
امام خمینی رحمه الله علیه:
از نقشه های شیطانی قدرتهای بزرگ استعمار و استثمارگر كه سالهای طولانی در دست اجرا است و در كشور ایران از زمان رضاخان اوج گرفت و درزمان محمدرضا با روشهای مختلف دنباله گیری شد، به انزواكشاندن روحانیت است ؛ كه در زمان رضاخان با فشار و سركوبی و خلع لباس و حبس و تبعید وهتك حرمات و اعدام و امثال آن ، و در زمان محمدرضا با نقشه و روشهای دیگر كه یكی از آنها ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیان بود، كه تبلیغات وسیعی در این زمینه شد؛ و مع الاسف به واسطه بیخبری هر دو قشر از توطئه شیطانی ابرقدرتها نتیجه چشمگیری گرفته شد.
از یك طرف ، از دبستانها تادانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبیران و اساتید و روسای دانشگاهها از بین غربزدگان یا شرقزدگان و منحرفان از اسلام و سایر ادیان انتخاب و به كار گماشته شوند و متعهدان مومن در اقلیت قرار گیرند كه قشر موثر را كه در آتیه حكومت را به دست می گیرند، از كودكی تا نوجوانی و تا جوانی طوری تربیت كنند كه آزادیان مطلقا، و اسلام بخصوص ، و از وابستگان به ادیان خصوصا روحانیون ومبلغان ، متنفر باشند. و اینان را عمال انگلیس در آن زمان ، و طرفدار سرمایه داران و زمینخواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالی در بعد از آن معرفی می نمودند. و از طرف دیگر، با تبلیغات سوء، روحانیون و مبلغان و متدینان را ازدانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بی دینی و بی بند و باری و مخالف بامظاهر اسلام و ادیان متهم می نمودند.
نتیجه آنكه دولتمردان مخالف ادیان واسلام و روحانیون و متدینان باشند؛ و توده های مردم كه علاقه به دین و روحانی دارند مخالف دولت و حكومت و هر چه متعلق به آن است باشند، و اختلاف عمیق بین دولت و ملت و دانشگاهی و روحانی راه را برای چپاولگران آنچنان باز كند كه تمام شئون كشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخایر ملت در جیب آنان سرازیر شود، چنانچه دیدید به سر این ملت مظلوم چه آمد، و می رفت كه چه آید.
اكنون كه به خواست خداوند متعال و مجاهدت ملت - از روحانی ودانشگاهی تا بازاری و كارگر و كشاورز و سایر قشرها - بند اسارت را پاره و سدقدرت ابرقدرتها را شكستند و كشور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادند، توصیه اینجانب آن است كه نسل حاضر و آینده غفلت نكنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها وتوطئه های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنكه فرد یا افرادی را دیدند كه باگفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افكند او را ارشاد و نصیحت نمایند؛ و اگر تاثیر نكرد از او روگردان شوند و او را به انزوا كشانند و نگذارندتوطئه ریشه دواند كه سرچشمه را به آسانی می توان گرفت . و مخصوصا اگر در اساتید كسی پیدا شد كه می خواهد انحراف ایجاد كند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و كلاس خود طرد كنند. و این توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلین علوم دینی است . و توطئه ها در دانشگاهها از عمق ویژه ای برخوردار است و هرقشر محترم كه مغز متفكر جامعه هستند باید مواظب توطئه ها باشند.
#بازخوانی_اندیشه_امام
نظر دهید » 
یک بانوی تازه مسلمان و شیعه کانادایی گفت: فمنیسم تنها ابزاری برای فریب زنان است که ساخته ایدئولوژی غربی است.جامعه غربی می خواهد زن ابتدا ظاهر خود را به نمایش بگذارد تا شخصیتش را، و همه همانگونه رفتار می کنند تا در جامعه پذیرفته شوند. این ها عقاید و افکاری است که فمنیسم به زن غربی القا می کند و در واقع با این افکار، زنان را فریب می دهد.

