
بر اساس تازهترين پژوهشهاي علمي سجده كردن انسان را از بيماريهاي روحي، جسمي حفظ ميكند.

پروفسور محمد ضياءالدين حامد از اساتيد علوم بيولوژيك و از مسوولان پژوهشگاه مركز تكنولوژي قاهره با اعلام اين خبراظهارداشت: در دوره حاضر كه انسان از هر جهت در معرض الكترومغناطيسها قرار دارد و همچنين نياز انسان به تخليه اشعههاي زائد وجود دارد، دريافتيم كه تخليه اين اشعهها از طريق سجده كردن صورت ميگيرد.
وي ادامه داد: براساس يافتههاي موجود هر اندازه كه محور طولي انسان كاهش يابد ميزان در معرض اشعههاي الكترومغناطيسي قرار گرفتن او نيز كم ميشود.
در زمان سجده كردن هم محور طولي انسان و هم به دنبال آن ميزان تاثيرگذاري الكتريسيتهها كم ميشود و سپس عمل تخليه از طريق تماس پيشاني با زمين صورت ميگيرد، البته در زمان سجده به دليل آنكه ديگر نقاط بدن هم با زمين ارتباط مييابند عمل تخليه آسانتر انجام ميشود و انسان از بيماريهاي روحي، جسمي و حتي سرطان در امان ميماند.
شيوه درست تخليه الكتريسيتهي بدن به همان شيوهاي است كه انسان در زمان نمازگذاردن دارد و به سوي مكه نماز ميخواند، چرا كه اين حالت بهترين حالت است و شخص احساس آرامش و راحتي بيشتري خواهد داشت.
منبع : ایسنا
نظر دهید » 
ورود مسلم به کوفه مقدمه قیام عاشورا و طلوع و درخشش یک مکتب است؛ مسلم میزان و معیار بود و در کوفه وقایعی را رقم زد که در تاریخ اسلام همواره تار و پود حوادث و انقلابها است.
به عنوان سفیر امام راهی کوفه می شود در حالی که پیامی از امام خود به مردم کوفه دارد: امام در راه کوفه است، ای مردم کوفه به یاری امام زمان خود بشتابید. اما کوفیان نه تنها امام خود را یاری نکردند بلکه سفیر او را نیز ناجوانمردانه به دست دشمن سپردند تا او را به وحشیانه ترین شکل ممکن به شهادت رساند.
🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
علت انتخاب مسلم بن عقیل به عنوان سفیر خاص امام حسین (علیه السلام) چه بود؟
مسلم بن عقیل دارای ویژگیهایی بود که امام حسین (علیه السلام) او را به نیابت از طرف خود به کوفه فرستاد؛ او از تبار پاک بنیهاشم و نواده حضرت ابوطالب عموی پیامبر((صلی الله علیه و آله وسلم)) است، ابو طالبی که تا آخرین ساعات حیات خود دست از حمایت پیامبر برنداشت و دعوت پیامبر را اجابت کرد، مسلم از چنین نسلی است؛ او از خاندانی پاک، شجاع و با فضیلت برخاست و زیر نظر عموی گرامیاش، علی علیهالسلام، و پسر عموهای خود امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام پرورش یافت و از علم، تقوی و دیگر فضائل آن بزرگواران بهرهمند گردید و افتخار دامادی امیر المومنین(علیه السلام) را داشت و سالها در کنار امام حسن و امام حسین علیهما السلام به ایشان اقتدا کرده بود با اینکه در آن زمان بسیاری از افراد این بصیرت را نداشتند.
🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
ویژگی دیگر مسلم بصیرت و شناخت او از امام بود بسیاری از بنیهاشم با امام به کربلا نیامدند ، البته امام تکلیف نکرده بودند، ولی او خود همراه امام آمد و این مسئله ناشی از بصیرت و معرفت بالای مسلم است.
نظر دهید » 
حدود صدسال پیش در روستایی به نام ساروق که آن روزها از دهات بزرگ حومه اراک محسوب میشد، واقعهای در اعماق خاموشی روی داد که طی آن جوان پاک نهاد ۲۷سالهای به نام محمدکاظم کریمی که هنوز به مکتب نرفته بود و به قول خودش ملا ندیده بود، به یک باره حافظ کل قرآن شد. واقعهای که محمدکاظم بعدها سعی در مخفی نگه داشتن آن داشت، اما به ضرورتی که پیش آمد آن راز از پرده بیرون افتاد و برای سالها بزرگترین علمای دینی ایران، عراق، کویت و مصر پیرامون آن به بررسی و مطالعه پرداختند و اغلب قریب به اتفاق ایشان بر این معجزه قرآنی مهر تأیید نهادند.

