https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

ورود ابراهيم به شهر بابِل‏

ابراهيم عليه‏السلام پس از خروج غار و سير و سياحت و تكميل خداشناسى و معادشناسى، در حالى كه نوجوان بود وارد شهر بابل پايتخت نمرود گرديد. شهرى كه غرق در فساد بود، و مردم آن از نظر معنوى در حد صفر بودند و عقايد خرافى مانند: بت‏پرستى، نمرودپرستى و انواع خرافات ديگر در ميانشان رواج داشت.

ابراهيم طبق معمول نخست به خانه مادرش رفت، پدرش مدتها قبل از دنيا رفته بود، به عمويش كه سرپرستش بود و نامش آزر بود، پدر مى‏گفت. ابراهيم دعوتش را از آزر شروع كرد.

ابراهيم عليه‏السلام ديد آزر نه تنها از بت پرستان سرشناس است بلكه از بت‏سازان معروف نيز مى‏باشد و با سلطنت نمرود ارتباط نزديك دارد، و از آن جا كه گفته‏اند عدو شود سبب خير گر خدا خواهد ابراهيم عليه‏السلام در خانه آزر، كمتر مورد سوء ظن واقع مى‏شد.

طبق بعضى از روايات كه از امام صادق عليه‏السلام نقل شده: ابراهيم عليه‏السلام همراه مادرش وارد شهر شدند و با هم به خانه مادرش رفت، در آن جا براى اولين بار نگاه آزر به چهره ابراهيم عليه‏السلام افتاد، آزر كه از اين حادثه نگران به نظر مى‏رسيد شتاب‏زده به مادر ابراهيم گفت: اين شخص كيست كه در سلطنت شاه (نمرود) باقى مانده است؟ با اين كه به فرمان شاه، پسران را مى‏كشتند، چرا اين شخص زنده مانده است؟!

مادر براى جلب عواطف آزر گفت: اين پسر تو است، در فلان وقت هنگامى كه از شهر بيرون رفته بودم، متولد شده است.

آزر گفت: واى بر تو اگر شاه از اين ماجرا با خبر شود، ما را از مقامى كه در پيشگاهش داريم عزل مى‏كند.

مادر گفت: اگر شاه با خبر نشد كه زيانى به تو نخواهد رسيد، و اگر با خبر شد من جواب او را خواهم داد، به طورى كه به مقام تو آسيب نرسد، بگذار اين پسر باقى بماند و براى ما به عنوان پسر باشد.(194)

به اين ترتيب ابراهيم در پناه آزر، حفظ گرديد، چنان كه خداوند موسى عليه‏السلام را در دامن فرعون حفظ كرد.

قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي


موضوعات: گنجينه احاديث
   یکشنبه 25 مرداد 1394نظر دهید »

معادشناسى ابراهيم‏

ابراهيم عليه‏السلام پس از بيرون آمدن از درون غار و سير و سياحت در صحرا و بيابان، پس از تكميل خداشناسى، همچنان به سير و تفكر خود ادامه مى‏داد تا به دريا رسيد، او با كنجكاوى عميق به دريا و امواج دريا مى‏نگريست، ناگاه لاشه حيوان مرده‏اى نظرش را جلب كرد، ديد حيوانات دريايى و پرندگان بيرون به پيكر آن حيوان حمله مى‏كنند و گوشت او را مى‏خورند، طولى نكشيد كه همه پيكر او را خوردند، اين حادثه عجيب ناخودآگاه ابراهيم را به اين فكر فروبرد كه: اگر تمام پيكر اين حيوان مرده، (هر جزيى از آن) جزء بدن چندين رقم حيوان دريايى و صحرايى شد، در روز قيامت چگونه تكه‏هاى بدن او در كنار همه جمع شده و زنده مى‏گردد؟!