خانم “جنة الحیدری” بانوی تازه مسلمان و شیعه کانادایی است که در اونتاریو به همراه همسر و فرزند کوچکش زندگی می کند. وی نویسنده و تصویرگر کتب کودکان است. داستان آخرین کتاب وی با نام “اولین حجاب ضحی” به تازگی به اتمام رسیده و ایشان در حال حاضر به تصویرگری این کتاب مشغول است. طبق گفته خودش این کتاب داستان دختربچه مسلمانی است که برای اولین بار بعد از رسیدن به سن تکلیف شرعی حضور با حجاب در جامعه را تجربه می کند. وی همچنین مدیریت سایتی را بر عهده دارد که تازه مسلمانان سراسر جهان را با افراد تحصیل کرده در رشته های اسلامی مرتبط می کند تا اطلاعات لازم در مورد دین مبین اسلام به ایشان داده شود. خانم حیدری صاحب دو فرزند پسر است و همسر ایشان از شیعیان عراق است که مدت زمانی را در شهر مقدس قم زندگی می کرده است.
برای شروع از ایشان پرسیدم چه زمانی با دین اسلام آشنا شدند؟
در پاسخ گفت سال 2000 –سال 1379- طی یک عمل جراحی سزارین تجربه تلخی داشتم که نقطه عطفی در زندگانی ام بود. سال 2000 بود که برای به دنیا آمدن فرزند دومم مجبور به انجام عمل جراحی سزارین شدم. پیش از به دنیا آمدن فرزند دومم از همسر کانادی ام جدا شده بودم و دو فرزند پسر و تنها سرپرست دو فرزند بودن شرایط روحی و زندگی ام را دچار اختلال فراوان کرده بود.به دلیل اشتباه پزشکان در محاسبه دوز لازم برای بیهوشی درمیانه عمل سزارین کم کم به هوش آمدم و آرام آرام درد عمل را حس می کردم تا جایی که چشمانم باز شد و قادر به دیدن پزشکان و پرستاران شده و از شدت درد فریاد می کشیدم و گریه می کردم. آنقدر درد و زجر عمل زیاد بود که فکر کردم دیگر زنده نخواهم ماند.
پیشتر به عنوان یک مسیحی به وجود روح و خالق اعتقاد داشتم. پیش زمینه خانوادگی من مسیحی پروتستان بود که اعتقادات زیادی به احکام دین نداشتند و در واقع خانواده متدینی نبودیم، اما با تعلیمات دین مسیحیت به روح اعتقاد داشتیم. در میانه عمل سزارین که کم کم به هوش می آمدم حس کردم که روحم در حال جدا شدن از بدنم است و همین حس من را ترساند چراکه معتقد بودم هنگام مرگ روح از بدن جدا می شود. لحظات بسیار سخت و دردناکی بود اما خوشبختانه با کمک پزشکانی که متوجه به هوش آمدنم شدند نجات یافتم. این اتفاق تاثیر بسیاری بر روحیات و دیدگاه من گذاشت طوری که مرا ترغیب به تحقیق راجع به روح، مرگ و خالق کرد. آن روزها کارهای بسیاری داشتم. باید به تنهایی از دو فرزندم مراقبت می کردم از طرف دیگر علاقه و تشنگی وافری در یافتن مطالب جدید داشتم که برای آن کتب فراوانی را جستجو کرده و در اینترنت نیز به جستجو پیرامون مساله خالق و روح می پرداختم. برای سرگرم کردن فرزند بزرگترم برایش بازی های آنلاین آماده می کردم. از طرفی جستجو پیرامون روح و خالق مرا به سوی مطالعه ادیان مختلف سوق داده و بوداییسم، مسیحیت، یهودیت و اسلام ادیانی بودند که در مورد احکام و اعتقادات آنان مطالعه کردم.
به دنبال دین یا مذهب خاصی نبودم اما همواره به خدا اعتقاد داشتم و بعد از آن تجربه نزدیک به مرگ درجریان عمل سزارین اعتقادم به خداوند و خالق بیشتر از پیش تقویت شده بود. در میان تحقیقاتم دین و اعتقادات اسلامی را نیز مطالعه می کردم و از آنجا که برایم جدید بود بسیار کنجکاو بودم تا بیشتر درباره آن بدانم. در میان جستجوها و در میان کتب بسیاری که می خواندم با کتابی برخورد کردم که ترجمه کتب مسلمانان بود. ترجمه انگلیسی از قرآن کریم مرا به خودش جذب کرد. جملات بسیاری درمورد روح و خالق در این کتاب وجود داشت.
خلق و خوی پیامبر اسلام (ص) دیدگاهم به اسلام و مسلمانان را تغییر داد.پیش از اسلام آوردن توسط رسانه های مختلف این طور به من القا شده بود که مسلمانان مردمی خشن و دوستدار خشونت هستند که هرگز به زنان احترام نمی گذارند اما آنچه در زندگانی پیامبر(ص) و اهل بیتش دیده می شود و آنچه تعالیم اسلامی می آموزد کاملا متفاوت است.
همزمان با این دوران بازی های آنلاین برای فرزندم آماده می کردم و خودم هم همبازی وی می شدم. یکی از اشخاصی که طرف دیگر بازی بود مرد مسلمانی از قم بود. وی اصالتا عراقی، شیعه و سید بود اما مدتی بود که در شهر قم زندگی می کرد. کنجکاوی های آن روز من مرا ترغیب کرد تا با وی در مورد اسلام صحبت کنم. به بهانه بازی انلاین با ایشان درمورد دین و خدا و اعتقاد به روح صحبت می کردم. در طی صحبت با ایشان پی بردم وی شخصی بسیار روشنفکر و در عین حال مذهبی است. ایشان در طی گفتگو صبورانه مبانی اسلام را تا حدی برایم تشریح می کرد و هرگز از موضع بالاتر به من نگاه نمی کرد. هرگز طوری با من رفتار نکرد که از گذشته خودم و آن چه که بودم احساس خجالتی داشته باشم. هرگز این مساله را به رخم نمی کشید که من یک زن غربی، مسن تر، مطلقه و صاحب دو فرزند هستم. دو سال بعد ایشان به کانادا سفر کردند و همدیگر را ملاقات کردیم و این ملاقات منجر به ازدواج ما شد. در تمام مدت دو سالی که پیش از ملاقاتمان در تماس بودیم سید نافع حیدری، نه تنها مذهب تشیع را به من معرفی کرد بلکه در مورد مذاهب و ادیان دیگر برایم سخن می گفت. من پیش از ملاقات وی به اسلام محمدی ایمان آورده و مذهب تشیع را برگزیدم و در تمام مدتی که تازه مسلمان شده بودم راهنمایی های این مرد سیدعراقی همراهم بود.
برترین الگوی اخلاقی بندگان خدا را می توان در حضرت محمد (ص) پیدا کرد. این که پیامبر اسلام یک یتیم بی سواد بوده اما در عین حال فضایل اخلاقی برجسته ای داشته مرا به خویش جذب کرد. کتب فراوانی در مورد پیامبر اسلام(ص) مطالعه کردم در میان مطالب خوانده شده احترامی که ایشان به همسر خویش خدیجه کبری قایل بودند به من این دید را می دهد که اسلام نگاه متفاوتی از ادیان و مکاتب دیگر به رابطه بشری دارد. با بیشتر دانستن از پیامبر اسلام و خصوصیات والای اخلاقی ایشان بیشتر با اسلام رابطه درونی برقرار کردم. حجاب این ارمغان را برای من داشت که دیگر حس رقابت با دیگر زنان را نداشته باشم.
از این بانوی تازه مسلمان در مورد کنار آمدن ایشان با حجاب اسلامی سوال شد
وی در پاسخ گفت: من همیشه در کانادا زندگی کردم و فضای جامعه و خانوادگی من حجاب را نمی پذیرفت. از طرفی خودم هم با این مساله مانوس نبودم. تاثیر رسانه ها و تبلیغات نیز قابل چشم پوشی نبود. اما با پذیرش اسلام باید حجاب را رعایت می کردم و از آنجا که همواره در زندگی فردی متکی به نفس بودم توانستم با این مساله کنار بیایم ولی ابتدا با پوششی در جامعه ظاهر می شدم که برای اطرافیانم قال پذیرش بود. لباس های بگی (گشاد) که در جامعه ما معمول است می پوشیدم اما رفته رفته همانطور که به مطالعاتم پیرامون اسلام ادامه می دادم به مساله فمنیسم، حقوق زنان که در غرب همواره مورد تبلیغ است اندیشیدم.
همواره به زنان غربی گفته می شود که برای آزادی باید آزادی پوشش داشته باشید، هرآنچه می پسندید پوشیده، تحریک آمیز باشید و توجهات را به خود جلب کنید. در غرب این ایده کاملا عادی و معمول است چراکه بدین وسیله نشان می دهید شما یک زن محکم و مستقل هستید و در عین حال امنیت داشته و همواره زن مسئول هستید. وقتی دختران ما بزرگ می شوند دیگران به آنان این طور می آموزند که نباید آنچه خداوند به شما داده را پنهان کنید. بگذارید دنیا زیبایی شما را ببیند. این عبارات وسیله ایست برای سوق دادن زنان به سوی خودنمایی. همین مساله منجر به آرایش در زنان و پوشش های خودنمایانه می شود. گفته می شود شرم آور است که زنی خودش را بپوشاند و جامعه می خواهد زن ابتدا ظاهر خود را به نمایش بگذارد تا شخصیتش را و همه همانگونه رفتار می کنند تا در جامعه پذیرفته شوند. این ها عقاید و افکاری است که فمنیسم به زن غربی القا می کند و در واقع با این افکار، زنان را فریب می دهد.
وقتی به گذشته خویش نگاه می کنم می بینم کاملا ذهن شویی شده بودم. گرچه فرد متکی به نفسی بودم اما همچنان می خواستم جامعه مرا ببیند و از این راه مرا بپذیرد. تصور می کردم چطور ممکن است کسی را انتخاب کنند بدون این که وی را در لباس های مد ببینند از طرفی فکر می کردم زنانی که پوشش سراسری دارند زنان افسرده و مظلومی هستند.
اولین باری که در جامعه با حجاب ظاهر شدم برایم بسیار سخت بود. هیچ زن مسلمان و با حجاب دیگری در اطراف من زندگی نمی کرد. اما من می خواستم این بار به جامعه نشان دهم که من مسلمان شده و در راهی که قدم گذاشتم محکم هستم. اما بعدها به این نتیجه رسیدم که حجاب ارزشی است برای خودم چرا که وسیله ای است برای نزدیک تر شدن من به خالقم. حتی زمانی که با نگاه های سنگین جامعه و یا القاب زشت ایشان مواجه می شدم باز حجاب را دوست داشتم. رفته رفته به این نتیجه رسیدم که دیگر جامعه اطرافم به چشم یک شیء به من نگاه نمی کرد و زنان اطرافم به من به چشم یک رقیب نمی نگریستند و همین مرا در حفظ این پوشش آرام کرد.
به عنوان سخن آخر خانم حیدری گفت که معتقد است هر فردی به دنبال حقیقتی است که برای آن پاسخی بیابد. حال چه آن فرد مسلمان باشد و چه کافر. فرد پاسخی برای خواسته درونی خویش می یابد و آن اسلام است و فرد دیگری پاسخی می یابد که کفر است. من فکر می کنم پاسخ هایی که منجر به کفر می شود دلایل علمی نیست چراکه علم حقیقی حقایق را روشن می کند اما دلایلی که فرد را به کفر منتهی می کنند تنها وی را آرام کرده اند. همان طور که دلایلی فردی را به اسلام هدایت می کند آن شخص را به آرامش برای یافتن پاسخ سوالهایش رسانده است.
منبع:مهرنیوز
نظر دهید » 
امام خمینی رحمه الله علیه:
در بعض از روحانیان و متدینان بیخبر از اسلام تاثیر گذاشته كه حتی دخالت در حكومت و سیاست را به مثابه یك گناه و فسق می دانستند و شایدبعضی بدانند! و این فاجعه بزرگی است كه اسلام مبتلای به آن بود.
در جواب باید گفت:كه نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حكومت و سیاست جدا می دانند. باید به این نادانان گفت كه قرآن كریم و سنت رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - آنقدر كه در حكومت و سیاست احكام دارند در سایر چیزها ندارند؛بلكه بسیار از احكام عبادی اسلام ، عبادی - سیاسی است كه غفلت از آنها این مصیبتها را به بار آورده . پیغمبر اسلام “صلی الله علیه و آله و سلم ” تشكیل حكومت داد مثل سایر حكومتهای جهان لكن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی . و خلفای اول اسلامی حكومتهای وسیع داشته اند و حكومت علی بن ابیطالب - علیه السلام - نیز با همان انگیزه ، به طور وسیعتر و گسترده تر از واضحات تاریخ است . و پس از آن بتدریج حكومت به اسم اسلام بوده ؛ و اكنون نیز مدعیان حكومت اسلامی به پیروی از اسلام و رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - بسیارند.
#بازخوانی_اندیشه_امام
نظر دهید » 
امام خمینی رحمه الله علیه:
از توطئه های مهمی كه در قرن اخیر، خصوصا در دهه های معاصر، وبویژه پس از پیروزی انقلاب آشكارا به چشم می خورد، تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مایوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداكار ایران از اسلام است .گاهی ناشیانه و با صراحت به اینكه احكام اسلام كه 1400 سال قبل وضع شده است نمی تواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند، یا آنكه اسلام یك دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است
در جواب باید گفت از حكومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یاغرضمندانه خود را به بی اطلاعی می زنند. زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط وعدل و جلوگیری از ستمگری و حكومت جائرانه و بسط عدالت فردی واجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع كجرویها، و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودكفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود وقصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یك جامعه ، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها ازاین قبیل ، چیزهایی نیست كه با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی كهنه شود. این دعوی به مثابه آن است كه گفته شود قواعد عقلی و ریاضی درقرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود. اگر در صدر خلقت ، عدالت اجتماعی باید جاری شود و از ستمگری و چپاول و قتل بایدجلوگیری شود، امروز چون قرن اتم است آن روش كهنه شده ! و ادعای آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است - همان سان كه محمدرضا پهلوی مخلوع می گفت كه اینان می خواهند با چهارپایان در این عصر سفر كنند - یك اتهام ابلهانه بیش نیست . زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات وابتكارات و صنعتهای پیشرفته كه در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علم وصنعت مورد تاكید اسلام و قرآن مجید است . و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است كه بعضی روشنفكران حرفه ای می گویند كه آزادی در تمام منكرات و فحشا حتی همجنس بازی و از این قبیل ، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان وعقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرقزدگان به تقلید كوركورانه آن را ترویج می كنند.
#باز خوانی_اندیشه_امام
نظر دهید » 
امام خمینی رحمه الله علیه : اینجانب به همه نسلهای حاضر و آینده وصیت می كنم كه اگر بخواهید اسلام و حكومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل ازكشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را كه خداوند تعالی در قرآن كریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه كه رمز پیروزی وبقای آن است ، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است . بی جهت نیست كه بوقهای تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده های بومی آنان تمام توان خود راصرف شایعه ها و دروغهای تفرقه افكن نموده اند و میلیاردها دلار برای آن صرف می كنند. بی انگیزه نیست سفرهای دائمی مخالفان جمهوری اسلامی به منطقه . و مع الاسف در بین آنان از سردمداران و حكومتهای بعض كشورهای اسلامی ، كه جز به منافع شخص خود فكر نمی كنند و چشم و گوش بسته تسلیم امریكا هستند دیده می شود؛ و بعض از روحانی نماها نیز به آنان ملحقند.
امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران ومسلمانان جهان باید مطرح باشد واهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی كردن تبلیغات تفرقه افكن خانه برانداز است .توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان بویژه در عصر حاضر، آن است كه در مقابل این توطئه ها عكس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممكن افزایش دهند و كفار و منافقان را مایوس نمایند.
#بازخوانی_اندیشه_امام
نظر دهید » 
امام خمینی رحمه الله علیه : بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است ؛ و رمزپیروزی را ملت می داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند كه دو ركن اصلی آن : انگیزه الهی و مقصد عالی حكومت اسلامی ؛ و اجتماع ملت درسراسر كشور با وحدت كلمه برای همان انگیزه و مقصد.
#بازخوانی_اندیشه_امام
نظر دهید » 
قالت فاطمة (عليها السلام) خير النساء ان لايرين الرجال ولا يراهن الرجال، فقال رسول الله صلى الله عليه و آله آنها منی
فاطمه زهرا ( علیها السلام ) فرمود بهترین زنان کسانی هستند که نه آنها مردان را و نه مردان آنها را ببینند.
از بیان این جمله از حضرت زهرا علیها السلام رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: فاطمه از من است. گویی آنچه فاطمه بیان کند مطابق با فرمان الهی و دستور رسول خدا است.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «قال لنا رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) اى شيىء خير للمرأة؟ فلم يجبه احد منا فذكرت ذلك لفاطمة (عليهاالسلام) فقالت: ما من شيىء خير للمرأة من ان لاترى و لايراها، فذكرت ذلک لرسول الله :(صلی الله علیه وآله وسلم) فقالت صدقت آنها بضعة منى».

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ما از ما پرسید بهترین چیز برای زن چیست؟
هیچ کس از ما پاسخ رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را نداد تا این که موضوع را خدمت فاطمه سلام الله علیه .گفتم حضرت در جواب فرمود: بهترین عمل برای زن آن است که نه مردی را ببیند و نه مردی او را ببیند.
من چون این سخن فاطمه (علیها السلام) را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) عرض کردم رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: فاطمه، پاره تن من است.
به طور کلی ،زن هرگاه در مقابل نامحرم قرار میگیرد باید از هر رفتاری که نظر بیگانه را به وی جلب و او را تحریک میکند اجتناب ورزد مخصوصا در مراکز و مکانهایی که زن و مرد با هم کار میکنند باید بیشتر مراعات نمود و سعی شود تا جایی که ضرورتی نباشد زن و مرد نامحرم در یک اتاق و بلکه یک اداره …. با هم کار نکنند و برای جلوگیری از این گونه امور، می توان ،رئیس معاون و کارمندان این گونه مراکز را از زنان قرار داد.
برای مشاغل تخصصی از زنان متخصص بهره برد یا تربیت کرد، مگر کارهایی که از عهده ی بانوان خارج باشد.
نظر دهید » 
اولاً: شکی نیست که معرفت تأثیر به سزایی در عملکرد انسان دارد و هر چه معرفت انسان به کسی یا عقیده ای بیشتر و راسخ تر باشد تأثیر آن در ناحیهٔ عمل بیشتر خواهد بود و به طور کلی انسان بدون معرفت نمیتواند در ناحیه ،عمل حق مطلب را ادا کند. لذا علمای کلام از همین طریق و به ملاک لزوم شکر منعم قائل به وجوب معرفت خداوند شده اند امام زمان (علیه السلام) و حجت خدا بر روی زمین است و مطابق نصوصات اطاعت او واجب است لذا باید به او در حد امکان معرفت حاصل کنیم وگرنه با مرگ جاهلی از دنیا رفته ایم.

ثانياً: ما وظیفه داریم امام زمان خود را بشناسیم تا دنباله رو هر کسی .نباشیم چه کسی را الگوی خود قرار دهیم و دین را از چه کسی اخذ کنیم؟ آیا میتوان از هر کسی که متاعی از دین را عرضه کرد به سراغش ،رفته او را الگو و امام خود قرار دهیم؟
باید در مرحله اول خصوصیات امام را شناخته و مصداق آن را مشخص کنیم آن گاه به دنبال ایشان رفته و آن حضرت را رهبر خود قرار دهیم قطعاً باید چنین باشد و گرنه در هنگام مرگ مرگی با جهالت خواهیم داشت.
منبع: پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) / علی اصغر رضوانی
نظر دهید » 
خداوند تعالی پس از ارسال آخرین فرستاده اش و انزال آخرین کتاب آسمانی خود، برای هدایت بشر، دوازده امام معصوم عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ را توسّط آخرین پیامبرش معرّفی نمود، تا انسان ها با شناخت و معرفت آن ها، و مراجعۀ به محضر آن بزرگواران، از گمراهی نجات یافته، به سعادت رستگاری نائل شوند، و شکر این بزرگترین نعمت الهی را بجا آورند.

البته مسلمانان در طول تاریخ، این افتخار را پیدا کردند که با یازده نفر از این امامان هدایت، زندگی کرده و از محضر آنها استفاده نمایند. ولی با کمال تأسّف از میان آنان، فقط تعداد بسیار کمی قدر این نعمت بزرگ را دانسته و از آن استفادۀ درست نموده اند، و بقیّه مردم با ظلم و دشمنی نسبت به آن بزرگواران، ناشکری وکفران نعمت کرده، موجبات خشم و غضب خداوند را فراهم نمودند.