ماجرای کربلایی کاظم از زبان فرزند ایشان
مرحوم حاج محمدکاظم در سال ۱۳۰۰هجری قمری در روستای ساروق و در خانوادهای فقیر به دنیا آمد و پس از گذراندن ایام کودکی به کار کشاورزی مشغول شد و او نیز همانند سایر مردم ده از خواندن و نوشتن محروم شد و بهرهای از دانش و علم نداشت. اما نسبت به انجام فرایض دینی و خواندن نماز شب جدیت میکرد.
وی اهل مسجد و منبر بود و آن روزها یعنی قبل از ۲۷سالگی، مرحوم آیة الله العظمیحاج شیخ عبدالکریم حائری در حوزه علمیه اراک بودند و هنوز به قم تشریف نبرده بودند. ایشان ماههای محرم هر سال مبلّغی را به روستای ساروق میفرستادند. یک سال محرم کربلایی کاظم به مسجد میرود و روحانی اعزامی از اراک در مورد خمس و زکات و اهمیت آن صحبت میکند.
کربلایی کاظم چند روز بعد و تحت تأثیر سخنان آن روحانی با ارباب ده صحبت میکند و میپرسد که آیا شما زکات گندمی که زمینش را من میکارم پرداخت میکنی؟ ارباب ناراحت میشود و میگوید: تو به کار من کاری نداشته باش و خودت هر کاری میخواهی بکن. وی میگوید حالا که زکات نمیدهی من هم برای تو کار نمیکنم. بعد با حالت قهر روستا را ترک میکند و مدت سه سال در اطراف اراک به کارگری میپردازد. بعد از مدتی ارباب پشیمان میشود و برای او پیغام میفرستد که حاضرم زکات بدهم و پدرم هم مجدداً به ساروق برمیگردد و مشغول کشت و کار میشود.
محمدکاظم مجدداً به ساروق برمیگردد تا مشغول کشاورزی شود. بذری را که قرار است بکارد، ابتدا زکاتش را میدهد و بعد به کشت و کار میپردازد. یک سال تابستان که گندمهایش را چیده و کوبیده بود و در خرمن ریخته بود تا باد بدهد، اما آن روز باد نمیآمد. مرد فقیری که هر ساله از کربلایی کاظم مقداری گندم میگرفت نزد وی میآید و میگوید: کربلایی قدری گندم میخواهم تا به آسیاب ببرم، فرزندانم گرسنه هستند. ایشان میگوید: میبینی که باد نمیآید، تا برایت گندم آماده کنم با این حال برمیگردد به ده، غربال میآورد و مقداری گندم غربال میکند و به مرد میدهد. بعد میرود مقداری علف برای گوسفندان میچیند و به سمت خانه به راه میافتد. در بین راه به امام زادهای که به «۷۲ تن» معروف است میرود و فاتحهای میخواند.
وقتی بیرون میآید تا علفها را به دوش بگیرد و به خانه ببرد، ناگهان دو سید عرب نورانی و بسیار خوش سیما با لباسهای عربی و عمامه سبز نزد او میآیند و به او میگویند؛ محمدکاظم بیا با هم در امامزاده برای بچههای پیغمبر فاتحهای بخوانیم.
وی میگوید: من الآن در امامزاده بودم و فاتحه خواندهام. آنها اصرار میکنند و پدرم داخل امام زاده میشود. در قسمت اول امام زاده که مزار ۱۵مرد است، فاتحه میخوانند. وقتی میخواهند به قسمت “۴۰ دختران” بروند، کربلایی کاظم میگوید که نباید به آنجا رفت، چون آنها زن هستند و شنیدهام که مردها نمیتوانند آنجا بروند. یکی از آن آقایان میگوید: اشتباه کردهاند، اینها خرافات است. اگر چنین باشد پس مردها نمیتوانند قبر حضرت زینب در سوریه و حضرت معصومه در قم را زیارت کنند. و تاکید میکنند که بیا فاتحه بخوان. بعد میروند قسمت دیگر که ۱۵مرد و یک خانم هستند و آنجا هم فاتحه میخوانند.
یکی از آن آقایان به محمدکاظم میگوید: محمد کاظم کتیبههای سقف امام زاده را بخوان! ایشان به سقف نگاه میکند و خطهایی به صورت نور برجسته را میبیند که قبلاً نبوده. بعد میگوید: آقا من سواد ندارم، مکتب نرفتهام، چطور بخوانم. آن آقا دوباره تکرار میکند که بخوان! بعد میگوید: ما میخوانیم تو هم بخوان و در حالی که با دست به سینه وی میکشد شروع میکنند به خواندن ۶ آیه از سوره اعراف:
«إِنَّ رَبَّكُمُ اللهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ * ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ * وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَ * وَ هُوَ الَّذي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالاً سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ * لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ»؛(اعراف، آیات ۵۴ تا ۵۹)
کربلایی کاظم آیه اول را با چند آیه پس از آن همراه با آن سید میخواند و آن سید همچنان دست به سینه او میکشد تا میرسند به آیه ۵۹.
کربلایی بعد از خواندن آن آیات سرش را برمیگرداند تا با آن آقا حرفی بزند، اما کسی را آنجا نمیبیند. بعد با خودش میگوید که آنها یا امام بودهاند یا فرشته! اسم مرا از کجا میدانستند؟ آنها غریب بودند؟ آنها قرآن را در سینه من گذاشتند و رفتند. بعد بیهوش میشود و تا اذان صبح در امام زاده میماند. بعد که به هوش میآید نماز صبح را میخواند. هوا که روشن میشود علفها را برمیدارد و به منزل میآید. پدرش از وی میپرسد: دیشب کجا بودی؟ خیلی دنبالت گشتیم. میگوید: دیشب امام زاده بودم و ماجرا را تعریف میکند. اهل خانه فکر میکنند که او جن زده شده! پس او را نزد همان واعظی که هر ساله به ساروق میآمد برند.
واعظ که حاج شیخ صابر عراقی نام داشت میپرسد: پسر جان چطور شده، آیا سواد داری؟ محمدکاظم میگوید: نه سواد ندارم. کسانی هم که آنجا بودهاند گواهی میدهند که سواد ندارد. بعد میگوید: خب حالا قصه چیست؟ ایشان ما وقع را توضیح میدهد. آقا صابر میپرسد چه چیز را یادت دادند؟ وی شروع به خواندن قرآن میکند.
آقا صابر میگوید: این قرآن میخواند. جن گرفته نیست. به او کرامت شده. آقا صابر قرآن میخواهد، میآورند و هر جایی از قرآن را که باز میکند و یک آیه میخواند حاج محمدکاظم بقیهاش را میخواند. آقا صابر میگوید: حالا که به تو کرامت شده برویم خطهایی را که در سقف امام زاده است ببینیم. وقتی وارد امامزاده میشوند میبینند نه خطی است، نه نوری!
ملای روستا (شیخ صابر) شگفت زده این معجزه را تایید می کند و روستائیان، اهمیت این معجزه را تشخیص نداده، جز اینکه گفتند محمد کاظم نظر کرده امام زاده ها شده است. این قضیه مهم به مرور زمان در روستا به فراموشی سپرده شد و هرگاه نیز شیخ صابر به محمد کاظم می گفته تا به نزد علمای قم رفته و ایشان را مطلع نمایند، جواب می داده می ترسم ریاکاری شود و خداوند این موهبت را از من پس بگیرد. کربلایی محمد کاظم کریمی به مدت 13 سال این اتفاق را مخفی نگاه می دارد تا حدود 40 سالگی خود.
تا اینکه روزی در سفر به عتبات عالیات در طول مسیر، پس از گرفتن اشتباه قرآنی دو طلبه و پرس و جوی آن دو طلبه از چگونگی این تسلط او بر قرآن، آن ماجرا فاش می شود. در شهر نجف با علمای اعلام مواجه و پس از امتحانات عدیده از او، بر آنان یقین حاصل گشت که ایشان بدون داشتن سواد، به امر الهی نه تنها حافظ کل قرآن کریم شده، بلکه قادر است به تمام سوالات علوم قرآنی پاسخ بدهد و متقابلا علماء خاص و عام پاسخگوی سوالات کربلایی کاظم در مورد قرآن نبودند.
تایید حافظ قرآن بودن کربلایی کاظم
بعد از افشاء معجزه حافظ و عالم شدن کربلایی کاظم به قرآن کریم در سال 1308 شمسی، علماء تشیع و تسنن در نجف، کویت، مصر، قم، تهران، خراسان و بسیاری از شهرهای دیگر ایران از کربلایی دعوت به مباحثه می نمودند و روزنامه های کثیر الانتشار مثل روزنامه اطلاعات و روزنامه ندای حق خبر این ملاقات ها و جلسلت را پی در پی انتشار می دادند. از جمله این علما، آیت الله بروجردی، آیت الله سید احمد خوانساری، سید صدرالدین صدر، سید محمدهادی میلانی، آیت الله دستغیب، آیت الله مکارم شیرازی و … می باشند.
دست نوشتههایی از آیات عظام سید شهابالدین مرعشی نجفی، عبدالله شیرازی، سید احمد زنجانی، مکارم شیرازی در تایید حافظ قرآن بودن کربلایی کاظم همراه با اشارههایی به ویژگیهای خارق العاده او وجود دارد.(2) همچنین آیت الله دستغیب در کتاب داستانهای شگفت این ماجرا را نقل کردهاست.
مقام معظم رهبری و کربلایی کاظم
رهبر معظم انقلاب، آیت الله العظمی خامنه ای در دیدار با فرزند کربلایی کاظم می فرمایند:
مرحوم کربلایی کاظم را من در حرم حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در مشهد دیده بودم، در کنار مناره مسجد گوهر شاد نشسته بود. قرآنش هم دستش بود، هر کس هر آیه ای را می پرسید با این که اصلا سواد نداشت، قرآنش را باز می کرد و با دستش آن آیه را نشان می داد. این را من خودم دیدم و امتحان کردم. مرحوم کربلایی کاظم همان کسی است که بی سواد و در جوانی بر اثر یک توسل به امامزادگانی که در ساروق است حافظ قرآن شد، بنده هم رفتم آن امامزادگان را زیارت کردم، آن شبستانی که ایشان شب در آنجا بیتوته کردند و در همان جا هم مشرف به حمل قرآن شدند را بنده رفته و دیده ام. آیت الله بروجردی ایشان را امتحان و تایید کرده بودند.
موقعی که شهید نواب صفوی، کربلایی محمد کاظم را به مشهد آوردند و در بالای منبر او را به علما معرفی کردند از کربلایی سؤالهایی درباره قرآن و آیات قرآن کردم و حافظ قرآن شدن ایشان را جزو کرامات دیدم.(3)
آیت الله مرعشی نجفی در طول یک ماه، قرآن موجود را با قرآنی که به کربلایی محمد کاظم القاء شده بود مقایسه نمود و دیدند که در کل قرآن، حتی کلمهای بین قرآن موجود و قرآنی که کربلایی کاظم می خواند تفاوت وجود ندارد و تنها چند حرکت فتحه، کسره و ضمه تفاوت وجود داشت.
ویژگیهای منحصر به فرد قرآن خوانی کربلایی کاظم
از جمله ویژگیهایی که گفته می شود در آزمایشهای مختلف از کربلایی کاظم مشاهده شد می توان به چند مورد جالب اشاره کرد:
بازگویی شماره و مکان قرآن با خواندن آیه، تشخیص عبارات قرآن در میان کتابهای عربی و فارسی با دست خط های یکنواخت، باز کردن قرآن و نشان دادن مکان آیه مورد نظر، تقریباً بدون ورق زدن با هر چاپ قرآنی، جستجوی عبارتها و کلمات در قرآن و تعداد و مکان تکرار هر کدام، بیان کردن تعداد حروف سورهها و اطلاعاتی در مورد تکرار حرفها از جمله این موارد است.
فرزند ایشان در این رابطه می گوید: ایشان آیات قرآن را به صورت نور می دید. یک روز شیخ مرتضی حایری پسر آیه الله حایری یزدی کتاب جواهر را جلو پدرم باز می کند و می فرماید این قرآن است. پدرم نگاه می کند و می گوید همه سیاه است، این قرآن نیست. اما پدرم در میان متن جواهر به آیه ای برمی خورد و می گوید اما این آیه قرآن است.
پدرم سوره های قرآن را به راحتی و بدون مکث از انتها به ابتدا می خواندند. یک وقت پدرم خدمت آیه الله بروجردی (ره) می رسند و ایشان امتحان از پدرم به عمل می آورند. بعد می فرمایند ما سوره حمد را نمی توانیم از آخرش بخوانیم، اما کربلایی کاظم سوره بقره را می تواند از انتها به اولش بخواند.
آیه الله مرعشی (رحمه الله) نیز یک روز یک کتاب فارسی را مقابل پدرم باز می کند (تعلیمات دینی) و می گوید قرآن است. اما پدرم بازهم می گوید: نه کلمات و حروف سیاه است، قرآن نیست.
ایشان در طول یک ماه قرآن موجود را با قرآنی که به کربلایی محمد کاظم کریمی داده شده و القاء شده بود مقایسه نمود و دیدند که در کل قرآن، حتی کلمه ای بین قرآن موجود و قرآنی که کربلایی کاظم می خواند تفاوت وجود ندارد و تنها چند حرکت فتحه، کسره و ضمه تفاوت وجود داشت.
آیت الله سید محمد جواد علوی طباطبایی در همین رابطه می گوید:
مطلبی كه برای آیت الله بروجردی بسیار مهم بود، بحث تحریف قرآن بود. در بین علمای شیعه اختلاف است كه آیا قرآن تحریف شده است یا خیر. آیت الله بروجردی، خود قایل به عدم تحریف قرآن بودند؛ اما بسیاری از بزرگان ما، مانند مرحوم صاحب كفایه ـ رضوان الله تعالیعلیه ـ در این مسئله شك و شبهه داشتند. آیتالله بروجردی به گونه های مختلف کربلایی کاظم را آزمایش کردند تا اینكه برای ایشان ثابت شد واقعاً قرآن به آن مرحوم عنایت شده است. در این صورت، قرآنی كه به ایشان عنایت شده است، باید همان قرآنی باشد كه به رسول اكرم ـ صلوات الله و سلامه علیهـ نازل شده است و در نتیجه نباید هیچ گونه تحریفی در آن وجود داشته باشد.
آیتالله بروجردی نیز بار ها همۀ مواردی را كه احتمال تحریف در آنها وجود داشت، از ایشان می پرسیدند و كربلایی كاظم هم که هیچ اطلاعی دربارۀ بحث تحریف قرآن نداشت، فقط آیاتی را كه از او پرسیده می شد، می خواند. آیت الله بروجردی در برخی موارد، بعضی از آیات و سوره ها را چندین بار به گونه های مختلف تغییر می دادند؛ مثلاً کلماتی را که برخی از بزرگان مانند مرحوم میرزا حسین نوری معتقد بودند که جزو قرآن بوده و حذف شده است، در آیه می آوردند و می خواندند. كربلایی كاظم آیه را تصحیح می كرد و می گفت: نه؛ این طور نیست؛ پس از این كلمه، آن كلمه است. بحث اثبات عدم تحریف قرآن، یكی از مسائلی بود كه بسیار مورد عنایت آیت الله بروجردی بود و من شنیدم كه ایشان پس از آشنایی با کربلایی کاظم، قایل شده بودند كه هیچ تحریفی در قرآن صورت نگرفته است و در این زمینه، اطمینان یافته بودند.
چرا کربلایی کاظم؟
با مرور زندگینامه و اینکه کربلایی کاظم حافظ کل قرآن شده است، این سئوال مطرح میشود که چرا خداوند کربلایی کاظم را مورد لطف خود قرار داده و او را حافظ قرآن قرار میدهد؟
خود کربلایی کاظم به این سئوال اینگونه پاسخ داده است که من سه چیز را رعایت میکردم که شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم، این که هرگز لقمه حرام نخوردم، هرگز نماز شبم ترک نشد، پرداخت خمس و زکاتم را هرگز قطع نکردم.
خود کربلایی کاظم به این سوال اینگونه پاسخ میدهد که: من سه چیز را رعایت میکردم که شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم:
۱- این که هرگز لقمه حرام نخوردم،
۲- هرگز نماز شبم ترک نشد،
۳- پرداخت خمس و زکاتم را هرگز قطع نکردم.
ایشان میگفت وقتی میخواهم لقمه شبههناکی بخورم احساس سیری به من دست میدهد. وی میگفت روی سینهام نوری را میبینم که به محض مواجه شدن با لقمه حرام آن نور به تیرگی گرایش پیدا میکند و اگر لقمه حرامی بخورم بالا میآورم.
مرحوم کربلایی کاظم در سال 1377 قمری،۲۰ روز قبل از فوتش در ساروق درباره مسئله فوت و دفن خود با فرزندانش صحبت کرد. وی گفت من همین روزها فوت خواهم کرد. وقتی مُردم جنازهام را به قم منتقل کنید و در آنجا به خاک بسپارید. بعد کمیدرنگ کرد و گفت خب اگر من اینجا بمیرم شما برای انتقال جنازهام به قم دچار مشکل میشوید، من میروم قم. پس فردای آن روز به قم رفت و ۲۰روز بعد در آنجا فوت کرد و در «قبرستان نو» به خاک سپرده شد.
نظر دهید » 
ضرورت و اهمیت انتظار را میتوان از زوایای مختلف بررسی قرار داد

