انوار آنها شدم و از خداوند پرسيدم: اين پنج نور كيستند؟ خداوند فرمود: اين پنج نور، نورهاى اشرف مخلوقات، باب‏ها و واسطه‏هاى رحمت من هستند، اگر آن‏ها نبودند تو و آسمان و زمين و بهشت و دوزخ و خورشيد و ماه را نمى‏آفريدم.

پرسيدم: خدايا نام اين‏ها چيست؟ فرمود: به عرش بنگر. وقتى به عرش نگاه كردم، اين نام‏ها را مشاهده نمودم: بارقليطا، ايليا، طيطه، شَبَر، شُبَير (كه به زبان سريانى است، يعنى محمد، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام) بنابراين برترين مخلوقات اين پنج تن هستند.(25)

قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

30- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَنِ اسْتَحْكَمَتْ لِي فِيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصَالِ الْخَيْرِ احْتَمَلْتُهُ عَلَيْهَا وَ اغْتَفَرْتُ فَقْدَ مَا سِوَاهَا وَ لَا أَغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لَا دِينٍ لِأَنّ مُفَارَقَةَ الدّينِ مُفَارَقَةُ الْأَمْنِ فَلَا يَتَهَنّأُ بِحَيَاةٍ مَعَ مَخَافَةٍ وَ فَقْدُ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَيَاةِ وَ لَا يُقَاسُ إِلّا بِالْأَمْوَاتِ‏
كتاب كافى جلد 1 ص :31 رواية: 30

ترجمه :
30- اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: كسى را كه آگاه شوم بر يكى از صفات خوب استوار است، بپذيرم و از نداشتن صفات ديگرش بگذرم ولى از نداشتن عقل و دين چشم نمى‏پوشم زيرا جدائى از دين جدائى از امنيت است و زندگى با حراس گوارا نباشد و فقدان عقل فقدان زندگى است ( زيرا بى‏خردان) فقط با مردگان مقايسه شوند و بس.


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

29- بَعْضُ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ عَنْ مُفَضّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ يَا مُفَضّلُ لَا يُفْلِحُ مَنْ لَا يَعْقِلُ وَ لَا يَعْقِلُ مَنْ لَا يَعْلَمُ وَ سَوْفَ يَنْجُبُ مَنْ يَفْهَمُ وَ يَظْفَرُ مَنْ يَحْلُمُ وَ الْعِلْمُ جُنّةٌ وَ الصّدْقُ عِزٌّ وَ الْجَهْلُ ذُلّ‏ٌ وَ الْفَهْمُ مَجْدٌ وَ الْجُودُ الكافي ج : 1 ص : 72نُجْحٌ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ مَجْلَبَةٌ لِلْمَوَدّةِ وَ الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللّوَابِسُ وَ الْحَزْمُ مَسَاءَةُ الظّنّ وَ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ الْحِكْمَةِ نِعْمَةُ الْعَالِمِ وَ الْجَاهِلُ شَقِيّ‏ٌ بَيْنَهُمَا وَ اللّهُ وَلِيّ مَنْ عَرَفَهُ وَ عَدُوّ مَنْ تَكَلّفَهُ وَ الْعَاقِلُ غَفُورٌ وَ الْجَاهِلُ خَتُورٌ وَ إِنْ شِئْتَ أَنْ تُكْرَمَ فَلِنْ وَ إِنْ شِئْتَ أَنْ تُهَانَ فَاخْشُنْ وَ مَنْ كَرُمَ أَصْلُهُ لَانَ قَلْبُهُ وَ مَنْ خَشُنَ عُنْصُرُهُ غَلُظَ كَبِدُهُ وَ مَنْ فَرّطَ تَوَرّطَ وَ مَنْ خَافَ الْعَاقِبَةَ تَثَبّتَ عَنِ التّوَغّلِ فِيمَا لَا يَعْلَمُ وَ مَنْ هَجَمَ عَلَى أَمْرٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ جَدَعَ أَنْفَ نَفْسِهِ وَ مَنْ لَمْ يَعْلَمْ لَمْ يَفْهَمْ وَ مَنْ لَمْ يَفْهَمْ لَمْ يَسْلَمْ وَ مَنْ لَمْ يَسْلَمْ لَمْ يُكْرَمْ وَ مَنْ لَمْ يُكْرَمْ يُهْضَمْ وَ مَنْ يُهْضَمْ كَانَ أَلْوَمَ وَ مَنْ كَانَ كَذَلِكَ كَانَ أَحْرَى أَنْ يَنْدَمَ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه:31 رواية 29


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَتَانِي جَبْرَئِيلُ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ طُوبَى لِمَنْ قَالَ مِنْ أُمَّتِكَ- لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ مُخْلِصا

ترجمه :

11. از امام جعفر صادق (عليه السلام) روايت شده است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند:

جبرئيل بين صفا و مروه (در مكه) به نزد من آمد و عرض كرد: اى محمد! خوش به حال انسانى از امت تو كه مى‏گويد: خدايى جز خداى يگانه نيست و با اخلاص، به يگانگى او معترف باشد.

توحيد اثر شيخ صدوق (ره)


موضوعات: گنجينه احاديث
   دوشنبه 19 مرداد 1394نظر دهید »

1 ... 720 721 722 ...723 ... 725 ...727 ...728 729 730 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو