
جملات قصار شهید آوینی
تقوا است که انسان را به اخلاص می رساند و با اخلاص درهای حکمت نیز بر قلب گشوده می شود
نظر دهید » 
جملات قصار شهید آوینی
حقیقت وجود انسان روح الهی اوست که چون خورشیدی منیر در پس حجاب بدن حیوانی و تعلقات گران بار دنیایی اش پنهان مانده است. چگونه می توان بی واسطۀ حجب ، چشم در نور خورشید دوخت؟
نظر دهید » 
جملات قصار شهید آوینی
عاقل درد فراق ندارد و عقل در این وادی لایعقل است ؛ از عشق باز پرس که شرح این مشکل را جز او کس نمی داند
نظر دهید » 
جملات قصار شهید آوینی
بلبل شیدای گل است و این آواز و الحان که از او می جوشد ، ناله شیدایی است که از ملکوت نازل می شود. بلبل نیز مطرب ملکوت است ، حافظ نیز ، و هرآن کس که شعرش ناله شیدایی است و درد فراق دارد.
نظر دهید » 
جملات قصار شهید آوینی
هنر زمزمه مستی است و خود آگاهان را حاجتی بدین زمزمه نیست. سوزآتش درون است که در سخن می ریزد، و آن را که این آتش ندارد گو بسوزد که شعر سوز جگر است و آه دل و اشک چشم … و این همه را جز به غریبان و شیداییان عطاء نکرده اند.
نظر دهید » 
جملات قصار شهید آوینی
راه ” فطرت” راه ” علم حصولی ” و اکتسابی نیست، راهی وصول است. بندگی خدا میثاق ازلی است که در عمق فطرت خویش بدان شهادت می دهد و او فطرتأ به مبدأ عالم، علم و گرایش دارد و اگربه نفس خویش رجوع کند در باطن خویش خواهد یافت که خداوند فجور و تقوا را به نفس او الهام فرموده است و آسمان لایتناهی تمنای او را هیچ کرانه ای جز قدرت و اراده مطلق ، علم مطلق ، حسن مطلق و حیات محض محدود نمی کند
نظر دهید » 
فيض احسان بى پايان تو را چگونه شكرگزارم كه از من ناتوان نمى آيد و زبان ثناى عظمت و كبرياى تو از كجا آرم ، چون اين زبان آن را نمى شايد
طوطى جان در هواى تو با شكر، شكر تو مى جويد و بلبل روح در گلزار فتوح به نواى عجز و انكسار، ثناى كبرياى تو مى گويد: خيال جمال رخسارت قهرمان عشق را بر قلوب مشتاقان ديدارت گماشته تا جز تو نبينند و كلك بدايع آثارت از قلم حقايق انجام الهام بر الواح ارواح اهل عرفان نگاشته تا با غير ننشينند…
… در اين مجموعه كه گلزارى است از عالم قدس ، گلهاى رنگارنگ شكفته و در آن گلها، مل هاى گوناگون نهفته ، از آن گلها نفخه هاى جانفزاى روحانى به مشام اهل دل مى وزد تا هزار دستان چمن انس را بر تو ترنم دارد و از آن مل ها طربهاى حيات بخش ربانى به روان مشتاقان مى رسد تا مى پرستان ميكده قرس را در اهتزاز آرد.
طعم خوب بندگى،نكته هايى از بزرگان علم و دين،غلامحسن اسدى ملا محله اى
1 نظر » 
(وفات 1070 ق )ملا محمد تقى مجلسى در اجازه نامه اى كه در سالهاى آخرين عمر برا فرزندش علامه محمد باقر مجلسى نوشت راه او را كه ادامه راه خودش بود براى وى چنين ترسيم كرد: پس به درستى كه من ، او و نفس خطا كار خود را به تقواى خداى تبارك و تعالى وصيت مى كنم : كه آن وصيت خداى تعالى به انسانهاى اولين و آخرين است .

و اينكه مراقبت خود را بذل كند و اخلاص در علم و عمل داشته باشد كه : به درستى مردم همگى هلاك مى شوند.
مگر عالمان و عالمان فرهنگى هلاك مى شوند، مگر عاملان به علم خود، و عاملان همگى هلاك مى شوند، مگر مخلصان و مخلصان نيز در معرض خطرى بزرگ قرار دارند. و اينكه در هر روز جزئى از قرآن عظيم را با تدبير و تفكر بخواند. در هر روز وصيت مولاى ما امير مؤ منان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام ، سرور جوانان بهشت ، را كه در نهج البلاغه ذكر شده (و در كتابهاى ديگر آمده ).
ملاحظه نمايد و به آن و ديگر وصاياى آن حضرت و ائمه معصومين (صلوات الله عليهم اجمعين ) عمل نمايد.
رياضت و جهاد با نفس را ترك نكند كه خداى تعالى فرموده : و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين .
و كسانى كه در راه ما مجاهده كردند، به يقين ما آنان را به راههاى خود هدايت مى كنيم و به درستى كه خداوند با احسان كنندگان است .
نام كتاب : طعم خوب بندگى
نكته هايى از بزرگان علم و دين
مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى
نظر دهید » 
(وفات 1050 ق )با گمنامى و شكسته حالى به گوشه اى خزيدم . دل از آرزوها بريدم و با خاطرى شكسته به اداى واجبات كمر بستم و كوتاهيهاى گذشته را در برابر خداى بزرگ به تلافى برخاستم . نه درسى گفتم و نه كتابى تاءليف نمودم زيرا اظهار نظر و تعريف در علوم و فنون و القاى درس و رفع اشكال و شبهات و…

نيازمند تصفيه روح و انديشه و تهذيب خيال از نابسامانى و اختلال ، پايدارى اوضاع و احوال و آسايش خاطر از كدورت و ملال است و با اين همه رنج و ملالى كه گوش مى شنود و چشم مى بيند چگونه چنين فراغتى ممكن است …
ناچار از آميزش و همراهى با مردم دل كندم و از انس با آنان ماءيوس گشتم تا آنجا كه دشمنى روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انكار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بى اعتنا شدم . آنگاه روى فطرت به سوى سبب ساز حقيقى نموده ، با تمام وجود در بارگاه قدسش به تضرع و زارى برخاستم و مدتى طولانى بر اين حال گذراندم .(47)
صدرالمتاءلهين در طى نامه اى از كهك قم به استادش مرحوم مير داماد وضع روحى خود را چنين ترسيم مى كند:
و اما احوال فقير بر حسب معيشت روزگار و اوضاع دنيا به موجبى است كه اگر خالى از صعوبتى و شدتى نيست … اما بحمدالله كه ايمان به سلامت است و در اشراقات علميه و افاضات قدسيه و ارادت الهيه … خللى واقع نگشته … از حرمان ملازمت كثير السعادة بى نهايت متحسر و محزون است . روى طالع سياه كه قريب هفت هشت سال است كه از ملازمت استاد الاماجد و رئيس محروم مانده ام و به هيچ روى ملازمت آن مفخر اهل دانش و بينش ميسر نمى شود… به واسطه كثرت وحشت از صحبت مردم وقت و ملازمت خلوات و مداومت بر افكار و اذكار بسى از معانى لطيفه و مسائل شريفه مكشوف خاطر عليل و ذهن كليل گشته …
صدرالمتاءلهين در كتاب اسفار چنين مى گويد: حاشا كه احكام و مقررات بر حق و تابناك شرعى با معارف بديهى و يقينى عقلانى ، ناهماهنگ باشد و نابود باد فلسفه و حكمتى كه قواعد و يافته هايش مطابق با كتاب الهى و سنت نبوى نباشد.
نام كتاب : طعم خوب بندگى
نكته هايى از بزرگان علم و دين
مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى
نظر دهید » << 1 ... 606 607 608 ...609 ...610 611 612 ...613 ...614 615 616 ... 798 >>