1 - انتظار، دورۀ آماده سازی و زمینه سازی برای یک نهضت به شمار می آید و هر انقلاب و حرکتی که این دوره را پشت سر نگذاشته باشد ناقص و بی ثمر است.
2 - در اهمیت انتظار همین بس که دشمنان، آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان بر شمرده اند میشل فوکر کلر بریر در بحث مبارزه با تفکر مهدی باوری ابتدا قیام امام حسین (علیه السلام) و بعد انتظار امام زمان (علیه السلام) را دو عامل پایداری شیعه معرفی میکنند در کنفرانس تل آویو نیز افرادی مثل برنارد لوییس مایکل ،امجی ،جنشر برونبرگ و مارتین کرامر بر این نکته تکیه فراوان داشتند. آنان در توصیف شیعه گفته اند شیعیان به نام امام حسین قیام میکنند و به اسم امام زمان قیامشان را حفظ می نمایند
ماربین محقق آلمانی میگوید از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهمی که موجب امیدواری و رستگاری شیعه می باشد، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور است

3 - دوران انتظار دوران هجوم فتنه ها و مشکلات و گرفتاریها است و آنچه میتواند آرامش قلبی و قدرت روحی به شیعه منتظر،بدهد یاد منجی حی و حاضر است
4 - پیراستن از خصایص ناپسند و آراستن خود به اخلاق نیکو از فواید دیگر انتظار است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «… هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم (علیه السلام) گردد باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول گردد
5 - از نتایج ،انتظار، تلاش فکری مؤمن منتظر و بصیرت و آگاهی .اوست فتنه ها علاوه بر آنکه غفلت میآورد شبهه و تردید و تزلزل را نیز در افکار جامعه ایجاد میکند و این منتظر واقعی است که چون به هوشیاری فکری رسیده بیدار است و به شبهات پاسخ میگوید.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خوشا به حال کسی که در زمان غیبت قائم ما به فرمان ما تمسک جوید که در نتیجه قلب او هرگز به طرف باطل متمایل نخواهد شد.

6 - انتظار از آنجا که انسان را به عمل وا میدارد و در جامعه ای که حالت انتظار منجی الهی حاکم است تحرک و پویایی حکم فرماست و بشر را به زمینه سازی و اصلاح فردی و اجتماعی وا می دارد، عاملی ارزشمند برای حفظ و بقای شریعت است.
7- انتظار از آن جهت که محرک عمل ،است زمینه ساز ظهور منجی عالم بشریت خواهد بود.
منبع:پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) / علی اصغر رضوانی
نظر دهید » 
انتظار اگر از قسم مثبت آن باشد که همراه با آمادگی کامل منتظر برای ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) است نه تنها ملالت آور نیست بلکه دائماً در انسان روحیه امید را شعله ور کرده و او را سرحال و زنده نگه می دارد. شخص منتظر دائماً در فکر آمدن محبوب خود است و این بهترین حالتی است که به او دست میدهد او دائماً به عشق رسیدن محبوب خود شب را به روز و روز را به شب می رساند.

از طرفی ،دیگر از آنجا که انتظار منجی حقیقی یعنی امام زمان (علیه السلام) در حقیقت یک نوع توسل و ارتباط باطن با او نیز هست لذا با این ارتباط هر لحظه فیوضاتی از ناحیه آن حضرت به انسان میرسد که او را از خستگی و ملالت بیرون می آورد.بر انتظار موعود حقیقی آثار و برکاتی بسیار مترتب است
منبع:پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) / علی اصغر رضوانی
نظر دهید » 
خوابگردی و حرف زدن در خواب، جزو اختلالات خوشخیم خواب هستند که در هر سنی ممکن است بروز کنند. در سنین کودکی تا بزرگسالی امکان بروز و ادامه این مشکلات وجود دارد.
معمولا کودکان بدون هیچ مشکل و استرس خاصی میخوابند اما در نیمههای شب ممکن است در مرحله خواب عمیق شروع به حرف زدن و یا راه رفتن در خواب کنند. برخلاف تصور اغلب مردم که معتقدند برای افراد خوابگرد اتفاقی نمیافتد و آنها حین خواب مراقب خود هستند، اینگونه نیست و باید مراقب کودکان و بزرگسالان خوابگرد بود و امنیت کامل خانه را تامین کرد. چه بسیار اتفاق افتاده که در حین خوابگردی کودکان و بزرگسالان در منزل را باز کرده و از منزل خارج شدهاند و یا پنجره را باز کرده و دچار مشکل شدهاند. بنابراین باید مراقب بود در صورتی که کودکی در منزل دچار این اختلال است، وسایل تیز و برنده از کف اتاق برداشته شود تا کودک در حین خوابگردی دچار هیچ حادثهای نشود. صحبت کردن در خواب در هر سنی ممکن است دیده شود معمولا حرف زدن در خواب با استرسهای روزانه تشدید میشود.

خوابگردی در کودک
روزهایی که کودک استرس بیشتری را تجربه کرده است، امکان دارد دچار خوابگردی و حرف زدن در خواب شود. معمولا صحبتهایی که در حین خوابگردی بیان میشود، مسایل روزمره زندگی است و معمولا افراد اسرار خود را حین حرف زدن در خواب افشا نمیکنند. در اختلال حرف زدن در خواب هم مانند اختلال خوابگردی که در حین مراحل عمیق خواب رخ میدهد، کودک و بزرگسال فردای آن روز خاطرهای از این مساله به یاد نمیآورد، بنابراین صحبت کردن راجع به این مساله با کودک که در حین خواب راه میروی و حرف میزنی مشکلی را حل نمیکند. به یاد داشته باشیم خوابگردی و حرف زدن در خواب، اختلال شایعی است که معمولا به درمانهای طبی و دارویی نیاز ندارد. در مراحل مربوط به خواب عمیق که دو تا سه ساعت بعد از خواب شروع میشود، خوابگردی و حرف زدن آغاز میشود.
با کودک خوابگرد چه باید کرد؟
خوابگردی جزو اختلالات خوشخیمی است که مشکلی را برای کودک و بزرگسال ایجاد نمیکند و فقط امن کردن منزل، ضرورت دارد. لزومی به کنترل بچهها نیست و فقط خوابگردها باید در محیط امنی قرار گیرند تا از بروز حادثه برای آنان جلوگیری شود. معمولا یک دوره کوتاه دارد که به طور دقیق نمیتوان مشخص کرد چه مدت طول میکشد اما پس از اتمام دوره فرد به سر جای خود برگشته و میخوابد. در مورد حرف زدن در خواب هم که شامل جیغ زدن و صحبت کردن میشود بعد از اتمام خواب عمیق و شروع مراحل دیگر خواب این اختلال به پایان میرسد. آمار دقیقی در مورد شیوع حرف زدن در خواب و اختلال خوابگردی وجود ندارد اما حرف زدن در خواب شیوع بالاتری دارد. معمولا اختلالات خواب جنبه فامیلی و خانوادگی دارند و در سایر افراد درجه اول نیز ممکن است دیده شود. همانطور که گفتیم، استرس بهطور خاص موجب تشدید این اختلال میشود.

از تمرین مثبت استفاده کنید. در طول روز راه هایی که کودک می تواند با بکارگیری آنها به خواب رود برای او بیان کنید. مثلا” کودک می تواند با فکر کردن درباره صحنه های آرام و زیبا مانند برخورد امواج دریا به ساحل، و یا با تکرار حروف الفبا و یا خواندن ترانه های کودکانه این کار را تمرین کند.
اگر چند ساعت بعد از خوابیدن، فرزندتان را در حالت خواب و در حین راه رفتن دیدهاید تعجب نکنید، چرا که این اختلال در میان برخی کودکان دیده میشود. خوابگردی مسالهای شایع در بین کودکان است، با این حال اغلب خوابگردها فقط گاهی این کار را انجام میدهند و با رسیدن به سنین نوجوانی معمولاً خوابگردی از بین میرود.

خوابگردی؛ چرا و به چه علت؟
خوابگردی در بچهها نسبت به بزرگسالان بسیار رایجتر است چون اغلب خوابگردیها با بزرگ شدن و رسیدن به سالهای اولیه نوجوانی از بین میروند. این مساله ممکن است در بین نسلها ادامه پیدا کند. عوامل دیگری که ممکن است موجب خوابگردی شوند، عبارتاند از:
• خواب ناكافی، محرومیت از خواب یا خستگی یا برنامه نامنظم خواب، • خواب از هم گسسته، • بیماری یا تب ،• برخی از داروها، • استرس (خوابگردی به ندرت به علت یک مشکل روانی یا هیجانی اساسی رخ میدهد) ،• پر بودن مثانه
• خوابیدن در محیطی شلوغ و پرسروصدا

خواب در کودک چه علایمی دارد؟
برخاستن از رختخواب و راه رفتن در اطراف در حال خواب آشکارترین نشانه خوابگردی است ولی خردسالان خوابگرد ممکن است، در خواب صحبت کنند، بیدار شدنشان مشکل باشد، گیج به نظر برسند، وقتی با آنها صحبت میشود پاسخ ندهند، در رختخواب بنشینند. همچنین چشمهای خوابگردها باز است، اما مانند موقع بیداریشان همسان نمیبینند و اغلب فکر میکنند که در اتاق دیگری از منزل هستند یا در مجموع در مکانی دیگر هستند.

توصیه هایی به والدینی که کودکشان خوابگرد است
1در حال خوابگردی او را بیدار نکنید زیرا این کار ممکن است او را بترساند. در عوض به آرامی او را به طرف رختخواباش راهنمایی کنید.
نه تنها پنجرهها و درهای اتاق بچه را، بلکه در بقیه اتاقها را نیز قفل کنید. میتوانید از قفلهای اضافی یا قفل امنیت کودک هم برای درها استفاده کنید. سوییچ ماشین هم باید همیشه خارج از دسترس این بچهها باشد.
یک روش که پیش از به خواب رفتن کودک خردسال بسیار مهم است، حضور یکی از والدین در کنار او است که با خواندن داستان و یا حرف زدن صورت می گیرد. به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند .حتی اگر در حد چند کلمه بیمعنی است معمولا این روش در ایجاد خواب مناسب در کودک بسیار موثر است. اما مراقب باشید به عادت و وابستگی تبدیل نشود.
اگر کودک از استحمام لذت می برد می توان از آن به عنوان وسیله ای برای کسب یک خواب خوب استفاده کرد.
به کودکتان روش های آرام سازی (نفس عمیق، کشش و آرام سازی عضلات بدن) را آموزش دهید. سعی کنید قبل از خوابیدن، کودک این روش ها را انجام دهد. به کودک اجازه دهید تا زمانیکه خواب آلوده و خسته نشده بیدار بماند و سپس او را به رختخواب ببرید.
از تمرین مثبت استفاده کنید. در طول روز راه هایی که کودک می تواند با بکارگیری آنها به خواب رود برای او بیان کنید. مثلا” کودک می تواند با فکر کردن درباره صحنه های آرام و زیبا مانند برخورد امواج دریا به ساحل، و یا با تکرار حروف الفبا و یا خواندن ترانه های کودکانه این کار را تمرین کند.

برای زمان خواب کودکتان برنامه تعیین کنید. برنامه های خانواده و خواسته های کودک را نیز در نظر بگیرید. انعطاف پذیر باشد، ولی برخورد قاطع با کودک را تمرین کنید. الگویی راکه تصمیم به ادامه آن ندارید، شروع نکنید. برنامه شبانه باید در کل روز موجب احساس امنیت و نزدیکی میان افراد خانواده شود.
اختلال خوابگردی که در حین مراحل عمیق خواب رخ میدهد، کودک و بزرگسال فردای آن روز خاطرهای از این مساله به یاد نمیآورد، بنابراین صحبت کردن راجع به این مساله با کودک که در حین خواب راه میروی و حرف میزنی مشکلی را حل نمیکند.
برای پیشگیری از سقوط کودک، به او اجازه ندهید در یک تختخواب تاشو یا مرتفع بخوابد.
چیزهای شکستنی یا تیز را از اطراف بستر بچه دور کنید. اشیای خطرناک را نیز دور از دسترس قرار دهید.
موانع را از اتاق فرزندتان و سایر اتاقهای منزل بردارید تا از سکندری خوردن او جلوگیری کنید، به خصوص اشیا برنده را از کف اتاق خواب کودک یا اتاق بازی او بردارید.
درهای حفاظتی در خارج از اتاق فرزندتان و یا در ورودی بالای هر پلکان نصب کنید.
برای به حداقل رساندن وقایع خوابگردی فرزندتان میتوانید با گوش دادن به کاستهای آرامش بخش یا ترانه های کودکی به فرزندتان در هنگام خوابیدن آرامش بخشید.
یک برنامه خواب و چرت زدن روزانه منظم تنظیم کنید که در آن هم زمان خوابیدن و هم بیدار شدن لحاظ شده باشد.
زمان خوابیدن فرزندتان را زودتر قرار دهید. این کار میتواند خواب آلودگی مفرط را بهبود بخشد.
به فرزندتان اجازه ندهید در شب مایعات زیادی مصرف کند و مطمئن شوید که فرزندتان قبل از رفتن به رختخواب دستشویی رفته است.

اجازه ندهند كودك هنگام خواب خیلی خسته و متشنج به خواب رود.
از مصرف کافئین در نزدیکی وقت خواب اجتناب کنید.
مطمئن شوید که اتاق خواب فرزندتان ساکت، راحت، گرم و نرم و مساعد برای خوابیدن است.
اگر فرزندتان را نیمهشب سرگردان دیدید، وحشت نکنید. او را با آرامش و امنیت به رختخوابش برگردانید.
كودك را برای چند شب تحت نظر بگیرند (چه موقع از خواب بیدار می شود و چه مدتی خواب گردی می كند).
بعد از چند شب، كودك را 15 دقیقه قبل از خواب گردی شبانه اش بیدار كنند. كودك را 5 دقیقه بیدار نگه دارند (با او كمی حرف بزنند و یا كمی آب به او بدهند). این كار را به مدت یك هفته انجام دهند.
از مصرف داروهای خواب آور خودداری كنید.
والدین، خواهرها و برادرها و اعضای خانواده بهتر است كودكی را كه زیاد دچار خوابگردی میشود، دست نیندازند و اذیت نكنند زیرا او نسبت به این رفتار خود هیچ آگاهی ندارد و بهطور كلی چیزی به یاد نمیآورد.
منبع :تبیان
نظر دهید » 
اوضاع این گونه بود تا اینکه با شخصی آشنا شدم که به نظر میرسید میتواند به سؤالاتم پاسخ دهد. در اولین برخورد به او گفتم: آیا میتونم با شما بیپرده سخن بگم، به همه چیز در مورد امام زمان با دیده ی شک نگاه کنم و از صفر شروع کنم؟!
او گفت: اگر غیر از این باشه اشتباه کردی. کسانی که ساختمان افکار و عقیده شونو از رو میسازند و زیر بنای فکرشونو محکم نمیکنن، با یک طوفان سؤالات یا یک سیل مختصر شبهات، ساختمونشون خراب میشه و همه ی ایمان و عقیده شون با سیل میره.
گفتم: پس من قبل از هر حرفی میخوام بدونم اصلا چه ضرورتی داره من امام زمانمو بشناسم و آیا اگه من بیتوجه به دنبال زندگی خودم باشم چیزی رو از دست دادم و ضرری کردم؟

گفت: این آیه رو شنیدی که خداوند میفرماید:«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم؟»نسا/59
گفتم: بله.
گفت: معنای این آیه چیه؟
گفتم: از خدا، رسول، و اولی الامر اطاعت کنین.
گفت: درسته، حالا چطور ممکنه ما از کسی که اونو نمیشناسیم اطاعت کنیم؟! مراد از اولی الامر در این آیه امام و حجت خدا در هر زمانه و اگه انسان امام خودشو نشناسه نمیتونه از او اطاعت کنه، پس باید اونو بشناسیم.
گفتم: از کجا معلوم که مراد از اولی الامر توی این آیه امام زمان باشه؟
گفت: جالبه بدونی همین سؤال در صدر اسلام و هنگام نزول این آیه مطرح شد. جابر یکی از اصحاب رسول خدا به اون حضرت گفت: یا رسول الله ما خدا و رسول رو میشناسیم اما نمیدونیم مراد از اولی الامر در این آیه چه کسانی هستن؟
حضرت فرمودند: مقصود از اولی الامر، علی و فرزندان اویند و تک تک اماما رو تا امام زمان نام بردن و این روایت علاوه بر مدارک ما شیعیان، در برخی کتب اهل سنت هم اومده.
گفتم: حالا فهمیدم که شناخت امام زمان یک تکلیف واجبه چون اطاعت از ایشون واجب شد مقدمه ی اون هم که شناخته، واجب میشه.
او گفت: بله، و دلائل و انگیزه های دیگه هم برای شناخت امام زمان داریم، مثلا این حدیث پیامبر عزیزمون که مورد اتفاق همه ی مسلموناست: هر کس امام زمان خودشو نشناسه و بمیره به مرگ جاهلیت مرده.