البته ابراهيم عليه‏السلام به زنده شدن مردگان در قيامت، يقين داشت، ولى مى‏خواست بر يقينش بيفزايد، از اين رو دست به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا به من بنمايان كه چگونه چنين مردگانى را زنده مى‏كنى؟!

خداوند به ابراهيم عليه‏السلام فرمود: مگر تو به روز قيامت ايمان نياورده‏اى؟!

ابراهيم عرض كرد: آرى، ايمان آورده‏ام ولى مى‏خواهم دلم سرشار از ايمان گردد.

خداوند به ابراهيم عليه‏السلام فرمود: چهار پرنده را برگير و سر آن‏ها را ببر و سپس گوشت آن‏ها را بكوب و مخلوط و ممزوج كن، آن گاه گوشت به هم آميخته را به ده قسمت تقسيم كن و هر قسمت آن را بر سر كوهى بگذار و سپس در جايى بنشين و آن‏ها را به اذن خدا به سوى خود بخوان.

ابراهيم عليه‏السلام چهار پرنده را (كه طبق بعضى از روايات عبارت بودند از: خروس، طاووس، اردك و كركس، يا كلاغ) گرفت و آن‏ها را ذبح كرد و گوشت آن‏ها را در هم آميخت و با هاوَن كوبيد و سپس ده قسمت كرد و هر قسمتى را روى كوهى نهاد. آن گاه كمى دورتر رفت و در حالى كه منقارهاى آن چهار پرنده در دستش بود در جايى نشست و صدا زد: اى پرندگان! به اذن خدا زنده شويد و به نزد من پرواز كنيد.))

در همان لحظه گوشتهاى مخلوط شده پرندگان از هم جدا شدند، و به صورت چهار پرنده در آمدند و روح در آن‏ها دميده شد و به سوى ابراهيم عليه‏السلام پريدند و به او پيوستند.(189)

حضرت رضا عليه‏السلام در ضمن گفتارى فرمود: پس از آن كه آن چهار پرنده، زنده شده و به منقارهاى خود پيوستند، به پرواز در آمدند و سپس نزد ابراهيم عليه‏السلام آمده از آب و دانه‏هاى گندم كه در آن جا بود نوشيدند و برچيده و خوردند و گفتند: اى پيامبر خدا! خدا تو را زنده بدارد كه ما را زنده كردى.

ابراهيم عليه‏السلام فرمود: بلكه خداوند زنده مى‏كند و مى‏ميراند و او بر هر چيزى قادر و تواناست.(190)

به اين ترتيب ابراهيم عليه‏السلام با چشم خود، صحنه معاد و زنده شدن مردگان را مشاهده كرد، و سخن قلبش را به زبان آورد: آرى، خداوند بر هر چيزى قادر و تواناست، خدايى كه هم بر ذره‏هاى پراكنده مردگان آگاه است و هم مى‏تواند آن‏ها را جمع نموده و به صورت نخستينشان زنده كند.

قصه هاي قرآني محمدي اشتهاردي


موضوعات: گنجينه احاديث
   یکشنبه 25 مرداد 1394نظر دهید »

بسم الله الرحمن الرحیم

                            سـلام بـر حـضـرت آدم بـرگزیده خـدا

اَلـسَّلامُ عَـلى آدَمَ صَـفْوَةِ اللّه ِ،

                          سلام بر حضرت نوح پیامبر خدا

اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ اللّه ِ ،

                         سلام بر حضرت ابراهیم دوست خدا

اَلسَّلامُ عَلى ا ِبْراهیمَ خَلیل ِ اللّه ِ،

                        سلام بر حضرت موسى هم صحبت خدا

اَلسَّلامُ عَلى موُسى کَلیم ِاللّه ِ ،

                            سلام بر حضرت عیسى روح الله

اَلسَّلامُ عَلى عیسى روُح ِ اللّه ِ،

                             سلام بر تو اى رسول خدا

صفحات: 1· 2


موضوعات: گنجينه احاديث
   یکشنبه 25 مرداد 1394نظر دهید »