لذا پس از شهادت یازدهمین امام معصوم، یعنی حضرت امام حسن عسکری علیه اسلام ، مردم از درک نعمت حضور امام، که فضیلت بزرگی از طرف خداوند برای امّت اسلام بود، محروم شدند و به خاطر گناهان و معاصی خود، به غضب الهی دچار شدند، یعنی خداوند آخرین حجّت خودش، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از دیدگان آن ها مخفی نمود و دوران غیبت کبری آغاز گردید.
مرحوم شیخ کلینی قدس سره در کتاب شریف کافی، روایتی را از محمد بن فرج نقل نموده که گفت: حضرت امام محمّد باقر عَلَيْهِ السَّلاَمُ در نامه ای به من مرقوم فرمودند:
إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ نَحَّانَا عَنْ جِوَارِهِمْ.
هنگامی که خدای تبارک و تعالی بر آفریده های خود غضب نماید، ما ائمّه را از مجاورت با آنها دور می نماید.
وضعیّت مسلمانان در دوران غیبت، به خاطر دوری از امام معصوم و حجّت پروردگار، روز به روز بدتر می شود، تا جایی که بسیاری از شیعیان، اعتقادشان نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از دست می دهند.

مرحوم شیخ صدوق قدس سره در کتاب کمال الدّین، روایتی را از صقر بن ابی دُلَف نقل نموده که گفت: از حضرت ابن الرّضا، جواد الائمّه عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ شنیدم که می فرمودند:
همانا امام بعد از من پسرم علی است، امر او امر من، و سخن او سخن من، و اطاعت از او اطاعت از من است؛ و امام پس از او پسرش حسن است، امر او امر پدرش، و سخن او سخن پدرش، و اطاعت از او اطاعت از پدرش می باشد.
سپس حضرت سکوت کردند، پس من عرض کردم: ای پسر رسول خدا! پس امام بعد از حسن کیست؟ پس ایشان گریۀ شدیدی کردند و سپس فرمودند: همانا بعد از حسن پسرش، قائم به حق است، که انتظارش کشیده می شود.
پس من به ایشان عرض کردم: ای پسر رسول خدا! چرا ایشان «قائم» نامیده شده است؟ حضرت فرمودند:
لِأَنَّهُ يَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِكْرِهِ، وَ ارْتِدَادِ أَكْثَرِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ، فَقُلْتُ لَهُ: وَ لِمَ سُمِّيَ الْمُنْتَظَرَ؟ قَالَ: لِأَنَّ لَهُ غَيْبَةً يَكْثُرُ أَيَّامُهَا وَ يَطُولُ أَمَدُهَا، فَيَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ، وَ يُنْكِرُهُ الْمُرْتَابُونَ، وَ يَسْتَهْزِئُ بِذِكْرِهِ الْجَاحِدُونَ، وَ يَكْذِبُ فِيهَا الْوَقَّاتُونَ، وَ يَهْلِكُ فِيهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ، وَ يَنْجُو فِيهَا الْمُسْلِمُونَ.
چون او زمانی قیام می کند که یادش از بین رفته و اکثر معتقدان به امامت او، از عقیدۀ خود برگشته اند.
به ایشان عرض کردم: چرا او را منتظَر مى گويند؟ فرمودند: زيرا برای او غیبتی است که روزهایش زياد می شود و مدّتش طولانى گردد پس مخلصان، منتظر قيامش می باشند و شکّ كنندگان، انكارش می كنند، و منكران، يادش را مسخره می كنند، و تعيين كنندگان وقت ظهورش، دروغ می گويند، و شتاب كنندگان در غیبتش، هلاک می شوند، و تسليم شوندگان در آن، نجات می يابند.

سختی این مطلب برای انسان زمانی است که بداند در دوران غیبت به نحوی اعتقادش را از دست می دهد که خودش هم متوجّه نمی شود، البته این کار زمان زیادی هم نمی خواهد، بلکه از یک صبح تا به شب برای بی دین شدن کافی است!
منبع:
روضاتی، سیدمحمدجعفر
جلوه های مهدوی در آیینه فاطمی
نظر دهید » << 1 ... 51 52 53 ...54 ...55 56 57 ...58 ...59 60 61 ... 798 >>