اگه ترک کاری(شناخت امام زمان) موجب میشه من در حکم جاهلان و مشرکان قبل از اسلام باشم، آیا انجام اون کار ضرورت پیدا نمیکنه؟ پس ملاحظه میکنی که مساله ی آشنایی با امام زمان و شناخت اون حضرت خیلی مهمتر از اونه که ما با اون برخورد میکنیم.
منبع:گفت و گویی که به عشق انجامید/ مهدی عدالتیان.
نظر دهید » 
آنچه که بر هر مؤمنی بلکه بر هر انسانی لازم است اینکه هیچگاه از چنگ تأخير فرج و ظهور منجی نا امید نباشد، بلکه باید به ریسمان صبر زده تا به سر منزل مقصود رهنمون شود و این تنها از راه ایمان قلبی به خداوند متعال و اینکه او خُلف نمیکند میسر است و نیز با سیر و بررسی سرگذشت امتهای گذشت امتهای پیشین که چگونه بعد از هر شدّت و گرفتاری ،شدید خداوند آخر الأمر برای آنها آسایش و فرجی حاصل ،نمود، به دست می آید و همچنین با مراجعه به فطرت و میل درونی خود که چگونه به ظهور منجی بشریت متمایل است میتواند خود را از یأس و ناامیدی رهانیده و به ظهور منجی امیدوار باشد.

در ذیل آیه شريفة (وَلا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: تأویل این آیه برای مردم عصر غیبت ،است و روزهای زمان غیبت غیر از روزهای اهل زمانهای دیگر .است خداوند متعال شیعیان را از شک در حجّت خود نهی کرده است و نیز نهی کرده از اینکه گمان کنند که خداوند زمین را یک چشم برهم زدن از حجت خالی میگرداند
منبع: پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) / علی اصغر رضوانی
نظر دهید » 
1-نشان دهند که سپاسگزار زحمات او هستند.

2- بگوئید که او بهترین حامی خانواده است و به خوبی از آنها مراقبت می کند.
3- بگویند که همسر فوق العاده ایست و چقدر از زندگی کنار او احساس آرامش می کنند.
4- طوری برنامه ریزی کنید که مانند دوران نامزدی گاهگاهی بیرون بروید و یا همراه با فرزندانتان برای تفریح و بازی به پارک بروید. احساس جوان و سرحال بودن را از دست ندهید و از رفتن به سینما، تئاتر ، کنسرت و اماکن ورزشی لذت ببرید.
![]()
5- در برنامه ریزیتان زمانی را برای مصاحبت با دوستانتان در نظر بگیرید. این زمان اندک جدا بودن از همسر و فرزندان به مفهوم شارژ باطری وجودتان است. صرف این زمان اندک با دوستان شما را سرحال به خانه باز گردانده و قدردان وجود همسر و فرزندانتان می سازد.
6- از نخستین روز آغاز زندگی مشترکتان ارتباط صمیمانه و خالصی را با همسرتان شروع کنید.
7- به یکدیگر احترام بگذارید و اعتماد داشته باشید.
8- هر یک از شما نیاز دارد که بداند در تمام لحظات خوب و بد زندگی می تواند روی طرف مقابلش حساب کند وبه حمایت او دلگرم شود.
9- حسادت را در وجود خود نابود( درمان کنید) و اعتماد به نفس را که نخستین عنصر یک زندگی سرشار از عشق و علاقه است را جایگزین حسادت کنید.حسادت هیولای زشتی است که شادی و خوشبختی را از شما می گیرد.
![]()
10- بخش پر احساس و عاشقانه زندگی خود را همواره شاداب نگه دارید.
11- روز خود را با کلمات و رفتار محبت آمیز آغاز کنید.
12- برای یکدیگر آرزوی موفقیت کنید.
13- در طول روز با رد و بدل کردن پیام های کوتاه محبت آمیز و یا تلفن کوتاه و یا یادداشتهای پرمحبت با یکدیگر در تماس باشید.
14- همیشه در این فکر باشید که چگونه می توانید با انجام کاری که همسرتان دوست دارد او را خوشحال و غافلگیر کنید.
15- تلاش کنید که با هم در تمام مراحل زندگی رشد کنید.
![]()
16- با هم و به هم بیاموزید.
17- هرگز به یکدیگر پشت نکنید.
18- باور داشته باشیم که آدمهائی در زندگی مشترک موفق می شوند که به این نتیجه رسیده باشند که چیزی برای تقدیم کردن به دیگری دارند.
منبع:روش رسیدن به زندگی شاد و موفق
خود کاوی ، خود شناسی ، خود آگاهی ، تعالی شخصیت
نظر دهید » << 1 ... 65 66 67 ...68 ...69 70 71 ...72 ...73 74 75 ... 798 >>