امام جواد عليه ‏السلام :
مَنْ زارَ عَمَّتى بِقُم فَلَهُ الجَنَّةُ؛
كسى كه عمّه‏ ام را در قم زيارت كند او اهـل بهشت است.
سفينة البحار: ج2 ،ص376
ولادت کریمه اهل بیت، حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک باد


موضوعات: گنجينه احاديث
   یکشنبه 25 مرداد 1394نظر دهید »


امام صادق عليه ‏السلام :
مَن تَعَلَّمَ للّه‏ِِ و عَمِلَ للّه‏ِِ و عَلَّمَ للّه‏ِِ دُعِيَ في مَلَكوتِ السَّماواتِ عَظيما، فقيلَ: تَعَلَّمَ للّه‏ِِ، و عَمِلَ للّه‏ِِ، و عَلَّمَ للّه‏ِِ!
هر كه براى خدا علم بياموزد و براى خدا [به آن] عمل كند و براى خدا به ديگران آموزش دهد، در ملكوت آسمانها از او به بزرگى ياد شود و گفته شود: براى خدا آموخت، براى خدا عمل كرد و براى خدا آموزش داد!


موضوعات: گنجينه احاديث
   شنبه 24 مرداد 1394نظر دهید »


امام صادق عليه ‏السلام :
يَعيشُ النّاسُ بِاِحْسانِهِمْ اَكْثَرَ مِمّا يَعيشونَ بِاَعْمارِهِمْ وَ يَموتون بِذُنوبِهِمْ اَكْثَرَ مِمّا يَموتونَ بِآجالِهِمْ؛
مردم، بيشتر از آن‏كه با عمر خود زندگى كنند، با احسان و نيكوكارى خود زندگى مى‏ كنند و بيشتر از آن‏كه با اجل خود بميرند، بر اثر گناهان خود مى‏ ميرند.
دعوات الراوندى: ص 291، ح 33


موضوعات: گنجينه احاديث
   شنبه 24 مرداد 1394نظر دهید »

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : الكِبرُ رِداءُ اللّه ِ ، فَمَن نازَعَ اللّه َ شيئا مِن ذلكَ أكَبَّهُ اللّه ُ في النّارِ .حديث

امام صادق عليه السلام : كِبر، رداى خداست.پس هر كه بر سر چيزى از آن با خدا كشمكش كند، خداوند او را در آتش سرنگون سازد.


موضوعات: گنجينه احاديث
   شنبه 24 مرداد 1394نظر دهید »

الإمامُ الباقرُ عليه السلام : الكِبرُ رِداءُ اللّه ِ، و المُتَكبِّرُ يُنازِعُ اللّه َ رِداءَهُ .حديث

امام باقر عليه السلام : كِبر، رداى خداست و شخص متكبّر بر سر تصاحب رداى خدا، با او مى ستيزد.


موضوعات: گنجينه احاديث
   شنبه 24 مرداد 1394نظر دهید »

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : فلو رَخَّصَ اللّه ُ في الكِبرِ لأحَدٍ مِن عِبادِهِ لَرَخَّصَ فيهِ لِخاصَّةِ أنبيائهِ و أوليائهِ ، و لكنَّهُ سبحانَهُ كَرَّهَ إلَيهِمُ التَّكابُرَ ، و رَضِيَ لَهُمُ التَّواضُعَ .حديث

امام على عليه السلام : اگر بنا بود خداوند به احدى از بندگانش رخصت تكبّر دهد، هر آينه اين رخصت را به خاصّگان از انبيا و اولياى خود مى داد. اما خداوند سبحان، تكبّر را براى آنان نيز ناخوش داشت و فروتنى را برايشان پسنديد.


موضوعات: گنجينه احاديث
   شنبه 24 مرداد 1394نظر دهید »

1 ... 668 669 670 ...671 ... 673 ...675 ...676 677 678 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو